انتشار عکس های پلیسی هانیبال قذافی در سویس و ادامه داستان جهاد بر علیه سویس

معمر القذافی را آمریکایی ها از دهها سال پیش «سگ دیوانه خاورمیانه (The Mad Dog of Middleeast)  نام نهاده اند. این نام چه برازنده اوست! داستان درگیری سویس و لیبی را در نوشته های «مضحکه دوباره قذافی و جهاد بر علیه سویس» و » دلقکی به نام معمرالقذافی در نیویورک» بیان کرده بودم. پیش از آن نیز او به ایتالیا رفته بود و در آنجا در کنفرانسی خواستار تقسیم سویس میان آلمان، فرانسه و ایتالیا شده بود. سویسی ها که هیچ گاه در تاریخ به کسی باج نمی دهند، کماکان کوتاه نمی آیند. این روزها روزنامه «تریبون دو ژنو» عکسی را که پلیس سویس به هنگام دستگیری هانیبال قذافی، پسر «سگ دیوانه» از او برای پرونده گرفته بود را منتشر ساخت. پس از انتشار این عکس دوباره لیبیایی ها چون اسفند بر آتش بالا و پایین می پرند. «پی یر روچی» سردبیر این روزنامه در یک مصاحبه گفت که منبعی که این عکس را از اداره پلیس به او داده است را فاش نمی کند و از قذافی نیز عذرخواهی نمی کند.

اینجانب سردبیر کل «آقا اجازه؟» نیز از این که این عکس مسخره را دوباره در اینجا گذاشته، عذرخواهی نمی کند و اگر هم روزی و روزگاری لیبی به اینجانب ویزا ندهد نیز به جاییش برنمی خورد و گمان می برد که این دایناسورها از این اردنگی ها در قرن بیست و یکم بیشتر لازم دارند.

دولت سویس پس از آن که از مذاکره با دولت لیبی برای آزادی ماگس گلدی، بازرگان سویسی که تصادفی در لیبی بود و اکنون دو سال است که به تلافی در زندان است، نتیجه ای نگرفته بود، در یک اقدام متقابل ورود 180 نفر از وابستگان حکومت لیبی به کشورهای پیمان شنگن ممنوع کرد. سویس که مدت کوتاهی است وارد این پیمان شده است، با این کار دردسر بزرگی برای دولت لیبی درست کرد. لیبی نیز در اقدام متقابل ورود همه افراد تابع کشورهای پیمان شنگن به لیبی را ممنوع کرد. سپس دولت های اتحادیه اروپا بر سویس فشار آوردند که حکم را فسخ کند و سویس پذیرفت با این امید که گشایشی بر این درگیری به دست آید و بازرگان بی گناه سویسی که گناهش تنها این بوده که در زمان دستگیری آقای هانیبال در ژنو در لیبی بوده است، آزاد شود.

وزیر خارچه ایتالیا، آقای فراتینی سویس را به باد انتقاد گرفت که «اتحادیه اروپا را به گروگان گرفته است و ایتالیا نه تنها روابط اقتصادی با لیبی دارد، بلکه قذافی دوست شخصی آقای برلوسکونی نیز هست.» البته قذافی باید هم دوست شخصی برلوسکونی باشد! به هم می آیند. الیته آقای فراتینی منظورش از روابط دوستانه، آن میلیاردها دلاری است که لیبی در ایتالیا سرمایه گذاری کرده است.

وزیر خارجه اسپانیا نیز پس از آن که سویس حکم عدم ورود 180 نفر را لغو کرد، به جای آن که از سویس حمایت کند و از لیبی بخواهد که بازرگان سویسی را آزاد کند، از لیبی عذرخواهی کرد و گفت: «از این که برای لیبی به خاطر این حکم دردسر ایجاد شده است، عذرخواهی می کنیم. این حکم را دولتی صادر کرده بود که عضو پیمان شنگن است ولی عضو اتحادیه اروپا نیست.» حال، این بی پرنسیپی اروپایی ها در این مورد باعث شد که کلاه بر سر سویس برود و بازرگان سویسی کماکان بی گناه در زندان باشد. چند هفته پیش او را به سلول انفرادی بدون پنجره نیز منتقل کردند.

ولی انتشار عکس پلیسی و مضحک هانیبال قذافی دل خنکی هم دارد! … واین داستان میان سویس و لیبی کماکان ادامه دارد.

Advertisements

شباهت های سویس و افغانستان

دوستان من که همیشه به شوخی های من در باره مقایسه سویس و افغانستان می خندند، حواسشان باشد که این دفعه دیگه این شوخی از اون شوخی ها نیست. این همه پرسی که چند روز پیش در سویس انجام شد و در نتیجه آن مردم رای دادند که ساخت مسجد با مناره در سویس ممنوع باشد، مرا به این اندیشه انداخت که سویس با افغانستان جدا چقدر مورد های مشترک دارد.

–          هر دو کشور در میان کوهها هستند.

–          مردم هر دو کشور کوه نشین و بسیار جنگجو هستند.

–          هیج قدرتی تا امروز نتوانسته به مردم این دو کشور مسلط شود. نه رومی ها و انگلیسی ها و فرانسوی ها و آلمانی ها توانستند بر سویس مسلط شوند و نه ایرانی ها و مغول ها و انگلیسی ها و روس ها بر افغانستان. سویسی ها هیچ گاه به هیچ کدام از اصول جنگ «مردانه» و منصفانه و یا «شوالیه گری» که در میان ملت های متمدن اروپایی در جنگ ها مورد توافق بود، اعتقاد نداشتند. هر کس به آنجا حمله می کرد، با چماق و گرز دماری از روزگارش در می آوردند که در تاریخ نوشته می شد و هیچ اصل حقوق بشری یا هر چیز دیگری را رعایت نمی کردند. از شوخی گذشته، دلیل این که گارد محافظت از واتیکان همیشه از سویس بوده و امروز نیز از سویس می آید، همین است.

–          نیروی دریایی سویس در همان بندری پارک شده که نیروی دریایی افغانستان!

–          اگر افغانستان همین چندی پیش با طالبان یک حکومت بنیادگرای دنیای امروز را راه انداخت، سویس این کار را 450 سال پیش در دوران پروتستان ها با حکومت ژان کالوین کرد. در آن سالها موسیقی، رقص، تاتر و هر گونه نمایش و شادی ممنوع بود. پوشیدن لباس رنگی ممنوع بود. خندیدن در مکان های عمومی ممنوع بود و نرفتن به کلیسا مجازات مرگ داشت. زندگی تنها در کار و عبادت خلاصه می شد. این سلفی ها و کالوینیست ها همیشه یک ریشه مشترک داشتند! طالبان هم به پای خران شلوار کرده بودند تا بی ادبی نشود.

–          آخرین کانتون سویس که حق رای به زنان داد، Appenzell بود که در سال 1991 این کار را کرد، با وجودی که اکثریت مردم آنجا بر علیه حق رای به زنان رای داده بودند. ولی خوب، گویا آبروریزیش بیشتر از احترام به رای اکثریت بود.

–          همین چند سال پیش دوباره کارزاری ار سوی برخی از زنان راه افتاد که خواستار پس دادن حق رای خود بودند. البته در برخی از کانتون ها رای دادن اجباری است. آنها می گفتند که ما حوصله نداریم هر یکشنبه برای رای دادن به چیزی پای صندوق برویم.

حالا ببینیم آبروریزی ممنوع بودن ساخت مسجد با مناره چقدر طول می کشد.

کارهایی که از این دو کشور آدم می بیند، آدم را به این فکر می اندازد که آن بالاها در ارتفاعات اکسیژن باید خیلی کم باشد.

در ضمن این حرفهارو زیاد جدی نگیرین که برای فشار خون خوب نیست.