ادامه این وبلاگ در سایت نویدار

پس از چند سال رکود در نوشتن از این پس در وبسایت تازه خود در Navidar.eu می نویسم.

Navidar

 

 

Advertisements

مصاحبه امروز من با دویچه وله در باره این که چرا ایرانیان مقیم خارج به کشور بازنمی‌گردند و تجربه خود در این باره!

مصاحبه امروز من با دویچه وله

امشب در برنامه افق در صدای آمریکا در باره امنیت اینترنت و فیلترشکن ها گفتگو داشتیم.

افق در صدای آمریکا، 5 ماه مه 2015

گفتگوی من با تلویزیون روژهلات و بازگویی داستان فرناز

دیشب، سوم ماه مارس 2014 در تلویزیون روژهلات در برنامه چهرها از خودم گفتم و داستان فرناز عزیزم را بازگو کردم. امیدوارم که در راه شکستن تابوهای وحشتناک جامعه ایرانی و سنت های ضد انسانی گامی کوچک برداشته باشم.

موضوع برنامه افق: کنفرانس امنیتی مونیخ، از امنیت سایبری تا هسته ای

فیلم «هیس دخترها فریاد نمی زنند»: ما سکوت را بشکنیم!

امشب فیلم «هیس دخترها فریاد نمی زنند»  از پوران درخشنده را دیدم. چه واقعی جامعه ایرانی را به تصویر کشیده است. این تصویرها واقعی است و بدون اغراق؛ به ویژه زمانی که آنها را از نزدیک Farnazتجربه کرده باشی، عزیزترینت 35 سال بعد قربانی اش شده باشد و پدر و مادر، ناظم و دوست، همه و همه اسیر در فرهنگ سنتی پست و جنایتکارانه «حفظ آبرو» کودک آسیب دیده را تنها گذاشته و بدتر از آن، با وادار ساختنش به سکوت آسیب دوم و چندم را سخت تر از آسیب نخست به او وارد آورند. این گونه است که محیط و جامعه برای متجاوزان امن می شود.

مردان فیلم اندیشه حاکم بر مرد سنتی و «با غیرت» ایرانی را به نمایش گذاشته اند؛ موجود حقیر، پست و بدبختی که زور مردانگیش تنها به زن و دختر کوچکش می رسد.

لحظه به لحظه این فیلم را حس و لمس کردم. تقریبا همه شخصیت های فیلم در زندگی من حضور دارند. این فیلم داستان پروانه مهربان و نازنین من بود که 35 سال بعد کسی را نکشت، ولی خودش را از رنج خلاص کرد. دو عموی ناجوانمرد و پست فطرتش، حسن و حسین، اموراتشان کماکان می گذرد و کسی هنوز هم بالاتر از گل به آنها نگفته است. همگان در سکوت هستند و احساس می کنم که سخنان من بیشتر از این جنایتی که این دو عمو 35 سال پیش در حق همسر عزیز من کرده اند، آزارشان می دهد.  نزدیکان فرناز! آنهایی که خود را به او نزدیک نشان می دادند، دوست، فامیل! و اکنون در توطئه سکوت دست دارند. چه حقارتی! این آیینه تمام نمای این فرهنگ سنتی و پست است که برای پوشاندن خفت و خواری خویش از جنایتکار دفاع می کند: مگر چه شده؟ سالها پیش یه چیزی شده. شما چرا بزرگنمایی می کنید؟

فرناز نازنین من نیز7 سالش بود در آن روز در تهران که پدر برای کاری از خانه بیرون رفته بود. و 35 سال گذشت و فرشته مهربان من در آن جمعه شب تاریک، مه آلود و بارانی در هامبورگ رفت تا رها شود. اکنون دیگر 15 ماه از آن شب لعنتی می گذرد و سکوت کماکان ادامه دارد و تلاش برای این که مرا نیز به منجلاب خود بکشانند که «هیس! چه فایده دارد؟ فرناز دیگر زنده نخواهد شد.»

… و من سکوت نخواهم کرد.

شرکت در برنامه افق در صدای آمریکا و گفتگو در باره شنودهای گسترده NSA در اروپا

دیشب در برنامه افق، صدای آمریکا، در باره شنود و جاسوسی گسترده NSA در اروپا به گفتگو پرداختیم.

«شنود رهبران: از مرکل تا خامنه ای» برنامه افق درباره شنود رهبران خارجی از طرف آژانس امنیت ملی آمریکا، شنود از سفر آیت خامنه‌ای به استان کردستان، شنود تلفن انگلا مرکل و واکنش ها به اقدامات آژانس امنیت ملی آمریکا. با رابرت بیر، محمود تجلی مهر، و آرش آرامش.