روز جهانی زن 8 مارس است

روز سه شنبه پیش گرم کار بودم که یک جعبه شیرینی جلوی چهره ام آمد. دیدم یکی از همکاران است. پرسیدم مناسبت چیست؟ گفت: امروز روز زن است. گفتم: من از شیرینی بدم نمی آید ولی روز زن چند ماه پیش بود و 8 مارس است. گفت: در ایران فرق دارد. یکی دیگر گفت: امروز روز مادر است. جالب است که یک مرد به مردی دیگر شیرینی می دهد چون روز زن است. دیروز شنیدم که خیلی ها دنبال هدیه بوده اند و فروشگاه ها هم شلوغ!

پشتوانه این کار گویا تولد فاطمه زهرا است و چقدر کتاب ها در مورد او سیاه کرده اند. من کاری به او ندارم که او چه کسی بود و چه کرد. او فرزند زمان و فرهنگ خودش بود. در بچگی و 9 سالگی شوهرش دادند و در 18 سالگی پس از تولد سه فرزند هم از دنیا رفت. امروز با درک و دانش امروزی دیدگاه روشنی در این چنین کاری داریم. ولی شیادانی که دکان باز کرده اند و از نام بچه ای که شانس آن را نیافت که یک زندگی خوب داشته باشد، سوء استفاده می کنند، به این چیزها کار ندارند. منافع مادی امروزیشان  ایجاب کند، یکی را شهید و مقدس می سازند و فردا مرتد و فراموش شده. یکی هم چون دکتر شریعتی می آید و با زبانی خوش، انشایی شاعرانه و ساختگی می نویسد تا بسیار جوانان خیال کنند که فاطمه وار زندگی کردن باید هدف باشد. آن هم فاطمه ای که او و دیگر آخوندها به ما نشان می دهند نه فاطمه تاریخی. برای دکان داران دین فاطمه اهمیتی ندارد. او تنها یک وسیله است تا گروهی به منافع مادی و دنیایی خود در امروز و همین الان برسند.

از سوی دیگر به نظرم می آید که برخی مردم هم کاری به این کارها ندارند و دغدغه شان این نیست که چه کسی از که سوء استفاده می کند یا نمی کند. خوب، روز زن است دیگر. باید هدیه داد و گرفت. بسیاری از تلفن های همکاران پیرامون تبریک این به آن و هدیه و این که چه باید خرید و غیره می گشت. این است که فروشگاه ها پر می شوند، هدیه ها خریداری می شوند و دسته های گل گران قیمت! تجمل ایرانی باید باشد و زرق و برق! نه هدیه دهنده و نه گیرنده می دانند که چرا این کارها می شود. دختر جوانی را دیدم که پشت تلفن به کسی در انسوی با زبانی تند گفت: «اه، من بهت زنگ زدم که روزتو تبریک بگم. تو باز شروع کردی به درد دل؟» اینجاست که به این چیزها که می نگری، احساس بیگانگی می کنی. از یک سو دین فروشان یک روز دیگر به جز 8 مارس را روز زن یا روز مادر خوانده اند و از سوی دیگر ایرانیان پیچیده و تجمل گرا به دنبال گل و هدیه و این چیزها هستند و چه ایرانی و «تیپیک» است این رفتار! برای برخی ایرانیان تفاوتی نمی کند که مناسبت چیست. روز زن اسلامی باشد یا نوروز یا «هالووین» (که به تازگی میان ایرانیان مد شده است). مهم این تجمل ها و رفع تکلیف ها و هدیه و گل و این چیزهاست. هدیه گران بها باشد یعنی خیلی برای طرف ارزش گذارده ای و برعکس!

اگر به روز زن اعتقاد دارید، ابتدا بگویید منظورتان چیست. اعتقاد به برابری حقوق است؟ اعتقاد به آزادی زن است؟ به مقام مادر احترام می گذارید یا چه؟ اگر هر کدام از اینهاست پس این چه وضعیتی است که زن ایرانی در جامعه دارد؟ این طرح امنیت اجتماعی و اخلاقی (این «اخلاقی» تازگی افزوده شده است) چیست و چرا نامنی و بی اخلاقی را به زنان ربط می دهند؟ آنگاه که اوباش گشت ارشاد جامعه را ناامن ساخته اند و مزاحم زنان می شوند، مردان کجا هستند؟ چرا سرو کله شان آن زمان پیدا نیست؟ چرا باید در این کشور اصلا «کمپین یک میلیون امضا» داشته باشیم و چرا باید کسانی که امضا جمع می کنند، دستگیر شوند؟

روز جهانی زن 8 مارس است و تاریخ آن نیز نه تقدس کسی است و نه ریشه در تجمل و هدیه و دید و بازدید دارد. در 8 مارس سال 1857 زنان کارخانه های نساجی در نیویورک در اعتراض به کار سنگین در شرایط غیرانسانی، دستمزد پایین و نابرابر و فشار دوگانه دست به یک راهپیمایی زدند. پلیس به این راهپیمایی حمله کرد و در تیراندازی زنان زیادی کشته و زخمی شدند. در سال 1909 زنان سوسیالیست آمریکایی این روز را «روز ملی زن» نامیدند. در سال 1910 کلارا تستکین (Clara Zetkin) که یک زن سوسیالیست آلمانی و از رهبران جنبش بین المللی زنان بود، در کنفرانسی در کپنهاگ پیشنهاد کرد که این روز به نام «روز جهانی زنان» شناخته شود. رهبران و جنبش های گوناگون سیاسی و اجتماعی هم از آن پس از دیدگاه خود این روز را روز زن خواندندو از آن سال به بعد این روز، نماد جنبش برابری حقوقی زن و مرد در جهان شناخته می شود. هیچ کس در جهان این روز را زیر سوال نبرده است به جز گروهی در اینجا که به دنبال تهی ساختن این روز از محتوای برابری خواهانه در راستای حقوق بشر و ادامه افکار عقب مانده و سرکوب زنان است. اینها فاطمه زهرا را هم بازیچه خود ساخته اند و در همان چیزی که اینها به ما شناسانده اند او به عنوان نماد جنبش برابری زن و مرد شناخته نمی شود. داستان هایی که برایش ساخته اند و انشاهایی که نوشته اند، به هر چیزی می پردازند به جز جنبش برابری. گمان من این است که هدف این کار این است که افکار مردم ایران از جنبش برابری طلبی زن و مرد به دور شود و جای دیگر رود. آن نیز روشن است که به کجا برود. زن برود در خانه بنشیند و بچه داری کند و بشود چون اسباب خانه. مگر نگفته اند این را؟

8 مارس روزی است که انسان های برابری خواه و خواهان حقوق بشر پیشرفت این جنبش نسبت به گذشته را محک می زنند. کسی به کسی هدیه نمی دهد یا تبریک نمی گوید. تنها شاخه گلی سرخ رد و بدل می شود. اگر می خواهید این روز را گرامی دارید، هدف آن را فراموش نکنید و در تمام سال، هر روز، برای پیش رفت در این مسیر گام بردارید و عمل کنید. به زنان پیرامون خود، مادر، همسر، همکار و دوست و همسایه و هم کلاسی و هر کسی که دوست دارید، شاخه ای گل سرخ 200 تومانی بدهید.