گربه های تهران فرشته شان را از دست دادند

هر وقت با هم از پارک ساعی رد می شدیم، همیشه چند تا از گربه های اونجا دورت رو می گرفتن. می گفتم اینها چرا فقط سراغ تو میان؟؟
بچه گربه اریکسون یادته که همیشه توی گلدون جلوی در ساختمان اریکسون در پارک ساعی می نشست؟ وقتی مریض شده بود، روز جمعه هم باید با هم می رفتیم که من از دفتر کارم داروهاشو بیارم Farnaz+Khepelکه بهش دارو بدی؟ دربون های اریکسون می گفتن: تیم امداد اومد!
در تمام تهران کمتر کسی هست که تا این درجه نگران گربه های تهران باشه. تو از همشون سر بودی.

چلوکبابی میدون رسالت که مجبورش می کردی که کباب بدون پیاز درست کنه که به گربه جلوی در بدی، همیشه مثل این که یکیو از سیاره دیگری دیده بهت نگاه می کرد و باید با تحکم تو سرش می زدی تا کباب بدون ادویه درست کنه. تو از سیاره کوچک خودت اومده بودی و تهرانی های بی رحم گربه آزار تورو هیچ گاه درک نکردند.پارسال در هامبورگ ساعت یک شب از یک مهمانی در محل غریبه شهر بر می گشتیم که گربه ای سراسیمه خودشو به تو رسوند که نوازشش کنی؟ چقدر این کار گربه ها با تو عجیبه.بنفشه، گربه نیمه فلجی که در تهران به خانم مداح سپرده ای که فرشته ای مثل خودته، دیگه کسیو نداره که خودشو کشان کشان بهش برسونه تا نوازشش کنه.گربه های جهان فرشته حامی شونو از دست دادند.از همه مهمتر خپل عزیزمان هر جایی در بهشهر که هست، عزیزترین کسشو از دست داد. تو هیچ وقت من و خودتو نبخشیدی که خپل رو با خودمون نیاوردیم به آلمان. در برابر تصمیم من کوتاه اومدی. و خپل همیشه دوست داشت که نزدیک تو باشه.

چه اشتباهی کردیم خانوم گربه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: