سرعت در خواندن خط فارسی یا لاتین؟

من خواندن کتاب به فارسی را به خواندن آن به آلمانی یا انگلیسی ترجیح می دهم. دلیل این کار این نیست که فارسی زبان مادری من است که البته آن دو و به ویژه آلمانی، برای من فاصله چندانی از فارسی ندارند. دلیلش این است که خواندن خط فارسی (عربی) راحت تر و سریع تر است. چون از دید من روش تصویر وار و از سوی دیگر (در تکامل آن) قدرت تخمین مغز انسان در تشخیص آن واژه است که سرعت خواندن نوشته فارسی را بالا می برد. چشم انسان در خواندن یک نوشته هیچ گاه به تمام حروف یک واژه نگاه مستقیم ندارد، بلکه به گوشه ای از آن می نگرد و با در نظرگیری عکسی که از تمام آن واژه برای خود می سازد، تلاش می کند آن واژه را تخمین بزند که این واژه چه می تواند باشد. از این روست که هر چه انسان تمرین بیشتری در خواندن داشته باشد و هر چه دانش گسترده تری از واژه ها و زمینه مورد مطالعه داشته باشد، با سرعت بیشتر و خطای کمتری می تواند آن نوشته را بخواند.

روش هایی که برای تندخوانی وجود دارند، همه تلاش دارند تا این قابلیت مغز را افزایش دهند. از جمله توصیه می کنند که یک خط نوشته را با مثلا دو توقف چشم در خط و بدون خطا بخوانید.

دیده اید که کودکان بسیار آهسته می خوانند؟ دلیل این کار این است که مغز آنها هنوز تمرین کافی برای تخمین واژگان و تندخوانی را ندارد و از سوی دیگر هنوز به اندازه کافی واژگان را نمی شناسد و آنها را در خود جای نداده است. از این روست که کودک ناچار است به تمام حروف آن واژه مستقیم بنگرد و تک تک آنها را شناسایی کند و این سرعت خواندن را پایین می آورد. از سوی دیگر خطای تخمین بزرگ سالان در تشخیص نادرست دو واژه که شبیه هم باشند را کودک نمی کند، چون به تمام حروف نگریسته است و چیزی را تخمین نزده است.

اگر بپذیریم که این گونه است و مغز قابلیت تصویربرداری دارد، آن گاه الفبای فارسی-عربی توان خود را نشان می دهد. در این خط ارتفاع حرف ها مرتب در حال تغییر است. این تفاوت ارتفاع میان حرف ها و تفاوت میان شکل خود این حروف با یکدیگر که بیشتر از تفاوت میان حرف های خط لاتین و یا خط سیریلیک است، تخمین سریع تر آن واژه را از سوی مغز با نگاهی سطحی به آن بیشتر امکان پذیر می سازد. از این روست که نوشته فارسی را سریع تر از نوشته لاتین می توان خواند.

یک دلیل دیگر ننوشتن بیشتر آواها در فارسی و عربی است که در کل، نوشته را کوتاه تر می سازد. بر اهل زبان شناسی است که در این مورد دیدگاه های خود را بیاورند.

البته امیدوارم وارد بحث طولانی تغییر خط فارسی به لاتین نشویم که من هر چه بیشتر در آن اندیشیده ام، کمتر امکان انتخاب میان این دو یافته ام.

نوآم چامسکی در 80 سالگی، کماکان وجدان ناراحت دیگران

امروز که در ایران روز دانشجو است، نوآم چامسکی 80 سالش شده است. او بدون تردید یکی از جنجالی ترین چهره های امروزی بشریت است. نخستین بار که با نام او آشنا شدم، در زمانی بود که در دانشگاه اشتوتگارت زبان شناسی و ادبیات آمریکا می خواندم. او را به عنوان استاد زبان شناسی، رییس دانشکده فلسفه و زبان شناسی در MIT و بنیان گزار شبه تئوری Universal Grammar یا «دستور زایشی-گشتاری» شناختم که علم جوان زبان شناسی را در سالهای 1960 از اساس دگرگون ساخت.

چامسکی پایه استوار علم زبان شناسی است.

او تئوری «دستور زایشی-گشتاری » را در زبان شناسی نظری بنا نهاد که تلاش دارد روند یادگیری زبان را در انسان و به ویژه نوزادان توضیح دهد. بر اساس «دستور زایشی-گشتاری » انسان به هنگام تولد دارای نوعی دستور زبان انتزاعی است که با کمک آن زبان پیرامون خود را یاد می گیرد. این دستور زبان، جامع و مستقل از هر زبان ملی است. کودکان نخستین زبان را (می تواند حتی چند زبان باشد) بر این اساس می آموزند. کودک بر این اساس، دستور زبان ویژه خود را طراحی کرده و زبان مادری را بر پایه آن می آموزد.TURKEY CHOMSKY چامسکی در سال های 1980 به این دیدگاه رسید که همه زبان های دنیا دارای یک دستور زبان ساختاری مشترک و پایه هستند. او همواره روی دیدگاه های خود کار می کند و آنها را تکامل می بخشد. از سال 1995 تاکنون، دیدگاه  او و هم فکرانش بر این اساس است که تغییرات زبانی کاملا در محدوده واژگان اتفاق می افتد و متغیر های دستوری تنها به ویژگی های عناصر کاربردی واژگان ارتباط می یابند. بنابراین آموزش زبان می تواند تنها بر اساس یادگیری واژگان ساده شود. از همفکران او در زبان شناسی می توان از ادوارد سفیر، جری فودور و ریچارد مونتاگ نام برد.

شبه تئوری «دستور زایشی-گشتاری » منتقدانی هم دارد که پرداخت به آنها در چارچوب نوشته وبلاگ نمی گنجد.

چامسکی یک روشنفکر ناراضی آمریکایی است.

او خود را آنارشیست چپ می داند و دولت آمریکا را تروریست می خواند. هیچ کدام ار رییس جمهورهای آمریکا از زبان تیز انتقاد او سالم در نرفته اند و حتی کندی که بسیار محبوب بود، مورد انتقاد سنگین چامسکی قرار گرفت. او که یهودی نیز هست، دولت اسراییل را تروریست می داند و طرفدار فلسطینی هاست.

چامسکی معتقد است که جامعه آمریکا جامعه ای دمکراتیک است اما ساختار دولتی دمکراتیک نیست. در چنین چارچوبی دولت به خاطر وجود دمکراسی نمی تواند از سلاح سرکوب افکار استفاده کند و از این رو قشرهای حاکم یک سیستم پیچیده مغزشویی و هدایت افکار عمومی پدید آورده اند. چامسکی می گوید که جامعه آمریکا در حد زیادی سیاست زدایی شده و روشنفکران آن از noam_chomskyسازشکارترین و کم انتقادترین روشنفکران جهان هستند. او از نظام «مغزشویی غربی» (Western System of Indoctriination) و «حماقت نهادینه شده» (Institutionalized Stupidity) در جامعه نام می برد. در عین حال که او معتقد است که در آمریکا مغزشویی ژرفی روی می دهد، می گوید که آمریکا آزادترین و بازترین کشور جهان (و حتی بازتر از اروپا) است و او زندگی در آنجا را ترجیح می دهد. او دولت آمریکا را «دولت تروریست» می خواند و ردپای آن را در بسیاری از رویدادهای جهان نشان می دهد. چامسکی آمریکا را مرکز شرارت می داند و هرگاه آمریکا در جایی ضربه ای می خورد، او به کنایه می گوید: «نوش جان! خود کردی و خود خوردی.»

چامسکی «تروریسم دولتی» اسراییل را نیز همیشه زیر ضرب گرفته است. ّبا این حال معتقد است که در جامعه اسراییل همفکران او می توانند آزادانه صهیونیسم و سیاست دولت اسراییل را زیر انتقاد گیرند و از منافع فلسطینیان دفاع کنند و برای آنها اتفاقی نمی افتد.

چامسکی وجدان ناراحت دیگران است.

چامسکی که همواره دولت و جامعه آمریکا را زیر ضرب انتقاد می گیرد، در جامعه ای زندگی می کند که آزادی اندیشه در آن نهادینه شده است. انسانی چون نوآم چامسکی در کشورهایی چون چین، ایران، سوریه، عربستان سعودی یا سنگاپور، خائن به منافع ملی، دشمن امنیت، جاسوس بیگانه و دیگر چیزها هستند و زنده نمی مانند. اما چامسکی در آمریکا بدون هیچ گونه هراسی زندگی می کند، یکی از noam_chomsky-3مشهورترین دانشمندان آنجاست و در بهترین دانشگاه آنجا تدریس و پژوهش کرده است. آنهایی که در ایران و دیگر جاها برای او به خاطر آن که بسیار قوی تر و بهتر از آنها به آمریکا انتقاد می کند، سرودست می شکنند و چپ و راست کتاب ها و نوشته های او را به فارسی برگردانده و چاپ می کنند، خود کسانی چون او را به دادگاه کشانده، به زندان انداخته و یا اعدام می کنند. چامسکی خار چشم آنها و وجدان ناراحت همه سرکوب گران است. وجود کسی چون چامسکی نفی آنهاست.

چامسکی پرمرجع ترین دانشمند تاریخ بشر تاکنون است.

نوآم چامسکی بیشترین رجوع (Reference) به نوشته هایش، چه علمی و چه سیاسی، از سوی دیگران در تاریخ علم بشری را دارد. هیچ دانشمندی تاکنون در این زمینه به او نرسیده است. در زمینه های بسیاری نمی توان کار علمی کرد و او را دور زد.

در سال 1995 زمانی که در مونترال کانادا بودم، چامسکی برای سخنرانی به دانشگاه مونترال آمده بود. چنان جمعیتی در ساختمان سالن سخنرانی و پیرامون آن گردآمده بود که جای سوزن انداختن نبود و ما نتوانستیم حتی وارد ساختمان شویم و سخنرانی را با مونیتورهای بیرون پی گیری کردیم.

آن شب پس از سخنرانی در تمام کانال های تلویزیونی مونترال گشتیم و فردایش روزنامه های شهر را خواندیم و کوچک ترین خبری پیرامون این رویداد نیافتیم. در حالی که اگر کسی با کسی در خیابان دعوایش شده بود، یا یک ساندویچ دزدیده بود، در اخبار فیلم آن را نیز می شد به تفصیل دید. چامسکی در رسانه های مهم آمریکایی وجود خارجی ندارد و از سوی آنها نادیده گرفته می شود و با این وجود پر مرجع ترین دانشمند جهان است. همین برای تمسخر آنها کافی است.

فهرست کتاب های نوآم چامسکی که به فارسی برگردانده شده اند را در ویکی پدیا یافتم. البته خواندن آنها به انگلیسی بسیار روان تر است:

آثار سیاسی

  • o نئولیبرالیسم و نظم‌جهانی.ترجمهٔ مرتضوی، حسن.تهران:نشر دیگر،۱۳۷۹.
  • o آمریکای بزرگ و حقوق بشر.ترجمهٔ بهزاد باشی.تهران:انتشارات آگاه،
  • o دهه جنگ سرد: روند جنگ سرد در دهه ۱۹۸۰ – ترجمه شاهرخ وزیری (۱۳۶۴)
  • o مثلث سرنوشت ساز، فلسطین، آمریکا و اسرائیل – ترجمه عزت الله شهیدا (۱۳۶۹)
  • o دمکراسی بازدارنده – ترجمه غلامرضا تاجیک(۱۳۷۲)
  • o ۱۱ سپتامبر – ترجمه خلیل دباش (۱۳۸۲)
  • o سلطه یا بقا: طرح سلطهٔ آمریکایی – ترجمه علیرضا ثقفی (۱۳۸۵)

آثار زبان شناسی

  • o ساختارهای نحوی، (ترجمه احمد سمیعی گیلانی)
  • o زبان‌شناسی دکارتی: فصلی از تاریخ تفکر عقلگرا – ترجمه احمد طاهریان انتشارات هرمس (۱۳۷۷)
  • o زبان و اندیشه – ترجمه کوروش صفوی انتشارات هرمس(۱۳۷۹)
  • o دانش زبان: ماهیت ، منشاء و کاربرد آن – ترجمه علی درزی(۱۳۸۰) نشر نی
  • o کنترل رسانه ها: عبدالرضا شاه محمدی – انتشارات فکرت 1381