سخنرانی سرجوخه آرادان برای صندلی ها در نیویورک

مفلوک را در نیویورک دیدید؟ داشت برای صندلی های خالی سخنرانی می فرمود. «من در چهار سال گذشته از چالش های اصلی جهان و ریشه های اصلی آنها برای شما سخن گفته ام.» و این یک سوم از انشای بچه دبستانی او AN-5بود که من در چند سال گذشته به شما چه گفته ام. امروز نیز آمده ام که باز هم بگویم. البته انشایش به بیان رسانه ها همان تکرار حرفهای سال های پیش بود. در مجموع پروبالش ریخته بود. حرفی هم در نفی هولوکاست نزد. ولی به اسراییل تاخت. چقدر هم پاچه خواری آمریکا را کرد. از هفته های پیش در اخبار می آمد که نمایندگان او در اداره های آمریکایی بالا و پایین می روند تا کسی را از دولت آمریکا راضی کنند تا حاضر شود با احمدی نژاد ملاقاتی داشته باشد و یا دست کم یک سلام و علیک. کور خوانده بود و آمریکایی ها این لطف را به او نکردند ahmadinejad-cp-w-7374106که برود و به مردم  ایران دهن کجی کند که: دیدید؟ کار به جایی رسید که در اخبار آمد که یکی از دغدغه های اوباما این است که چگونه در راهروهای سازمان ملل برود و بیاید و این مردک را تصادفی نبیند. شاید هم چهار نفر را گذاشته باشد تا مسیرها را چک کنند و در صورت امن بودن از خطر احمدی نژاد، اوباما بتواند در یک طبقه برود و بیاید. کاش نیک آهنگ کوثر یک کاریکاتور از اوباما در چنین حال و روزی بکشد!

هیچ کدام از کشورهای همراه همیشگی دولت آمریکا این گونه دریوزگی آمریکا را نمی کنند که این تحفه می کند.NYC-2

خبرنگار فاکس نیوز گزارش می داد که این مورد که نمایندگان کشورها به هنگام سخنرانی کسی سالن را ترک کنند، بسیار نادر بوده است و معمولا یا نمی آیند و یا کارمندان رتبه پایین را می فرستند تا یادداشت بردارند. اما به هنگام سخنرانی سرجوخه آرادانی چند گروه از جا برخاستند و رفتند. نمایندگان آمریکا، انگلیس، اسراییل، آلمان و کانادا با هم رفتند. پس از آنها نمایندگان استرالیا، آرژانتین، دانمارک، فرانسه، مجارستان، ایتالیا و نیوزیلند رفتند. بسیاری هم که از پیش رفته بودند و در سالن نبودند. هنگام ترک گروه کانادا و کستاریکا با حرکت دوربین NYC-1صندلی های خالی را می دیدی و شاید سه چهارم سالن و یا بیشتر خالی بود. جالب این بود که حتی نماینده لبنان هم بیرون رفت. تنها صندلی ها صبرشان کافی بود.

یکی از دستاوردهای احمدی نژاد بنا به گزارش رسانه های آمریکایی این بود که برای نخستین بار یهودی ها و مسلمانان ها در کنار هم برای هدف مشترک در نیویورک تظاهرات کردند. البته یهودی ها به خاطر بستن یک خیابان اصلی با پلیس درگیر و تعدادی از آنها دستگیر شدند. جالب این بود که یکی از آنها به هنگامی که با پلیس می رفت برای دمکراسی برای مردم ایران شعار می داد و نه بر علیه احمدی نژاد یهودی ستیز.

سبزها خواب را هم بر احمدی نژاد حرام کردند. در برابر هتل او جمعیتی جمع بود و شعار می داد: قاتل، بیا 1بیرون!

به نظر می آید که همه این چیزهایی که در ایران در این ماهها گذشته هنوز کافی نیست که بتواند همه ایرانیان را در یک جبهه برای هدف مشترک گرد آورد. چهار گروه بودند در نیویورک: جبهه سبز، طرفداران پادشاهی، مجاهدین خلق و حزب کمونیست کارگری. آن پایگاه نیرومند جبهه سبز در میان مردم ایران نیز کافی نیست تا 3طرفداران پادشاهی و مجاهدین خلق و انواع گروه های چپول دیروزی مساله به این سادگی وحدت پیرامون هدف مشترک را درک کنند و دیدگاه های تنگ بینانه خود را کنار گذاشته، با این جبهه همراه شوند. اینها عقب مانده ترین بخش جامعه ایران هستند که با وجود این همه فراخوان برای همکاری و کنار گذاشتن اختلاف ها برای هدف مشترک، باز نیز می آیند و با جبهه سبز درگیر می شوند. اینها نه می اندیشند و نه می توان چیزی به آنها یاد داد. نه 4تجربه سازمان آزادیبخش فلسطین، نه کنگره ملی آفریقا و بسیار جبهه های دیگر که همه با اتحاد به هدف خود دست یافته اند، هیچ کدام نمی توانند این دیروز اندیشان و گیر کرده در پیچ و خم های تاریخ را قانع سازد که چشمشان را باز کنند. یعنی باید یک نسل منتظر شویم تا این مشکل به خودی خود و از راه طبیعی حل شود؟

نمایی از مانهاتان از فراز برج های مرکز تجارت جهانی نیویورک که دیدنش دیگر ممکن نیست

این عکس را چندی پیش در عکس های خود یافتم که در سال 1995 از تراس برج غربی سازمان تجارت جهانی (WTC) در نیویورک برداشته بودم. چه کسی می توانست در آن زمان در بیمارگونه ترین رویاها و کابوس ها تصور کند که این دو برج دیگر وجود نداشته باشند و دیدن چنین منظره ای دیگر  برای کسی دست کم در آینده قابل پیش بینی، امکان پذیر نباشد؟

new-york-manhatan-from-world-trade-center-1995-1