نظم فکری مهندس و بی نظمی آن

یک مهندس خسیس ترین بشر در دنیاست. اگر آخر خست نباشد، نمی تواند مهندس باشد. چون کار مهندس طراحی راه حل برای یک مشکل و رسیدن به آن با کمترین هزینه، کمترین زمان و با بیشترین دستاورد و کیفیت است. از این روست که مهندس باید همواره دنبال صرفه جویی باشد، دنبال این باشد که همه چیز را منظم، سیستماتیک و روتین کند و همواره آن را بهینه سازد. این گونه است که نخستین کامپیوتر دنیا در 60 سال پیش که تنها جمع و تفریق بلد بود، به اندازه شهر نیویورک برق مصرف می کرد. مهندس باید آن را به آنجا می رساند که امروز هست و این هم پایان راه نیست. بنابراین مهندس باید بر اساس نگرش خود از یک سو طرفدار زندگی روتین و روزمره باشد و از سوی دیگر همواره آن را به هم ریزد تا آن را بهینه سازد و این یعنی درگیری همیشگی فکری با نظم موجود، به هم ریختن آن برای ایجاد نظمی دیگر؛ زندگی در تناقض.

پانوشت:

دوباره دیدم که برخی در بحث پیرامون تقلب انتخاباتی حکومت اسلامی واژه عجیب و غریب «مهندسی انتخابات» را به کار می برند. به راستی که چه غیر مسئولانه و بی فکری است این کار!

دیگر نوشته ها در این زمینه:

– «مهندسی انتخابات» یا کاربرد نادرست واژگان؟

Advertisements

5 پاسخ

  1. در فرهنگ عمید برای واژه مهندس آمده : اندازه گیرنده، کسی که در پاره‏ای از علوم و فنون مانند راه سازی؛ معماری؛ کشاورزی؛ ساخت کارخانه یا ماشینها تحصیلات عالی کرده و متخصص شده است.

    این فضاحتی که آقایان در تقلب به کار برند که یک روزه گندش درآمد، یا مهندسی نبوده یا از نوع خدا بیامرز کردانی آن بوده.

  2. این‌که برای واژه‌ی مهندسی ارزش قایل‌اید قابل ستایش است. با این وجود این واژه در بافت‌های دیگری هم به کار رفته است که الزاما معنای حرفه‌ای را که هدف‌اش معنای طراحی سازه‌های تازه با بهره‌گیری از دانش علوم طبیعی است نمی‌دهد.
    مثلانگاه کنید به:
    http://en.wikipedia.org/wiki/Social_engineering_(political_science)

    یا مثلا http://www.encyclopedia.com/doc/1O999-engineer.html

    که می‌نویسد:
    «skillfully or artfully arrange for (an event or situation) to occur: she engineered another meeting with him.»

    • آنچه که ویکی پدیا در باره «مهندسی اجتماعی» می گوید، روحش شبیه همان «مهندسی انتخابات» و تقلب است. این تعریف ها و مورد دوم نیز تنها در زبان عامیانه به کار می رود. البته تعریف مورد دوم را بهتر می توان پذیرفت. با این وجود عامیانه است.

  3. بابا طرف تو جامعه دیکتاتوری نمی‌تونه بگه تقلب میگه مهندسی‌. شما هم گیر دادید ها. برید ایران بگید تقلب بعدش می‌فهمید که واژهٔ مهندسی‌ انتخابات چقدر امن تر هست.

  4. نظر حمید خیلی جالب بود.
    واقعا در ایران معنی کلمات رو عوض می‌کنند. مثلا با کسی کنتاکت یا برخورد داشتن یعنی دعوا کردن!
    غیرانتفاعی رو هم که خودت گفته بودی. از این مثالها خیلی زیاده. به روسپی هم می‌گن زن ویژه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: