درس تاریخ برای امروز: مدرس و حق رای برای زنان

درسی از تاریخ پیرامون سخنان آیت الارتجاع که در تهران نیز بزرگراهی به نامش است.

«از اول عمرم تا بحال برایم بسیار مهالک در بر و بحر اتفاق افتاده و هیچکدام به بدنم لرزه درنیامده بود* ، آخر ما هر چه تامل می کنیم می بینیم خداوند قابلیت در زن ها قرار نداده ست که لیاقت انتخاب کردن را داشته باشند ، اینها از آن زمره ند که عقول شان استعداد ندارد و در حقیقت تحت قیومیت قرار دارند ، چطور ممکن است به اینها حق انتخاب کردن داده شود

سخنراني مدرس در مجلس در ارتباط با پیشنهاد چند تن از  نمایندگان مترقی مجلس دایر بر منظور کردن حق رای برای زنان در قانون اساسی مشروطیت، جلسه یازدهم شعبان سال قمری 1329

 

«از اول عمرم تا بحال برایم بسیار مهالک در بر و بحر اتفاق افتاده و هیچکدام به بدنم لرزه درنیامده بود* ، آخر ما هر چه تامل می کنیم می بینیم خداوند قابلیت در زن ها قرار نداده ست که لیاقت انتخاب کردن را داشته باشند ، اینها از آن زمره ند که عقول شان استعداد ندارد و در حقیقت تحت قیومیت قرار دارند ، چطور ممکن است به اینها حق انتخاب کردن داده شود.«

سخنراني مدرس در مجلس در ارتباط با پیشنهاد چند تن از نمایندگان مترقی مجلس دایر بر منظور کردن حق رای برای زنان در قانون اساسی مشروطیت / جلسه یازدهم شعبان سال قمری 1329

تاریخ برده داری و اسلام: یک برنامه رادیویی

نزدیک نیمه شب است و من در اتوبانی خالی در راه هستم و به رادیو گوش می دهم.. یک جایی نوشته بودم که رادیوهای فرهنگی آلمانی که در هر ایالتی یکی دو تا هست، برنامه های بسیار با کیفیت پخش می کنند. برنامه معرفی کتابی است از»اگون فلایگ  (Egon Flaig)»  که استاد تاریخ باستان در دانشگاه روستوک است. نام این کتاب «تاریخ جهانی برده داری» است و به تازگی منتشر شده است. آن چه که این کتاب را که گوینده برنامه گرم معرفی آن بود، برایم به گونه ای جالب کرد که از اتوبان بیرون رفتم تا بتوانم در گوشه ای ایستاده و به برنامه گوش دهم، این بود که این کتاب بخشی را نیز به برده داری در اسلام اختصاص داده است. گوینده می گوید که اگون فلایک کسی است که در بررسی های علمی و تاریخی خود ملاحظه چیزی و کسی را در زمان حال نمی کند. روشن است که اشاره گوینده در این رابطه چه مفهومی می تواند داشته باشد. برداشتی که من می کنم این است: این کتاب را باید خواند!

چند روز پیش روزنامه «عرب نیوز» چاپ عربستان سعودی را می خواندم. در صفحه مذهبی پیرامون دو خواهر مصری نوشته بود که آنها را به عنوان «هدیه شخصی» برای پیغمبر فرستاده بودند. مقاله توضیح داده بود که اسلام هیچ گاه طرفدار برده داری نبوده است و توضیح درازی در این مورد داده بود.البته «عرب نیوز» شوخی می کند. در همین وبلاگ که دیگر به تنها وبلاگ فارسی زبان پیرامون عربستان سعودی تبدیل شده است، به اندازه کافی نوشته پیرامون عربستان امروزی و درک آنها از برده داری مدرن وجود دارد.

خوب، این یعنی یک موضوع جالب برای بررسی. سخنان یکی از دوستانم که استاد دانشگاه از تانزانیاست در ذهنم است که می گفت: اسلام برای ما دین برده داران و ظالمان است. درک ما با درک شما کاملا تفاوت دارد چون ما مسلمان ها را جور دیگری شناخته ایم.

گوینده از کتاب نقل می کند که بر خلاف درک عمومی، بزرگترین نظام برده داری در تاریخ بشریت نه امپراطوری روم بوده است و نه برده هایی که برای کار در مزرعه از آفریقا به آمریکای شمالی و جنوبی برده می شدند، بلکه اسلام بوده است. نویسنده بر اساس آمار تقریبا دقیق می گوید که اسلام 17 میلیون نفر را تنها از آفریقا به بردگی برده است. به این عدد چند رقم چند صد هزار نفری برده نیز از اروپا، به ویژه از اسپانیا و ایتالیا، قبرس، هند، شمال آفریقا نیز اضافه می شود. رقم های دقیق را باید از کتاب دربیاورم. نویسنده می گوید: مسلمان ها تا میانه قرن نوزدهم به دنبال برده داری بودند. او می گوید پیش از آن که اروپایی ها آمریکا را کشف کنند و آفریقایی ها را به بردگی به آنجا ببرند، اسلام آفریقا را به منطقه صادر کننده برده تبدیل ساخته بود.

موضوع داغ و جالبی است. کتاب را که خریدم و خواندم، برایش در اینجا نقدی می نویسم.

روحانی سعودی از «کتک زدن شاعرانه زنان» می گوید

در یک برنامه کانال تلویزیونی LBC یک آخوند سعودی به نام «دکتر محمد العارفی» پیرامون آداب کتک زدن زنان می گوید و معتقد است که کتک زدن زنان باید امری  «شاعرانه» باشد. او می گوید که مرد «نباید زن را آنگونه بزند که یک حیوان یا یک بچه را می زند.» این یک گفتگوی تلویزیونی است که 3 مرد جوان نشسته اند در یک سو و در سوی دیگر آقای دکتر آخوند. گفتگو به صورت تبادل نظر نیست بلکه جناب دکتر آخوند درس می دهند و  رهنمود می فرمایند. فیلم این گفتگو در YouTube است. بقیه اش را خودتان بخوانید. من زیرنویس انگلیسی را برگردانده ام. در متن عربی بیشتر حرف زده می شود و برای فارسی زبانان قابل فهم است.

» …

          راه سوم چیست؟

          کتک زدن آنها!

          بله درست است. خوب، این کتک زدن چگونه باید باشد؟ شما چه فکر می کنید؟

          کتک سبک و ملایم

          کتک سبک و ملایم؟ مثلا به چه صورت؟

          مثلا، من اگر باشم یک سیلی به صورتش می زنم.

          نه، سیلی ممنوع است. سیلی نباید باشد حتی اگر در مورد حیوان باشد. وقتی یک انسان یک حیوان را کتک می زند، مثلا شما می خواهید شتر خود یا الاغ خود را وادار کنید که راه برود، شما اجازه ندارید به صورت او سیلی بزنید. اگر این برای حیوانات صادق است، برای انسان بیشتر صادق است. خوب، پس کتک باید ملایم باشد و ضربه به صورت نباشد. دلیل کتک رساندن این پیام به زن است: «زن! زیاده روی کرده ای. «خلاص» و من بیش از این تحمل نمی کنم.» اگر مرد او را کتک می زند، این باید ملایم باشد و چهره او را زشت نکند. مرد باید زن را طوری کتک بزند که هیچ اثری بر جای نگذارد. او نباید روی دست او بزند. باید بر جاهایی بزند که هیچ جراحتی ایجاد نکند. مرد نباید زن را جوری کتک بزند که یک حیوان یا یک بچه را می زند، یک سیلی چپ یا راست …» 

یاد گرفتید؟ 

.این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

عربستان سعودی: خدمتکار خانگی، برده خانگی

چند هفته پیش رویدادی در عربستان سعودی جنجالی به پا کرد. یک زن و شوهر سعودی دختری را از اندونزی برای خدمتکاری آورده بودند. پس از آن که این دختر مورد سوء استفاده جسمی و روحی شدید قرار گرفته بود، این زن و شوهر تصمیم به فسخ قرارداد و اخراج او از عربستان سعودی می گیرند. در نوشته های پیش گفته بودم که در عربستان کارفرما می تواند کارگر خارجی را با تصمیم خود از کشور اخراج کند. در روزی که آنها می خواهند این دختر را به فرودگاه ببرند، او تصمیم به انتقام می گیرد. وقتی همه سوار ماشین می شوند، دختر می گوید که چیزی را در خانه فراموش کرده است. سپس او به داخل خانه می رود و بر می گردد. زن و شوهر دختر را به فرودگاه می برند و او را سوار هواپیما می کنند. پس از بازگشت به خانه آنها متوجه می شوند که نوزاد کوچکشان نیست. مادربزرگ که در خانه بود، می گوید که دختر خدمتکار آمد و گفت که بچه را به فرودگاه می برید و بچه را برد. پدر و مادر سرانجام پس از جستجوی خانه، بچه را بی جان در وان حمام می یابند. دختر خدمتکار برای مجازات کارفرمای خود نوزاد را در وان غرق کرده بود.

این رویداد که در هر جای جهان می تواند پیش آید، در عربستان سعودی دارای ویژگی های اجتماعی است. در «عرب نیوز» چهارشنبه، نهم ژوییه 2008 نوشته ای دیدم از خواننده ای به نام «عبدالرحمان سدهان» که به این ویژگی ها اشاره دارد. او می گوید: «من چون بسیاری دیگر بارها پیرامون رفتار ناعادلانه جامعه ما با خدمتکاران خانگی نوشته ام. سوء استفاده از نپرداختن حقوق آنها آغاز می گردد و به سوء رفتار جسمی و روحی می انجامد. من آنچه را که تاکنون گفته ام، تکرار می کنم. چنین رفتاری به دور از تمدن است. ما با این کارها به جلوه کشور خود زیان سیاسی و اخلاقی وارد می آوریم….اگر زن خانه با آن دختر خدمتکار با مهربانی رفتار کرده بود، آیا او باز هم دست به چنین کاری می زد؟

ما کسانی را در این کشور داریم که اعتقاد به وجود نظام برده داری دارند. آنها انسان هایی را که از روی شرایط نابسامان کشور خود مجبور به کار در اینجا هستند، مورد بهری کشی ناعادلانه قرار می دهند. آنها فراموش می کنند که این دختران نیز چون آنها انسان هستند و به خاطر فقر ناچار به ترک خانه و عزیزان خود گشته و برای کار به خارج می روند. …

«برخی از کارفرماهای خانگی آنگاه که به آنها گفته می شود که این دختران زبان شما را نمی فهمند و به زبان دیگری سخن می گویند، به راحتی می گویند: من چه کنم که این دختر احمق زبان مرا نمی فهمد؟ در واقع کارفرمای احمق این را نمی فهمد که آن دختر یک انسان است و نه حیوان.«

یادمان است که شیخ صالح بن فوزان الفوزان که کتاب توحیدش در مدرسها تدریس می شود، خواستار آزادی برده داری است و می گوید که برده داری بخش جدایی ناپذیر اسلام است.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

تلاش دولت ترکیه برای جلوگیری از اعدام آرایشگر ترک در عربستان سعودی

سفارت ترکیه در تلاش است که از اجرای حکم اعدام یک آرایشگر ترک در جده جلوگیری کند. عبدلله گل رییس جمهور ترکیه از ملک عبدلله، پادشاه عربستان سعودی درخواست بخشش کرده است. «صبری بغدای» یک آرایشگر ترک است که به جرم «توهین به اسلام» در ماه آوریل به اعدام محکوم شده است. این آرایشگر که از ترکیه به جده رفته بود و در آنجا یک آرایشگاه گشوده بود، پس از درگیری با همسایه خیاط مصری خود دستگیر شد. خیاط مصری مدعی شد که صبری به اسلام توهین کرده است. در عربستان سعودی چنین ادعایی برای صدور حکم اعدام کافی است.

یک آرایشگر دیگر ترک به نام «ارزین تازه» که در ریاض به جرم توهین به پیغمبر به اعدام محکوم شده بود، پس از دخالت سفارت ترکیه از سوی شاهزاده سلمان، فرماندار ریاض بخشیده شد و ماه پیش به ترکیه برگشت. همسایه عرب سعودی این آرایشگر ماموران هیات «امر به معروف و نهی المنکر» را خبر کرده بود و به آنها گفته بود که او به پیغمبر توهین کرده است. پس از دخالت فرماندار ریاض، دادگاه تشخیص داد که مدارک کافی برای محکومیت او وجود ندارد. در حالی که در دادگاه نخست به مرگ محکوم شده بود.

به راستی جان انسان در این کشور به چه ریسمان باریکی بسته است! اگر با کسی درگیر شوی، کافی است که او بگوید: من شنیدم که این به پیغمبر توهین کرد. همین برای حکم اعدامت کافی است.

حالا اگر ملک عبدلله با دولت ترکیه خوب باشد، آن وقت دادگاه تشخیص خواهد داد که همسایه مصری اصلا عربی هم بلد نبوده یا آرایشگر ترک لکنت زبان داشته است. ولی وای به روزی که از کشوری بیایی که در عربستان «پارتی» نداشته باشد و بخواهی به کسی بگویی بالای چشمت ابروست!

تلاش برای آزادی برده داری در عربستان سعودی: «برده داری بخشی از اسلام است.»

شیخ صالح بن فوزان الفوزان یکی از رهبران برجسته اسلامی در عربستان سعودی است که کتاب التوحید او در مدرسه های عربستان و دیگر کشورها تدریس می شود، برای آزادی برده داری در جامعه عربستان تلاش می کند. او می گوید: «برده داری بخشی از اسلام است. برده داری بخشی از جهاد است و جهاد بخشی از اسلام تا زمانی که اسلام وجود دارد.» …» آنهایی که می گویند اسلام مخالف برده داری است، چیزی نفهمیده اند و دانش ندارند.»

الفوزان در کتاب مدرسه ای توحید می گوید که بیشتر مسلمانان بت پرست هستند و گرفتن خون و پول آنها برای مسلمانان واقعی مجاز است. او مخالف ازدواج زنان عرب با مسلمانان غیر عرب است و فتوایی نیز صادر کرده است که بر اساس آن تماشای تلویزیون حرام است.

الفوزان یک آدم معمولی نیست. او عضو شورای اسلامی عربستان، امام جمعه ریاض و استاد دانشگاه اسلامی امام محمد بن سعود است که مرکز اصلی تدریس اسلام وهابی است.

.

خلاصه ای پیرامون جامعه عربستان سعودی-1

در این زمانی که به دنبال اطلاعات پیرامون عربستان سعودی بودم، فکر کردم که بهتر است یک متن کوتاه پیرامون این کشور بنویسم و مواردی را که مورد نظر خودم هست را طرح کنم. البته قصد تاریخ نویسی ندارم و این کار من نیست. قصد تکرار نوشته های دیگران را هم ندارم. هدف ارایه پشتوانه برای دیگر نوشته های اینجاست و آشکار است که موارد را دست چین کرده ام و با عینک خود نگریسته ام..

* * *

عربستان سعودی یک کشور توریستی نیست. نه کسی برای گردش به اینجا می آید و نه این کشور جهانگرد را راه می دهد. اگر از حج بگذریم، تنها برای کار می توان به اینجا آمد. 25 میلیون جمعیت دارد و 8 میلیون کارگر خارجی. نه زیرساختار برای گردشگران دارد و نه فرهنگ جامعه انعطاف لازم را نشان می دهد. البته همین چیزها جذابیت خاصی به این کشور می دهد و توجه آدم های کنجکاو را جلب می کند.

در شبه جزیره عربستان این کشور سنتی ترین و بسته ترین کشور است. نه قانون اساسی دارد و نه پارلمان. نه انتخابات دارد و نه احزاب سیاسی یا سازمان های اجتماعی یا صنفی یا سندیکاهای کارگری. مردم در هیچ زمینه ای امکان شرکت در مسایل اجتماعی را ندارند. رسانه های عمومی و روزنامه ها کامل زیر نظر هستند و از آنها انتظار می رود که تنها برای تحکیم نظام کار کنند. زنان دارای هیچ گونه حقوق اجتماعی نیستند و حتی شناسنامه نیز ندارند و تنها برای خروج از کشور گذرنامه می گیرند.

پادشاه حکومت مطلقه دارد. هم قاضی القضات است و هم رهبر مذهبی. اخیرا به خود لقب «خادم الحرمین الشریفین» را هم داده است که البته برداشت من این است که می خواهد نظر آخوندهای وهابی-سلفی را جلب کند که حکومت موازی خود را دارند و به نظر می آید که قدرتشان از حکومت آل سعود اگر بیشتر نباشد، کمتر هم نیست. به نظر می آید که ملک عبدالله به دشواری های کشورش آگاه است و می خواهد جامعه را بسیار آهسته باز کند. از او چند سخن رانی شنیده ام که زنان را به کار بیرون از خانه تشویق می کند.

قبیله آل سعود آنگاه که با فتح ریاض در سال 1902 و دیگر جاهای کشور در چند دهه با جنگ و ازدواج های سیاسی تمام کشور را زیر سلطه خود درآورد، نام خانوادگی خود را روی کشور گذاشته است. عبدالعزیز، پدر ملک عبدالله کنونی آنگاه که در سال 1953 مرد، 19 زن داشت و 36 پسر. این که چند دختر داشته است را کسی نمی داند و اهمیتی هم ندارد. پسران او یکی پس از دیگری دارند حکومت می کنند: سعود، فیصل، خالد، فهد و عبدالله که اکنون پادشاه است. پس از او هم برادر دیگرش سلطان خواهد آمد.

در سال 1745 محمدبن عبدالوهاب که آخوند بسیار بنیادگرا و مرتجعی بود، بر این نظر بود که اسلام رایج آن زمان از اخلاق اسلامی دور شده است و باید به «اسلام واقعی» بازگشت. او مخالف هر گونه تزیین، شادی، موسیقی و هنر بود و به قولی «اسلام مینی مال» ارائه می داد. او توانست حاکم «الدرعیه» (در 50 کیلومتری شمال ریاض) را که محمدبن سعود بود را به افکار خود جلب کند و او را مرید خود سازد. با این اتحاد شوم و منحوس حکومت مذهبی بنیادگرایی بنیان گذارده شد که ادامه آن عربستان سعودی کنونی است با دنبالچه هایش چون طالبان افغان و پاکستانی و ایرانی و غیره. اسامه بن لادن و الزواهری و آدمخوارهایشان در این نظام رشد کرده اند و حتی اعتقاد دارند که حکومت عربستان از اسلام واقعی فاصله گرفته است و باید سرنگون شود. این مارها را سعودی ها در آستین خود پرورش داده اند. از 22 تروریست 11 سپتامبر 19 نفر سعودی بودند. همین حکومت سعودی بودجه زیادی برای صدور اسلام خود خرج می کند. حال این در بوسنی هرزگوین باشد یا اندونزی و مالزی، انگلیس باشد یا آمریکا، پاکستان باشد یا افغانستان که در آنجا طالبانش به قدرت هم رسیدند. در پاکستان، افغانستان و برخی جاهای خاور دور نیز افکارشان در جامعه نهادینه نیز شده است. جوری که اکنون در پاکستان و افغانستان مردم هستند که طالبان را پناه می دهند و حمایت می کنند. عربستان سعودی مرکز فکری اسلام خطرناک تروریست و ارتجاعی است و چالش جدی تمدن بشری و انسانی امروزی. هر چند که من احساس می کنم که اگر چیزی جلوی این اسلام را گرفته باشد و تلاش برای کنترل آن داشته باشد، حکومت کنونی عربستان سعودی باشد. هرچند که خودش هم «نامشروع» است و با خونریزی و شمشیر به قدرت رسیده و با همین خشونت نیز خودرا نگاه داشته است. چندی پیش مفتی های اینجا فتوا دادند که تمام نمادهای «بت پرستی» شیعیان ویران شوند. و سپس عده ای رفتند و بناهای مذهبی شیعیان را در نجف و سامره و کربلا ویران کردند و عده ای را کشتند. دستشان برسد به قم و مشهد و شیراز هم می روند.

همفکران ایرانیشان نیز با وجودی که با وهابی های سعودی رقابت دارند و درگیر هستند، افکارشان مشابه است و اگر مقاومت مردم ایران نبود، جامعه ایران نیز اکنون شبیه اینجا می بود. هرچند که خیلی چیزها را پیاده کردند، از جمله از بین بردن جامعه نوپای مدنی و قانون مدنی و جایگزینی آن با شریعت، محدودیت زنان و سازمان های اجتماعی مدنی، و غیره. اما مشکل همفکران جاهل ایرانی این است که ایرانیان تاریخ مدنیت غیر اسلامی دارند و با خیلی چیزهای فرهنگ عربی خو نمی گیرند؛ حال نامش اسلام باشد یا هر چیز دیگر. ولی در اینجا فرهنگ مردم با اسلام وهابی، سلفی و حتی شیعه (نوع سعودیش) نیز هماهنگی دارد.

قانون اساسی عربستان خود قرآن است و ارگان های مذهبی بلندپایه کارشان تفسیر قرآن و تطبیق تمام امور جامعه با قرآن است. هیچ موردی نمی یابی که کارهایی که در عربستان می شود، با قرآن منافات داشته باشد. از همین رو است که حکومتیان ایران آنگاه که به عربستان سعودی و حکومت طالبان اشکال می گیرند می گویند که آنها «قرائت خشن» از اسلام دارند. نمی گویند که کار آنها غیر اسلامی یا ضد اسلامی است. من هیچ گاه نفهمیدم که قرائت خشن چه مفهومی داردو مثلا قرائت ملایم یعنی چه! جرات این کار را ندارند چون آخوندهای سعودی کارشان در تفسیر اسلام محکم است.

دوست سعودی من، میشائیل،که دکتر حقوق است و مشاور اقتصادی یکی از «شاهزاده» های سعودی، در یک گفتگوی خصوصی به من گفت که وضعیت اجتماعی عربستان جوری است که اگر رفرم های اجتماعی صورت نگیرند، این کشور در 10-15 سال آینده منفجر خواهد شد. او می گوید حکومت نیز به این مشکل آگاهی دارد ولی امکاناتش محدود است. یک جوری کارشان گره خورده است.