آقای مخملباف به کدام سو می رود؟

ابتدا محسن مخملباف به خارج آمد و گفت که نماینده و سخنگوی جنبش سبز است. سپس در بروکسل در پارلمان اروپا، همراه با مرجانه ساتراپی، در مصاحبه مطبوعاتی آن سند از وزارت کشور (نامه صادق محصولی به خامنه ای) را به تماشای خبرنگاران گذاشت که من نیز با اعتماد به محسن مخملباف و مرجانه ساتراپی آن را در اینجا گذاشته بودم که پس از چند ساعت برداشتم؛ سندی که هیچ گاه درستی آن روشن نشد و بیشتر به یک جعل شبیه بود. پس از آن هم آقای مخملباف را می بینیم که بیانیه های آتشین می دهد. در روز عاشورا نامه ای به خامنه ای نوشت و ان را در تلویزیون صدای آمریکا خواند و در اینترنت منتشر کرد. در آنجا او خامنه ای را پست تر از یزید خواند و این که «ما ترا به زیر می کشیم.» دیروز نیز در نوشته ای طولانی تمام اسرار خامنه ای و خاندانش را منتشر کرد. در آنجا از ثروت افسانه ای خامنه ای و فرزندانش می گوید، از علاقه های شخصی و روابط مافیایی و غیره.

با این پیش سخن، از آنجایی که آقای مخملباف خود را نماینده رسمی و از رهبران جنبش سبز می داند، می خواهم چند مورد را با آقای مخملباف در میان بگذارم.

–          هر کسی که دوست دارد می تواند رهبر جنبش سبز باشد و جالبی این جنبش نیز همین است که رهبری روشنی ندارد و پخش است. همین نیز حکومت کودتایی را درمانده کرده است. آنها نمی فهمند که جنبش مدنی نیازی به رهبری کاریسماتیک ندارد که اگر او را بگیری، همه جنبش بخوابد. دیروز 1100 را گرفته اند و هیچ چیز تفاوتی نکرده است. بنابراین کسی بخیل نیست که آقای مخملباف رهبر، سخنگو و یا هر چه که دوست دارد، باشد و برای جنبش سبز هر گامی که می خواهد و می تواند، بردارد. البته روشن است که در این صورت توقع از او و از هر کس دیگر در جایگاه او، بالاتر می رود و همین انگیزه این نوشته است.

–          جنبش سبز یک جنبش مدنی است و نه مذهبی. این را شما در مصاحبه با صدای آمریکا نیز گفتید. اگر خودتان را نماینده، سخن گو، پیشرو و یا هر چیز دیگر جنبش سبز می دانید و همیشه هم این گونه رسمی حاضر می شوید، پس دست از سر ادبیات آخوندی، یزیدی، عاشورایی بردارید. شما بارها بیان داشته اید که سکولار هستید. پس به این اصل از هم اکنون باید پایبند باشید. اگر خود شما مذهبی هستید، این را برای خود نگاه دارید. شما بیان داشتید که جنبش سبز جنبش روشنفکری است. اگر می خواهید حکومت کودتایی و خامنه ای را رسوا کنید، بهتر است از واژه ها و محتوای امروزی، مدنی و بر اساس خرد و عقل انسان امروزی  یاری جویید و نه از آنچه که 1300 سال پیش روی داده و کسی هم درست نمی داند که چه بوده. اگر هم گمان می برید که با این مقایسه یزید و خامنه ای توجه مردم مذهبی را بهتر جلب می کنید، همان مردم به زبان دیگری نیز قابل دسترسی هستند. خودشان هم بلدند بدون یاری شما به این نتیجه ها برسند. اگر اعتقاد به سکولاریسم دارید، از همین حالا پایه را در رفتار خود درست بگذارید. ادبیات آخوندی به درد ما نمی خورد. چوب این کارها را بارها در تاریخ ایران خورده ایم.

–          این اطلاعاتی که از خاندان آقای خامنه ای و ثروت افسانه ای و بی حد او منتشر کرده اید، را مدتهاست همه به عنوان شایعه می شنوند. نه می شود آنها را تایید کرد و نه رد. اما آقای مخملباف، در یک جامعه مدنی شما برای هر یک از این حرفها باید پاسخگو باشید. نمی شود چیزی را به کسی نسبت داد، بدون آن که سند و مدرک محکمه پسند ارایه شود. اگر سندی دارید، آن را انتشار دهید. اگر ملاحظاتی برای انتشار اسناد دارید، پس اصلا مطرح نکنید. تفاوت این کار شما با پرونده سازی های حکومت اسلامی در تمام این سی سال چیست؟ این کار شما را بر اساس کدام اصل مدنی می توان توضیح داد؟ اگر اکنون این متن در وبلاگها و سایت های فارسی زبان بسیاری پخش شده است، حتی یک روزنامه دوریالی اروپایی یا آمریکایی، از همانها که در ورودی مترو مجانی پخش می کنند، نیز حاضر نخواهد شد آن را منتشر کند، بدون این که شما چند سند قابل قبول نشان دهید. اگر مدعی رفتار مدنی هستید، اینها مقررات بازی است.  همین اکنون و در شرایط سخت است که باید نشان دهید که به اصول مدنیت پای بند هستید، نه زمانی که هوا آفتابی است و همه چیز آرام. اگر اقای خامنه ای و یا کسانی که نامشان را در آنجا برده اید، به فرانسه بیایند و از شما شکایت کنند، اگر نتوانید سخنان خود را ثابت کنبد، شما را در دادگاه به جرم افترا محکوم خواهند کرد و برای خود حقانیت خواهند ساخت. اگر سند دارید، پس ارایه دهید و آن زمان است که می توانید ببینید که چه اثری این افشاگری شما خواهد داشت. اشکال من به این افشاگری نیست. بسیار هم لازم است که این افشاگری ها صورت گیرند تا جهره حکومت برای آنهایی که هنوز به آن پایبند هستند روشن شود. بلکه به عنوان کسی که خود را سخنگو و نماینده جنبش سبز می داند باید مستند سخن گویید.

–          تاثیر احساسات بر رفتار شما خود را قوی نشان می دهد. آن زمان که پیرو پروپا قرص امام خمینی و راه امام بودید نیز از دیدگاه خود همان گونه «پرشور»، قاطع و برحق بودید که امروز در دشمنی با راه او و میراث او. آن زمان از دید خود بر حق بودید و اکنون نیز هستید. این چیزها انسان را نگران می کند. به بیان دیگر، آقای مخملباف، ما هنوز نمی دانیم که انتقاد شما به گذشته خود تا کجا می رود. آیا تنها جبهه را عوض کرده اید (که همین به تنهایی نیز خوب است) یا روش خود را نیز؟ما نیاز به خویشتن داری، رفتار از روی خرد و تعقل داریم. رفتار از روی احساسات که کاری ندارد و از هر کسی برمی آید. کسی که می خواهد نقش هدایت کننده در کاری بر عهده بگیرد، نباید هیچ گاه به احساسات خود، فرای خرد و تعقل میدان دهد. آقای مخملباف، از این حرکات احساسی و پرشور و از این انشاهای آتشین بسیار ضربه ها خورده ایم که ابتدا به به و چه چه این و آن را برمی انگیزد و سپس باعث ضربه سنگین می شود. تجربه زندگی سیاسی خود شما در افراط و تفریط همین را نشان می دهد.

–          اگر ایراد من بیجاست و شما بر احساسات خود تسلط دارید، آنگاه مشکل بزرگتر می شود. پس باید این برداشت را کرد که شما این روزها تلاش دارید که جنبش رادیکال تر شود، می خواهید به آن شتاب ببخشید، کار یکسره شود. اگر جنبش رادیکال شود، مطمئن باشید که شما از خارج از کشور نخواهید توانست آن را هدایت کنید. اختیار کار دیگر در دست خرد و اندیشه نخواهد بود. رادیکالیسم خواست جنبش و راه مبارزه مسالمت آمیز نیست. اگر حکومت اسلامی بشدت ضعیف شده است (که البته به این روشنی هنوز نمی شود این را گفت)، لزوما دلیل بر قدرت همه جانبه جنبش سبز نیست. حکومت، به ویژه این روزها،  تنها منتظر همین است که حرکتی خشن از سوی جنبش سبز انجام گیرد تا آن را سرکوب کند و ازسوی دیگر جلوی تردید های کنونی و ریزش نیروهای مسلح را بگیرد. برگ برنده جنبش سبز مسالمت جویی آن (در عین دفاع از خود) و بار اخلاقی بالای آن است. این که مردم جلوی مزدوران و یا پلیس های به دام افتاده می ایستند، به آنها آب می دهند و ازادشان می کنند، بسیار با ارزش است. این ارزش اخلاقی بسیار نیرومندی دارد. روش های به کار گرفته در دوران انقلاب 57 امروز به هیچ گونه پاسخ نمی دهند که هیچ، بیشتر ضربه می زنند. یادتان که نرفته آقای مخملباف که مردم آن روزها چگونه بودند. در میدان فوزیه (امام حسین کنونی) مردم سرهنگی را از تانک بیرون کشیدند و او را به معنای واقعی کلمه تکه تکه کردند. تنها کافی بود به خانه کسی اشاره کنی و بگویی این ساواکی است و مردم آن خانه را به آتش می کشیدند. چه بسیار مردم بی گناه به دست دیگر مردم انقلابی پرشور و آتشین کشته شدند و یا خانه هایشان به آتش کشیده شد. آیا وجه تشابهی در مردم آن روز که خود به نسل آنها تعلق دارید و سبزهای امروز می بینید؟ این تفاوت ها را باید گفت و برجسته کرد تا آنهایی که آن زمان نبودند، متوجه ارزش این جنبش امروزی باشند.

–          طرح خواست های افراطی، عدم خویشتن داری و برخورد احساسی بدون توجه به روند واقعی رویدادها در داخل کشور، از ویژگی های خارج از کشور نشینان چون من و شماست. آیا تاکنون به این اندیشیده اید که چرا در این سی سال یک اپوزیسیون نیم بند نیز در خارج ایجاد نشده بود؟ حتی یک جبهه کوچک، یک روزنامه یک رادیو یا تلویزیون جدی که مورد قبول %10 باشد، نیز وجود ندارد. همین امروز نیز وجود ندارد. البته جنب و جوش اخیر را که پیرو جنبش سبز است را کنار می گذاریم. یکی از دلیل هایش همین دور بودن از واقعیت داخل کشور و حرکت بر اساس احساسات و ذهنیات خود و عقب ماندگی اجتماعی-سیاسی است. متاسفانه بخش بزرگی از خارج از کشور نشینان و به ویژه آنهایی که در حزب ها و گروههای سیاسی رنگارنگ هستند و همه شان هم در کشورهای دمکراتیک و از دید مدنی پیشرفته و پیشتاز زندگی می کنند، از محیط پیرامون خود چیز زیادی نیاموخته اند وگرنه این گونه ذهن گرا، رادیکال و دور از جریانات نبودند. کسی که در غرب جامعه دمکراتیک پیرامون خود را خوب شناخته باشد و در زندگی سیاسی و اجتماعی آنجا شرکت داشته باشد (نه این که در جزیره کوچک خودساخته ای با چند ایرانی دیگر هم فکر خود نشسته باشد)، نمی تواند این گونه شعارهای پوچ، رادیکال و توخالی بدهد که بسیاری از جریان های سیاسی خارج از کشورنشین در این سی سال داده اند.

آقای مخملباف، این تجربه خارج از کشوری ها را ببینید و اشتباه آنها را تکرار نکنید.

پانوشت: علیرضا نوری زاده که خود یک سال پیش این افشاگری ها را کرده بود در برنامه خود گفت که اساس این موارد درست است اما در رقم ها اغراق شده است.

از همین جا مشکل شروع می شود که بیاییم شتاب زده چیزی را بیان کنیم و سپس روشن شود که در رقم ها اغراق شده است. اینجاست که تردیدها به کل جریان پدید می آیند و این احتمال که افشاگری لوث شده و به ضد خود بدل شود. حکومت نیز بیاید و مظلوم نمایی کند که اینها دروغ می بافند. مگر هدف روشنگری در میان هواداران حکومت نیست؟ مخالفان و سبزها که نیازی به آن ندارند تا انگیزه حرکت خود را با آن تعریف کنند.

دیگر نوشته ها در این زمینه:

– برتری اخلاقی و مسالمت جویی، راز جنبش سبز

– جنبش مدنی سبز و ادبیات آخوندی

– آقای خاتمی، روضه امام حسین و جنبش مدنی

Advertisements

45 پاسخ

  1. ایول عجب نوشته ی توپی بود. خداییش حال کردم. این مخملباف هم اگر کمتر چرت بگه بهتر هستش. چون ما الان تو کشور تو (حداقل) رقابت فکری با حکومت جلو هستیم. نباید این حرف ها بهانه ای بشه برای ایراد گرفتن به ما. من خودم به شخصه تو بحث ها هیچ وقت از لحاظ مدارک کم نمیارم اما اگه این حرف ها و این نوع مقالات رشد پیدا کنه دیگه نمی شه تو بحث ها برنده شد. همونطور که می دونید ، بحث ها و گفتگو ها در جامعه یه قسمت از جنبش سبز هست(مثل قبل از انتخابات) و همچنین اگر جنبش رادیکال بشه این جنبه جنبش از بین می ره. در ضمن دوستانم رو برای بیشتر صحبت کردن با بسیجی ها(مخصوصا) دعوت می کنم. چون این کار بسیار مهم و خوب هست. خیلی از بسیجی ها انسان های عاقل و صاحب خرد هستند که براحتی می شود با حرف زدن اونها رو حداقل از حکومت جدا کرد. البته زمان هم باید گذاشت(فکر کنید قبل از انتخابات هست)

  2. این مخملباف جان همیشه در حال سقوط از یه طرفیه.

  3. در این که آقای مخملباف موج شوار خوبیست من هم با شما هم عقیده ام. همینطور درمورد ادبیات قرون وسطایی ایشان و دیگر حضرات.
    اما! این بهانه هایی که می آورید که مثلا چرا مدرک نشان نمی دهید، چیزیست مثل شاهد و مدرک خواستن نظام از کروبی درباره کهریزک. در حالی که در عرصه خیابان یک جنگ تمام عیار جریان دارد، و مردم نه رسانه ای رسمی دارند و نه در این کشور (مثل جوامع مدرن مرد اشاره شما) خبرنگاران و گرو های مستقل حق و امکان تحقیق از دارایی و زد وبندهای رهبری، سند و مدرک خواستن شما آدم را یاد استدلال های کیهان می اندازد. حالا در این گیر و دار که حکومت و رهبری فرمان کشتار و حبس و شکنجه و تجاوز علیه مردم کشورش را صادر کرده خیلی هم نگران یک خبر ناموثق درباره تعداد عصاهای رهبری نباشید. و نکته آخر اینکه، یک بال هر مبارزه ای، چه مردمی و چه حکومتی، جنگ روانی ست. مردم حق دارند از همه ظرفیت های مجاز استفاده کنند.

    • نکته آخر بسیار زیبا بود. من به این جنبه فکر نکرده بودم.

  4. بالاخره یکی‌ دو کلمه حرف حساب زد!

  5. khoda kheiret bede, kholase yeki harf e hesaab zad!
    be omid e pirouzi

  6. برای ایجاد شکاف در جنبش هنوز یک کم زود هست، انقلاب ۵۷ یادمون نره. شکاف‌ها کی‌ شروع شد؟ بعدش چی‌ شد؟ اجازه بدید مخملباف هم حرف خودش رو بزنه. شاید خیلی‌‌ها همون شایعه رو نشنیده باشند. انتقادتون بجاست ولی‌ باور کنید جنبش سبز هنوز شکنننده است، موسوی تازه داره از ‹نهال› صحبت می‌کنه، آسه آسه. اگر چه خیلی‌‌ها به زودی خواهند فهمید که این یه مبارزهٔ طولانی‌ هست نه یک …، به قولی‌ ( یکی‌ مرد جنگی به از صد هزار)

    پایدار و صبور باشید.

  7. مخمل‌باف یا مهمل‌باف ؟

    نویدار عزیز، بسیار مطلب زیبایی بود. البته یک اصل مهم را نباید فراموش کرد. چیزی که ف.م.سخن هم به آن اخیرا اشاره کرد. کسی را می‌توانیم بگوییم تغییر کرده که حداقل دیدگاه‌های گذشته‌ی خویش را یک‌بار نقد کند.

    • توهین نکنید لطفا

  8. نویدار عزیز، اولین بار است که نوشته شما را میخوانم ، مطلب بسیار جالبی بود متاسفانه نگاه شما هنوز در جامعه روشنفکری ما نهادینه نشده است و کماکان از سنتهای پیشین تغدیه میکنیم ! این استدلال شما بسیار عاقلانه و دارای نکاتی کاملا نو می باشد که ، رنگ و الوان مسیر راه بر تن مقصود ما نیز خواهد نشست ! اینجوری نیست که ما از هر مسیری که میخواهیم به مقصد برسیم و اصلا تاثیری از محیط بر ما نقش نبندد. وقتی هدف که معلوم نیست چیست وسیله را توجیه کند برای ما اینجوری تعریف خواهد شد که برای رسید ن به آن نامعلوم هر رفتاری حتی از جنس معلوم مقابل ما که در ستیز با او هستیم جایز است. با اجازه شما من این نوشته را در فیس بوک خود منعکس کردم و احساس خوشحالی خود را از انعکاس عقلانیتی اینچنین پنهان نداشتم شما نمونه انسان ایرانی عقلانی شده ای هستی که هر ایرانی باید به حضور آن افتخار کند موفق باشید.

  9. Man neveshteyeh shoma ra ba hamin onvaneh khodetaan dar balatarin gozashtam. Besiar zeeba bood.mamnoon

  10. با سلام
    من با شما موافق نیستم به دلیل اینکه هر ضربه ای به جمهوری اسلامی چه حق چه نا حق به نفع مردم است میدانید اینها اصلا ایرانی نیستند اینها اشغالگرند چرا باید با دشمن اشغالگر مدارا کرد چرا برای جنایت آنها باید مدرک آورد ما در آتش سی ساله میسوزیم

    • بسیار جای شگفتی دارد شنیدن این سخنان از کسی که در کشوری زندگی می کند که دمکراسی، مدنیت و قانون در آن نهادینه شده است. اگر کسی در جایی دورافتاده در ایران چنین چیزی می گفت، شاید می شد بر او بخشید. اما شما بهتر است کمی جامعه پیرامون خود را زیر نظر گیرید و بیاموزید که اصول آن چیست و چگونه کار می کند.

  11. نویدار عزیز

    بعد از 30 سال زندگی در اروپا و سفرهای مکرکر به ایران، این اولین باریست که سخن یک ایرانی اینقدر عمیقانه مرا خوشحال میکند. دوست عزیزم، ایکاش حتی جزئ کوچکی از افرادی که فردا سوار بر واگنهای کارناوال پیروزی سبزها خواهند شد، بتوانند قضایا و حوادث را از این زاویه تماشا کنند. بقوله معرف ،کسی که خوابه میشه بیدارش کرد، کسی که خودشو زده به خواب نمشه بیدارش کرد.

  12. درود بر مخملباف که نامش را در راه میهنش دارد خرج می کند. شما به جای این همه نوشتن بیهوده، اگر می توانی یک هزارم ایشان سودمند باش.
    نامه هایش و نوشته هایش برای مردم جامعه روشنگر است حالا برای شما نیست نباشد.

  13. نوشته بسیار بسیار متین و منطقی بود. تصور میکنم شورش اقای مخملباف قبل از ظآنکه بر علیه رژیم باشد بیشتر بر علیه گذشته خودشان است و در لابلای کلماتش در حال نشان دادن به انتقام گیری از خودی هست که ندانسته و عوامانه پشت سر خمینی سینه زد. داستانهائی را هم که تحت عنوان ثروتهای خامنه ای به تحریر دراورده متاسفانه قبل از آنکه افشاگرانه باشد نشاندهنده قدرت بسیار ضعیف ایشان در تهیه یک سناریوی بسیار ابتدائی است. داستانسرائی های اقای مخملباف در مورد ثروتهای افسانه ای خامنه ای در اصل چیزی غیر از سناریوی بچه گانه ای که با اقتباس از روی زندگی شخصی خود تهیه شده نمیباشد. تصویری که ایشان از داشتن چندین اسب گران قیمت, هواپیماهای آنچنانی و اتومبیلهای ضد گلوله و پناه گاهای ضد اتمی در زیر زمین خانه اش همه و همه افسانه هائی میباشند که حتی دیگر توان خواب کردن کودکی را نیز ندارند ولی در اصل ایشان با این تصویر چیز دیگری را برای خوانند ترسیم میکنند که همانا فرد و توانائی های خودشان است که در این مدت سی سال بدست آورده اند, منظور ایشان از چندین هواپیمای شخصی و پناهگاه ضد اتمی و اسبان تند رو همه و همه شخص خودشان میباشد که هیچکس را یارای شانه به شانه رفتن با خود نمیداند. خلاصه کلام متاسفانه متاسفانه اینطور که بنظر میرسد ایشان نیاز سریع و شدیدی برای معالجه دارند.
    اقای مخملباف که خود در آن زمان (سال 57) از وضع مالی خوبی نیز برخوردار نبود (که البته هیچ اشکالی هم بر آن نیست)

  14. mesle hamishe ma iraniha ya kasi ra takzib mikonim ya taeid man ba goftehaye shoma sad dar sad movafegham vali khob agar be tarikh morajee konim mibinim ke ma iraniha hamishe inchenin boodeim koorkoorane be donbal harkas ke sokhane ziba gofte ast rafteim ta jaee ke az naghde oo tavasote digaran narahat mishavim vaay bar ma omidvaram roozi joore digari bebinim

  15. منم موافقم، به آدم هایی که همیشه رادیکال هستند نمیشه اطمینان کرد

  16. inke aghaie makhmalbaf ba che zabani sohbat mikone be man va shoma ertebati nadare…azadi bayan chizist ke ma be donbaleshim .
    ishon mitoone be ghole shoma ba adabiate akhoondi sohbat koneh.
    mitavanid harfasho goosh nadin.
    enghadr barchasb nazanid be chizha.jonbeshe sabz mitavanad baraie kheiliha jonbesh ehiaie eslam vagheee bashad.
    barchasb zadan bar jonbesh anra mahdood mikonad.bezarid hame baham bar alaihe estebdad mobareze konim. harkas be har ellat
    be nazare man ham aslan lozoomoi nadare ma bedoonim zendegi shakhsi khamenee chegoonast..hamoontor ke baghie afrad.
    ma ba amalkarde adamha movajeh hastim.
    vali khob baz ham makhmalbaf mokhtare dar website shakhsi khodeh harchii doost dare bege.
    alan badtarin kar pichidan afrade jonbesh be paie hamdigast.
    ekhtelafe salaiegh ro ghabool konim va bedanim ke hagh dar daste hamast.

    • من با مذهب مشکلی ندارم تا زمانی که امری خصوصی باشد. اگر قرار باشد که در جنبش سبز هم بیاییم و مذهب را (به قول شما اسلام واقعی) دخالت دهیم که باز همان می شود که سی سال است داریم.

  17. ‫سلام
    ‫ به نظر من باید اجازه داد که این اقایان تا میتوانند، زیر و بالای همدیگر را بیان کنند،چرا که با لو دادن همدیگر،،،،،شناخت،،،، از دشمن بیشتر میشود، و اگاهی بیشتر از زیر وبم اینها کمک به پیروزی جنبش میکند.
    ‫تنها مهم انست که در نهایت قضیه ،عقل سلیم را بجای احساسات در انتخاب برگزینیم.

    • انگیزه شما را در کاربرد واژه دشمن متوجه نشدم. چرا روشن نمی نویسید و این نقطه چین ها یعنی چه؟ اگر آقای مخملباف را دشمن می دانید خود را در جایگاه دشمن او و جنبش سبز قرار می دهید. نوشته من بحثی است برای ارتقا و روشن گری در جنبش سبز و نه دشمنی با افراد فعال آن. آقای مخملباف یک پایه جنبش سبز است و من برای او بیش از آن احترام قایل هستم که بخواهم از چنین ادبیاتی استفاده کنم. انتقاد من دقیقا از همین ادبیات است.

      • ‫اقای نویدار
        ‫دشمن کلمه ایست که من بر نیروهایی که در مقابل ملت ایران از خرد وکلان ایستاده اند، نامیدم.
        ‫ حال هر کدام که میخواهند باشند،اما سوی ان اقای مخملباف نبود.
        ‫ شما منظور من را گویا درست متوجه نشدید،چرا که :
        _____________________________________________
        ‫ به نظر من باید اجازه داد که این اقایان تا میتوانند، زیر و بالای همدیگر را بیان کنند،چرا که با لو دادن همدیگر،،،،،شناخت،،،، از دشمن بیشتر میشود
        ___________________________________________
        ‫من کلمه شناخت را جدا کردم ،چون مهمترین عامل در اینگونه موارد (نامه افشاگری م،م) است

        ‫ من هیچ ادبیات بخصوصی در نوشته ام بکار نبردم، شما اقای نویدار لغت بهتری برای غیر از دشمن برای این افراد غائلید؟

  18. سیاه و سفید ننگرید. من این نوشته را برای یک بحث سازنده میان جنبش سبز نوشته ام. انتقاد به مفهوم تخریب نیست. اینها درس های است که باید از دمکراسی آموخته باشیم که از انتقاد هراس نداشته باشیم و فورا به طرف مقابل اتهام نزنیم. من از آقای مخملباف خواسته ام سکولار رفتار کند، چون جنبش سبز یک جنبش مدنی است و نه مذهبی. من خواسته ام او را به اندیشه وادارم.

    • سیر نوشته‌های شما نشان میدهد که شما با رهبران جنبش سبز مشکله ایدئولوژیکی دارید. اول از خاتمی انتقاد کردید، بعد از مخملباف با اشاره‌ا‌ی به سازگارا هم البته. ما هم خاکستری میبینیم قضایا رو، نه صفر و ۱، اما در شرایط کنونی‌ مخصوصان بعد از عاشورا زمان مناسبی برای این بحث‌ها نمیدونم، کاش این بحثا مثلا حد فاصل روز قدس و ۱۶ آذر میکردید. الان بیش از هر زمانی‌ نیاز به اتحاد در جنبش هست، بالاخره کسانی‌ هستند که از این صحبت ناراحت شدند مثل کامنت‌های بالا. وقت برای این جور بحثا زیاد هست،

      ما ز یاران چشم یاری داشتیم

      • اینقدر شیطونی کردی نویدار، که بابا بزرگمون اومد کامنت داد

        http://www.rahesabz.net/story/6979

        دنیای خوبی‌ می‌شه اختلافات ایدئولوژیکی رو بذاریم برای بعد، من که میخوام به نصیحت پیرمرد گوش کنم.

        • خوب تا آنجایی که به افراط و تندروی های خارج از کشوری ها بر می گردد، من هم با او همسو هستم و در همین نوشته نیز از آقای مخملباف خواسته ام که به تندروی های مزمن ما در خارج دچار نشود.
          اما آنچه که من بر آن کماکان اصرار دارم، حفظ و محکم سازی دید سکولاریسم در جنبش سبز از سوی هم مذهبی ها و هم غیرمذهبی ها است. اگر بر سر این هم نتوانیم به توافق عمومی برسیم، دشواری بزرگی در میان جنبش سبز پیش می اید. مذهبی ها نیز اگر به حکومت اسلامی انتقاد جدی دارند، باید عادت کنند که خود مذهب را در سیاست دخالت ندهند و دست از سر امام حسین و یزید و دیگران بردارند.

    • ‫اقای نویدار
      ‫در این برهه اززمان هر فردی عادی یا بقول شما یکی از ارکان ،رفتاری از خود نشان میدهد که باز گو کننده مکنونات درونیش است.
      ‫حرف و نوشته شما درست و بجا،چرا که وظیفه انسانیست در مواقع لغزش دیگری گوشزد نماید،اما
      ‫سیر صعود یا نزول در مرحله بعد فقط بستگی به ترکیب ذهنیت و عقلانی خود شخص دارد.
      ‫شما نوشته ای را که مکنونات ذهنی و قلبی خودتان است،را مینویسید و در معرض ارا عموم قرار میدهید،حال من نوعی تا چه اندازه ترجمان ان باشم، چیزیست که در اینده شاهد ان خواهیم بود.
      ‫ اقای نویدار ،سیاه و سفید دیدن،رسم چهار پایان است،فعلا در خیابانهای ایران رنگ دیگری جز قرمزنمیتوان دید.

  19. شاهکار بود این نوشته! حرف دل خیلی ها رو به بهترین شکل زدی. سپاس فراوان!
    کاش یک اشاره هم به بخشش سر خود کودتای 28 مرداد بر امریکا توسط ایشون و به نمایندگی از مردم ایران (!) می کردی. به قول شما هر کس میتونه نقشی تو جنبش سبز داشته باشه، ولی باید حد خودش رو هم بدونه، با دیگران هماهنگ باشه و احساس مسئولیت کنه. یه فرد نمیتونه در هر زمینه ای نظر بده، اونم یه رویداد تاریخی که بزرگ ترین ضربه رو به جنبش دموکراتیک ایران زد. با هر کشوری باید رابطه داشت، ولی ایشون صلاحیت نداره مناسبات ایران و امریکا رو تنظیم کنه!

    یا اینکه فرموده بودن در صورت دستگیری موسوی و کروبی و خاتمی رهبری جنبش در خارج و با مخملباف، سازگارا و نوری زاده خواهد بود!!!!!!( چند ماه پیش بود این)

    یا اینکه درست پس از عاشورا که بزرگان مبارزه مانند مهندس سحابی دعوت به آرامش میکردن ایشون او نامه رو خامنه ای نوشته . . .

  20. […] لینک به منبع […]

  21. متشکرم از این مقاله زیبا! دو شب پیش به فکر نوشتن مقاله ای در خصوص «افشاگری های» آقای مخملباف افتادم، اما فرصت نشد. زحمتش را شما کشیدید و خیلی کاملتر از آنچیزی که در ذهن و توان من بود.

  22. http://masoudbehnoud.com/2009/12/blog-post_29.html

    Take a look at these, so brill.

  23. از نوشته ی شما بسیار سپاس گذارم. به جا بود. یادمان نرود اصلاحات اساساً حرف دل مردم نیست و اصلاح طلبان نیز مردان منتخب ما نیستند. اینها انتخاب بین بد و بدترند. هیچ کدام پاک نیستند. یادمان نرود که همه ی این آقایان تایید شده ی همین نظام فاسدند. و اما اقای مخملباف اصولاً افراطی است و نه خردمند. و به نظرم نباید بر او جدی نگریست. اما حداقل از شریفی نیا و کیانیان که بهترست. دو چماق بدست سابق که با لو دادن بسیاری از زندان نجات یافتند و بعد چماق بدست شدند و حالا هنرمندان ناب

  24. اره بابا این مخملباف خودشو خیلی جدی گرفته
    بیانیه اعتصاب میده !!!
    فکر کرده مردم منتر اینن
    4 تا فیلم زپرتی درست کرده 4 نفر از خودش زپرتی تر پیدا شدن قربون صدقه دست و پای بلوزی اش رفتن فکر کرده حالا دیگه کی شده
    یکی به این آقا بگه ما انقدر خودمون ادم درست درمون داریم که بخواد رهبر جنبشمون باشه شما خودتو این وسط نخود هر آشی نکن
    مطلبش راجع به خامنه ای هم خوندم
    با اینکه از خ.ر متنفر اما انقدر مطلبش دری وری و چرت بود که حالم رو بهم زد که انقدر بی اساس و رو تخیلاتش حرف زده
    اگه تونست یکی از این حرفاشو ثابت کنه بیاد تف بندازه تو صورت من
    حیف که جای کامنت نداشت و گرنه هر چی لایقش بود بهش میگفتم که فکر نکنه رهبر جنبش ماست
    بنده خودم فعال دانشجویی ام تا دلتون هم بخواد کتک خوردم 3 شب هم بازداشت بودم
    اینو گفتم که فکر نکنید من از این بسیجی های حروم زاده ام
    منتفرم از مخملباف

  25. سلام.
    من قبل ازاین که نوشته های اخیرتون رو بخونم به شما میل زدم.حال که تنوشته های شما رو خوندم چه قدرخوشحال شدم که حرف دل مرا منتهی با زبانی گویا و زیبا و تاثیرگذار و علمی زده اید.
    مرسی که می نویسید و روشنگری می کنید.این جنبش به امثال شما نیازدارد.
    سالم باشید.

  26. گیل آوایی
    :»این دین سیاسی و باورمندان و تئوریسین های با و بی عمامه آن است که به منزله یک سوراخ چند بار می گزند و بدبخت همه آنانی که احساس را بر منطق خویش غالب می کنند و می کوشند دین سیاسی را بر یک ملت قالب کنند!…. درغلتیدن در دام همان دین سیاسی و به انحراف کشاندن مردمیست که بار دیگر با همه دار و ندار خویش به میدان آمده اند و هر روز بر دامنه اعتراض و مبارزه خویش می افزایند »
    http://ettelaat.net/09-december/news.asp?id=43726&sort=Iran

  27. مرسی! خفه شدیم از دست این مخملباف!
    حالا مساله ثروت و روابط خامنه‌ای و اینکه نمیشه این اطلاعات رو تایید کرد یک طرف. مسایل زندگی خصوصی دختران و پسران خامنه‌ای چه ربطی به کسی دارد. صرف نظر از درستی یا نادرستی این کار واقعا غیراخلاقی است که از زندگی خصوصی دیگران بگوییم و مسایلی مثل بچه‌دار شدن یا نازا بودن دختر یا عروس خامنه‌ای را مطرح کنیم. واقعا این حرفها کدوم درد جامعه رو دوا می‌کنه؟

  28. navid aziz matlabet ro rajebe hejabe mardane khoondam.
    az komenti ke ziba va ghodratmandet ham besiyar sepasgozaram.
    khoshalam ke didgah haye moshtaraki darim
    bazam sar bezan
    khoshal misham

  29. سفيدى براى من و احتمالا براى هيچ انسان ديگرى قابل كشف نيست. شايد آنچه باشد كه بسيارى به دنبال آن هستيم. اما سياهى كار نيروهاى اهريمنى قابل حس ميباشد. تصور ميكنم سياهى آنچنان عيان است كه جوان ها در مبارزه با آن جان بر كف ميشوند. اماته باور هاى مذهبى ما به سياهى ها و سفيدى هاى اخلاقى رنگ مذهبى ميبخشد كه ممكن است در نگاه اول زيبا باشد اما بسيار بسيار خطرناك است و ممكن است ما را از مدنيت دور و به بيابان گردى نزديك سازد

  30. بسیار عالی گفتید.

  31. The enemy is the one who keeps silent and is spectator (tamasha chi). I read Mr. Makhmalbaf story and based on what I have seen and heard when I lived in Tehan most of what he wrote is true. I donot want to touch the details. But it is true that Khamenei’s sons are involved in illigal trades, briberies and corruption. There is no one in the system that does support him without getting a concession( imtiazgiri, rant khari). Why Khamenei’s family has never been transparent and exposed to the public Because the system wanted to keep the Iranians in dark in the last 20 years. In the West, most people know what their president had for dinner last night. Because their media are independent and their people are not sheep following a goat. The Geeen Movement needs all kinds of instruments to bring down the enemy to its knees. This also includes a psychological war against them. You will find all kinds of documents once the regime has fallen down like the Shah’s regime. Just be patient
    We all must support Mr. Makhmalbaf and like him for their bravery and courage they are endangering their lives by challenging the regime that has everything at its disposal

    A supporter of the green uprising of the Iranian people

  32. The enemy is the one who keeps silent and is spectator (tamasha chi). I read Mr. Makhmalbaf story and based on what I have seen and heard when I lived in Tehan most of what he wrote is true. I donot want to touch the details. But it is true that Khamenei’s sons are involved in illigal trades, briberies and corruption. There is no one in the system that does support him without getting a concession( imtiazgiri, rant khari). Why Khamenei’s family has never been transparent and exposed to the public Because the system wanted to keep the Iranians in dark in the last 20 years. In the West, most people know what their president had for dinner last night. Because their media are independent and their people are not sheep following a goat. The Geeen Movement needs all kinds of instruments to bring down the enemy to its knees. This also includes a psychological war against them. You will find all kinds of documents once the regime has fallen down like the Shah’s regime. Just be patient
    We all must support Mr. Makhmalbaf and like him for their bravery and courage they are endangering their lives by challenging the regime that has everything at its disposal

    A supporter of the green uprising of the Iranian people

  33. آقای مخلباف یک شخصیت هنری و نه سیاسیی ست. نباید در حیطه ی سیاست یکه تاز شوند. پیشنهاد من به ایشان آرامش بیشتر و سنگین تر از حالت فعلی موضعگیری کنند. باید دوستان سیاستمدار یا خبرنگار سیاسی به ایشان گوش زد کنند.

    • این حق آقای مخملباف است که چون هر انسان آگاه و مسئول دیگر در مسایل جامعه خود دخالت کند و حتی اگر می تواند و می خواهد، به بیان شما یکه تاز شود. این حق شما ومن است که اگر انتقادی به او داریم، آن را بیان داریم و او نیز این امکان را داشته باشد تا از تمام این دیدگاه ها استفاده جوید و یا نجوید.

  34. انصافأ عجب نوشته ی خوبی بود!
    کاش کاری میکردی که بدست خودش هم برسه. اینطوری خیالمون راحت میشد که یه نفر این حرفهارو بهش زده.
    من کاملأ با نوشته های شما موافقم.

    بدرود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: