تاریخ برده داری و اسلام: یک برنامه رادیویی

نزدیک نیمه شب است و من در اتوبانی خالی در راه هستم و به رادیو گوش می دهم.. یک جایی نوشته بودم که رادیوهای فرهنگی آلمانی که در هر ایالتی یکی دو تا هست، برنامه های بسیار با کیفیت پخش می کنند. برنامه معرفی کتابی است از»اگون فلایگ  (Egon Flaig)»  که استاد تاریخ باستان در دانشگاه روستوک است. نام این کتاب «تاریخ جهانی برده داری» است و به تازگی منتشر شده است. آن چه که این کتاب را که گوینده برنامه گرم معرفی آن بود، برایم به گونه ای جالب کرد که از اتوبان بیرون رفتم تا بتوانم در گوشه ای ایستاده و به برنامه گوش دهم، این بود که این کتاب بخشی را نیز به برده داری در اسلام اختصاص داده است. گوینده می گوید که اگون فلایک کسی است که در بررسی های علمی و تاریخی خود ملاحظه چیزی و کسی را در زمان حال نمی کند. روشن است که اشاره گوینده در این رابطه چه مفهومی می تواند داشته باشد. برداشتی که من می کنم این است: این کتاب را باید خواند!

چند روز پیش روزنامه «عرب نیوز» چاپ عربستان سعودی را می خواندم. در صفحه مذهبی پیرامون دو خواهر مصری نوشته بود که آنها را به عنوان «هدیه شخصی» برای پیغمبر فرستاده بودند. مقاله توضیح داده بود که اسلام هیچ گاه طرفدار برده داری نبوده است و توضیح درازی در این مورد داده بود.البته «عرب نیوز» شوخی می کند. در همین وبلاگ که دیگر به تنها وبلاگ فارسی زبان پیرامون عربستان سعودی تبدیل شده است، به اندازه کافی نوشته پیرامون عربستان امروزی و درک آنها از برده داری مدرن وجود دارد.

خوب، این یعنی یک موضوع جالب برای بررسی. سخنان یکی از دوستانم که استاد دانشگاه از تانزانیاست در ذهنم است که می گفت: اسلام برای ما دین برده داران و ظالمان است. درک ما با درک شما کاملا تفاوت دارد چون ما مسلمان ها را جور دیگری شناخته ایم.

گوینده از کتاب نقل می کند که بر خلاف درک عمومی، بزرگترین نظام برده داری در تاریخ بشریت نه امپراطوری روم بوده است و نه برده هایی که برای کار در مزرعه از آفریقا به آمریکای شمالی و جنوبی برده می شدند، بلکه اسلام بوده است. نویسنده بر اساس آمار تقریبا دقیق می گوید که اسلام 17 میلیون نفر را تنها از آفریقا به بردگی برده است. به این عدد چند رقم چند صد هزار نفری برده نیز از اروپا، به ویژه از اسپانیا و ایتالیا، قبرس، هند، شمال آفریقا نیز اضافه می شود. رقم های دقیق را باید از کتاب دربیاورم. نویسنده می گوید: مسلمان ها تا میانه قرن نوزدهم به دنبال برده داری بودند. او می گوید پیش از آن که اروپایی ها آمریکا را کشف کنند و آفریقایی ها را به بردگی به آنجا ببرند، اسلام آفریقا را به منطقه صادر کننده برده تبدیل ساخته بود.

موضوع داغ و جالبی است. کتاب را که خریدم و خواندم، برایش در اینجا نقدی می نویسم.

جمع آوری کتاب سید قطب از مدرسه های عربستان

در «عرب نیوز» خواندم که وزارت آموزش عربستان سعودی دستور داده است که دو کتاب را از کتابخانه مدرسه های عربستان سعودی جمع آوری کننند. یکی از آنها «دروغ ها در باره سید قطب» و دیگری «جهاد در راه خدا» نام دارد. دلیل وزارت آموزش «محتوای تندروانه و گمراه کننده» این کتابهاست و باید «از انحراف جوانان جلوگیری کرد.»

سید قطب مصری یکی از سران «اخوان المسلمین» در سالهای 1950 و 1960 بود که جنبشی بنیادگرای اسلامی است. آنها در سالهای 60 آنقدر تندروی کردند که دولت مصر شماری از آنها را بازداشت کرد و از جمله سید قطب را به مرگ محکوم کرده، به دار آویخت.

سید قطب که در آمریکا درس خوانده بود، پس از بازگشت به مصر و خدمت دولتی، از دولت بیرون آمد و به اخوان المسلمین پیوست. او دیدگاه های بسیار ارتجاعی نسبت به زندگی غرب داشت و به دنبال اردوگاه سوم اسلامی میان دنیای غرب و سوسیالیستی بود. تلاش او برای بازگرداندن اسلام به ریشه های اصلی بود و از این راستا یک بنیادگرای واقعی بود.

در اینجا این سخنان را از سید قطب پیرامون دنیای غرب دیدم که «رفتارهای جنسی در آمریکا را زیر انتقاد می گیرد:

«دختر امریکایی کاملاً به افسونگری‌های بدنش آگاه است. او می‌داند که افسون‌گری در چهره‌اش، چشمان نافذ و لب‌های تشنه‌اش نهفته‌است. او می‌داند که پستان‌های گِردش، باسن بزرگش، ران‌های خوش‌ترکیبش و ساق‌های صافش افسون‌گرند. او همهٔ این‌ها را می‌داند باز هم آن‌ها را نمی‌پوشاند.»

و در مورد سلیقهٔ موسیقی دختر امریکایی نوشت:

«موسیقی جازی را که سیاه‌پوستان بنوازند، ترجیح می‌دهد تا هم عشقش به هرج و مرج را ارضا کند و هم سلیقهٔ جنسی‌اش را…»

چه آشناست این سخنان که دنیا را تنها از نگاه به پایین تنه می بینند. از این سید قطب ها در ایران چه بسیار داریم. برای سید قطب حتی رقص های کلیسایی نیز «عملی شهوانی و حیوانی» است: ” آنان با موسقی گرامافون رقصیدند در حالی که پاهایشان به همدیگر گره خورده بود و سینه هایشان به همدیگر فشار می آوردند. بازو در دور سینه و لب بر لب و … فضا سرشار از هوس بود.”

هر چند که ممنوع کردن یک کتاب امری نادرست است ولی نشان گر ظرفیت نیرومند بنیادگرایی در جامعه عربستان سعودی است که دارای حکومتی است که تلاش در گشودن آرام کشور دارد و مردمی که تلاش در حفظ وضع موجود و زندگی چون «صدر اسلام» دارند. البته عرب نیوز هیچ گونه اطلاعاتی پیرامون سید قطب و اندیشه های او نداده است.

چه کار دشواری است حکومت در آنجا، به ویژه که خود حکومت نیز نامشروع باشد.

سایر نوشته ها پیرامون عربستان سعودی

سرکوزی وارد عربستان شد (این بار بدون مشکل دوست دختر)

نیکولا سرکوزی، رییس جمهور فرانسه امروز وارد عربستان سعودی شد. این که چرا این خبر توجه مرا جلب می کند ، دو دلیل ویژه دارد. یکی به عربستان سعودی مربوط است و دیگری به ایران.

جناب سرکوزی در زمانی که تازه انتخاب شده بود، در ابتدای ریاست جمهوری کارهایی می کرد و حرفهایی می زد که آدم را یاد بلاهت جورج بوش کنونی در ابتدای کارش می انداخت. یکی از شاهکارهایش در اینجاست. البته فرانسویان با کارهای رییس جمهورشان بیشتر یاد احمدی نژاد می افتادند و از همین رو خیلی سریع او را «سرکوزی نژاد» نامیدند. نمی دانم که آیا هنوز هم این لقب افتخاری را دارد یا نه. به هر رو، بار نخست که سرکوزی در ژانویه امسال می خواست به عربستان برود، جنجالی به پا شد. او گمان می کرد که عربستان سعودی هم جایی چون جاهای دیگر در این دنیاست و می خواست «بانوی اول فرانسه» را نیز با خودش ببرد که مقامات سعودی حالش را جا آوردند و یادش انداختند که این بانو دوست دختر اوست و نه همسر شرعی و قانونیش و بنابراین نمی تواند او را همراهی کند. بر اساس قوانین عربستان سعودی زن بدون «کفیل» حق ورود به عربستان را ندارد. مقامات فرانسه سکولار و سرکوزی هم نتوانستند از این دیوار آهنین بگذرند. به هر رو، سرکوزی در ماه فوریه با دوست دخترش «کارلا برونی» ازدواج کرد و شاید اکنون او نیز همراهش باشد. روزنامه های «زرد» اروپایی در ژانویه 2008 کلی تیراژ خود را با این مورد افزایش دادند. آن روزها من در ریاض بودم و دیدم که حتی روزنامه های سعودی که بسیار محتاط هستند، نیز از این مورد نگذشته اند و آن را بازتاب دادند.

مورد دوم به ایران ربط دارد. روزنامه اینترناشنال بیزینس تایمز نوشته است که سرکوزی در سفر چند روزه به عربستان سعودی، امارات و قطر چندین قرارداد به ارزش میلیاردها یورو امضاء خواهد کرد: در عربستان سعودی در زمینه نفت و گاز و در امارات قرارداد ساخت دو نیروگاه هسته ای! این مورد آخری مورد نظر من است. امارات کوچک به زودی دارای دو نیروگاه هسته ای خواهد شد و ایران اکنون دهها سال است که می خواهد یک نیروگاه هسته ای را به راه اندازد و نمی تواند. همان گونه که ساخت فرودگاه امام در تهران 46 سال طول کشید آن هم با کیفیتی بسیار پایین و فرودگاه دوبی در 8 سال ساخته شد آن هم با آن ظرفیت عظیم که در حال حاضر نیز در حال گسترش است. این مقایسه جایز است چون فرودگاه امام قرار بود تبدیل به «هاب» خاورمیانه شود. کاری که فرودگاه دوبی اکنون انجام می دهد.

اگر اخیرا به هنگ کنگ رفته باشید و فرودگاه جدید آنجا را دیده باشید، باید بدانید که آن فرودگاه را در 8 سال روی جزیره ای که وجود نداشت ساختند. یعنی خاک ریختند در دریا و جزیره ای ایجاد کردند و فرودگاه عظیمی را روی آن ساختند که پیاده در ترمینال آن نیم ساعت می توانید راه بروید. من 10 ساعت در آن فرودگاه بودم و احساس خستگی و یکنواختی نکردم. حال بروید در فرودگاه امام و بگردید ببینید به جز دو کافه که چیزی مزخرف به نام قهوه با شیرینی های چرند تر می فروشند، چه چیز دیگری می توانید بیابید و آیا می توانید دو ساعت در  آنجا دوام آورید.

هند چندی پیش قرارداد ساخت بیست نیروگاه هسته ای را با آمریکا بست. ایران هنوز گرم پشتک وارو با جامعه جهانی بر سر چیزهایی است که برای %95 کشورهای جهان جزو بدیهیات به شمار می رود و خیال می کند که کلی هم زرنگ است و سر آقای برادعی و آژانس را شیره مالیده است.

ببینید دیگران کجایند و ایرانیان هنوز اندر خم کدام کوچه!

فتوای مفتی سعودی در باره حق زن برای کتک زدن شوهر

روزنامه «الشرق الاوسط» از فتوایی خبر داد که بر اساس آن زن می تواند شوهر خود را برای دفاع از خود کتک بزند. شیخ محسن العبیکان مفتی اعظم سعودی و مشاور وزارت دادگستری عربستان سعودی پس از مذاکره با مفتی های ترک و مصری فتوایی صادر کرد که بر اساس آن زنان می توانند برای دفاع از خود، شوهر خود را کتک بزنند. او گفت: «این کار از سوی حقوق دانان اسلامی مجاز است و ریشه در شریعت اسلامی، قرآن و احادیث دارد». او سپس آیه هایی از سوره های الشورا و البقره آورد. او تاکید کرد که این حق تنها برای دفاع از خود است.

مفتی ترک «فتح الله گولن» نیز در فتوای مشابهی حق زنان برای مقابله به مثل در خشونت را به رسمیت شناخت. او گفت این حق زنان است که خشونت را با خشونت پاسخ دهند. او به زنان توصیه کرد که فن دفاع از خود چون کاراته، جودو و تکواندو را یاد بگیرند و شوهران خشن خود را کتک بزنند. این فتوا در ترکیه جدلی میان آخوندها پدید آورده است. آخوندهای محافظه کار معتقدند که این کار در خانواده ها شورش پدید خواهد آورد.

سوالی که در این میان پیش می آید این است که این آیه ها و این برداشت از آنها و این حق زن در این 1400 سال کجا بودند؟ چه شده که اکنون کشف شده اند؟

جالب است که این شیخ محسن العبیکان خود در دعوای دیگری در عربستان سعودی وکالت وزارت دادگستری را بر عهده دارد که دختری 19 ساله از آن شکایت کرده است. عرب نیوز یک سال پیش از دختری در شهر طایف گزارش داد که پس از آن که دزدیده شده و از سوی گروهی مورد تعرض قرار گرفته بود، به 200 ضربه شلاق و شش ماه زندان محکوم شده بود. او از وزارت دادگستری به سبب پخش اطلاعات نادرست شکایت کرده است. وزارت دادگستری بیانیه مطبوعاتی صادر کرده و گفته بود که این دختر به جرم خود مبنی بر ارتباط با مرد نامحرم اعتراف کرده است. در حالی که چنین اتفاقی رخ نداده بوده است و وزارت خانه بر اساس اعتراف مجرمان متجاوز چنین بیانیه ای صادر کرده بوده است. دختر جوان به محلی می رود تا عکس هایی که مجرم از او تهیه کرده بوده و با آنها از او باج می گرفته است، پس بگیرد که مورد تعرض او و گروهی دیگر قرار می گیرد. جناب العبیکان دختر را مجرم می داند که چرا به آنجا رفته است. العبیکان می گوید این دختر کاری را انجام داده است که خدا ممنوع کرده است (یعنی تنها به جایی رفته است که مردان نامحرم در آنجا بوده اند). در آن زمان روزنامه ها نیز تنها اطلاعیه وزارت دادگستری را منتشر کردند و این گونه در افکار عمومی قربانی تبدیل به مجرم شد. اکنون دختر جوان از وزارت دادگستری به دادگاه شکایت کرده است و باید دید که این ماجرا به کجا می انجامد.

عجب جایی است این عربستان سعودی!

باید در آینده شاهد انواع باشگاه ها و آموزشگاه های دفاع از خود برای زنان و روش های نوین کتک زدن شوهر ها باشیم. به قول معروف: «گهی پشت به زین و گهی زین به پشت!»

نوشته های دیگر در این مورد:

روحانی سعودی از “کتک زدن شاعرانه زنان” می گوید


فتوای قتل میکی ماوس از سوی مفتی سعودی

اگر خود این خبر را نخوانده بودم، باور نمی کردم. در واقع، در ابتدا گمان می کردم که این یک شوخی بی نمک است. اما دیلی تلگراف این خبر را داده است. شیخ «محمد منجد» گفته است که موش از سربازان شیطان به شمار می رود و هر چه موش آن را لمس کند، نجس است و از همین رو میکی ماوس باید کشته شود.

جناب شیخ که خود در گذشته دیپلمات سفارت عربستان سعودی در واشنگتن بوده است، در برنامه تلویزیون «المجد» گفته است که بر اساس شریعت اسلامی هم موش خانگی و هم همزاد کارتونی آن باید به قتل برسند. او افزود: » موش از سربازان شیطان به شمار می رود و توسط او هدایت می شود. اما موش در کارتونهای «تام و جری» و «میکی ماوس» به بچه ها یاد می دهد که این موجود دوست داشتنی است.»

«موجوداتی که بر اساس طبیعت خویش، بر اساس منطق و قانون اسلامی کریه و کثیف هستند، این روزها مورد توجه بچه ها قرار گرفته اند و بچه ها آنها را دوست دارند… میکی ماوس وحشتناک است و از این رو بر اساس قانون اسلام باید هر کجا که دیده شود، به قتل برسد.»

البته شیخ توضیح نداد که یک چهره کارتونی را چگونه می شود به قتل رساند و شاید هم هنوز تفاوت آن را نمی داند.

این شیخ منجد ماه گذشته المپیک پکن را «المپیک بیکینی» نام نهاده بود و گفته بود که هیچ چیز شیطان را خوشحال تر از این نمی سازد که ببینیم ورزشکارهای زن با لباسهای تنگ ظاهر شوند.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

صدور فتوای قتل گردانندگان شبکه های ماهواره ای از سوی قاضی القضات عربستان سعودی

امروز یکی از همکاران روزنامه گاردینچاپ انگلیس را برایم آورد که خبری باورنکردنی آورده است. شیخ “صالح اللیهدان” 79 ساله، بالاترین قاضی دادگاه عالی عربستان سعودی فتوای قتل گردانندگان شبکه های ماهواره ای که به بیان او در ماه رمضان “برنامه های بد” پخش می کنند، را صادر کرده است. او که به پرسشهای مذهبی شنوندگان رادیویی پاسخ می داد، در پاسخ به کسی که دیدگاه او را پیرامون شبکه های ماهواره ای که در ماه رمضان “برنامه های بد” پخش می کنند، پرسید، گفت که شبکه های ماهواره ای هزاران نفر از مردم را گمراه کرده اند. او گفت: “صاحب این شبکه ها چه فکر می کند که این برنامه های اغواگر، انحرافی و ابتدایی را پخش می کند؟ آنهایی که فساد و اعتقادات انحرافی را تبلیغ می کنند، بدیهی است که کشتن آنها مجاز است. آنهایی که به فتنه گری فرامی خوانند و آنهایی که می توانند جلوی آنها را بگیرند و این کار را نمی کنند، هردو واجب القتل هستند
یکی از پربیننده ترین شبکه های ماهواره ای “روتانا” است که فیلم و موسیقی پخش می کند. این شبکه به شاهزاده «ولید بن الطلال» تعلق دارد که یک مولتی میلیاردر و عضو خانواده سلطنتی است. او سیزدهمین مرد ثروتمند جهان است. دیگر شاهزاده های سعودی نیز صاحب شبکه های ماهواره ای هستند. البته شیخ اللیهدان از شبکه ویژه ای نام نبرد.
اکنون باید دید که این فتوا چه بازتابی در عربستان سعودی خواهد داشت. دولت سعودی و خاندان سلطنتی نمی توانند چنین فتوایی را از سوی بالاترین قاضی دیوان عالی ناشنیده گیرند. شیخ اللیهدان در گذشته نیز با صدور اجازه جهاد برای اتباع سعودی برای جنگ با سربازان آمریکایی در عراق نیز جنجالی به راه انداخته بود.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

انعطاف مذهبی از نوع «امر به معروف» در عربستان

این همایش جهانی گفتگوی ادیان که در ژوییه در مادرید برگزار شد، عربستان سعودی هزینه آن را داد و ملک عبدالله با سخنرانی نیز آن را افتتاح کرد، مرا واداشت که نوشته «عربستان سعودی پرچم دار انعطاف مذهبی؟» را بنویسم. امروز نیز دیدم بهتر است خبرهای کوتاه از شاهکارهای «هیاه امر به معروف و نهی المنکر» را که گرد آورده بودم، در اینجا بیاورم.

چهار ماه پیش ماموران امر به معروف «الله اکبر» گویان به یک هتل ریختند و یک نگهبان هتل را به نام «سلمان الهریسی» با خود بردند. آنها او را در ساختمان مرکزی خود در ریاض زیر شکنجه کشتند. وکیل خانواده الهریسی به روزنامه ها گفت که جمجمه او را شکسته بودند و چشمانش را در آورده بودند. اتهام سلمان که هیچگاه اثبات نشد، این بود: نوشیدن آبجو!

سازمان «دیده بان حقوق بشر» به «اشپیگل انلاین» گفت که سینا، یک دختر 25 ساله مغولی که در یک روز داغ در ریاض گرم خرید بود، از سوی «امر به معروفی» ها به جرم نپوشاندن چهره خود (که اصلا جرم نیست) دستگیر شد. آنها با فریاد های «فیلیپینا قحبه» (نیاز به ترجمه ندارد) او را به ماشین خود کشاندند. او در ساختمان مرکزی مورد تجاوز دسته جمعی قرار می گیرد و سپس به زندان فرستاده می شود.

یک استاد دانشگاه «ملک سعود» می گوید که همسایه او به نام «امیره» که با راننده خود برای آوردن بچه هایش از پارک رفته بود، به جرم گفتگو و خنده با راننده مورد تهاجم ماموران «امر به معروف» قرار می گیرد. آنها راننده را از ماشین بیرون انداخته، او را با ماشین به خارج ریاض بردند. در آنجا ماشین او را خرد و داغان کردند و او را تنها رها کردند.

جورج، یک آمریکایی جوان که اکنون در آمریکا زندگی می کند، مدتی برای یک رستوران در ریاض کار می کرد، می گوید که روزی نتوانستیم مشتران را به موقع پیش از اذان عصر از رستوران بیرون کنیم و 2-3 دقیقه تاخیر داشتیم. ناگهان ماموران «امر به معروف» به رستوران ریختند و همه 13 نفر کارکنان را دستگیر کردند و به مرکز خود بردند. در آنجا ما را وادار به گرفتن وضو و نماز کردند. با وجودی که من مسیحی هستم، مجبور شدم نماز بخوانم. من نیز که می دانستم چه کنم، هر کاری دیگران می کردند، من نیز انجام دادم. اما یکی از آنها که کارت اقامت مرا دید، بر من فریاد کشید: صبر کن! تو یک نصرانی (مسیحی) لعنتی هستی. آیا تو رسما به اسلام گرویده ای؟ من دوپهلو پاسخ دادم: یک جورایی. او گفت: نه، نه! تو باید رسما مسلمان شوی. معنی این حرف این بود که باید تمام مراحل اداری گرفتن اقامت تکرار شود و من نام خود را نیز تغییر دهم و من این گونه از جورج به محمد تبدیل شدم.

دیپلمات ها نیز در امان نیستند. اینگرید کروگر، وابسته مطبوعاتی سفارت آلمان هنگامی که قصد ورود به یک رستوران را داشت، چون عبایه بر تن نداشت، مورد تهاجم یک مامور امر به معروف قرار می گیرد. او کارت مصونیت دیپلماتیک سعودی خود را به مامور نشان می دهدو مامور کارت را بر زمین پرت می کند و آن را لگدمال می کند. مشتریان در رستوران دخالت کرده، به مامور حالی می کنند که کاری که کرده برای خودش پیامد سنگینی دارد. مامور ابله هم سریع از رستوران فرار می کند.

از یک ماه پیش آوردن حیوانات خانگی چون سگ و گربه به خیابان ممنوع است. (اینجا گمان کنم بر عکس همیشه سعودی ها از ایرانی ها کپی برداری کرده اند.) اشکال امر به معروفی ها به آوردن حیوانات خانگی به خیابان این است که مردان جوان با آوردن حیوانات به خیابان تلاش دارند که توجه زنان را جلب کنند.

در ماه مه پیش مرد جوانی به جرم آن که با زنی در یک ماشین نشسته بود، دستگیر و زیر شکنجه کشته شد. اکنون روشن گشته است که مرد جوان راننده آن خانواده بوده است.

در فوریه پیش یک استاد دانشگاه پنجاه ساله و پدر چند فرزند در مکه به اتهام حضور در یک کافه به همراه یک دانشجوی دختر دستگیر و به 180 ضربه شلاق و هشت ماه زندان محکوم شد. این حکم با وجودی صادر شد که در دادگاه ثابت شد که دانشجویان سابق این استاد که از او برای پایان نامه خود نمره نگرفته بودند و اکنون خود مامور «امر به معروف و نهی از منکر» بودند، این تله را برای او نهاده بودند.

در همان روزهای پایانی فوریه 2008 یک زن آمریکایی که به همراه همکار سوری خود در یک کافه نشسته بود، دستگیر شد. او که مادر سه فرزند است، مجبور به امضای متنی شد که در آن او اعتراف به فحشاء کرده است.

 

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin