جنبش مدنی سبز و ادبیات آخوندی

مردم را دست کم گرفته اید و یا به قدرت جنبش مدنی و آگاهی امروزی مردم ایران اعتماد ندارید؟ یا قرار است حکومت اسلامی ولایت فقیه با یک حکومت اسلامی خوب جایگزین شود؟

کدام است؟

چرا باید برای توضیح حقانیت جنبش نیرومند مدنی مردم ایران برای آزادی، در سال 1388 و در سده 21، از ادبیات 1400 سال پیش و واژگانی استفاده جست که همه ما (چه مذهبی، چه غیرمذهبی) می دانیم که ساخته و پرداخته آخوندهای حقه باز و دین فروش است؟ آیا برای نشان دادن چهره واقعی حکومت جهل آخوندی و نداشتن حقانیت آن چیز دیگری به ذهن ما نمی رسد به جز مقایسه خامنه ای با یزید و توسل به چیزهایی که 1300 سال پیش روی داده است و کسی به درستی نمی داند که در آن روزهای محرم چه روی داده بوده است؟ آخوندی که هر سال امام حسین را می کشد و نظام پشت سرش، هیچ گاه اجازه پژوهش تاریخی در این مورد را نداده اند و نمی دهند. تنها روایت آنها درست است و حال می بینیم که در جنبش سبز، چهره های تاثیرگذار با همان ادبیات با ما سخن می گویند. از همان زبان استفاده می کنند تا شمر زمانه و یزید زمانه را به ما نشان دهند. متدولوژی برخورد در بخشی از جنبش سبز، همان متدولوژی آشنای آخوندی است.

به جرات می توان گفت که اینهایی که در خیابان شعار می دهند که «ما اهل کوفه نیستیم، پشت سر یزید بایستیم»، خود نیز نمی دانند که جریان چه بوده است، کوفه کجاست، یزید چه می گفت و امام حسین چه، سوادشان در این مورد همانی است که آخوند هر شب و هر سال بالای منبر، به هر مناسبتی که می خواهد باشد، روضه می خواند. چه اهمیتی نیز دارد که نسل جوان اینها را بداند؟ هیچ! برای یافت راهکار برای دشواری های امروز جامعه ایرانی، داستان کربلا و عاشورا هیچ اهمیتی ندارد و هیچ چیزی را نشان نمی دهد. شاید به جرات بتوان گفت که بیشتر ایرانیان مسلمان شیعه نیز در این باره چیزی فراتر از روضه های منبری آخوندی نمی دانند. و همین خود نشانگر این است که این چیزها برای امروز راهکار نیست و همه اش تعارف است.

دست از تعارف برداریم که سی سال پیش نیز همین نداشتن قاطعیت و ضعف دانش دمکراسی و ضرورت جدایی دین از حکومت باعث شد که دست اندرکاران گوناگون انقلاب 57، از چپ سوسیالیست گرفته تا ملی گرا و ملی-مذهبی و دیگران، قدرت را به آخوندها واگذاردند و شاید در چاله چوله های پست مدرنیسم بود که در آنها «توان ضدامپریالیستی» دیدند و معتقد شدند که «ابتدا استقلال اقتصادی و سیاسی، سپس آزادی» و این بود که کلاهی گشاد بر سر همگان و از جمله خود آنها رفت که همه می دانیم.

برای نشان دادن حقانیت مردم ایران در مبارزه برای دمکراسی و جامعه مدنی، نیازی به افسانه ها و بافته های 1300 سال پیش و ادبیات و واژگان آنها نیست. اگر جز این است، پس در دانش امروز خود ضعف داریم، پس در مدنیت خود ضعف داریم، پس در این که می گوییم «دین باید جدا از حکومت باشد»، قاطع نیستیم، پس اعلامیه جهانی حقوق بشر را نخوانده ایم و یا آن را نفهمیده ایم که گمان می کنیم باید پایه های اخلاقی و حقانیت حرکت خود را از رویدادهای 13 سده پیش بگیریم، تو گویی در این 1300 سال هیچ پیشرفتی در زمینه اخلاق و دانش و تمدن نبوده است و برای توضیح حقانیت هر حرکتی، باید از امام حسین و یزید و حضرت علی و غیره روایت بیاوریم و ببافیم، همان گونه که آخوند همیشه بافته است.

اخبار، نقدها و سخنرانی ها پر است از این گونه واژگان: کربلا در تهران است، عاشورای تهران، حکومت یزیدی، ابوالفضل زمانه، شمر زمانه، ما مردم کوفه نیستیم…، ابولفضل علمدار …

به شعور میلیونها ایرانی که درصد بالایشان زیر سی سال هستند و دانش امروزی دارند، اعتماد داشته باشید. اگر سکولار هستید، اگر اعتقاد دارید که این جنبش، جنبشی مدنی است و خواست های مدنی دارد، دست از این بازی ها با واژگان بردارید و مرزها را روشن بکشید. از همین حالا روشن و صریح باشید. اگر هم برخی از مردم با ادبیات شیعه اعتراض می کنند، دیگر همه شماهایی که در رسانه ها سخن می گویید و می نویسید، این کار را نکنید. شعور مردم بیش از اینهاست و آنها (حتی مذهبی ترینشان) امروزی تر از این حرفها هستند، به ویژه نسل جوان بیست و سی ساله که جنبش در دست آنهاست. اگر به اعتقادات مذهبی مردم احترام می گذارید، پای امام حسین و ابوالفضل و علی اصغر را از این درگیری امروزی ما با حکومت جهل و تقلب بیرون بکشید نه این که در چاله مغالطه آخوندی بیافتید و آنها بگویند که آشوبگران به عاشورا توهین کردند و شما بگویید که نه، حکومت در ماه حرام آدم کشته است و این حکومت اصلا اعتقادی به اسلام ندارد و همه اش تظاهر است و غیره. توگویی که قرار است حکومت متظاهر به اسلام برود و حکومت راستین اسلام واقعی بیاید.

نگویید مردم ما مذهبی و معتقد هستند و باید این گونه گفت تا آنها نبز بفهمند. این توهین به شعور مردمی است که ابن گونه به پاخاسته اند و تحسین جهان را برانگیخته اند. شعور این مردم فراتر از دانش 1400 سال پیش است. آنها امروزی تر از این حرفها هستند. بسیاری از همین مسلمانان از همین که دینشان بازیچه منافع امروزی و مادی حکومت اسلامی قرار گرفته است، آشفته اند و می خواهند که دین جایگاه خود را داشته باشد و خارج از حکومت باشد و ابن همه مورد توهین و بازیچه این و آن نباشد. آنها نیز خسته شده اند از این که همگان به آنها می گویند که این اسلام شماست و اسلام همین است و غیره و آنها پاسخی نداشته باشند. بسیاری از همین مسلمانان سکولار هستند و می خواهند که دین امری خصوصی و شخصی باشد و بازیچه کسی نباشد.

نسل جوان ایرانی و هسته نیرومند جنبش سبز با فیس بوک و یاهو و گوگل بزرگ شده است و درک و شعورش امروزی است

اگر، چه مذهبی و چه غیرمذهبی، سکولار هستیم، اگر به اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر که پایه ارزش های اخلاقی و مدنی امروز است، باور داریم، پای مذهب را از درگیری سیاسی کنونی بیرون بکشیم و با ادبیات امروزی و مدنی سخن بگوییم.

نگرانم که فردا مثلا محسن سازگارا بیاید و از ثواب اخروی قیام بر علیه خامنه ای بگوید.

دیگر نوشته ها در این زمینه:

برتری اخلاقی و مسالمت جویی، راز جنبش سبز

– آقای مخملباف به کدام سو می رود؟

6 پاسخ

  1. احسنت. شجاعانه بود. فرصتی دست دهد در این میانه ، من هم قصد دارم چیزکی بنویسم.

  2. ‫سلام اقای نویدار
    ‫ من منظورتان را درست درک نکردم.
    ‫استنبا طم از موضوع تنها اینست که شما این جنبش مدنی را با شعارهایی ورای انچه(یزید و …الخ) که گفته میشود ،خواهانید؟ و یا….
    دسترسی به فیس بوک و دیدن دنیای جدید شاید کمکی ذهنی ،انهم برای عده ای باشد ،ولی توده مردم هنوز در میان واژه های الرحمن و الرحیم گرفتارند.
    ‫ اسیاب بنوبت .
    ‫از شروع اسلام تا دوران نحس صفویان ومخصوصا از ان تا به حال حاضر سالیان متمادی ذهن جمعی ایرانیان با همین الفاظ یزید و شمر شستشو شده،هنوز در خانواده ها خاله خانبا جیهایی هستند که با تولد کودکی اذان در گوش نوزاد میخوانند، دانش و مسلما زمان لازم است تا شعارهایی چنین دگرگون شوند.

    • حق با شماست. روی سخن من با کسانی است که رهبری و تاثیر فکری بر جنبش دارند. از آنها می توان و باید انتظار داشت که روشن و بدون سوء تفاهم سخن بگویند. حالا اگر مردم دوست دارند کسی را با یزید و امام حسین مقایسه کنند، من مشکلی ندارم. ولی رهبران جنبش باید هدفشان و انگیزه هایشان برای همگان روشن باشد.

      • ‫انتظار،چه انتظاری میتوان از اقایان داشت؟
        ‫مگر نه همین اقایان از همان اول راه خودشان را نشان داده اند:
        ‫من اصلاح طلبی هستم که همیشه به اصول….
        ‫ ایا اگر ایشان ،،،نوعی،،، بر مسند قدرت نشستند، میتوان از ایشان پرسید که منظور شما از اصول چیست و یا جواب همانی خواهد بود که امروز در خیابانها میگیریم.!!!؟
        ‫ به نظر من، باید دید که هر کس شعار خود را چگونه و … سر میدهد، چرا که شناخت بیشتر از این سردمداران، باعث اینکه دوباره سرخورده و منفعل گردیم، نمیگردد.
        ‫باید به شعور جمعی حمله و انرا تحت تاثیر قرار داد و دست یاوه گویان که فردای ما را در دست میخواهند بگیرند،کوتاه نمود.

  3. […] های امروز برتری اخلاقی و مسالمت جویی، راز جنبش سبزجنبش مدنی سبز و ادبیات آخوندیآقای مخملباف به کدام سو می رود؟آقای خاتمی، روضه امام […]

  4. […] –          جنبش مدنی سبز و ادبیات آخوندی […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: