تاریخ برده داری و اسلام: یک برنامه رادیویی

نزدیک نیمه شب است و من در اتوبانی خالی در راه هستم و به رادیو گوش می دهم.. یک جایی نوشته بودم که رادیوهای فرهنگی آلمانی که در هر ایالتی یکی دو تا هست، برنامه های بسیار با کیفیت پخش می کنند. برنامه معرفی کتابی است از»اگون فلایگ  (Egon Flaig)»  که استاد تاریخ باستان در دانشگاه روستوک است. نام این کتاب «تاریخ جهانی برده داری» است و به تازگی منتشر شده است. آن چه که این کتاب را که گوینده برنامه گرم معرفی آن بود، برایم به گونه ای جالب کرد که از اتوبان بیرون رفتم تا بتوانم در گوشه ای ایستاده و به برنامه گوش دهم، این بود که این کتاب بخشی را نیز به برده داری در اسلام اختصاص داده است. گوینده می گوید که اگون فلایک کسی است که در بررسی های علمی و تاریخی خود ملاحظه چیزی و کسی را در زمان حال نمی کند. روشن است که اشاره گوینده در این رابطه چه مفهومی می تواند داشته باشد. برداشتی که من می کنم این است: این کتاب را باید خواند!

چند روز پیش روزنامه «عرب نیوز» چاپ عربستان سعودی را می خواندم. در صفحه مذهبی پیرامون دو خواهر مصری نوشته بود که آنها را به عنوان «هدیه شخصی» برای پیغمبر فرستاده بودند. مقاله توضیح داده بود که اسلام هیچ گاه طرفدار برده داری نبوده است و توضیح درازی در این مورد داده بود.البته «عرب نیوز» شوخی می کند. در همین وبلاگ که دیگر به تنها وبلاگ فارسی زبان پیرامون عربستان سعودی تبدیل شده است، به اندازه کافی نوشته پیرامون عربستان امروزی و درک آنها از برده داری مدرن وجود دارد.

خوب، این یعنی یک موضوع جالب برای بررسی. سخنان یکی از دوستانم که استاد دانشگاه از تانزانیاست در ذهنم است که می گفت: اسلام برای ما دین برده داران و ظالمان است. درک ما با درک شما کاملا تفاوت دارد چون ما مسلمان ها را جور دیگری شناخته ایم.

گوینده از کتاب نقل می کند که بر خلاف درک عمومی، بزرگترین نظام برده داری در تاریخ بشریت نه امپراطوری روم بوده است و نه برده هایی که برای کار در مزرعه از آفریقا به آمریکای شمالی و جنوبی برده می شدند، بلکه اسلام بوده است. نویسنده بر اساس آمار تقریبا دقیق می گوید که اسلام 17 میلیون نفر را تنها از آفریقا به بردگی برده است. به این عدد چند رقم چند صد هزار نفری برده نیز از اروپا، به ویژه از اسپانیا و ایتالیا، قبرس، هند، شمال آفریقا نیز اضافه می شود. رقم های دقیق را باید از کتاب دربیاورم. نویسنده می گوید: مسلمان ها تا میانه قرن نوزدهم به دنبال برده داری بودند. او می گوید پیش از آن که اروپایی ها آمریکا را کشف کنند و آفریقایی ها را به بردگی به آنجا ببرند، اسلام آفریقا را به منطقه صادر کننده برده تبدیل ساخته بود.

موضوع داغ و جالبی است. کتاب را که خریدم و خواندم، برایش در اینجا نقدی می نویسم.

جمع آوری کتاب سید قطب از مدرسه های عربستان

در «عرب نیوز» خواندم که وزارت آموزش عربستان سعودی دستور داده است که دو کتاب را از کتابخانه مدرسه های عربستان سعودی جمع آوری کننند. یکی از آنها «دروغ ها در باره سید قطب» و دیگری «جهاد در راه خدا» نام دارد. دلیل وزارت آموزش «محتوای تندروانه و گمراه کننده» این کتابهاست و باید «از انحراف جوانان جلوگیری کرد.»

سید قطب مصری یکی از سران «اخوان المسلمین» در سالهای 1950 و 1960 بود که جنبشی بنیادگرای اسلامی است. آنها در سالهای 60 آنقدر تندروی کردند که دولت مصر شماری از آنها را بازداشت کرد و از جمله سید قطب را به مرگ محکوم کرده، به دار آویخت.

سید قطب که در آمریکا درس خوانده بود، پس از بازگشت به مصر و خدمت دولتی، از دولت بیرون آمد و به اخوان المسلمین پیوست. او دیدگاه های بسیار ارتجاعی نسبت به زندگی غرب داشت و به دنبال اردوگاه سوم اسلامی میان دنیای غرب و سوسیالیستی بود. تلاش او برای بازگرداندن اسلام به ریشه های اصلی بود و از این راستا یک بنیادگرای واقعی بود.

در اینجا این سخنان را از سید قطب پیرامون دنیای غرب دیدم که «رفتارهای جنسی در آمریکا را زیر انتقاد می گیرد:

«دختر امریکایی کاملاً به افسونگری‌های بدنش آگاه است. او می‌داند که افسون‌گری در چهره‌اش، چشمان نافذ و لب‌های تشنه‌اش نهفته‌است. او می‌داند که پستان‌های گِردش، باسن بزرگش، ران‌های خوش‌ترکیبش و ساق‌های صافش افسون‌گرند. او همهٔ این‌ها را می‌داند باز هم آن‌ها را نمی‌پوشاند.»

و در مورد سلیقهٔ موسیقی دختر امریکایی نوشت:

«موسیقی جازی را که سیاه‌پوستان بنوازند، ترجیح می‌دهد تا هم عشقش به هرج و مرج را ارضا کند و هم سلیقهٔ جنسی‌اش را…»

چه آشناست این سخنان که دنیا را تنها از نگاه به پایین تنه می بینند. از این سید قطب ها در ایران چه بسیار داریم. برای سید قطب حتی رقص های کلیسایی نیز «عملی شهوانی و حیوانی» است: ” آنان با موسقی گرامافون رقصیدند در حالی که پاهایشان به همدیگر گره خورده بود و سینه هایشان به همدیگر فشار می آوردند. بازو در دور سینه و لب بر لب و … فضا سرشار از هوس بود.”

هر چند که ممنوع کردن یک کتاب امری نادرست است ولی نشان گر ظرفیت نیرومند بنیادگرایی در جامعه عربستان سعودی است که دارای حکومتی است که تلاش در گشودن آرام کشور دارد و مردمی که تلاش در حفظ وضع موجود و زندگی چون «صدر اسلام» دارند. البته عرب نیوز هیچ گونه اطلاعاتی پیرامون سید قطب و اندیشه های او نداده است.

چه کار دشواری است حکومت در آنجا، به ویژه که خود حکومت نیز نامشروع باشد.

سایر نوشته ها پیرامون عربستان سعودی

سرکوزی وارد عربستان شد (این بار بدون مشکل دوست دختر)

نیکولا سرکوزی، رییس جمهور فرانسه امروز وارد عربستان سعودی شد. این که چرا این خبر توجه مرا جلب می کند ، دو دلیل ویژه دارد. یکی به عربستان سعودی مربوط است و دیگری به ایران.

جناب سرکوزی در زمانی که تازه انتخاب شده بود، در ابتدای ریاست جمهوری کارهایی می کرد و حرفهایی می زد که آدم را یاد بلاهت جورج بوش کنونی در ابتدای کارش می انداخت. یکی از شاهکارهایش در اینجاست. البته فرانسویان با کارهای رییس جمهورشان بیشتر یاد احمدی نژاد می افتادند و از همین رو خیلی سریع او را «سرکوزی نژاد» نامیدند. نمی دانم که آیا هنوز هم این لقب افتخاری را دارد یا نه. به هر رو، بار نخست که سرکوزی در ژانویه امسال می خواست به عربستان برود، جنجالی به پا شد. او گمان می کرد که عربستان سعودی هم جایی چون جاهای دیگر در این دنیاست و می خواست «بانوی اول فرانسه» را نیز با خودش ببرد که مقامات سعودی حالش را جا آوردند و یادش انداختند که این بانو دوست دختر اوست و نه همسر شرعی و قانونیش و بنابراین نمی تواند او را همراهی کند. بر اساس قوانین عربستان سعودی زن بدون «کفیل» حق ورود به عربستان را ندارد. مقامات فرانسه سکولار و سرکوزی هم نتوانستند از این دیوار آهنین بگذرند. به هر رو، سرکوزی در ماه فوریه با دوست دخترش «کارلا برونی» ازدواج کرد و شاید اکنون او نیز همراهش باشد. روزنامه های «زرد» اروپایی در ژانویه 2008 کلی تیراژ خود را با این مورد افزایش دادند. آن روزها من در ریاض بودم و دیدم که حتی روزنامه های سعودی که بسیار محتاط هستند، نیز از این مورد نگذشته اند و آن را بازتاب دادند.

مورد دوم به ایران ربط دارد. روزنامه اینترناشنال بیزینس تایمز نوشته است که سرکوزی در سفر چند روزه به عربستان سعودی، امارات و قطر چندین قرارداد به ارزش میلیاردها یورو امضاء خواهد کرد: در عربستان سعودی در زمینه نفت و گاز و در امارات قرارداد ساخت دو نیروگاه هسته ای! این مورد آخری مورد نظر من است. امارات کوچک به زودی دارای دو نیروگاه هسته ای خواهد شد و ایران اکنون دهها سال است که می خواهد یک نیروگاه هسته ای را به راه اندازد و نمی تواند. همان گونه که ساخت فرودگاه امام در تهران 46 سال طول کشید آن هم با کیفیتی بسیار پایین و فرودگاه دوبی در 8 سال ساخته شد آن هم با آن ظرفیت عظیم که در حال حاضر نیز در حال گسترش است. این مقایسه جایز است چون فرودگاه امام قرار بود تبدیل به «هاب» خاورمیانه شود. کاری که فرودگاه دوبی اکنون انجام می دهد.

اگر اخیرا به هنگ کنگ رفته باشید و فرودگاه جدید آنجا را دیده باشید، باید بدانید که آن فرودگاه را در 8 سال روی جزیره ای که وجود نداشت ساختند. یعنی خاک ریختند در دریا و جزیره ای ایجاد کردند و فرودگاه عظیمی را روی آن ساختند که پیاده در ترمینال آن نیم ساعت می توانید راه بروید. من 10 ساعت در آن فرودگاه بودم و احساس خستگی و یکنواختی نکردم. حال بروید در فرودگاه امام و بگردید ببینید به جز دو کافه که چیزی مزخرف به نام قهوه با شیرینی های چرند تر می فروشند، چه چیز دیگری می توانید بیابید و آیا می توانید دو ساعت در  آنجا دوام آورید.

هند چندی پیش قرارداد ساخت بیست نیروگاه هسته ای را با آمریکا بست. ایران هنوز گرم پشتک وارو با جامعه جهانی بر سر چیزهایی است که برای %95 کشورهای جهان جزو بدیهیات به شمار می رود و خیال می کند که کلی هم زرنگ است و سر آقای برادعی و آژانس را شیره مالیده است.

ببینید دیگران کجایند و ایرانیان هنوز اندر خم کدام کوچه!

فتوای مفتی سعودی در باره حق زن برای کتک زدن شوهر

روزنامه «الشرق الاوسط» از فتوایی خبر داد که بر اساس آن زن می تواند شوهر خود را برای دفاع از خود کتک بزند. شیخ محسن العبیکان مفتی اعظم سعودی و مشاور وزارت دادگستری عربستان سعودی پس از مذاکره با مفتی های ترک و مصری فتوایی صادر کرد که بر اساس آن زنان می توانند برای دفاع از خود، شوهر خود را کتک بزنند. او گفت: «این کار از سوی حقوق دانان اسلامی مجاز است و ریشه در شریعت اسلامی، قرآن و احادیث دارد». او سپس آیه هایی از سوره های الشورا و البقره آورد. او تاکید کرد که این حق تنها برای دفاع از خود است.

مفتی ترک «فتح الله گولن» نیز در فتوای مشابهی حق زنان برای مقابله به مثل در خشونت را به رسمیت شناخت. او گفت این حق زنان است که خشونت را با خشونت پاسخ دهند. او به زنان توصیه کرد که فن دفاع از خود چون کاراته، جودو و تکواندو را یاد بگیرند و شوهران خشن خود را کتک بزنند. این فتوا در ترکیه جدلی میان آخوندها پدید آورده است. آخوندهای محافظه کار معتقدند که این کار در خانواده ها شورش پدید خواهد آورد.

سوالی که در این میان پیش می آید این است که این آیه ها و این برداشت از آنها و این حق زن در این 1400 سال کجا بودند؟ چه شده که اکنون کشف شده اند؟

جالب است که این شیخ محسن العبیکان خود در دعوای دیگری در عربستان سعودی وکالت وزارت دادگستری را بر عهده دارد که دختری 19 ساله از آن شکایت کرده است. عرب نیوز یک سال پیش از دختری در شهر طایف گزارش داد که پس از آن که دزدیده شده و از سوی گروهی مورد تعرض قرار گرفته بود، به 200 ضربه شلاق و شش ماه زندان محکوم شده بود. او از وزارت دادگستری به سبب پخش اطلاعات نادرست شکایت کرده است. وزارت دادگستری بیانیه مطبوعاتی صادر کرده و گفته بود که این دختر به جرم خود مبنی بر ارتباط با مرد نامحرم اعتراف کرده است. در حالی که چنین اتفاقی رخ نداده بوده است و وزارت خانه بر اساس اعتراف مجرمان متجاوز چنین بیانیه ای صادر کرده بوده است. دختر جوان به محلی می رود تا عکس هایی که مجرم از او تهیه کرده بوده و با آنها از او باج می گرفته است، پس بگیرد که مورد تعرض او و گروهی دیگر قرار می گیرد. جناب العبیکان دختر را مجرم می داند که چرا به آنجا رفته است. العبیکان می گوید این دختر کاری را انجام داده است که خدا ممنوع کرده است (یعنی تنها به جایی رفته است که مردان نامحرم در آنجا بوده اند). در آن زمان روزنامه ها نیز تنها اطلاعیه وزارت دادگستری را منتشر کردند و این گونه در افکار عمومی قربانی تبدیل به مجرم شد. اکنون دختر جوان از وزارت دادگستری به دادگاه شکایت کرده است و باید دید که این ماجرا به کجا می انجامد.

عجب جایی است این عربستان سعودی!

باید در آینده شاهد انواع باشگاه ها و آموزشگاه های دفاع از خود برای زنان و روش های نوین کتک زدن شوهر ها باشیم. به قول معروف: «گهی پشت به زین و گهی زین به پشت!»

نوشته های دیگر در این مورد:

روحانی سعودی از “کتک زدن شاعرانه زنان” می گوید


فتوای قتل میکی ماوس از سوی مفتی سعودی

اگر خود این خبر را نخوانده بودم، باور نمی کردم. در واقع، در ابتدا گمان می کردم که این یک شوخی بی نمک است. اما دیلی تلگراف این خبر را داده است. شیخ «محمد منجد» گفته است که موش از سربازان شیطان به شمار می رود و هر چه موش آن را لمس کند، نجس است و از همین رو میکی ماوس باید کشته شود.

جناب شیخ که خود در گذشته دیپلمات سفارت عربستان سعودی در واشنگتن بوده است، در برنامه تلویزیون «المجد» گفته است که بر اساس شریعت اسلامی هم موش خانگی و هم همزاد کارتونی آن باید به قتل برسند. او افزود: » موش از سربازان شیطان به شمار می رود و توسط او هدایت می شود. اما موش در کارتونهای «تام و جری» و «میکی ماوس» به بچه ها یاد می دهد که این موجود دوست داشتنی است.»

«موجوداتی که بر اساس طبیعت خویش، بر اساس منطق و قانون اسلامی کریه و کثیف هستند، این روزها مورد توجه بچه ها قرار گرفته اند و بچه ها آنها را دوست دارند… میکی ماوس وحشتناک است و از این رو بر اساس قانون اسلام باید هر کجا که دیده شود، به قتل برسد.»

البته شیخ توضیح نداد که یک چهره کارتونی را چگونه می شود به قتل رساند و شاید هم هنوز تفاوت آن را نمی داند.

این شیخ منجد ماه گذشته المپیک پکن را «المپیک بیکینی» نام نهاده بود و گفته بود که هیچ چیز شیطان را خوشحال تر از این نمی سازد که ببینیم ورزشکارهای زن با لباسهای تنگ ظاهر شوند.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

صدور فتوای قتل گردانندگان شبکه های ماهواره ای از سوی قاضی القضات عربستان سعودی

امروز یکی از همکاران روزنامه گاردینچاپ انگلیس را برایم آورد که خبری باورنکردنی آورده است. شیخ “صالح اللیهدان” 79 ساله، بالاترین قاضی دادگاه عالی عربستان سعودی فتوای قتل گردانندگان شبکه های ماهواره ای که به بیان او در ماه رمضان “برنامه های بد” پخش می کنند، را صادر کرده است. او که به پرسشهای مذهبی شنوندگان رادیویی پاسخ می داد، در پاسخ به کسی که دیدگاه او را پیرامون شبکه های ماهواره ای که در ماه رمضان “برنامه های بد” پخش می کنند، پرسید، گفت که شبکه های ماهواره ای هزاران نفر از مردم را گمراه کرده اند. او گفت: “صاحب این شبکه ها چه فکر می کند که این برنامه های اغواگر، انحرافی و ابتدایی را پخش می کند؟ آنهایی که فساد و اعتقادات انحرافی را تبلیغ می کنند، بدیهی است که کشتن آنها مجاز است. آنهایی که به فتنه گری فرامی خوانند و آنهایی که می توانند جلوی آنها را بگیرند و این کار را نمی کنند، هردو واجب القتل هستند
یکی از پربیننده ترین شبکه های ماهواره ای “روتانا” است که فیلم و موسیقی پخش می کند. این شبکه به شاهزاده «ولید بن الطلال» تعلق دارد که یک مولتی میلیاردر و عضو خانواده سلطنتی است. او سیزدهمین مرد ثروتمند جهان است. دیگر شاهزاده های سعودی نیز صاحب شبکه های ماهواره ای هستند. البته شیخ اللیهدان از شبکه ویژه ای نام نبرد.
اکنون باید دید که این فتوا چه بازتابی در عربستان سعودی خواهد داشت. دولت سعودی و خاندان سلطنتی نمی توانند چنین فتوایی را از سوی بالاترین قاضی دیوان عالی ناشنیده گیرند. شیخ اللیهدان در گذشته نیز با صدور اجازه جهاد برای اتباع سعودی برای جنگ با سربازان آمریکایی در عراق نیز جنجالی به راه انداخته بود.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

انعطاف مذهبی از نوع «امر به معروف» در عربستان

این همایش جهانی گفتگوی ادیان که در ژوییه در مادرید برگزار شد، عربستان سعودی هزینه آن را داد و ملک عبدالله با سخنرانی نیز آن را افتتاح کرد، مرا واداشت که نوشته «عربستان سعودی پرچم دار انعطاف مذهبی؟» را بنویسم. امروز نیز دیدم بهتر است خبرهای کوتاه از شاهکارهای «هیاه امر به معروف و نهی المنکر» را که گرد آورده بودم، در اینجا بیاورم.

چهار ماه پیش ماموران امر به معروف «الله اکبر» گویان به یک هتل ریختند و یک نگهبان هتل را به نام «سلمان الهریسی» با خود بردند. آنها او را در ساختمان مرکزی خود در ریاض زیر شکنجه کشتند. وکیل خانواده الهریسی به روزنامه ها گفت که جمجمه او را شکسته بودند و چشمانش را در آورده بودند. اتهام سلمان که هیچگاه اثبات نشد، این بود: نوشیدن آبجو!

سازمان «دیده بان حقوق بشر» به «اشپیگل انلاین» گفت که سینا، یک دختر 25 ساله مغولی که در یک روز داغ در ریاض گرم خرید بود، از سوی «امر به معروفی» ها به جرم نپوشاندن چهره خود (که اصلا جرم نیست) دستگیر شد. آنها با فریاد های «فیلیپینا قحبه» (نیاز به ترجمه ندارد) او را به ماشین خود کشاندند. او در ساختمان مرکزی مورد تجاوز دسته جمعی قرار می گیرد و سپس به زندان فرستاده می شود.

یک استاد دانشگاه «ملک سعود» می گوید که همسایه او به نام «امیره» که با راننده خود برای آوردن بچه هایش از پارک رفته بود، به جرم گفتگو و خنده با راننده مورد تهاجم ماموران «امر به معروف» قرار می گیرد. آنها راننده را از ماشین بیرون انداخته، او را با ماشین به خارج ریاض بردند. در آنجا ماشین او را خرد و داغان کردند و او را تنها رها کردند.

جورج، یک آمریکایی جوان که اکنون در آمریکا زندگی می کند، مدتی برای یک رستوران در ریاض کار می کرد، می گوید که روزی نتوانستیم مشتران را به موقع پیش از اذان عصر از رستوران بیرون کنیم و 2-3 دقیقه تاخیر داشتیم. ناگهان ماموران «امر به معروف» به رستوران ریختند و همه 13 نفر کارکنان را دستگیر کردند و به مرکز خود بردند. در آنجا ما را وادار به گرفتن وضو و نماز کردند. با وجودی که من مسیحی هستم، مجبور شدم نماز بخوانم. من نیز که می دانستم چه کنم، هر کاری دیگران می کردند، من نیز انجام دادم. اما یکی از آنها که کارت اقامت مرا دید، بر من فریاد کشید: صبر کن! تو یک نصرانی (مسیحی) لعنتی هستی. آیا تو رسما به اسلام گرویده ای؟ من دوپهلو پاسخ دادم: یک جورایی. او گفت: نه، نه! تو باید رسما مسلمان شوی. معنی این حرف این بود که باید تمام مراحل اداری گرفتن اقامت تکرار شود و من نام خود را نیز تغییر دهم و من این گونه از جورج به محمد تبدیل شدم.

دیپلمات ها نیز در امان نیستند. اینگرید کروگر، وابسته مطبوعاتی سفارت آلمان هنگامی که قصد ورود به یک رستوران را داشت، چون عبایه بر تن نداشت، مورد تهاجم یک مامور امر به معروف قرار می گیرد. او کارت مصونیت دیپلماتیک سعودی خود را به مامور نشان می دهدو مامور کارت را بر زمین پرت می کند و آن را لگدمال می کند. مشتریان در رستوران دخالت کرده، به مامور حالی می کنند که کاری که کرده برای خودش پیامد سنگینی دارد. مامور ابله هم سریع از رستوران فرار می کند.

از یک ماه پیش آوردن حیوانات خانگی چون سگ و گربه به خیابان ممنوع است. (اینجا گمان کنم بر عکس همیشه سعودی ها از ایرانی ها کپی برداری کرده اند.) اشکال امر به معروفی ها به آوردن حیوانات خانگی به خیابان این است که مردان جوان با آوردن حیوانات به خیابان تلاش دارند که توجه زنان را جلب کنند.

در ماه مه پیش مرد جوانی به جرم آن که با زنی در یک ماشین نشسته بود، دستگیر و زیر شکنجه کشته شد. اکنون روشن گشته است که مرد جوان راننده آن خانواده بوده است.

در فوریه پیش یک استاد دانشگاه پنجاه ساله و پدر چند فرزند در مکه به اتهام حضور در یک کافه به همراه یک دانشجوی دختر دستگیر و به 180 ضربه شلاق و هشت ماه زندان محکوم شد. این حکم با وجودی صادر شد که در دادگاه ثابت شد که دانشجویان سابق این استاد که از او برای پایان نامه خود نمره نگرفته بودند و اکنون خود مامور «امر به معروف و نهی از منکر» بودند، این تله را برای او نهاده بودند.

در همان روزهای پایانی فوریه 2008 یک زن آمریکایی که به همراه همکار سوری خود در یک کافه نشسته بود، دستگیر شد. او که مادر سه فرزند است، مجبور به امضای متنی شد که در آن او اعتراف به فحشاء کرده است.

 

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

عربستان سعودی پرچم دار گفتگوی میان ادیان؟

در ماه ژوییه در مادرید همایش جهانی گفتگوی ادیان برگزار شد. در اين همایش نمایندگاه دین های مختلف مسيحي، مسلمان، يهودي و بودائي به همراه برخی رهبران کشورهای مختلف شرکت داشتند. داشتم خبرهای پیرامون این همایش را می خواندم که دیدم نه تنها عربستان سعودی از گردانندگان این همایش بوده، بلکه ملک عبدالله نیز در آنجا با سخنرانی همایش را افتتاح کرده است. عجب! جریان برایم جالب شد.

او در سخنرانی خود ادیان بزرگ جهانی را دعوت کرد که از تندروی فاصله گیرند و راه آشتی را در پیش گیرند: «با همکاري و احترام به دین يکديگر می‌توانيم تغییراتی را به وجود بیاوریم تا عدالت به جای ظلم و خشونت، و صلح به جای جنگ قرار بگيرد.»

یک بار دیگر این سخنان را بخوانید. می گوید » احترام به دین يکديگر» و «فاصله گیری از تندروی»! این حرف ها از گاندی نیست، از دالایی لاما هم نیست. از ملک عبدالله است! امروز خورشید از کدام سو برآمده؟ ببینید دیگر چه گفته است:

«من از عریستان سعودی، از سرزمین دو حرم مقدس برای شما پیامی آورده ام. این پیام اعلام می دارد که اسلام دین تعادل و انعطاف است، پیامی که همه پیروان ادیان را به گفتگوی سازنده فرا می خواند؛ پیامی که وعده گشایش برگی تازه برای بشریت را می دهد که در آن، به خواست الله، تفاهم جای درگیری را خواهد گرفت.»

حتما پیام را روح «بن بال» نوشته و به شخص «الفوزان» وحی کرده است! (اینها از وحشی ترین آخوندهای سعودی هستند که در برابر اینها شیخ یزدی و خزعلی و جنتی به گاندی شباهت پیدا می کنند.)

–  ملک عبدالله که را کودن فرض می کند؟ شنوندگان آن همایش را، مردم جهان را یا مردم سرزمین خودش را؟ یا شاید همه را از نوع احمدی نژاد به مسخره گرفته است؟ با وجودی که من بر این دیدگاه هستم و بارها در اینجا نوشته ام که ملک عبدالله در تلاش است که جامعه عربستان را بگشاید و مفتی های آدمخوار وهابی-سلفی را محدود کند، اما وقتی به عربستان سعودی امروز می نگریم، باید به جناب ملک عبدالله بگوییم که این حرفها به دهان شما بیش از اندازه بزرگ است. هنوز برادری را ثابت نکرده، ادعای ارث کرده اید. بهتر است دهان بربسته و سکوت کنید و در داخل کشور خود کار کنید، نتیجه بگیرید و بعد بیایید در چنین همایشی به دیگران رهنمود بفرمایید که شرم و حیا واژگانی عربی هستند.

نمی دانم بوداییان حاضر در آنجا به هنگام شنیدن این فرمایشات از دهان ملک عبدالله به چه می اندیشیده اند که انعطاف و احترام به تمام ادیان پایه اندیشه شان است و در زبان هندی در اساس برای واژه «دین» معادل نیست.

ملک عبدالله خوبشان است که وقتی در یک سخنرانی دیگر زنان عربستان را تشویق می کند که از خانه ها بیرون آیند و به کار بپردازند، من برایش کف می زنم. ببینید بقیه چه هستند که ما باید از ملک عبدالله حمایت کنیم. اما در پهنه بین المللی معیارها تفاوت دارند؛ عربستان سعودی یک سو، جهان در یک سوی دیگر. جهان نیازی به درس انعطاف و صلح دوستی از سوی رهبر وحشی ترین و ضدبشر ترین حکومت جهان ندارد.

به قول «سامی الرباع» این شبیه به آن است که نازی ها بیایند و همزمان و پس از هولوکاست یهودی ها را دعوت به گفتگو کنند. انگار نه انگار که وحشی ترین، عقب مانده ترین و بی انعطاف ترین اندیشه ها و کارها در عربستان سعودی تدوین، تدریس و انجام می شوند. آدمخواران «هیاه امر به معروف و نهی المنکر» زیر نظر وزارت داخله او در کشور حکومت ترور به راه انداخته اند و پیروان ادیان دیگر به هیچ رو اجازه کوچک ترین حرکتی را ندارند. آنوقت ملک عبدالله از آشتی بین ادیان می گوید. تنها مذهبی که دنیای امروز را ناامن کرده، همین اسلام وهابی-سلفی است که در شبه جزیره عربستان لانه دارد. آقای گوبلز سلام می رساند!

گویا یادمان رفته است که همین سال گذشته یک گروه از آموزگاران زبان که مسیحی بودند، هنگامی که در محل سکونت خود (آن هم در مجتمع مسکونی بسته و ویژه خارجیان که عربها را به آنجا راهی نیست) کریسمس را جشن گرفته بودند، لو رفتند. آنها را دستگیر کردند و بدون این که به آنها امکان جمع آوری وسایل شخصی را هم بدهند، همان گاه به فرودگاه برده و اخراج کردند.

یک کارگر مسیحی فیلیپینی به نام «لورنسو» که درست شش سال پیش تازه وارد عربستان شده بود و یک صلیب بر گردن داشت، هنگام خروج از فرودگاه مورد تهاجم «امر به معروفی ها» قرار گرفت. او را ابتدا به زندان خود بردند و سپس به جرم تبلیغ مذهبی به شش سال زندان محکوم کردند. ماه گذشته از زندان آزاد شده، به فرودگاه برده و اخراج شد.

ملک عبدالله از انعطاف می گوید. گویا ذهنش از کار افتاده و فراموش کرده است که پس از 11 سپتامبر خود او گفت: «این کار صهیونیست ها بود.» وقتی که از 22 نفر محکوم شده، 19 نفر اتباع عربستان سعودی از کار درآمدند، از ملک عبدالله سخنی نشنیدیم. انگار نه انگار که کشور او تربیت کننده اصلی تروریست های بشرستیز و بنیادگرای اسلامی است که دنیا را ناامن کرده اند که امروز حتی یک ناخن گیر را هم نمی توان به داخل هواپیما برد. همین جناب ملک عبدالله تروریست های انتحاری فلسطینی را که در اسراییل در اتوبوس و مرکز خرید و کافه مردم بیگناه را می کشند، قهرمان می خواند.

ملک عبدالله دنیا را اینگونه کودن فرض کرده است که می آید هزینه راه اندازی این همایش را می دهد و آن را در مادرید برگزار می کند که به جهان متمدن بگوید که «بله، ما حم داخل عادم هصطیم و طمدن داریم!»

حال این را از ملک عبدالله داشته باشید که خوبشان است. ولیعهد او «سلطان» که برادرش نیز هست، در یک سخنرانی در دانشگاه «ملک سعود» در سال 2007 گفته بود: «شکر خدا، امروز اسلام بهترین دین است. بقیه ادیان همه آشغال هستند.»

چند هفته پس از این همایش در روز اول اوت 2008 «صالح بن حومید» مفتی اعظم مکه در سخنرانی نماز جمعه که از تلویزیون نیز پخش می شد، گفـت: » پیروان این باصطلاح ادیان دیگر همگی به جهنم خواهند رفت. تنها مومنین چون ما را به بهشت راه خواهند داد. من تنها می توانم بگویم که به اسلام بپیوندید پیش از آن که دیر شود.»

روزنامه اسپانیایی «ال پایس» در همین رابطه نوشته بود که برگزاری این همایش در مادرید » تلاشی بود برای جلوگیری از گفتگوی واقعی در عربستان سعودی که هیچ کدام از شرکت کنندگان همین همایش نیز اجازه این را نمی یافتند که در آنجا به عبادت مذهبی خود بپردازند

در ضمن یادتان نرود که زنان را به این همایش راه نمی دادند!

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

عربستان سعودی: همسر دوم خدمتکار همسر اول در نازایی

 در گیرودار لایحه جدید «حمایت از خانواده» که نمایندگان مرتجع در مجلس ایران تهیه کرده اند، گزارشی در روزنامه «سعودی گازت» دیدم که از وضعیت زن دوم در جامعه عربستان سعودی و روند رو به رشد سوء استفاده می گوید. برای آنهایی که در ایران گمان می برند که این چیزها تنها برای دیگران اتفاق می افتد و نه برای ما، جالب است این نوشته را بخوانند. همان گونه که همیشه نوشته ام، آینده ایران در راه کنونی جامعه عربستان است. جامعه عربستان پیاده شده بر اساس اسلام راستین است و هیچ گونه خطایی در این راه وجود ندارد که قانون اساسی عربستان سعودی خود قرآن است.

«سعودی گازت» می نویسد: زنان در عربستان با ازدواج، بیش از پیش تبدبل به خدمتکار خانگی می گردند. این روند رو به رشدی است که مردان زن دوم را یا تنها برای خدمت به زن اول اختیار می کنند و یا اگر زن اول بچه دار نمی شود، برای بچه دار شدن از زن دوم، گرفتن بچه از او و سپس طلاقش.

روزنامه عربی «المدینه» از رنج یک زن جوان 20 ساله می گوید که بلافاصله پس از ازدواج متوجه شد که شوهرش از او می خواهد که با همسر اولش در یک خانه زندگی کند چون او قادر به تهیه خانه دوم نیست. پس از مدتی شوهر از او می خواهد که در خدمت همسر اول و بچه هایش باشد و او کم کم تبدیل به خدمتکار خانگی شد.

زن دیگری به نام «رجا» از جده در همین هفته مورد مشابهی را بازگو کرده است. او پس از درگذشت پدر و مادرش به خانه عمویش می رود. ولی پس از مرگ عموT او که تنها مانده بود، تقاضای ازدواج مردی بازنشسته را می پذیرد که 30 سال از او بزرگتر بود و دو زن دیگر نیز داشت. پس از ازدواج، آنگاه که رجا به خانه شوهر می رود، می بیند که خانه تنها یک اتاق خواب دارد. دو همسر دیگر تا آن میزان به او لطف داشتند که اجازه دادند که در اولین شب در آن اتاق بخوابد. پس از چند روز شوهرش به او گفت که از این پس باید در خدمت دو زن دیگر و بچه های انها باشد. او می گوید: «در یک شب تبدیل به یک خدمتکار خانگی شدم.»

زن دیگری به نام «فاتن» با مردی ازدواج کرد که برایش یک آپارتمان خریده بود تا او از زن اولش جدا باشد. او گفت: «او مهربان بود البته تا زمانی که متوجه شدم که او 20 سال در زندگی با زن اولش بچه دار نمی شد و تنها مرا برای بچه دار شدن می خواست. پس از به دنیا آوردن دو فرزند، دیگر نیازی به من نبود. او مرا طلاق داد و بچه ها را نگاه داشت.»

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

جشن تولد یا سالگرد ازدواج کماکان در عربستان سعودی ممنوع!

اگر فرزند شما دوست دارد تولد خود را با همبازی هایش جشن بگیرد و یا اگر شما می خواهید به مناسبت سالگرد ازدواج خود جشن بگیرید و یا به هر دلیل دیگر اگر می خواهید جشنی بگیرید و دوستان و فامیل خود را دعوت کنید و شاد باشید، اجازه ندارید شهروند (ببخشید تبعه) عربستان سعودی باشید.

عرب نیوز نوشته است که مفتی بزرگ شیخ «عبدالعزیز ال الشیخ» اعلام کرد که جشن گرفتن برای سالگرد تولد یا ازدواج پایه ای در اسلام ندارد و ممنوع است. او گفت: «این کارها درست نیست. یک مسلمان باید به درگاه خداوند قادر شکر آورد اگر فرزندانش سالم هستند و زندگی زناشویی اش با ثبات است و همیشه الحمدالله بگوید.»

این سخن پس از آن که «سلمان العوده»، مفتی دیگر اسلامی در «قصیم» در فتوایی که صادر کرده بود، گفته بود که جشن گرفتن برای چنین مناسبت هایی بر خلاف شریعت نیست. سپس روزنامه المدینه از «ال الشیخ» استفتاء به عمل آورد. ال الشیخ مفتی بزرگ است و هم رهبر شورای علمای اعلم و رهبر «دارالافتاء» (پژوهش های علمی و دستورالعمل های مذهبی) است. او بالاترین مقام اسلامی در عربستان سعودی است.

مفتی بزرگ گفت: تمام این کارها چون جشن تولد، ازدواج، روز مادر و غیره غیر اسلامی هستند. پس از این سخنان مفتی بزرگ، دیگر علما و آخوندهای سعودی از موضع او دفاع کردند و گفتند که این گونه جشن ها همگی از مسیحیان و یهودیان اقتباس شده است و بر خلاف اسلام است.

اکنون فشار بر سلمان العوده رو به افزایش است که سحنانش را پس بگیرد. شیخ عبدالله المانیه، عضو دیگر شورا گفت: العوده یک اشتباه گفتاری مرتکب شده است. او گفت: برگزاری جشن سالگرد اقتباس از سایر دین هاست و همان چیزی است که پیامبر همیشه ما را از آن برحذر داشته است. هر گونه جشن تنها باید در چارچوب دین اسلام باشد وگرنه در دام تقلید از ادیان دیگر می افتیم. مسلمانان هویت ویژه خود را دارند که با پیروان دیگر ادیان تفاوت دارد.

«سعود ال فی نیسان» رییس پیشین کالج شریعت دانشگاه اسلامی امام محمد بن سعود گفت اسلام هیچ گونه سازش و تفاهمی با برگزاری جشن سالگرد تولد یا ازدواج ندارد.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

چرا ایرانیان معتقدند که مکه شهری امن است؟

هر کدام از ما بارها از دیگران (مکه رفته و نرفته) شنیده ایم که مکه یک شهر کاملا امن است. می گویند: آقا، وقت اذان همه فروشگاه های خود را رها می کنند و به مسجد می روند و کسی مغازه خود را قفل نمی کند.

از همکاران سعودی و عرب های غیر سعودی مقیم عربستان در این مورد پرسیدم. گفتند مکه از شهرهای دیگر عربستان ناامن تر است و این حرفها نادرست است. به گفته پلیس عربستان مشکلات آنها در دوره حج بسیار بیشتر می شود و به جز خلاف کاران و دزدان سعودی که هر سال در دوران حج به مکه سرازیر می شوند، به طور متوسط حدود صد هزار نفر خارجی نیز هر سال به بهانه زیارت تنها برای دزدی و قاچاق به مکه می آیند. بسیاری نیز پس از حج در کشور پخش می شوند و بر نمی گردند.

در عرب نیوز چند روز پیش آمار جنایی مکه را که در سال پیش (1428 هجری قمری) از سوی پلیس مکه منتشر شده بود، خواندم.  در این سال 27،882 مورد جنایی ( از دزدی تا قتل) در مکه اتفاق افتاده است. سرگرد عبدالمحسن المیمان می گوید که در این آمار 350 تعرض جنسی وجود دارند. این جنایت ها بیشتر در محله های فقیرنشین و حلبی آبادها و بیشتر در میان مهاجران آفریقایی تبار صورت می گیرند. در این آمارها یک مورد از یک بنگلادشی وجود دارد که پسر یک ساله خود را برای 4،000 دلار به فروش گذاشته بود. یکی دیگر از مالی پسر ده ساله خود را کشته بود چون بچه حاضر نبود برای گدایی به خیابان برود.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

مادر در تلاش برای گرفتن طلاق برای دختر 8 ساله

یک پدر سعودی که می خواست بدهی خود را بپردازد، به جای پرداخت بدهی، دختر هشت ساله خود را به عقد مرد پنجاه و چند ساله ای در آورده است که دو زن دیگر نیز دارد. عرب نیوز نوشته است که این ماجرا پس از آن که مادر این دختر به دادگاهی در العسیر شکایت کرد، به افکار عمومی کشیده شد. مادر که خود نیز از سوی پدر بچه طلاق داده شده است، از دادگاه درخواست طلاق دختر بچه اش را دارد و می گوید که این کار دخترش را از بچگی محروم خواهد ساخت. او از کمیسیون ملی حقوق بشر نیز درخواست کمک کرده است.

یک منبع در دادگاه گفته است که این مورد بسیار پیچیده خواهد بود و این بار نخست نیست که چنین موردهایی در ابن دادگاه مورد بررسی قرار می گیرند.

این دادگاه گرم رسیدگی پرونده دیگری است که در آن پدری دختر ده ساله خود را در ازای 170،000 ریال سعودی (برابر 46،000 دلار) به عقد یک پیرمرد 70 ساله درآورده است. در این مورد پدر تاکنون دو دختر دیگر خود را در 10 و 12 سالگی نیز در برابر پول به عقد پیرمردان بیش از 70 سال درآورده بود. در مورد دختر 12 ساله دادگاه حکم طلاق صادر کرد و در مورد دیگر دختر به همراه مادرش از شهر خود (وادی بن حشیل) فرار کرده، در ریاض به یک خانه زنان پناهنده شدند.

در عربستان سعودی که قانون اساسی قرآن است، همه قوانین اجتماعی از قرآن استناد می گردند و در هر مورد حقوقی بر این اساس حکم صادر می شود.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

کارگران خارجی در عربستان: اسیر نظام برده داری

عرب نیوز نوشته که اکنون چند ماه است که بیش از صد کارگر خارجی یک شرکت خدماتی سعودی در ریاض آواره گشته اند و در یک «اردوگاه» بدون آب و برق زندگی می کنند. این کارگران که از کشورهای بنگلادش، هند، پاکستان و فیلیپین هستند، در انتظار انتقال به کشورهای خود از سوی کارفرمای خود (شرکت العمرانیه و الوقایع) هستند و این در حالی است که ماه هاست که حقوق خود را نیز دریافت نکرده اند. بخشی از آنها می گویند که از سوی کارفرما بر خلاف میل خود به گروگان گرفته شده و وادار به کار شده بوده اند و پولی نیز دریافت نکرده اند. این کارگران که در خطر گرسنگی قرار دارند، می گویند که کارفرمای آنها گذرنامه و کارت اقامت آنها را گرفته و به آنها بازپس نمی دهد. البته این کار کارفرما بر اساس قانون عربستان سعودی است که بر اساس آن کارفرما «کفیل» کارگر است و باید گذرنامه او در اختیارش باشد. این کارفرماست که می تواند اقامت کارگر را تمدید کند و یا هر زمان که خواست او را به فرودگاه برده، از ماموران بخواهد که او را بیرون کنند. کارگر برای خروج از کشور باید اجازه نامه کارفرما را به همراه داشته باشد وگرنه از خروج او جلوگیری خواهد شد. این که کارگر خارجی یک کارگر ساده خدماتی است یا مدیرکل یک شرکت بین المللی، هیچ تفاوتی نمی کند. بردگان در برابر قانون برابر هستند!

این کارگران که بین 5 تا 15 سال است که برای این شرکت کار می کنند، اکنون بدون هیچ گونه حمایت قانونی در کناره ریاض، در محله العزیزیه، به حال خود رها شده اند و هیچ راهی در پیش ندارند. آنها اکنون از سفارت خانه های خود خواستار کمک شده اند.

سازمان «دیده بان حقوق بشر» مدت هاست به دولت عربستان سعودی برای تغییر قانون فشار می آورد و تاکنون به نتیجه ای نرسیده است.

 

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

تشکیل انجمن حمایت از حقوق زنان در عربستان سعودی

این دیگر خبری خوب است. در گلف نیوز خواندم که گروهی از شاهزادگان خاندان سعودی، دانشگاهیان مرد و زن و بخشی از روحانیون در تلاش ایجاد یک انجمن حمایت از حقوق زنان سعودی هستند. آنها اکنون گرم ثبت قانونی این انجمن در وزارت کشور و وزارت امور اجتماعی هستند. این انجمن قرار است دفتر مرکزی در ریاض و نمایندگی های دیگر در جاهای دیگر کشور داشته باشد.

هدف این انجمن به گفته دکتر قاضی الشمری که از اعضای هیات مدیره خواهد بود، بهبود کیفیت زندگی زنان سعودی و تلاش برای گرفتن حقوق بیشتر اجتماعی برای آنها و حمایت از آنها به هنگام دشواری هاست. این انجمن البته می گوید که می خواهد در چارچوب شرع اسلامی فعالیت کند. ظاهرا آنها با برداشت ویژه خود، پتانسیل بهبود شرایط زندگی زن سعودی در چارچوب شریعت را می بینند. آنها می خواهند گروه های کاری زنان تشکیل دهند و پیشنهاد هایی برای بهبود وضعیت زنان در اجتماع تهیه و به مجلس شورا ارایه دهند. از سوی دیگر آنها تلاش خواهند کرد که زنان را از خانه ها بیرون کشانده، برای شرکت در زندگی اجتماعی تشویق کنند. از هدف های آنها شرکت زنان در جلسه های مجلس شورا و ایجاد امکان ارایه پیشنهاد به شورا برای بهبود شرایط زندگی آنها، امکان کار در سازمان های دولتی و حمایت از حقوق کاری آنهاست.

از شاهزاده های سعودی که از تشکیل این انجمن حمایت می کنند، از شاهزاده محمد بن فهد، فرماندار استان منطقه شرقی، شاهزاده فیصل بن خالد، فرماندار العسیر نام برده شده است.

این اقدام برداشت مرا از جامعه سعودی تایید می کند. شرایط عربستان سعودی در برابر ایران، برعکس است. در ایران حکومت اسلامی تلاش برای محدود کردن هر چه بیشتر جامعه بر اساس قوانین اسلامی و ساختن یک جامعه طالبانی دارد و در این کار با مقاومت گسترده و نیرومند مردمی روبروست که سکولار می اندیشند و خواهان طرد مذهب از حکومت هستند. این است که حکومت به هدف خود نرسیده است. در عربستان سعودی شاهد دولتی هستیم که به رهبری ملک عبدلله تلاش برای گشایش هر چه بیشتر جامعه دارد و در این راه با اکثریت مردمی روبروست که نمی خواهند جامعه باز شود و بر سنت های خود پا می فشارند. در این میان یک حکومت موازی آخوند های وهابی و سلفی، رهبران فکری طالبان افغان و ایرانی نیز وجود دارد که می خواهند جامعه را بیشتر و بیشتر ببندند. از سوی دیگر، هر چند دولت و ملک عبدالله تلاش دارند که کشور را از دیدگاه اجتماعی بگشایند، اما باید این را نیز در نظر داشت که خود این حکومت نیز «مشروعیت» قانونی و مردمی ندارد. خاندان سعودی یک قبیله است که بر قبیله های دیگر پیروز گشته و نام خود را روی کشور نهاده است. در این زمینه نیز خرده حساب با دیگران وجود دارد.

عربستان سعودی آینده جالبی ندارد و باید انتظار یک انفجار اجتماعی را داشت. اینجا کشوری است که هیچ گاه درگیری های جدی خود را مسالمت آمیز حل نکرده وهمواره شمشیر حرف اول و آخر را زده است.

از این روست که باید حرکتی این چنین برای حمایت از حقوق زنان را ارج نهاد، هر چند که هدف ها و حرکتش مورچه ای به نظر آیند.

.این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

روحانی سعودی از «کتک زدن شاعرانه زنان» می گوید

در یک برنامه کانال تلویزیونی LBC یک آخوند سعودی به نام «دکتر محمد العارفی» پیرامون آداب کتک زدن زنان می گوید و معتقد است که کتک زدن زنان باید امری  «شاعرانه» باشد. او می گوید که مرد «نباید زن را آنگونه بزند که یک حیوان یا یک بچه را می زند.» این یک گفتگوی تلویزیونی است که 3 مرد جوان نشسته اند در یک سو و در سوی دیگر آقای دکتر آخوند. گفتگو به صورت تبادل نظر نیست بلکه جناب دکتر آخوند درس می دهند و  رهنمود می فرمایند. فیلم این گفتگو در YouTube است. بقیه اش را خودتان بخوانید. من زیرنویس انگلیسی را برگردانده ام. در متن عربی بیشتر حرف زده می شود و برای فارسی زبانان قابل فهم است.

» …

          راه سوم چیست؟

          کتک زدن آنها!

          بله درست است. خوب، این کتک زدن چگونه باید باشد؟ شما چه فکر می کنید؟

          کتک سبک و ملایم

          کتک سبک و ملایم؟ مثلا به چه صورت؟

          مثلا، من اگر باشم یک سیلی به صورتش می زنم.

          نه، سیلی ممنوع است. سیلی نباید باشد حتی اگر در مورد حیوان باشد. وقتی یک انسان یک حیوان را کتک می زند، مثلا شما می خواهید شتر خود یا الاغ خود را وادار کنید که راه برود، شما اجازه ندارید به صورت او سیلی بزنید. اگر این برای حیوانات صادق است، برای انسان بیشتر صادق است. خوب، پس کتک باید ملایم باشد و ضربه به صورت نباشد. دلیل کتک رساندن این پیام به زن است: «زن! زیاده روی کرده ای. «خلاص» و من بیش از این تحمل نمی کنم.» اگر مرد او را کتک می زند، این باید ملایم باشد و چهره او را زشت نکند. مرد باید زن را طوری کتک بزند که هیچ اثری بر جای نگذارد. او نباید روی دست او بزند. باید بر جاهایی بزند که هیچ جراحتی ایجاد نکند. مرد نباید زن را جوری کتک بزند که یک حیوان یا یک بچه را می زند، یک سیلی چپ یا راست …» 

یاد گرفتید؟ 

.این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

عربستان سعودی: خدمتکار خانگی، برده خانگی

چند هفته پیش رویدادی در عربستان سعودی جنجالی به پا کرد. یک زن و شوهر سعودی دختری را از اندونزی برای خدمتکاری آورده بودند. پس از آن که این دختر مورد سوء استفاده جسمی و روحی شدید قرار گرفته بود، این زن و شوهر تصمیم به فسخ قرارداد و اخراج او از عربستان سعودی می گیرند. در نوشته های پیش گفته بودم که در عربستان کارفرما می تواند کارگر خارجی را با تصمیم خود از کشور اخراج کند. در روزی که آنها می خواهند این دختر را به فرودگاه ببرند، او تصمیم به انتقام می گیرد. وقتی همه سوار ماشین می شوند، دختر می گوید که چیزی را در خانه فراموش کرده است. سپس او به داخل خانه می رود و بر می گردد. زن و شوهر دختر را به فرودگاه می برند و او را سوار هواپیما می کنند. پس از بازگشت به خانه آنها متوجه می شوند که نوزاد کوچکشان نیست. مادربزرگ که در خانه بود، می گوید که دختر خدمتکار آمد و گفت که بچه را به فرودگاه می برید و بچه را برد. پدر و مادر سرانجام پس از جستجوی خانه، بچه را بی جان در وان حمام می یابند. دختر خدمتکار برای مجازات کارفرمای خود نوزاد را در وان غرق کرده بود.

این رویداد که در هر جای جهان می تواند پیش آید، در عربستان سعودی دارای ویژگی های اجتماعی است. در «عرب نیوز» چهارشنبه، نهم ژوییه 2008 نوشته ای دیدم از خواننده ای به نام «عبدالرحمان سدهان» که به این ویژگی ها اشاره دارد. او می گوید: «من چون بسیاری دیگر بارها پیرامون رفتار ناعادلانه جامعه ما با خدمتکاران خانگی نوشته ام. سوء استفاده از نپرداختن حقوق آنها آغاز می گردد و به سوء رفتار جسمی و روحی می انجامد. من آنچه را که تاکنون گفته ام، تکرار می کنم. چنین رفتاری به دور از تمدن است. ما با این کارها به جلوه کشور خود زیان سیاسی و اخلاقی وارد می آوریم….اگر زن خانه با آن دختر خدمتکار با مهربانی رفتار کرده بود، آیا او باز هم دست به چنین کاری می زد؟

ما کسانی را در این کشور داریم که اعتقاد به وجود نظام برده داری دارند. آنها انسان هایی را که از روی شرایط نابسامان کشور خود مجبور به کار در اینجا هستند، مورد بهری کشی ناعادلانه قرار می دهند. آنها فراموش می کنند که این دختران نیز چون آنها انسان هستند و به خاطر فقر ناچار به ترک خانه و عزیزان خود گشته و برای کار به خارج می روند. …

«برخی از کارفرماهای خانگی آنگاه که به آنها گفته می شود که این دختران زبان شما را نمی فهمند و به زبان دیگری سخن می گویند، به راحتی می گویند: من چه کنم که این دختر احمق زبان مرا نمی فهمد؟ در واقع کارفرمای احمق این را نمی فهمد که آن دختر یک انسان است و نه حیوان.«

یادمان است که شیخ صالح بن فوزان الفوزان که کتاب توحیدش در مدرسها تدریس می شود، خواستار آزادی برده داری است و می گوید که برده داری بخش جدایی ناپذیر اسلام است.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

فروش دختربچه 10 ساله به پیرمرد 85 ساله

دوباره چنین خبری را در «عرب نیوز» دیدم که نه از زاویه جنجالی بودنش بلکه از این زاویه که نشان گر نکته های ویژه جامعه عربستان سعودی است، آن را در اینجا می آورم.

آنگاه که «رجا» چند سال پیش برای ثبت نام به دبیرستان مراجعه کرد، متوجه شد که پدر او چند سال پیش از آن بدون آگاهی او، او را در برابر دریافت 30.000 ریال سعودی (8000 دلار آمریکا) به عنوان مهریه به عقد پیرمردی درآورده است که بیش از 85 سال داشته است. دادگاه نیز در این روزها درخواست رسیدگی به درخواست جدایی او را رد کرده است.

رجا می گوید: «مدیران بخش آموزش دختران متوجه شدند که در پرونده من گواهی تولد وجود ندارد. تنها مدرک موجود گواهی موقتی بود که بیمارستان محل تولد من صادر کرده بود. آنها از من خواستند که یا کارت شناسایی پدر خود را بیاورم یا یک گواهی از اداره امور اجتماعی. آنها پس از جستجو در مدارک من بزرگترین شوک زندگیم را به من وارد ساختند. آنها به من گفتند که پدر من مرا در ده سالگی به عنوان زن چهارم یک پیرمرد 85 ساله در آورده است.»

 اکنون رجای 18 ساله که در تایف زندگی می کند، پس از آن که قاضی دادگاه محلی درخواست طلاق او را رد کرد، با وجودی که او بنا به درخواست پیرمرد 85 ساله موفق به جمع آوری بهای مهریه خود شده بود، از دولت و انجمن ملی حقوق بشر درخواست کمک کرده است.

پدر و مادر رجا پیش از تولد او از یکدیگر جدا شده بودند و او پدر خود را هیچ گاه ندیده است و نزد مادربزرگ خود بزرگ شده است. با این که او پدر خود را نمی شناسد و پدرش نیز او را هیچ گاه ندیده است، بنا به قوانین اسلامی و دولتی عربستان پدرش در برابر دریافت پول به این کار دست زده است و در این راستا خطایی مرتکب نشده است.

اکنون شوهر 85 ساله او که او را هیچ گاه ندیده است، مهریه پرداختی را می خواهد. در این میان رجا دریافت که شوهرش در این سالها با استفاده از نام او از تسهیلات دولتی و تامین اجتماعی استفاده کرده است چون نام رجا در شناسنامه او بوده است.

رجا می گوید: «پس از شکایت به دادگاه و درخواست پیرمرد برای بازپرداخت مهریه، من پس ار یک سال نتوانستم این پول را تهیه کنم تا سرانجام شاهزاده خانم «جواهره بنت عبدالعزیز» این پول را به من داد. آنگاه که با پول نزد قاضی رفتم، او گفت که پرونده را بسته است.»

اکنون پس از ناامیدی از نظام قضایی سعودی، رجا از دولت و انجمن حقوق بشر درخواست کمک کرده است.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

مونوریل برای مکه

برخی از چیزها که در عربستان سعودی اتفاق می افتند، تنها در این کشور می توانند پیش آیند. عرب نیوز نوشته است که یک شرکت فرانسوی می خواهد در مکه مونوریل بسازد. این که مونوریل یک پروژه ورشکسته و نسبت به قابلیتش گران است، را همه می دانند و هیچ کدام از کشورهای سازنده آن در کشور خود آن را راه اندازی نکرده اند. اما در مکه مشکل دیگری نیز وجود دارد: چه کسی می خواهد این پروژه را پیاده سازد؟ غیر مسلمانان فرانسوی که اجازه ورود به شهر را ندارند وسعودی های مسلمان نیز کدام عرضه را دارند که از پس این یکی برآیند؟

یادتان هست که یک معمار آمریکایی در مکه یک هتل بزرگ ساخت، بدون این که یک بار وارد شهر شده باشد. او همه کارها را از روی تپه ای مشرف به شهر و با دوربین هدایت کرد.

ببینیم فرانسوی ها می خواهند چگونه از پس این مشکل برآیند. آنقدر این غربی ها گرم علم و پیشرفت تکنولوژی بوده اند که زمان برای فکر روی این مشکل جدی نگذاشته اند و زحمت اصلی تاریخی را سعودی ها کشیده اند.

 

ازدواج زن سعودی با مرد غیر سعودی؟؟

در «عرب نیوز» نوشته ای دیدم از خانم «ماها اکیل» که از دشواری های ازدواج زن سعودی با مرد غیر سعودی گفته بود. فشرده این نوشته را در زیر می خوانید.

=============

«پس از بیش از 18 ماه رفتن پاس شدن از این اداره دولتی به آن اداره دولتی، سرانجام دوست سعودی من موفق شد که با نامزد مرد غیر سعودی خود ازدواج کند. هر فرد سعودی، چه زن چه مرد، برای ازدواج با خارجی نیاز به اجازه وزارت کشور دارد. اگر روند دریافت اجازه ازدواج مرد سعودی با زن خارجی بسیار کند است، این روند برای زن سعودی بسیار دشوار و به گونه ای طراحی شده است که زن سعودی را از این کار بازدارد.

پس از دریافت اجازه وزارت کشور دوست من باید اجازه دیگری از شهرداری مکه دریافت می کرد تا بتواند ازدواج خود را در جده به ثبت برساند. در بخش زنان شهرداری مکه به او گفته بودند که آنها روزی هفت درخواست ازدواج با مرد خارجی دریافت می کنند. وزارت کشور درخواست را رد می کند، اگر زن درخواست کننده

– زیر 25 سال داشته باشد و ازدواج اولش باشد

پزشک نباشد

– معلول نباشد.

اگر زن درخواست کننده مطلقه باشد یا پزشک و یا معلول، به او این اجازه آسان تر داده می شود. این سه گروه از زنان مورد علاقه مرد سعودی نیستند. در واقع این سخت گیری برای حفاظت از زن سعودی نیست. بلکه برای این است که مرد سعودی انتخاب نخست را داشته باشد. اگر یک زن سعودی موفق با ازدواج با مرد سعودی نشد و سنش از 25 سال گذشت و یا «دست دوم» (مطلقه) شد و یا به تحصیلات عالی دست یافت، آن گاه او می تواند به سراغ یک خارجی برود.

جالب این جاست که موافقت ولی زن که همیشه برای هر گونه ازدواج بدون توجه به سن زن لازم است، در اینجا مهم نیست. از یک سو شخصیت های مذهبی ما برای مقابله با شمار روزافزون زنان مجرد در عربستان مردان را تشویق به چند همسری می کنند و از سوی دیگر مقامات دولتی برای ازدواج زن سعودی با مرد غیر سعودی سنگ اندازی می کنند، اگر این مرد انتخاب نخست زن باشد.

نویسنده سپس می پرسد: چرا ما گمان را بر این می گذاریم که مرد سعودی همواره انتخاب بهتر است؟ نوع کیفیت هایی که مرد سعودی در بک زن سعودی نمی پسندد، نشان گر درک سطحی و دید تنگ اوست و این را می رساند که مرد سعودی چه تصوری از همسر آینده خود در ذهن دارد. من تردید دارم که مرد سعودی (به جز اندکی) به زن خود به چشم یک شریک واقعی می نگرد. زنان برای او تنها برای نیازهای جسمی او هستند. …

یکی از اداره های دولتی که دوست من باید از آن گذر می کرد، دفتر دادستانی بود که او در آنجا باید تعهدی امضا می کرد که او مجبور به این ازدواج نشده است و خواستار آن است. چقدر مشتاق هستم که دادستانی این پرسش را از دختر بچه 12 ساله ای بپرسد که به اجبار پدرش به عقد یک پیرمرد 60 ساله به عنوان زن سوم او در می آید!»

تلاش دولت ترکیه برای جلوگیری از اعدام آرایشگر ترک در عربستان سعودی

سفارت ترکیه در تلاش است که از اجرای حکم اعدام یک آرایشگر ترک در جده جلوگیری کند. عبدلله گل رییس جمهور ترکیه از ملک عبدلله، پادشاه عربستان سعودی درخواست بخشش کرده است. «صبری بغدای» یک آرایشگر ترک است که به جرم «توهین به اسلام» در ماه آوریل به اعدام محکوم شده است. این آرایشگر که از ترکیه به جده رفته بود و در آنجا یک آرایشگاه گشوده بود، پس از درگیری با همسایه خیاط مصری خود دستگیر شد. خیاط مصری مدعی شد که صبری به اسلام توهین کرده است. در عربستان سعودی چنین ادعایی برای صدور حکم اعدام کافی است.

یک آرایشگر دیگر ترک به نام «ارزین تازه» که در ریاض به جرم توهین به پیغمبر به اعدام محکوم شده بود، پس از دخالت سفارت ترکیه از سوی شاهزاده سلمان، فرماندار ریاض بخشیده شد و ماه پیش به ترکیه برگشت. همسایه عرب سعودی این آرایشگر ماموران هیات «امر به معروف و نهی المنکر» را خبر کرده بود و به آنها گفته بود که او به پیغمبر توهین کرده است. پس از دخالت فرماندار ریاض، دادگاه تشخیص داد که مدارک کافی برای محکومیت او وجود ندارد. در حالی که در دادگاه نخست به مرگ محکوم شده بود.

به راستی جان انسان در این کشور به چه ریسمان باریکی بسته است! اگر با کسی درگیر شوی، کافی است که او بگوید: من شنیدم که این به پیغمبر توهین کرد. همین برای حکم اعدامت کافی است.

حالا اگر ملک عبدلله با دولت ترکیه خوب باشد، آن وقت دادگاه تشخیص خواهد داد که همسایه مصری اصلا عربی هم بلد نبوده یا آرایشگر ترک لکنت زبان داشته است. ولی وای به روزی که از کشوری بیایی که در عربستان «پارتی» نداشته باشد و بخواهی به کسی بگویی بالای چشمت ابروست!