خوابیدی بدون لالایی و قصه

«خوابیدی بدون لالایی و قصه، بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه، دیگه کابوس زمستون نمی بینی، توی خواب گلهای حسرت نمی چینی. دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه، جای سیلی های باد روش نمی مونه، دیگه بیدار نمی شی با نگرونی، یا با تردید که بری یا که بمونی.» این ترانه زیبا چرا واژه به واژه اش را برای تو گفته اند؟ چرا اینها تمثیل نیست و همه اش واقعیت دارد؟ چرا؟ چرا؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: