آقای کروبی، با میرحسین موسوی متحد شوید

هفته پیش به آقای کروبی رای دادم. اوانتخاب نخست من بود. اکنون که میرحسین موسوی بیشترین رای را آورده است و حکومت متقلب کودتاچی در تلاش برای تحمیل سرجوخه آرادانی به ملت است، جبهه شما باید متحد باشد. انجام تظاهرات جداگانه بی معنی است و ممکن است تفرقه ایجاد کند؛ همان چیزی که کودتاچیان را خوش خواهد آمد. شما امروز باید از میرحسین موسوی حمایت کنید و همه حرکت های اعتراضی باید هماهنگ باشد.

دیگر نوشته ها در این زمینه:

روزهایی سرنوشت ساز در راهند و ما نلسون ماندلا نداریم

سرجوخه! خس و خاشاک را دیدی؟

ژنرال کوچک بی ستاره، دیر از راه رسیده ای!

– آقای موسوی، آقای کروبی! نقش تاریخی خود را اکنون و همین الان دریابید!

آیا کودتای مخملی در راه است؟

– این روزهای پر تب و تاب انتخاباتی و پرسش های بی پاسخ مانده

سرجوخه! خس و خاشاک را دیدی؟

یکی از خوانندگان گفته بود که چرا به این تحفه گفته ای ژنرال. دیدم راست می گوید و در واقع او سرجوخه است. البته نه به این خاطر که ژنرال بالاتر از سرجوخه و مثلا بهتر است. برای من کودتاچی، کودتاچی است و ژنرال به همان اندازه احمق است که سرجوخه.

ولی من یک سرجوخه اتریشی می شناسم که شبیه احمدی نژاد بود. آدمی حقیر، نژادپرست و سرتاپا عقده که در شرایط خاص در جای خاصی بود و توانست صدراعظم آلمان شود و جهان را به خاک و خون بکشد. نام او آدولف هیتلر بود. سرجوخه ایرانی ما هم چون اوست، البته از آنجا که تکرار تراژدی، کمدی است، احمدی نژاد هم یک کمدی است که البته از خطرناک بودن او چیزی نمی کاهد. آدمی حقیر و نژادپرست که البته کمی دیر رسیده است و پس1 از شصت سال تازه می خواهد آبروی هیتلر را بخرد و یهودی کشی را نفی می کند.

فرمود: «اینا چهارتا خس و خاشاک هستند.» منظورش همین چهار نفری هستند که دیروز  در خیابان انقلاب عکس یادگاری گرفته اند.

سرجوخه! روسیه جای خوبی است برایت. آنجا  تزار پوتین هست و انتخابت را نیز تبریک گفته است. بهتر است همانجا بمانی.

.

ژنرال کوچک بی ستاره، دیر از راه رسیده ای!

افتخار فیلتر نصیب اینجا هم شد. برای چه؟ لابد چون از موسوی و کروبی خواسته ام رهبری این جنبش اعتراض به تقلب را تا دیر نشده و خشونت کشور را فرانگرفته، به عهده گیرند (در اینجا). فراخوان به آرامش بود و برای پیش برد اعتراض مسالمت آمیز. اما کودتاچیان که خود را گویا برای همه چیز آماده کرده بودند، چه چیزی را برمی تابند که یک وبلاگ آرامش خواه را برتابند. به سیم آخر زده اند؛ یا همه چیز یا هیچ! اینها گویا تنها زبانی را می فهمند که خود به آن سخن می گویند. یاد آن سخن تاریخی می افتم که: دیکتاتورها همیشه احمق هستند.

ژنرال کوچک! دیر از راه رسیده ای. تاریخ مصرف تو سالیانی است که تمام شده است. زودتر از تو هیتلر و گوبلز اینجا بودند. از تو گنده تر را در آرژانتین، یونان، پرتغال و شیلی داشتیم. آخریش پینوشه  بود که پایین کشیدنش. راستی چائوشسکو را می شناسی؟ او هم یکی چون تو بود؛ دروغگویی کبیر! در کشورش، زمانی که او حکومت می کرد، زمستانش هیچ گاه از-6 5 درجه زیر صفر سردتر نمی شد و کسی به کمبود نفت و گاز اعتراض نمی کرد. سرد که نبود. درست بیست سال پیش، وقتی هیچ کشوری در جهان حاضر نبود با او حرف بزند،  آمد به ایران و با اربابان تو نشست و خوش و بش کرد. پس ار بازگشت از ایران مردم به پاخاستند و در نبود همین فضای مسالمت آمیز که ما تلاش در حفظ آن داریم، او را گرفتند و اعدام کردند. یکی از ژنرال های خودش که گمان می برد به او کمک کند، حکم اعدام او و همسرش را صادر کرد. اینجا را ببین! از آن سال به بعد زمستان رومانی به 15 و 20 درجه زیر صفر می رسد. باز برو و چون دیروز بگو: ایران امن ترین و آزادترین کشور دنیاست. سید هم که شده ای از دیروز!

دیروز در جشن پیروزیت در تقلب عظیم گفتی: «اینها سه چهار تا خس و خاشاک هستنت.» البته گمان کنم منظورت از «ت» «د» باشد. از این سه چهار خس و خاشاک می ترسی که اراذل و اوباشت را به خیابان ریخته ای، کشور را فلج کرده ای، شبکه مخابراتی و اینترنت را خوابانده ای و مزاحم گزارشگران خارجی می شوی تا از سه چهارتا خس و خاشاک گزارش ندهند؟

یادت رفته که سی سال پیش در سال 57 نه اینترنت بود، نه تلفن همراه، نه وبلاگ و نه پیامک؟ ساواکی ها در آن سال در برابر مردمی که 70 درصدشان بی سواد بودند، چه توانستند بکنند که حالا تو و چاقوکش های مزدور در برابر مردم امروز بتوانید؟16

. می گویند کسی که اشتباهی را تکرار کند احمق است. باز هم می گویند تراژدی که تکرار شود، کمدی می شود. تو نماد کمدی احمقانه هستی، آن هم از نوع حقیرش. آنها که از تو گنده تر بودند، زیر همان سه چهارتا خس و خاشاک دفن شدند. تو که سهل است! اگر آنهایی که در تلاش برای آرامش هستند را این گونه کنار بزنید، دیگر چگونه می توان این وضع را کنترل کرد؟ هاله نورت را داشته باش تا به یاریت بشتابد!

این عکس را ببین و شرم کن! این چیزی نیست که بشود دید و بتوان مردم را کنترل کرد که چیزی نگویند. سرنوشت این چکمه پوش ها را زیاد شاهد بوده ایم. اینجا ایران است در قرن بیست و یکم.

دیگر نوشته ها در این زمینه:

– آقای موسوی، آقای کروبی! نقش تاریخی خود را اکنون و همین الان دریابید!

آیا کودتای مخملی در راه است؟

– این روزهای پر تب و تاب انتخاباتی و پرسش های بی پاسخ مانده

انتخابات و قطار خالی سیاست ایران

در انتخابات بی تفاوت نباشیم!

انتخابات، کیش شخصیت، اسطوره پرستی و شیره ایرانی

دست مریزاد جناب میرحسین موسوی! دزدی فرهنگی به این آشکاری؟

خاتمی، پادشاهی یک چشم در سرزمین کوران

استیضاح کردان و اتفاق امروز در مجلس: دروغ و تقلب دولت احمدی نژاد و سقوط اخلاقی جامعه

زبان بدن مرد ایرانی و دیگر چیزها

احمدی نژاد و روح انسان خاورمیانه ای

آقای موسوی، آقای کروبی! نقش تاریخی خود را اکنون و همین الان دریابید!

هر دو شما دیدید که با آرای ما چه کرده اند. هر دو تقلب را قبول دارید. مردمی که این چنین پرشور به پای صندوق رای آمدند، به 1f36dc557f368245212e00798e9a818cc277f4a1امید شما آمدند و به سخنان و قول های شما رای داده اند. آنهایی که اکنون به گونه پراکنده در خیابان ها در اعتراض خود با حکومت سرکوبگر و چماقدارانش درگیر شده اند، از حق شما دفاع می کنند. مسئولیت خود را اکنون و همین الان دریابید و رهبری جنبش اعتراض مدنی را بر عهده گیرید. هر انسان مدنی و شرافتمندی ( به هر کس که می خواهد رای داده باشد) اکنون وظیفه دارد از حقوق مدنی خود دفاع کند و به این توهین گسترده به شعور انسانی اعتراض کند.

اگر شما آقایان موسوی و کروبی در کنار هم، رهبری این جنبش اعتراض به تقلب را بر عهده گیرید، می توانید این جنبش را به راه مسالمت آمیز برگردانید. خشونت کنونی در خیابانها ناشی از 21ناامیدی و نبود یک رهبر واقعی در صحنه است. از شما و یا نمایندگان شما هیچ خبری نیست. جایگاه تاریخی خود را دریابید. اگر منفعل بمانید، بر شما آن خواهد رفت که بر دیگرانی در سال های 60 رفت و شما نیز به شمار «نامحرمان» و غیرخودی ها خواهید پیوست.

اوکراین در سال 2004 را به یاد بیاورید. همین تقلب در آنجا رخ داد. ویکتور یوشچنکو (میرحسین آنجا) مردمی که به او رای داده بودند را به خیابان فراخواند و پس از پنج روز حضور مسالمت آمیز مردم در خیابان ها مجلس انتخابات را باطل اعلام کرده و ویکتور یانوکوویچ (احمدی نژاد آنجا) را از قدرت برداشت. این همان رویدادی است که به نام «انقلاب نارنجی» مشهور شد.

آقایان موسوی و کروبی! این عکس ها از تهران امروز بعد ازظهر هستند. جای شما خالی است تا جلوی این خشونت ها گرفته شود.

شما نیز انقلاب سبز خود را رهبری کنید.


دیگر نوشته ها در این زمینه:

آیا کودتای مخملی در راه است؟

– این روزهای پر تب و تاب انتخاباتی و پرسش های بی پاسخ مانده

انتخابات و قطار خالی سیاست ایران

در انتخابات بی تفاوت نباشیم!

انتخابات، کیش شخصیت، اسطوره پرستی و شیره ایرانی

دست مریزاد جناب میرحسین موسوی! دزدی فرهنگی به این آشکاری؟

خاتمی، پادشاهی یک چشم در سرزمین کوران

استیضاح کردان و اتفاق امروز در مجلس: دروغ و تقلب دولت احمدی نژاد و سقوط اخلاقی جامعه

زبان بدن مرد ایرانی و دیگر چیزها

احمدی نژاد و روح انسان خاورمیانه ای