سخنرانی سرجوخه آرادان برای صندلی ها در نیویورک

مفلوک را در نیویورک دیدید؟ داشت برای صندلی های خالی سخنرانی می فرمود. «من در چهار سال گذشته از چالش های اصلی جهان و ریشه های اصلی آنها برای شما سخن گفته ام.» و این یک سوم از انشای بچه دبستانی او AN-5بود که من در چند سال گذشته به شما چه گفته ام. امروز نیز آمده ام که باز هم بگویم. البته انشایش به بیان رسانه ها همان تکرار حرفهای سال های پیش بود. در مجموع پروبالش ریخته بود. حرفی هم در نفی هولوکاست نزد. ولی به اسراییل تاخت. چقدر هم پاچه خواری آمریکا را کرد. از هفته های پیش در اخبار می آمد که نمایندگان او در اداره های آمریکایی بالا و پایین می روند تا کسی را از دولت آمریکا راضی کنند تا حاضر شود با احمدی نژاد ملاقاتی داشته باشد و یا دست کم یک سلام و علیک. کور خوانده بود و آمریکایی ها این لطف را به او نکردند ahmadinejad-cp-w-7374106که برود و به مردم  ایران دهن کجی کند که: دیدید؟ کار به جایی رسید که در اخبار آمد که یکی از دغدغه های اوباما این است که چگونه در راهروهای سازمان ملل برود و بیاید و این مردک را تصادفی نبیند. شاید هم چهار نفر را گذاشته باشد تا مسیرها را چک کنند و در صورت امن بودن از خطر احمدی نژاد، اوباما بتواند در یک طبقه برود و بیاید. کاش نیک آهنگ کوثر یک کاریکاتور از اوباما در چنین حال و روزی بکشد!

هیچ کدام از کشورهای همراه همیشگی دولت آمریکا این گونه دریوزگی آمریکا را نمی کنند که این تحفه می کند.NYC-2

خبرنگار فاکس نیوز گزارش می داد که این مورد که نمایندگان کشورها به هنگام سخنرانی کسی سالن را ترک کنند، بسیار نادر بوده است و معمولا یا نمی آیند و یا کارمندان رتبه پایین را می فرستند تا یادداشت بردارند. اما به هنگام سخنرانی سرجوخه آرادانی چند گروه از جا برخاستند و رفتند. نمایندگان آمریکا، انگلیس، اسراییل، آلمان و کانادا با هم رفتند. پس از آنها نمایندگان استرالیا، آرژانتین، دانمارک، فرانسه، مجارستان، ایتالیا و نیوزیلند رفتند. بسیاری هم که از پیش رفته بودند و در سالن نبودند. هنگام ترک گروه کانادا و کستاریکا با حرکت دوربین NYC-1صندلی های خالی را می دیدی و شاید سه چهارم سالن و یا بیشتر خالی بود. جالب این بود که حتی نماینده لبنان هم بیرون رفت. تنها صندلی ها صبرشان کافی بود.

یکی از دستاوردهای احمدی نژاد بنا به گزارش رسانه های آمریکایی این بود که برای نخستین بار یهودی ها و مسلمانان ها در کنار هم برای هدف مشترک در نیویورک تظاهرات کردند. البته یهودی ها به خاطر بستن یک خیابان اصلی با پلیس درگیر و تعدادی از آنها دستگیر شدند. جالب این بود که یکی از آنها به هنگامی که با پلیس می رفت برای دمکراسی برای مردم ایران شعار می داد و نه بر علیه احمدی نژاد یهودی ستیز.

سبزها خواب را هم بر احمدی نژاد حرام کردند. در برابر هتل او جمعیتی جمع بود و شعار می داد: قاتل، بیا 1بیرون!

به نظر می آید که همه این چیزهایی که در ایران در این ماهها گذشته هنوز کافی نیست که بتواند همه ایرانیان را در یک جبهه برای هدف مشترک گرد آورد. چهار گروه بودند در نیویورک: جبهه سبز، طرفداران پادشاهی، مجاهدین خلق و حزب کمونیست کارگری. آن پایگاه نیرومند جبهه سبز در میان مردم ایران نیز کافی نیست تا 3طرفداران پادشاهی و مجاهدین خلق و انواع گروه های چپول دیروزی مساله به این سادگی وحدت پیرامون هدف مشترک را درک کنند و دیدگاه های تنگ بینانه خود را کنار گذاشته، با این جبهه همراه شوند. اینها عقب مانده ترین بخش جامعه ایران هستند که با وجود این همه فراخوان برای همکاری و کنار گذاشتن اختلاف ها برای هدف مشترک، باز نیز می آیند و با جبهه سبز درگیر می شوند. اینها نه می اندیشند و نه می توان چیزی به آنها یاد داد. نه 4تجربه سازمان آزادیبخش فلسطین، نه کنگره ملی آفریقا و بسیار جبهه های دیگر که همه با اتحاد به هدف خود دست یافته اند، هیچ کدام نمی توانند این دیروز اندیشان و گیر کرده در پیچ و خم های تاریخ را قانع سازد که چشمشان را باز کنند. یعنی باید یک نسل منتظر شویم تا این مشکل به خودی خود و از راه طبیعی حل شود؟

Advertisements

31 پاسخ

  1. […] ن : سخنرانی سرجوخه آرادان برای صندلی ها در نیویورک پ ن : دلقکی به نام معمرالقذافی در نیویورک پ ن : با همه ی […]

  2. کسی که خواب باشد می شود بیدار کرد اما کسی که خودش را به خواب بزند حالا حالاها بیدار نمی شود . آبروی ایران را این بی آبرو برد وسلام……

  3. Nabod regime kasife eshghalgare Fashisti-Islami be sarkardegie Akhond o pasdar o basijie fased, jani va dozde mosalman, nokrane Russ, Chin, Englis o Arabe terrorist, Payandeh Iran o Iraniane mobarez, Ma pirozim!

  4. من به عنوان يك ايراني شرمم مياد اين دلقك توي دنيا نمايندم باشه

  5. با درود
    ماهان عزیز این نماینده تو ومن یا هیچ ایرانی نیست که خودمون رو شرمنده بدونیم ..ایشون مظهر ونماینده واقعی اسلام حقیقی در جهان هستش وطالبان نوع سنی این اسلام تشریف دارند و ایشان نماینده مدل شیعه آن هستند
    اسلام اصلی یعنی همین .دروغ بگو و سریع توبه کن..یا خودت را به راحتی نماینده خدائی جا بزن که هنوز وجود خودش هم ثابت نشده ..وقتی پیامبر این اسلام در سن 54 سالگی با دختر ی بنام عایشه که فقط شش سال داشته ازدواج می کنه وهمبستر میشه ووقتی از پیامبر در مورد این عمل انتقاد می کنن در جواب میگه این ازدواج سیاسی بوده .!!!!پس باید انتظار داشته باشی کسی مثل احمدی نژاد هم که از اون تقلید می کنه هاله نور ببینه والا آخر!!!

  6. متن برام جالب بود به خصوص قسمتی که در مورد طرفداران پادشاهی و مجاهدین نوشته بودین!

  7. متاسفانه دارید همانند خود احمدی نژاد می نویسید و به او انتقاد می کنید. نمی دونم چرا این همه عصبانیت و خشم در سخنان تان نسبت به احمدی نژاد وجود دارد که متن نوشته تان را از حالت عادی خارج کرده است.
    فکر کنم یک روز روشنفکران ما باید متوجه بشوند که دفاع از منافع ملی ایران و انتقاد از وضع داخلی کشور، دو موضوع کاملا از هم جداست، انتقاد ما از وضع داخل کشور نباید سببب آن شود که از رفتار دیکتاتور مآبانه چند کشور غربی حمایت کنیم

    • نوشته را دوباره خواندم. شاید آن را با عصبانیت خوانده اید. من از زبان کنایه انتقادی و نیمه جدی استفاده می کنم. تا آنجا که به احمدی نژاد برمی گردد، بیشتر با طنز می نویسم. چون این بیشتر به او می چسبد. نه، خیالتان راحت باشد. عصبانی و خشمگین نیستم. البته به روشن گویی، صراحت در بیان اعتقاد دارم و از لفافه نویسی و تعارف خوشم نمی آید.

    • در مورد دوم دیدگاه شما: با این حرف شما موافق نیستم. این تقسیم بندی شما برای من ملموس نیست و نمی دانم منظور شما از «رفتار دیکتاتور مآبانه چند کشور غربی» چیست. در درگیری کنونی با حکومت ایران من رفتار دیکتاتور مآبانه از کشوری نمی بینم. جنبش سبز هدف های روشن خود را دارد، پیگیر دمکراسی و آزادی در کشور است. در این راستا بیشتر کشورهای جهان از آن حمایت می کنند. اگر هم حمایت نکنند، تاثیری در اهداف این جنبش ندارد. این یک جنبش ملی و عمیقا ایرانی است. اما چرا از روسیه و چین و سوریه و آنهایی که در سرکوب مردم ایران نقش دارند سخن نگفته اید؟ «رفتار دیکتاتور مآبانه چند کشور غربی» دیگر چیست؟ 250 مشاور روسی که برای سرکوب جنبش سبز در ایران هستند و تجربه سرکوب چچن ها در روسیه را به حکومت کودتایی منتقل می کنند و از جمله اردوگاه کهریزک را به راه انداختند را چگونه توضیح می دهید؟
      سخن بسیار است.

  8. مفلوک، بچه دبستانی، پروبالش ریخته بود، پاچه خواری، کور خوانده، مردک، دریوزگی، تحفه- همه این کلمات و جملاتی که از آنها ساخته اید، همان ادبیات و روشی است که می خواهید به آن انتقاد کنید. همواره به دوستانم می گویم احمدی نژاد متوسط مردم ایران است چه بخواهیم و چه نخواهیم!
    این تقسیم بندی که کرده ام، یعنی اینکه وقتی پای منافع ملی کشوری مانند ایران(که حتی اوباما در سخنرانی اش دفاع از منافع ملی را برای همه کشورها به رسمیت شناخت) به میان می آید، همه آنانی که ایرانیند و یا ادعای ایرانی بودن دارند باید اختلافاتشان را کنار بگذارند و پای منافع کشور خود بایستند، نه اینکه از توهین به و تحقیر یک ایرانی این چنین به وجد بیایند. بگذریم از اینکه احمدی نژاد بر پایه آخرین نظرسنجی موسسه معتبر پیپا از نظر اکثریت مردم ایران رئیس جمهور قانونی کشور است. جالب اینجاست که نتایج این نظرسنجی با نتایج اعلام شده انتخابات توسط حکومت تا حد زیادی سازگار است.
    یکی از خصوصیات اصلی دیکتاتورها این است که حاضر نیستند به سخنان مخالفان و منتقدان خود گوش دهند، احمدی نژاد سخنان اوباما را گوش داد، ولی اوباما و غرب چه کار کردند؟ کاملا با دیکتاتوری و برخلاف شعارهای مذاکره ای که 6 ماه است، سر می دهند، جلسه را ترک کردند! آن هم به بهانه چه چیزی؟ انتقاد از جنایت های اسرائیل. در سیاست های دوگانه و دیکتاتور مآبانه غرب، اسرائیل می تواند بیش از 60 سال از هلوکاست بر علیه ملت فلسطین! استفاده کند و هیچ کس نباید جلسه هیات اسرائیلی را ترک کند، ولی هنوز یک سال از جنایت های اسرائیل در غزه نگذشته هیچ کس حق ندارد و نباید از آن سخنی بگوید.
    در مورد روسیه و چین و … اگر منافع ملی کشورم زمانی با آنها در تضاد قرار بگیرد، حتما با آنها مخالفت خواهم کرد، هیچ مدرک مستندی در مورد دخالت روسیه در وقایع اخیر ایران وجود ندارد، بازداشتگاه کهریزک بسیار پیش از وقایع اخیر به دلیل اجرای طرح امنیت اجتماعی ایجاد شد.
    نام روسیه و چین در اوایل شروع اعتراضات به هیچ وجه وجود نداشت، بلکه بعدا به دلیل تلاش عده ای برای شبیه سازی انقلاب های رنگی در ایران وارد ادبیات معترضان شد ونتیجه ای هم از آن حاصل نشد و نخواهد شد، به دلیل اینکه در کشورهایی که در آنها انقلاب رنگی به پیروزی رسید، روسیه دخالتی کاملا آشکار داشت و جامعه نیز از آن دخالت آگاه و بیزار بود، ولی در ایران این چنین نیست. حجاریان در این باره به خبرنگار گاردین گفته بود:
    «حجاريان تاكيد داشته كه در ايران، عنصر مداخله خارجي در امور داخلي هيچ گاه جواب نداده و از آنجا كه لازمه بروز انقلاب هاي رنگي، مداخله خارجي است.»(روزنامه اعتماد ملی 3 مرداد 88 صفحه آخر)
    در مورد سرکوب این حرکت، ایران نیازی به روسیه نداشت، از وقتی که بعد از چندین سال مطالعه سپاه شروع به تغییر ساختار کرد( فرمانده فعلی سپاه، مدیر مرکز بررسی های استراتژیک سپاه بود) آشکار بود که اهداف امنیت داخلی را دنبال می کند، اگر کسی می خواهد چشمش را به روی حقیقت ببندد و دنبال شبیه سازی انقلاب مخملی باشد آن چیز دیگری است. این مقاله را درباره تغییر ساختار سپاه ببینید:
    ph::%20%20http://www.radiofarda.com/content/f4_Revolutionary_Guard_plan_security/458591.html

  9. 1- من حق ندارم از طرف نویسنده این وبلاگ حرف بزنم، و نمی زنم. ولی این نوشته شخصی است، به دلیل آنکه من هیچ مشکلی با به کاربردن این عبارات برای ا.ن. ندارم: مفلوک، بچه دبستانی، پروبالش ریخته بود، پاچه خواری، کور خوانده، مردک، دریوزگی، تحفه-
    2- نمی توانیم تا ابد جواب گلوله را با گل بدهیم. ادبیات مقابل را باید شناخت و به زبانش حرف زد تا بفهمد چه می گوییم.
    3- طنز این عبارات بسیار بیشتر از بار منفی آن است.
    4- اعتبار ا.ن. و دیگران در کوچه و خیابان مشخص است. همانطور که سی سال پیش اعتبار شاه مشخص شد، نه در نظرسنجی‌ها. من هم می‌توانم بپذیرم که او فعلا رییس جمهور است. به رسمیت نمی شناسمش ولی خوب هست. می خواهم که نباشد. اگر برآیند نظرات جامعه به ماندنش رای داد من هم ساکت خواهم شد.
    5- منافع ملی چیزی جدا از مردم نیست. وقتی که ما ا.ن. را مخالف منافع ملی بدانیم، نمی توانیم از حضورش در سازمان ملل خوشحال باشیم. نمی توانیم از اینکه در دنیا اعتباری ندارد ناراحت باشیم و نمی توانیم انکار کنیم که دنیا دیگر می داند حساب ما مردم و آنها (حاکمان) از هم جداست.
    6- ما به دنبال گدایی از دولت های غربی نیستیم و تنها راه حل موضوع را داخلی می دانیم. نه موافق دربست اسراییل هستیم و نه مخالف مطلقش. اصلا هم فکر نمی کنیم جهان عادلانه اداره می شود. راه خودمان را می رویم. همین. به اندازه دهنمان و توانمان هم حرف می زنیم.
    7- آیا کسی حرفی زده که حضور روسیه را رد کند؟‌ آیا اخباری که توسط رسانه های بزرگ و معتبر دنیا پخش می شوند،‌ شایسته دقت دوباره نیستند؟
    8- بازهم می گویم قصد دفاع از نویسنده را ندارم، هرچند ارادتی دیرینه به نوشته ها و شخصیتش دارم. از آنجا که این نوشته با محتویات ذهنی من همپوشانی زیادی داشت اینجا آمد.

  10. البته اختلاف اصلی دیدگاه مهدی با دیدگاه من بر سر واژه هایی نیست که من به کار برده ام. مهدی بر این نظر است که ما باید در برابر دولت های غربی، اختلاف های ملی خود (مثلا درگیری با حکومت کودتایی) را به کنار بگذاریم و در برابر انتقاد دولت های غربی از احمدی نژاد، از او و در واقع از حکومت ایران حمایت کنیم. او این دعوا را دعوای خانوادگی می داند.
    من این دعوا را خانگی نمی دانم. در اینجا دعوا بر سر دیکتاتورها و آزادی خواهان است. من از هر حرکت آزادی خواهانه در هر کجای جهان که باشد، حمایت می کنم. مرز ملی در مبارزه برای حقوق اساسی بشر اهمیتی ندارد. هر کسی، هر دولتی و گروهی که از جنبش مردم ایران برای آزادی، برای دمکراسی و رعایت حقوق بشر حمایت کند، خوش آمده است.
    در یک جمله: در این درگیری، جنبش سبز ایران و همه دولت ها و کسانی که از آن حمایت می کنند، در یک سو و حکومت کودتایی و روسیه و چین و سوریه و دیگر حامیانشان در سوی دیگر قرار دارند. به عنوان نمونه، مردم و دولت ایتالیا که آنچه در توان داشته اند را در حمایت از جنبش سبز به کار گرفته اند، دوست ما هستند و دیگران نیز به هم چنین. من این مرز را این گونه ترسیم کرده ام.

    • خوب البته من هم باید بگویم که کاملا از دید خودم نوشتم. چیزی که شاید جایش در وبلاگ شما نبود،‌ ولی به هر حال نوشته ای بود که نتوانستم از آن بگذرم.
      خوب به هر حال اگر حکومت از آن ما باشد، از آن حمایت خواهیم کرد. اگر بنا به اعتقاد به آزادی فراگیر باشد، اول باید از خودمان شروع کنیم. مشابه حرف های مهدی را در چند کامنت و نوشته دیگر دیده بودم. نمی دانم این چه تفکری است. ذبح حقیقت به پای مصلحتی که وجود خارجی هم ندارد؟
      شاد باشید

  11. navidar عزیز اتفاقا من همین حرفی را می زنم که در شما کامنت آخرتان نوشته اید(البته بخش دوم آن)، سوال من اینجاست که اگر غربی ها سیاست های شان دوگانه نیست و منظورشان در حمایت ها از سبزها چیز دیگری نیست، پس چرا زمانی که احمدی نژاد از حقوق ملت فلسطین دفاع می کند، جلسه را ترک می کنند، سوال من از شما اینجاست که اگر ادعا دارید که «من از هر حرکت آزادی خواهانه در هر کجای جهان که باشد، حمایت می کنم. مرز ملی در مبارزه برای حقوق اساسی بشر اهمیتی ندارد.» چرا به جای حمایت از سخنان آزادیخواهانه(حداقل در حق عده ای از مردم همین جهان) احمدی نژاد به مسخره کردن او از روی ناراحتی پرداخته اید!؟

    • چرا؟ چون نه احمدی نژاد و نه هیچ کس از حکومت جمهوری اسلامی از منافع فلسطین دفاع نکرده است. شما حمایت به چه می گویید؟ از سوی دیگر، سامان آزادیبخش فلسطین و محمود عباس بارها از نقش مخرب جمهوری اسلامی در روند صلح خاورمیانه انتقاد کرده اند. شما اطلاعات خود را از کجا می آورید؟
      دانش شما پیرامون مسایل سیاسی منطقه تا چه اندازه گسترده است؟ شعارهای پوچ و مخرب در باره غزه و قدس و نفی هولوکاست و شعار نابودی اسراییل از ذهن یک آدم سالم و یک حکومت جدی نمی تواند برآید. اگر چنین چیزی برای شما روشن و بدیهی نیست، جای روشن سازی آن یک وبلاگ نیست. چند سال زمان بگذارید و پیرامون این چیزها به مطالعه و پژوهش بپردازید و نتایج آن را در اینجا بیاورید. آموزش پایه ای از توان من در اینجا خارج است.
      احمدی نژاد انسان حقیری است که بخشی از عقب مانده ترین قشرهای جامعه را نمایندگی می کند و نه بالاترین سطح و توان فرهنگی و سیاسی ملت ایران. انتقاد جدی از او نیازی نیست و عقب ماندگی او و تخریبی که انجام می دهد به اندازه ای است که جز تمسخر کاری از کسی بر نمی آید. حال این تمسخر را من در اینجا انجام دهم و یا همسو با من آن همه سیاستمدار و رییس جمهور و می توان گفت شاید 100% روشنفکران و اندیشمندان جهان.
      اگر خارج ازایران هستید، کمی بیرون بیایید و به پیرامون خود بنگرید. اگر در ایران هستید، اطلاعات خود را از رسانه های حکومتی به تنهایی نگیرید.

  12. قابل توجه شوایک،
    ایران فقط تهران نیست، تهران هم تنها میدان ونک و خیابان ولی عصر(آن هم شمال آن)، میدان هفت تیر و سه چهار میدان و خیابان دیگر نیست! همین دنیایی که ادعایش را دارید، اگر با احمدی نژاد بر سر آنچه که می خواهد(مساله هسته ای) به توافق برسد، جنبش سبز را به زباله دانی اش خواهد انداخت، همانطور که در لیبی، عربستان، کویت، امارات، مصر و … انجام داده است و می دهد.
    قابل توجه navidar
    وزارت خارجه سوئد در بیانیه ای امروز همان حرفی را زد که من دیروز به شما تذکر دادم:
    «وزارت خارجه سوئد روز پنجشنبه در واکنش به خروج نمایندگان اروپایی از جلسه مجمع عمومی در زمان سخنرانی رئیس جمهوری ایران گفت: درحالی که دکتر «محمود احمدی نژاد» در سخنان خود از خط قرمز اتحادیه اروپا عبور نکرده بود، نمایندگان کشورهای اروپایی غیر مودبانه جلسه را ترک کردند.»
    http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=952364

    • متاسفانه اطلاعات شما از تنها از مطبوعات حکومتی است. جمله ای که در این لینک شما در مهر نیوز به سخنگوی وزارت خارجه سوئد نسبت داده شده است، این گونه نیست. خبرگزاری مهر این گونه نوشته است: «وزارت خارجه سوئد روز پنجشنبه در واکنش به خروج نمایندگان اروپایی از جلسه مجمع عمومی در زمان سخنرانی رئیس جمهوری ایران گفت: درحالی که دکتر «محمود احمدی نژاد» در سخنان خود از خط قرمز اتحادیه اروپا عبور نکرده بود، نمایندگان کشورهای اروپایی غیر مودبانه جلسه را ترک کردند.»
      متن خبر که خبرگزاری فرانسه مخابره کرده است، این است:
      «Swedish Foreign Ministry spokesperson Cecilia Julin said on Thursday that Iranian President Mahmoud Ahmadinejad did not cross the «red line» that would have prompted a walkout by all EU states in his speech at the United Nations.

      «There were certain criteria set for when the EU would leave the room and those criteria were not fulfilled,» she said.

      The criteria agreed in New York before the Iranian leader spoke included denying the Holocaust and calling for the annihilation of Israel, which Ahmadinejad avoided doing this time.

      «We’re not commenting on who left or who didn’t leave,» Julin said. «I think there were other reasons for other countries that decided to leave.»
      خود زحمت ترجمه را بکشید و متوجه تفاوت جدی آن شوید. بهتر است همواره اخبار خود را از چند منبع بگیرید و مقایسه کنید. این کاری است که هر کسی که به خود اجازه جدی دخالت در مسایل اجتماعی را می دهد، همیشه انجام می دهد.

  13. این که نماینده های کشورهای مذکور جلسه را ترک میکنند یک چیز تقریبا قابل پیش بینی بود (مشابهش در چند ماه پیش رخ داده بود ) … اما من واقعا دلیل این تو بوق و کرنا کردن رو نمیدونم … فرض کنید در حین سخنرانی نماینده ی یکی از این کشور های به اصطلاح مترقی نماینده ی بعضی کشورها مثل ایران و سوریه و مصر و …. (که تعدادشون کم هم نیستند ) جلسه رو ترک کنند ایا باز هم این همه سر و صدا به پا میکنید ؟؟؟؟ اون موقع حتما شما اونا رو افرادی توصیف میکنید که به علت کمبود شعور سیاسی جلسه رو ترک کردند …

    • بی احترامی به کسی که سخنرانی می کند، نه کار خوبی است و نه کار بدی. نمی توان به تنهایی آن را ارزیابی کرد. احترام به کسی که انسان خوبی نیست، حماقت است. اگر نلسون ماندلا سخن رانی کند و کسی به او بی احترامی کند، همان اندازه سروصدا دارد که احمدی نژاد سخنرانی کند و کسی بیرون نرود. می شود یک آدم خطرناک، جنگ طلب و روان پریش بیاید و انشا بخواند و همان روز دولتش اعلام کند که یک سایت هسته ای دیگر راه انداخته است، هفته پیشش موشک های برد متوسط را به نمایش بگذارد، هولوکاست را که همواره جلوی چشم ماست و من شخصا سایت های آن را دیده ام را نفی کند و سخن از نابودی اسراییل که یک عضو رسمی سازمان ملل است و حتی فلسطینی ها هم خواهان نابودیش نیستند بزند و آنوقت شما تنتظار دارید به چنین آدمی احترام گذاشته شود؟ اگر برخی سطحی می اندیشند، جهان و آ«هم مجمع عمومی سازمان ملل نمی توئاند سطحی و بی تفاوت باشد. بیایید و عکس العمل جهان آزاد را ببینید در برابر آن تجاوزهایی که در کهریزک صورت گرفت و آن سرکوب ها و کارهای وحشیانه در خیابان های ایران. جهان هیتلر و استالین و بسیار آدمخواران دیگر را دیده است و ساده لوحی برخی دولت ها در دست کم گرفتن هیتلر در آن زمان را نیز دیده است و از آن درس گرفته است.
      پیش از بیان این چیزها کمی تامل کنید و با احتیاط سخن بگویید.

      • بی احترامی به کسی که سخنرانی می کند، نه کار خوبی است و نه کار بدی

        (این صرفا نظر شخصی شماست از دید من کار درستی نیست احترام به تمام افراد ولو اینکه طرز تفکری کاملا متضاد با انچه شما می اندیشید دارند نشانه ی تمدن و شهروندی است )

        نمی توان به تنهایی آن را ارزیابی کرد

        ( هر کس در ارزیابی عملکرد دیگران کاملا ازاد است ما همه به تنهایی در مورد افراد با توجه به گفته ها و شنیده ها و تجربیات خودمون قضاوت میکنیم )

        احترام به کسی که انسان خوبی نیست، حماقت است

        (اگر منظور شما شخص ا.ن است باید بگم باز هم شما یه نظر کاملا شخصی رو عجولانه و بی تامل ذکر کردید …. ا.ن از دید شما ممکنه ادم خوبی نباشه اما از دید بسیاری در ایران انسان خوبیه … من قبل از انتخابات یه نمونه ی اماری از کسانی که در طی 3 روز دیدم جمع اوری کردم …
        ( اکثر قشر ها شرکت داشتند : دانشجو و کارگر و کارمند و معلم و و حتی کشاورز و روستایی ) 38 % احمدی نژاد رو انسان خوبی توصیف کردند و مطمئن بودند که بهش رای خواهند داد …)
        واگر کلی میگویید باید بگم که این که شخصی خوبه یا بد کاملا نسبیه کسی رو که شما بدترین به حساب میارین شاید از دید بسیاری یه قهرمان باشه ..

        می شود یک آدم خطرناک، جنگ طلب و روان پریش بیاید و انشا بخواند

        (بهتر نیست فقط به جای تو هین کردن یه بحث منطقی رو دنبال کنید ؟)

        هولوکاست را که همواره جلوی چشم ماست و من شخصا سایت های آن را دیده ام را نفی کند

        شما باور میکنید چون تحت تاثیر همون جریانات فکری مورد قبول کسانی که این موضوع رو بیان کردند قرار گرفتید … اینجا ایران در خلال برخی از برنامه های ابکی صدا سیما گاهی برنامه های خوبی بیرون میاد نمونه اش یک برنامه مستند بود که در اون با سند و دلیل و مدرک و با ازمایش به نفی مسائلی مثل کوره های ادم سوزی و … پرداخته بود …

        بیایید و عکس العمل جهان آزاد را ببینید در برابر آن تجاوزهایی که در کهریزک صورت گرفت و آن سرکوب ها و کارهای وحشیانه در خیابان های ایران. جهان هیتلر و استالین و بسیار آدمخواران دیگر را دیده است و ساده لوحی برخی دولت ها در دست کم گرفتن هیتلر در آن زمان را نیز دیده است و از آن درس گرفته است

        دوست گرامی من یه نصیحت بهتون میکنم … هیچ وقت به جای جهان صحبت نکنید جهان شما شاید امریکا و فرانسه و…. باشه اما جهان خیلی ها ی دیگه سوریه و مصر و … است من یه دوست مصری دارم چند وقت پیش که باهاش در مورد همین قضیه صحبت میکردم میگفت الان احمدی نژاد از دید بسیاری از مردم مصر به دلیل همین سخنانی که علیه اسرائیل گفته یه قهرمانه …

        پیش از بیان این چیزها کمی تامل کنید و با احتیاط سخن بگویید.

        ( این جمله هم مثل اینکه امضای شماست در مورد هر کس که مخالف شماست مثل سلاحی قدیمی وکهنه به کار میبرید )

  14. من تفاوت چندانی بین خبر خبرگزاری مهر و فرانسه نمی بینم، جز واژه بی ادبانه! آن هم احتمالا به دلیل ترجمه کلمه walk out است که مترجم سعی داشته است بار معنایی این کلمه را منتقل کند.
    اتفاقا خبر خبرگزاری فرانسه بیشتر موید نظر من است، آنجا که می گوید:
    I think there were other reasons for other countries that decided to leave
    وزارت خارجه سوئد با زبان بی زبانی می گوید، هلوکاست و حقوق بشر و … بهانه است، مساله بر سر این است که چند کشور نمی توانند بر خلاف ادعایشان به منافع ملی ایران احترام بگذارند.
    راستی مهاجرانی بعد از 30 سال فهمیده است که چه رفتارهایی دیکتاتوری است و آن را تقویت می کند، امیدوارم روشنفکر ما و نیز آقای اوباما و دوستانش در سازمان ملل هم روزی متوجه آن بشوند:
    » مهمترین شکل استبداد نیز همین شکل است که ما ابتدا اندیشه ی دیگری را نمی توانیم تحمل کنیم و بعد سخن او را برنمی تابیم و بعد حتی حضور فیزیکی او را هم نمی توانیم تحمل کنیم و او را می کشیم و یا به بند می اندازیم.»
    http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?p=36764#post36764
    فعلا که تا مرحله عدم تحمل سخن پیش رفته اند، امیدوارم نیاید آن روزی که تحمل حضور فیزیکی هم برایشان سخت شود.

  15. خیلی‌ خوشحالم که این انتخابات واقعا برای این ها گران تمام شد!واقعا ابروشون رفت!هر چی‌ هم می‌گذره بد تر می‌شه!مخصوصا با این گندی که بعد از لو رفتن تاسیسات هسته ایشون زدن!
    http://ghalambedast.wordpress.com/

    • چه گرانی ؟ اونچه که من در ایران میبینم زندگی مردم عادیه که در جریانه … تنها فضای نت به اینصورته شلوغش میکنن بیا و ببیند های وای گاهی خندم میگیره .. از اونایی که تو ایران نیستند هیچ انتظاری نمیره اما اون هایی که تو ایران هستند گاها بعضی جملات به غایت مضحک به کار میبرند … فرض کن که خوب ابرو کلا در نزد امریکا و فرانسه و اسرائیل به باد رفت ( بگذریم که این جمله چنان سطحیه که هیچ معنی خاصی نمیشه ازش استنباط کرد ) خوب که چی ؟ رویه ایران برای اونا از اول هم معلوم بوده پس اتفاق خاصی نیفتاده …. لو رفتن ؟؟؟ ایران در نامه ی رسمی خودش به اژانس گفته این میشه لو رفتن ؟؟؟

  16. navidar عزیز، این قدر این سیاست ها دوگانه است، هر کسی که به هر کدام از آنها استناد کند، ورشکست می شود!
    8 سال آقای بوش و دوستانش گوانتانامو و ابوغریب و زندان های مخفی در اروپا راه انداختند، با افتخار فریاد زدند که در حال شکنجه مردم، در داخل و خارج خاک آمریکا هستند، هیچ کسی به جنایت های آشکار او توهین نکرد و کسی هم این حق را برای خود قائل نشد که اجلاس سازمان ملل را ترک کند، امروز هم که اوباما هنوز زندان گوانتانامو را تعطیل نکرده، به دروغ در سخنرانی اش می گوید که آنجا را تعطیل کرده است، بعد احمدی نژاد حق ندارد از منافع ملی کشور خود دفاع کند، چون چند دیکتاتور نمی توانند سخن او را گوش بدهند.(به گفتار آقای مهاجرانی مراجعه کنید)
    هنوز هم منتظر هستم به سوالات و مستندات من پاسخ بگویید.

    • لطفا بپذیرید که امکانات یک وبلاگ برای بحث گسترده و یا پایه ای محدود است. در اینجا تنها می توان پیرامون موارد مشخص و تعریف شده تبادل نظر کرد. پرسشی که برای پاسخ به آن شاید باید سی صفحه توضیح داد و به تاریخ سیاسی دویست سال پرداخت، نمی تواند در اینجا مورد بحث قرار گیرد. آن هم تازه به شرطی که در توان من باشد که نیست. آنگاه که شما جامعه امروز ایران و آمریکا را مقایسه می کنید و این دو کشور را در رابطه با دمکراسی شاید برابر بدانید، این را نشان می دهد که شاید از تاریخ سیاسی جهان اطلاع نداشته باشید و یا اگر هم به آن مسلط باشید، با یک عینک خاص می نگرید. اگر با عینک بنگرید که دیگر به هیج رو نمی شود شما را قانع کرد. این است که به سادگی احمدی نژاد یا اوباما را با هم مقایسه می کنید. چگونه بگویم که حمل بر تکبر نشود؟ آنچه که شما طرح می کنید نه سوال است و نه مستنداتی دارد. پرسشی که پاسخش را می خواهد به طرف مقابل القا کند، پرسش نیست. سخت است تبادل نظر اینگونه. بحث پایه ای را که تنها با طرح یک نمونه انجام نمی دهند که مثلا آقای مهاجرانی این را گفت یا نگفت و منظورش چه بود.
      برای از بین بردن آثار مخرب آن چه که جورج بوش و همراهانش در آمریکا و جهان ایجاد کردند، تنها در آمریکا بیش از سه میلیون مقاله و مصاحبه از سوی روشنفکران آمریکایی که مخالف او بودند انجام شد. کار روشنگری به گونه ای در آزادی کامل سیاسی و بیان اندیشه صورت گرفت که اکنون می بینیم که یک سیاه پوست جوان کنیایی تبار می شود رییس جمهور آمریکا؛ در کشوری که تا همین پنجاه سال پیش در آن پدیده زشت نژادپرستی وجود داشت. نه کسی دستگیر شد، نه به کسی تجاوز شد و نه کسی کشته شد. من در خارج از آمریکا خود صدها مقاله و مصاحبه تلویزیونی از روشنفکران آمریکا خوانده و دیده ام که سیاست جورج بوش و حزب محافظه کار را قاطعانه به نقد کشیده اند. این روش کار سیاسی در یک جامعه دمکراتیک است و مقابله با کسانی چون بوش پدر و پسر و حزب محافظه کار که با حقه بازی این آشوب را به پا کردند.
      حال شما به ایران نگاه کنید که و ببینید که چه می گذرد و حکومت کودتایی اسلامی و رهبرانش چه بر سر مردم تنها در سه ماه آورده اند. نیازی نمی بینم به یاد شما بیاورم که در این سه ماه چه گذشته است.
      در این بالا کسی نوشته است که در ایران نه گرانی است و نه مشکلی. خوب، در چنین سطح نازلی نمی شود بحث کرد.
      وقتی شما کسانی را که نمی خواهند به حرفهای احمدی نژاد گوش دهند و از سالن بیرون می روند را دیکتاتور می خوانید، نشان می دهد که با واژگان بازی می کنید و یا تعریف واژه دیکتاتور را نمی دانید. تا امروز کسی نگفته بود که کشورهای اتحادیه اروپا دیکتاتوری هستند. حتی لبنان که نماینده اش نیز از سالن بیرون رفت را هنوز کسی دیکتاتوری نخوانده است. این است که تبادل دیدگاه به گونه جدی نمی توان انجام گیرد، ان هم در چارچوب محدود یک وبلاگ شخصی.
      می توانید به اینها بیاندیشید و یا می توانید اهمیت ندهید و کماکان معتقد باشید که احمدی نژاد منافع ملی ایران را نمایندگی می کند. اگر اندیشه تان نادرست باشد و اگر خود در ارگان های حکومتی نباشید و دست به عمل نزنید و تنها به بیان دیدگاه های خود اکتفا کنید (که حق پایه ای شماست)، به جز خود شما کسی لطمه نمی بیند.

  17. 1- من فقط نمی فهمم ا.ن از کدام بخش منافع ملی ما دفاع کرده است؟ به نگفتن چیزی که باید به آژانس می‌گفت تا باز هم در صحنه بازیگران بین‌المللی بیشتر مشکوک به نظر آییم؟ با دستگیری آمران و قاتلان مردم؟ با بهبود وضع اقتصادی؟ با کسب آبروی سیاسی؟ با راستگویی؟ با حرف های سیاستمدارانه؟
    اگر اوباما دیکتاتور به حساب آید، اقلا تمام منافع ملی آمریکا را رعایت کرده است.
    2- من به هیچ وجه تقدیسگر چهره خشن آمریکا در گوانتانامو نیستم، ولی آیا کهریزک اتفاق کمی بود؟ این دولت و حکومت ادعای مکتبی بودن دارد و تمام کثافتکاری های خود را به حساب آن می‌گذارد، ولی از داخل حکومت آمریکا اعتراف به خشونت و رفتارهای غیرانسانی در گوانتانامو بلند می‌شود. آنجا هم وحوشی هستند که اعتقاد به خشونت کور دارند، ولی اقلا نه با مردم خودشان.
    3- بوق و کرنای ما تنها برای خوشحالی نیست، از ناراحتی هم هست. خوشحالیم که در جهان دیده شدیم و حسابمان را از حکومت جدا کردیم. ناراحتیم که دولتی داریم که آبرویی در جهان ندارد و منتخب ما نیست. تاریخ ما از این دیکتاتورهای ریز و درشت کم ندیده، ولی الان همه ما نشان داده‌ایم که لیاقتی بیشتر از زندگی زیر سایه دیکتاتوری داریم. دو سال پیش من هم فکر می‌کردم فعلا لایق چنین حکومتی هستیم، اما حالا مردم چنان بلوغی از خود نشان داده‌اند که فقط می‌توانم سر تعظیم خم کنم.
    4- شاید یادتان باشد اولین (نمی‌دانم شاید هم تنها)دفعه‌ای که خامنه‌ای در سازمان ملل سخنرانی کرد و آمریکا را شیطان بزرگ نامید. تا آن لحظه نماینده های آمریکا در سالن نشسته بودند و با این حرف سالن را ترک کردند. فضای داخلی ایران آنروز، پذیرای آن حرف بود و تا آنجا که به یاد دارم ترک جلسه توسط آمریکا، بازتاب منفی در کشور داشت. مردم هم کمی احساس غرور کردند. آیا الان هم همین وضع است؟ چرا دوستانی مانند لبنان هم سخنرانی ا.ن را برنمی‌تابند؟ اصلا چرا باید سالن خالی شود؟

    • – این گونه که در اخبار می آید، دولت ایران زمانی این دو سایت را گزارش کرد که متوجه شد که اطلاعات محرمانه اش را از درون خودشان لو داده اند. باید دید جریان چیست.
      – این یک روش ابتدایی و ساده لوحانه است که ما بیاییم در پاسخ به انتقاد به کهریزک و دیگر جنایاتی که انجام شده، گوانتانامو را بگذاریم. این که در گوانتانامو چه گذشته یا نه، همان گونه که شما هم می گویید، ربطی به کهریزک ندارد. هر کشوری باید به مشکلات خود بنگرد. آمریکایی ها و افکار عمومی جهان جریان گوانتانامو را فاش و آنقدر دولت آمریکا را زیر فشار گذاشتند تا آنجا را ببندد. بخی نیز فراموش می کنند و یا نمی دانند که دست کم به دو دلیل گوانتانامو کماکان برقرار است:
      1) هیچ کدام از کشورهایی که در آنجا زندانی دارند، حاضر به پذیرش اتباع خود نیستند. این جانوران خطرناک را که حاضر است بپذیرد؟
      2) حقوق بشر شامل همین جانوران خطرناک نیز می شود. هر پرونده ای روند حقوقی خود را دارد و می تواند بسیار طولانی باشد. گوانتانامو یک هزارم کهریزک نیز نیست که آن گونه رفتار کنند و یا چون سالهای 67 حکومت اسلانی بیاید 4300 نفر را در محاکمه های سی ثانیه ای به اعدام محکوم کند.

      • این گونه که در اخبار می آید، دولت ایران زمانی این دو سایت را گزارش کرد که متوجه شد که اطلاعات محرمانه اش را از درون خودشان لو داده اند. باید دید جریان چیست

        ( کدام اخبار .. دوست عزیز مستند حرف بزنید یا یه مطلبی رو بیان نکنید یا رو وقتی بیان میشه رو هوا نباشه لطفا .. حتی خبر گذاری های بی بی سی و سی ان ان هم بیان کردند که دولت ایران رسما در مورد این تاسیسات هسته ای به اژانس گزارش داده شاید شما منابع خبری دارید و ما بی اطلاعیم … خدا میداند )

        این یک روش ابتدایی و ساده لوحانه است که ما بیاییم در پاسخ به انتقاد به کهریزک و دیگر جنایاتی که انجام شده، گوانتانامو را بگذاریم

        (با شما موافقم … جنایت سربازان امریکایی یک چیز اثبات شده ( چرا چون با یه سرچ ساده در نت به راحتی عکس ها و مطالبش قابل دسترسیه ) است در حالی که داستان کهریزک هنوز به اثبات نرسیده اساسا اینها با هم قابل مقایسه نیستند … )

        1) هیچ کدام از کشورهایی که در آنجا زندانی دارند، حاضر به پذیرش اتباع خود نیستند. این جانوران خطرناک را که حاضر است بپذیرد؟

        ( باز هم صرفا یه حرف پا در هوا مثل این میمونه که من بیام بگم 23 کشور برای پذیرش زندانیان گوانتانامو اعلام امادگی کرده اند اما دولت امریکا از تحویلشان خودداری کرده است … اخه بر چه اساس تنها در یک صورت امکان پذیره که شما سخنگوی همین کشورها باشید )

        حقوق بشر شامل همین جانوران خطرناک نیز می شود.

        ( دوست عزیز شما ایرانی هستی فرض کن همچین واقعه ای برای ایران اتفاق افتاده بود و برادرها و خواهر ها و دوستانت دست به مبارزه مسلحانه علیه سربازهای امریکایی میزدند ایا باز هم به اونا جانوران خطرناک میگفتید )

        گوانتانامو یک هزارم کهریزک نیز نیست

        ( از این جمله جز منطقی شما استنباط دیگه نمیشه کرد شما در چند خط بالاتر مقایسه ی بین کهریزک و گوانتانامو رو یک کار ساده لوحانه فرض کرده بودید )

  18. Israel TV channel reports of a private Audience of His Royal Highness «AN» with the American students and some semi-scholars

    Sorry folks it’s in Hebrew, make your own translation

  19. آقا/خانم عزیز، آدم آدم است. فعل بد از هر کسی بد است. خواهر برادر ما و آنها ندارد.
    داستان ها وقتی واقعیت می‌شوند که نور به آنها بتابد و شفاف شوند. در جامعه به زعم شما بسته آمریکا چنین نوری اجازه تابیدن گرفت. ما هم دوست داریم که کهریزک شایعه و کشته های آن دروغ باشد. هر وقت که اثبات شد چنین بوده، من ساکت و صامت بقیه عمرم را در مرغزار پشت خانه ا.ن. به چرا خواهم رفت. چه کنم که سی سال است این قصه در این مملکت تکرار می‌شود و هرگز پایانی نداشته. همه دروغگو هستند به جز آنکه بر قدرت است.

  20. navidar عزیز، لطفا پاسخ سوال را بدهید، اینکه سعی کنید به مساله دیگری اشاره کنید و پاسخ سوال مرا ندهید، بیشتر شما را شامل حرف خودتان می کند تا مرا که با عینک خاصی به جهان می نگرید!
    من پرسیده ام، این چند کشور اگر دیکتاتور نیستند و بنا به این دلیل که نمی توانند حرف احمدی نژاد را گوش کنند، جلسه را ترک نکردند، و دلایل حقوق بشری داشته اند، پس چرا 8 سال با بوش نشستند و برخواستند و گفتند و نوشیدند و به قطعنامه صادر کردند؟
    شما در پاسخ این سوال مغالطه می کنید و می فرمایید در آمریکا دمکراسی است و مردم آمریکا 3 میلیون مقاله در انتقاد از بوش نوشته اند. مگر من از مردم آمریکا انتقاد کرده ام؟ من از سیاست دوگانه آن چند دیکتاتور انتقاد کرده ام. در ایران هم به نسبت جمعیت همین تعداد مقاله در انتقاد از دولت نوشته شده است. مفهوم دیکتاتوری را مهاجرانی فهمید، بعضی کی می خواهند بفهمند خدا می داند.
    البته وزیر خارجه ایتالیا روز جمعه دلیل اصلی مخالفت ها را اعلام کرد، او با بی شرمی تمام گفت که «گروه g8 به ایران اجازه نخواهد داد به قدرت جهانی تبدیل شود» انگار ایران منتظر این ورشکسته هاست. چند سال پیش که وضع شان خوب بود، حتی تحمل روسیه را هم نداشتند و سخن از حذف روسیه می گفتند، امروز که وضع مالی شان خراب است، می گویند گروه g20 باید دنیا را اداره کند.
    نوشته اید کسی در آمریکا سرکوب نشد!! همین دیروز معترضان به گردهمایی دیکتاتورهای گروه 8 هم گاز اشک آور نوش جان کردند، هم گلوله پلاستیکی!
    جالب اینجاست که جمهوری اسلامی حاضر می شود، متخلفان کهریزک را محاکمه کند،(یعنی حداقل این طور وانمود می کند که با شکنجه مخالف است) ولی آقای اوبامای دمکرات! حتی حاضر نیست اجازه انتشار اسناد شکنجه را بدهد و آن را مخالف امنیت ملی کشورش می داند، محاکمه عاملان و آمران و مسببان و … جای خودش.
    همین استدلال تان در مورد گوانتانامو(حداقل دومی) را همه دیکتاتورها در مورد زندان های کشورهای خودشان نیز انجام می دهند.
    در مورد سایت جدید، آن طور که من از اخبار دیده ام، اینها بعد از نامه ایران(30 شهریور) چند عکس ماهواره ای گرفته اند و سپس ادعا می کنند که ما از اطلاعات محرمانه اطلاع داشته ایم، بعد هم اصرار می کنند که بازرسان بیایند و بازرسی کنند. و این نشان می دهد که حتی از میزان پیشرفت پروژه و اینکه دستگاهی نصب شده یا نشده اطلاع چندانی ندارند و می خواهند از طریق بازرسان از آن مطلع شوند، تنها اطلاع کلی که داشته اند، آن هم از 3 سال پیش، حفر تونل توسط سپاه بوده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: