آیا میلان کوندرا همان Milan Kundera است؟

نام میلان کوندرا که می آید، هر انسان ادب دوستی به شوق می آید. میلان کوندرا نویسنده ای است که نمی توان از کنارش گذشت، همان گونه که نمی توان میهن او، جمهوری چک را شناخت و بی تفاوت بود؛ کشور کوچکی در اروپای مرکزی با زبان و فرهنگ خاص خود که یکی از بافرهنگ ترین ملت ها را در خود جای داده است.

رمان «جهالت» میلان کوندرا را به فارسی به دست گرفتم. ترجمه روانی و خیلی خوبی دارد از آرش حجازی. در جای دیگری نوشته بودم که خواندن به فارسی را به خط و زبان دیگر ترجیح می دهم. از این روست که بسیاری از رمان ها را به فارسی خریده ام ولی تا کنون پیش نیامده که متن دو رمان را به فارسی و زبان دیگری با هم مقایسه کنم، مگر آن که بازگردان فارسی آن چنان بی کیفیت باشد که نتوان آن را تحمل کرد. این را نیز می دانم که جای پای نامبارک وزارت ارشاد و خود سانسوری  مترجم ها و ناشران ایرانی در هر کتاب باید آشکار باشد. اما باز می گویم که خوب شاید تاثیر چندانی نداشته باشد و ایشالا که گربه است.

یکی از زمینه های قدرت میلان کوندرا در نگارش، تصویر سازی زاویه های ژرف شخصیت انسان ها و تقابل آنها با یکدیگر است. … و درست در همین جاست که فرهاد کاشانی کبیر در درآمدی که بر رمان «جهالت» نوشته است، در پایان این را گفته است:

«نکته ای که در پایان باید به آن اشاره کرد، سیر تحول و شناخت شخصیت های داستان اوست که از میان دیدارها، صحبت های پراکنده و روابط عاشقانه شکل گرفته و نمایان می شوند. متاسفانه به عذرهای اخلاقی فراوان به جا و نا به جا، کوندرایی که فارسی زبانان از طریق ترجمه ها می شناسند، چیزی کاملا متفاوت از کوندرای اصلی است.«

دست مریزاد! از این که آقای کاشانی این هشدار را به خواننده می دهد که احیانا نوشته ای جعلی در دست داری، شاید باید ممنون بود. اما کاش «عذرهای اخلاقی فراوان به جا» را برای خواننده بیشتر توضیح می داد تا ببینیم کدام زمینه اخلاقی وجود دارد که حاکمان اسلامی و وزارت ارشاد و دیگران همفکران جاهلشان در آن از دید اخلاقی بر میلان کوندرا و فرهنگ متمدن حاکم بر جمهوری چک برتری دارند. البته چون آقای کاشانی را نمی شناسم، انتقاد من متوجه او نیست، هر چند که برخی از عذرهای اخلاقی را «به جا» دانسته است. امان از دست این ملت و فرهنگ در این طول و عرض جغرافیایی در خاورمیانه که هم در ژرفای فساد اخلاقی و سیاسی و اجتماعی است و هم زمان، تکبرش در دادن درس اخلاق گوش فلک را کر کرده است!

بیاییم خوشحال شویم که کتاب های این نویسنده بی همتا به فارسی منتشر می شوند یا غمگین شویم که سر ما کلاه می گذارند و قورباغه ای را به جای فولکس واگن به ما می فروشند؟ وقتی که کتاب های صادق هدایت و فروغ فرخزاد و دیگران را دوباره (به بیانی) می نویسند، چاپ می کنند و به خواننده فارس تحویل می دهند، گویی که کسی چاپ قدیمی «بوف کور» را نخوانده بود و یا نمی دانست که فروغ فرخزاد شعری به نام «گل سرخ» نیز دارد و یا برخی از شعرهایش بلندتر از آنی است که در چاپ های جدید آمده است، دیگر ببینید با نویسنده خارجی چون میلان کوندرا چه می کنند.

آیا نوشته های کسی چون میلان کوندرا نیز چون برخی فیلم های بازاری هالیوودی است که نسخه اروپاییشان از نسخه آمریکایی 10-15 دقیقه بلندتر است، چون در اروپا صحنه های عاشقانه بیشتر و بازتری نسبت به آمریکا می توان نشان داد که البته فیلم را جذاب و به دل تماشاچی اروپایی بهتر می نشینند ولی اگر هم نباشند، به ساختار فیلم لطمه ای نمی خورد؟

از دید من این کار امکان ندارد و پس از چنین کاری دیگر میلان کوندرا آن Milan Kundera نیست و نویسنده دیگری است.

آیا می توان مثلا به «بار هستی» میلان کوندرا که یک رمان سنگین فلسفی است، دست زد و اینجا و آنجا چیزی را تغییر داد و یا برداشت، بدون آن که به داستان لطمه بخورد؟ هر چند که این یکی را در تیتر تغییر داده اند که البته اشکال چندانی ندارد. نام این کتاب در انگلیسی The Unbearable Lightness of Being، در آلمانی Die Unertträgliche Leichtigkeit des Seins و به فرانسه l’Insoutenable légèreté de l’être است که هر سه برگردان دقیق است. حال این که چرا در فارسی این کتاب «بار هستی» نام یافته است و مثلا نشده است «سبکی تحمل ناپذیر هستی»، این را دیگر ناشران و مترجمان گرانقدر دانند.

به راستی از کی تا حالا «سبکی» را می توان با «بار» که عکس آن، یعنی سنگینی را تداعی میکند، جای گزین کرد؟

6 پاسخ

  1. سلام. به هر حال شرایط امروز ایران بر کسی پوشیده نیست، به نظر من هم ناشر و مترجم گناهی ندارند. در این میان، اگر قرار به انتخاب باشه، من ترجیح میدم همون مثله شده به دستم برسه، تا اینکه کلا یه نویسنده بزرگ و معروف رو نشناسم. اینجوری آدم انگیزه پیدا میکنه که بره انگلیسیش رو هم بخونه. اما اگه ما اصلا این نویسنده رو نمیشناختیم، میشد یکی مثل این هزار تای دیگه ای که گاهی کتاباشون تو آمازون حتی پرفروشترینه، اما ما اسمشونو هم نشنیدیم.

  2. من اول کتاب رو به فارسی خوندم ولی با ترجمه ای متفاوت چون ترجمه اش بود «سبکی تحمل ناپذیر هستی» یا شبیه به این نه بارهستی! و بعدها نسخه انگلیسیش رو خوندم. کلی از شرح خصوصیات شخصیتهای داستان، در مورد بدنشون و به هنگام معاشقه با بقیه هست، کلا کتاب خیلی جاها به بحث بدن و برهنگی و سکس می پردازه، واقعا نسخه فارسی رو که خونده باشی انگار که یه کتاب دیگه خوندی! یاد سریال پوآرو (کارگاه معروف داستهای آگاتی کریستی) می یافتم که از تلویزیون ایران پخش می شد، توی یک قسمت، در پایان ماجرا پوآرو قاتل رو زنی به نام «میراندا» معرفی کرد و دستیار و همراهش هستینگز نمی تونست این امر رو قبول کنه که میراندا قاتل هست، اینها همه معقول است، به جز این که در تمام قسمتی که پخش شد، حتی یکبار هم میراندا رو نشون ندادند (حتی وقتی به عنوان قاتل معرفی شد!) بعدها قسمت رو بدون سانسور دیدم و فهمدیم که حتی آگاتا کرسیتی هم اگر از طریق تلویزیون ایران می خواست معمای قتلهاش رو حل بکنه به بن بست می خورد.

  3. سلام
    کجایی ؟ در چه حالی؟ زنده ای؟

  4. با عرض سلام: من فقط یه کتاب از کوندرا آنهم در باره تئوری رمان خوانده ام. اما فکر می کنم که ترجمه شما ازاسم کتابشان صحیح نباشد. عنوان » تحمل ناپذیری زندگی سبک»دقیق تر است.

    من در عصر و زمانه ایکه میلیون ها کودک با دست های خالی از اشغالدونی شهر های بزرگ دنبال غذا می گردند یا از 9 سالگی به روسپی گری می پردازند تا که مخارج زندگی خانواده — بعضا معتاد–شان را تهیه کنند و هزاران بالاو مشکلات سیاسی و اقتصادی و خفقانی که گریبان اکثریت مردم کشور های به اصطلاح جهان سوم را گرفته است کتاب در باره سکس و برهنگی را دهن کجی به شعور مردم میدانم. برای اینکه اگر این اقای پاریس نشین اینقدر به ریزه کاری های زندگی شخصی دیگران علاقه داشته و بهش می پردازند ایا بهتر نبود که همان اروپایی های شکمو را با درد مردمانیکه همین دولت های اروپایی برایشان ایجاد کرده اند را آگاه کنند.؟
    با کدام معیار ها ما عده ای را نویسنده بزرگ ارزیابی می کنیم و وقتی اسم شان را می آوریم باید برای ادای احترام از سرجایمان بر خیزیم.

  5. آقا کجا هستین؟؟؟
    نگران شما شدیم…
    امیدوارم که سالم و سلامت باشین

  6. سلام ! کجایی نکنه بلایی سرت اومده یا آوردن ؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: