رهبران نامرئی جنبش سبز و جهل حاکم

دیکتاتورها احمق هستند، به ویژه آن هنگام که گمان می برند که این سخن تنها در باره دیگر دیکتاتورها درست است و نه در باره آنها.

حکومتیان جهل آخوندی، این روزها دیگر هر کسی را که می شناسند، دستگیر می کنند. برخی می گویند که میان سپاه و وزارت اطلاعات اختلاف افتاده و سپاه، وزارت اطلاعات را به بی عرضگی متهم می کند. اکنون گویا وزارت اطلاعات هم با دستگیری این و آن می خواهد نشان دهد که بی عرضه نیست. حتی ابراهیم یزدی را که همیشه در تلاش بود راهی میانی و مسالمت جویانه میان درگیری های بی شمار حکومت اسلام و دنیای متمدن بیاید، را نیز گرفته اند و بسیار دیگران که من تاکنون نامشان را نیز نشنیده بوذم. به گفته ای تا هفته پیش 1100 نفر و حال شاید باز هم بیشتر را دستگیر کرده اند. از این همه که گرفته اند، بسیاری از مسئولان همین نظام بوده اند. از سخنگوی دولت خاتمی گرفته تا شمس الواعظین و این وزیر سابق و آن روزنامه نگار و فعال سیاسی و دانشگاهی. در برخی موارد به سراغ زندانی سیاسی دوران شاهنشاهی نیز رفته اند. دیگر علی می ماند و حوضش!

و روشن است که این کار در راستای تلاش آنها برای مهار جنبش سبز است و از دید آنها دستگیری «رهبران» یعنی خوابیدن جنبش.

اما تاثیر این دستگیری ها بر جنبش سبز چه بوده است؟ آیا قبول دارید که هیچ؟ نگاهی که از پنجره به بیرون می اندازیم، می بینیم که این دستگیری ها هیچ گونه تاثیر بازدارنده، خردکننده و یا حتی آرام کننده بر این جنبش نداشته است. بلکه در روز عاشورا دیدیم که جنبش تندروتر نیز شد و چهره ای نوین از خود نشان داد. چرا این گونه است؟ گمان کنم این پرسشی است که این روزها حکومتیان در جستجوی پاسخی برای آن هستند. مگر می شود 1100 نفر از دید آنها رهبر و فعال سیاسی را بگیرند و جنبش هیچ تکانی نخورد؟ کماکان همه فعالیت ها همان گونه هماهنگ و سازمان یافته پیش می روند و همه به گونه ای هماهنگ عمل می کنند که انگار ارتشی است در میدان، با یک ستاد فرماندهی! و همین است که اکنون حکومتیان وامانده و ندانم کار، به دنبال این ستاد می گردند و می روند سراغ هر کسی که می شناسند. ولی این ستاد نامرئی است، قابل رویت نیست. چون اصلا وجود خارجی ندارد.

نخستین نتیجه ای که می شود گرفت، همانی است که گویا سپاه گفته است. البته در اینجا این تنها وزارت اطلاعات نیست که بی عرضه است. بلکه همه حکومت اسلامی است که جاهل و نادان است و حتی از راستای حفظ خود نیز کارهای نابخردانه انجام می دهد. آقایان اکنون با این دستگیری ها نشان داده اند که به راستی نادان هستند. پس از آن عاشورای خونین چیزی به مفز آقایان نرسید به جز این که هر آن کس که هست را بگیرند. ندیدند که در روز عاشورا چیزی روی داد که از دید کیفی با جنبش سبز تا آن روز تفاوت داشت. در این روز این مردم بودند که دست به تهاجمی کوچک زدند و اجازه ندادند که اوباش آنها را چون روزهای گدشته کتک بزنند. این حرکت از سوی مردم جدید بود و دیدیم که به چه آسانی نیروهای سرکوب در هم ریختند. حکومت این را نفهمید که این کارها تنها باعث رادیکالیزه شدن جنبش می شود و در این مسیر حکومت نمی تواند برنده باشد. حال این همه را دستگیر کرده اند و ذره ای از تحرک جنبش سبز کاسته نشده است. چرا؟ آیا هنوز رهبران اصلی را نیافته اند؟

حال که دیده اند که سرکوبشان پیش نمی رود، گمان می کنند که خوب سرکوب نکرده اند و حال از چین ماشین سرکوب آب پاش و اسیدپاش وارد کرده اند. اوج جهل و نابخردی!

جنبش سبز یک جنبش مدنی است و بر پایه خواست های روشن مدنی حرکت می کند. هر چند که من در باره میزان پختگی مدنی جنبش سبز همیشه تردید داشته ام، اما تردیدهای من روز به روز کم رنگ تر می شوند و هر روز با حرکت های حدید، به گونه ای مثبت غافلگیر می شوم.  به هر رو، یک جنبش مدنی بر پایه یک آگاهی عمومی و یک درک مشترک خودساخته حرکت می کند و نه بر اساس یک برنامه سیاسی از پیش تعیین شده از سوی یک حزب و یا یک رهبر کاریسماتیک (که البته می تواند آن را هم داشته باشد). این یک تفاوت جدی میان این جنبش و انقلاب سال 57 است.

اهداف یک جنبش مدنی درازمدت و گسترده است. در اروپا از این گونه جنبش های مدنی در دهه های پیش بسیار داشته ایم، چون جنبش زنان، جنبش حفظ محیط زیست، جنبش علیه انرژی هسته ای، جنبش علیه نظامی گری در دوران جنگ سرد و استقرار موشک های برد متوسط آمریکایی در اروپا و غیره. همه اینها ده، بیست سال زمان داشته اند تا به درکی کمابیش یگانه و مشترک دست یابند و اهداف خود را بر آن پایه اساس گذارند. دستاوردهای بزرگشان را نیز امروز می شود در جامعه و در قانون های کشورهای مختلف دید.

جنبش سبز نیز یک جنبش مدنی است که البته ارایه یک تعریف همه جانبه برای آن جرات می خواهد، چرا که خطر آن می رود که جنبه ای و پهنه ای را از قلم بیاندازی. اما من تلاش می کنم تا آنجا که می شود، جنبه های گوناگون آن را بیاورم. باشد که دیگران نیز آن را تکمیل و یا به نقد و اصلاح بکشند.

–          آمدگاه جنبش سبز از شهر است، از شهر بزرگ و از میان آن قشر اجتماعی که نیروی پیش برنده زندگی شهری است، از میان قشر متوسط شهری. آن قشری که در سال های اخیر رشد کرده، هم از دید اقتصادی و هم از دید فرهنگ اجتماعی. هم از دید کمی رشد داشته و هم از دید کیفی. موتور آن نیز نسل جوان روشن اندیش است که نگاه به جلو دارد. این قشر شهری مرفه است که نیروی نخستین جنبش را تشکیل داده است و اکنون دیگر اقشار اجتماعی کم کم با انگیزه های خود به آن می پیوندند. در اینجا ما با یک یا چند شخص، با یک حزب یا جبهه مشترک با یک برنامه خاص سیاسی روبرو نیستیم. با یک درک اجتماعی روبرو هستیم که سی سال و یا به بیانی دیگر، دست کم از دوران انقلاب مشروطیت، صد سال زمان داشته است تا خود را بپرورد و تدوین کند. درکی که امروز بر خلاف سال 57 خیلی خوب می داند که با چه و چرا مخالفت می کند و به جایش چه را می خواهد بیاورد.

–          کسی در مقام کلیدی وجود ندارد که بشود او را دستگیر کرد. این درک همگانی آن بخش از جامعه ایران است که حکومت اسلامی را نمی خواهد. از این روست که به عمل یکسان می رسد چون بر پایه خرد مشترک عمل می کند و نیازی به هماهنگی جدی ندارد. تا می گویی الف، تا آخر را خود می خواند. این که موسوی، کروبی و دیگران می گویند که رهبران جنبش سبز نیستند، از روی احتیاط آنان و جلوگیری از دستگیر شدن نیست. آنها این جنبش را در اساس رهبری نمی کنند. آنها تنها رهبران نمادین هستند و به برکت جهل و بی خردی حکومتیان خواسته هایشان نیز خواسته های پایه ای و حداقل جنبش شده است. اکنون جنبش در مجموعه خویش از آنها گذشته است و می گوید: «ما بی شماریم!» و حکومت جهل هنوز این را درنیافته است که مفهومش چیست.

–          جنبش سبز یک جنبش خرد است بر علیه جهل. تضاد میان جهل حاکم در دستگاه حکومتی کشور و خرد ناشی از زندگی شهری و تاثیرهای دنیای متمدن در پرتوی امکانات ارتباطی و اینترنت و ماهواره، در پرتوی تاریخ باستانی ملی کشور (یا دست کم آنچه که مردم این کشور از تاریخ باستان خود دست چین کرده اند) و بسیار چیزهای دیگر، همه وهمه در تضاد آشکار به جهل حکومتی و نظام استوار بر پایه فساد اخلاقی، دروغ و ریاکاری، خرافات و حماقت، بی سوادی و ساده اندیشی و انگیزه های روشن اقتصادی و منافع شخصی گروهی دزد حاکم است.
در ایران، ما از جمله گسل های بسیار اجتماعی، گسلی داریم میان اندیشه و جهل، میان لباس شخصی و دانشجو، میان حوزه به اصطلاح علمیه و دانشگاه، میان آخوند جاهل و انسان اندیشمند، میان ذهن ساده اندیش خرافاتی جادو جنبلی و اندیشه بر اساس زمان و منطق، میان ذهن درهم برهم جن و پری و ورد و جادو و اندیشه خطی تاریخی و دترمینیستیک و غیره.  این گسل و اگر بخواهیم به زبان دیالکتیک سخن گوییم، این تز (جهل) و آنتی تز آن (خرد و اندیشه)، سنتزی پدید می آورد به نام جنبش سبز! چنین چیزی رهبر نمی خواهد و کسی نیست که بشود او را دستگیر کرد.

–          جنبش سبز تبلور درگیری گسترده و چند جانبه میان مردم و حکومت است. میان شما حکومتیان و زنانی که حجاب اجباری را به آنها تحمیل کرده اید، میان شما حکومتیان و مردمی که ماهواره را بر آنها ممنوع کرده اید، میان شما حکومتیان و جوانانی که با جداسازی جنسی زندگی سالم و طبیعی آنها را، شادی و شادابی آنها را تخریب کرده اید، میان شما حکومتیان و مردمی که از دوچهرگی و دروغ گویی خسته شده اند، میان شما و کودکانی که خسته شده اند که از شش سالگی دروغ بگویند که در خانه شان ویدئو نیست و ماهواره نیست و این نیست و آن نیست، در حالی که هست. میان شما و پدر و مادرهایی که از دورویی و این فاجعه تربیتی برای تربیت کودکان خود خسته شده اند. میان شما بنیادگرایان حکومتی و کسانی که حس می کنند که شما اعتقادات مذهبی آنها را به سخره گرفته اید، میان شما و اقلیت های مذهبی ایران، یهودی و مسیحی و بهایی و بی دین و سنی و درویش و هندو و هر عقیده دیگر که همیشه ایران خانه شان بوده است و اکنون شما خودخوانده صاحب خانه شده اید، میان شما و …چه کسی مانده است؟

چه کسی را گذاشته اید بماند که با شما دشمن نباشد؟ به راستی که به جرات می توان گفت که تک تک ایرانی ها با نگاهی به خود و پیرامون خود به اندازه کافی دلیل می یابند که با شما مخالفت ورزند و یا دست کم همراه نباشند. برای همین است که نیاز به پول و سوبسید و ساندیس و ساندویچ دارید تا بتوانید شماری مردمان ساده دل و یا بی مال و منال را برای زمانی کوتاه، برای یک راه پیمایی همراه خود سازید. آن قدر گسل های اجتماعی گوناگون میان خود و جامعه ایرانی ساخته اید که این جنبش دیگر نیازی به رهبر کاریسماتیک ندارد. البته جنبش مدنی در اساس و در طبیعت خویش نیازی به چنین کسی که رهنمود و فتوا بدهد، ندارد. اگر باشد، بهتر، اگر نباشد هم اتفاق خاصی نمی افتد. رهبری جنبش میان افراد بی شماری همواره تقسیم شده است. به گفته میرحسین موسوی، هر کسی خودش هم سرباز است و هم رهبر. این که آیا او این را با همین درکی که من گمان می کنم گفته است یا نه، را نمی دانم. ولی از دید من بسیار درست گفته است. این است که می گویند: «ما بی شماریم!» و این تنها یک شعار نیست.

تنها یک ذهن عقب افتاده و کودن و یا یک ذهن دروغ زن و ریاکار می تواند همه این دگرگونی ها و شکاف هایی را که شما در دهه های پیشین ساخته اید، را نبیند و آنچه را که اکنون در جنبش سبز تبلور یافته است، را توطئه آمریکا و انگلیس و بی بی سی و غیره بخواند. فاجعه اینجاست که گویا آقایان به این چیزها جدا باور دارند و این حرفها تنها تبلیغ برای گمراه سازی افکار عمومی نیست. ژرفش جهالت حاکم گویا بیش از اینهاست که بشود آن را تصور کرد.

جنبش سبز و یا هر جنبش مدنی دیگر، ارکستر فیلارمونیک اروپایی نیست که اگر رهبر آن را بگیرید، به هم ریخته و دیگر نتوان سازها را هماهنگ کرد، بلکه همان فی البداهه نوازی موسیقی سنتی خودمان است که صد سال تمرین کرده است و نیازی به رهبر ارکستر ندارد. باید همه آن 50، 60 و 70 میلیون نوازنده را بگیرید!

دیگر نوشته ها در این زمینه:

آقای مخملباف به کدام سو می رود؟

برتری اخلاقی و مسالمت جویی، راز جنبش سبز

– جنبش مدنی سبز و ادبیات آخوندی

آقای خاتمی، روضه امام حسین و جنبش مدنی

جنبش زنان یک جنبش اجتماعی است و نه جنسی (پیرامون سخنرانی شادی صدر در کلن)

Advertisements

9 پاسخ

  1. بنظرم ادبیاتتان به سطح کاربران بالاترین نزول کرده. شعاری، متوهمانه و پوچ.

    • دیدگاهتان پیرامون استدلال خود نوشته چیست؟ چرا به ادبیات اشکال می گیرید؟ اگر کاربرد واژه ای در جای خود درست باشد، اشکالش چیست؟ اگر جایش درست نباشد، پس آیا می خواهید بگویید که با دیدگاه موافق نیستید؟ این واژه ها که ناسزا نیستند، بلکه بار دارند اگر بجا استفاده شوند. اگر مثلا با واژه «دروغگو» یا «ریاکار»موافق نیستید، پس یا واژه دیگری پیشنهاد کنید و یا بگویید که طرف مورد نظر دروغگو یا ریاکار نیست. آن وقت است که باید وارد بحث محتوایی شوید.
      چه فکر می کنید؟ شما خود سه واژه «شعاری، متوهمانه و پوچ» را به کار برده اید، بدون آن که یک دلیل بیاورید و نوشته را نقد کنید و چون دلیل نیاورده اید، این خود می شود همان ادبیاتی که شما به آن انتقاد می کنید.

  2. «حکومتیان جهل آخوندی»
    از خط اولش به سبک وبلاگ نویسان بالاترینی آغاز شده. این تیپ شعار دادن‌ها با «سلیقه‌ی شخصی» من جور در نمیاد. با سبک نوشته‌های قبلی خودتان هم فرق میکنه و این تفاوت آنقدر آشکار هست که نیازی به توضیح اضافه ندارد.

    درباره‌ی محتوای نوشته نظری ندارم چون کامل نخواندم. اینکه رژیم سفاک آخوندی جنایت‌های زیادی را مرتکب شده، نه بر کسی پوشیده است و نه چیز تازه‌ایست، اینکه «جنبش ما گل هستش روبرویی خل هستش» و…
    درباره‌ی خل بودن طرف مقابل بحثی نیست اما درباره‌ی میزان گل بودن اینطرفی ها هم تردید جدی هست.

    اصلاح‌طلبان را شما رهبر بدانید یا ندانید دارند کار خودشان را می کنند(از موسوی گرفته تا کدیور و مهاجرانی) و اهدافشان را به ضعیف‌ترین شکل ممکن پی می‌گیرند. ضعف آنها در به ثمر رساندن جنبش دلیل قوی‌تر بودن نیروهای سکولار و دموکرات نیست.

    حرف‌های بیشتر دیگری هم می توان زد که فعلاً فرصتش را ندارم.
    شاد و پیروز باشید.

  3. سنتز جنبش سبز(:دی) رو جا انداختم. با فاکتور گرفتن نحوه و دلیل شکل‌گیری موج سبز، علاقه‌ی رهبران به خط امام و آکسیون‌های اتو و ترافیک سبز و ۲ بیانیه‌ی جنبندگان جنبش(بقول خرسندی) تازه می‌رسیم به اینکه این جنبش از ۲۵ خرداد به این سو بزرگتر شده یا کوچکتر بعد می‌رسیم که پس از اینهمه سرکوب و خشونت و گذشت ۹ماه بالاخره ما به این نتیجه رسیده‌ایم که مشکلات فعلی ناشی از قانون اساسی است یا نه؟

    اگر رسیدیم، پس آقایان اصلاح‌طلب در داخل و خارج و جمعیت پشت سر آنها چه می‌گویند؟

  4. به نظرم به قدری به انسان ها هتک حرمت شده و جنایت انجام شده که بحث هایی نظیر آنچه جناب darieh مطرح می کند، بی ربط است عمق فاجعه بیش از اینهاست، از هر صدای مخالفی استقبال کنید.

  5. باز این داریه یه قری اومد. جناب چون در بالاترین زیاد حالتو گرفتن این نوشته رو کامل نخونده نظری میدی که سطحش پایینه؟ تیزاب نقدهای شدید و بی پایان امثال جنابعالی که کمابیش «شعاری، متوهمانه و پوچ» هستند باعث نخواهد شد دومین حرکت آزادیخواهی ایرانیان پس از مشروطه کند شود.
    از آسدممد بالاترین یاد بگیر و بفهم که ایران پس از 22 خرداد 88 با ایران پیش از اون «تغییر» کرده است.

  6. استوانه کورش در هنگامه نابهنگامیها

    یک سری مقاله است در شهرزاد نیوز که مربوط می شود به این سیاست کوفتی ناسیونالیستی که با کورش و استوانه اش دارند پیش می برند. آخ که این ناسیونالیستها چقدر چرت و پرت گفتند راجع به این تاریخ باستان، بخوانید، نظر دهید:

    http://www.1oo1nights.org/index.php?page=2&articleId=2102

    http://www.shahrzadnews.org/index.php?page=2&articleId=2076

  7. آموزش بازجوئی و شکنجه
    هنگامی که بازجویان و شکنجه گران در زندان های جمهوری اسلامی ، از زندانیان بازجوئی می کنند و یا آنها را شکنجه می دهند ، گاهی از این صحنه ها فیلمبرداری هم می کنند تا در آینده به کسانی که قرار است شکنجه گر یا بازجو شوند ، چگونگی شکنجه کردن و بازجوئی آموزش داده شود. یک روز یکی از ماموران وزارت اطلاعات که نتوانسته بود وجدانش را زیر پا بگذارد ، بخشی از این فیلم ها را به خارج از کشور می برد و این فیلم ها در شبکه اینترنت پخش می شوند ، اما هنگام بازگشت به ایران ، این ایرانی با وجدان شناسائی و دستگیر می شود. در لینک http://www.krsi.net/common/interogation.asp بخشی از این فیلم ها را می توان دید. در بخش دوم این این فیلم ها بازجوئی به نام (جواد آزاده- احتمالا نام مستعار) به همراه بازجوی دیگری به نام(آملی- احتمالا نام مستعار) با رکیک ترین و زشت ترین کلمات ، از همسر سعید امامی می خواهند که به زور به کارهای غیر اخلاقی و رفتن به اسرائیل اعتراف کند. این فیلم ها نه عکس های فتوشاپی هستند و نه فیلم های سینمائی ، بلکه کاملا حقیقی هستند. (قابل توجه هواداران حضرت ایه الله العظمی امام خامنه ای ولی امر مسلمین جهان) برابر اخبار و اطلاعات رسیده از درون زندان های رژیم، هم اکنون در راس بسیاری از بازجوئی ها ، شکنجه ها ، اخذ اعترافات دروغین و دادگاه های نمایشی ، فردی به نام ( زین العابدین تقوی فردود فرزند عباسعلی) قرار دارد. ( زین العابدین تقوی فردود ) کیست؟ این ابر دژخیم و ابر شکنجه گر رژیم ، سال ها در تبریز مشغول بازجوئی ، شکنجه ، تیرباران کردن ، تیر خلاص زدن ، به دار آویختن ، اخذ اعترافات دروغین و هزاران جنایت بوده است . قصاب شمال غرب کشور( زین العابدین تقوی فردود ) را تنها با اسد الله لاجوردی معروف می توان برابر دانست. ( زین العابدین تقوی فردود ) هم اکنون در تهران به سر می برد و نشانی هائی که احتمالا در آن ها ساکن است عباتند از : (خیابان توحید – 66949110) — (شهرک فرهنگیان – 77050417 – کد پستی 1689977944) —
    (خیابان نبرد – 33052335 – کد پستی 1766947965) – (خیابان ولی عصر- 55368576 – کد پستی 1193747361)

  8. لیست بلند بالای اسرای سبز اوین

    فعالان دانشگاهی

    دانشجویان

    > بهزاد آذرهوشنگ – فارغ التحصیل مهندسی عمران از دانشگاه انوشیروان بابل
    > کاوه آزادی – از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد خرم آباد و نیز عضو ستاد تبلیغاتی مهدی کروبی
    > ایمان ابراهیمی – از اعضای انجمن اسلامی دانشکده مهندسی دانشگاه آزاد مشهد
    > علیرضا ابوفاضلی – دانشجوی دانشگاه علم و صنعت
    > نادر احسنی – فعال دانشجویی
    > نفیسه اصغری – دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی دانشگاه شریف
    > مرتضی ایزدی – فعال دانشجویی و عضوستاد 88 استان گیلان
    > اسماعیل ایزدی خواه – از فعالان سابق دانشجویی
    > محسن بیات – دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد
    > اردوان تراکمه – فعال چپ دانشجویی و فرزند یونس تراکمه نویسنده و منتقد ادبی
    > بهار تراکمه – فرزند یونس تراکمه نویسنده و منتقد ادبی
    > حمید تمدنی – دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد
    > گلناز توسلی – دانشجوی دانشگاه آزاد دانشکده هنر تهران مرکز
    > امیر ثابت مقدم – دانشجوی دانشگاه مشهد
    > مهدی جعفری – دانشجوی مدیریت دانشگاه فردوسی مشهد
    > موسی جلالی خواه – عضو شورای عمومی انجمن اسلامی دانشگاه بابل
    > مصطفی حسین زاده – دبیر فرهنگی شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه بابل
    > علی خجسته – دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد
    > محمدعلی رفیعی – عضو دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
    > امیر رمضانی پور – عضو شورای عمومی انجمن اسلامی دانشگاه بابل
    > یاشار دارالشفایی – دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه تهران
    > آرشام دامغانی – دانشجوی دانشگاه مشهد
    > تارا سپهری فر – دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شریف
    > هادی سجادی – دانشجوی اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد
    > مرتضی سیمیاری – فعال دانشجویی
    > علی شاهینی – دانشجوی دانشگاه گیلان
    > سینا شکوهی – فعال دانشجویی، عضو دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال و عضو ستاد شهروند آزاد
    > فواد شمس – فعال دانشجویی
    > روح الله صحرایی – دانشجوی دانشگاه علم و صنعت
    محمد جعفر طهماسبی – فرزند وزیر مستعفی احمدی نژاد و عضو انجمن اسلامی دانشکده فنی دانشگاه تهران
    > وحید عابدینی – عضو اسبق انجمن دموکراسی خواهان دانشگاه تهران
    > نوید عابدینی – دبیر سابق انجمن اسلامی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران
    > پیمان عارف – فعال دانشجویی و عضو شورای دفاع از حق تحصیل
    > مهدی عربشاهی – دبیر تشكیلات دفتر تحكیم وحدت
    > فرشاد عزیزی – مسئول ستاد 88 دانشگاه آزاد مشهد
    > احسان علایی فر – عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت گلستان
    > ميلاد فدايي – فعال دانشجويی دانشگاه آزاد تهران جنوب
    > فرهاد فرنود – عضو انجمن اسلامی دانشگاه شریف
    > علیرضا فیروزی – فعال دانشجویی
    > حمیده قاسمی – دانشجوی کشاورزی واحد ابوریحان دانشگاه تهران
    > حسين كيا روستا – دانشجوي دانشگاه آزاد كرج و عضو ستاد كروبي در كرج
    > مهدیه گلرو – فعال دانشجویی و عضو شورای دفاع از حق تحصیل
    > علی لطیفی – دانشجوی دانشگاه مشهد
    > البرز محبوب خواه – از اعضای سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر
    > علی مطهری – دانشجوی اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد
    > علی معموری – دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد
    > احسان میرسعیدی – عضو شورای صنفی دانشکده کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر
    > معین مین باشی – دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد
    > امیر مقدم – دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد
    > سیامک نادعلی – دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه خرم آباد و از فعالان سیاسی استان لرستان و عضو ستاد تبلیغاتی مهدی کروبی
    > ضیاء نبوی – دانشجوی ستاره دار و سخنگوی شورای دفاع از حق تحصیل
    > مسعود نصیری – از فعالان دانشجویی شهر خرم آباد
    > امین نظری – فعال دانشجویی و عضو دفتر تحکیم وحدت
    > مصطفی نیلی – فعال حقوق بشر و دانشجوی رشته حقوق
    > محمد امین ولیان – عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پایه دامغان
    > سورنا هاشمی – فعال دانشجویی
    > نیلوفر هاشمی آذر – دانشجوی معماری دانشگاه تهران
    > بهاره هدایت – عضو دفتر تحکیم وحدت
    > مهران هدشی – دانشجوی دانشگاه مشهد

