با فرهنگی که قربانی را به سکوت وا می دارد، مبارزه کنیم

با کابوس از خواب پریدم، خیس عرق و در تاریکی نخستین چیزی که به یادم آمد، فیلم مصاحبه رضا علامه زاده با کتایون آذرلیالان خیلی خسته ام«) بود که 2 ساعت پیش دیده بودم؛ کتایون آذرلی که او را دورادور از شعرهایش می شناسم و از خاطراتش از زندان حکومت اسلامی. چهره اش آشناست و گمان می برم که شاید در جایی نیز او را دیده باشم.

اکنون ساعت 2 بامداد است. ابتدا بی هدف دست به قفسه کتاب کنار تخت بردم تا کتابی بیابم بلکه حواسم را پرت کند و چشمانم را گرم. بی هدف کتاب کوچکی دستم می آید و به نامش می نگرم: بوف کور، صادق هدایت. می خواهم آن را بر جای خود نهم و ناگهان آن جمله های عجیب که کتاب با آنها شروع می شود، در ذهنم رژه می روند: «در زندگي زخمهايي هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد.اين دردها را نمي شود به کسي اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين دردهاي باورنکردني را جزو اتفاقات و پيش آمدهاي نادر و عجيب بشمارند و اگر کسي بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاري و عقايد خودشان سعي مي کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقي بکنند، زيرا بشر هنوز چاره و دوايي برايش پيدا نکرده و تنها داروي آن فراموشي به توسط شراب و خواب مصنوعي به وسيله افيون و مواد مخدره است ولي افسوس که تاثير اين گونه داروها موقت است و به جاي تسکين پس از مدتي بر شدت درد مي افزايد.«

این هم خوانی جمله های هدایت با زمان و مصاحبه با کتایون آذرلی عجیب است. البته اعتقادی به وجود دلیلی برای این هم خوانی ندارم. این جمله ها با آنچه که پس از مصاحبه های رضا علامه زاده در ذهنم می گذرد، در هم می آمیزند و هر چه هست، مرا اکنون ساعت 2 بامداد به پشت میز کشانده است که این ها را بنویسم، به این امید که بتوانم پس از آن به خواب روم.

رضا علامه زاده این روزها کار سترگی انجام می دهد. ابتدا با آذر آل کنعان مصاحبه کرد و اکنون با کتایون آذرلی؛ دو شیرزنی که در زندان حکومت اسلامی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند و اکنون با شهامت در برابر دوربین از آن روزها و آن تجربه ها می گویند.

آنگاه که انسان این چیزها را می بیند و می شنود و از آنچه که در اردوگاه کهریزک و زندان اوین و دیگر جاهای حکومت عدل امام زمانی بر زندانیان بی پناه رفته است، با خبر می شود، تنها می تواند متنفر شود، اگر وجدانش بیدار باشد. اما ابراز نفرت از حکومت و بازجویانش و جنایتکارانش هنر نیست، شهامت چندانی هم نمی خواهد. مهم تر این است که با آن چارچوب های فرهنگی که چنین چیزهایی را در جامعه امکان پذیر می سازند و یا آنها را مسکوت می گذارند و یا چنان فضایی از شرم و خجلت به وجود می آورند که قربانی سکوت برگزیند و با درد سهمگین خویش تنها بماند، باید مبارزه صورت گیرد؛ مبارزه ای فرهنگی و درازمدت با آن ساختارهای فکری سنتی این جامعه. رضا علامه زاده در مصاحبه ای با جمشید چالنگی در صدای آمریکا از همه کسانی که در زندان مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته اند، خواسته است که پا به میان گذارند، سخن گویند و سکوت نکنند. تنها می توان بر اهمیت و درستی سخن او تاکید کرد.

در جامعه ایرانی فرهنگی حاکم است که چون بسیار چیزهای دیگراین جامعه وارونه است؛ فرهنگی که در وجه بیمارگونه اش قربانی را مقصر می داند که: «اگر این یا آن کار را نمی کردی، این اتفاق برایت نمی افتاد.» به ویژه آنگاه که پای تجاوز جنسی پیش آید، چهره مزور و دوروی این فرهنگ آشکار می گردد، فرهنگی که اساسش بر واژه زشت و بی محتوای «ناموس» استوار است؛ چیزی که گمان نکنم مدعیانش هم بتوانند آن را درست تعریف کنند. هر چه هست، بر اساس افکار دوران سنگ و غار و اصحاب کهف است. این همان فرهنگی است که تو و من آن را خوب می شناسیم و چند چهره دارد. در فضایی که این فرهنگ ایجاد می کند، قربانی همواره مقصر است و جانی و متجاوز (در عمل)  بر حق و استوار بر قدرت. این فرهنگ است که قربانی را برای دومین بار قربانی می کند.

کتایون آذرلی در هفده سالگی در زندان از سوی «حاج آقا صفایی» (بازپرس، شکنجه گر و متجاوز زندان مشهد) مورد تجاوز قرار گرفته است. اما اکنون که از مرز چهل سالگی گذشته است، می تواند در برابر دوربین سخن گوید. نمی دانم، تازه شاید این نیز با پافشاری همسرش که روانشناس است و رضا علامه زاده بوده باشد. در مورد آذر آل کنعان نیز شاید این گونه باشد. در فیلم ها نیز آشکار است که سخن گفتن از آنچه بر آنها رفته است، چه دشوار است.

اکنون که ابعاد این جنایت ها در زندان های اسلامی هر روز بیشتر آشکار می گردد، بیاییم و با این فرهنگ دروغین و مزور مبارزه کنیم که قربانیان بی شمار این جنایت ها را به سکوت واداشته است. آنها را تشویق کنیم که پا سر بلندی پا به میدان گذارند و از آنچه بر آنها رفته است بگویند؛ این بار سنگین را از شانه خود برداشته و بر شانه های جامعه ای بگذارند که ننگ داشتن چنین چیزهایی را سالهاست با خود می کشد و آنها را تنها گذاشته است. در برابر این انسان های شرافتمند سر فرود آوریم و بارشان را بر دوش گیریم، چرا که همان گونه که آنها نماد وجدان بیدار انسان هستند، جانیان و متجاوزان نیز از میان ما هستند و مایه شرمساری همه ما. کسی نمی تواند خود را کنار کشد. نگویید از این جانوران همه جا یافت می شود. آلمان نازی، روسیه با آن ارتش سرخ و سفید و آبی اش و یوگسلاوی در چند سال پیش و رواندا و دارفور،همه را می شناسم. هر جامعه ای باید جداگانه در آینه بنگرد و ببیند که آیا آنچه لازم بوده است را انجام داده است یا نه. هر وجدان بیداری مسئول است. جانیان و رهبران آنها روزی مجازات خواهند شد و در این تردیدی نیست. اما کار با مجازات آنها پایان نمی یابد. بیاییم با آن فرهنگی مبارزه کنیم که زمینه را برای رشد جنایتکاران آماده می سازد، به آنها احساس امنیت می دهد و قربانیان را به سکوت وا می دارد. این دشوارتر از سرنگونی و مجازات «حاج آقا صفایی» و دیگران مردان خدا و نایبان امام زمان است؛ شهامت می خواهد و استمرار. کروبی نیز در همین راستا با شهامت سیلی را به جریان انداخته است که امواج آن کودتاگران و متجاوزان امروزی را با خود ببرد. اکنون زمانی است که باید هر وجدان بیداری به صدا در آید.

سکوت قربانیان زندان های حکومت اسلامی، آنها را یک بار دیگر قربانی می کند. از همه آنها حمایت کنیم، به آنها احترام بگذاریم و آنها را غرق گل سازیم. به کتایون آذرلی، آذر آل کنعان و رضا علامه زاده درود فرستیم و دست آنها را بفشاریم که کاری بزرگ آغاز کرده اند.

Advertisements

14 پاسخ

  1. دعوت آیت الله صانعی برای شرکت در شب های سبز رمضان
    رسانه شمایئد… اصلاع رسانی با شما…

  2. با شما موافقم. زندانی‏های که این چنین مورد بی رحمی قرار گرفته‏اند هزار برابر ارزش دارند و باید به آنها افتخار کنیم. حتی تصور رنجی که آنها تحمل کردند برای من بینهایت سخت است.

  3. کاری ست بس دشوار

  4. راستش خانم آذرلی همه چی بهش می اومد جز شاعر. این چه شاعریه که می گه ثائم الائمه. من حرف های آذر آل کنعان رو باور کردم ولی کتایون باور پذیر نبود. یه سری سوتی ها هم تو مصاحبش داشت که من رو تو شک برد. البته این چیزی از ارزش های این رژیم کم نمی کنه و مطمئنا این جور مسائل اتفاق افتاده.

    • che soutihaayi???

  5. تجاوز شکنجه و کشتن انسانهای بیگناه به اندازه عمر نظام ننگین وفاسد جمهوری اسلامی است و تازگی ندارد . اینکه آخوندهای دزد و متجاوز به حقوق مردم که خود بخشی از این حکومت بوده اند و الان سر پول و مقام بجان هم افتاده اند و افشاگری میکنند آنها را تطهیر نمیکند ….. البته هر انسانی میتواند متحول شود و به صدای وجدان خود پاسخ دهد اما نه آقای صانعی باز آقای کروبی به نسبت دیگران صریح تر است. بنظر من همه آنها باید روزی در دادگاه مردم پاسخگو باشند … وقاحت و بیشرمی این نظام نهایت نداره و با استفاده کردن از این قربانیان یک جنگ روحی روانی هم برای خانواده ها جهت خانه نشین کردن جوانها راه میاندزد تا اوضاع را آرام میکند .( زهی خیال باطل) بخاطر وحشتی که از حضور گسترده مردم دارد . به هر حال کار علامه زاده حرف نداشت و بسار گویا بود . در این مورد با شما موافقم که نباید سکوت کرد.

  6. در صورت امکان یک دعوت نامه بالاترین برای بنده ارسال فرمائید . دستتون درد نکنه

  7. این دو بانوی ارجمند ونازنین و شیر دل شایسته بالاترین احترامات وبیشترین ارزش ها نزد ایرانیان آزادی خواه بوده و هستند .

  8. عنوان
    » تجاوز جنسی به زندانيان در نظام جمهوری اسلامی ايران »
    را در ویکی پدیای فارسی جست و جو کنید.

  9. من چون در بالا ترین عضو نیستم نتونستم این خبر رو پخش کنم لطفا در وبلاگتون بیاورید
    این آدرس و تلفن یکی از اعضای گرو گرداب است

    Name:
    Address:
    phone:

    • این اطلاعات شخصی که گذاشته بودید را پاک کردم. این کار شما کاملا غیراخلاقی است. چه کسی می خواهد اطمینان دهد که این اطلاعات درست است؟ خود شما هم ناشناس مانده اید و از تاریکی تیر انداخته اید.

  10. با درود.

    مرلین یکی از کاربران بالاترین هستم.گرامی با توجه به این که احساس می شود برای ادامه دادن جنبش سبز و یا همان انقلاب سبز نیاز به برنامه ریزی وجود دارد و همه ما باید به فکر پاسداشت خون جان دادگان راه ازادی باشیم.فکر کردم که بازی وبلاگی ترتیب دهیم و در ان راه های بررسی ادامه دادن این جنبش را علنی کنیم و همه نظرات را یکجا جمع کنیم.و بررسی کنیم که چه راهکارهایی باعث پیشرفت و چه حرف هایی سبب گمراه شدن این جنبش می شود.

    من شما را به بازی وبلاگی دعوت می کنم با عنوان: چه کنیم که جنبش(انقلاب ) سبز مردم ایران هوشیارانه عمل کند و با قدرت ادامه پیدا کند.

    با تشکر.
    مرلین.

  11. توی این فرهنگ مردها خیلی مهم هستند. مثلا اینکه من به عنوان یک مرد بپذیزم اگر دختر مورد علاقه ام قبلا مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته و به او تجاوز شده هرگز این رو یک نقطه تاریک ندونم بلکه این مسئله رو به عنوان یک آسیب روحی شدید در کارنامه دختر موردعلاقه ام ببینم که نقش من رو به عنوان همراه و همسر در زندگی او پر رنگ تر و حساس تر می کنه و حاضر باشم این مطلب رو بپذیرم و با افتخار هم به عنوان یک همسر و هم به عنوان یک دوست ایفای نقش بکنم.

  12. روش مفید،کارساز و بی خطر برای حرکت بعدی مردم
    ما به شما دوست وبلاگ نویس پیشنهاد میکنم به مردم اطلاع رسانی کنید که در بادکنک ها رنگ سبز بریزند و که در حرکت بعدی به سمت نیروهای بسیجی و لباس شخصی پرتاب کنند.این کار را اگر همه ی مردم انجام دهند فکر کنید چه اتفاق بزرگی می افتد
    برای کسانی که نمی تواند در تجمعات شرکت کنند پیشنهاد میکنیم که از بالای پنجره به این نیروهای بسیجی سنگ یا گلدان و یا همین بادکنک های پر شده از رنگ سبز را به سمت آنها پرتاب کنند(به پدر و مادرهای خود حتما توصیه کنید)
    از وبلاگ نویس های با انرژی و خستگی ناپذیر هم خواهشمندیم این روش ها را به شکل وسیع اطلاع رسانی و به دوستان وبلاگ نویس دیگر هم این متن معرفی کنند و در سایت بالاترین قرار دهند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: