این روزهای پر تب و تاب انتخاباتی و پرسش های بی پاسخ مانده

مناظره ها به پایان رسید و اکنون در دور آخر مبارزه و تبلیغات انتخاباتی هستیم. این روزها هم بسیار پر تب و تاب به نظر می آیند. «موج سبز» پیرو موسوی زنجیری که از میدان تجریش تا راه آهن تشکیل داد. امروز نیز آنها راه پیمایی بزرگی در شهر ترتیب داده اند. سفیدپوشان «تغییر» پیرو کروبی نیز امشب در 22 میدان مرکزی تهران گرد می آیند. این همه نشان می دهد که مردم در راهند که دوم خرداد دیگری بیافرینند. احمدی نژاد و اقتدارگرایان و رهبرانش در تنها چهار سال چنان کشور را به سوی قطبی شدن 4484_1104503105533_1615427012_242611_2912316_nکشاندند که بسیاری از مردم نیز با این دید و امید به پای صندوق رای می روند که شاید سرنوشت نظام را نیز رقم زنند؛ یا این طرفی یا اون طرفی.

روند انتخابات در ایران چون بسیار چیزهای دیگر با دیگر جاها متفاوت است. و این تنها به فیلتر شورای نگهبان و نبود انتخابات آزاد محدود نمی شود. چهار هفته زمان برای مبارزه انتخاباتی بسیار کوتاه است و نمی توان در آن برنامه های نامزدها را بررسی و تحلیل کرد. اروپایی ها بیش از شش ماه را به مبارزه انتخاباتی می گذرانند. مناطره های میان نامزدها نیز بر خلاف جاهای دیگر در سطحی به راستی پایین برگزار شدند و البته وجود احمدی نژاد نیز بر ابتذال آن بسیار بیشتر افزود. او که دیگر هیچ چارچوب اخلاقی نمی شناسد با دروغگویی و بی پرنسیپی دیگر نامزدها و تمام جامعه را به دنبال خود کشاند و همه را در عمل با موارد مبتذل خود سرگرم کرد تا دیگر زمانی برای بررسی برنامه ها نماند. میلیون ها ایرانی در پای تلویزیون با بهت به وقاحت یک نفر می نگریستند که دروغ می گفت، سفسطه می کرد، اتهام می زد و افشاگری می کرد. در این راستا خط قرمزی هم نمی شناخت و هم مخالفان خود را به پلشتی آلود و هم همراهانش و رهبرش را. تنها مافیای سیاسی-اقتصادی، دزدان  در کنار خودش و کمپلکس نظامی-امنیتی هستند که در امان مانده اند. آیا این حماقت، خودکشی سیاسی احمدی نژاد است که دیگر امیدی نمی بیند و بر اساس «یا من یا هیچ» عمل می کند؟ البته او دربخشی از افشاگری هایش چندان نیز پرت نمی گوید. ای کاش روزی فرارسد که به کارهای تمام دولتمردان حکومتی در سی سال اخیر و به آنچه که پیرامون فساد همه این آقایان طرح گشته، در یک مرجع سالم رسیدگی و بررسی حقوقی شود. بسیاری از حرفهای احمدی نژاد، چون فساد آقایان و آقازاده هایشان را سالهاست که اپوزیسیون ایران در خارج افشا کرده است. البته احمدی نژاد گویا در این میان خود نیز سردسته دزدهاست که این روزها در افشاگری های متقابل طرح می شود. اینها چیزهایی است که باید در یک مرجع صالح و بی طرف و خارج از سروصدا و تب و تاب خارج از منطق به آنها رسیدگی شود. از این رو، یکی از خواسته هایمان از نامزد پیروز، هر یک از این سه نفر که می خواهد باشد، باید این باشد: تشکیل ارگان بررسی ، روشنگری و رسیدگی قضایی به تمام موارد طرح شده  پیرامون فساد اقتصادی و سوء استفاده از موقعیت دولتی.24

به هر حال همه این سخنان که طرح شدند، نگذاشتند که ما برخی پرسش های جدی تر را از نامزدها بپرسیم:

–          آقای موسوی در گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما گفت: «من همان میرحسین اول انقلابم.» ما این را که می شنویم برایمان این پرسش پیش می آید که آیا جدا میرحسین موسوی در سی سال تغییری نکرده است؟ و آنگاه که به تمام سخنانش گوش فرا می دهیم و جای برخی «چیز»های مهم را خالی می بینیم، نگران می شویم.
می گوید: » معتقدم بدون اینکه در وجود و ذات اصولگرایی و اصلاح‌طلبی خطی بکشیم، عملا باید دو ویژگی را اینها داشته باشند؛ هم پایبندی به مقدسات و ارزش‌هایمان که هویت دینی و ملی ما را می‌سازد و هم اینکه مردم ما می‌خواهند متعلق به یک دنیای جدید باشند و تحولات جدید را بشناسند و از تجارت جهانی بهره ببرند.»
ادبیات همان ادبیات انقلاب اسلامی است. با همین اصول گرایی، هویت دینی و ملی که خودشان تعریف می کنند، حکومتی راه انداخته اند که به اینجا رسیده است که تنها قرائت خودشان از هویت ملی و دین را قبول دارند. موسوی نمی خواهد بپذیرد که این جایگاهی که حکومت در مجموعه خود به آن رسیده است، در بسیاری عرصه ها روندی اجتناب ناپزیر بوده است.
در جایی دیگر گفت: » امشب در راستای  بحث‌هایی که در مورد برنامه‌هایم طرح می‌کنم می‌خواهم بگویم که سرمایه آتی کشور ما نه نفت و نه پول و نه برنامه‌هایی که گفته می‌شود است بلکه سرمایه اصلی، وحدت و روحیه پر از شور و نشاط و امید مردم است.»
نه جناب موسوی! سرمایه اصلی کشور ما همین نفت و پول است. تمام دعوا بر سر همین هاست. با این «چیز»های دیگر همیشه حاکمان سر مردم را کلاه گذاشته اند که به همین نفت و پول دست یابند. این «وحدت و روحیه پر از شور و نشاط و امید مردم» هفته دیگر در همین ساعت می خوابد و اگر شما رییس جمهور شدید، نیز آنها را فراموش خواهید کرد. باید همین الان بگویید که با نفت و پول چه می خواهید بکنید.
و یا: «یا به شعارهای خودمان برگردیم که یکی از مهم‌ترین شعارهایی که از اول انقلاب اسلامی داشتیم، دفاع قوی و بدون قید وشرط از مستضعفان جامعه خودمان بوده است و معتقدم این موضوع با پیشرفت کشور می‌تواند سازگاری داشته باشد.» با ای4568_1105821378489_1615427012_245740_3403752_nن سخنان به نظر می رسد که میرحسین موسوی کماکان پیرو اقتصاد متمرکز دولتی (همان اقتصاد سوسیالیستی) است و تاکنون سخنی از خصوصی سازی نرانده است. در ادبیات سیاسی ایران هر کس از «منافع مستضعفان» سخن براند، منظورش همان اقتصاد سوسیالیستی، بزرگ سازی دولت، گسترس سوبسید، گداپروری با پخش پول و سیب زمینی است. میرحسین همان میرحسین اول انقلاب است. هر چه بیشتر سخنانش را می شنوم و می خوانم، بیشتر اطمینان می یابم که میرحسین موسوی همان نخست وزیر کوپن، سوبسید و اقتصاد سوسیالیستی (ببخشید مستضعفان) است. او می گوید: » اهل برگشتن از این راه نیستم نه انصراف و نه برگشت. من همان میرحسین سابق اول انقلاب هستم.» و می خواهد ما را به دوران انقلاب برگرداند. موج سبزی ها باید او را وادار کنند که از روی این سایه بپرد. خواسته های میلیون ها نفری که این روزها خیابان ها را با رنگ سبز پوشانده اند، فراتر از این حرفهاست.

– ما از میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محسن رضایی هنوز سخنی نشنیده ایم که:

  • تبعیض بر علیه زنان، اقلیت های ملی و مذهبی را چگونه می خواهد از بین ببرند؟
  • نظرشان پیرامون منشور جهانی حقوق بشر چیست؟
  • نظرشان پیرامون بحران هسته ای چیست؟
  • رابطه با آمریکا چگونه می خواهد پیش برود؟
  • سیاست خارجی ایران در منطقه چگونه خواهد بود، موضع ایران در مورد عراق، افغانستان، فلسطین و اسراییل چیست؟
  • موضع روشن و بدون تردید آنها پیرامون هولوکاست و یهودی سیتزی احمدی نژاد چیست؟
  • و بسیار پرسش های دیگر …

– آقایان چگونه می خواهند با تورم مقابله کنند؟ این که تورم در دوره احمدی نژاد 25% است، خود فاجعه ای است. اما اگر به این واقعیت بنگریم که این درصد تورم در زمانی است که جهان در بحران اقتصادی و رکود سنگین به سر می برد و این را نیز بدانیم که تورم یکی از پدیده های رشد اقتصادی (و نه رکود اقتصادی) است، آنگاه فاجعه اقتصادی احمدی نژادی ابعاد دیگری می یابد که گمان نکنم  اگر جهان در رشد اقتصادی می بود، دیگر 25% برای نشان دادن تورم ایران کافی می بود. سحرگاه امروز بانک مرکزی آلمان اعلام کرد که تورم در این کشور پس از 21 سال دوباره به صفر درصد رسیده است و این در حالی است که آلمان به عنوان رکورددار صادرات جهان از رکود سنگین اقتصادی رنج می برد و هر روز خبر ورشکستگی شرکت های بزرگ می آید. 22واقعیت این است که نامزدهای  انتخاباتی هیچ برنامه جامعی برای مبارزه با تورم ندارند. دست زدن به اصلاحات اقتصادی پایه ای و سرمایه گذاری در بخش های تولیدی و تولیدکننده کار، نیاز به حذف سوبسیدها، خصوصی سازی گسترده و دادن امکانات به بخش خصوصی دارد و این به مفهوم آزاد گذاشتن تورم نیز هست تا اقتصاد رشد کند. این حقیقتی است که هیچ کدام از نامزدها جرات بیان آن را به مردم ندارند.

– دیشب آقای کرباسچی در برنامه جمشید چالنگی در صدای آمریکا از طرح سهام نفتی و دادن پول نفت به مردم سخن می گفت و از آن به عنوان طرحی که در دانشگاه های ایران بر روی آن کار شده، دفاع می کرد. پرسش از آقای کرباسچی این است که اولا نظر شما و آقای کروبی پیرامون اقتصاد آزاد چیست؟ در مورد کار، سرمایه، عرضه و تقاضا چگونه فکر می کنید؟ اگر پاسخی مبتنی بر اقتصاد آزاد به این پرسش ها بدهید، دیگر نمی توانید از چنین چیزی دفاع کنید که پایه اش را احمدی نژاد نیز گذارده است و چیزی نیست جز باج دهی به مردم، گداپروری و پخش پول بی پشتوانه میان مردم بدون این که کاری برای دریافت این پول انجام داده باشند و گسترش تورم بیشتر. نگاهی به نروژ بیاندازید که جمعیتش به تهران هم نمی رسد که پس از کشف نفت، حتی مالیات های سنگین را نیز کاهش نداد، چه رسد به این که پول مفت بدون انجام کار میان مردم پخش کند. از آن استادان دانشگاهی که به گفته شما روی این طرح پژوهش درازمدت کرده اند، بخواهید نگاهی به مورد نروژ، کویت و امارت متحده عربی بیاندازند. این کارها کمکی به کشور و مردم نمی کند و چیزی نیست جز عوام فریبی انتخاباتی. (این که آقای کرباسچی از خطاب جمشید چالنگی و ناصر محمدی با نام خودشان پرهیز می کرد، نیز توجه مرا جلب کرد. هنوز گویا سایه هایی هستند که آقایان نمی توانند از روی آنها بپرند.)

– دوران آقای خاتمی یادمان نرفته که سخن از اجرای اصل 44 قانون اساسی (کوچک سازی دولت و خصوصی سازی) می کرد. اما دولتی را تحویل داد که سه برابر دولتی بود که تحویل گرفته بود. میرحسین موسوی در مورد اجرای اصل 44 اصلا حرف هم نمی زند.230

– آقای کروبی که سخن ار تغییر برخی از مواد قانون اساسی می راند، روشن نساخته که منظورش کدام بخش از قانون اساسی است و با وجود دیگر مراکز قدرت در ایران چگونه می تواند این وعده ها را جامه عمل بپوشاند؟

این روزها بسیار پرشتاب هستند. نوشته های دیگر خود را که در همین چند روز پیش نوشته بودم، می خواندم، احساس می کردم که شاید برخی بخش ها کهنه شده باشند. نامزدها نیز در برخی زمینه ها سخنانی می رانند که احساس می کنی این دیگر آن آدم هفته پیش نیست. و درست در همین جا باید تامل کرد …

درست همین جاست که به ویژه «موج سبز»ی های پیرو موسوی باید تامل کنند. این که اکنون می توانند به خیابان ها بریزند و یا یک رنگ و یک صدا چیزهایی بگویند، کافی نیست. اگر به همین بسنده کنند، تردید من که آنها جوزده شده اند، درست در می آید. جنبش اصلاح طلبی که اکنون به راه افتاده است و آن را به گونه گسترده و عمده در اردوی کروبی، موسوی و کمی هم در اردوی رضایی می بینیم، باید پس از انتخابات ادامه یابد. باید خواسته های خود را پیگیری کند و انجام آن را از نامزد پیروز بخواهد. تنها در این صورت است که می توان از آن به عنوان یک جنبش نام برد همان گونه که ما بدون توجه به انتخابات در جامعه جنبش زنان داریم، کمپین یک میلیون امضا داریم و حنبش دانشجویی یا کارگری. اکنون نیز جنبش اصلاح طلبی باید داشته باشیم.

این که آیا دارای چنین جنبشی هستیم و یا دارای گروهی «جوگیرشده» هستیم که پس از فرستادن «تحفه آرادان»، «پرزیدنت دکتراحمدی نژاد» به زباله دانی تاریخ، با رضایت به خانه هایشان می روند، هفته آینده روشن می گردد.

دیگر نوشته ها در این زمینه:

انتخابات و قطار خالی سیاست ایران

در انتخابات بی تفاوت نباشیم!

انتخابات، کیش شخصیت، اسطوره پرستی و شیره ایرانی

دست مریزاد جناب میرحسین موسوی! دزدی فرهنگی به این آشکاری؟

خاتمی، پادشاهی یک چشم در سرزمین کوران

استیضاح کردان و اتفاق امروز در مجلس: دروغ و تقلب دولت احمدی نژاد و سقوط اخلاقی جامعه

زبان بدن مرد ایرانی و دیگر چیزها

احمدی نژاد و روح انسان خاورمیانه ای

Advertisements

7 پاسخ

  1. With the Love of Perjury in due respect of the Persian Soul

    جعل کتیبه کورش کبیر، به خیالٍ یک اقدام وطنپرستانه!

    http://www.rfi.fr/actufa/articles/114/article_6733.asp

  2. Terror Free Tomorrow

    Ahmadinejad Front Runner in Upcoming Presidential
    Elections

    http://www.terrorfreetomorrow.org/upimagestft/TFT%20Iran%20Survey%20Report%200609.pdf

  3. حق با شما است و از این جهات رای دادن و انتخاب کردن خیلی سخت میشه. هر کدام گذشته‏ای تیره دارند، حال را متزلزل شروع و آینده را تا حدودی زیاد نامعلوم گذاشته‏اند. حرفهای هیچکدام را نمیتوان رد کرد و نشید و نمیتوان کامل باور کرد. فکر کنم باید به آن کسی رای داد که معتدل تر باشد. گمان میکنم جامعه ما بستر آن را ندارد که یک پرش بلند داشته باشد. به عنوان مثال سوال شما از همه کاندیدها درباره منشور حقوق بشر. این آقایان حالا هر کدام، درصدی از اعدام‏ها، شکنجه‏ها و فشار بر زنان و دانشجویان بکاهند، حقوق بشر پیش کش!

  4. برای اولین بار من با حرف های شما موافق بودم.چرا به این پرسش جواب نمیدهند که پول نفت کشور های عربی را پولدار می کند و ایران را فقیر تر؟ چرا؟
    ================================
    پول کسی را پولدار می کند که در خرج کردن آن خردمند باشد.

  5. «اگر به همین بسنده کنند، تردید من که آنها جوزده شده اند، درست در می آید.»

    با اين حدس شما كاملا موافقم البته با قبول اين واقعيت كه متاسفانه راهي به جز موسوي براي رهايي از احمدي نژاد وجود ندارد. چراكه معتقدم ساير كانديداها حتي شايد با داشتن برنامه اقتصادي – سياسي بهتر – از نداشتن كاريزما در بين مردم رنج مي برند. عاملي كه شايد تنها دليل مردم ايران براي پيوستن به موج سبز باشد.

    فكر ميكنم موسوي دارد به قهرمان ملي تبديل مي شود البته از نوع ايراني. معتقدم از ازل تا ابد ما در برهه هايي از زمان در افسانه يا واقعيت همچين شخصيت هايي داشتيم و خواهيم داشت. آنها را تا مرز عالي بودن بدون نقص (perfection) پيش مي بريم و از ياد مي بريم كه واقعا شايد خيلي هم آدمهاي مثبتي نبودند اما مسثله اينست كه آنها به دليل دفع يك آدم يا يك اتفاق به شدت ناگوار مورد توجه بوده اند نه به خاطر شخصيت و عملكرد خودشان.

    هر چند كارناوال هاي خياباني انتخابات را بيشتر به منزله يك پارتي شبانه قانوني بزرگ تلقي ميكتم كه نوعي جاي خالي ديسكو ها را در شهرهاي بزرگ حداقل براي چند روز گرفته است اما چنين طرفداري هايي باز هم توهم ايجاد مي كند از اينكه واقعا يك تغيير بزرگ در راه است در هر حال نمي دانم بادكنك موسوي چقدر ديگر مي تواند فوت طرفداران دو آتيشه ش را تحمل كند و نتركد اما مطمئنم كه سرنوشت او هم مثل ساير قهرمانهايمان خواهد بود. سقوط از اوج!

    و تنها عامل اين سقوط خود ما هستيم كه وقتي كسي را مي پذيريم ديگر شور و اشتياق بدون منطق چنان بر ما چيره ميشودكه فرد مورد نظر را فرشته نجات خود مي يابيم غافل از اينكه تغييرات بزرگ يك شبه اتفاق نمي افتد و تنها راه نجات ما از نظر من اصلاحات تدريجي است با تحت فشار قرار دادن افرادي معتدل مانند موسوي در دوره رياست جمهوريشان به سوي دموكراسي واقعي كه آن هم نتيجه ش خيلي مشخص نيست.

    فقط دوست دارم فراموش نكنيم كه موسوي در عالي ترين حالت مي تواند تنها يك پل براي گذر به آينده هاي بهتر باشد نه واقعا خود آينده بهتر.

  6. فکر می کنم یک ماهی هست که اینجا انتخاباتی شده . شما از همان اولین پست انتخاباتی به نحو احساسی با آقای موسوی مخالف بودید .نظرات شما احساسیست. شما در جهت احساساتان به دنبال کسب مدرکید!گاهی معلوم نیست واقعن منظور شماچیست . می نویسید موسوی بد است . احمد نژاد بدتر است .آن بقیه هم هیچ کاری نمی کنند و عرضه ندارند . بعد فردا می نویسید اما شما رای بدهید ها!! بعد روشن نمی کنید حالا که همه کاندید ها این همه بد هستند ، پیشنهاد شما که به رای دادن تشویق می کنید چیست ؟؟؟ اگر نوشته های شما احساسی نیست این انتخابات کمبود های بسیاری داشت که میشد اینجا و در مورد کاندید های دیگر مطرح کرد .اما شما فقط با تکیه بر این استدلال که موسوی انقلابی است و متحجر می نویسید. من فکر می کنم آقای موسوی در جواب کسانی مثل شما خیلی شفاف بارها اعلام کرده که من اصلاح طلبی هستم که به اصول مراجعه می کنم (این حرف آقای خاتمی هم هست! همان مولد اصلاحات .همان که شما پادشاه یک چشم سرزمین کورانش می خوانید!)راستش من اصلاح طلب تر از خاتمی نمی شناسم . کدام کاندید را معرفی می کنید که نقش دایه مهربان تر از مادر را برای اصلاحات بازی کند !
    در ایران امروز برای ما ایرانی های که اینجا زندگی می کنیم ، امکان فرار و مهاجرت و … به هیچ جایی دیگر را نداریم ،سیتیزن جای نیستیم تا پشت پنجره رو به چمن با کمال آرامش اخبار ایران را از هزاران کیلومتر انطرف تر دنبال و تفسیر کنیم ، در چنین جایی در چنین ایرانی من راهی مناسب تر از اصلاحات (و نه انقلابی دیگر ) نمی شناسم . و خوب می دانید (مگر اینکه راه کوچه علی چپ را بشناسید!) که امروز تنها کاندیدی که ما را از این محمودک :کوتوله سحر آمیز نجات می دهد تنها و تنها نام موسویست!(هر چند من برای آقای کروبی قائلم . اما شانس خیلی کمی دارند )
    از شما که بارها از پست هایتان استدلال ها و تفکر های قوی را شاهد بوده ام می پرسم : این همه عناد چرا ؟ ایران امروز را نمی بینید ؟ چند شب گذشته تهران را ندیده اید ؟
    من فکر می کنم شما هم علاوه بر همه آن اصرار ها که خودتان را ار انسان خاورمیان و مرد ایرانی جدا کنید ،هنوز در خم کوچه مانده اید
    می دانم این وبلاگ خوانندگان پر شماری دارد به همین این سوال را از شما پرسیدم .
    در خلوتتان کمی بیشتر فکر کنید .
    bitte denken Sie ein bisschen mehr mein freund
    =======================================
    بله، جو انتخابات که را نگرفته! جوری شده که تمام نوشته های دیگر من توی صف مانده اند. کلا خیلی ها به این که اینجا تا این حد سیاسی شده، انتقتاد دارند. ولی خوب، مسایل سیاسی و اجتماعی هم جزو چیزهایی هستند که به آنها علاقه و توجه دارم، هر چند که تلاش داشتم نوعی تنوع را رعایت کنم که همیشه البته امکان پذیر نبود.
    من انتقاد شما را خوب درک می کنم. اما این دید من نسبت با سیاستمدار ها و به ویژه کسانی است که در ایران حکومت می کنند. اگر به دنبال این هستید که من بگویم این بهترین است و آن نیست و نسخه ای ارایه کنم، من چنین نسخه ای ندارم. با وجودی که به سهم خود در انتخابات شرکت کرده ام و با تحریم مخالف بوده ام، خود به کروبی رای داده ام و اگر موسوی به دوره دوم برود، به او رای خواهم داد، این را نیز پنهان نمی کنم که این انتخابات یک انتخابات آزاد نیست. من برای آن که روزی در ایران انتخابات کاملا آزاد انجام شود، تلاش می کنم و همواره بر تفاوت این دو انگشت می گذارم.
    هر کسی رییس جمهور شود، چه موسوی و چه کروبی، من حامی او نخواهم بود و همیشه نگاهم به او نگاه انتقادی خواهد بود. من در مسایل سیاسی و اجتماعی همیشه نیمه خالی لیوان را می بینم و آن را به حاکمان نشان می دهم، هیچگاه راضی نیستم، دنبالشان نمی روم و نمی گذارم خوابشان راحت باشد. همیشه به دنبال این هستم که مچشان را بگیرم و وادارشان کنم که شفاف باشند، هر چه قول داده اند، انجام دهند و منافع ملی کشور را در نظر گیرند.
    در این که چگونه باید از این بحران بیرون رفت، تفاوت دیدگاهی با شما ندارم. اعتقادی به انقلاب و براندازی نیز ندارم. تنها سخن من این است: این کسانی که شما معتقد هستید که اصلاح طلب هستند (خاتمی، موسوی، کروبی و …) اگر آنها را هل ندهید، اگر هشیارانه حرکات آنها را زیر نظر انتقادی نداشته باشید، کار زیادی نخواهند کرد، همانگونه که خاتمی بسیاری کارهای بیشتر می توانست انجام دهد که نداد. هیچ گاه یادمان نرود که آنها خود از پایه های حکومت هستند.
    شاد باشید
    در ضمن آلمانی شما خوب است.

  7. سلام
    من چند تا سوال دارم
    1.چند نفر نامزد ریاست جمهوری شده بودن؟
    2.چرافقط صلاحیت اینا تایید شده؟
    3.چرا رفسنجانی هیچ دفاعی از خودش نکرد؟
    4.چرا با اینکه احمدی نژاد تو دوربین دروغ گفت بازم بهش رای دادن؟
    5.چرا چرا چرا چرا چرا؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: