پرسش های کلیشه ای از خارجی ها

خانومچه در اینجا در نوشته ای به نام رادیو و مبارزه با کلیشه ها در باره پرسش های کلیشه ای آلمانی ها از خارجی ها نوشته است و این که کسی در آلمان از او پرسیده که «شما تو ایران ماشین هم دارین یا سوار شتر میشین؟«

یک بار در روز 4 جولای، روز استقلال آمریکا، که با دوستانم در نیویورک با قایق روی هادسون ریور به تماشای آتش بازی ایستاده بودیم، کسی که خیال می کرد من آلمانی هستم، از من پرسید: «ببیینم شما در آلمان هم ترقه و فشفشه و از این چیزها دارین؟» گفتم: «بله داریم.» ناباورانه گفت: «جدی می گی یا منو دست میندازی؟» گفتم: «راستشو بخوای، شوخی کردم. نداریم. من بار اوله که از این چیزا می بینم.» با این پاسخ هم اوتایید احساس خود را گرفت، آرام شد و هم دست از مزاحمت برداشت. طرف نوجوان 15 ساله نبود بلکه سنش بالای چهل بود. ما نیز در دهات آریزونا نبودیم بلکه در میان نیویورک بودیم، شهری جهانی و با مردمی به نسبت روشن و باسواد.

در ایران هم مردمانی که ذهنشان پر از کلیشه های عجیب و غریب در مورد دیگران است، هم زیاد هستند. تتها به ذهنیت ایرانی ها در مورد روابط زن و مرد در اروپا فکر کنید و ببینید که چقدر با واقعیت فاصله دارد. یا در مورد کار و درآمد و نزاد آریایی و …