    اساتید

    محمد صادق ربانی – استاد دانشگاه

    زندانیان سبز

    > رامين ابراهيمي – دانشجوی ترم اول عمران دانشگاه خواجه نصیر
    > حامد اصغر پور(تايید نشده)
    > امير امير انتظامي(تايید نشده)
    > زهرا بهرامی – تبعه هلند
    > مجيد پور عابد(تايید نشده)
    > صفورا تفنگچی ها
    > پیمان چالاکی
    > نازنین حسن نیا – دانشجو
    > سيد عليرضا حسيني(تايید نشده)
    > محسن حكيمي(تايید نشده)
    > كمال حيدر دوست(تايید نشده)
    > احسان خانی – دانشجوي دانشگاه نجف آباد
    > ابوالحسن دارالشفایی
    > کاوه دارالشفایی
    > علي ذوالانوار(تايید نشده)
    > فرزانه زینالی – از حامیان مادران عزادار
    > منصور ساعتچی – فرهنگی بازنشسته
    > اشكان سعيدي (تايید نشده)
    > سمیه عالمی پسند
    > مصطفي عرب(تايید نشده)
    > حمید رضا قاسم پور نجف آبادي(تايید نشده)
    > سحر قاسم نژاد
    > توران کبیری
    > فرشيد كريمي(تايید نشده)
    > محمدحسين محسنی – دانشجوی مکانیک دانشگاه تهران
    > فرامرز محمدی
    > حسين محمودي – دانشجوي پزشکی
    > بهرام موسيوند(تایید نشده)
    > پیمان مهدیان
    > شاهین میری – دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران
    > عارف ناصري(تايید نشده)
    > سید ظهور نبوی
    > مهری نبوی
    > امیر نصيري
    >آرين نظام آبادي(تايید نشده)
    > ابراهيم نوحی – دانشجوي دانشگاه علم و صنعت
    > روژان نوريان(تايید نشده)
    > مهدي واعظي(تايید نشده)
    > مهسا يداللهي رضوي(تايید نشده)

    نزدیکان و مشاوران میرحسین موسوی

    > امیر ابوطالبی – از نزدیکان علیرضا بهشتی
    > اردشیر امیرارجمند – مشاور حقوقی میرحسین موسوی
    > مسعود آقایی – عضو ستاد بازسازی خرمشهر در دولت موسوی
    > محمد باقریان – مشاور میرحسین موسوی
    > قربان بهزاديان نژاد – رييس ستاد انتخاباتی
    > رضا رزاقی – عضو کمیته حقوقی ستاد مرکزی انتخاباتی
    > یاسر طهراني – عضو دفتر میرحسين موسوي
    > علی عرب مازاد – مشاور اقتصادی ميرحسين موسوی
    > محسن عموزاده خلیلي – از اعضای ستاد 88
    > مهدی فروزنده پور – مسئول دفتر میرحسین موسوي
    > شمس الدین عیسایی – معاونت ستاد میرحسن موسوی
    > فرشاد مومنی – مشاور اقتصادی میرحسین موسوی
    > محمد صالح نقره کار – خواهر زاده دکتر رهنورد
    > اصغر خندان – پاسدار بازنشسته و یکی از فعا لین ستاد

    نزدیکان مهدی کروبی

    > عسکریان – از جانبازان جبهه و جنگ
    > احمد عنبرنژاد – از جانبازان جبهه و جنگ
    > اردوان قرائتی – از اعضای ستاد
    > علی کروبی – فرزند مهدی کروبی

    اعتماد ملی

    > جهانبخش – از اعضای حزب اعتماد ملی و انجمن اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه آزاد مشهد

    سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)
    > رشید اسماعیلی – عضو شورای سیاستگذاری
    > آصف حاجی زاده – از فعالان تبریز
    > احمد زید آبادی – دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران
    > سلمان سيما عضو كميته سياسي سازمان دانش آموختگان ايران و عضو شوراي سياست گذاري ستاد شهروند آزاد
    > علی ملیحی – مسئول روابط عمومی و سایت ادوار تحکیم وحدت
    > عبدالله مومنی – سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران

    کارگزاران

    > جهانبخش خانجانی – سخنگوی وزارت کشور در دولت اصلاحات
    > هدایت آقایی

    مجاهدین انقلاب اسلامی

    > فیض الله عرب سرخی – عضو شورای مرکزی
    > علی قلی تبار – رییس سازمان مجاهدین انقلاب در استان گلستان
    > احمد کیقبادی – عضو سازمان مجاهدین انقلاب در گرگان
    > بهزاد نبوی – از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

    مشارکت

    >احمد احمدپور – عضو مجمع مدرسین حوزه قم و شورای مرکزی جبهه مشارکت منطقه قم
    > سید مصطفی تاج زاده – عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، معاون سیاسی وزیر کشور در دولت خاتمی
    > عبدالله رمضان زاده – قائم مقام دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی، سخنگوی دولت دوم سیدمحمد خاتمی
    > داوود سلیمانی – عضو شورای مرکزی و نماینده مردم در مجلس ششم
    ابراهیم شریف پور – عضو جبهه مشارکت و از فعالان ستاد موسوی در بانه
    > محسن صفایی فراهانی – عضو شورای مرکزی و رئیس هیات اجرایی جبهه مشارکت ایران اسلامی و نماینده مردم تهران در مجلس ششم و رییس اسبق فدراسیون فوتبال
    > شهاب الدین طباطبایی – عضو شورای مرکزی ، رئیس ستاد 88 کل کشور
    > مهدی گيلانی – عضو شاخه جوانان و نایب رئيس ستاد ۸۸ خراسان رضوی
    > اروجعلی محمدی – فرماندار سابق تبریز
    > مهدی محمودیان – عضو کمیته اطلاع رسانی
    > محسن میردامادی – دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی ، نماینده مردم تهران و رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم
    > آذر منصوری – معاون سیاسی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی ، منتخب مردم ورامین در شورای شهر اول این شهر
    > حسین نورانی نژاد – رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی
    > سعید نورمحمدی – عضو شاخه جوانان

    فعالان ملی مذهبی و نهضت آزادی

    > عباس پوراظهری – عضو جنبش مسلمانان مبارز تبریز
    > لیلا توسلی – فرزند محمد توسلی عضو شورای نهضت آزادی
    > سارا توسلی – فرزند محمد توسلی عضو شورای نهضت آزادی
    > امیر خرم – عضو دفتر سیاسی و شورای مرکزی نهضت آزادی
    > امیرخسرو دلیر ثانی – عضو جنبش مسلمانان مبارز
    > صدری نیا – از فعالان ملی مذهبی تبریز
    > فرید طاهری – عضو شورای نهضت آزادی
    > سیدرضا طباطبایی – فعال ملی مذهبی
    > غفار فرزدی – عضو نهضت آزادی تبریز
    > خسرو قشقایی – عضو نهضت آزادی
    > مهدی قلی زاده – عضو نهضت آزادی
    > حسام کاویاری – فعال ملی مذهبی
    > محسن محققی – عضو نهضت آزادی
    > مهدی معتمدی مهر – عضو نهضت آزادی
    > محمود نعیم پور – عضو نهضت آزادی
    > ابراهیم یزدی – دبیرکل نهضت آزادی

    جبهه ملی

    > عیسی خان حاتمی – عضو شورای مرکزی

    مستقل

    > حمید بارچیان – از رزمندگان دفاع مقدس
    > محب حسینی – مداح اهل بیت در استان گیلان
    > حسین رفعتی – فرماندار سابق گرگان
    > حشمت اله طبرزدي
    > محمد جواد مظفر – مدیر انتشارات کویر
    > محمد ملکی – اولین رییس دانشگاه تهران پس از انقلاب

    وکلای دادگستری

    هشت تن از وکلای دادگستری در بازداشت به سر میبرند که اسامی آنها رسما اعلام نشده است
    > مریم قنبری – وکیل پایه یک دادگستری و فعال زنان

    فعالان مدنی و حقوق بشری

    > الهام احسنی – فعال حقوق کودک
    > رضا اکوانیان – از فعالا مدنی یاسوج
    > محمد اکوانیان – از فعالا مدنی یاسوج
    > حسن اکوانیان – از فعالان مدنی یاسوج
    > سما بهمنی – فعال حقوق بشر
    >سعید جلالی – از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر
    > سعید حائری – از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر
    > مهرداد رحیمی – از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر
    > مریم ضیاء – فعال حقوق کودک
    > محمد غزنویان – فعال حقوق کودک
    > پریسا کاکایی – از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر
    > سعید کلانکی – از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر
    > کوهیار گودرزی – از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر
    > نازنین فرزانجو – از اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
    > ماه فرید منصوریان معمار – فعال محیط زیست
    > سعیده میرزایی – فعال حقوق کودک
    > شیوا نظرآهاری – از اعضای گزارشگران حقوق بشر
    > بابک نظری – فعال حقوق کودک

    فعالان زنان و اعضای کمیپین یک میلیون امضا

    > مهسا جزینی – روزنامه نگار و از اعضای کمپین
    > سمیه رشیدی – دانشجوی ستاره دار و از اعضای کمپین
    > مازیار سمیعی – روزنامه نگار و فعال دانشجویی و عضو کمپین
    > مریم کریمی
    > پروین کهزادی
    > سمیه مومنی – روزنامه نگار و از اعضای کمپین

    فعالان کرد

    > سیوان اداک – عضو شورای مرکزی جبهه متحد کُرد
    > دارا حسینی – دبیر و از اعضای شورای مرکزی اتحادیه دمکرانیک دانشجویان کُرد
    > مختار زارعی – عضو شورای مرکزی جبهه متحد کُرد
    > خلیل شهبازی – عضو شورای مرکزی جبهه متحد کُرد
    > کاوه قاسمی کرمانشاهی – فعال حقوق بشر و از اعضای سازمان حقو بشر کردستان، از اعضای کمپین یک میلیون امضا و همچنین سازمان ادوار تحکیم وحدت
    > آزاد لطفوری – عضو شورای مرکزی جبهه متحد کُرد

    فعالان کارگری

    > علیرضا ثقفی – فعال کارگری و عضو کانون نویسندگان ایران
    > رضا رخشان – فعال کارگری و مسئول روابط عمومی سندیکاری کراگران شرکت نیشکر هفت تپه

    جامعه بهاییان

    > افشین ایقانی – از بهاییان سمنان
    > اشکان بصاری – از بهاییان تهران
    > ماریان جعفری – از بهاییان تهران
    > بهفر خانجانی – از بهاییان سمنان
    > علاء الدين (نيکي) خانجاني – فرزند جمال الدين خانجاني یکی از هفت مدیر جامعه بهایی
    > لوا خانجانی – نوه جمال الدین خانجانی
    > رومینا ذبیحیان – از بهاییان تهران
    > احمد روحانی – از بهاییان تهران
    > فرید روحانی – از بهاییان تهران
    > ژینوس سبحانی – منشی کانون مدافعان حقوق بشر و کانون مشارکت در پاکسازی مین
    > هوتن سیسانی – از بهاییان تهران
    > ابراهیم شادمهر – از بهاییان تهران
    > زاوش شادمهر – از بهاییان تهران
    > آرتین غضنفری – از بهاییان تهران
    > پیام فناییان – از بهاییان تهران
    > بابک مبشر – داماد لوا خانجانی
    > نیکاو هویدایی – از بهاییان تهران

    نویسندگان و هنرمندان

    > مهرانه آتشی – عکاس هنری
    > رضا خندان – یکی از دبیران کانون نویسندگان ایران
    > بنفشه دارالشفایی – مدرس موسیقی
    > جمیله دارالشفایی – فیلمنامه نویس
    > خلیل درمنکی – منتقد ادبی
    > مجید غفاری – همسر مهرانه آتشی
    > شاهین فضلی – فعال مدنی و دانشجویی و منتقد سینما
    > نیلوفر لاری پور – ترانه سرا
    > ملودی محمودی – آهنگ ساز
    > رضا نجفی – مترجم

    فعالان مطبوعاتی

    > ساسان آقایی- روزنامه نگار و فعال سیاسی
    > بهمن احمدی امویی -روزنامه نگار و نویسنده کتابهای «اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی «و» مردان جمهوری اسلامی چگونه
    > علی محمد اسلامپور ، سردبیر نشریه نوای وقت کرمانشاه و وبلاگر قصر نیوز
    > شیوا نظرآهاری – عضوکمیته گزارشگران حقوق بشر
    > مهسا جزینی – دانشجوی ستاره دار، خبرنگار روزنامه ایران شعبه اصفهان و عضو کمپین یک میلیون امضا
    > امیر حسین فتوحی، وب نگار و دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان
    > علی ملیحی – خبرنگار و از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد
    > علی کلايی – فعال حقوق بشر و وبلاگ نويس که آزاد شده با سپردن وثيقه ۵۰ ميليون تومانی
    > نعیمه دوستدار- روزنامه نگار، شاعر و نویسنده
    > حمید مافی – روزنامه نگار، وب نگار و فعال اجتماعی قزوین
    > محمد غزنویان – روزنامه نگار و فعال اجتماعی قزوین
    > مهندس فؤاد صادقی – مؤسس سایتهای «بازتاب» و «آینده نیوز».
    > علی حكمت – روزنامه نگار – دختر علی حکمت مهسا حكمت آزاد شد
    > وحید پوراستاد – روزنامه نگار روزنامه فرهیختگان با سابق همکاری در روزنامه های سلام،مناطق آزاد،هم میهن، مشارکت، نوروز، یاس نو، اقبال ،بهار، اعتماد ملی
    > محمد پور عبدالله – وب نگار و فعال دانشجویی
    > علی رضا ثقفی- روزنامه نگار و سردبیر ماهنامه راه آینده و عضو تحریریه نقد نو
    > مزدک علی نظری، روزنامه نگار دربند و سردبير سايت خبرنگاران صلح ، هفته پیش آزاد شد
    > رضا تاجیک -روزنامه نگار و فعال ملی مذهبی
    > بهرنگ تنکابنی – سردبیر مجله نخصصی موسیقی «فرهنگ و آهنگ» – فرزند لیلی فرهاد پور
    > نوشین جعفری – خبرنگار بیست و دو ساله سرويس ادب و هنر روزنامه اعتماد
    > کوهیار گودرزی – فعال حقوق بشر ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار، دبیر کنونی کمیته گزارشگران حقوق بشر، از برنامه سازان بخش حقوق بشر رادیو زمانه، عضو کمیته حقوق بشر سازمان ادوار تحکیم وحدت و از دانشجویان اخراجی دانشکده مهندسی هوافضا دانشگاه صنعتی شریف
    > علي مليحي – عضو شوراي سياستگذاري و مسئول روابط عمومي سازمان دانش آموختگان ايران(ادوار تحکيم وحدت)
    > احمد جلالی فراهانی – دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری مهر یک روز پس از اخراج از خبرگزاری مهر در ۱۷بهمن بازداشت شد
    > عدنان حسن پور – سردبیر هفته نامه آسو به زبان کردی محکوم به اعدام، بیشتر از ۳ ساله در زندان است
    > محمد جواد حصاری – عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و رئیس شاخه خراسان حزب اعتماد ملی
    > محمد داوري – فعال صنفی – مدنی و سردبير سحام نيوز( سايت رسمي حزب اعتماد ملي) وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی صادر شده و او قادر به پرداخت این مبلغ نبود و همچنان پس از گذشت ۵ ماه در بازداشت است
    > امیر صادقی- عکاس خبری روزنامه فرهنگ آشتی و فعال در سایت های تهران ۲۴ و تهران لایونیز
    > حسن ظهوری – خبرنگار ارشد حوزه میراث فرهنگی
    > خلیل درمنکی – نویسنده و منتقد ادبی
    > احسان مهرابی – خبرنگار پارلمانی روزنامه اعتماد ملی و فرهیختگان
    > مصطفی دهقان – روزنامه نگار حوزه اجتماعی تعدادی از نشریات
    > مهرداد رحیمی – وبلاگ نویس، فعال حقوق بشر، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد حقوق بین الملل و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر
    > زينب کاظم خواه – خبرنگار خبرگزاری دولتی
    > سمیه مومنی – روزنامه نگار و فعال کمپین یک میلیون امضا
    > اکبرمنتخبی، روزنامه نگار با سابقه قدیمی در روزنامه های شرق، هم میهن، همشهری و مجله شهروند امروز
    > مختار زارعی – روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی و عضو شورای مرکزی جبهه متحد کرد، ۱۰ دی
    > رضا رفیعی فروشانی- روزنامه نگارآزاد، متهم به جاسوسی و دریافت ۴ هزار درهم، به ۷ سال تعزیری و ۵ سال تعلیقی محکوم شد
    > امیر حسین فتوحی – وب نگار و دانشجوی پزشکی محروم از تحصیل.
    > احمد زیدآبادی – روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل سازمان ادوار تحکيم وحدت (دانش آموختگان ایران اسلامی) محکوم به ۵ سال زندان
    > عیسی سحرخیز، از چهره های فعال سیاسی و مطبوعاتی ، مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران اصلاحات و از بنیانگذاران انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران
    > امید سلیمی – خبرنگار عکاسی نشریه نصف جهان در اصفهان
    > احمد زيدآبادي
    > مسعود باستاني
    > مازیار سمیعی – فعال دانشجویی و همکار ماهنامه توقیف شده نقد نو و عضو کمپین یک میلیون امضا
    > فواد شمس – فعال دانشجويی ، وبلاگ نويس و روزنامه نگار
    > سعید متین پور- فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی، محکوم به ۸ سال زندان
    > مهرداد رحيمی -فعال سياسی- مدنی، وب نگار وعضو کمپین یک میلیون امضا فارغ التحصيل کارشناسی ارشد حقوق بين الملل ، قائم مقام کميته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی
    > کاوه قاسمی کرمانشاهی – فعال پیشگام حقوق بشر در کردستان و ایران
    > امید منتظری – شاعر و روزنامه نگار، فرزند مهین فهیمی
    > کیوان صمیمی – فعال ملی و مذهبی و مدیرمسول نشریه توقیف شده «نامه» و عضو شورای مرکزی «انجمن دفاع از آزادی مطبوعات»
    >اروین صداقتکش – پژوهشگر موسیقی، و یکی از نویسندگان مجله تخصصی موسیقی فرهنگ و آهنگ
    > نوشين جعفري – خبرنگار سرويس ادب و هنر روزنامه اعتماد
    > لیلی فرهادپور – نویسنده،روزنامه نگار و فعال زنان
    > علی محمد اسلامپور – سردبیر نشریه نوای وقت کرمانشاه
    > مرتضی کاظمیان – فعال سیاسی ، روزنامه نگار و عضو شورای مرکزی کانون دفاع از آزادی مطبوعات
    > پریسا کاکانی – وبلاگ نویس، فعال حقوق بشر و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر
    > محمد صدیق کبودوند – رئیس سازمان حقوق بشر کردستان و سردبیر نشریه پیام مردم – محکوم به ۱۱ سال حبس تعزیری بازداشت۱۰ تیر ماه ۱۳۸۶
    > روزبه کریمی – روزنامه نگار ،دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق بشر و عضو سازمان دانش آموختگان ایران
    > نادر کریمی جونی – سردبیر و روزنامه نگار نشریاتی چون «گزارش، فکر، جهان صنعت، و سیاست روز». محکوم به ۱۰ سال حبس تعزیری. نادر به دلیل درصد بالای جانبازی در جنگ نیازمند رسیدگی مداوم پزشکی دارد
    > نیلوفر لاری پور – شاعر، ترانه سرا و خبرنگار نشریه چلچراغ
    > مجتبی لطفی – جانبازان شیمیایی در دوران جنگ ایران و عراق .روحانی وب نگار ، عضو تحريريه و سرپرست روزنامه هاي توقيف شده خرداد و فتح و عضو شوراي سردبيري هفته نامه توقيف شده آوا و سايت تعطيل شده نقشينه که اتهام نشر اكاذيب و فعاليت عليه نظام و افشاي اسرار نظام، محکوم به سه سال و ده ماه زندان از سوی دادگاه ويژه روحانيت شهر قم
    > سید مسعود لواسانی – روزنامه نگار و وبلاگ نويس
    > سعید لیلاز – روزنامه نگار اقتصادی و عضو هئیت سردبیری تحریره روزنامه سرمایه
    > حمید مافی – وب نگار و فعال اجتماعی، دبیر سیاسی روزنامه فرهنگ آشتی، مقالات او همچنین در روزنامه های اعتماد، اعتماد ملی، کارگزاران نیز منتشر می شد
    > جواد ماهزاده داستان نویس و روزنامه نگار ، نویسنده رمان « لبخندت را از من نگیر»
    > محمد نوری زاد – روزنامه نگار ،مستند ساز و کارگردان تلویزیون
    > رضا نوربخش سر دبیر روزنامه فرهیختگان و مدیر مسئول سایت خبری جمهوریت، محکوم به ۵ سال حبس تعزیری
    > حسین نورانی نژاد – رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی
    > شیوا نظر آهاری – فعال حقوق بشر، سخنگوی فعلی کمیته گزارشگران حقوق بشر ، فعال حقوق کودکان کار، عضو کمپین یک میلیون امضا، روزنامه نگار، وبلاگ نویس، و از دانشجویان محروم از تحصیل
    > کیوان مهرگان – شاعر ، روزنامه نگار و دبیر سیاسی ضمیمه اعتماد
    > امید مهرگان – نویسنده، مترجم و روزنامه نگار حوزه اندیشه و همکار گروه اندیشه
    > محمد رضا مقیسه – روزنامه نگار و سردبیر مجله پرتیراژ بیست ساله ها در حوزه جوانان و نیز عضو کمیته پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات
    > بدرالسادات مفیدی – روزنامه نگار و دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران
    > مهدی محمودیان – فعال حقوق بشر و روزنامه نگار اصلاح طلب

    البته شاید نام های زیادی از قلم افتاده و یا برخی آزاد شده باشند. در تکمیل لیست همدیگر را یاری دهیم و فراموششان ننماییم.

    به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی
    منبع: http://behsan.blogfa.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: