یک سال از پروازت گذشت …

آرامش، زیبایی، لطافت، مهربانی بی پایان از تو بود و در تو تعریف می شد و خوشبختی بی کران نیز برای هر آن که کنار تو بود.

Farnaz va khepel 9 سال از زندگی من سرشار از خوشبختی بی پایانی با تو گذشت که هیچ گاه واژه ای برای توصیفش نمی یابم و برای هر لحظه اش از ابتدا سپاس گذار بوده ام و خواهم بود. سپاس گذار برای نیمه شب هایی که بیدار می شدم و در نور خیابان ترا می نگریستم و از این که چنین فرشته ای در کنارم آرمیده است، احساس خوشبختی بی پایان داشتم.

… و اکنون این همه برای من واژگانی هستند بس دور و دست نیافتنی. واژگان نیز با تو رفته اند و دیگر مفهومی ندارند.

هر گاه از خانه بیرون می رفتی و من در خانه بودم، از پنجره ترا می نگریستم و تو در آخرین لحظه برایم دست تکان می دادی و من خوشبخت بودم. اما ساعتی بعد دلتنگ می شدم و می اندیشیدم که کجایی و چکار می کنی. اکنون پس از یک سال هنوز ساعت چهار بعد از ظهر که می شود دلتنگ و ناآرام می شوم که کجایی و چرا هنوز نیامده ای.

ننگ و شرم بر آنهایی که در شش سالگی ات شادی کودکی و خوشبختی را از تو ربودند، آن دو عموی پست فطرت، آن گونه که 35 سال گذشت و تو سرانجام از پا درآمدی و تصمیم گرفتی در آن جمعه شب تاریک و بارانی در هامبورگ به این رنج سنگین پایان دهی. اکنون یک سال از پروازت می گذرد و من تا امروز کماکان درمانده که چرا در کنار تو از این همه خبر نداشتم، چرا دیر فهمیدم و چرا همیشه زود دیر می شود، چرا، چرا، چرا …
و تو؟ از تو تنها زیبایی، مهربانی و شادی دیدم و گمان بردم که همه اش تو هستی و تو بودی. اما … تاریکی نیز بود، زشتی بر تو رفته بود و دردی سنگین نیز بود و غم … و من اینها را ندیدم. تو پوشاندی چون انسانیت را دوست داشتی. چون زشتی را با زیبایی، خشونت بر کودکیت را با مهربانی به همه و غم را با شادی پاسخ می دادی و چه موفق بودی در فریب دادن ما! ما ساده لوحان …

در آن شب، آنگاه که ترا یافتم، چهره ات آرام بود. خوابیده بودی و من دقیقه ای چند بی سروصدا در تاریکی راه می رفتم که بیدار نشوی. و تو خواب بودی اما در خوابی دیگر با آخرین نامه در دست …

12 اکتبر 2012، ساعت 02:30، شبی بارانی بود و سرما از آن شب همه جا را، خانه گرم و زیبایمان را فرا گرفت، آشیانه مان ویران شد.

از روز یک شنبه تا پنج شنبه که ترا به تهران ببرند، هر روز به آن اتاق در بیمارستان می آمدم تا با تو باشم. پرستار مهربانی که آنجا بود می گفت: کمی صبر کنید عزیز شما را کمی بیارایم و بیاورم. ترا می آورد با شال زیبایی که بر رویت انداخته بود. چهره ات آرام بود و در خواب ابدی فرو رفته بودی. در برابرت می نشستم و تلاش می کردم تا می توانم آن لحظه ها را گرد آورم برای خود، در کوله باری. کوله باری که تا آخر عمر با خود خواهم داشت.

اکنون که همه چیز را می دانم، احساس می کنم که آرامشت را باز یافته ای. این را چهره آرامت پس از مرگ به من می گوید که لحظه ای از برابرم دور نمی شود.

و تو؟ تو پناه آورده بودی. تو در این دنیای سرد و خشن پس از سالها تنهایی به دنبال پناهگاهی بودی. و من بر این گمان که تو آن جامعه پر دروغ و مکر و فریب را پشت سر نهاده ای و دیگر چیزی ترا رنج نخواهد داد. چه گمان باطلی! این جهان سرانجام برایت جایی نداشت و من نیز شایسته نبودم و سرانجام ناتوان از نگهداری پروانه ام …

درد جانکاه رفتنت لحظه ای، حتی برای لحظه ای کاسته نشده است. هنوز این خانه در انتظارت مانده است، کیفت آنجا پر از غبار، کفشهایت خالی و غمگین، آن لباسهای زیبا تنها، … سرما همه جا را گرفته و برنقاشی ات بر دیوار تاریکی سنگینی می کندFarnaz2013.

در نامه ات از من خواسته بودی که «مرا بسوزان و خاکسترم را به باد بسپار!» و من عمل نکردم. گمان کردم بهتر است که خانواده های عزیزمان و بی شمار کسانی که دوستت دارند، جایی را داشته باشند، هر چند که خود نمی توانم بر سر مزارت بیایم. از این که به وصیتت عمل نکردم شرمسار هستم، شرمسارم مهربانم!

ننگ و شرم بر آن فرهنگ و جامعه ای که بی رحمانه سکوت می کند و جنایتی این چنین را سرپوش می گذارد؛ انگار که هیچ روی نداده، انگار که تو هیچ گاه نبوده ای … همه هستند، همه ساکت و همه آبرودار و همه … آن دو جانور، آن دو عموی پست که معصومیتت را، کودکیت را، شادی و مهربانی ات را در شش سالگی ربودند، نیز هستند. حالشان خوب است.

«چهره ام را با لبخند به یاد بیارین همونطور که همیشه بودم.» این آخرین جمله وصیت نامه ات بود که اکنون بر سنگ مزارت به همراه نقاشیت نقش بسته است. چهره ات همواره با لبخند در برابرم است. این لبخند اما برایم تداعی درد است؛ دردی جانکاه. آن دردی که 35 سال ترا از درون خورد و خرد کرد، اکنون بر شانه من سنگینی می کند که ای کاش، ای کاش …

و این ای کاش های بی پایان …

و من داستان ترا باز می گویم. باشد که مردمان درس گیرند، باشد که فرشته های کوچک دیگر اسیر ددمنشان نشوند. باشد که جامعه برای دیوان و ددمنشان ناامن شود نه برای پروانه هایی که رنگ و نور و گرما و شادی و مهربانی دارند.

و من داستان ترا باز خواهم گفت، فرشته نازنین جاودانی من!

* * *

صفحه فیس بوک فرناز

ترانه های گروه «آناتما» مدتهاست همراه من شده اند. گروهی از لیورپول که گویا تنها برای فرناز خوانده اند. تصادفی است که از فردا برای 6 روز در لیورپول خواهم بود و پس فردا شنبه سالگرد مرگ فرناز است.

مصاحبه با رادیو زمانه پیرامون اینترنت در ایران و گزارش فریدم هاوس

ایرج ادیب زاده

adibzxadehhhhhبه گزارش تازه‌ی فریدوم هاوس یا خانه آزادی که پنج شنبه 11 مهر منتشر شده است، ایران از میان شصت کشور جهان که در این گزارش بررسی شده‌اند در بدترین مکان قرار گرفته است. در این گزارش ایسلند آزادترین کشور اینترنتی جهان، در مکان نخست قرار دارد در حالی که ایران به عنوان بدترین و آخرین کشور رتبه بندی شده است.
ایرج ادیب زاده در مورد این گزارش با آقای محمود تجلی مهر کارشناس جهانی مخابرات و اینترنت گفت‌وگو کرده است.

لینک مصاحبه و دانلود

موومان پنجم آن سمفونی

دلتنگ در شهر محبوبم برلین به کتاب فروشی رفتم تا ساعتی او را ببینم. همیشه این کار را می کردم. 18 سال دوستی این گونه تداوم یافته بود. فراز و نشیب ها گذرانده بودیم. کتاب فروشی بسته بود. به شماره اش زنگ می زنم. برمی دارد.

می پرسم: کجایی؟

می گوید: دارم جمع و جور می کنم برای سفر به کانادا و واشنگتن. تو چطوری؟ زن نگرفتی؟

پتکی بر سرم می خورد و پایم سست می شود. از آن لحظه ها است که کم می آورم. می گویم: تو چرا این حرفو می زنی؟

او کم نمی آورد: هیچی فکر کردم شاید زن گرفته باشی.

* * *

سمفونی مردگان در گوشم می پیچد، این بار بدون آفریدگارش. سورملینا نیز مظلوم و تنها ماند چون فرشته من، چون پروانه بال شکسته من.

برکناری مرسی، نقش نظامیان، آینده اخوان المسلمین، و افشای اطلاعات محرمانه آمریکا از طرف ادوارد اسنودن، تعریف افشاگری، امنیت و حریم خصوصی. با عباس میلانی، مسعود مصلی نژاد، محمود تجلی مهر

“اینترنت پنهان ایران” یا همان فیلترنت اسلامی

رادیو زمانه

محمود تجلی‌مهر، کارشناس اینترنت و مخابرات

اینترنت دیگر تنها یک شبکه مخابراتی ساخته شده با ابزار تکنولوژیک نیست، بلکه بخشی از اجتماع شده است. زندگی در فضای مجازی هویت جداگانه خود را در چارچوب خدمات گوناگون چون شبکه‌های اجتماعی، چت، رادیو، یوتیوب و غیره یافته و از این رو پیچیدگی روندهای اجتماعی دیگر کم کم شامل اینترنت نیز می‌شود. در ده‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، طراحان اینترنت این را نیز در نظر داشتند که این شبکه توسط کسی  قابل کنترل نباشد و حتی با جنگ اتمی و نابودی بخشی از آن، شبکه کار خود را ادامه دهد. از این روست که با قطع ارتباط یک مسیر، ترافیک راه خود را از مسیری دیگر یافته و جریان می‌یابد و نمی‌توان با ابزار تکنولوژیک جلوی آن را گرفت. به بیان دیگر، اینترنت هم پیچیدگی تکنولوژیک دارد و هم پیچیدگی اجتماعی.

با این دیدگاه، هر حکومتی که تلاش برای کنترل اینترنت دارد، توجه پژوهشگران را به خود جلب می‌کند و در ا ین میان دو کشور چین و ایران سردمدار کنترل همه جانبه اینترنت هستند. هر چند که دشمنان اینترنت بسیارند، اما چین و ایران در این میان جایگاه ویژه‌ای دارند.

پژوهشی درباره “اینترانت” حکومت ایران

به تازگی پژوهش جالبی منتشر شده با عنوان “اینترنت پنهان در ایران”  که آن را پژوهشگر سرشناسی به نام کالین آندرسن با کمک دانشگاه پنسیلوانیا به انچام رسانده‌ است. آندرسن در پژوهش خود با به کارگیری روش مهندسی معکوس، تلاشی را که حکومت اسلامی در دو-سال سال گذشته زیر نام “اینترنت ملی” و یا “شبکه ملی اطلاعات” پیش برده، جمع بندی کرده است.

کالین آندرسن و همکارانش با به کارگیری امکان‌های موجود در استانداردهای اینترنت توانسته‌اند توپولوژی شبکه ملی را تا میزان زیادی شبیه سازی کنند. یافته‌های آنها با آن‌چه که تاکنون می‌دانستیم می‌خواند. بر پایه این یافته‌ها، کارشناسان خادم حکومت اسلامی به جای به کارگیری آدرس‌های عمومی در شبکه، از آدرس‌های خصوصی استفاده می‌کنند. این آدرس‌های خصوصی (10.x.x.x، 172.16.x.x-172.31.xx و 192.168.x.x) در استانداردهای مخابراتی برای به کارگیری در شبکه‌های خصوصی (شرکت‌ها و یا خانه ها) در نظر گرفته شده‌اند و برای مسیریابی در اینترنت اعتبار ندارند. تنها آدرس‌های عمومی در اینترنت در مسیریابی مورد استفاده قرار

internet-censorship-527x316

می‌گیرند. شبکه‌های خصوصی، چون شبکه داخلی یک شرکت از بیرون قابل دسترسی نیستند و ارتباط کامپیوتر‌های یک شرکت با بیرون از طریق گذرگاهی صورت می‌گیرد که خود دارای آدرس عمومی است و نقش واسطه را دارد. آنچه حکومتیان به نام “اینترنت ملی”، “اینترنت حلال” و یا “شبکه ملی اطلاعات” تبلیغ می‌کنند، در اساس همان چیزی است که به نام “اینترانت” در هر شرکت و خانه‌ای وجود دارد. آنها می‌خواهند شبکه‌ای خصوصی به پهنه یک کشور ایجاد کنند و تاکنون در چند گام نیز پیش رفته‌اند. بستر این شبکه را شرکت ارتباطات زیرساخت فراهم آورده است که اکنون مرکز فیلترینگ نیز هست. بسیاری از وزارت خانه‌ها و اداره‌های دولتی در حال حاضر به این شبکه وصل هستند. در گام بعدی نوبت دانشگاهها، مراکز پژوهشی و سپس سرویس دهندگان اینترنت خواهند بود. هم اکنون برخی از سرویس دهندگان اینترنت یا آی اس پی‌ها نیز به مشتریان خود آدرس‌های خصوصی می‌دهند.

برای ارتباط با اینترنت در خارج از کشور تلاش برای تعریف گذرگاه‌هایی است که زیر نظر باشند و ترافیک از آنجا صورت گیرد. یکی از یافته‌های کالین آندرسن این است که برخی از پایانه‌ها در ایران هم دارای آدرس خصوصی هستند و هم آدرس عمومی. یعنی این پایانه‌ها هم از خارج از ایران قابل دسترسی هستند و هم از داخل. چنانچه پایانه‌ای تنها دارای آدرس خصوصی باشد، دیگر از خارج قابل دسترسی نخواهد بود.

این پدیده آدرس دوگانه برای یک پایانه، سرویس DNS (Domain Name Service) که کارش تبدیل آدرس‌های اینترنتی قابل درک برای انسان چون http://www.radiozamaneh.com به آدرس قابل مسیریابی قابل درک برای سیستم، چون 141.101.125.158 است، دچار دشواری بسیاری می‌کند. به بیان دیگر، سرویس‌های DNS در ایران مجبور به داشتن هر دو آدرس خصوصی و عمومی هستند و این کار، مکانیسم آنها را نه تنها بسیار پیچیده می‌سازد و نگه‌داری و به روز رسانی را دشوار می‌کند، بلکه این سرویس‌ها به یک منبع همیشگی خطا تبدیل می‌شوند. وجود اطلاعات نادرست در DNS باعث ایجاد نارسایی در مسیریابی، از میان رفتن اطلاعات در میان راه، کند شدن ارتباط و یا حتی قطع ارتباط می‌گردد. این موضوع، که نیاز به بررسی مفصلی دارد، می‌تواند دلیلی برای این پیش‌بینی باشد که شبکه ملی حکومت اسلامی با شکست روبرو خواهد شد.

بی‌دفاع در برابر استاکس‌نت و شرکا

حکومت اسلامی در تبلیغ برای اینترنت ملی به عامل امنیت اطلاعات و عدم نفوذ خارجیان تاکید زیادی دارد. گویا مشکل کاربران ایرانی در سوءاستفاده از اطلاعاتشان از سوی خارجیان است که روشن نیست چرا باید به اطلاعا

Internet-block

ت کاربران ایرانی چنان علاقه ویژه‌ای داشته باشند که حکومت به فکر اینترنت ملی باشد.

حکومتی که ناتوان از محافظت سیستم‌های سری خود است، به فکر امنیت اطلاعات شهروندان افتاده است! آن چه که بدافزارهایی چون استاکس نت، دوکو و فلیم بر سر سیستم‌های پنهان حکومت آوردند، به خوبی نشان‌دهنده ناتوانی حکومتیان برای مقابله با اختلال‌های سایبری است. دزدان اطلاعاتی بین المللی، باندهای مافیایی قاچاق و دیگر جنایتکاران توجه ویژه‌ای به ایران ندارند؛ کشور در برابر کارهای آنها نیز بی دفاع است، تا چه برسد در برابر حملات سایبری سازمان‌های جاسوسی و نظامی کشورهایی که دولت ایران شب و روز برای آنها شاخ و شانه می‌کشد و تحریک‌شان می‌کند.

بدافزار استاکس نت شمار زیادی از سانتریفیوژهای غنی سازی را نابود کرد بدون این که کارشناسان حکومت بتوانند جلوی ان را بگیرند. دوکو و به ویژه فلیم مدت درازی به کار نفوذ از این کامپیوتر به آن کامپیوتر در حساس‌ترین مراکز دولتی، اقتصادی و نظامی و ارسال اطلاعات آنها به خارج از کشور مشغول بودند بدون این که حکومت حتی بتواند متوجه حضور آنها شود. ویروس وایپر در صنایع نفت کشور اطلاعات زیادی را نابود کرد.

هیچ یک از این بدافزار‌ها را حکومت اسلامی نیافت. این دیگران (شرکت‌های کاسپرسکی، سایمانتک و…) در خارج از کشور بودند که آنها را یافتند. هنوز حکومت ایران با آن ارتش سایبری و فتا و آن همه سروصدا که در باره قدرت سایبری‌اش به راه انداخته، نتوانسته گزارشی ارایه دهد که نشان دهد این بدافزار‌ها را که ساخته بود، چگونه وارد شبکه‌های حساس شدند، کدام سیستم نخست آلوده شده بود و برای ایجاد چه خسارتی برنامه ریزی شده بودند. هر چه می‌دانیم، از گزارش‌ها و پژوهش‌های دیگران می‌دانیم و از حکومت تنها این را شنیده ایم که کار آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها بود. و دلیلی نیز برای اثبات این حرف ارایه نشد.

در دنیای آزاد پس از این گونه رویدادها در رسانه ها، کنفرانس‌ها و مراکز پژوهشی اطلاعات تخصصی ارایه می‌گردد و همگان امکان دسترسی به آنها را دارند. اگر چین در شبکه برق آمریکا بدافزار‌هایی را نصب کرده بود که روزی اگر جنگی روی دهد، بتواند شبکه برق آمریکا را از کار بیاندازد، این آمریکایی‌ها بودند که آن را کشف کردند و اطلاعات را در اختیار همگان گذاشتند که اکنون ما نیز بتوانیم در اینجا بدان اشاره کنیم. اما این دانشگاه بوداپست بود که بدافزار فلیم را مورد بررسی قرار داد و توانایی‌های آن را آشکار ساخته و منتشر کرد. از ارگان‌های پر سروصدای حکومت اسلامی تاکنون حتی یک کار پژوهشی در این باره ندیده ایم. در حالی که فلیم چند سال به فرستادن اطلاعات در حجم ترابایت (یک ترابایت برابر با هزار گیگا بایت است) به جاهایی گوناگون در جهان مشغول بود.

بر اساس اطلاعاتی که از منابع گوناگون در رسانه‌ها پخش شد، همه این بدافزار‌ها مستقیم وارد سیستم‌ها شده بودند؛ حال یا از طریق حافظه‌های USB و یا اشخاص و نه از طریق نفوذ اینترنت. در اساس این نمی‌تواند قابل باور باشد که سانتریفیوژهای غنی سازی هسته‌ای و کامپیوتر‌هایی که آنها را کنترل می‌کنند، به اینترنت وصل باشند، که اگر باشند خود نشان گر فلاکت دیگری است.

هراس حکومت از شهروندان خود

مشکل اصلی نیز در همین جاست. حکومت اسلامی بر خلاف این همه سروصدا توان دفاع سایبری از کشور را ندارد. از آنجایی که هدف اصلی حکومت نه دفاع از کشور و نه دفاع از امنیت اطلاعات شهروندان، بلکه سرکوب و جلوگیری از دسترسی آنها به اطلاعات آزاد است، متخصصان شرافتمند از همکاری با حکومت سر باز می‌زنند و تنها گروهی فرصت طلب بی اخلاق با حکومت همکاری می‌کنند. توانایی حکومت در ردیابی و دستگیری و قتل ستار بهشتی است که در گوشه‌ای در شهریار برای خودش در وبلاگی می‌نوشت که شاید ۱۵ خواننده هم نداشت. هراس حکومت از شهروندان خود است و در این راستا از یوتیوب، فیس بوک، تویتر، اسکایپ و جی میل هراس دارد. در واقع این هراس است که توانایی کشور را در برابر حمله‌های سایبری پایین آورده است.

همین بس که کالین آندرسن در مصاحبه‌ای می‌گوید: وقتی من می‌توانم از اینجا به سیستم‌های آنها نفوذ کنم و بدون تخریب این اطلاعات را به دست آورم، دیگران هم می‌توانند. تنها پنج دقیقه بیشتر طول می‌کشد.

 

مصاحبه با رادیو زمانه: اینترنت ملی افتتاح شد، با محدود کردن استفاده از امکان VPN

http://radiozamaneh.com/politics/2013/03/11/25195

گفت‌وگو با محمود تجلی‌مهر، کارشناس مخابرات و اینترنت

محمود تجلی مهر: «یک راه اساسی و قاطع برای کنترل کامل اینترنت وجود دارد و آن هم خاموش کردن شبکه برق است.»

حکومت ایران اکنون برای کنترل اینترنت به بستن امکانVPN رو آورده است. VPN امکان امنی است برای شکستن سد فیلترینگ. محمود تجلی مهر کارشناس مخابرات و اینترنت است. او در مصاحبه با «زمانه»، در تحلیل تلاش حکومت برای مسدود کردن امکان VPN می‌گوید که این اقدام در راستای ایجاد محیط بسته‌ای به نام «اینترنت ملی» است.

● گفت‌وگو با محمود تجلی‌مهر

تا چند ماه پیش حکومت ایران از «اینترنت ملی» سخن می‌گفت. اکنون از محدود کردن امکان VPNحرف می‌زنند. آیا این همان پروژه «اینترنت ملی» است؟

محمود تجلی‌مهر: این کار در همان راستای پروژه «اینترنت ملی» است. اینترنت ملی در واقع محدود سازی ارتباط اینترنت ایران با خارج به کانال‌های تعریف شده و قابل کنترل ارگان‌های امنیتی است. ارتباط VPN از آنجا که قابل شنود و خواندن نیست، مکانیسم کنترل امنیتی حکومت را از کار می‌اندازد. آنها در سیستم کنترل تنها می‌توانند ببینند که یک ارتباط امن برقرار شده است. اما قادر به خواندن و دیدن محتوای این ارتباط نیستند.

به نظر می‌رسد که حکومت بر آن است که اینترنت را به کنترل کامل خود درآورد. آیا چنین چیزی ممکن است؟

سالهاست که تلاش حکومت برای کنترل کامل اینترنت است و تاکنون به نتیجه‌ای هم نرسیده است. این به بازی موش و گربه شباهت دارد. حکومت موقتاً می‌تواند زمینه‌ای را محدود کند تا زمانی که راه حل مناسب از سوی طرف مقابل، یعنی کاربران و مخالفان سانسور و سرکوب یافته شود.

با تمام دشواری‌هایی که حکومت برای کاربران در این سالها ایجاد کرده، می‌توان به روشنی گفت که نسبت به هزینه بسیار زیاد سرمایه‌ای و انسانی برای حکومت، دستاوردشان بسیار ناچیز بوده است و نتوانسته‌اند جلوی جریان آزاد اطلاعات را بگیرند.

یک راه اساسی و قاطع برای کنترل کامل وجود دارد و آن هم خاموش کردن شبکه برق است.

در همین رابطه، این سؤال مطرح است که آیا می‌توان همه خروجی‌ها از طریق VPN را مسدود کرد؟

از زاویه تکنولوژی می‌شود ارتباط VPN را مسدود کرد. کانال‌هایی که برای VPN استفاده می‌شوند در استانداردهای مخابراتی تعریف شده‌اند و با مسدود کردن آنها ارتباط قطع می‌شود. در این روزها و در گذشته نیزهمین کار را کرده‌اند. اما از دید عملی این کار امکان پذیر نیست و همیشه پس از چند روز دوباره مجبور شده‌اند که ارتباط VPN را باز کنند.

این تکنولوژی تنها برای دور زدن فیلترهای حکومتی نیست. تمام ارتباط شرکت‌های مختلف با یکدیگر، ارتباط بانک‌ها به شعبه‌های خود در داخل ایران و دیگر بانک‌ها و مراکز مالی، ارتباط ارگان‌های نظامی و امنیتی در داخل و بسیار کارهای دیگر، از جمله معاملات خود حکومت و شرکت‌های وابسته نیاز به ارتباط امن از راه VPNدارند. از همه جالب تر حکومت برای دور زدن تحریم‌ها و فرار از شنود ارگان‌های امنیتی غرب و کنترل تحریم‌ها نیاز به VPN دارد. از دید من بستن VPN عملی نیست.

VPN مجاز که این روزها حکومت تبلیغ آن را می‌کند، چیست و آیا استفاده از آن می‌تواند راه حلی برای کاربران خواهان شکستن 

سد فیلترینگ باشد؟

این کار خطرناک‌ترین کاری است که یک کاربر اینترنت می‌تواند نسبت به خود انجام دهد. حکومت می‌خواهد که کاربران با ارائه شناسنامه خود برای دریافت امکان «VPN مجاز» مراجعه کند. پس از ثبت مشخصات کاربر و نام همه کسانی که از این امکان می‌خواهند استفاده کنند، حکومت احتمالا نرم افزاری را بر روی کامپیوتر کاربر نصب خواهد کرد که مثلا ارتباط VPN مجاز را برقرار می‌سازد. این نرم افزار کامپیوتر کاربر را به ارگان امنیتی حکومتی (وزارت اطلاعات، پلیس فتا، اطلاعات سپاه و غیره) وصل خواهد کرد و از آنجا ارتباط امن را نیز ایجاد خواهد کرد. منتها از آنجایی که تمام ارتباط کاربران در مرکز امنیتی بازگشایی می‌شود، آنها همه چیز را کنترل و ضبط خواهند کرد. از سوی دیگر آنها می‌توانند از طریق این نرم افزار به جاسوسی در کامپیوتر کاربر، ضبط هر چیزی که در صفحه کلید وارد می‌شود، روشن کردن بلندگو و دوربین و غیره بپردازند. تجربه نشان داده است که ارگان‌های امنیتی ایران از هیچ کار غیراخلاقی و غیرقانونی رویگردان نیستند. از این رو «VPN مجاز» یک پدیده خطرناک است.

  نکته دیگر در رابطه با «VPN مجاز» این است که شاید کسی بگوید که من کار خلافی انجام نمی‌دهم و مشکلی با کنترل حکومت ندارم و بخواهد از «VPN مجاز» برای کارهای معمولی چون خرید اینترنتی و یا ارتباط با حساب بانکی خود استفاده کند. اما مسئله اینجاست که در ارگان‌های امنیتی حکومتی در حال حاضر تنها چیزی که وجود ندارد، امنیت است. در میان آنها بسیار کسانی هستند که اطلاعات آنجا را بیرون آورده یا مورد استفاده شخصی قرار می‌دهند و یا به باندهای خلاف می‌دهند. نمونه‌های بسیاری از باج گیری، استفاده شخصی بر اساس روابط و پارتی بازی، استفاده از اطلاعات تجاری شرکت‌ها برای فروش به رقیبان تجاری و غیره وجود دارد. بنابراین تنها مشکل امنیت سیاسی نیست بلکه امنیت تجاری و مالی مردم با «VPN مجاز» به خطر می‌افتد. این روزها بسیاری از حکومتی‌ها به دنبال راه نجات خود هستند. اخبار زیادی از سوءاستفاده از اطلاعات افراد، باج گیری، حق السکوت و غیره، می‌شنویم.

هر مشکلی راه حلی دارد. این سخن گویا در جهان دیجیتال کاملا صدق می‌کند. آیا می‌شود راه حلی پیدا کرد برای خنثی کردن اقدام‌های تازه رژیم ایران.

در حال حاضر بسیاری در حال بررسی این جریان هستند. البته هم اکنون که حکومت VPN را بسته، کماکان برخی از دریچه‌ها باز هستند از جمله نرم افزارهایی که روش N2N VPN را به کار می‌گیرند. در این روش تشخیص ارتباط امن در سیستم کنترل امان پذیر نیست و بسیاری از کاربران کماکان در اینترنت حضور دارند. این راه حل‌ها را پس از گردآوری منتشر خواهیم کرد.

به کاربران داخل در شرایط کنونی برای اطلاع‌گیری و اطلاع‌رسانی چه توصیه‌ای می‌کنید؟

باید تمام روش‌هایی که کماکان سیستم فیلترینگ را دور می‌زنند، از جمله N2N VPN را شناسایی و اطلاع رسانی کرد. از کاربران می‌خواهیم که اطلاعات خود را به متخصصان و رسانه‌های ضد سانسور ارائه دهند تا آنها را گردآوری، بررسی کنیم و راه حل‌های جامع را به اطلاع همه برسانیم.

صدای آمریکا، برنامه افق: «جنگ سایبری: ایران٬ آمریکا و چین»، با مهدی یحیی نژاد ، نیما راشدان و محمود تجلی مهر