کردانیسم در آلمان: وزیر آموزش عالی آلمان تیتر دکترای خود را از دست داد

وزیر آموزش آلمان، خانم آنت شاوان، تیتر دکترای خود را از دست داد. پس از 33 سال، دیروز دانشگاه دوسلدورف اعلام کرد که پایان نامه دکترای خانم شاوان در بخش های مهمی کپی برداری شده است و دانشگاه تیتر دکترا را پس می گیرد. دانشگاه اعلام کرد که رساله دکترای خانم شاوان در بخش های زیادی کپی برداری از دیگران بوده است
دو سال پیش نیز وزیر دفاع آلمان تیتر دکترای خود را به دلیل کپی برداری از دست داد. کار خانم شاوان بسیار سخت می شود چون وزیر آموزش عالی است و نماینده جامعه آکادمیک آلمان. استعفا تنها راه ممکن می تواند باشد. خانم شاوان مشکل دیگری هم دارد: او با دیپلم و بدون  گذراندن فوق لیسانس تیتر دکترا گرفته بود و اکنون بدون هیچ گونه مدرک دانشگاهی است.
در آلمان گروهی به راه افتاده اند و پایان نامه های دکترای افراد مختلف (به ویژه افراد معروف) را می خوانند و در صورت یافتن کپی برداری آن را افشا می کنند. نرم افزارهای نیرومندی نیز وجود دارند که نوشته های افراد را با تمام آثار موجود مقایسه و در چند دقیقه صدها صفحه را بررسی می کنند.
کاش می شد پایان نامه های کسانی چون احمدی نژاد، رحیمی و بسیار دکترهایی که در این سالها ناگهان سروکله شان در ایران پیدا شده است را دید و بررسی کرد. آقای احمدی نژاد گویا در دفاعیه دکترای خود در دانشگاه علم و صنعت تنها یک صلوات فرستاده است و گویا جامعه دانشگاهی ایران مشکلی با این چیزها ندارد که کسی همزمان در چند شغل مدیریت دولتی باشد و فوق لیسانس و دکترا نیز بتواند بگیرد.

3 پاسخ

  1. خیلی خوب است که در جامعه آلمان بی ترس و واهمه می‌توان پیگیر شفافیت در کارهای مختلف شد.

    پی‌نوشت: به نظر من واژه کردانسیم واژه بی‌ریشه ایست و کاربرد آن در نهایت تمام می‌شود.

    • حق با شماست. کردانیسم یک واژه ساختگی است که من خود در پخش آن در آن سالها دست داشتم و رفتار آقای کردان را به طنز گرفته بودم.

  2. navidar عزیزممنون از وبلاگ مفیدت. یه مدتی یه سوالی واقعا ذهنمو مشغول کرده اینکه افکار عمومی غربی، اروپایی و به خصوص ایالات متحده فکر می کنه ایرانیها همشون مثل احمدی نژاد و سران جمهوری اسلامی نفرت انگیزن و یا اینکه اصلا نمیدونن ایران کجاست و اسمشم نشنیدن فقط اخبار بد در مورد ایران رو میشنون؟ در مورد ایرانی ها یه پیش قضاوتی دارن و حتی بعضی وقتا تبعیض هایی محسوس و نا محسوس قائل می شن؟ ( یکی از دوستای خیلی خوبم که شدید وطن پرست بود دلسوز ایران حالا بعد از چن سال زندگی کردن تو پاریس بین حرفاش حسابی از ایرانی ها میناله البته از همشون خدایی نه ولی از خیلیاشون. دفعه آخری که باش حرف زدم در کمال تعجب من گفت من دیگه هر کی بم میگه کجایی هستی من نمی گم ایرانیم در حالی این آدم ومن قبلا که ایران بود حسابی ایرانی هایی رو که میشنیدیم تو خارج از ایران ایرانی بودنشون رو انکار می کردن سرزنش می کردیم و می گفتیم چه آدم های بی جنبه و بدبختی. خلاصه حالش زیاد خوب نبود و من دیگه ازش نپرسیدم چرا فقط ساکت داشتم به حرفاش گوش می دادم تا یه خورده خالی شه.نمیدونم دلیلش خود کم بینی است، رفتار تبعیض آمیز با ایرانی هاست یا یه چیز دیگه ) این برای من که می خوام در آینده برم یه کشور غربی و راحت و آزاد و فرا از این همه بدبختی مثل یه آدم اول برا خودم زندگی کنم بعد برای دین و مذهبو و وطن هزار تا چیز دیگه و جوونیمو فنا نکنم خیلی مهمه. یعنی اونجا هم باید قربانی ایرانی بودنم و شرایطی که خودم مخالف و قربانی اون تو ایران بودم و در ضمن هیچ نقشی هم توش نداشتم بشم؟ واقعا ممنون می شم اگه یه تحلیلی تو قالب یکی از نوشته هات و با توجه به تجربیاتت تو زندگی خارج از ایران داشتی بنویسی. ببخشید که نظرم بی ربط با موضوع نوشتت بود بازم ممنون

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: