جمع آوری کتاب سید قطب از مدرسه های عربستان

در «عرب نیوز» خواندم که وزارت آموزش عربستان سعودی دستور داده است که دو کتاب را از کتابخانه مدرسه های عربستان سعودی جمع آوری کننند. یکی از آنها «دروغ ها در باره سید قطب» و دیگری «جهاد در راه خدا» نام دارد. دلیل وزارت آموزش «محتوای تندروانه و گمراه کننده» این کتابهاست و باید «از انحراف جوانان جلوگیری کرد.»

سید قطب مصری یکی از سران «اخوان المسلمین» در سالهای 1950 و 1960 بود که جنبشی بنیادگرای اسلامی است. آنها در سالهای 60 آنقدر تندروی کردند که دولت مصر شماری از آنها را بازداشت کرد و از جمله سید قطب را به مرگ محکوم کرده، به دار آویخت.

سید قطب که در آمریکا درس خوانده بود، پس از بازگشت به مصر و خدمت دولتی، از دولت بیرون آمد و به اخوان المسلمین پیوست. او دیدگاه های بسیار ارتجاعی نسبت به زندگی غرب داشت و به دنبال اردوگاه سوم اسلامی میان دنیای غرب و سوسیالیستی بود. تلاش او برای بازگرداندن اسلام به ریشه های اصلی بود و از این راستا یک بنیادگرای واقعی بود.

در اینجا این سخنان را از سید قطب پیرامون دنیای غرب دیدم که «رفتارهای جنسی در آمریکا را زیر انتقاد می گیرد:

«دختر امریکایی کاملاً به افسونگری‌های بدنش آگاه است. او می‌داند که افسون‌گری در چهره‌اش، چشمان نافذ و لب‌های تشنه‌اش نهفته‌است. او می‌داند که پستان‌های گِردش، باسن بزرگش، ران‌های خوش‌ترکیبش و ساق‌های صافش افسون‌گرند. او همهٔ این‌ها را می‌داند باز هم آن‌ها را نمی‌پوشاند.»

و در مورد سلیقهٔ موسیقی دختر امریکایی نوشت:

«موسیقی جازی را که سیاه‌پوستان بنوازند، ترجیح می‌دهد تا هم عشقش به هرج و مرج را ارضا کند و هم سلیقهٔ جنسی‌اش را…»

چه آشناست این سخنان که دنیا را تنها از نگاه به پایین تنه می بینند. از این سید قطب ها در ایران چه بسیار داریم. برای سید قطب حتی رقص های کلیسایی نیز «عملی شهوانی و حیوانی» است: ” آنان با موسقی گرامافون رقصیدند در حالی که پاهایشان به همدیگر گره خورده بود و سینه هایشان به همدیگر فشار می آوردند. بازو در دور سینه و لب بر لب و … فضا سرشار از هوس بود.”

هر چند که ممنوع کردن یک کتاب امری نادرست است ولی نشان گر ظرفیت نیرومند بنیادگرایی در جامعه عربستان سعودی است که دارای حکومتی است که تلاش در گشودن آرام کشور دارد و مردمی که تلاش در حفظ وضع موجود و زندگی چون «صدر اسلام» دارند. البته عرب نیوز هیچ گونه اطلاعاتی پیرامون سید قطب و اندیشه های او نداده است.

چه کار دشواری است حکومت در آنجا، به ویژه که خود حکومت نیز نامشروع باشد.

سایر نوشته ها پیرامون عربستان سعودی

سرکوزی وارد عربستان شد (این بار بدون مشکل دوست دختر)

نیکولا سرکوزی، رییس جمهور فرانسه امروز وارد عربستان سعودی شد. این که چرا این خبر توجه مرا جلب می کند ، دو دلیل ویژه دارد. یکی به عربستان سعودی مربوط است و دیگری به ایران.

جناب سرکوزی در زمانی که تازه انتخاب شده بود، در ابتدای ریاست جمهوری کارهایی می کرد و حرفهایی می زد که آدم را یاد بلاهت جورج بوش کنونی در ابتدای کارش می انداخت. یکی از شاهکارهایش در اینجاست. البته فرانسویان با کارهای رییس جمهورشان بیشتر یاد احمدی نژاد می افتادند و از همین رو خیلی سریع او را «سرکوزی نژاد» نامیدند. نمی دانم که آیا هنوز هم این لقب افتخاری را دارد یا نه. به هر رو، بار نخست که سرکوزی در ژانویه امسال می خواست به عربستان برود، جنجالی به پا شد. او گمان می کرد که عربستان سعودی هم جایی چون جاهای دیگر در این دنیاست و می خواست «بانوی اول فرانسه» را نیز با خودش ببرد که مقامات سعودی حالش را جا آوردند و یادش انداختند که این بانو دوست دختر اوست و نه همسر شرعی و قانونیش و بنابراین نمی تواند او را همراهی کند. بر اساس قوانین عربستان سعودی زن بدون «کفیل» حق ورود به عربستان را ندارد. مقامات فرانسه سکولار و سرکوزی هم نتوانستند از این دیوار آهنین بگذرند. به هر رو، سرکوزی در ماه فوریه با دوست دخترش «کارلا برونی» ازدواج کرد و شاید اکنون او نیز همراهش باشد. روزنامه های «زرد» اروپایی در ژانویه 2008 کلی تیراژ خود را با این مورد افزایش دادند. آن روزها من در ریاض بودم و دیدم که حتی روزنامه های سعودی که بسیار محتاط هستند، نیز از این مورد نگذشته اند و آن را بازتاب دادند.

مورد دوم به ایران ربط دارد. روزنامه اینترناشنال بیزینس تایمز نوشته است که سرکوزی در سفر چند روزه به عربستان سعودی، امارات و قطر چندین قرارداد به ارزش میلیاردها یورو امضاء خواهد کرد: در عربستان سعودی در زمینه نفت و گاز و در امارات قرارداد ساخت دو نیروگاه هسته ای! این مورد آخری مورد نظر من است. امارات کوچک به زودی دارای دو نیروگاه هسته ای خواهد شد و ایران اکنون دهها سال است که می خواهد یک نیروگاه هسته ای را به راه اندازد و نمی تواند. همان گونه که ساخت فرودگاه امام در تهران 46 سال طول کشید آن هم با کیفیتی بسیار پایین و فرودگاه دوبی در 8 سال ساخته شد آن هم با آن ظرفیت عظیم که در حال حاضر نیز در حال گسترش است. این مقایسه جایز است چون فرودگاه امام قرار بود تبدیل به «هاب» خاورمیانه شود. کاری که فرودگاه دوبی اکنون انجام می دهد.

اگر اخیرا به هنگ کنگ رفته باشید و فرودگاه جدید آنجا را دیده باشید، باید بدانید که آن فرودگاه را در 8 سال روی جزیره ای که وجود نداشت ساختند. یعنی خاک ریختند در دریا و جزیره ای ایجاد کردند و فرودگاه عظیمی را روی آن ساختند که پیاده در ترمینال آن نیم ساعت می توانید راه بروید. من 10 ساعت در آن فرودگاه بودم و احساس خستگی و یکنواختی نکردم. حال بروید در فرودگاه امام و بگردید ببینید به جز دو کافه که چیزی مزخرف به نام قهوه با شیرینی های چرند تر می فروشند، چه چیز دیگری می توانید بیابید و آیا می توانید دو ساعت در  آنجا دوام آورید.

هند چندی پیش قرارداد ساخت بیست نیروگاه هسته ای را با آمریکا بست. ایران هنوز گرم پشتک وارو با جامعه جهانی بر سر چیزهایی است که برای %95 کشورهای جهان جزو بدیهیات به شمار می رود و خیال می کند که کلی هم زرنگ است و سر آقای برادعی و آژانس را شیره مالیده است.

ببینید دیگران کجایند و ایرانیان هنوز اندر خم کدام کوچه!

فتوای مفتی سعودی در باره حق زن برای کتک زدن شوهر

روزنامه «الشرق الاوسط» از فتوایی خبر داد که بر اساس آن زن می تواند شوهر خود را برای دفاع از خود کتک بزند. شیخ محسن العبیکان مفتی اعظم سعودی و مشاور وزارت دادگستری عربستان سعودی پس از مذاکره با مفتی های ترک و مصری فتوایی صادر کرد که بر اساس آن زنان می توانند برای دفاع از خود، شوهر خود را کتک بزنند. او گفت: «این کار از سوی حقوق دانان اسلامی مجاز است و ریشه در شریعت اسلامی، قرآن و احادیث دارد». او سپس آیه هایی از سوره های الشورا و البقره آورد. او تاکید کرد که این حق تنها برای دفاع از خود است.

مفتی ترک «فتح الله گولن» نیز در فتوای مشابهی حق زنان برای مقابله به مثل در خشونت را به رسمیت شناخت. او گفت این حق زنان است که خشونت را با خشونت پاسخ دهند. او به زنان توصیه کرد که فن دفاع از خود چون کاراته، جودو و تکواندو را یاد بگیرند و شوهران خشن خود را کتک بزنند. این فتوا در ترکیه جدلی میان آخوندها پدید آورده است. آخوندهای محافظه کار معتقدند که این کار در خانواده ها شورش پدید خواهد آورد.

سوالی که در این میان پیش می آید این است که این آیه ها و این برداشت از آنها و این حق زن در این 1400 سال کجا بودند؟ چه شده که اکنون کشف شده اند؟

جالب است که این شیخ محسن العبیکان خود در دعوای دیگری در عربستان سعودی وکالت وزارت دادگستری را بر عهده دارد که دختری 19 ساله از آن شکایت کرده است. عرب نیوز یک سال پیش از دختری در شهر طایف گزارش داد که پس از آن که دزدیده شده و از سوی گروهی مورد تعرض قرار گرفته بود، به 200 ضربه شلاق و شش ماه زندان محکوم شده بود. او از وزارت دادگستری به سبب پخش اطلاعات نادرست شکایت کرده است. وزارت دادگستری بیانیه مطبوعاتی صادر کرده و گفته بود که این دختر به جرم خود مبنی بر ارتباط با مرد نامحرم اعتراف کرده است. در حالی که چنین اتفاقی رخ نداده بوده است و وزارت خانه بر اساس اعتراف مجرمان متجاوز چنین بیانیه ای صادر کرده بوده است. دختر جوان به محلی می رود تا عکس هایی که مجرم از او تهیه کرده بوده و با آنها از او باج می گرفته است، پس بگیرد که مورد تعرض او و گروهی دیگر قرار می گیرد. جناب العبیکان دختر را مجرم می داند که چرا به آنجا رفته است. العبیکان می گوید این دختر کاری را انجام داده است که خدا ممنوع کرده است (یعنی تنها به جایی رفته است که مردان نامحرم در آنجا بوده اند). در آن زمان روزنامه ها نیز تنها اطلاعیه وزارت دادگستری را منتشر کردند و این گونه در افکار عمومی قربانی تبدیل به مجرم شد. اکنون دختر جوان از وزارت دادگستری به دادگاه شکایت کرده است و باید دید که این ماجرا به کجا می انجامد.

عجب جایی است این عربستان سعودی!

باید در آینده شاهد انواع باشگاه ها و آموزشگاه های دفاع از خود برای زنان و روش های نوین کتک زدن شوهر ها باشیم. به قول معروف: «گهی پشت به زین و گهی زین به پشت!»

نوشته های دیگر در این مورد:

روحانی سعودی از “کتک زدن شاعرانه زنان” می گوید


صدور فتوای قتل گردانندگان شبکه های ماهواره ای از سوی قاضی القضات عربستان سعودی

امروز یکی از همکاران روزنامه گاردینچاپ انگلیس را برایم آورد که خبری باورنکردنی آورده است. شیخ “صالح اللیهدان” 79 ساله، بالاترین قاضی دادگاه عالی عربستان سعودی فتوای قتل گردانندگان شبکه های ماهواره ای که به بیان او در ماه رمضان “برنامه های بد” پخش می کنند، را صادر کرده است. او که به پرسشهای مذهبی شنوندگان رادیویی پاسخ می داد، در پاسخ به کسی که دیدگاه او را پیرامون شبکه های ماهواره ای که در ماه رمضان “برنامه های بد” پخش می کنند، پرسید، گفت که شبکه های ماهواره ای هزاران نفر از مردم را گمراه کرده اند. او گفت: “صاحب این شبکه ها چه فکر می کند که این برنامه های اغواگر، انحرافی و ابتدایی را پخش می کند؟ آنهایی که فساد و اعتقادات انحرافی را تبلیغ می کنند، بدیهی است که کشتن آنها مجاز است. آنهایی که به فتنه گری فرامی خوانند و آنهایی که می توانند جلوی آنها را بگیرند و این کار را نمی کنند، هردو واجب القتل هستند
یکی از پربیننده ترین شبکه های ماهواره ای “روتانا” است که فیلم و موسیقی پخش می کند. این شبکه به شاهزاده «ولید بن الطلال» تعلق دارد که یک مولتی میلیاردر و عضو خانواده سلطنتی است. او سیزدهمین مرد ثروتمند جهان است. دیگر شاهزاده های سعودی نیز صاحب شبکه های ماهواره ای هستند. البته شیخ اللیهدان از شبکه ویژه ای نام نبرد.
اکنون باید دید که این فتوا چه بازتابی در عربستان سعودی خواهد داشت. دولت سعودی و خاندان سلطنتی نمی توانند چنین فتوایی را از سوی بالاترین قاضی دیوان عالی ناشنیده گیرند. شیخ اللیهدان در گذشته نیز با صدور اجازه جهاد برای اتباع سعودی برای جنگ با سربازان آمریکایی در عراق نیز جنجالی به راه انداخته بود.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

انعطاف مذهبی از نوع «امر به معروف» در عربستان

این همایش جهانی گفتگوی ادیان که در ژوییه در مادرید برگزار شد، عربستان سعودی هزینه آن را داد و ملک عبدالله با سخنرانی نیز آن را افتتاح کرد، مرا واداشت که نوشته «عربستان سعودی پرچم دار انعطاف مذهبی؟» را بنویسم. امروز نیز دیدم بهتر است خبرهای کوتاه از شاهکارهای «هیاه امر به معروف و نهی المنکر» را که گرد آورده بودم، در اینجا بیاورم.

چهار ماه پیش ماموران امر به معروف «الله اکبر» گویان به یک هتل ریختند و یک نگهبان هتل را به نام «سلمان الهریسی» با خود بردند. آنها او را در ساختمان مرکزی خود در ریاض زیر شکنجه کشتند. وکیل خانواده الهریسی به روزنامه ها گفت که جمجمه او را شکسته بودند و چشمانش را در آورده بودند. اتهام سلمان که هیچگاه اثبات نشد، این بود: نوشیدن آبجو!

سازمان «دیده بان حقوق بشر» به «اشپیگل انلاین» گفت که سینا، یک دختر 25 ساله مغولی که در یک روز داغ در ریاض گرم خرید بود، از سوی «امر به معروفی» ها به جرم نپوشاندن چهره خود (که اصلا جرم نیست) دستگیر شد. آنها با فریاد های «فیلیپینا قحبه» (نیاز به ترجمه ندارد) او را به ماشین خود کشاندند. او در ساختمان مرکزی مورد تجاوز دسته جمعی قرار می گیرد و سپس به زندان فرستاده می شود.

یک استاد دانشگاه «ملک سعود» می گوید که همسایه او به نام «امیره» که با راننده خود برای آوردن بچه هایش از پارک رفته بود، به جرم گفتگو و خنده با راننده مورد تهاجم ماموران «امر به معروف» قرار می گیرد. آنها راننده را از ماشین بیرون انداخته، او را با ماشین به خارج ریاض بردند. در آنجا ماشین او را خرد و داغان کردند و او را تنها رها کردند.

جورج، یک آمریکایی جوان که اکنون در آمریکا زندگی می کند، مدتی برای یک رستوران در ریاض کار می کرد، می گوید که روزی نتوانستیم مشتران را به موقع پیش از اذان عصر از رستوران بیرون کنیم و 2-3 دقیقه تاخیر داشتیم. ناگهان ماموران «امر به معروف» به رستوران ریختند و همه 13 نفر کارکنان را دستگیر کردند و به مرکز خود بردند. در آنجا ما را وادار به گرفتن وضو و نماز کردند. با وجودی که من مسیحی هستم، مجبور شدم نماز بخوانم. من نیز که می دانستم چه کنم، هر کاری دیگران می کردند، من نیز انجام دادم. اما یکی از آنها که کارت اقامت مرا دید، بر من فریاد کشید: صبر کن! تو یک نصرانی (مسیحی) لعنتی هستی. آیا تو رسما به اسلام گرویده ای؟ من دوپهلو پاسخ دادم: یک جورایی. او گفت: نه، نه! تو باید رسما مسلمان شوی. معنی این حرف این بود که باید تمام مراحل اداری گرفتن اقامت تکرار شود و من نام خود را نیز تغییر دهم و من این گونه از جورج به محمد تبدیل شدم.

دیپلمات ها نیز در امان نیستند. اینگرید کروگر، وابسته مطبوعاتی سفارت آلمان هنگامی که قصد ورود به یک رستوران را داشت، چون عبایه بر تن نداشت، مورد تهاجم یک مامور امر به معروف قرار می گیرد. او کارت مصونیت دیپلماتیک سعودی خود را به مامور نشان می دهدو مامور کارت را بر زمین پرت می کند و آن را لگدمال می کند. مشتریان در رستوران دخالت کرده، به مامور حالی می کنند که کاری که کرده برای خودش پیامد سنگینی دارد. مامور ابله هم سریع از رستوران فرار می کند.

از یک ماه پیش آوردن حیوانات خانگی چون سگ و گربه به خیابان ممنوع است. (اینجا گمان کنم بر عکس همیشه سعودی ها از ایرانی ها کپی برداری کرده اند.) اشکال امر به معروفی ها به آوردن حیوانات خانگی به خیابان این است که مردان جوان با آوردن حیوانات به خیابان تلاش دارند که توجه زنان را جلب کنند.

در ماه مه پیش مرد جوانی به جرم آن که با زنی در یک ماشین نشسته بود، دستگیر و زیر شکنجه کشته شد. اکنون روشن گشته است که مرد جوان راننده آن خانواده بوده است.

در فوریه پیش یک استاد دانشگاه پنجاه ساله و پدر چند فرزند در مکه به اتهام حضور در یک کافه به همراه یک دانشجوی دختر دستگیر و به 180 ضربه شلاق و هشت ماه زندان محکوم شد. این حکم با وجودی صادر شد که در دادگاه ثابت شد که دانشجویان سابق این استاد که از او برای پایان نامه خود نمره نگرفته بودند و اکنون خود مامور «امر به معروف و نهی از منکر» بودند، این تله را برای او نهاده بودند.

در همان روزهای پایانی فوریه 2008 یک زن آمریکایی که به همراه همکار سوری خود در یک کافه نشسته بود، دستگیر شد. او که مادر سه فرزند است، مجبور به امضای متنی شد که در آن او اعتراف به فحشاء کرده است.

 

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

عربستان سعودی پرچم دار گفتگوی میان ادیان؟

در ماه ژوییه در مادرید همایش جهانی گفتگوی ادیان برگزار شد. در اين همایش نمایندگاه دین های مختلف مسيحي، مسلمان، يهودي و بودائي به همراه برخی رهبران کشورهای مختلف شرکت داشتند. داشتم خبرهای پیرامون این همایش را می خواندم که دیدم نه تنها عربستان سعودی از گردانندگان این همایش بوده، بلکه ملک عبدالله نیز در آنجا با سخنرانی همایش را افتتاح کرده است. عجب! جریان برایم جالب شد.

او در سخنرانی خود ادیان بزرگ جهانی را دعوت کرد که از تندروی فاصله گیرند و راه آشتی را در پیش گیرند: «با همکاري و احترام به دین يکديگر می‌توانيم تغییراتی را به وجود بیاوریم تا عدالت به جای ظلم و خشونت، و صلح به جای جنگ قرار بگيرد.»

یک بار دیگر این سخنان را بخوانید. می گوید » احترام به دین يکديگر» و «فاصله گیری از تندروی»! این حرف ها از گاندی نیست، از دالایی لاما هم نیست. از ملک عبدالله است! امروز خورشید از کدام سو برآمده؟ ببینید دیگر چه گفته است:

«من از عریستان سعودی، از سرزمین دو حرم مقدس برای شما پیامی آورده ام. این پیام اعلام می دارد که اسلام دین تعادل و انعطاف است، پیامی که همه پیروان ادیان را به گفتگوی سازنده فرا می خواند؛ پیامی که وعده گشایش برگی تازه برای بشریت را می دهد که در آن، به خواست الله، تفاهم جای درگیری را خواهد گرفت.»

حتما پیام را روح «بن بال» نوشته و به شخص «الفوزان» وحی کرده است! (اینها از وحشی ترین آخوندهای سعودی هستند که در برابر اینها شیخ یزدی و خزعلی و جنتی به گاندی شباهت پیدا می کنند.)

–  ملک عبدالله که را کودن فرض می کند؟ شنوندگان آن همایش را، مردم جهان را یا مردم سرزمین خودش را؟ یا شاید همه را از نوع احمدی نژاد به مسخره گرفته است؟ با وجودی که من بر این دیدگاه هستم و بارها در اینجا نوشته ام که ملک عبدالله در تلاش است که جامعه عربستان را بگشاید و مفتی های آدمخوار وهابی-سلفی را محدود کند، اما وقتی به عربستان سعودی امروز می نگریم، باید به جناب ملک عبدالله بگوییم که این حرفها به دهان شما بیش از اندازه بزرگ است. هنوز برادری را ثابت نکرده، ادعای ارث کرده اید. بهتر است دهان بربسته و سکوت کنید و در داخل کشور خود کار کنید، نتیجه بگیرید و بعد بیایید در چنین همایشی به دیگران رهنمود بفرمایید که شرم و حیا واژگانی عربی هستند.

نمی دانم بوداییان حاضر در آنجا به هنگام شنیدن این فرمایشات از دهان ملک عبدالله به چه می اندیشیده اند که انعطاف و احترام به تمام ادیان پایه اندیشه شان است و در زبان هندی در اساس برای واژه «دین» معادل نیست.

ملک عبدالله خوبشان است که وقتی در یک سخنرانی دیگر زنان عربستان را تشویق می کند که از خانه ها بیرون آیند و به کار بپردازند، من برایش کف می زنم. ببینید بقیه چه هستند که ما باید از ملک عبدالله حمایت کنیم. اما در پهنه بین المللی معیارها تفاوت دارند؛ عربستان سعودی یک سو، جهان در یک سوی دیگر. جهان نیازی به درس انعطاف و صلح دوستی از سوی رهبر وحشی ترین و ضدبشر ترین حکومت جهان ندارد.

به قول «سامی الرباع» این شبیه به آن است که نازی ها بیایند و همزمان و پس از هولوکاست یهودی ها را دعوت به گفتگو کنند. انگار نه انگار که وحشی ترین، عقب مانده ترین و بی انعطاف ترین اندیشه ها و کارها در عربستان سعودی تدوین، تدریس و انجام می شوند. آدمخواران «هیاه امر به معروف و نهی المنکر» زیر نظر وزارت داخله او در کشور حکومت ترور به راه انداخته اند و پیروان ادیان دیگر به هیچ رو اجازه کوچک ترین حرکتی را ندارند. آنوقت ملک عبدالله از آشتی بین ادیان می گوید. تنها مذهبی که دنیای امروز را ناامن کرده، همین اسلام وهابی-سلفی است که در شبه جزیره عربستان لانه دارد. آقای گوبلز سلام می رساند!

گویا یادمان رفته است که همین سال گذشته یک گروه از آموزگاران زبان که مسیحی بودند، هنگامی که در محل سکونت خود (آن هم در مجتمع مسکونی بسته و ویژه خارجیان که عربها را به آنجا راهی نیست) کریسمس را جشن گرفته بودند، لو رفتند. آنها را دستگیر کردند و بدون این که به آنها امکان جمع آوری وسایل شخصی را هم بدهند، همان گاه به فرودگاه برده و اخراج کردند.

یک کارگر مسیحی فیلیپینی به نام «لورنسو» که درست شش سال پیش تازه وارد عربستان شده بود و یک صلیب بر گردن داشت، هنگام خروج از فرودگاه مورد تهاجم «امر به معروفی ها» قرار گرفت. او را ابتدا به زندان خود بردند و سپس به جرم تبلیغ مذهبی به شش سال زندان محکوم کردند. ماه گذشته از زندان آزاد شده، به فرودگاه برده و اخراج شد.

ملک عبدالله از انعطاف می گوید. گویا ذهنش از کار افتاده و فراموش کرده است که پس از 11 سپتامبر خود او گفت: «این کار صهیونیست ها بود.» وقتی که از 22 نفر محکوم شده، 19 نفر اتباع عربستان سعودی از کار درآمدند، از ملک عبدالله سخنی نشنیدیم. انگار نه انگار که کشور او تربیت کننده اصلی تروریست های بشرستیز و بنیادگرای اسلامی است که دنیا را ناامن کرده اند که امروز حتی یک ناخن گیر را هم نمی توان به داخل هواپیما برد. همین جناب ملک عبدالله تروریست های انتحاری فلسطینی را که در اسراییل در اتوبوس و مرکز خرید و کافه مردم بیگناه را می کشند، قهرمان می خواند.

ملک عبدالله دنیا را اینگونه کودن فرض کرده است که می آید هزینه راه اندازی این همایش را می دهد و آن را در مادرید برگزار می کند که به جهان متمدن بگوید که «بله، ما حم داخل عادم هصطیم و طمدن داریم!»

حال این را از ملک عبدالله داشته باشید که خوبشان است. ولیعهد او «سلطان» که برادرش نیز هست، در یک سخنرانی در دانشگاه «ملک سعود» در سال 2007 گفته بود: «شکر خدا، امروز اسلام بهترین دین است. بقیه ادیان همه آشغال هستند.»

چند هفته پس از این همایش در روز اول اوت 2008 «صالح بن حومید» مفتی اعظم مکه در سخنرانی نماز جمعه که از تلویزیون نیز پخش می شد، گفـت: » پیروان این باصطلاح ادیان دیگر همگی به جهنم خواهند رفت. تنها مومنین چون ما را به بهشت راه خواهند داد. من تنها می توانم بگویم که به اسلام بپیوندید پیش از آن که دیر شود.»

روزنامه اسپانیایی «ال پایس» در همین رابطه نوشته بود که برگزاری این همایش در مادرید » تلاشی بود برای جلوگیری از گفتگوی واقعی در عربستان سعودی که هیچ کدام از شرکت کنندگان همین همایش نیز اجازه این را نمی یافتند که در آنجا به عبادت مذهبی خود بپردازند

در ضمن یادتان نرود که زنان را به این همایش راه نمی دادند!

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

جشن تولد یا سالگرد ازدواج کماکان در عربستان سعودی ممنوع!

اگر فرزند شما دوست دارد تولد خود را با همبازی هایش جشن بگیرد و یا اگر شما می خواهید به مناسبت سالگرد ازدواج خود جشن بگیرید و یا به هر دلیل دیگر اگر می خواهید جشنی بگیرید و دوستان و فامیل خود را دعوت کنید و شاد باشید، اجازه ندارید شهروند (ببخشید تبعه) عربستان سعودی باشید.

عرب نیوز نوشته است که مفتی بزرگ شیخ «عبدالعزیز ال الشیخ» اعلام کرد که جشن گرفتن برای سالگرد تولد یا ازدواج پایه ای در اسلام ندارد و ممنوع است. او گفت: «این کارها درست نیست. یک مسلمان باید به درگاه خداوند قادر شکر آورد اگر فرزندانش سالم هستند و زندگی زناشویی اش با ثبات است و همیشه الحمدالله بگوید.»

این سخن پس از آن که «سلمان العوده»، مفتی دیگر اسلامی در «قصیم» در فتوایی که صادر کرده بود، گفته بود که جشن گرفتن برای چنین مناسبت هایی بر خلاف شریعت نیست. سپس روزنامه المدینه از «ال الشیخ» استفتاء به عمل آورد. ال الشیخ مفتی بزرگ است و هم رهبر شورای علمای اعلم و رهبر «دارالافتاء» (پژوهش های علمی و دستورالعمل های مذهبی) است. او بالاترین مقام اسلامی در عربستان سعودی است.

مفتی بزرگ گفت: تمام این کارها چون جشن تولد، ازدواج، روز مادر و غیره غیر اسلامی هستند. پس از این سخنان مفتی بزرگ، دیگر علما و آخوندهای سعودی از موضع او دفاع کردند و گفتند که این گونه جشن ها همگی از مسیحیان و یهودیان اقتباس شده است و بر خلاف اسلام است.

اکنون فشار بر سلمان العوده رو به افزایش است که سحنانش را پس بگیرد. شیخ عبدالله المانیه، عضو دیگر شورا گفت: العوده یک اشتباه گفتاری مرتکب شده است. او گفت: برگزاری جشن سالگرد اقتباس از سایر دین هاست و همان چیزی است که پیامبر همیشه ما را از آن برحذر داشته است. هر گونه جشن تنها باید در چارچوب دین اسلام باشد وگرنه در دام تقلید از ادیان دیگر می افتیم. مسلمانان هویت ویژه خود را دارند که با پیروان دیگر ادیان تفاوت دارد.

«سعود ال فی نیسان» رییس پیشین کالج شریعت دانشگاه اسلامی امام محمد بن سعود گفت اسلام هیچ گونه سازش و تفاهمی با برگزاری جشن سالگرد تولد یا ازدواج ندارد.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin