نامش الیسا (Elissa) است

مدت ها از رادیوی “پانوراما” در عربستان سعودی صدای زیبای یک خواننده لبنانی را می شنیدم که نامش را نمی دانستم. پنج ماه طول کشید تا فهمیدم نامش الیسا است. مدت ها به کمین نشستم و تکه ای از ترانه “بتمون” را از رادیوی ماشین با تلفن همراه ضبط کردم و در دفتر زیر گوش “شادی” همکار مرد لبنانی ام گرفتم و پرسیدم این کیست؟ کمی گوش داد و چهره همیشه اخمویش شکفت: این الیسا است! گفتم چگونه است که این کشور فسقلی شما اینقدر از زاویه های مختلف بر جهان عرب تاثیر دارد؟ خوشش آمد و به شوخی گفت: ما اینیم دیگه!

شاید شما هم الیسا با آن صدای زیبا و سحر انگیز را می شناسید و من تازه از راه رسیده ام. هرچند که عربی نمی دانم، ولی چند ترانه ای که یافته ام، همه جا همراهم است. البته هنوز نتوانسته ام اصل سی دی هایش را بیابم. در کویر عربستان سعودی و ایران این چیزها را نمی شود از فروشگاه خرید. باز عربستان از ایران سر است چون با پخش صدای خواننده زن از رادیو و تلویزیون هیچ مشکلی ندارد.

در اینجا ترجمه شعر”بتمون” را یافتم. یک وبلاگ فارسی هم برایش درست کرده اند. این هم سایت خودش است. و چقدر زیباست این زن!

راستی: اگر خارج ار ایران و عربستان سعودی زندگی می کنید، سی دی ها را بخرید و کپی نکنید.

درسی که از جریان دانشگاه زنجان باید گرفت …سکوت را بشکنید!

به نظر می آید که ماجرای دانشگاه زنجان و چند مورد دیگر که تاکنون فاش شده اند، تنها نوک کوه یخی را نشان می دهند که بخش عظیمش زیر آب است. چه تیپیک است این رفتار ایرانی که حقیقت را می پوشاند تا ظاهر را حفظ کند و این گونه است که به هر جا می نگری، دروغ و کوه یخ می بینی. البته این بار آن چه در زنجان هم تقریبا تازگی داشت و هم توجه بین المللی را جلب کرد، این بود که این دختر دانشجو بر خلاف “عرف” جامعه سکوت نکرد و با شهامت و به یاری دوستانش این فساد را به همگان نشان داد و این بسیار با ارزش است. این باید نمونه برای همه کسانی قرار گیرد که در دانشگاه های دیگر، در شرکت ها، اداره ها و بسیار جاهای دیگر مورد مزاحمت و تعرض و فشار قرار می گیرند و سکوت می کنند. آن کسانی که از جایگاه خود در موضع قدرت سوء استفاده می کنند، روی این سکوت حساب باز کرده اند چون محتوای واژه هایی چون آبروی خانواده، شرم و حیا و این چیزها را همان فرهنگ ریاکاری برای همگان تعریف کرده است که به این گونه آدم ها میدان می دهد. این سکوت اسمش حفظ آبرو نیست. همین سکوت بوده که اکنون به حضرات “مقامات” هم میدان داده است که بگویند: “افشای گناه جرمش از خود گناه سنگین تر است.” بفرمایید! شما سکوت کنید و آقای دکتر مددی معلم اخلاق و بسیاری چون او دختران را به بهانه های مختلف و با تهدید به دفتر کارش بکشد و سردار زارعی چماق اخلاق تهران با زنان برهنه به نماز بایستد.

سکوت را چون در زنجان بشکنید و فاسدان را در دانشگاه و هر جای دیگر رسوا سازید! اکنون شرایط جوری است که این جانوران در جایگاه ضعف و دفاع قرار گرفته اند. آنها را به دادسرا و به میدان افکار عمومی بکشید. نگویید دادگاه ها ترتیب اثر نمی دهند. می دهند! اکنون شرایط مساعد است. باید دختران ایرانی درسی به این آقایان دکتر و استاد و مدیران فاسد و قلابی بدهند که اسمشان و جنسیتشان یادشان برود. دانشگاه به عنوان مکان اندیشه و علم و روشنگری و خرد کجا و این جاهای پر از آدم های پست و ضعیف و بی اخلاق “متعهد” و بی سواد کجا! البته استادانی که در چنین جاهایی هنوز پرچم علم و اندیشه را برافراشته نگاه داشته اند، بسیار مورد احترام هستند. کار علمی در چنین شرایطی به راستی دشوار است.

هر کسی که در هر جایی مورد سوء استفاده قرار گرفته و به هر دلیلی سکوت کرده است، در واقع با سکوت خود یک بار دیگر قربانی شده است و با دشواری های روحی ناشی از آن تنها مانده است. این سکوت را بشکنید!

هیچ کس تنها نیست … در بارهLBS ، یک سرویس جدید مخابراتی

سایت “همراه اول” را که دیدم با این عکس که می گوید: “هیچ کس تنها نیست …” به فکر افتادم که از سرویس جدید مخابراتی (Location-Based Services – LBS) بنویسم که اکنون شرکت های مخابراتی تلفن همراه گرم راه اندازی آن هستند.

با این تکنولوژی می توان هر تلفن همراهی را که روشن باشد، ردیابی و جایگاه آن را با خطای چند متر یافت. اکنون برخی شرکت های مخابراتی که شبکه 3G دارند، سرویس های جالبی را بر پایه تکنولوژی LBS برای مشتریان خود راه انداخته اند، چون:

- شما می توانید دوستان خود را (اگر آنها موافق باشند) ردیابی کنید. مثلا شبکه به شما می گوید که دوست شما در همین نزدیکی هاست و جای او را روی نقشه نشان می دهد. می توانید به او زنگ زده، با او قرار بگذارید. البته پدرها و مادرها نیز می توانند فرزندان خود را ردیابی کنند. یا یک شرکت تاکسی رانی می تواند جایگاه ماشین های خود را روی نقشه ای ببیند. چیزهایی که تاکنون در فیلم های هالیوودی به شکلی ناشیانه نشان داده می شدند، اکنون واقعی می شوند.

- شما می توانید از جایی که هستید عکس بگیرید. تلفن شما مختصات جغرافیایی شما را به عکس افزوده، آن را به MMS برای هر کسی که بخواهید، می فزستد. تلفن او با استفاده از GPS و نرم افزار رهیابی او را به سوی شما هدایت می کند.

- شما می توانید جایگاه خود را از شبکه بپرسید و آن را روی نقشه تلفن خود ببینید (بدون استفاده از GPS).

-

با همه گیر شدن این تکنولوژی سرویس های بسیار دیگر نیز می توانند ارایه گردند. این سرویس هم روی شبکه های GSM یا 2G و هم روی UMTS یا 3G قابل استفاده است. البته پهنای باند پایین GSM استفاده از آن را محدود می کند.

آن سوی سکه:

موتور اصلی طراحی این تکنولوژی دولت آمریکا بود که پس از 9 سپتامبر برای ردیابی فعالیتهای تروریستی با فشار بر شرکت های تولید کننده مخابراتی آنها را وادار (یا تشویق) به طراحی این تکنولوژی کرد. اکنون این تکنولوژی همانند خیلی چیزهای دیگر همانند چاقوی دولبه عمل می کند. سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی و پلیسی کشورها گرم راه اندازی این شبکه هستند تا بتوانند اشخاص مورد نظر خود را همیشه زیر نظر داشته باشند. حکومت های دمکراتیک و آزاد از آن برای ردیابی جنایتکاران و دزدان استفاده می کنند و حکومت های سرکوب گر برای ردیابی آزادی خواهان. اگز مشتری معمولی خود باید موافق باشد تا دوستانش بتوانند او را ردیابی کنند، سازمان های اطلاعاتی با حقوق “ویژه” زود پسرخاله می شوند و شما را همه جا همراهی می کنند، بدون این که هیچ گاه خبردار شوید.

هیچ کس تنها نیست. حتی اگر نخواهد!

کنسرت راک در هاید پارک لندن برای 90 سالگی نلسون ماندلا

چه حال و هوایی باید بوده باشد! کنسرت راک با کلی گروههای نامدار در هاید پارک لندن به مناسبت 90 سالگی نلسون ماندلا!

دیشب که در تلویزیون گزارشی از کنسرت دیدم، هم خوشحال شدم و هم ناراحت که نتوانستم بروم با وجودی که قصدش را داشتم. آنگاه که مجسمه اش را در لندن پرده برداری کردند، در نظر داشتم که هر جور شده بروم. ولی نشد که نشد!

46664 بلیط فروختند. این شماره 46664 شماره ماندلا در زندانی بود که 28 سال را در آن گذراند. حکومت نژادپرست آفریقای جنوبی ماندلا را 28 سال در زندان نگاه داشت تا او را وادار سازد که دست از مبارزه بردارد. گفته بودند که اگر یک بار “نه” بگوید، او را آزاد خواهند کرد. ماندلا 28 سال ماند و داغ این “نه” را بر دل آنها گذاشت و سر انجام نژادپرستان و حامیان بین المللی شان (از جمله همین دولت آن زمان انگلیس) بودند که تسلیم شدند. اکنون ماندلا است که قهرمان است و به گفته روزنامه “تلگراف” انگلیس تبدیل به “مسیح” زمان شده است. چه مقایسه بی نمکی، هر چند که می خواهد بزرگی این انسان دوست داشتنی را برساند که البته آته ایست است.

عکسی از ماندلا در زندان:

کنسرت برای تولد 70 سالگی ماندلا در لندن با Whitney Houstonو Tracy Chapman و بسیار دیگران!


همسایه ماندلا را می بینید که چگونه خود را به یک دلقک تبدیل کرده است؟ رابرت موگابه را می گویم که این روزها نام او هم بر زبان هاست. او نیز شانس این را داشت که پس از پیروزی بر آپارتاید چون ماندلا شود که نشد. نژادپرستی سپیدپوستان را بر چید و جایش نژادپرستی سیاه پوستان را نهاد. در 84 سالگی به قدرت چسبیده است سرنوشت نژادپرستان سپیدپوست کشور خودش یادش رفته. ببینیم کجا را می گیرد!

دیکتاتورها همیشه کوته فکر هستند و خیال می کنند که با بقیه دیکتاتورها فرق دارند. هر چند که سرنوشت همه آنها یک سان بوده است. پررو هستند دیگر! مگر خودمان چند تا ناب وطنی شو نداریم؟

55 درصد مردم جمهوری چک رسما بدون دین هستند

باور می کنید؟ برای من هم غافلگیر کننده بود. در جمهوری چک 55 درصد مردم به هیچ دینی اعتقاد ندارند. به بیان دیگر، آنها آته ایست هستند. مردم چک 55 درصد آته ایست، 35 درصد مسیحی کاتولیک، 5 درصد مسیحی پروتستان، 2-1 درصد یهودی و بقیه نیز وابسته به فرقه های دیگر هستند.

در این که این آمار قابل اعتماد است، تردیدی نیست. دلیلش هم سیاست کلیساهای مسیحی است که مسیحیان را وادار می کنند که اعتقاد خود را در کلیسا به ثبت برسانند. البته دلیل این کار گرفتن پول همیشگی از آنهاست. اگر شما یک مسیحی معتقد باشید ولی رسما عضو کلیسا نباشید، کلیسا هیچ گونه “سرویس” به شما نخواهد داد؛ نه عقد شرعی، نه غسل تعمید و نه جایی در قبرستان! اگر این ها را می خواهید باید تمام عمر ماهیانه به کلیسا پول بپردازید. در آلمان 9 درصد از مالیات بر درآمد را کلیسا می گیرد. در آمریکا این رقم به 10 درصد در آمد ماهیانه می رسد.

می بینید دین فروشی چه پرسود است؟