زلزله ژاپن و برداشت ما بینندگان از واقعیت

از دیروز که خبر زلزله و سونامی پی آمد آن در ژاپن رسید، ما را در برابر تلویزیون میخکوب ساخته است. ژاپن جایی است که به قولی برابر استانداردهای بسیاری از کشورهای دیگر، در اساس قابل سکونت نیست، جایی است با زلزله های بی شمار، آتش فشان، توفان های دریایی و سرزمین بدون هیچ گونه منبع انرژی و یا ذخیره های زیرزمینی. با تمام اینها سومین اقتصاد بزرگ جهان است، در درجه بالایی صنعتی است و هر چه در توان بشر بوده است را برای رویارویی با این بلاهای طبیعی انجام داده است. با تمام اینها، زلزله 8/9  ریشتری و موج آب 10 متری تمام زیرساخت های ژاپن را در ساحل شرقی چون مشتی اسباب بازی برهم ریخته است؛ یک قطار مسافربری را به گوشه پرتاب کرده است و ماشینی را بر شیروانی خانه ای سوار! فاجعه ای فراتر ار تصور انسان.

* * *

امشب تلویزیون در کانال های مختلف چند فیلم سینمایی داشت که البته بیشتر آمریکایی و تکراری بودند. یکی مثلا زلزله در لوس آنجلس بود و آتش فشانی که زیر شهر فعال شده است، آن یکی خطر جنگ جهانی سوم و درگیری میان آمریکا و روسیه است، در جای دیگر فیلمی بود که شهاب سنگی به سوی زمین در راه بود و یک گروه آمریکایی قرار بود جهان را نجات دهد.

از زمانی که کامپیوترهای نیرومند و نرم افزارهای خوب برای شبیه سازی نیز در اختیار هالیوود و بالی وود و چون اینها قرار گرفته است، نیز توان استودیوها برای شبیه سازی نزدیک به واقعیت سناریوهای سینمایی بسیار بالاتر رفته است و می توانند صحنه های بسیار پیچیده را بسیار نزدیک به واقعیت شبیه سازی کنند.

همه اینها یک جنبه دیگر نیز دارد: از بس از این صحنه های فاجعه در فیلم های سینمایی دیده ایم، حساسیت ما برای دیدن صحنه های واقعی و درک آنها بسیار پایین آمده است. به گونه ای است که شاید برخی صحنه های سونامی ژاپن و یا انفجار بخشی از نیروگاه هسته ای فوکوشیما را در سطح یک فیلم سینمایی ارزان درجه چهار بدانند. فیلم های هالیوودی این صحنه ها را ده برابر بهتر برایت شبیه سازی می کنند. شاید در همین لحظه ها که اینها را می نویسم، و نگران پوسته فولادی نیروگاه هسته ای فوکوشیما هستم، کسی دارد با بازبینی چند باره گزارش ها، فیلم نامه ای را در همین زمینه می نویسد تا هالیوود یکی دو سال دیگر همین صحنه ها را با کیفیت بسیار بهتر و بدون خطا به ما نشان دهد. کمی صبر!

این است روزگار ما مصرف کنندگان بدون انتقاد و تماشاگران گرامی!

یک پاسخ

  1. آره حق با شماست. این روزها حساسیت نسبت به مرگ، جنگ، شکنجه و نابودی برایمان کم شده. زیاد دیده یا شنیده‏ایم. چه طبیعی چه منصوعی!

    وجدان را باید قلقلک داد!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: