بازی وبلاگی: اگر قرار باشد من نیز تحریم کنم …تحریم فاندامنتالیکس ها (FundamentaliX)!

جادی مرا و دیگر دوستانش ( سولوژن، خجسته، جیران، سینا و متتی) به بازی وبلاگی «من نحریم می کنم» دعوت کرده است.

من چون تاکنون در این گونه بازی های وبلاگی شرکت نکرده ام، راه بازی را درست نمی د انم چگونه است. به هر حال آن گونه که خیال می کنم باشد، شرکت می کنم.

گفتم: «بگو فاندا!»

– «فاندا»

– «بگو: منتال»

– «منتال»

– «بگو: فاندامنتال»

– «فاندامنتال»

– «بگو: فاندامنتالیکس»

– «فاندامنتا… چی چی؟»

– «فاندامنتالیکس (FundamentaliX)!»

این X آخرش مهمه!

اگه قرار باشه کسی یا چیزی روتحریم کنم، من اونهایی که به جای تئوری تکامل پیرو مکتب آفرینش هستن رو تحریم می کنم. اونهایی که گمان می کنن که خدا جهان را آفرید، از اولش هم درست و کامل آفرید و بعدش دیگه تعطیل شد.

اونهایی که ازبیست سال، نه از سی سال پیش، بازم نه از چهل سال پیش که یونیکس و  بعدش هم از بیست سال پیش لینوکس آفریده شد، کماکان با ed، vi و دیگر دایناسورها کار می کنند. براشون نه گرافیکی آفریده شده و نه ماوس اختراع شده. کماکان همون کیبرده و text. دیگه هر چی در این بیست سال آفریده شده، همه اش الکیه و لوس یازی. اصالت در همینه که با vi و ed کار کنی. تازه همون بیست سال پیش بنیادگراهای امروزی همون زمان هم جنگ صلیبی راه انداختن. یک سو مقلدان مکتب vi  صف بسته بودن و دعواهاشونو با مقلدان ed که مقلدان vi رو اصلاح طلب و بچه سوسول می خوندن کنار گذاشته بودن و با اونا یکی شده بودن چون اون طرف مقلدان emacs صف کشیده بودن که تازه آفریده شده بود و با ماوس کار می کرد و اسکریپت می فهمید و از این چیزای سوسولی. جنگ هنوزم در سال 2012 تموم نشده و شاید دیگه باید مقلدان ed، vi و emacs بشن یه جبهه و با سوسول های OpenOffice و LibreOffice بجنگن.

یه همکار اسراییلی دارم که هنوز در سال 2012 با mail کار می کنه. بهش می گم تو خجالت نمی کشی؟ این چیه؟ می گه: این اصالت داره. هنر اینه که بتونی با این کار کنی نه با Outlook یا Thunderbird!

زندگی یعنی X! زنده باد X! بقیش الکیه! حالا بازم بگین فاندامنتالیکس یعنی چی!

اینا زمانی که در فرودگاه ریاض منتظر پرواز نشسته بودم و دعوت جادی برای این بازی رو دیدم، به ذهنم رسید. بالاخره یه ربطی هم به این مملکه وهابیکسی-سلفیکسی داره دیگه!

پانوشت: اهالی محترم امارت فاندامنتالیکسستان: اگه گفتین این دستورهای این عکس بغلی چکار می کنن؟ اینا مال صدر دوران ایکسلام بوده. نرین به توضیح المسایل امام عظیم اشان تامپسون و یا حجت الایکسلام لوس تورواردز نگاه کننین و تقلب کنین.

واحد شمارش دختر ایرانی

شمارش دختران باید تنها مورد در طبیعت باشد که با میزان آن واحدش عوض می شود، به این گونه:

واحد شمارش یک دختر (فرقی نمی کند که ایرانی باشد یا نه) = نفر

واحد شمارش  دو دختر (غیر ایرانی ) = دو نفر

واحد شمارش  دو دختر ایرانی = دسیبل (db)، پایین ترین میزان باید بیش از 80 dB باشد. مثلا: » در اینجا 85dB  دختر هست.»

واحد شمارش سه دختر ایرانی = جایی در مقیاس ریشتر، افست آن باید برای هر یک از آنها بیش از 6 ریشتر باشد. مثلا: 18 ریشتر دختر آخر هفته اینجا بودند.»

واحد شمارش چهار دختر ایرانی به بالا = خارج از قدرت تصور اینجانب! شاید بشود آن را انرژی آزاد شده در هیروشیما باید سنجید.

به این نتیجه های علمی پس از آنکه چند نفر از دوستان پیش ما آمدند و چند روز ماندند، رسیدم.

عکس هایی از احمدی نژاد نازی، انقلاب ها در خاورمیانه و غیره در کارناوال دوسلدورف

این هفته، هفته کارناوال بود. هر کدام از این کارناوال ها در آلمان، ایتالیا و برزیل سنت و فرهنگ ویژه خود را دارند. در شهر دوسلدورف آلمان، برگزاری کارناوال با طنز تند و گزنده سیاسی همراه است. انجمن های کارناوال موارد داغ سیاسی روز را به طنز می کشند. عکس های زیر از جمله چند مورد را نشان می دهند:

–          جناب احمدی نژاد رییس جمهور ضد یهودی نازی ایران که از آتش برپا شده در خاورمیانه گریزان است.

–          آقای گوتنبرگ وزیر دفاع (سابق) آلمان که پس از افشای دکترای رونویسی شده و پس گرفتن آن از سوی دانشگاه مجبور به استعفا شد و کار دست خانم مرکل داد. در اینجا ماجرای او را به عنوان 11 سپتامبر خانم مرکل به مسخره گرفته اند.

–          سوء استفاده جنسی گسترده آخوندهای کلیسای کاتولیک از کودکان و نوجوانان موضوع دیگری بود. در اینجا هر روز برای آخوندها روز جهانی جوانان است.

–        اسلام و بهانه حجاب برای سرکوب زنان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این نیک آهنگ کوثر و کاریکاتور رهبر

می گویند زیباترین و یا به بیانی، موفق ترین اثر هنری آن است که حرفش را آشکار نگوید و رازآلود باشد.

بالاخره پس از این که نیک آهنگ کوثر برای همه مراجع تقلید و مقلدان در زمین و زمان و کهکشان نامه فرستاد و از آنها استفتاء کرد که: بالاخره چی؟ من اجازه دارم که کاریکاتور رهبر معظم انقلاب و نایب امام زمان و نماینده خدا بر سرزمین ها و امید مسلمانان جهان را بکشم یا نه؟ بکشم؟ نکشم؟ بکشم؟…

نمی دانم کسی به او جواب داد یا نه، فتوایی صادر شد یا نه، ولی گمان کنم کسی جرات نکرد جواب دهد. حالا نیک آهنگ نیز دو تا کاریکاتور کشیده است که البته همه ما را سر کار گذاشته است که بالاخره کشیدی یا نکشیدی. این اولی سرجوخه آرادان است که به جای پاپا نوئل می تازد که البته به جای گوزن، الاغی را بسته است. البته جهت اطلاع شما، در زبان فارسی به الاغ، خ.ر. نیز می گویند.

آن یکی هم که گویاست.

من هم آخرش نفهمیدم که بالاخره کشیده یا نکشیده.

شباهت های سویس و افغانستان

دوستان من که همیشه به شوخی های من در باره مقایسه سویس و افغانستان می خندند، حواسشان باشد که این دفعه دیگه این شوخی از اون شوخی ها نیست. این همه پرسی که چند روز پیش در سویس انجام شد و در نتیجه آن مردم رای دادند که ساخت مسجد با مناره در سویس ممنوع باشد، مرا به این اندیشه انداخت که سویس با افغانستان جدا چقدر مورد های مشترک دارد.

–          هر دو کشور در میان کوهها هستند.

–          مردم هر دو کشور کوه نشین و بسیار جنگجو هستند.

–          هیج قدرتی تا امروز نتوانسته به مردم این دو کشور مسلط شود. نه رومی ها و انگلیسی ها و فرانسوی ها و آلمانی ها توانستند بر سویس مسلط شوند و نه ایرانی ها و مغول ها و انگلیسی ها و روس ها بر افغانستان. سویسی ها هیچ گاه به هیچ کدام از اصول جنگ «مردانه» و منصفانه و یا «شوالیه گری» که در میان ملت های متمدن اروپایی در جنگ ها مورد توافق بود، اعتقاد نداشتند. هر کس به آنجا حمله می کرد، با چماق و گرز دماری از روزگارش در می آوردند که در تاریخ نوشته می شد و هیچ اصل حقوق بشری یا هر چیز دیگری را رعایت نمی کردند. از شوخی گذشته، دلیل این که گارد محافظت از واتیکان همیشه از سویس بوده و امروز نیز از سویس می آید، همین است.

–          نیروی دریایی سویس در همان بندری پارک شده که نیروی دریایی افغانستان!

–          اگر افغانستان همین چندی پیش با طالبان یک حکومت بنیادگرای دنیای امروز را راه انداخت، سویس این کار را 450 سال پیش در دوران پروتستان ها با حکومت ژان کالوین کرد. در آن سالها موسیقی، رقص، تاتر و هر گونه نمایش و شادی ممنوع بود. پوشیدن لباس رنگی ممنوع بود. خندیدن در مکان های عمومی ممنوع بود و نرفتن به کلیسا مجازات مرگ داشت. زندگی تنها در کار و عبادت خلاصه می شد. این سلفی ها و کالوینیست ها همیشه یک ریشه مشترک داشتند! طالبان هم به پای خران شلوار کرده بودند تا بی ادبی نشود.

–          آخرین کانتون سویس که حق رای به زنان داد، Appenzell بود که در سال 1991 این کار را کرد، با وجودی که اکثریت مردم آنجا بر علیه حق رای به زنان رای داده بودند. ولی خوب، گویا آبروریزیش بیشتر از احترام به رای اکثریت بود.

–          همین چند سال پیش دوباره کارزاری ار سوی برخی از زنان راه افتاد که خواستار پس دادن حق رای خود بودند. البته در برخی از کانتون ها رای دادن اجباری است. آنها می گفتند که ما حوصله نداریم هر یکشنبه برای رای دادن به چیزی پای صندوق برویم.

حالا ببینیم آبروریزی ممنوع بودن ساخت مسجد با مناره چقدر طول می کشد.

کارهایی که از این دو کشور آدم می بیند، آدم را به این فکر می اندازد که آن بالاها در ارتفاعات اکسیژن باید خیلی کم باشد.

در ضمن این حرفهارو زیاد جدی نگیرین که برای فشار خون خوب نیست.

جا به جایی چهارشنبه سوری؟

چرا اینجوری شده؟ چهارشنبه سوری قبلا در ایران چهارشنبه شب بود. الان شده سه شنبه شب. امسال هم در ایران چهارشنبه سوری امروزه یعنی سه شنبه! اما در تاجیکستان فردا رو چهارشنبه سوری اعلام کردن. افغانستان دیشب بوده.دلیلش چیه که به هم ریخته؟ سه کشور با هم اختلاف دارن. شاید به خاطر اینه که امسال سال کبیسه است؟ شاید هم با  حلول ماه رابطه داره؟ یعنی دیدن ماه با چشم غیرمسلح اینقدر اختلاف داره؟ یکی اینو توضیح بده.

هوش زیاد ایسنا

این خبر را خبرگزاری باهوش ایسنا آورده است:

البته گمان کنم باید این گونه می نوشت: «هوش زیاد می تواند موجب خطا در نگارش جملات می شود!»

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin