این سیل خروشان را دیگر ایستایی نیست

یکی دوهفته را در مسافرت در چند جا در اروپا گذراندم. از این رو بود که چیزی در وبلاگ ننوشتم. برایم چند ایمیل آمده بود و برخی نگران شده بودند. البته جای نگرانی ندارد. برخی از اهالی وبلاگستان در جریان این هستند که کجا می روم و چکار می کنم. این را به دیگر دوستان نیز توصیه می کنم که وبلاگستان را بی خبر نگذارند. اما جدا عجب شرایطی شده که به خاطر دفاع از حقوق پایه ای و ابتدایی و نوشتن چیزهایی که در بسیار جاهای دنیا کاملا بدیهی است و توجه کسی را جلب نمی کند، باید نگران خود باشیم و یا دیگران نگران ما باشند!

یادم می آید که چند ماه پیش برخی برایم نوشتند که چرا مدتی است که سیاسی می نویسی و یا چیزهایی می نویسی که مورد علاقه مردها هستند (از جمله سیاست و شاید یادشان رفته بود که من خود از جنس ذکور هستم) و چرا کمتر از خاطراتت می نویسی. به هر حال، من از چیزهایی می نویسم که مورد توجه و علاقه من هستند و مسایل اجتماعی و فرهنگی جایگاه مهمی دارند. وگرنه خیلی از شما می دانید که تخصص من مخابرات، اینترنت و تکنولوژی اطلاعاتی است. در ابتدا در نظر داشتم در مورد موارد تخصصی و فنی بنویسم ولی هیچ گاه نشد و این وبلاگ راه خود رفت.  و هر چیزی هم که در مورد مخابرات نوشتم، در چارچوب مسایل اجتماعی قرار گرفت و از دیدگاه اجتماعی نوشته شد.

یکی از کسانی که به من ایراد می گرفت که چرا سیاسی می نویسی، اکنون خود فعال اجتماعی شده است و درگیر. این روزها پس از آن انتخابات بی نظیر و پرشور و کودتای در ابتدا مخملی و اکنون خونین سرجوخه حقه باز آرادانی، احمدی نژاد و  آدمخواران پیرامونش، دیگر ایران آن ایران پیش از 22 خرداد نیست و ما نیز آنی نیستیم که پیش از 22 خرداد بودیم. کشور سبز شده است و جهان آزاد نیز در حمایت از ایران سبز! سی سال بنیادگرایان حکومت اسلامی نتوانستند انقلاب خود را صادر کنند و حتی نوکران مواجب گیر آقای خامنه ای، حزب الله لبنان و حماس نیز این روزها جفتک می اندازند و به زودی افسار خود خواهند گسیخت و به نایب امام زمان پشت خواهند Florenz-1کرد. اما مردم ایران در تنها چند روز چنان انقلاب سبز را به تمام جهان صادر کردند که هر کجای جهان می روی، احترام می بینی و آرزوی موفقیت می شنوی. شهرداری فلورانس پارچه ای سبز و بزرگ از بالای ساختمان Michelanjeloشهرداری تا پایین در کنار پرچم ایتالیا آویزان کرده است، مجسمه میکل آنژ در میدان میکل آنژ سبز رنگ شده است  و در پاریس به زودی طولانی ترین طومار امضا شده جهان را روی پارچه ای سبز به نمایش خواهند گذارد که بر اساس آن احمدی نژاد منفورترین رییس جمهور تاریخ خواهد شد و جای خود را در کتاب رکوردهای گینس خواهد یافت. مبارک باشد!

هرکجا می روی فعالیت های اعتراضی بین المللی را می بینی. درشهرهای اروپایی روزی نیست که حرکتی در جریان نباشد. چند روز پیش در جایی در کوهستان های سویس در کنار آبشاری در جایی پرت، در تنها کافه موجود میان راه ایستادیم تا استراحت کنیم. خانمی که کافه را می گرداند، پس از آن که پرسید و پاسخ شنید که ما از ایران هستیم، با هیجان گفت که در کریسمس گذشته در ایران بوده است و در چند شهر گشته است. او برای آنچه پیش آمده، ابراز تاسف کرد و آرزوی پیروزی برای مردم ایران داشت.

برای من که انقلاب ایران در سال 57، فروریزش دیوار برلین، وحدت آلمان و گوشه هایی از جنگ در کرواسی و شور و شوق مردم گوناگون برای آزادی  را از نزدیک شاهد بوده ام، دیکتاتورها و سرکوب ها چیز تازه ای نیستند. ما از سرنگونی ژنرال های آرژانتین، از سرنگونی پینوشه در شیلی و آزادی نلسون ماندلا شاد شده ایم. پایان راه عیدی امین، موبوتو سه سه سه کو، صدام حسین و چائوشسکو را دیده ایم. ولی آنچه که مردم ایران در این هفته ها نشان دادند، نه از هر نظر، اما در بسیاری از موارد در جهان بی نظیر است. من این را با آگاهی از این که فرهنگ ایرانی ظرفیت زیادی برای تعریف از خود و تملق گویی دارد، می گویم و خود همیشه از این خصلت ناپسند فراری بوده ام. اما دوست دارم روزی به تحلیل همه آنچه که این روزها در ایران گذشته است بپردازیم و جنبه های ویژه آن را نشان دهیم.

به هررو گمان نکنم که کسی این روزها دوست داشته باشد در اینترنت و در وبلاگ ها چیزی جز پیرامون رویدادها در ایران و پیرامون آن بخواند. همین کافی است که بگوییم، ایران دیگر ایران پیش از 22 خرداد نیست. خواب آقای خامنه ای و سرجوخه آرادان دیگر آرام نخواهد شد و ما نیز کمکی نخواهیم کرد و خواهیم نوشت.

برای آنهایی که در ایران گمان می برند که جهان دوباره بی تفاوت شده است، بی بی سی برنامه اش کم شده است و از این حرفها، باید بگویم که به هیچ رو این گونه نیست. انعکاس اخبار این فعالیت ها در توان هیچ کس نیست و حتی بی بی سی، صدای آمریکا و خبرگزاری ها نیز به خاطر حجم زیاد این فعالیت ها مجبورند که دست چین کنند. اگر من بخواهم تنها آنچه را که خود در پیرامون می بینم و می شنوم، را در اینجا بیاورم، دیگر به هیچ کار دیگری نخواهم رسید و همین است که زیباست! دنیا نسبت به ایران دیگر بی تفاوت نیست چون مردم ایران دیگر بی تفاوت نیستند و سکوت را شکسته اند و این کلید همبستگی بزرگ جهانی است. اگر مردمی برای آزادی به پا خیزند، جهان آزاد به حمایت از آنها برخواهد خاست.

Advertisements

9 پاسخ

  1. بسیار دلمان هوای شما را کرده بود.

    پ.ن: هر دفعه این جمله را میگم یاد «سووشون» می افتم.

  2. بهترین بخش برای من انتقادهای فلسطین و لبنان بود. آی دلم خنک شد. آی دلم خنک شد که نگو.

  3. لطفا همگی‌ در پخش این آهنگ بکوشیم تا حمایت این آهنگسز آلمانی‌ به گوش مردم ایران برسد. من چون توی بالاترین عضو نیستم، نمیتونم که لینک بگذارم،، از همهٔ اونهایی که عضو هستن خواهش می‌شه که یک لینک برای این آهنگ در بالاترین بگذارند….مرسی‌

  4. سلام.
    یه خواهش داشتم.هر که می تونه یه دعوتنامه واسه من بفرسته ممنونش می شم….spotlight.dr@gmail.com

  5. جنبش سبز ادامه داره.
    دوستان هر كي در بالاترين عضو يك دعوتنامه براي من بفرسته مرسي
    HRN.PLUS@GAMIL.COM

  6. خدا کنه اینجوری که تو میگی باشه.
    خدا کنه ما آزاد شیم.

  7. خشکسالیست زمانی و نمی بارد ابر
    دیرپایی است که جویبارها خشکیده
    دیگر از باد بهاری خبری نیست که نیست
    گویی اندیشه آن را دارند
    که همه باغچه ها همچو بیابان بشود
    روز را خسته کنند
    چشمه را تشنه لبالب پر سنگ
    گر یکی قطره بیفتد به زمین
    باد میآید و ابرها پراکنده شوند
    به امید نم باران و تب چشمه نباید بنشست
    گرتو رویای بهاران داری
    سبز اندیش وبیا سبز شویم

  8. قبلا در رابطه با نوشته های بدون منبع و غیر مستند به شما تذکر دادم که شما فرمودید: من رساله و توضیح المسائل نمی نویسم که راه به راه منبع و سند تحویلتون بدهم و آنچه که می نویسم تجربه شخصی من است و من هم گفتم: پس شما هم انتظار نداشته باشید آنچه از روی احساس و تجربه و غیرمستند می نویسید بپذیرم.
    حالا هم به شما توصیه می کنم که در حوزه تخصصی تان بنویسید، البته نمی گم سیاسی ننویسید ولی معتقدم که هرکسی باید سیاست رو در حوزه تخصصی خودش پیگیری کنه تا وبلاگستان فارسی پر از نوشته های کم عمق کم خاصیت نباشه.
    اون چندتا نقدی هم که در حوزه خودتون کردید رو در آرشیو شخصیم با علاقه نگهداری میکنم و فکر میکنم تنها دلیلی که وبلاگتون رو دنبال می کنم خوندن همچین نوشته هاییه.
    به هر حال شما مختارید درمورد اونچه علاقه دارید بنویسید و من هم به خواسته شما احترام میذارم ولی همچنان منتظر میمونم.

    • دیدگاه شما در لیست مانده بود و نمی دانستم که آن را بگذارم یا نه. لحن خوبی در طرح دیدگاهتان استفاده نمی کنید. به هررو، اگر آن گونه که در پایان نوشته اید، به خواسته من می احترام می گذارید و من را هم مختار می دانید، پس چرا این جیزها را می نویسید؟ من از روی خواسته شخصی خود در این وبلاگ می نویسم و همواره نیز گفته ام که این نوشته ها شخصی هستند و هر کس هر برداشتی را که می خواهد، از آنها می گیرد.
      در ضمن هیچ اشکالی ندارد که وبلاگستان نوشته های به گفته شما «کم عمق و کم خاصیت» داشته باشد. عمق و خاصیت را هر کسی برای خود تعریف می کند. دمکراسی پایه ای که دراینترنت به وجود آمده را باید حفظ کرد، قدر نهاد و از آن آموخت. هر کسی با روش و سلیقه خود!
      شاد باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: