تنها در لندن

یک روز پر کار در لندن و با هوای ابری که البته از هوای سرد و بارانی بولونیا گرم تر است! آخرین بار 9 ماه پیش با او در اینجا بودم و برای سورپرایز تولدش او را به لندن آوردم که بار Farnaz in Londonاولش بود و غق هیاهوی این شهر درهم برهم شده بود.
به هر سو می نگرم با عکس هایش در اینجا جلوی چشمم است، کنار برج ساعت، پارلمان انگلیس، و یا این عکس دوست داشتنی در سالن غذاخوری شهرداری!
دلم می خواست امروز او را با خود با داخل پارلمان می بردم تا مسحور معماری و نقاشی های داخل آن شود.
جایش چه خالیست همه جا، چه آنجا که با هم بودیم . چه جاهایی که بدون او بروم!