دوری و دلتنگی

امروز روز تولدش است. برای دومین بار در روز تولدش کنارش نیستم و این مرا غمگین می کند. دیروز به همکار و دوست عزیزم لیلی در تهران زنگ زدم که برایش یک دسته گل بفرستد. پرسید چه گلی می خواهی؟ اسم فارسی اش را نمی دانم و خود به آن گل جیغ جیغو می گویم. چون هم زیباست و هم شادی می پراکند. لیلی می خندد: گل جیغ جیغو دیگه چیه؟ می گویم عکسش را برایت می فرستم. این گل در «کوت دازور» در جنوب فرانسه در خیابان در می آید و همه جا هست و من آنجا عکسش را گرفته ام. عکس را می فرستم. لیلی یک اسم خارجکی گفت که من دوباره فراموش کرده ام. گویا در ایران به آن مرع بهشت هم می گویند.

دوستش دارم و برای هرروز از زندگیش که با من می گذراند، ممنونم و برای روزهایی که تنها و در انتظارش می گذارم شرمسار و غمگین.

Advertisements

2 پاسخ

  1. مرسی

  2. […] گلی در تهران فرستادم. تنها خود را با این راضی کردم که از دوری و دلتنگی در وبلاگ بنویسم. در آن روزها بود که یک لحظه تصور کردم که […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: