قذافی: هر کس مرا دوست ندارد، بمیرد

دیوانه را دیدید؟ همان که تنها تاکنون در خارج از کشورش این گونه خطاب می شد؟ شاه او را ابله خطاب می کرد و آمریکایی ها سگ زنجیری خاورمیانه! در نیویورک به دنبال هتلی می گشت که سقفش بلند باشد تا بتواند در اتاق هتل خیمه اش را برپا کند.

دیروز از سوراخ موشی که در طرابلس برای این روزها ساخته بود، بیرون آمد و گفت: هر کس که مرا دوست ندارد، بمیرد. من به شماها نیاز ندارم. و ساندیس خورهایش را در این ساعت ها مسلح کرده تا مردم کشورش را قتل عام کنند. دیکتاتورها احمق هستند و این یکی در سده بیست و یک از همه شان گویا احمق تر است که گمان می کند بن علی و مبارک اشتباه کردند که میدان را خالی کردند. فراموشکار نیز هست که آنهایی که میدان را خالی نکردند، نامشان صدام حسین و چائوشسکو بود که در دوران حکومت خود جامعه ای را ساختند که با آنها همان گونه رفتار کرد که خود با همان مردمان کرده بودند. جامعه ای که به برکت وجود همین رهبران دیکتاتور مدنیت نداشت، اپوزیسیون نداشت و نام حقوق بشر را نشنیده بود. زمانی که بر علیه دیکتاور خودساخته خود نیز برخاست، با او همان گونه رفتار کرد که او با آنها. چائوشسکو را به همراه همسرش در خیابان تیرباران کردند، صدام حسین به اعدام محکوم شد و به دارش آویختند. در لحظه پایانی صدام حسین در برابر طناب دار جلادانش در گوشش سخنانی به فارسی خواندند تا در آن دنیا یادش نرود که گفته بود: خدا دو اشتباه کرد که مگس را آفرید و فارس را.

حال کم کم نوبت سید علی خامنه ای  نایب امام زمان و دارودسته اش می رسد تا درجه حماقتش را به نمایش بگذارد. او نیز گویا بر این است که دیگر دیکتاتورها احمق بوده اند و او اشتباه آنها را نخواهد کرد. او اشتباه بن علی و مبارک را نخواهد کرد و شاید معتقد است که قذافی نیز دارد اشتباهی می کند که او آن را نخواهد کرد. او که در عمرش حتی یک روز نظامی نبوده و به برکت شیره و تریاک، گل کوکنار و زندگی سراسر مفت خوری آخوندی، یک سر سوزن شهامت و جرات قذافی را نیز ندارد، نیز به آن میزان احمق است که در قدرت بماند تا آن زمان که جامعه مدنی نیم بند ایرانی که با جنبش سبزش هنوز بسیجی و ساندیس خور مزدور چماقدار را می گیرد و آزاد می کند و بدون خشونت به راه پیمایی می پردازد، تا آن میزان تضعیف شده، به عقب رانده شود تا گروهی دیگر به میدان بیایند و گونه دیگر با حکومتیان امام زمانی رفتار کنند. با همان فرهنگ خودشان آنها را بگیرند و با عمامه هایشان از درخت آویزان کنند، با حمام خون و ویرانی بسیار.

و این داستان تکراری گویا ادامه ایرانی دارد …

دیگر نوشته ها در این زمینه:

– انتشار عکس های پلیسی هانیبال قذافی در سویس و ادامه داستان جهاد بر علیه سویس

– مضحکه دوباره قذافی و جهاد بر علیه سویس

– دلقکی به نام معمرالقذافی در نیویورک

– عمر البشیر، رادووان کاراچیچ و دیگر جنایتکاران علیه بشریت

– از حماقت بی پایان دیکتاتورها

– برتری اخلاقی و مسالمت جویی، راز جنبش سبز

– کاش ایران نیز یک جیمز کامرون داشت

 

دیوانه را دیدید؟ همان که تنها تاکنون در خارج از کشورش این گونه خطاب می شد؟ شاه او را ابله خطاب می کرد و آمریکایی ها سگ زنجیری خاورمیانه! در نیویورک به دنبال هتلی می گشت که سقفش بلند باشد تا بتواند در اتاق هتل خیمه اش را برپا کند.

دیروز از سوراخ موشی که در طرابلس برای این روزها ساخته بود، بیرون آمد و گفت: هر کس که مرا دوست ندارد، بمیرد. من به شماها نیاز ندارم. و ساندیس خورهایش را در این ساعت ها مسلح کرده تا مردم کشورش را قتل عام کنند. دیکتاتورها احمق هستند و این یکی در سده بیست و یک از همه شان گویا احمق تر است که گمان می کند بن علی و مبارک اشتباه کردند که میدان را خالی کردند. فراموشکار نیز هست که آنهایی که میدان را خالی نکردند، نامشان صدام حسین و چائوشسکو بود که در دوران حکومت خود جامعه ای را ساختند که با آنها همان گونه رفتار کرد که خود با همان مردمان کرده بود. جامعه ای که به برکت وجود همین رهبران دیکتاتور مدنیت نداشت، اپوزیسیون نداشت و نام حقوق بشر را نشنیده بود. زمانی که بر علیه دیکتاور خودساخته خود نیز برخاست، با او همان گونه رفتار کرد که او با آنها. چائوشسکو را به همراه همسرش در خیابان تیرباران کردند، صدام حسین به اعدام محکوم شد و به دارش آویختند. در لحظه پایانی صدام حسین در برابر طناب دار جلادانش در گوشش سخنانی به فارسی خواندند تا در آن دنیا یادش نرود که گفته بود: خدا دو اشتباه کرد که مگس را آفرید و فارس را.

حال کم کم نوبت سید علی خامنه ای  نایب امام زمان و دارودسته اش می رسد تا درجه حماقتش را به نمایش بگذارد. او نیز گویا بر این است که دیگر دیکتاتورها احمق بوده اند و او اشتباه آنها را نخواهد کرد. او اشتباه بن علی و مبارک را نخواهد کرد و شاید معتقد است که قذافی نیز دارد اشتباهی می کند که او آن را نخواهد کرد. او که در عمرش حتی یک روز نظامی نبوده و به برکت شیره و تریاک، گل کوکنار و زندگی سراسر مفت خوری آخوندی، یک سر سوزن شهامت و جرات قذافی را نیز ندارد، نیز به آن میزان احمق است که در قدرت بماند تا آن زمان که جامعه مدنی نیم بند ایرانی که با جنبش سبزش هنوز بسیجی و ساندیس خور مزدور چماقدار را می گیرد و آزاد می کند و بدون خشونت به راه پیمایی می پردازد، تا آن میزان تضعیف شده، به عقب رانده شود تا گروهی دیگر به میدان بیایند و گونه دیگر با حکومتیان امام زمانی رفتار کنند. با همان فرهنگ خودشان آنها را بگیرند و با عمامه هایشان از درخت آویزان کنند، با حمام خون و ویرانی بسیار.

و این داستان تکراری گویا ادامه ایرانی دارد …

دیگر نوشته ها در این زمینه:

انتشار عکس های پلیسی هانیبال قذافی در سویس و ادامه داستان جهاد بر علیه سویس

مضحکه دوباره قذافی و جهاد بر علیه سویس

دلقکی به نام معمرالقذافی در نیویورک

عمر البشیر، رادووان کاراچیچ و دیگر جنایتکاران علیه بشریت

از حماقت بی پایان دیکتاتورها

برتری اخلاقی و مسالمت جویی، راز جنبش سبز

کاش ایران نیز یک جیمز کامرون داشت

این نیک آهنگ کوثر و کاریکاتور رهبر

می گویند زیباترین و یا به بیانی، موفق ترین اثر هنری آن است که حرفش را آشکار نگوید و رازآلود باشد.

بالاخره پس از این که نیک آهنگ کوثر برای همه مراجع تقلید و مقلدان در زمین و زمان و کهکشان نامه فرستاد و از آنها استفتاء کرد که: بالاخره چی؟ من اجازه دارم که کاریکاتور رهبر معظم انقلاب و نایب امام زمان و نماینده خدا بر سرزمین ها و امید مسلمانان جهان را بکشم یا نه؟ بکشم؟ نکشم؟ بکشم؟…

نمی دانم کسی به او جواب داد یا نه، فتوایی صادر شد یا نه، ولی گمان کنم کسی جرات نکرد جواب دهد. حالا نیک آهنگ نیز دو تا کاریکاتور کشیده است که البته همه ما را سر کار گذاشته است که بالاخره کشیدی یا نکشیدی. این اولی سرجوخه آرادان است که به جای پاپا نوئل می تازد که البته به جای گوزن، الاغی را بسته است. البته جهت اطلاع شما، در زبان فارسی به الاغ، خ.ر. نیز می گویند.

آن یکی هم که گویاست.

من هم آخرش نفهمیدم که بالاخره کشیده یا نکشیده.

چشمهایش

آقای خامنه ای! دیروز که اشک تمساح می ریختی و عده ای احمق نیز در برابرت می گریستند، دستور کشتن او را صادر کرده بودی.

خوب به این چشمها نگاه کن. نامش ندا آقا سلطان است. این آخرین نگاهش به دوربین است . آقای خامنه ای! تو امشب آسوده می خوابی.

Neda2

این عکس را در این شنبه شب غم انگیز و سیاه  از این ویدئو در یوتیوب درآورده ام.

پانوشت (2 تیرماه 1388): در آن شنبه شب 30 خرداد ماه پس از آن که شاید 30 بار ویدئوی ندا را تماشا کردم و به دنبال «چشمهایش» می گشتم، سرانجام این عکس را برای این نوشته کوتاه از آن فیلم درآوردم. آن شب در خیالم نیز نمی گنجید که این نوشته  در چند ساعت 10.000 کلیک بخورد، این عکس  به همراه ویدئوی آن به سرعت برق و باد در جهان پخش شود. مرگ ندا به همراه این عکس به خبر نخست جهان تبدیل شود. این چشمها قلب جهانیان را تصرف کنند و ندا به سمبل مقاومت دلاورانه مدنی مردم ایران تبدیل شود. هرچند که این چشمها هنوز هم  مرا رها نمی کنند. اما شاید این سهم هر چند کوچک بتواند کمی به من  آرامش  دهد که ندا دیگر گمنام نیست و جاودانه شده است. آن کسی که توانست با تسلط به خود این صحنه ها را در آن فیلم جاودان سازد، باید دستش را فشرد.

دیگر نوشته ها در این زمینه:

آخرین ایستگاه ندا

– … و ندا امروز می میرد

چشمهایش (شعری از علی صالحی)

همبستگی عظیم جهان با مردم ایران (1)

همبستگی عظیم جهان با مردم ایران (2)

روزهایی سرنوشت ساز در راهند و ما نلسون ماندلا نداریم

سرجوخه! خس و خاشاک را دیدی؟

ژنرال کوچک بی ستاره، دیر از راه رسیده ای!

– آقای موسوی، آقای کروبی! نقش تاریخی خود را اکنون و همین الان دریابید!

– مصاحبه کاسپین ماکان، دوست پسر ندا با روزنامه “ابزرور” پس از ترک ایران