نژادپرستی نفرت انگیز ایرانی

برای من که همواره با انسان های رنگارنگ ازجاهای گوناگون رودررو هستم، خود نیز بسیار مسافرت می کنم و با فرهنگ های گوناگونی آشنا هستم، نژادپرستی پدیده تاره ای نیست. برخی نژادپرست با لفطره هستند (یا بودند)، چون سفیدپوست های آفریقای جنوبی، نامیبیا یا آمریکا نسبت به سیاه پوست ها و یا به اصطلاح سرخ پوست ها، ژاپنی ها نسبت به چینی ها، نازی های آلمانی، فرانسوی و دست نشانده هایشان در جاهای دیگر اروپا نسبت به یهودی ها، عرب های صدر اسلام نسبت به سیاهان آفریقا، قبیله های گوناگون آفریقایی نسبت به یکدیگر و …

برخی نیز بسته به شرایط نژادپرست می شوند، چون دشواری های اقتصادی، بیکاری و ضعف در رقابت و یا برای هدف کوتاه مدتی (انتخابات پیش رو) شعارهای نژادپرستانه علیه یک اقلیت در کشور خودشان می دهند و پس از رسیدن به هدف آن را کنار می گذارند. نژادپرستی هم چون دیگر شکل های تبعیض، رنگارنگ است، هم پنهان است و هم افسارگسیخته و آشکار. در ایران از آنجا که در افکار عمومی بر خلاف جوامع آزاد به این مساله پرداخته نشده، همه اشکال نژادپرستی را می یابی.

تاریخ آلمان، نظام اجتماعی حاکم در آلمان و فرهنگ جاافتاده سیاسی در اینجا انسان را نسبت به پدیده نژادپرستی بسیار حساس می کند. برای کسی که در اینجا زندگی نمی کند، درک این مساله شاید دشوار باشد که به جز اقلیتی کوچک و واپس گرا و یکی دو حزب درب و داغان، مردم آلمان در مجموع نسبت به دیگر مردم اروپا کمتر نشانه نژادپرستی از خود نشان می دهند. جامعه و از جمله مهاجران، روشنفکران و فعالان اجتماعی نسبت به نژادپرستی بسیار حساس هستند و هرگاه از سوی گروه های نئونازی حرکتی ببینند، بدون وقفه واکنش نشان می دهند. هر کسی که در این کشور زیسته باشد، در چنین فضایی تربیت اجتماعی یافته و به نژادپرستی حساس است، البته به شرطی که انسان در زندگی اجتماعی شرکت داشته باشد و تنها به دریافت پول از تامین اجتماعی بسنده نکند. از این رو، با این دیدگاه نمی شود نسبت به آنچه که در ایران در اینجا و آنجا می گذرد، حساس نبود و چشم پوشید.

با چنین پیش زمینه ای، انسان چه احساسی می تواند داشته باشد وقتی می شنود که: «احمدرضا شفیعی، مسئول كمیته انتظامی ستاد تسهیلات سفر اصفهان اعلام کرد که این کمیته با همکاری پلیس و اداره اماکن در روز ۱۳ فروردین از ورود شهروندان افغان به پارک کوهستانی صفه جلوگیری می‌کنند«؟

در این باره بخشی از افکارعمومی ایران که با اینترنت سروکار دارد، دست کم در اینترنت واکنش قاطع نشان داد. همه نسبت به افغان های مقیم ایران و زحمتی که آنها در زمینه های گوناگون برای کشور کشیده اند، بسیار گفته اند و من چیز تازه ای به جز تایید ندارم که بیافزایم. اما من می خواهم این مورد را نمونه قرار دهم و تنها به چند نشانه پدیده زشت نژادپرستی گسترده در افکار انسان ایرانی را بیاورم. نگویید من این جوری نیستم یا همه را جمع بسته ای. معلوم است که همه این گونه نیستند و من نیز نمی خواهم جمع ببندم. اما همه می دانیم که اینها عمومیت دارد و جریان چیست. با اشاره به این که من یا تو این گونه نیستیم، صورت مساله پاک نمی شود.

بسیاری از ایرانی ها، به ویژه از نوع فارسش اعتقاد دارند که از نژاد آریایی هستند. این را شب و روز بدون آن که در باره اش بیندیشند، تکرار می کنند و شرم هم ندارند. با هر کسی هم که حرف بزنی، معمولا درست نمی داند «آریایی» یعنی چه. همه دانشش را جمع بزنی، از چند جمله «اقوام آریایی به ایران آمدند، یک شاخه به هند رفت، آن یکی به اروپا …» فراتر نمی رود. آن را هم پراکنده اینجا و آنجا شنیده است و هی تکرار می کند. این همه به «نژاد» اهمیت می دهد و به تاریخ و گذشته اش مغرور است، یک ایران شناس درست و حسابی تربیت نکرده و ندارد. تاریخش را دیگران (ایران شناسان اروپایی) برایش گفته اند که آن را هم گزینه ای فهمیده است. خوبش را شب و روز بلغور می کند و از کوروش و داریوش و منشور حقوق بشر می گوید، بدش را توطئه دشمن می داند. همان ایران شناس اگر بد بگوید ناگهان می شود دشمن. نمی داند که واژه ایران و آریا و «نژاد آریایی» چندان تاریخچه ای هم ندارد و از زمانی که نازی های آلمانی در زمان رضا شاه (که دوست نازی ها بود) پایشان به ایران باز شد، باب شد. نازی های آلمان نسلشان شصت سال پیش ورافتاد و کسی در آلمان دیگر از این حرفها نمی زند، اما ایرانی هنوز این چرندیات را بلغور می کند.

یکی نیست بپرسد که اگر این همه برای کوروش ارزش قایل هستی، چرا یک سر سوزن چون او با آن چیزهایی که به پایش می نویسی، رفتار نمی کنی؟ اگر به منشور حقوق بشر او (که این نیز دارای تردید جدی است و بحث آن در اینجا کمی باز شده) می بالی، پس این همه نمادهای نژادپرستی در رفتار عمومی کشور چیست؟ از آن تمدن باستانی چه به ارث رسیده است؟

این را می دانم که آریایی به سانسکریت یعنی » برتر». ایران یعنی “Land of Aryans”، عراق یا اراک یعنی “Province of Aryans”. مردمان آن زمان این را در مورد خودشان می گفتند و دیگران را پست می شمردند. به آنها پس از هزاران سال اشکالی نیست. سخن با امروزیان است.

هر زمان در ایران به جایی می روی و سخنی از آلمان می آید، اینها را می شنوی: «آلمانی ها هم مثل ما آریایی هستند.» «ما هم نژاد آلمانی ها هستیم.» و همیشه این از ذهن من می گذرد: بله، از رنگ چشم و مو و قد و هیکلمان خیلی پیداست که به آنها شباهت داریم! آلمانی هایی که راهشان به ایران می افتد (جهانگرد، متخصص؛ خبرنگار یا دیپلمات) همیشه از شنیدن این حرفها اظهار ناراحتی می کنند. اما گوش ایرانیان بدهکار نیست. ما آریایی هستیم، هم نژاد شما و بس! چند سال پیش که تیم ملی فوتبال آلمان در ایران یک بازی دوستانه داشت، به هنگام پخش سرود ملی آلمان گروهی برخاستند و سلام هیتلری دادند. پس از آن بخش بزرگی ابله تر از اولی ها در استادیوم به سلام هیتلری برخاستند و تلویزون آلمان پخش مسابقه را قطع کرد. در سده بیست و یکم نامش را چه می شود نهاد؟ نادانی است؟ بی اطلاعی است یا حماقت؟ هر چه می خواهید نامش را بگذارید! البته فراموش نکنید که ایرانی اعتقاد عمیقی به این دارد که هوشش از دیگر مردمان بیشتر است.

در آلمان هرگاه شانس د اشتم و با نازی های اصلاح ناپذیر (که هنوز زنده بودند) و یا نئونازی های امروز (که خیلی هم طرفدار احمدی نژاد هستند) حرف می زدم، با روحیه یک آدم حقیر و بدبختی روبرو می شدم که فلاکت و عقده حقارت از همه حرکات و رفتارش می بارید. به روشنی می گویم که بسیاری اوقات همین احساس به من دست می دهد وقتی یک ایرانی با حرارت از گذشته تاریخی آریاییش سخن می راند و دیگران را پست می داند.

نگاهی به بریده ای از هفته نامه «ایران باستان» ارگان فاشیست های ایرانی در سال 1312 بیندازید. شباهت آشکار نیست؟ از همین جاها شروع می شود این چیزها:

ایران یک کشور چند ملیتی و چند فرهنگی است و در مقایسه با کشورهای همسایه اش کمتر درگیری داخلی ملی دارد. اما درونش پر است از تبعیض های گوناگون نژادی، مذهبی، جنسی، ملیتی، …تبعیض نسبت به سنی ها، زرتشتی ها، درویش ها، کردها، بلوچ ها، ترکها، بهایی ها، تبعیض نسبت به زنان، هم جنس گرایان، … مشکلات یکی دو تا نیستند.

نژادپرستی ضد عرب خود را در چارچوب اسلام ستیزی نشان می دهد. می گویند: اسلام دین عرب هاست و وحشی است و … ما دین زرتشت داشتیم، گفتار نیک، پندار نیک … اگر از گوینده این حرفها که شمارشان هم کم نیست، بخواهی ده دقیقه در باره دین زرتشت برایت بگوید، بعد از پنج جمله به روغن سوزی می افتد. اما در این که عرب سوسمار خور است و اسلام دین شلاق و سنگسار است، کم نمی آورد. اگر برایش توضیح دهی که دین شیعه بیشتر یک دین ایرانی است تا عربی و پر از عناصر ایرانی، اسمش اسلام است ولی بخش شباهتش با اسلام سنی شاید ده درصد هم نباشد، دیگر کامل تعطیل می شود. تازه اگر حاضر باشد گوش دهد و ناسزا نگوید.

ایرانی مسلمان، «اهل کتاب» را قبول دارد و تا این حد سوادش می رسد که مسیحیان و یهودیان «اهل کتاب» هستند. در این تقسیم بندی تبعیض آمیز یعنی بقیه اصلا داخل آدم نیستند. همین خودش پر از تبعیض است. حال اگر کارگر ایرانی ارمنی اهل کتاب برای کار به خانه اش بیاید، ظرفی را که دست زده، هفت بار آب می کشد تا نجسی اش برود. تازه لطف کرده چون معتقد است که ارمنی ها آدمهای خوبی هستند. حالا بیا مثلا از هندی ها برایش بگو!

افغان ها سالهاست در ایران سخت ترین کارها را انجام می دهند. این را هر ایرانی بدون تردید باور دارد. اما تنها کافی است یک مورد جنایت از یک افغان سر بزند. دیگر این می شود که همه می دانیم. دم خروس نژادپرستی آشکار می شود. هزاران هزار ناسزا و توهین برای افغان ها دارد که آنجا که لازم باشد، نثارشان می کند. تازه افغان هم هم زبانش است، هم همدین و هم نژاد! از عرب سیاه پوست خوزستانی که از خود او بیشتر در این سرزمین زندگی می کند، می پرسد: اصلیت تو از کجای آفریقاست؟

انسان متمدن در برابر کار خلاف تنها زمانی که متهم از سوی دادگاه محکوم شد، نسبت به آن شخص اظهار نظر می کند. اما ایرانیان متمدن دو هزارو پانصد ساله به این چیزها کاری ندارند. ورود افغان به پارک ممنوع است، عرب سوسمارخور است، هندی بو می دهد، مسیحی نجس است؛ بهایی فلان است و آفریقایی بهمان! جالب این است که وقتی با استدلال می خواهی با این چیزها مقابله کنی میگویند: ای بابا اینها منظوری ندارند، جدی نیست، اطلاعاتشان پایین است. انگار نژادپرست های جاهای دیگر از همین جاها شروع نکرده بودند.

این تصویر از هفته نامه فاشیستهای ایرانی»ایران باستان» در سال 1312 است. متن را در باره «اهمیت آشنایی به نژادها» را که بازگردانی است از نوشته های آلمان هیتلری را خود بخوانید. تلاش خواهم کرد آنها را به مرور و خوانا تا آنجا که مقدور باشد، در اینجا بیاورم. این مجله ها بسیار فرسوده هستند و کار با آنها دشوار. در اینجا صلیب شکسته زیر «فروهر» را هم داشته باشید.

هنوز راهی دراز در پیش داریم!

در نوشته آینده بخشی از روزنامه های سال های 1312 شمسی را می گذارم تا ببینید ایران در زمان رضا شاه با چه کسانی رفیق بود و فضای رسانه ای ایران آن سالها چگونه بود.

35 پاسخ

  1. با صحبت های شما در کل موافقم. ایران پر از علائم نژادپرستی هست. اما در این حد توپیدن به هر گونه اعتقادات ناسیونالیستی، یه جور نژادپرستی منفی هست. این میشه مثال از اون طرف بوم افتادن. بهتره نه اونقدر نژادپرست باشید، و نه اینقدر ضد افراد نژادپرست. اینطوری میشی آنتی ناسیونالیست.

    • «بهتره نه اونقدر نژادپرست باشید، و نه اینقدر ضد افراد نژادپرست»
      چرا «این‌قدر ضد افراد نژادپرست» نباشن؟ به نظرم نژادپرستی بده و تا اون‌جایی که می‌شه جا داره که آدم با نژادپرستی مبارزه کنه. این مبارزه هم شامل این می‌شه که این رفتار رو زشت دونست و تا حد ممکن هم با افراد نژادپرست برخورد کنیم. چرا باید ملاحظه کنیم؟

      • البته من اون تیکه رو اشتباه تایپ کردم. اما خوب، میشه برای صحبت شما هم جواب داشت. سادست. افراد نژاد پرست، نوع و دسته خاصی از افراد هستند. که مخالفت اساسی با اونها خودش به نوعی میشه نژاد پرستی. پرستش نژادی که نژادپرست نیست…
        هر کسی حق خودش رو در جامعه داره. و عقاید هر شخصی قابل احترام هست. اما زمانی که عقاید گروه نژادپرست باعث ضرر به افراد جامعه میشه، باید برطبق قانون با اونها برخورد کرد. نه اینکه همه رو از یک طرف روند.

        • واژه های «نژاد»، «نژادپرستی» و غیره تعریف های پذیرفته شده سیاسی هستند که در هر کتاب درسی جدی می شود آنها را یافت. شما گویا واژه ها و تعریف های خود را دارید که البته به شرطی که به منابع قابل قبول علمی و دانشگاهی استناد کنید، من حاضرم آنها را بپذیرم. وگرنه می ماند در همان چارچوبی که خود گفتید، برای شما قابل احترام و غیر قابل قبول برای دیگران.

          • تعریف دانشگاهی نژاد رو شما بفرمائید. تعریف من از نژاد، یه تعداد از افراد با عقیده، سابقه، محل زندگی خاص و از این جور چیزهاست. بقیه مطلب هم معلومه.

            • ببخشید. اگر اجازه بدهید، من از ادامه این بحث صرفنظر می کنم. خودتان یک نگاهی به ویکی پدیا بیندازید. بد نیست.

    • به نظر شما مرز «اینقدر» و «اونقدر» کجاست که شما راضی باشید؟ در اساس آیا می شود چنین مرز خاکستری در باره چنین مسایلی پیدا کرد؟ در ضمن «نژادپرستی منفی» دیگر چیست؟ یک جور بد مثبت است یا خوب منفی یا چه؟

      من تنها یک معیار برای ارزش گذاری دارم و آن هم منشور جهانی حقوق بشر است. به شما هم پیشنهاد می کنم آن را معیار قرار دهید.

      • درسته. معیار درست قانون هست. در مورد نژادپرستی منفی هم بالا توضیح دادم. یعنی مخالفت نژادپرستانه با افراد نژادپرست.

    • کامنت جالبی نبود . آنتی ناسیونالیست ؟

  2. nokhost : aghaaye navidar shama naweshtae yeed : » amrika nasbat ba sayaah post haa yaa sorkh post haa…..» wajae-ye sorkh post ,yek wajae-ye naa-dorost ast bae jaa an baayed nawisht wa goft » bomi haa-ye amrika kae baashendae haa nokhost in keshwaer bodand,wa hastand,wa nejaad shaan ra anglo-saxan haa wa deger europaaye haa az mayaan bordan.500 saal pish bomi haa-ye amrika=USA 30 million merdom bodand agaer anglo-saxan haa nejad an haa ra az mayaan nae mi bordand kenon bishak 300 taa 400 million bodand,amaa kenon daer hamae aastaan haa-ye ham paymaan amrika=U.S.A. chand saed hazaar kas az an haa maandae ast,wa agaer bae tawanand an haa ra kenon az mayaan khahand bord
    — sayaah haa-ye amrikaa-ye hamae shahr-wand darajae dawom wa sawom hamin kenon daer amrika hastand.

    dawom : in kerdar zesht wa naa-pasand kae az yek karmand daer espahaan iran daer baarae merdom keshwaer khorasan(afghan=pashtun-stan , afghan haa peramon 20 taa 25% merdom keshwaer khorasan and,maa aamaar dorost nadarim daer baarae-ye tebaar/ghaum haa keshwaer khorasan) saer zadae ast ra nae mi tawan najad parast naamid,chon : 99% irani haa baa in kedar wa aahang(tasmim) in karmand ham andish nistand, wa az soo-ye degaer in baar nkhost ast kae chanin kari rokh dadae ast . kenon fermaan-rewaye mi tawanad az in karmand baaz-khast namaayed.

    sawom : merdom in korae zamin az nejad haa wa tebaar haa-ye gonaa-gon hasti yaaftae and,in yek gareftaari danishi ast. haer kas sokhan az nejad nawesht yaa goft au nejad parast nist.daer hamae-ye giti kenon nejad parasti kam wa bish hasti darad

    kudos.talash@ojooo.com —4 April 2012

    • با سپاس برای تذکر!
      – هنگام نوشتن واژه «بومی های آمریکا» به ذهنم نرسید. من نیز قبول دارم که بر اساس تقسیم بندی های موجود ما «سرخ پوست» و «زرد پوست» نداریم. بومی های آمریکا نیز بر اساس یافته های کنونی با مغول ها فامیل هستند و گویا از راه آلاسکا از آسیا به آمریکا رفته اند.
      – اشکال من به یک کارمند نیست که چیزی گفته. توهین و تبعیض نسبت به افغان ها در ایران سابقه دارد و این جریان تنها بهانه ای بود برای تلنگر زدن به جامعه ایرانی. آماری نیز برای این وجود ندارد که چند درصد ایرانی ها تبعیض گرا هستند یا نیستند. مبارزه با تبعیض (نژادی، قومی، فرهنگی، …) در اساس یک کارزار دراز مدت و همه جانبه است. تجربه آمریکا به خوبی این را نشان می دهد.
      – تعریف نژاد، تیره و تبار هر چند که به گفته شما برای دانش گرفتاری دارد و مرز تعریف ها با یکدیگر روشن نیست، اما تبعیض انسان ها بر اساس نژاد برای زیر پا نهادن حقوق پایه ای آنها امر دیگری است که ارتباطی با علم ندارد. در زیست شناسی انسان ها تقسیم بندی دارند. اما دشواری ما در اینجاست که گروهی از تقسیم بندی طبیعی نژادی انسان برتر و پست تر نتیجه می گیرند برای پایمال کردن حقوق آنها و در راه برای منافع خود. این داستان دیگری است.
      – هر چند خواندن نوشته شما دشوار بود، اما چه زبان و واژه های زیبایی به کار برده اید.

  3. ممنون نویدار، نوشته را دوست داشتم و واقعیت بود. واقعیتی که خودم آن را تجربه کردم. همیشه اعتقاد دارم که ما ایرانیها در مجموع آدمهای خوبی نیستیم؛ و این را بدون تعصب و نژاد پرستی میگم. من خودم در هیچ شرایطی نژادپرستی یا هر گونه برتری دادن به یک نژاد خاص را صحیح نمیدانم، اما حق با شماست، این چیزی را عوض نمیکند. مسئله ای که باعث تاسف هست این است که بسیاری از دوستان که روشنفکر به نظر میرسند و به حق هم نشان دادن که اینطور هستند، باز هم جاهایی در حرف یا عملشان نشانه هایی از نژاد پرستی دیده میشه. اما وقتی آنها را به چالش میکشی از گفته یا کرده خود پشیمان میشوند. به این نتیجه رسیدم که رفتار و تفکر نژادپرستانه گاهی به صورت یک عادت و یا یک مدل ارث بری از والدین یا جامعه است که در آن یا کنارشان رشد کردیم، نه یک عقیده یا رفتاری که به صورت هدفمند از سوی شخص بروز کند. البته میدانم که این چیزی را عوض نمیکند.

  4. مطلب بسیار خوبی بود. در کل موافقم. البته به نقش دیکتاتوری پهلوی و ج.ا در ایجاد این ذهنیت «ما در برابر دیگران»‌ در دستگاه های پروپاگاندای حکومتی اشاره ای نکرده بودید. مثلا ذهنیت «اریایی»‌ تا حد زیادی محصول مگالومانیای محمدرضا پهلوی است و ذهنیت «نجس» بودن غیرمسلمان چیزی است که ایدئولوژی حاکم اسلامی حامی و مشوق آن است. به علاوه بسته بودن نسبی کشور و عدم ارتباط با دنیای خارج هم مزید بر علت است. می دانیم که مقدار زیادی از نژاد پرستی معلول جهل به «دیگران»ی است که درست نمی شناسیم و دشمن می پنداریم.

    از جهت بررسی علّی مقاله می توانست قوی تر باشد. مرسی

    • البته بررسی علمی از توان و امکانات یک وبلاگ خارج است. در اینجا تنها تلاش داشتم تلنگری بزنم. اما حق با شماست:
      خاندان پهلوی نقش برجسته ای در به راه انداختن این جریان داشت. رضا شاه در درگبری اش با انگلیس پای فاشیستهای آلمانی را به ایران باز کرد و داستان آریایی بودن ایرانی ها و این چیزها را باز کرد. محمدرضا شاه هم تاریخ گزینشی و فرمایشی ایران باستان را باب کرد که گویا تاریخ ایران از هخامنشیان آغاز می گردد و قبل از آن برهوت بوده! سپس هم آن بازگردان دروغین کتیبه کوروش پخش شد که مدعی است که آن کتیبه نخستین منشور حقوق بشر است. در حالی که هیچ یک از ایران شناسان آن را تایید نکرده اند.
      امروز باید با دشواری های دست و پنجه نرم کنیم که پهلوی ها مبتکر آنها بودند.

  5. What happened in Isfahan can be categorized as «Prejudice» and «Racism».
    Prejudice is most often used to refer to preconceived judgments toward people or a person because of race, social class, ethnicity, age, disability, obesity, religion, sexual orientation, or other personal characteristics.

    • .Sorry I meant….. Prejudice «NOT» Racism

  6. نويدار جان،
    بدتر از نژادپرستى ما ايرانى; احساس روشن فكرى و تحليلگر بودن بى سواد هايى امثال شماست و قدرت اجرايى اين هوچى گرى ها به مراتب كمتر از قربانيان افغان. با اين تفاوت كه شعبان بى مخ زمانى با چماق به جون ملت مى افتاد، ولى شعبان هاى امروزى نظير شما، دسترسى به اينترنت دارند و چاقو قمه رو در محيط وب غلاف كرده اند. وگرنه حماقت و توحش و هارت و پورت همان است.
    شما و امثال شما هزار مرتبه بدتر از دولتمردان نژادپرست ايران هستين، فقط خداوند شما رو شناخته و به شما «شاخ» هديه نداده دوست شعبانى من

    • کاش سخنان خود را به چند استدلال و تحلیل مزین می ساختید تا شبهه ایجاد نشود که هر آنچه در اینجا آورده اید را خود به کار گرفته اید.

  7. (اما تنها کافی است یک مورد جنایت از یک افغان سر بزند. دیگر این می شود که همه می دانیم. دم خروس نژادپرستی آشکار می شود)
    یک مورد؟ مطمئنید؟تقریبا نمیشه خبر تجاوزی رو بخونید و یکی از متجاوزین محترم یه افغانی نباشه ! نمیشه از کنار یه ساختمون در حال ساخت رد بشی و کارگرهای افغانی محترم بهت متلک های رکیک نگن یا اینکه خودشون رو دستمالی نکنن
    ظاهرا اگه آدم زن باشه نژاد پرست تر هم میشه-آره من نژاد پرستم !!

    • حق با شماست، این مسئله وجود داره و من هم شاهد آن بودم. دو نکته وجود دارد. اول اینکه همیشه جواب آتش را با آتش نمیدهند. اگر جواب بی فرهنگی، بی شعوری و نا آگاهی کسی را با چیزی شبیه به آن پاسخ دهیم، این روند هیچ گاه متوفق نمیشود. دوم اینکه این مسئله فقط برای افغانها نیست. در کشوری که خود مردان آن مردسالارانه حق هر توهینی را به خانمها، چه مستقیم، چه غیر مستقیم به خود میدهند و از بی فرهنگی برخوردار هستند چه انتظاری از بی چاره ترین آدمهای دنیا دارید؟ حتما شما هم تصدیق میکنید که فقط از افغانها متلک دریافت نکردید و فقط افغانها نبودند که به زنانگی شما توهین کردند. من به عنوان یک مرد از ذهن هم جنسان خود خبر دارم ومیدانم که هستند کسانی که همان ذهن بیمار آن مدل از افغانها را دارند که البته بنا به دلایلی جرات بروز آن را ندارند. حداقل رفع اتهام از یک افغانی میتواند این باشد که بیشتر آنها از بیچاره ترین مردم جهان هستند، اما آن بالا نشین شهر که ببخشید، ببخشید، ببخشید زن را با عضوهای آن نام میببرند چه دلیلی برای رفتار خود دارد؟ اگر با نژاد پرستی میشد این دردها را دوا اگر از 1312 تا حالا بهتر شده بود، نه بدتر.

    • شما به یک مشکل اجتماعی پرداخته اید که هیچ ارتباطی به نژادپرستی ندارد و به هیچ رو ویژه افغان ها هم نیست. این مشکل را جامعه ایران خودش درگیرش است و نوع بسیار خشن ترش را در عربستان سعودی داریم یا در پاکستان، افغانستان و جاهای دیگر. من آن را بیشتر در کشورهای اسلامی دیده ام، هر چند که در ایتالیا نیز از این مزاحمت ها هست. خفاش شب که افغان نبود و محمد بیجه نیز نبود! حال آیا می توانید با این دو نمونه به همه ایرانیها توهین کنید؟ ایرانی هایی که به ژاپن رفتند، در آنجا دست به هر گونه خلاف ممکن زدند. در ژاپن جو نژادپرستی ضد ایرانی وجود دارد به همین دلایل کم و بیش مشابه در ایران نسبت به افغان ها. آیا این درست است و شما آن را نسبت به خود می پذیرید؟
      مشکلات اجتماعی را باید در جای خودشان مورد بررسی قرار داد و به گفته آلمانی ها: هر کسی باید جلوی خانه خودش را جارو کند.

  8. aghaaye navidar naweshtae yeed : » haer chand khandan naweshtae-ye shama deshwar bod….» man baa shama daer in baarae ham andish hastam ,wa khodam naweshtae haa-ye ra kae merdom baa zabaan-negaarae(alefbaa) latin yaa romi mi nawesand nae mi khanam ,magaer an kae nawesandae an nabeshtae ra bashanasam yaa gozaarae yaa gareftaari(maozo) basayaar baa arzesh baashad. maa khooye gareftae yeem yaa chashm maa khooye kerdae ast; bae zabaan-negaarae-ye tazi(arabi),hangaam mi khahad;taa khandan Paarsi bae zabaan-negaarae-ye latin bae maa aasaan shawad

    rah-goshaahi an ast kae shamaa mehrabaani kerdae yek zabaan-negaarae-ye Paarsi daer taar-gah-gak khod tahayee namaayed, mananad: radio BBC

    naweshtan gozaresh bae zabaan haa-ye englisi wa aalmaani baa zabaan-negaarae-ye «latin» bae man basayaar aasaan-taer ast ; taa naweshtan zabaan Paarsi baa zabaan-negaarae-ye latin, ama man bae merdom deron keshwaer haa-ye Iran , Khorasan , wa Tajikistan mi nawesam; az an merdom 1% ham agaer naweshtae-ye ra bae zabaan haa-ye bi-gaanae khandae bae tawanand kasi man shaad khaham shod

    • دوست عزيز، از نظر شخصي من، خط فارسي اگرچه برگرفته از خط تازي بوده اما در يك زمان و با كار علمي و كارشناسي (طبق اطلاعات بنده) اختراع يا ابداع شده. بنابراين تازي نيست. فارسي است. حالا كه اين خط جا افتاده، نيازي به ابداع يا اختراع خط ديگري (مثل آنچه در تركيه يا آذربايجان شوروي اتفاق افتاد) نيست، مگر آنكه بهتر باشد و كامل تر و برطرف كننده نياز. به نظر من اينطور نيست. مثلا تفاوت صداهاي كوتاه و بلند در خط فارسي بسيار خوب و مشخص متمايز شده كه خط لاتين اين توانايي را ندارد (مگر علاماتي كه در خطوط شرق اروپا مثل چك استفاده ميشود.)
      ((با پوزش از نويدار عزيز به دليل كامنت خارج از موضوع))

  9. من فكر ميكنم بهتر بود به جاي اينكه بگن افغانها را راه نميدن، ميگفتن ارازل و اوباش را راه نميدن. با اون دوستاني كه ميگن افغانها خيلي جرم و جنايت كردن موافقم. ولي با شما هم موافقم كه گفتيد ايراني ها هم جنايت ميكنند. اتفاقا به نظر من ارازل و اوباش ايراني جنايتهاي بدتري انجام ميدن. فقط مشكل اينه كه افغانها چون مهاجر هستن و در مركز توجه، حساسيت بهشون بيشتره. از طرفي هم مهاجرين افغان (فكر ميكنم، آماري ندارم) از طبقه و فرهنگ پايين اجتماعشون بودن، چراكه اكثرا براي كارگري به ايران اومدن. مثلا هيچ وقت يه دكتر يا مهندس افغان رو به عنوان مهاجر نديديم. تجربه شخصي من ميگه مهاجراي كارگر افغان از نظر فرهنگي حتي تو كشور خودشون هم مشكل دار به حساب ميان.
    من خودم در ساختماني كه زندگي ميكردم با يك خانواده افغان همسايه بودم و اتفاقا از همسايه هاي ايراني ما بهتر بودن. پيمانكار كارهاي كشاورزي بود و وضع مالي مناسبي داشت. يك ماشين پژو 405 داشت كه هميشه كارواش رفته بود و از بقيه تميزتر. لباس پوشيدنشم از همسايه هاي ايراني ما بهتر بود.
    در كل موافقم كه ايراني ها شديدا نژاد پرستن (از جكهاي قوميتي كه ميگن مشخصه) به خصوص از اونايي كه هي دم از آريايي و كوروش و …. ميزنن. همينطور از تركهاي ايراني كه ميگن 30 -40 هزار لغت فارسي ريشش تركيه! هم از كردهايي كه بقيه رو آدم حساب نميكنن.
    متاسفانه ريشه خيلي از اين مسائل هم در جهل و بيسواديه.

  10. khod shama pasokh khod ra dadae yeed,baa naweshtan : «nayaazi ba ebda yaa ekhtera/nau-aawori khat degari nist, magar an kae behter baashad wa kaamel-ter ,wa baer taraf konenedae nayaaz.»

    dost nashenaas wa gerami , in zabaan-negarae kenoni Paarsi dashwari haa-ye ferawan darad, agaer bakhaham yek yaad-aawori(eshaarae) kotah bae namaayam chand berg ra khahad gareft kae aghaa-ye navidar an ra chap nae khahad kerd. bi-shak kae dost haa-ye merdom keshwar haa-ye tajikistan,iran,wa khorasan yek zabaan-negarae-ye behter az hamae negaah beraye zabaan Paarsi mi khahand. zabaan-negarae tazi(arabi) nae noktae dasht daer aaghaz,wa nae zir ,zabaer,wa pish , hamae in haa ra merdom Paars kohan bae tazi haa bi-ferhang saakhtand,ama zabaan negaarae-ye kenoni Paarsi ra hamae zabaan shenasaan bae naam zaban-negaarae-ye tazi mi shanasand

    zabaan-negaarae aayendae-ye zabaan Paarsi baayed , hamcho: zabaan-negarae haa-ye feransawi,aalmaani,turki , zir, zabar, wa pish nae dashtae baashad, khanadan wa naweshtan baa an basayaar aasaan bashad bae hamae kas. baa derod ferawan

  11. توهم های نژادی و رفتار های نژاد پرستانه در ایران بیداد می کند منتها برای ایرانی هایی که در این جامعه بزرگ شده اند این وضعیت کاملا عادی شده
    خیلی راحت به یک عرب و ترک و لر ایرانی توهین می شود در حالی خود توهین کننده جز یک زبان دراز هیچ هنری ندارد و هیچ ارزشی برای این آفرینش ندار

  12. 1- واژه «ایران» یک واژه جدید نیست بلکه سابقه چند هزار ساله دارد و حداقل در شاهنامه و آثار دیگر بوده است.
    2- نژاد پرستس ایرانیان بیشتر ناشی از حس حقارت آنهاست و این مختص به قوم فارس نیست. ترک ها هم سعی میکنند خود را به برخی اقوام موهومی که هیچ ربطی به آنها ندارند بچسبانند. در کل اگر دقت کنیید اعتماد به نفس کم ایرانی ها در برابر اروپایی ها و تمایل به متصل کردن خودشان به غرب ریشه این مسئله هست تحقیر افغانها ، هندی ها عرب ها و …. هم بیشتر برای ایجاد تمایز بین ایرانی ها و اقوام همسایه هست با این امید که مثلا ایران ها اروپایی ترند.
    3-راه اصلاح این وضع بازگرداندن اعتماد به نفس وعزت نفس به مردم ایران هست. متاسفانه اکثر مخالفین حکومت با تحقیر مردم و کشور ایران به این وضعیت بیشتر دامن میزنند ( مثلا وقتی ایران یک ماهواره میفرسته سریعا یک عده پیدا میشن که نه این کار کار کره شمالس ست و ایرانی ها عرضه این کارها را ندارند)

    • aghaaye amir ,gaahi gozaresh(comment) haa-ye daer taar-gah haa mi khanam kae paasokh dadan bae haer radae(khat) ash ,yek berg mi khaahad,in gozaresh shama ham az haman gozaresh haa ast.
      hamae merdom yaa nawisandae haa pesh az an kae gozaresh shaan ra banewisand baayed hamae naweshtae(maghaalae) ,wae hamae gozaresh haa ra baa bord-baari (hausalae) bae khanand, wae pas gozresh shaan ra bae nawisand

      tabaar haa-ye kae daer iran zanda-gi mi konanad,mananad: lor.bloch,kurd, aazeri(turk) ,paars arab, wae degaer tabaar haa hamae irani and. in kae berkhi arab haa khod ra sayed mi danand,wae bae merdom mi goyand baayed dast shaan ra bae bosand ,chon az nejaad bertaer yaa behter and kar naa-dorosti ast ,wae baayed az an daer aayendae pesh-giri shawad.

      paasokh aghaa-ye amir daer gozaresh haa-ye bala dadae shodae ast, nayaazi nist chez nau nawesht

  13. dar jahan 1 chiz taghyir napazir hast , va an hamaghate noe bashar ast o bas

  14. نژاد پرستی در ایران بیشتر در حد حرفه تا عمل، در حالی که در بعضی کشورها همچون آمریکا قوانینی در این مورد وجود داره ولی خب خوبه که همین قدر هم نباشه، واقعا تذکر بجایی بود.

    • aghaa GOomile,naweshtae yeed : » daer haali kae daer bazi keshwer haa hamchon amrika ghawanini daer baarae nejad-parast wejod darad….» bae in mi goyand «khosh-khayaali» – chizi kae daer amrika hasti(wajod) nae darad an dastor(ghanon) ast. daer berkhi chez haa beraye farib merdom ,wa kas haa-ye saadae,bi-danesh,wa naa aagah , nask(ketaab) haa-ye basayaari bae naam dastor(ghanon) nawshtae and daer amrika ,ama daer kerdar(amal) yek daer saed/1% az an chez haa-ye naweshtae shodae ra kaar nae mi girand.

      daer hamin shahr new york kae man az naa-chaari wa zoraki zanda-gi mi konam,daer haer panj bakhsh shahr , daer haer bakhsh(mahalae yaa nahaye) sayaah haa yaa negro haa sewa az degaer haa zanda-gi mi konanad. sayaah haa banaa baer dastor(ghanon) aazad and haer jaa-ye kae bae khahand zanda-gi konand , ama degaer haa an haa ra nae mi khahand ! berkhi sayaah haa daer jaa haa-ye kae sapid post haa-ye europaye yaa asayaaye haa zanda-gi mi konanad khaanae darand,ama tenhaa and, hamcho : an kae mayaan remae-ye boz haa ,yek boz bimaar baashad,hamae boz haa az au dori mi konanad. man bae chashm didae wa mi binam. daer chanin padidae-ye agaer daer yek keshwer degari(nae amrika) dastor(ghanon) baashad, dastor (ghanon) hich kaari kerdae nae mi tawanad. yehod haa yaa bae goftae-ye aakhond jehod ham bakhsh khod ra daer shahr darand ,yehod haa daer haer jaa mi tawanand zanda-gi konand,az so-ye sapid post haa pazireftae mi shawand ama khod shaan daer haer bakhsh(naahayae/mahalae) shahr jaa wa kanisaa khod ra darand. amrika shahr millioni nae darad,tenha shahr new york peramon(hodod) hasht/8 million merdom az nejaad haa wa tebaar haa-ye gonagon darad,kae bae 64 zabaan gap mi zanand,ama zabaan-haa-ye dastori(rasmi) tenhaa englisi wa haspaanawi/espanawi and. daer degaer shahr haa sewaaye(jadaaye wa tab-yeez) mayaan merdom basayaar bishter az new york ast. daer shahr new york az haer 8 danesh aamoz yaki az keshwer haa-ye islami ast, daer 48 aastaan degaer amrika,daer berkhi shaan shaayed az haer 100 danesh aamoz ham yaki az keshwer haa-ye islami nae baashad. shama ra bishter khastae nae mi saazam

  15. به نظر من نژاد پرستی از نوع تدافعی هیچ اشکالی نداره. همه شما می دونین که ما ایرانی ها چه سختی که از پان عربیسم به رهبری صدام حسین نکشیدیم. اگه نژاد پرستی در حدی باشه که بتونیم موسیقی و فرهنگ و تمامیت مرزی و … خودمونا حفظ کنیم، هیچ اشکالی نداره . تازه در مقابل نژادپرستایی مثل گرگ های خاکستری که می خوان آذربایجانا از ایران جدا کنن و یا کردها یا بلوچ ها و عرب های تجزیه طلب چه سیاستی بهتر از یکسان سازی قومی و فرهنگی وجود داره.

    • با حرف پارس که گفته نژاد پرستی از نوع تدافعی هیچ ایرادی نداره کاملا موافقم .

    • اشکال کار اینجاست که ما آموخته ایم برای حل مشکلاتمان راه حل هایی را انتخاب کنیم که بدتر از اصل مشکل هستند. این باعث می شود که نهایتا به مشکلات بزرگتری رهنمون شویم. دوست عزیز! بخش بزرگی از تمایلات تجزیه طلبانه از برخوردهای نزاد پرستانه (به قول شما تدافعی) و البته همین سیاست یکسان سازی قومی و فرهنگی نشات می گیرد. به نظر می رسد شما معتقدید کردها، ترک ها، بلوچ ها، عرب ها و سایر اقوام ساکن ایران دارای موسیقی و فرهنگ قابل اعتنایی نیستند و تنها فرهنگ و زبان گروه خاصی باید حفظ و حراست و بدتر از آن به تمامی دیگران نیز تحمیل شود. خوب این سیاست نژاد پرستی تدافعی شما باعث می شود دیگران نیز به روش خود به نژاد پرستی تدافعی روی آورند. زیرا آنان نیز دقیقا به اندازه شما خود را برای داشتن فرهنگ وهویت قومی خود ذیحق می دانند. با اینکه هیچگونه نژاد پرستی قابل دفاع نیست، در این میان فرهنگ هژمونی طلبی که می خواهد ایرانی را تنها فارس و آریایی (و احیانا شیعه) بداند و همگان را موظف به احترام به چنین تعریفی نماید، به علت تسلط فرهنگی که زاییده قدرت سیاسی بوده است، تقصیر کار اصلی است. متاسفانه این هژمونی طلبی تنها از سوی حکومت اعمال نمی شود و طبقات مختلف اجتماعی از جمله و شاید به خصوص بسیاری از اهل فکر و اندیشه (یا کسانی که خود را چنین خوانده و می خوانند) آگاهانه یا ناآگاهانه به این امر تمایل دارند.

  16. سلام دوستان من همه کامنت هاتونو خوندم. من ازمادری عرب ایرانی و پدری کرد ایرانی متولد شدم.ما تو خوزستان زندگی میکنیم. من از بچگی چند بار قربانی نژاد پرستی توی ایران شدم. اوایل اصلا متوجه ماجرا نبودم.یه جوری با این توهین ها برخورد می کردم انگاری هیچ اتفاقی نیفتاده ولی حالا که بیستو چند سالم شده نمیدونم چرا این موضوع اینقدر داره آزارم میده.تمام خانواده مادری من تو جنگ ایران و عراق واسه ایران جنگیدن. وقتی به خلیج فارس میگن خلیج عربی یا خلیج نمیدونین مامان من ازهمه بیشتر کفری و ناراحت میشه و همش میگه ببین به چه روزی افتادیم.
    بعد همه این چیزا وقتی یکی بت میگه ما نصف تو رو به آدمیت قبول نداریم چه حسی بت دست میده؟ هر چند تو یکی از موارد اون طرف از حرفش پشیمون شد و سعی کرد به یه نوعی معذرت بخوات.وقتییه هموطنت به هر دلیلی بت میگه نصفت ایرانی نیست اینقدر برام غیر قابل قبوله انگاری بم بگن تو دختر نیستی.عوضش وقتی میگم بابام کرده میگن وای اصیل ترین آریایی ها کرد هان .میبینی خدا؟ از این ور ردمون می کنن از اون ور تایید.درکل وقتی خودتون مورد نژاد پرستی قرار بگیرین و از همه بدتر از طرف هم وطناتون واقعا می فهمید چقدر دردناکه.همه ملت ها با هم قاطی پاتی شدن کی حالا میتونه واقعا ثابت کنه که اجدادش مال کجا بودن حتی تا 100 200 سال پیش و این حرف دوستان رو هم قبول دارم که ما ایرانیها کمبود اعتماد به نفس داریم یا می خوایم یکی از خودمون بالاتر باشه یا پایین تر. درمان این چیزا اتحاد همه مردم ایران رومی طلبه و اینکه نژاد پرستی هیچ سود و فایده ای واسه هیچ ملتی نداشته.ولی آخرش زندگی همینه نمیتونی افکار کسی رو به تنهایی عوض کنی باید بهترین راه رو برای شاد زندگی کردن پیدا کنی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: