افکار مغشوش از روزمرگی یک مسافر (1)

یکی از ویژگی های زندگی در سفر این است که ترا از  روزمرگی بیرون می کشد و ناگهان می بینی که چقدر زمان داری و اگر برایش برنامه ریخته باشی، به کارهایی می رسی که برایش در خانه هیچ گاه زمانی نیست. آلبوم عکس هایمان در سفرها و بیکاری های ناشی از سفر و بیرون کشیده شدن از زندگی روزمره مرتب شده است. یک بار که در پرواز ریاض به تهران ساعت ها در فرودگاه ابوظبی سرگردان بودم، به دفتر آدرس ها در Outlook عکس همه کسانی که مشخصاتشان را دارم، افزودم و از آنجا به تلفن همراه فرستادم. حال هر کدام از آنها که زنگ می زنند، عکسشان نیز نشان داده می شود. دوستانم می گویند تو کی وقت این کارها را داری؟ می گویم: این جوری!

یک بار در یک علافی 8 ساعته در فرودگاه هنگ کنگ با فیس بوک سرگرم شدم. یک جایی در آنجا می توانی نام شهرهایی را که سفر کرده ای وارد کنی. می دانم که با دادن اطلاعات به فیس بوک و سایت های این گونه، تنها بخش بازاریابی و فروش اطلاعات انها را خوشحال می سازی. ولی خوب، با آن سرگرم  می شوم و فیس بوک می گوید که تاکنون در 350 شهر در 40 کشور بوده ای. شاید این می تواند این آلزهایمر خانگی را توضیح دهد که یادت رفته که مایکروویو چگونه کار می کرد و یا این که برخی از کتاب ها را برای بار چندم خریده ای و نخوانده ای و باز هم آن را خریده ای.