اپیسود فرودگاه (1)

فرودگاه جای جالبی است و پر از چیزهای غیرمنتظره. در فرودگاه روزمرگی وجود ندارد، چون خود، پایگاه سفر و سبب برهم خوردن روزمرگی است. شاید برای آنهایی که در آنجا کار می کنند نیز این گونه باشد و یا نه، برای آنها روزمره باشد، نمی دانم. برای مسافر، بدون تردید این گونه است. هیجان انگیز است.

فرودگاه جای مرموزی است. همیشه دلهره داری از این که چیزی وجود دارد که نمی دانی چیست. دلهره تاخیر پرواز؟ کنترل گذرنامه؟ این که در تهران نگذارند از کشور خارج شوی؟ سقوط هواپیما و آخرین سفرت؟ هیجان پرواز؟ دیدن چیزهای ناشناخته و پیش بینی نشده؟ … پس از بیست سال سفر و گذر از فرودگاه های چهارگوشه جهان، هنوز هم فرودگاه برای من جاذبه ای عجیب دارد.

سفر تنها جابجایی جغرافیایی از اینجا به آنجا نیست. در سفر، اندیشه ات، معیارهایت، تصویرها و ذهنیت هایت و نظام ارزشی ات نیز به سفر می روند. در آنجا با دیگران می آمیزند و سنتزی ایجاد می کنند که در اختیار تو نیست. این گونه به سفر می روی و به گونه ای دیگر باز می گردی. هیچ گاه آنی نیستی که پیش از سفر بودی.

سفر زندگی ات را شتاب می بخشد و گهگاه از سرعت سرسام می گیری. شاید بتوان گفت که فرودگاه دروازه ای است به سوی ناشناخته ها.

سفر نسبی بودن تو و اندیشه ات را بدون هیچ گذشت و رحمی به تو نشان می دهد.

آدمهای فرودگاه نیز عجیب هستند. می توانی ساعت ها در گوشه ای بنشینی و مسافران را تماشا کنی که می آیند و می روند. در هر گوشه دنیا هر چند که استانداردها و روندهای فرودگاهها مشابه است، هر کدام رنگ فرهنگی خود را دارد. یک پرواز که از جایی می نشیند، رنگ و هوای آن بخش از فرودگاه عوض می شود، می شود هندی، عربی، اروپایی، چینی، آفریقایی … در اروپا در زمستان یکی از کناره دریای کاراییب می آید و شلوار کوتاه و تی شرت کوتاه تنش است و یا از اروپا کسی با پالتوی ضخیم به هنگ کنگ می رود و یادش رفته که آنجا زمستان ندارد.

در فرودگاه ریاض حاجی ها می آیند از جهان اسلام و هنگام بازگشت یک دبه 5 لیتری آب زمزم با خود به داخل هواپیما می برند. هر پروازی شاید دو هزار لیتر آب با خود می برد؛ آن هم در روزهایی که در فرودگاههای دیگر کشورها هر مایعی (و تازگی ها هر جامدی نیز) که در بار دستی بیشتر از 100 میلی لیتر باشد را می گیرند و روانه زباله می کنند. همین دو سه هفته پیش در فرودگاه ژنو خمیر ریش تراشی مرا که در کیفم فراموش کرده بودم، گرفتند. جالب این است که زحمت انداختن آن به سطل زباله  را نیز نمی کشند و خودت باید آن را دور بیاندازی. باید این کار تاثیر روانی فراموش نشدنی داشته باشد که دیگر از این کارها نکنی.

یک بار برای یکی از ماموران در اروپا که به گوشه ای از کیف بزرگ «خلبانی» من بند کرده بود که خودم هم درست نمی دانم که در درونش چیست، جریان فرودگاههای عربستان سعودی و دبه های 5 لیتری آب را تعریف کردم. چشمهایش چهارتا شده بود. می گفت که در رویا هم نمی تواند چنین چیزی را تصور کند.

دیگر نوشته ها در این زمینه

–  اپیسود فرودگاه (2)

اپیسود فرودگاه (3)

اپیسود فرودگاه (4)

 

3 پاسخ

  1. مطالبتون در مورد سفر خیلی زیباست ! سفر خیلی خوبه خیلی.
    یعنی اون پاراگراف عالیه (بعد ازسفر انسان دیگری هستی). من حاضرم همش در سفر باشم خیلی با روحیم سازگاره ! اون تغییرات وآگاهی و نگاهی که در اثر سفر ، برخورد با انواع انسانها، عاید یه نفر میشه با هیچ چیز بدست نمی یاد حتی اگه 50 سال بشینی ودرس بخوندنی بازم بدست نمی یاریش.
    وای چقد تنوع یعنی تا می خوای حواستو به یه چیز خاص متمرکز کنی یه چیز دیگه هست که توجه تورو جلب می کنه به سرعت تغییرات نمی رسی همه چیز تازس و قابل تامل !از همون فرودگاهش شروع میشه!
    تاثیر روانی فراموش نشدنی خیلی باحال بود :)) دیگر ازین کارها نکنی !دقیقا درک می کنم این وضعیتو !
    سفر نسبی بودن تو و اندیشه ات رابه تو نشان می دهد»جالبه.

    حال و هوای فرودگاه و هیچ کس بهتر از سِر آلفرد مقیم فرودگاه شارل دوگل نمیدونه🙂.

    • رابرت فراست می گوید: «اگر در جنگلی به دوراهی رسیدی که هر دو به یک هدف می رسند، آن راهی را برو که کم گذر است.»

      این سیر آلفرد که می گویی، همان مهران کریمی ناصری نیست که بیست و دو سال است در فرودگاه شارل دوگل زندگی می کند و اجازه ورود به اتحادیه اروپا را ندارد؟ گویا فیلم «ترمینال» که تام هنکس در آن بازی می کند، از سرنوشت مهران کریمی ناصری گرفته شده است.

  2. بله همونه البته فکر می کنم الان مشکل اقامتش درست شده ولی به علت اینکه در مدارکش ملیتش رو ایرانی نوشتن خودش قبول نمی کنه وحاضر نیست با اون مدارکِ در نظر خودش اشتباه وارد کشور شه! معتقد که ایرانی نیست .اگه بدونه شما مهران کریمی ناصری خطاب کردینش خیلی ناراحت میشه :)). چه شده که صندلی خشک فرودگاه رو به هویت ایرانی ترجیح می دهد.
    اشپیلبرگ نابغه هم ترمینال و ازون الهام گرفته وتام هنکس هم که واقعا محشره بازییاش.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: