راننده تاکسی 82 ساله، مرسدس بنز 50 ساله و نیمه شب سرد زمستانی

اینجا و آنجا در وبلاگ ها از ابراهیم دهباشی خواندم که لقب «مهربان ترین راننده تاکسی تهران» را دارد. خیلی ها تجربه روبرو شدن با او را نوشته اند. جالب اینجاست که خودش وبلاگ دارد در اینجا و از خاطراتش در خیابان های تهران و مسافرهایش می نویسد.
این جریان مرا به یاد یک راننده تاکسی دیگر انداخت. 12 سال پیش، در سال 1996 در نیمه شبی سرد زمستانی به شهر وین در اتریش رسیدم. از ایستگاه که بیرون آمدم، در جستجوی تاکسی های سیاه رنگ شهر وین چشمم روی یک ماشین بسیار قدیمی ماند. یک تاکسی، مرسدس بنز 180، ساخت سالهای 1950 تا 1960! در صف تاکسی ها نخستین ماشین بود. در آن هوای سرد به خود گفتم که من باید پیش از مسافر دیگری به این تاکسی برسم که البته در آن ساعت خلوت شب بسیار آسان بود. با ناباوری از راننده پرسیدم: «مسافر می پذیرید؟» پیرمردی بود با موهای سپید چون برف و با لبخند گفت: «پس برای چه اینجا ایستاده ام؟» کماکان مردد و با احتیاط سوار شدم و نشانی را گفتم و او راه افتاد. دوباره با تعجب پرسیدم: «شما با چنین ماشینی کار می کنید؟» گفت: «من هفتاد سالم است و چهل سال است که با این ماشین با هم هستیم. ما با هم خواهیم مرد.» سپس پرسید: شما بار نخست است به وین می آیید؟ پاسخ مثبت دادم. گفت: «پس بگذارید مسیر را کمی دور کنم و چند جای خوب را به شما نشان دهم.» چه از این بهتر وگفتم: «اختیار با شماست.» در آن نیمه شب زمستانی این راننده تاکسی خوش اخلاق با سرعتی بسیار آهسته کناره خیابان کمربندی در مرکز شهر وین در منطقه یکم را می پیمود و جای جای این شهر سحرانگیز تاریخی را به من نشان می داد: اینجا قصر سلطنتی است. آنجا موزه تاریخ طبیعی، اینجا نمایشگاه …
وقتی وارد اتاقم در هتل شدم، هنوز نیم ساعت گذشته باورم نمی شد.
چندی پیش که در وین سوار تاکسی شدم، از راننده سراغ آن راننده تاکسی و مرسدس بنز 180 را گرفتم. گفت او هنوز هست ولی تنها دیروقت در شب 3-2 ساعت کار می کند، کماکان چون 12 سال پیش در آن نیمه شب سرد زمستانی!

پانوشت: این عکس ها مشابه و هم رنگ آن تاکسی است که از اینترنت برداشته ام.

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

Advertisements