Posted on ژوئن 26, 2009 by navidar
یادم می آید که شاید 25 سال پیش بود که در تظاهرات میلیونی برای صلح جهانی و بر علیه سلاح های هسته ای در اروپا، این ترانه را از جوآن بایز می خواندیم “We Shall Overcome …”. کسی با گیتار می نواخت و همه همراهی می کردند.
امروز جوآن بایز، این رزمنده خستگی ناپذیر صلح، گیتارش را دوباره در دست گرفت و گفت: “این ترانه را به مردم ایران تقدیم می کنم.” او بخشی از آن را به فارسی خوانده است
.
در اینجا هم اجرای قدیمی این ترانه با این صدای جادویی برای آنهایی که گیر نوستالژی افتاده اند.
کودتاچیان هنوز از سرنوشت پینوشه، سوهارتو، ایدی امین و ژنرال ها در آرژانتین، یونان و پرتغال درس نگرفته اند و قدرت جادویی این ترانه ها را نمی شناسند. این ترانه در آن زمان ها نیز خوانده می شد. کسی ترانه “Bella Ciao”یادش هست؟
شعر این ترانه آن گونه که جوآن بایز برای ایرانیان خواند:
“این ترانه را برای مردم ایران می خوانم.”
WE SHALL OVERCOME
We shall overcome, we shall overcome
We shall overcome someday
Oh, deep in my heart, I do believe
We shall overcome someday
We’ll walk hand in hand, we’ll walk hand in hand
We’ll walk hand in hand someday
Oh, deep in my heart, I do believe
We shall overcome someday
ما پیروز می شیم، ما پیروز می شیم،
ما پیروز می شیم، یه روز،
از ته قلب بر این باورم،
ما پیروز می شیم، یه روز؛
We are not afraid, we are not afraid
We are not afraid today
Oh, deep in my heart, I do believe
ما پیروز می شیم، یه روز؛
We shall overcome, we shall overcome
We shall overcome someday
Oh, deep in my heart, I do believe
ما پیروز می شیم، یه روز
دیگر نوشته ها در این زمینه:
- همبستگی عظیم جهان با مردم ایران (3) – پیام همبستگی جوآن بایز (Joan Baez)
- همبستگی عظیم جهان با مردم ایران (1)
- همبستگی عظیم جهان با مردم ایران (2)
Filed under: اجتماعی, ایران, فرهنگ و هنر | 9 Comments »
Posted on ژوئن 26, 2009 by navidar
۱) ما، گروهی از وبلاگنویسان ایرانی، برخوردهای خشونتآمیز و سرکوبگرانهی حکومت ایران در مواجهه با راهپیماییها و گردهمآییهای مسالمتآمیز و بهحق مردم ایران را به شدت محکوم میکنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی میخواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را-که بیان میدارد «تشكيل اجتماعات و راه پيمايیها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است»-رعایت کنند.
۲) ما قانون شکنیهای پیشآمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غمانگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام میدانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه دادهاند، تخلفهای عمده و بیسابقهی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاریِ مجدد انتخابات هستیم.
۳) حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت میكنيم، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعهی بزرگ وبلاگنویسان ایرانی
Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections and the subsequent events1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people’s legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran’s Constitution which emphasizes “Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam.”
2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.
3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.
A part of the large community of Iranian bloggers
June 26, 2009
Filed under: اجتماعی, ایران | 2 Comments »
Posted on ژوئن 26, 2009 by navidar
“مهندسی انتخابات”، “از چند ماه پیش مهندسی کرده اند”، … این روزها این واژه های عجیب و غریب را چپ و راست می شنویم. مدتی است این دست و آن دست می کردم که چیزی بنویسم یا نه. اما به نظر می آید که اگر چیزی نگوییم، به زودی واژه مهندسی برابر می شود با تقلب، دروغ و هر گونه پدرسوخته بازی احمدی نژادی و شامورتی بازی صادق محصولی. منش و زبان ایرانی نیز با آن چندلایگی و دشواری های مربوط به آن استعداد زیادی دارد برای جابجایی واژگان و مفهوم ها. تنها به واژه “مدارس غیر انتفاعی” بیاندیشید تا ببینید که ما ایرانیان چه استعدادی برای جابجایی واژگان و مفهوم ها داریم. تعارف ها و وارونه اندیشی بی شمار ما هم دیگر جای خود را دارند که پهنه جدی پژوهش بسیاری از جامعه شناسان ما هستند.
حالا این روزها (نه تنها به عنوان یک مهندس) باید نگران واژه “مهندسی” باشیم که به عنوان یکی از شاخه های علوم طبیعی و “علوم دقیقه” بشود دستمایه شامورتی بازی متقلبانی که می خواهند قوانین علوم اجتماعی را دور بزنند. مهندسی از قوانین طبیعی فیزیک و شیمی و ریاضی و چون آنها برآمده است که قابل تفسیر و کشدار نیستند. آنها مطلق هستند، اثبات شده و غیر قابل تغییر. ممکن است ما چیزی را ندانیم. اما آنگاه که آن را شناختیم و ثابت کردیم، دیگر قابل تغییر نیست مگر آن که از ابتدا اشتباه کرده باشیم. یک تفاوت اساسی علوم طبیعی با علوم اجتماعی در اینجاست. بر روی کره زمین سیب از درخت می افتد، چه بخواهیم، چه نخواهیم و می دانیم که چرا می افتد. و چون می دانیم که چرا می افتد، آنجایی که نمی افتد یا آهسته تر می افتد، نیز می دانیم چرا. آسمان را می دانیم که چرا آبی است. کوه را نیز می دانیم که چگونه سرافراشته است و ستارگان را نیز می دانیم که چرا نور می افشانند و سیارگان چرا نه. تنها در دکان دین فروشان متقلب است که آسمان جسمی سخت است که کوه را زیر آن نهاده اند تا بر روی زمین صاف و مرکز جهان و بر سر آدمیان نیافتد و ستارگان نیز چراغهایی هستند که برسقف آسمان تعبیه شده اند برای روشن ساختن راه برای انسان در شب. تنها در قاموس آنهاست که خورشید می تواند گاهی از مشرق و گاهی از مغرب برآید نه در درک و فهم مهندسان؛ کسانی که با درک و شعور علمی و طبیعی زندگی می کنند.
مهندس کسی است که با شناخت قوانین طبیعت و تسلط به آنها در سراسر تاریخ تلاش به مهار آنها برای خدمت به انسان داشته است. از سنگ نوک تیز انسان های نخستین برای بریدن گرفته تا خیابان و پل و سفر به فضا و کامپوتر و سونوگرافی و غیره، همه دستاورد اندیشه مهندسی است و در هیچ کدام نمی توان تقلب کرد و امروز این گونه اندیشید و فردا آن گونه. قانون طبیعت هم امروز اعتبار دارد هم فردا. دیروز هم اعتبار داشت.
اگر نخستین ماشین حساب دنیا پنجاه سال پیش تنها می توانست چهار عمل اصلی را انجام دهد و برای آن به اندازه یک شهر چند میلیون نفری برق مصرف می کرد، امروز دیگر خود می دانید که چه پیشرفتی به دست آمده است و این را مهندسان انجام داده اند.
مهندس با دانش خود صادق است چون راه دیگری ندارد. او نمی تواند قوانین کاری خود را دور بزند. مهندس همواره در پی بهینه سازی است، چون می داند که ذخیره های طبیعی بسیار محدود هستند. به بیان دیگر مهندس کسی است که می تواند با کمترین امکانات، با کاربرد روشهای روشن، قابل تکرار و شبیه سازی بر اساس قوانین ثابت طبیعی به بیشترین دستاورد برسد. و این با تقلب و حقه بازی امکان پذیر نیست.
با واژگان مسئولانه تر برخورد کنیم. مشتی متقلب و دروغ گو برای فریب مردم و توهین به شعور اجتماعی آنها از ماهها پیش سناریوی تقلب انتخاباتی را چیده اند و آن را به این شکل ناشیانه پیش برده اند و حال همگان نامش را گذاشته اند “مهندسی انتخابات”! کسی هم تاکنون به این بی مسئولیتی در زبان اعتراض نکرده است. اگر چیزی نگوییم فردا می شنویم مهندسی بانک زنی، مهندسی پخش مواد مخدر، مهندسی کشتار دسته جمعی، مهندسی فروش ثواب بهشتی و دیگر حقه بازی ها.
اگر یکی از حقه بازان حکومتی دست کم یک سال در دانشگاه کمی ریاضی و آمار خوانده بود، این گونه ابتدایی و ابلهانه عمل نمی کرد که هر کسی با میانگین سواد دبیرستانی مچش را در جمع و منهای یک جدول بگیرد چه رسد به موسسه چتنهام در انگلیس که متخصصان آن بسیار روشن حقه بازی انتخابات ایران را با روش های علم آمار (که هم بسیاری از مهندسان و هم جامعه شناسان در دانشگاه می خوانند) نشان داده اند.
این “مهندسی انتخابات” نیست. این حقه بازی جماعتی بی سواد، ابله و مردم فریب است که به شعور مردم ایران و جهان توهین کرده اند. احمدی نژاد اگر مهندس بود (هر چند که کسی به بیان خودش “کاغذپاره”ای دستش داده است)، که آن هاله نور دور کله پوکش ظاهر نمی شد و به دنبال طراحی اتوبان برای ورود امام زمان به بهشت زهرا نمی رفت. اگر مهندس یود و اگر برای دریافت مدرک دانشگاهی زحمت کشیده بود، مدرک یک دانشگاه را “کاغذپاره” نمی خواند. این که مشتی بنشینند و طرح یک دزدی، یک آدمکشی یا مردم فریبی را بریزند را مهندسی نمی نامند. نام آن نقشه کسی برای جرم و جنایت است و بس و کسی که بنا به مسئولیتش دنبال آن می رود، نامش دادستان و قاضی و زندانبان است.
سخن تنها بر سر دفاع از نام و حیثیت یک شغل نیست، بلکه بر سر تلاش برای روشنگری و فراخوان برای اندیشیدن شفاف است. در کاربرد زبان مسئول باشیم و اجازه ندهیم هوا را مه آلود کنند تا همان گونه که شاهد هستیم، سردسته قانون شکنان از معترضان خود بخواهد که قانون را رعایت کنند.
Filed under: اجتماعی, ایران | Tagged: مهندسی انتخابات, انتخابات, احمدی نژاد | 5 Comments »
Posted on ژوئن 25, 2009 by navidar
Posted on ژوئن 24, 2009 by navidar
جوآن بایز (Joan Baez) یکی از خوانندگان بزرگ آمریکایی ، شاعر، فعال اجتماعی و طرفدار صلح جهانی است. او بسیار مورد علاقه من است. ترانه هایش دهها سال است که همه طرفداران صلح جهانی، مخالفان جنگ ویتنام و نژادپرستی را همراهی کرده اند. او این پیام را به رنگ سبز در وبسایت خود برای مردم ایران نوشته است:

To the People of Iran: In you the world sees the power of nonviolence. We hear it in the roar
of your silence and see it in your eyes
as you sit down peacefully in the face of terror. We are moved by your courage and inspired by your sacrifices.I am fortunate to be alive to witness this movement. I send you my prayers, love, and support.
–Joan Baez
“به مردم ایران: جهان در شما قدرت مسالمت آمیز بودن را می بیند. آنگاه که در برابر ترور، صلح آمیز می نشینید ما آن را فرای سکوت شما می شنویم و آن را در چشمان شما می بینیم. شجاعت و فداکاری شما ما را تکان داده است و الهام بخش ماست.
من از این که زنده هستم و شاهد این جنبش، احساس خوشبختی می کنم. دعا، عشق و حمایتم را برایتان می فرستم.
–جوآن بایز
دیگر نوشته ها در این زمینه:
- همبستگی عظیم جهان با مردم ایران (1)
- همبستگی عظیم جهان با مردم ایران (2)
Filed under: اجتماعی, ایران | Tagged: جنبش مدنی | 1 نظر »
Posted on ژوئن 24, 2009 by navidar
Posted on ژوئن 23, 2009 by navidar
Posted on ژوئن 22, 2009 by navidar
Posted on ژوئن 22, 2009 by navidar
این روزها اخبار آن چه که در ایران می گذرد، تمام جهان را پوشانده است. خبر نخست اخبار رادیوها و تلویزیون ها، تیتر درشت روزنامه ها، موضوع گفتگوی مردم در هر کجا که با یک ایرانی روبرو می شوند، همه و همه پیرامون ایران می گردد. احترام کم نظیر افکار عمومی جهان برای مردمی که جهان آنها را تنها به همراه سرجوخه نازی احمدی نژاد، بنیادگرایی اسلامی و تهدید اتمی می شناخت.
جو احترامی که برای مردم ایران ایجاد شده است، برای من که در کارزار جهانی همبستگی با مردم شیلی در مبارزه بر علیه پینوشه و یا برای آزادی نلسون ماندلا و مبارزه علیه آپارتاید بوده ام، نیز کم نظیر است. نمی خواهم زیاد به دلیلش بپردازم. شاید به خاطر وجود اینترنت، فیس بوک و یوتیوب است و یا شدت همت و غیرتی است که مردم ایران از خود در این مدت کوتاه نشان داده اند و یا وجود گلهای پرپر شده این روزها چون “ندا صالحی” است یا هر چیز دیگر؛ نمی دانم. تنها این را می دانم که حمایت بین المللی بسیار بسیار موثر و ضروری است و این چیزی است که کودتاچیان در کشور کمتر از مردم از آن نمی ترسند.
این را می بینم که به هر سو می نگری، سخن از ایران است و مبارزه دلیرانه مردم برای آزادی. دوستانم می گویند که این روزها در فرودگاهها هر کجا گذرنامه ایرانی را نشان می دهی، با احترام زیادی با تو رفتار می کنند. عباس معروفی امروزبرایم تعریف کرد که در پمپ بنزین کارمند پای صندوق به او گفته: “شما شبیه ایرانی ها هستید!” او گفته: “بله، من ایرانی هستم.” و صندوقدار گفته: “من از صمیم قلب برای شما آرزوی موفقیت می کنم.”
کودتاچیان تلاش دارند تمام امکانات ارتباطی مردم ایران با خارج را ببندند. ارتباط اینترنت مختل است، تلفن ها محدود شده و زیر شنود شدید قرار دارند، خبرنگاران خارجی یکی پس از دیگری از کشور اخراج می شوند. دولت دروغگوی متقلب و رهبرانشان می خواهند انزوای گورستان ایجاد کنند.
از امروز اخبار همبستگی جهانی با جنبش آزادی مرم ایران را در اینجا می گذارم تا مردم بدانند که تنها نیستند. بدانند که با مقاومت خود احترام عظیمی برای خود کسب کرده اند و بدانند که جهان کوچکترین حرکت را زیر نظر دارد.
اگر امکان انتشار این گونه اخبار از کشورهای مختلف را ندارید، برایم آنها را بفرستید.
=======================================
* هنوز یک روز از مرگ ندا صالحی نگذشته است که که “Johnny909” با گیتارش ترانه ای برای او خوانده و در گذاشته است. اینجا در یوتیوبJohnny909 در همان صفحه نوشته است: “اگر جان اف کندی زنده می بود، می گفت: “من ایرانی هستم!” ندا نام دختری بود که در این آخر هفته در خیابان های تهران کشته شد. این بهای راستین آزادی است …”
* من به شدت تحت تاثیر این اقدام صادقانه و شجاعانه اعتراض کننده های ایرانی قرار گرفته ام. ما در اینجا شاهد تاریخ هستیم. هر چند که تصاویر به شدت دردناک هستند، اما من گمان می برم که آنها به روشنی اراده، انگیزه و پرنسیپ های معترضان ایرانی را نشان می دهند.” در اینجا
=======================================
* موتور جستجوی The PirateBay نام خود را به The PersianBay تغییر داده و آرم خود را نیز به رنگ سبز درآورده است.
=======================================
هفته نامه “تایم” عکسی از صحنه مرگ ندا صالحی را آورده است:

Filed under: اجتماعی, ایران | Tagged: جنبش مدنی مردم ایران | 4 Comments »
Posted on ژوئن 22, 2009 by navidar
دیشب فیلم مرگ ندا آتش بر جانم کشیده بود. آن را بارها و بارها در این غربت و تنهایی دیدم تا توانستم آن عکس را از فیلم درآورم که اکنون در تمام جهان پر شده است. آن چشمهایی که هنوز فروغ زندگی داشتند و آخرین پیام خود را به دوربین منتقل ساختند، مرا رها نمی کنند. چه می توانم کرد جز نگارش این سطور به این امید که کمی سبکم سازد؟
شعر زیر از سید علی صالحی است:
آنان که به کشتار کبوتر و آدمی آمده اند
خواهند گریخت
آنان که به غارت امید و آینه آمده اند
خواهند گریخت
و آنان که آرامش ملت مرا نحواهند
به خواب ابد می میرند.
تنها اولاد عشق
تنها سخاوت و سلوک اهورا
تنها طلوع بوسه و آشتی،
ای آزادی
و اهورا مزدا، با من چنین گفته است
برخیز و به خاطر ملت خویش بنویس
تا ستیغ دماوند را ستاره باران کنم
تا میهنت را مأمن ماه و نور و عشق،
عشق… ای عزیزترین رهایی!
مردمان برخواهند خاست
در آرامش تمام با آینه سخن خواهند گفت
و صلح بر شما باریدن خواهد گرفت
و تو با ترانه های بی پایان خویش
به خوابی خوش درخواهی نشست
از دروغ و دروغ زن بیزارم
از سایه نشین تنبل و از ستمگر آگاه بیزارم،
باید نغمه های راستی را
شعور و تکلم را
عشق را به آواز بلند بخوانیم
ایران آفتابی ما را
سربلند کن ای اهورا مزدا!
مردمان روشن ما را به سرمنزل صلح و سعادت
بازرسان ای اهورا مزدا!
سید علی صالحی
Filed under: اجتماعی, ایران, فرهنگ و هنر | Tagged: ندا صالحی | 9 Comments »