هلموت اشمیت و رابرت فراست

برنامه اول تلویزیون آلمان دوشنبه ها یک Talkshow دارد به نام مجری آن آقای بکمن (Beckmann)، که کسی چون مرا که از پدیده ای به نام Talkshow بدم می آید، می تواند به تماشا بکشد. این بار هلموت اشمیت و فریتز اشترن را دعوت کرده بود. از میان این دو، هلموت اشمیت است که چهره ای شناخته شده است. او اکنون 91 سال دارد و با صندلی چرخدار آمده بود. هلموت اشمیت در سالهای 80 صدراعظم آلمان غربی از حزب سوسیال دمکرات و هم رزم ویلی برانت بود. او از جمله سیاست مدارانی است که برای خود نظام اخلاقی دارند و کمابیش بر اساس آن عمل می کنند. ویلی برانت نیز در این زمره بود، همچون خانم مرکل، صدراعظم امروزی و یا ریچارد فون وایتسزکر، رییس جمهور سابق از حزب دمکرات مسیحی. اینها کسانی بودند که تلاش کردند که به آنچه که قول می دهند، عمل کنند و چارچوب اندیشه شان کمابیش برای همگان روشن است. این که می گویم کمابیش، از این روست که کسی ایراد نگیرد و برود و یک چیز منفی از زندگی اینها پیدا کند و با یک نمونه کل شخصیت کسی را زیر سوال برد. می خواهم بگویم که میان خانم مرکل و هلموت کهل (که هر دو از یک حزب هستند) تفاوت است. یکی تلاش بر پیشبرد برنامه انتخاباتی خود دارد و آن دیگری یک آدم بی پرنسیپ و فاسد است که در دورانی که صدراعظم آلمان بود، اخبار دزدی، رشوه خواری و فساد مالی حزبی رسانه ها را فراگرفته بود و باعث سقوط آلمان در لیست «شفافیت بین المللی» از رتبه های بالا به رتبه چهاردهم در سال 2008 شد. برای مقایسه: ایران در سال 2008 به رتبه 141 و در سال 2009 به رتبه 168 تنزل یافته است.

حزب دمکرات مسیحی کمتر از این شخصیت ها دارد و در دوران احمدی نژادی و یا شبیه آلمانی اش از حزب دمکرات های آزاد، جناب گیدو وستروله که وزیر خارجه است، سیاست مداران با پرنسیپ بیشتر به چشم می آیند. البته به خاطر این مقایسه باید از جناب وستروله یک کمی پوزش بخواهم. ولی کارهایش و بی پرنسیپی حزبش خیلی برای ایرانی ها آشناست.

هلموت اشمیت که سالهاست دیگر مصاحبه نمی کند، سالهای زیادی نیز سردبیر هفته نامه باارزش «دی تسایت(Die Zeit) » بود و هنوز نیز گهگاه در آنجا می نویسد. چه جالب است که کسی در 91 سالگی با تمرکز کامل و سلامت روانی بتواند کماکان در اوج تکامل شخصی خود بدون کمبود نیرو کماکان بیاندیشد و سخن گوید. از سالهای جوانیش که در آلمان هیتلری گذشته است و از گواهی تقلبی «آریایی» بودنش بگوید (پدربزرگش یهودی بوده است) و از این که زمانی که سرباز ارتش آلمان بوده است، او را آمریکایی ها در زمانی که در جبهه در خواب بوده است، به اسارت می گیرند.

هلموت اشمیت تنها کسی است که جرات سیگار کشیدن در برابر دوربین تلویزیون را دارد. سالهاست که ندیده بودم کسی در تلویزیون سیگار بکشد. شنیده بودم که او سیگار کشیدن را بخشی از آزادی شخصی خود می داند. البته گویا این را قبول ندارد که این آزادی شخصی اش تعرض به آزادی شخصی دیگران نیز هست. بکمن، مجری برنامه، در پایان گفت: «اکنون 75 دقیقه است که ما در محاصره ابر خاکستری اشمیتی نشسته ایم.»

چه جذاب است که در برابر تلویزیون نشسته باشی و کسی که مورد احترامت است، ناگهان به چیزی اشاره کند که مورد علاقه مشترک است. شعری بود از رابرت فراست (Robert Frost)، شاعر آمریکایی که در یک شب برفی زمستانی سروده بود:

The woods are lovely, dark and deep,
But I have promises to keep,
And miles to go before I sleep,
And miles to go before I sleep.

Der Wald ist lieblich, schwarz und tief,
doch ich muss tun, was ich versprach,
und Meilen gehn, bevor ich schlaf,
und Meilen gehn, bevor ich schlaf.

جنگل دوست داشتنی است، تاریک و ژرف،

اما من باید به قول هایم عمل کنم

و فرسنگ ها بروم، پیش از خواب،

و فرسنگ ها بروم، پیش از خواب

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: