وزیر دفاع آلمان و تقلب در رساله دکترا

این روزها آقای کارل تئودور گوتنبرگ، وزیر دفاع آلمان که بر اساس همه پرسی ها محبوب ترین سیاستمدار آلمان است، از زاویه ای دیگر توجه افکار عمومی و رسانه ها را به خود کشیده است. علی کردان یادتان هست؟ وزیر کشور احمدی نژاد دو سال پیش؟ همانی که به بیان خودش از «دانشگاه آکسفورد لندن»! دکترا گرفته بود و با پررویی تا آخر هم گردن نگرفت که مدرکی جعلی را با پول به او انداخته بودند تا این که مجلس با اردنگ او را بیرون انداخت؟ و یا آقای رحیمی کنونی، دارای مدارک قلابی و دزد بیمه عمر با شناسنامه های مردگان و یار احمدی نژاد؟ این آقای گوتنبرگ نیز این گونه که این روزها فاش شده است، راهی مشابه آقای کردان و رحیمی رفته است. چه کسانی گهگاه با چه کسانی همسو می شوند! هر چند که بدترین سیاستمدار آلمانی را با بهترین سیاستمدار ایرانی کنونی نیز نمی توان مقایسه کرد و مقایسه گوتنبرگ با علی کردان بی انصافی کامل است. اما معیار من در برخورد با جریان گوتنبرگ معیار جامعه آلمان است و نه ایران. اما این مقایسه خود به خود به ذهن آدم می آید.

رسانه ها فاش کردند که آقای گوتنبرگ در پایان نامه دکترای خود بخش های بزرگی را از نوشته های دیگران برداشته بدون آن که منبع آنها را بیاورد. سخن بر سر یک یا دو نمونه نیست، بلکه بیش از 300 مورد در متن یافته اند که از دیگران رونویسی شده است بدون آن که منبع آنها آورده شود. در سایتی به نام گوتنپلاگ ویکی که نامش ترکیبی از نام گوتنبرگ و واژه پلاگیات به مفهوم تقلب است، بخش هایی از دکترای جناب گوتنبرگ را که در آنها رونویسی از دیگران یافته شده را آورده اند. تاکنون در %79/73 از صفحه های این رساله این رونویسی ها را یافته اند و با آوردن منبع اصلی آنها را مستند ساخته اند.

آقای گوتنبرگ روزهای دشواری را می گذراند. همین چند هفته پیش بود که در سفر خود به افغانستان و بازدید از نیروهای آلمانی در آنجا همسر خود را با خود برده بود و از این رو زیر انتفاد شدید افکار عمومی قرار گرفته بود. این روزها هم زمانی که این جریان فاش شد، بی توجه دوباره به سفر افغانستان رفت. یکی می گفت که رفته آنجا درخواست پناهندگی سیاسی بدهد!

دانشگاه بایرویت (Bayreuth) که به او درجه دکترا را داده بود، آن را پس گرفت و رییس دانشکده حقوق او را کلاهبردار خواند.

البته خرید مدرک دانشگاهی و با رونویسی از آثار دیگران کاری است که زیاد پیش می آید و بازاری برای خود دارد. آنهایی که می خواهند میان بر بزنند و به جای کوشش علمی یک شبه به مدرک برسند، مشتری این بازار هستد. از این روست که واکنش همگان و به ویژه جامعه دانشگاهی و علمی به این کارها نیز شدید است. دیروز، شنبه 26 فوریه، دانشگاهیان آلمانی در برابر ساختمان وزارت دفاع آلمان در برلین راهپیمایی کردند و از جمله همگی کفشهایشان را درآورده و به آقای گوتنبرگ نشان دادند، کاری که این روزها از مردم مصر در میدان التحریر یاد گرفته اند.

چند نکته توجه مرا در این روزها جلب کرد:

–          خانم مرکل صدراعظم آلمان که خود نیز دارای مدرک دکتراست، به جانبداری از آقای گوتنبرگ پرداخت و سخنی عجیب بر زبان آورد: «من به دنبال استخدام یک دستیار علمی نبودم و یک وزیر به کابینه خود آورده ام.» این حرف سخیف باعث اعتراض احزاب سیاسی دیگر و جامعه علمی شده است. من نیز بی اختیار یاد حرف احمقانه تر احمدی نژاد افتادم که در دفاع از کردان گقت که این ورق پاره ها پشیزی نمی ارزد. به راستی چگونه ممکن است که کسی در عرصه خصوصی (اگر بخواهیم دریافت درجه دکترا را امری خصوصی بدانیم) تقلب کند و در پست دولتی درستکار باشد، آن هم در مقام وزیر دفاع؟ آن هم به عنوان محبوب ترین سیاستمدار آلمان؟

–          بدخواهان می گویند که اگر او محبوب است، به خاطر قابلیت های ویژه اش نیست، بلکه چون جوان است، خوش تیپ است، از خانواده اشرافی قدیمی است و همسرش زیباست. البته اگر این حرفها هم درست باشد و برخی نیز به این چیزها رای دهند (که می دهند)، از دید من آقای گوتنبرگ بیشتر از خودش پشت پا می خورد، از مانعی که خود نهاده است: از او سخنان زیادی شنیده بودیم در باره درستگویی و انظباط و صداقت، انتقاد می کرد ازسیاستمداران نسل پیش از خودش و می خواست راهی نو نشان دهد. همین چند هفته پیش او در گامی شتاب زده فرمانده یک کشتی آموزشی نیروی دریایی را در رابطه با آن چه که در آن کشتی روی داده است (که هنوز هم روشن نیست چه بوده)، از کار برکنار کرد و اکنون گزارش کمیسیون بازرسی بی گناهی فرمانده را تایید کرده است. این روزها آقای گوتنبرگ را با معیارهای سختی می سنجند که خود تعریف کرده بود و همواره دیگران را با آنها مورد انتقاد قرار می داد.

–            بارها دردنیای سیاست آلمان شاهد بوده ام که هر گاه کسی به دلیلی محبوب می شود و یا با معیارهای سخت و اخلاقی به سراغ دیگران می رود، دست کم توجه دو گروه را به خودش جلب می کند: حزب رقیب، برای آن که چیزی بیابند و آبرویش را ببرند تا حزبش برای انتخابات بعدی رای نیاورد و رسانه ها که با ذره بین به دنبالش می افتند تا ببینند که خودش چگونه است. البته اینها نیز زاویه های دیگر دمکراسی و جامعه آزاد است که ارگان های کنترل خود را دارد و خود را تصفیه می کند، هر چند که در کوتاه مدت شاید زیانی نیز وارد آورد، در درازمدت جلوی سوء استفاده از قدرت را می گیرد.

–          جامعه دانشگاهی آلمان بسیار از این جنجال عصبانی است چون این کارها به اعتبار علمی دانشگاههای آلمان لطمه می زند و زحمتی را که باید کشید تا مدرکی دانشگاهی را دریافت کرد، به ابتذال می کشاند. در راهپیمایی دیروز بسیار کسانی بودند که مدرک دکترای خود را همین روزها دریافت کرده بودند و از این که یکی می آید و با رونویسی به چنین مدرکی دست می یابد و اعتبار زحمت چند ساله دیگران را زیر سوال می برد عصبانی بودند و او را «بارون دروغ» خطاب کردند و از سوی دیگر از خانم مرکل که با بیانی دیگر کار علمی و مدرک دکترا را به تمسخر می گیرد نیز! امروز حق خانم مرکل و آقای گوتنبرگ همین است که جامعه دانشگاهی کفشهایش را به نرده های وزارت دفاع ببندد. عجب کاری مصری ها به دنیا یاد دادند! فردا نامه سرگشاده 20 هزار پژوهشگر آلمانی دارای مدرک دکترا به خانم مرکل منتشر می شود که در آن از او به خاطر تمسخر جامعه علمی انتقاد کرده اند.

–          خانم مرکل که برای منافع کوتاه مدت حزبی خود از آقای گوتنبرگ دفاع می کند و می خواهد انتخابات ایالتی زیادی را که امسال در راه هستند، نجات دهد، این را نمی بیند که با چنین کاری اعتبار علمی کشور را زیر سوال می برد. جایگاه علمی و افتصادی آلمان از هوا نیامده و خدادادی نیست و نتیجه زحمت سالها دانشمندان آلمانی است که اگر قرار بود هر کسی بیاید و از دیگری رونویسی کند که این همه اختراع به نام آلمانی ها نبود. آدم مشکوک می شود که اینهایی که از این حرفها می زنن، شاید مدرک دکترای خودشان را هم به گونه ای دیگر از آن راهی گرفته اند که ما می شناسیم.

–          دانشگاه بایرویت نیز این روزها به دردسر غریبی گرفتار شده است. هیات علمی خیلی سریع نشستی برگزار کرد و تیتر علمی آقای گوتنبرگ را پس گرفت. اما وقتی من نخستین خبر را شنیدم، پیش از آن که به گوتنبرگ فکر کنم، برایم این پرسش پیش آمد که کمیسیون علمی و استاد راهنمای اقای گوتنبرگ کجا تشریف داشتند؟ این وظیفه آنها بوده که چهار سال پیش رسال دکترا با بررسی کنند و سپس اجازه طرح ان را بدهند. امروز این پرسش دردسر آنها شده است.

آخرین نظرسنجی اجتماعی که هر هفته در آلمان انجام می گیرد نشان می داد که محبوبیت او رو به کاهش است. البته کماکان %60 بر این باور هستند که او کارش را خوب انجام می دهد.

باید دید این داستان به کجا می انجامد.

دیگر نوشته ها در این زمینه:

–  علیه تقلب، دزدی علمی و مدرک قلابی

–  واژه کردان وارد فرهنگ لغت زبان های جهان می شود (ریشه-واژه kordan)

–  آقای احمدی نژاد، ورق پاره شما چقدر ارزش دارد؟

–  استیضاح کردان و اتفاق امروز در مجلس: دروغ و تقلب دولت احمدی نژاد و سقوط اخلاقی جامعه

6 پاسخ

  1. نوشتهء شما مثل هميشه خواندنی و دلچسب بود. اين قضيهء کفش هم حسابی مايهء تفريح من شده.

    نميدونم اين روند تا کجا ميخواد پيش بره. اين بی‌تفاوتی که در سالهای اخير در مردم آلمان ميبينم و سطحی فکر کردنشون در مسائل سياسی. وقتی با اين همه منبع اطلاعات و رسانه‌های آزاد اينقدر کوته‌فکری نشون ميدن، از مردم ايران چه انتظاری داريم؟

  2. اینکه به خاطر این خلافش همه آنچه انجام داده زیر سوال نرفته، نشانه دیگری از دموکراسی است.

  3. یکی از سنگین ترین کارهایی که بر دوش اوست، حذف خدمت وظیفه و تبدیل ارتش آلمان به یک ارتش حرفه ای است. این که درست در میان این پروژه این جریان دکترا فاش شده، دلیل دیگری است که برخی معتقدند که باید کمی چشم پوشی کرد تا این کار تمام شود.

  4. The most hilarious and calculated respond of Karl Theodore was in an speech, last week during a rally, which he indirectly accused his former tutors and professors at the University of Bayreuth, after admission of “Theft”, that you have studied and reviewed my dissertation, and have not discover any wrongdoing, or another word “NO plagiarism”, and therefore the conclusion would be, you are just a gigantic bunch of “FULL IDIOT”, and you are accomplice to the perpetration. He is a hell of Aristocratic Gentleman.

  5. کردان آخِن

  6. خیلی خوب گفتی نویدار. می‌دونی چیه قضیه حرص می‌داد آدم رو؟ دانشجوهای معمولی اگر توی یه مقاله‌ی ۱۵ صفحه‌ای تقلب و کپی کرده باشند از دانشگاه اخراج می‌شن، بعد ایشون اومده ۸۰ درصد رساله‌ی دکترا رو کپی کرده و اوایل هم با پررویی می‌گفت این اتهامات مزخرفه!!!
    ما دانشجوهای بدبخت برای پایان نامه لیسانس و فوق لیسانس باید امضا بدیم و تضمین بدیم که تقلب نکردیم، دانشگاه ایشون گفته قول شرف برای ما کافیه!!!
    ولی حرف پانته‌آ هم کاملا درسته. من نمی‌دونم چرا این ملت آلمان انقدر ظاهربین و سطحی شدن. فقط چون آقا به نظرشون خوش‌تیپ و اشرافیه و خانومش خوشگله یه دفعه می‌شه وزیر محبوب، هیچکس هم نمی دونه اصلا تو وزارتخونه‌اش چه غلطی کرده یا اصلا کار مفیدی کرده یا نه؟ برای اینکه مردم تنبلند و روزنامه خوندن و اخبار دیدن براشون زحمته!
    یه دختره زنگ زده بود به رادیو و به مجری می‌گفت شما رسانه‌ها بدجنسی کردین چون بهش حسودیتون می‌شد! فکر کن!!! بعد مجری می‌پرسید خوب به نظر تو چرا وزیر خوبی بوده و حقش این نبوده؟ دختره فقط تونست بگه خیلی آدم مهربون و دوست‌داشتنیه. من سخنرانیش رو در مراسم سربازهای کشته شده در افغانستان دیدم، خیلی خوب حرف زد.
    یعنی من می‌خواستم موهای سرم رو بکنم! این شده واسه مردم معیار وزیر خوب!!! خوب حرف زده!
    ببخشید روده درازی کردم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: