«اگر تو جای آمنه بهرامی بودی …»

این روزها پیرامون آمنه بهرامی بسیار نوشته شد و در وبلاگ ها تبادل نظر شد. نوشته من نیز برخی را برانگیخت و نشان داد که جامعه ایرانی پیرامون قصاص هنوز شکاف بزرگی دارد. هنوز بسیاری هستند که در سده بیست و یکم از باورهای دوران توحش دفاع می کنند.

آنهایی که بر اساس این باورها گمان می برند که با قصاص می توان درس عبرت برای دیگران شد، گویا در این جهان زندگی نمی کنند، به پیرامون خود نمی نگرند و از دانش امروز بشر و حقوق بشر چیزی نمی دانند، با استدلال های ساده لوحانه دبستانی می پرسند: » یکی بیاید روی خواهر تو اسید بریزد بعد ببینیم باز هم این حرفها را می زنی یا نه.» و یا «من می آیم روی تو اسید می ریزم ببینم بعد چه می گویی.»

باورم می شود که این آدمها چنین توانایی داشته باشند. زیگموند فروید چه حق دارد که از چنین استدلال هایی نتیجه می گیرد که این آدمها با این سخنان در انتقاد و اتهام به دیگران در واقع بدون این که بخواهند، خودشان را نشان می دهند که خود توانایی این کارها را دارند.

اکنون که اینها را می نویسم، در برنامه دوم تلویزیون آلمان (ZDF) گفتگویی جریان دارد در باره همین جریان. میهمان برنامه زن جوان لبنانی است به نام «ماها شاف». ماها که با خانواده خود در آلمان زندگی می کند، 13 سال پیش به خاطر دوستی با یک پسر از سوی پدرش در سال 1997 در سن 18 سالگی با بنزین به آتش کشیده شد. پدری مسلمان کور و بی عاطفه! این پدر از سوی دادگاه آلمانی به 13 سال زندان محکوم شد و پس از 13 سال نیز از آلمان اخراج و به لبنان فرستاده شد. در دادگاه، پدر (همچون مجید موحدی) ابراز پشیمانی نکرد و گفت که در شرایط مشابه این کار را دوباره انجام خواهد داد. 65% پوست بدن ماها سوخته است. او تاکنون 48 بار زیر عمل جراحی سنگین قرار داشته است. ماها اکنون 32 سال دارد، ازدواج کرده و دارای سه فرزند است. او می گوید که هیچ گاه به انتقام نیاندیشیده، دیگر قصد عمل جراحی ندارد و ظاهر کنونی خود را پذیرفته و سربلند و خوشبخت زندگی می کند.

مجری برنامه سپس از آمنه بهرامی گفت و این که آمنه به هیچ رو حاضر به گذشت از قصاص نیست و حتی حکم دادگاه ایرانی مبنی بر 12 سال زندان و پرداخت 140 هزار یورو را نیز قبول ندارد. ماها گفت که با آمنه صحبت کرده است و نتوانسته است او را به نادرستی این کار قانع کند. «ماها شاف» گفت که پس از گفتگو با آمنه حس نکرده که توانسته باشد تغییری در دیدگاه های آمنه ایجاد کند. ماها می گوید که هیچ گاه با پدر خود رابطه عاطفی نداشته است ولی به هیچ عنوان فکر قصاص را نمی تواند به ذهن خود راه دهد. ماها به صراحت گفت: «اگر من همان کاری را با پدر خود انجام دهم که او با من انجام داد، پس تفاوت من با او چیست؟«

از دید شما کدام یک خوشبخت ترند؟ ماها با همسرش و سه کودکش یا آمنه بهرامی پس از چکاندن اسید در چشم مجید محدوی؟

من برای مخالفت خود با سنت بازمانده از دوران توحش قصاص نیازی نمی دیدم که نمونه ماها و کسان دیگر بیاورم تا آن بخش از ایرانی های ساده اندیش دور از مدنیت امروزی، شاید ذهنشان تکان بخورد. اما آن چه در این روزها در سایت ها دیدم مرا تشویق کرد که نمونه از کسی بیاورم که خود چون آمنه قربانی بوده است و حرف مرا می زند. شاید این کمی کمک کند تا ذهن کودکانه برخی کمی رشد کند. منشور جهانی حقوق بشر، انسان دوستی، دستاوردهای صدها سال روشنگری و سخنان اندیشمندان، جامعه شناسان، جرم شناسان و روانشناسان و … پیش کش!

اگر هنوز کافی نیست، نمونه های دیگری نیز می توان آورد تا اندیشه ساده شما قانع شود و دیگر نگویید: » من می آیم بر سر خواهرت اسید می ریزم ببینم بعد چه می گویی …»

28 پاسخ

  1. شاید فرق این دو نفر اینه که اون خانم لبنانی الان میتونه یک زندگی عادی داشته باشه و با کسی که دوستش داره زندگی کنه اما آمنه از تمام زندگی عادی محروم میشه . هیچ مرد ایرانی انقدر باگذشت نیست که با آمنه ازدواج کنه و آمنه حتی از پس مخارج زندگیش هم برنخواهد اومد .

  2. قانون باید باز دارنده باشه فکر می کنی توی جامعه کنونی ایران که عصبیت و توحش بیداد میکنه منشور اخلاقی و 13 سال زندان میتونه بازدارنده ارتکاب این نوع جرایم غیر انسانی باشه ؟!

    انوقت ما روز به روز شاهد آمنه هایی نیستیم توی جامعه که نه دولت و قانون و نه حتی جامعه و افکار عمومی ازش حمایت نمی کنه …

    من خیلی به این موضوع فکر کردم اما واقعا نمی شه راجع این موضوع به راحتی قضاوت کرد و حکم داد …

    • اگر از من بپرسند، من می گویم حکم باید 25 سال یا حبس ابد باشد. مجید موحدی و چون او جایشان برای همیشه در زندان است و نه بخشش از سوی آمنه.
      مشکل در اینجاست که در مورد آمنه بهرامی حکومت و قوه قضاییه اش با استناد به شریعت و قصاص خودشان را کنار کشیده اند و مجازات را به مردم و قربانی بر اساس انتقام جویی واگذارده اند. این یعنی بازگشت به توحش! در یک مورد آمنه کوتاه نیاید و از مجید انتقام بگیرد و در مورد بعدی در شرایط مشابه قربانی بعدی به هر دلیلی ببخشد و مجرم به جامعه برگردد. آنها که پیرو اجرای مجازات از سوی قربانی هستند و نه از سوی قانون، باید به این پرسش پاسخ دهند که آیا این نامش عدالت است؟ اگر عدالت این است پس دستاوردهای تمدن بشری در سده بیست و یک به چه درد می خورد؟ من مخالف تعیین مجازات، صدور حکم و اجرای آن از سوی قربانی هستم.

    • من از نویسنده وبلاگ تقاضا دارم قبل از اینکه چنین فجایعی در جامعه رخ بده به فکر دفاع از حقوق بشر و جاری کردن منشور اخلاقی باشه، ما اجازه نداریم وقتی سلامت انسانی اینگونه به خطر می افته و حقوقی از انسانی پایمال می شه جای او تصمیم بگیریم . ولی به نظرم وقتی سه گزینه: بخشش، دیه، قصاص در برابر متضرر جانی (نه مالی) قرار می گیره اون حق دارد که به انتخاب خود یکی را برگزیند. با مید روزی که هیچ کس جای آمنه قرار نگیرد!

  3. دوست عزیز، چرا فکر میکنی ایران و ایرانی امروز وحشی نیست!!!؟؟؟…ایرانی که بخواهی یا نخواهی دولتمردانش در دنیا بر طبل جنگ و حذف اسراییل میکوبند…
    این روزها به نظرم دیگر نمیتوان گفت دولت منتخب این مردم نیست…هنوز تا دموکراسی و دنیای مدرن خیلی فاصله داریم…و متاسفانه ماها خودمون دلیل این عقب افتادگی هستیم…

  4. من هم با نظر نویسنده مقاله هم نظرم، براستی این همه قصاص و اعدام ها تونسته از میزان جرم و جنایت در ایران کم کنه و یا همچنان آمار آن بالاست، براستی چه چیزی بعد از قصاص به قربانی یا جامعه خواهد رسید، صادقانه بگوینم اگر خودم دچار این بلا شوم، قطعا گزينه قصاص را انتخاب نمی کنم.

  5. دوست من! فکر نمی کنی این مثالها هیچ ربطی به اصل موضوع نداشته باشن؟ من هم مثل شما از اینکه اجرای قانون به خود فرد سپرده میشه راضی نیستم. با حقوق بشر هم هیچ عنادی ندارم. ولی چرا این عزیزان حقوق بشری فقط وقتی جرمی واقع میشه سر و کله شون پیدا میشه؟ آیا خود فردی که به صورتش اسید پاشیده شده یا عزیزش رو طی جنایتی هولناک از دست داده یا صدها مورد خشونت ورزی دیگر از این دست، حق یک زندگی سالم و راحت رو نداشته؟؟ اینها از حقوق اولیه بشر محروم بودند که کسی صداش در نمیاد؟؟ هر کسی حق سلامت و حیات داره ولی نه کسی که خودش این حق رو از دیگران می گیره. من که فکر می کنم این عزیزان بیشتر مدافع حقوق جانیها و روانیهان تا حقوق بشر! اصلا اینها بشر نیستن که کسی بخواد از حقوقشون دفاع کنه! مجازاتها صرفا برای پیشگیری نیستن که اگه باشن مطمئن باش با این مجازاتهای نوع حقوق بشری قطعا نتیجه ضعیفتری خواهیم گرفت. مجازات مجازاته و کسی که عمدا دست به خشونت می زنه باید ابعاد این خشونت ورزی رو با تمام وجودش احساس کنه. مجازاتهای حقوق بشری غالبا با خود جرم واقع شده سنخیتی ندارن. به شخصه اهل بخششم ولی معتقدم برای کسی که درد و رنج با گوشت و پوست و روح و روانش عجین شده نمیشه نسخه خاصی پیچید یا به این شکل در موردش قضاوت کرد. متاسفانه برخورد حقوق بشریها هم اصلا مناسب نیست. چقدر می گیری ببخشی یعنی چی؟! این شد حرف؟؟ بقالیه مگه اینجا؟! این یک رفتار توهین آمیزه! گرچه از نظر من تا همینجاشم این قوانین بی سر و ته جمهوری اسلامی از این جانیها دفاع کرده و بهشون فرصت داده. به نظر شما با کسی که جرم می کنه و هیچ احساس پشیمونی هم نداره چه باید کرد؟ بگیم برو بخشیدیمت یا برو زندان تا ببینی اسید چقدر می سوزونه؟! من که میگم اینا اصلا لیاقت ندارن آدم واسشون وقت بذاره. حقوق بشر رو هم بذاریم برای جنس بشر نه این حیوونا که از انسانیت هیچ بویی نبردن…

    • ba in harfaton neshon midin ke hata booi ham az hoghoghe bashar nabordeiid
      «اصلا اینها بشر نیستن که کسی بخواد از حقوقشون دفاع کنه»
      fekr mikonam hitler ham hamin joor dar moredeh afradeh digar harf mizad
      vaghean motoasefam

      • دوست عزیز! جمله ای که شما از متن بیرون کشیدید و آنرا برای خودتان تحلیل کردید، در خود متن معنای واقعی خود را می یابد. جمله ای که ظاهرا درک درستی هم از آن نداشته اید!
        هیتلر انسانهای بی گناه را نشانه رفته بود و خود گناهکارش را توجیه می کرد. من دارم در مورد انسانهایی صحبت می کنم که بویی از انسانیت نبرده اند. تفاوت این دو را درک می کنید؟! یا صرفا می خواهید تشابه بی معنایی بین این دو کلام بیابید؟
        طرز نگاهتان بی نهایت منفعلانه و عجیب است!!

  6. عالي

  7. فوق‌العاده بود. با خواندن این متن تمام رنجی که از خواندن بعضی از نظرات در تایید قصاص شنیده‌ام زدوده شد. سپاس

  8. وبلاگ نویس گرامی که نامتان را نمی دانم
    من دو نوشته ی شما را در باره ی آمنه خواندم و امیدوارم هم شمار بیشتری آن ها را بخوانند و هم شما دست از نوشتن در این باره برندارید. من خودم هم چند خطی نوشته ام اما حالا که می بینم شما از مدتها پیش این ماجرا را دنبال کرده اید به فکر رسیدم که تشویقتان کنم ادامه بدهید تا باز به شیوه ی مرسوم نشود که چندروزی واکنشی نشان می دهیم و بعد ماجرا فراموش می شود تا دور بعد. من گمانم این است که اگر همان طور که پیشتر همت کردید و در وبلاگستان حرکتی برای کمک مالی به آمنه را راه انداختید حالا هم باید کارزاری برای کمک به آمنه هم از نظر مالی و هم از نظر فکری و روحی به راه بیفتد تا آمنه با گرفتن توجه و همدردی و همراهی دیگران از درغلتیدن به فلاکتی دیگر که قصاص نام دارد، مصون بماند. به گمانم انتظار قدیس بودن از قربانی آن هم در جایی که جز جهل و شرارت نمی بیند انتظار بیهوده ای است اما شاید بشود با مهر و پشتیبانی واقعی از قربانی کاری از پیش برد.
    قدردان نوشته ی شما
    فرشته مولوی

  9. عالی بود ای کاش همه اینجوری فکر میکردن من اون شب تا صبح دعا کردم که قصاص انجام نگیره این کار غیر انسانی

  10. در اینکه آمنه خیلی‌ زجر کشیده که بحثی‌ نیست. همهٔ اینها که میگن قصاص، از عمل اسید پاشی بدشون میاد. کسی‌ اسید پاشی رو تایید نمیکنه.پس چرا اسید پاشی رو از طرفه آمنه تقبیح نمیکنید؟. کار بد بد است دیگر. شما دوستان انتقام گیری رو تشویق می‌کنید، و بخشش رو تحقیر. بیشترش هم به خاطره تعلیمات اسلامی هست. یادمه تو ایران که دوست دختر داشتم این بچه حزبل‌ها میگفتند اگه یکی‌ بیاد با خواهرت رفیق شه قبول میکنی‌ خودت؟ منم می‌گفتم آره ولی‌ به شرطی که فرداش نگن خواهرت خرابه!. بحث دیدگاه است اینجا.که دوستان قاطی میکنند. بحث درستی‌ هم هست که جامعه ایرانی‌ ظرفیتش خیلی‌ پایین تر از این حرفاست. اما زایش خشونت رو چه کار کنیم. آیا شما صد در صد مطمئنید که با این کار دیگه کسی‌ اسید نمیپاشه؟ تمام شد رفت، بهشت شد اونجا. یا بر این عقیده اید در انتقام لذتی ایست که در عفو نیست؟ شما فکر می‌کنید که مجید اگه می‌دونست که قصاص می‌شه، اسید نمیریخت؟ این چه تفکر غلطی است. مگه کسی‌ که یکی‌ رو می‌کشه نمیدونه جزاش چیه؟ باز هم می‌کشه.یکی‌ می‌بخشه اون یکی‌ نه. مثل هزاران قربان تجاوز جنسی‌ که بخشیدند و انتقام نمیگیرند،مثل اون مادری که آخرین لحظه پای چوبهٔ دار می‌بخشه. راستی‌ چرا تجاوز قصاص نمیشه. شاید چون تو هیچ دینی اینجوری نیومده؟

  11. من از دو دیدگاه به قضیه نگاه می کنم :
    1 از دیدگاه اجتماع و قانون : که من هم معتقدم نباید قانون و جامعه مجازات رو در اختیار قربانی بزاره. از این دیدگاه من هم مثل شما با قصاص مخالفم و …. و بقیه چیزهایی که گفتین قبول دارم و اگر من هم در جایگاه قانونگزاری بودم جلوی چنین چیزی رو می گرفتم.

    2 اما وقتی از دیدگاه فردی به قضیه نگاه می کنم گرچه من هم دوست دارم که یک اسید پاشی دیگه اینبار قانونی!!! رخ نده نمی تونم به خاطر انتقام آمنه رو محکوم کنم. بله درست می گین احتمالا من هم جای اون بودم همین کار رو می کردم. واقعیت اینه که بعضی اوقات لذتی که در انتقام هست در گذشت نیست! در ضمن به نظرم بی انصافیه که با این عمل آمنه رو معادل اون جانی بگیریم این واکنش اون یک واکنش طبیعی از یک درد بزرگ و ممتده! اگه این درد رو براش این جانی به عمد ایجاد نکرده بود هیچ وقت حتی فکر اسید پاشی به ذهن آمنه خطور نمی کرد! پس لطفا این دونفر رو معادل نگیرید و به آمنه نگید که تو با این تصمیم یا تبدیل به یک فرشته بخشنده و … می شی یک جانی مثل مجید

    • مهدی عزیز، احساس کردم که بخشی از نوشتهٔ شما به کامنت من بر میگرده. ما آمنه رو محکوم نکردم، بلکه تلاش می‌کنیم منصرفش کنیم. ایشون از یک حقی‌ بر خوردار شده به دلیل قانون مجازات اسلامی که همون قصاص هست. اگه آمنه در اروپا زندگی‌ میکردند، چنین حقی‌ نداشتند با اینکه شبیه این جرائم در اروپا اتفاق میفته. حالا ممکنه شما بگید اگه آمنه اروپا زندگی‌ میکرد اصلا چنین و چنان. در ضمن بندهٔ اعتقاد ندارم به اون واقعیتی که شما گفتید. من به حقیقتی اعتقاد دارم که مثالش رو بالا ذکر کردم. راستی‌ تا الان به این فکر کردید که چرا آمنه رو نمی‌شه از تصمیمش منصرف کرد؟ یا اینکه چون همیشه با هاش موافق بودید این سوال رو نپرسیدید از خودتون؟ یا شاید هم میدونید چرا؟ آیا آمنه به همون نقطه‌ای نرسید که مجید رسیده بود قبل از اسید پاشیدن؟

      • من با اروپا و غیر اروپاش کار ندارم دارم در باره بعد احساسات فردی صحبت می کنم. زمانی که کسی به شما حمله می کنه در مرحله اول دفاع کاملا طبیعی و حتی پذیرفته شده و یا توصیه شده است اما اگر در این حمله شما ضربه خوردین که به ناحق هم بود واکنش طبیعی یا حتی بیولوژیکی شما اینه که می خوایین مقابله به مثل کنید هرچند که این مقابله به مثل احتمالا دیگه برای شما فایده ای هم نداشته باشه. با این استدلال من قصد تایید انتقام رو ندارم فقط هدفم اینه که بگم این واکنش یک واکنش طبیعیه و هرگز شما رو برابر با شخصی که در ابتدا ضربه زده نمی کنه. پس نقطه ای که آمنه در اون قرار داره با جاییکه مجید در اون قرار داشت بسیار متفاوته. باز هم تاکید می کنم این صحبتهای من فقط و فقط در باره احساسات فردی بود و نه به معنای تایید قصاص از بعد قانون اجتماع

        پرسیده بودین که چرا نمیشه آمنه رو منصرف کرد؟ قبل از جواب من یک سوال می پرسم اصلا چرا منصرفش کنیم؟؟
        خودم جواب می دم چون برای جامعه این بهتر بهتره که یک اسید پاشی دیگه اینبار توسط قانون و اجتماع رخ نده بهتره که جامعه به توحش کشیده نشه و …..
        این جوابها برای من و شما قابل قبوله ولی آیا آمنه هم به اندازه من و شما می تونه این چیزها واسش مهم باشه و به اینها فکر کنه . آمنه یک فرد معمولیه مثل من و شما و بقیه مردم تحصیل کرده و نکرده بی دین و متدین و یا … به نظر من نمیشه از آمنه انتظار داشت که الزاما مثل یک مصلح اجتماعی برخورد کنه و یا از خود گذشتی آنچنانی داشته باشه . اگر تونست این کار رو انجام بده بله ما هم تحسینش می کنیم اما اگر نتوست من شخصا نمی تونم به خودم حق محکوم کردنش رو بدم

  12. مهدی عزیز، از اینکه کامنت من رو خط به خط نقد کردید متشکرم.

    اروپا رو برای این ذکر کردم که راجع به اون حق صحبت کنم. شما راجع به محکومیت میگید. محکومیت ریشه ش به «حکم» بر میگرده، و حکم نیازمند قانون، قاعده است. تلاش کوچک من در درجه اول منصرف کردن امنه است. ولی‌ آیا همهٔ قوانین مثل قانون مجازات اسلامی هستند. شما چطور میخواید قصاص رو حذف کنید. آیا حذف قصاص به معنی‌ محروم کردن آمنه از یک حق نیست، البته از دیدگاه شما؟ من درست متوجه نشدم، یعنی‌ اگر به فرض قاضی اسید بپاشه به جای آمنه، اشکالی نداره؟ یا اینکه اصلا قصاص رو قبول ندارید. اگه قصاص رو قبول ندارید که دارید آمنه رو از حقی‌ (اسید پاشی) که الان بهش داده شده محروم می‌کنید. در جوامعی که احکام بر آمده از منطق بشری هستند حکم عوض کردنی است. اما آیا یک حکم الهی اسلامی رو می‌شه عوض کرد؟ با دوستان بحث میکردیم ماهه رمضون. پرسیدم شما اگه شب ساعت ۱۲ چراغ قرمز رو ببینید راد می‌کنید یا نه؟ سهراب گفت، نه، چون قانون برای راحتی‌ انسان هست و این قانون گذار احمق نفهمیده که این وقت شب دیگه چراغ قرمز نیازی نیست. اون یکی‌ گفت که اگه سبز هم بشه من راد نیمیشم، چون یه الاغی مثل سهراب شاید قرمز خودش رو بی‌ خیال شده باهاش تصادف می‌کنم. به هر حال. پرسیدم حالا چرا شما روزه میگیرد واسه یک ماه. چرا مثلا ۲۳ روز روزه نمیگیرد. یکی‌ خندید، اون یکی‌ با تعجب نگاه کرد. گفتم دلیلش خیلی‌ ساده است، چون شما این جان قانون گذار که الله باشه رو احمق نمیدونید، و حکمش رو قابل تغییر. قانون هدف مندی سوبسیدها، اگه صدای مردم در بیاد ممکنه عقیم بشه، ولی‌ آیا اگه همهٔ آمنه‌ها از قصاص چشم پوشی کنند، این حکم تعطیل می‌شه؟ خیر، شاید این حکم بی‌ اثر می‌شه. کسی‌ که توی ایران زندگی‌ میکنه تحت لوای قانون اون کشور است. برخی‌ قوانینی که نمی‌شه عوضشون کرد. منصرف کردن آمنه ۱ از ۱۰۰ ماست، راه طولانی‌ در پیش اگه بخواهیم قصاص رو حذف کنیم. اجازه بدید شما ما ببینیم این یک کار کوچولو از دست ما برمیاد؟

    آیا قربانی که گذشت میکنه متابولیسم بدنش متفاوت است؟ واکنش بیولوژیکی یعنی‌ چه؟ اگر مجید به صورت آمنه مشت زده بود و مثلا امنه هم با کفشش میزد تو سر مجید ، شاید این حرف شما قابل قبول می‌‌بود. نه بعد این همه مدت، یعنی‌ آمنه هنوز داره واکنش بیولوژیکی نشون میده. ایشون تو مصاحبه هاش گفت من بعد مدت‌ها فکر کردن به این نتیجه رسیدم. اسید پاشی برای آمنه واکنش بیولوژیکی که هیچ، حتی بیشتر منطقی‌ هست تا احساسی‌.

    شما میگید قصد تایید انتقام رو ندارید. شما انتقام رو تایید کردید چطور این حرف رو میزنید. شما گفتید واقعیت اینه که در انتقام لذتی است که در عفو نیست. یا شاید این رو هم از طرف امنهٔ بی‌ چاره گفتید.

    به نظر من نقطه‌ای که آمنه بهش رسیده با نقطه‌ای که مجید بهش رسیده بود پیش از اسید پاشی خیلی‌ نزدیک است. آمنه رو نمی‌شه منصرف کرد و هر دو به انتقام کور فکر میکنند/میکردند.

    من آمنه رو محکوم نمیکنم تا قبل قصاص. بعد قصاص نیازمند بحث طولانی دیگریست. آمنه معادل مجید تا قبل قصاص نیست. اما اسید پاشی بد است. بد بد است دیگر. من این عمل رو معادل می‌دونم. آمنه چه قبل از اینکه به رویش اسید ریخته شود چه الان معادل مجید نیست و نبوده. پاسخ مجید به یک «نه» اسید پاشی بود. پاسخ احتمالی‌ آمنه به یک اسید پاشی، اسید پاشی است. من آمنه رو دارای ظرفیت بالایی‌ میدونم به خاطر اینکه از مصاحبه هاش با شخصیتش کمی‌ آشنا شدم. ولی‌ تا قبل قصاص، من این دو رو معادل نمیدونم.

    من نمیدونم تعریف شما از معمولی‌ چیه؟ هر وقت این سوال رو پرسیدم جوابی‌ نگرفتم. عوام، خواص، معمولی‌، عادی، .. این‌ها تعریف شخصی‌ دارند بیشتر تا عمومی‌. ممکن از نظر شما کسی‌ معمولی‌ باشه از نظر من غیر معمولی‌. من از امنه انتظار ندارم مثل یک مصلح اجتماعی بر خورد کنه، چون مصلح اجتماعی خود تعریفی‌ دیگه داره. ولی‌ ازش میخوام از خود گذشتگی کنه. من این انتظار و التماس رو ازش دارم. به نظرم ایشون دختر باهوش و فهمیده‌ای است. و ظرفیت گذشت رو هم داره.

    در جامعه بسته‌ائ مثل ایران نمی‌شه آمار اسید پاشی رو در هر سال شمرد. شاید از این به بعد همهٔ قربانیان اسید پاشی تصمیم بگیرند که قصاص کنند. باید دید سال ۹۱ به فرض بعد ۲۰۰ مورد اسید پاشی و ۲۰۰ مورد قصاص چه وضعیتی خواهیم داشت؟ آیا ما یک قدم جلو رفتیم یا چندین قدم عقب؟

    • همونطور که قبل گفتم من هم با اینکه قصاص قانونی باشه مشکل دارم و با شما در این زمینه اختلافی ندارم پس در این زمینه صحبتی ندارم.
      بحث من در باره وضع فعلی است که این امکان برای آمنه به وجود اومده که مقابله به مثل کنه. حتی به نظر من تلاش شما در جهت متقاعد کردن آمنه هم تا زمانی که تبدیل به فشار و متهم کردنش نشه ارزشمنده. در ضمن اصلا در مورد اینکه قصاص باعث پیشگیری میشه یا نه هم بحثی ندارم چون فکر کنم نکته اصلی اختلاف ما در این که آیا اگر آمنه قصاص کنه باید به اون و مجید با یک دید نگاه کرد یا نه؟
      اما واقعا آمنه و مجید در یک نقطه هستند؟ به نظر من اصلا! دلیل مجید جواب رد شنیدنه و اینکه آمنه حاضر نشده با اون باشه اماعمل آمنه از خشمی که از ظلمی که بهش شده و به این راحتیها فروکش نمی کنه نشات می گیره این دو بسیار متفاوتن . واسه من و شما راحته بگیم این خشم چیزی رو حل نمیکنه و بی فایده است اما برای آمنه هرگز .این که آمنه بتونه چطور با این خشم کنار بیاد بستگی به ظرفیت اون شرایطش و … داره.
      من زمانی که گفتم: «بعضی اوقات لذتی که در انتقام هست در گذشت نیست» تایید کردم که احساسات شخص آسیب دیده رو تا حدودی آروم می کنه اما این به این معنا نیست تایید کنم که قانون و اجتماع هم شخص رو در این راه الزاما کمک کنند.
      قتل بده اما همیشه به یک اندازه بد نیست آیا قتل به خاطر تجاوز کردن به خاطر دزدی به خاطر انتقام به خاطر دفاع از مال به خاطر دفاع از جان به یک اندازه مذموم هستند؟
      حبس بده اما آیا حبس به خاطر تجاوز و عقاید پوچ(نظیر اتفاق جنجالی که در اتریش اتفاق افتاد) حبس به خاطر جنگ و حبس به خطر … و یا اصلا حبس به منظور مجازات خطاکار یکسان هستند؟
      اسید پاشی هم همینطور !

      • برای خوش باورانی که تصور میکنند تشدید مجازات باعث کاهش جرم میشود
        http://modafe.com/NewsDetail.aspx?Id=618

        • http://www.iranianuk.com/article.php?id=66012

          Well Done Ameneh! So Proud of You.

  13. سلام
    به نظر من قصاص یک عمل وحشیانست که باید ریشه کن بشه. اما آدمایی مثل مجید محدوی که ممکنه این بلا رو سر یه نفر دیگه هم بیارن شایسته حبس ابد هستن…برای حفظ امنیت بقیه…

  14. […] صاحب سه فرزند است. خواندن این مطلب را از دست ندهید:«اگر تو جای آمنه بهرامی بودی…» ۳) نباید فراموش کنید که «مجید» آخرین حلقه از مجموعه […]

  15. دوست من این بحث که اگر تو جای آمنه بودی چه می کردی یا دیگرانی همچون آمنه چه کردند همه بحث های انحرافی هستند که به عقیده ی هیچ کمکی به پیشرفت مسئله نمی کنه و فقط داری خواننده هاتو گیج میکنی، فقط یه نکته تو حرفات هست که گفتی «من مخالف تعیین مجازات، صدور حکم و اجرای آن از سوی قربانی هستم.»
    این بحثم یه بحث انحرافی دیگست و خودت خوب میدونی چرا واقعیت اینه که شما با نوع مجازات مخالفید و فرقی هم براتون نمیکنه که کی تصمیم گیرنده باشه مثلا اگر هیئت منصفه تشکیل بشه و اونها بنا به عرف و همچنین قوانین مدنی حکم قصاص صادر کنند(که من یقین دارم در ایران همچین حکمی صادر میشه) شما قبول می کنید؟ جواب مشخصه، واقعیت اینه که فرقی نمیکنه چه کسی تصمیم گیرنده باشه بلکه این مهمه که چه گزینه هایی یا چه حقوقی در اختیار داشته باشه.
    من تخصصی در این زمینه ندارم اما دوست داشتم نظر شخصیم رو بگم تا به حال هم هیچ بحث منطقی و مستند از مخالفین و موافقین قصاص ندیدم که بخوام راجع بهش اظهار نظر کنم همیشه بحث هایی بوده که بیشتر جنبه ی تبلیغاتی داشته(مثلا از نظر من جناب نویدار بیشتر شبیه مبلغ های مذهبیه که داره تبلیغ تمدن غربی رو میکنه تا اینکه یک آزادی خواه خواهان عدالت باشه) تا جنبه های حقوقی، این جنبش های حقوق بشری هم به همین دلیل هیچ پیشرفتی ندارند و در داخل جدی گرفته نمی شوند چون اغلب جهت گیری های سیاسی-تبلیغاتی دارند تا حقوقی-مدنی.

  16. به نطر من قصاص درست ترین کاره

  17. با درود به جناب نویدار
    اگه تا به حال مراجعه ای به این سایت نداشته اید حتمن نگاهی به مقالات سایت بندازین و اگه جالب بود براتون معرفی کنین به دیگران.

    http://www.ravanvajahan.com/
    به طور خاص من مقالات آقای جهان جهانشاهی رو از این سایت بسیار پسندیدم.مقالات و ویدیوهای روی سایت حرفای تازه ی زیادی برای گفتن دارن.توصیه می کنم ویدئوی «قیام مردم ایران» رو از این سایت ببینید.//
    ضمنن من بیشتر از دو سال هست که سایتتون رو می خونم.با سپاس.

  18. سلام . کجایی نیستی ، نمی نویسی . مثل اول ها نمی نویسی . فکر کنم همین حدود ها سومین سال وبلاگ آقا اجازه باشه . اومدم بگم ، بنویس . همین .

  19. شماهایی که مخالف اعدام هستید. یه نگاه به این خبر که البته نمونه هاش کم هم نیست بیندازید. واقعا سزای همچین کسایی جز اعدام اون هم به سخت ترین شکل ممکن چیه؟
    http://www.khabaronline.ir/news-167954.aspx

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: