انتخابات و قطار خالی سیاست ایران

«من قطاری را دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت …«

کاش سهراب سپهری زنده بود  و می دید که چه بجا گفته است که آن زمان هم که  او این را گفته بود، نیز همان قطار خالی می رفت.

مناظره احمدی نژاد و میرحسین موسوی را تماشا می کردم. البته بر خلاف اطرافیان انتظار یک مناظره طوفانی را نداشتم، هر چند که فکر می کنم هر بزغاله ای از احمدی نژاد بهتر است و این را خود او نیز می داند که روشنفکران را بزغاله می خواند. با این حال، چون میان این دو تفاوت ریشه ای نمی بینم، انتظار این را نیز نداشتم که این چنان به تیپ هم بزنند که زدند.

مناظره ساختار فکری نداشت، از هیچ سویی. پس از دور بیست دقیقه ای اول احساس کردم که دو خاله زنک نشسته اند و هر یک آن یکی را می کوبد که تو این را گفته ای و آن کار را انجام داده ای. عکس العمل هر کدام  به آن چیزی بستگی داشت که آن یکی لحظه ای پیش گفته بود. در حالی که مناظره جای تبلیغ و معرفی برنامه های خود است و تنها در این چارچوب انتقاد بر دیگری بجاست، نه این که یک لیست طولانی از کارهای طرف مقابل بیاوریم و از روی آن بخوانیم و یا از همه بدتر، حرفمان را با آخرین جمله طرف مقابل تنظیم کنیم. در مناظره هر چند که به ظاهر با طرف مقابل سخن گفته می شود، اما هدف، سخن گفتن با شنوندگان و مردم است. این مناظره (و مناظره کروبی-رضایی نیز) از دید Rhetoric (علم سخنوری) یک فاجعه بود. شانس هردو این بود که طرف مقابلشان بر این چیزها تسلطی نداشت که بتواند روند مناظره را به دست خود گیرد. نگاهی به مناظره های انتخابات آمریکا بیاندازید تا تفاوت را ببینید که نامزدها هم بر آنچه می خواهند بگویند تسلط کامل دارند و هم از دید سخنوری آموزش دیده هستند و می دانند که چگونه گفتگو را به سوی مورد نظر خود هدایت کنند و یا مانع انجام همین کار از سوی طرف مقابل شوند.

آن چه که این فاجعه را کامل کرد، این بود که آقای موسوی وقت اضافی آورد و با اصرار مجری که هنوز یک دقیقه وقت دارد، شروع بر حرفهای پر تعارف بی محتوا به ملت بزرگ ایران کرد. موسوی البته از ابتدا نیز حرف زیادی برای گفتن نداشت. آیا چیزی از او در این مورد که برنامه اش چیست شنیدید؟ به جز این که پیاپی منت بر گردن همه می گذارد که من رفته بودم و پس از بیست سال احساس خطر کرده ام که آمده ام. کوبیدن احمدی نژاد به راستی کار دشواری نبود و موسوی این امکان تاریخی را برای افشای فساد و فلاکت احمدی نژادی از دست داد. از دید من موسوی نمی توانست این کار را انجام دهد چون باید به پایه هایی می تاخت که خود نیز به آنها اعتقاد دارد. به بیان دیگر، او توانایی این را ندارد که خواسته های به حق و درست پیروان سبزپوش، جوان و پرانرژی خود را برآورده سازد. پیروان موسوی «جوگیر» شده اند و این بهایش می تواند سنگین باشد.

احمدی نژاد برای آن چه که خود را آماده کرده بود، تسلط خوبی داشت. محور سخنان او بر این پایه بود:

– موسوی عروسک هاشمی رفسنجانی است. بنابراین باید رفسنجانی را زیر ضرب برد. احمدی نژاد چهار سال پیش نیز بر پایه حمله به فساد دوره رفسنجانی و خانواده اش رای جمع کرده بود.

– احمدی نژاد هر انتقادی را با طرح همان انتقاد به دوره خود موسوی و مقایسه با آن دوره پاسخ می داد و چقدر هم حق با احمدی نژاد بود. برای این کار نیز کلی اطلاعات و پرونده گردآورده بود.

برای موسوی نیز باید آشکار باشد که میان خواسته های امروز جامعه و آن چه که او به قول خودش برای نجات آن پا به میدان گذاشته است و افکار خودش تناقض وجود دارد. این بر او باید در آنجا آشکار شده باشد که احمدی نژاد بر او و بر دوران او تاخت. از کاستی ها، دزدی ها و نبود آزادی های آن زمان گفت و این در حالی است که در آن زمان موسوی نخست وزیر بود و رییس جمهور آقای خامنه ای و رهبر آقای خمینی. بر همه کس روشن است که موسوی نمی تواند پاسخ گوی همه آن چه باشد که بیست، بیست و پنج سال پیش روی داد. این را احمدی نژاد هم می داند. اما احتمالا احمدی نژاد این را نیز می داند که موسوی نمی تواند جلوی این حملات را بگیرد چون مجبور است از کسانی نام برد که پایه های نظام هستند.

و به راستی نیز موسوی پاسخی بر تمام این حملات نداشت. نمی توانست هم داشته باشد چون اگر کوچکترین حرفی می زد، باید می گفت که در آن زمان کشور را آن دیگران اداره می کردند و باید نام از خمینی و خامنه ای می برد و موسوی چنین جراتی ندارد (یا هنوز ندارد). هر کس دیگری دست کم باید اشاره ای به این مورد می کرد، بدون این که نامی از کسی بیاورد و موسوی این را نیز نگفت. اگر می گفت باید با پایه های فکری خودش درگیر می شد. او باپرنسیپ تر از آنست که حرفی بر خلاف اندیشه های خود بزند. احمدی نژاد است که کف بر لب آورده، بر کسانی می تاخت که آنجا نبودند که پاسخش را بدهند و بر کسانی می تاخت که تا همین لحظه از او حمایت می کنند. احمدی نژاد نشان داده است که هیچ گاه نمک گیر کسی نمی شود.

مشکل با موسوی بر سر شخصیت او نیست، بلکه بر سر اندیشه های اوست. او به همان اصولی اعتقاد دارد که احمدی نژاد نیز. هر چند که این روزها موسوی در سراشیبی ویژه ای افتاده است و شاید مجبور است مسیری را برود که خود نمی خواهد ولی پیروانش می خواهند. سوالی که پیش می آید این است که این چه رهبری است که باید او را هل داد به سویی که (شاید) نمی خواهد؟

خبرنگار هفته نامه آلمانی «اشپیگل» همین دوسه هفته پیش از موسوی هنگام گفتگو پیرامون بحران هسته ای پرسید: «شما هم با رييس‌جمهورتان در اين‌باره تفاوتی نداريد. تفاوت در چيست؟«

موسوی پاسخ داد: «آيا هميشه بايد ميان دو كانديدا درباره مسائل ملي حياتی تفاوت‌های بنيادی وجود داشته باشد؟«

موسوی پاسخی عمومی می دهد؛ پاسخی که این تردید را برای شنونده ای که موسوی را نشناسد، به وجود می آورد که این تفاهم فکری فراتر از تنها مساله هسته ای است.

– موسوی چون احمدی نژاد در درگیری هسته ای با جهان کوتاه نخواهد آمد.

– موسوی سیاست خارجی ایران مبنی بر اولویت فلسطین و لبنان بر منافع ملی ایران را ادامه خواهد داد. این را هم در سخنانش گفته است و هم با آن چفیه فلسطینی که بر گردن می اندازد، نشان می دهد.

– موسوی پیرو قاطع نظام ولایت فقیه است و این را به روشنی گفته است.

– موسوی انتقاد چندانی بر گذشته خود ندارد. هر چه طرح گشته را دیگران برایش گفته اند و تفسیر کرده اند. از خود او هنوز تحلیلی نشنیده ایم که چه انتقادی بر سیاست اقتصادی کوپنی-سوسیالیستی خود دارد. چه رسد به این که برنامه اقتصادی جامعی از او برای برون رفت از بحران کنونی ببینیم. در باره سرکوب ها، ستاد انقلاب فرهنگی، کشتار زندانیان سیاسی و بسیار دیگر هنوز چیزی نشنیده ایم، به جز این که به ما یاد می دهد که قوه مجریه از دیگران جداست و مسئولیت او این بوده و آن نبوده و …

با تمام اینها، اردوی احمدی نژاد در حال خالی شدن است و به نظر می آید که خرید رای، پخش کیسه سیب زمینی، سکه طلا و غیره چندان کارساز نیست و آنچه که با کمک کمپلکس نظامی-امنیتی ساخته، دارد فرو می ریزد. برآشفتگی و رفتار غیرقابل کنترل او در مناظره این را نشان می داد. او به هیچ پرنسیپی پای بند نبود، برای زمان به او مرتب تذکر داده می شد و در پایان مناظره که هنوز میکروفون روشن بود نیز گله می کرد که چرا نمی گذارند که او بیشتر وقت داشته باشد و … یک انسان بی پرنسیپ، دایم الطلبکار و بی اخلاق.

به هر رو، اردوی تغییر و اصلاح دو نامزد میرحسین موسوی و مهدی کروبی را دارد. محسن رضایی که به هزار و یک دلیل شانسی بیش از %5-4 ندارد. برای تغییر یکی از این دو باید بر احمدی نژاد غلبه کند. از دید من کروبی نمونه بهتری است برای این کار، هر چند که سخن بر سر او که نام خود را شیخ اصلاحات گذاشته، بسیار است. او نیز شروع کرده در چهارراه انتخاباتی رای را 70هزار تومان می خرد (20 هزار تومان بیشتر از احمدی نژاد). داستان شهرام جزایری باز است و پرونده همسرش نیز در بنیاد شهید و داروهای فاسد و دزدی های کلان. نامهایی که گرد او آمده اند، این احساس را می دهد که شاید او «نزدیکترین گزینه به کف مطالبات است«، آن گونه که یکی از کاربران در فیس بوک نوشته بود.

سخن بسیار است و این قطار خالی!

دیگر نوشته ها در این زمینه:

در انتخابات بی تفاوت نباشیم!

انتخابات، کیش شخصیت، اسطوره پرستی و شیره ایرانی

دست مریزاد جناب میرحسین موسوی! دزدی فرهنگی به این آشکاری؟

خاتمی، پادشاهی یک چشم در سرزمین کوران

استیضاح کردان و اتفاق امروز در مجلس: دروغ و تقلب دولت احمدی نژاد و سقوط اخلاقی جامعه

زبان بدن مرد ایرانی و دیگر چیزها

احمدی نژاد و روح انسان خاورمیانه ای

Advertisements

14 پاسخ

  1. واقعا جالب بود من 19 دقیقه پیش این رو در فیس بوک نوشتم از این سو جالبه که منم احساس کردم این قطار خیلی خالی است. البته آخرین نوشته وبلاگم بیشتر به این زمینه پرداخته

    «… واقعا حقمونه در این شرایط پرتنش و خیلی بد زندگی می کنیم هر جامعه ای واقعا شایسه شرایط زندگی خودشته و این که این همه شعار می دیم که نه ما شایسته این دولت و اون دولت نیستیم فقط شعار های تو خالی هستن. …»

  2. من طرفدار میر حسینم چون به نظرم اونه که به کف مطالباتم نزدیکتره،این یعنی اینکه می دونم ایده آل نیست پس تعصبی هم ندارم روش ولی شما انقدی که از موسوی انتقاد میکنین از احمدی نژاد هم نمی کنین!کروبی گزینه ی بهتریه ؟ آخه رو چه حسابی؟خودتون دارین میگین رشوه گرفته،خانمش دزدی کرده اونم زمان جنگ،با حکم حکومتی هم که هر چی لایحه بود گذاشت کنار.پس من برم به چیش رای بدم؟به حرفای قشنگی که می زنه؟به این کوه اعتماد به نفس که می شینه روبروی دوربین و می گه من ویژگی هایی دارم که منو شایسته تر از بقیه می کنه؟البته من هنوز یکی از این ویژگی ها رو هم احساس نکردم.جوونا جو گیر شدن؟آره ما همه جوگیر شدیم و موج راه انداختیم برای کسی که لااقل اگه هیچ کاری هم نکرده (که البته این نظر من نیست)به جاش دزدی هم نکرده،مال مردمو نخورده.اگه هم میگه 20 سال قدرتی رو نداشته خوب نداشته چرا اسمشو می ذارین منت؟وقتی اون کفتار نشسته روبروش می گه می خواین قدرت رو بدست بیارین جوابش چیه ؟ مگه خودش نمی خواد؟خوب میرحسینم میگه باباجان من که 20 سال نبوده!!!بعدشم می گین احمدی نژاد واسه حرفاش دلیل و مدرک جور کرده،می خوام بدونم کدوم یکی از مدارک ایشون تا حالا درست بوده؟چندتا آماره واقعی از دهن خودشو دورو بریاش شنیدین؟و این که مگه میرحسین دستور کشتار 67 رو داد؟مگه خاتمی دستور قتلهای زنجیره ای رو داد؟یا قتلهای محفلی؟یا مرگ اون همه دانشجو در 18 تیر رو؟شنیدین که احمدی نژاد اسمه اون روزا رو چی گذاشت؟من چهار شنبه شب مردی رو دیدم که می تونست اسمه خیلیا رو ببره،مگه فقط پسرای ناطق نوری و رفسنجانی فساد مالی داشتن؟پسرای مصباح یزدی و خود مصباح و خیلیا که من حتی اسمشونم نمیدونم،حتی در اشاره به محصولی یا مشایی اسمشون رو نبرد و این کارو فقط در مورد کردان کرد،و بعد هم گفت دیگه از کسی اسم نمی بره چون اونا نیستن که از خودشون دفاع کنن و وقتی قوه ی قضاییه کسی رو محکوم نکرده یعنی اون شخص بری از جرمه.اینا برای من معنی داره.من آرامش میرحسین رو میخوام.شما گفتین که میرحسین هم فلسطین و لبنان رو به ایران ترجیح می ده ولی اشتباه می کنین چون من همه ی برنامه هاشو دنبال میکنم و می بینم که تکرار می کنه که اول ایران ، اینجا ایرانه و به جای پرچم فلسطین پرچم ایران باید بالا گرفته بشه.استفاده از اصطلاح خاله زنک هم به نظرم جالب نبود.
    =================================
    – انتقاد از احمدی نژاد بسیار آسان است.
    – من از فاصله خاصی به این انتخابات نگاه می کنم. هر چند که اعتقاد دارم باید در آن شرکت کرد و رای داد، باید به فاجعه احمدی نژاد پایان داد، باید به کروبی یا موسوی رای داد و یکی از این رو را از صندوق بیرون آورد، اما فراموش نمی کنم که این انتخابات در شرایط دمکراتیک برگزار نمی شود. چیزی نیمه کاره است.
    – من کروبی را با تمام مشکلات ترجیح می دهم. به نظرم تیم اطرافش قوی تر است. خود او قاطع تر از موسوی حرف می زند و این گونه به نظر می آید که چندان به تابوهایی که برای موسوی کماکان وجود دارند، اعتقاد ندارد.
    اگر امتخابات به دور دوم بکشد باید به آن یک از این دو رای داد که از دور اول بگذرد.
    – نه کروبی و نه موسوی، هیچ کدام کسانی نیستند که برای «تغییر» قاطع باشند. هر دو اهل مماشات و جریان های پشت پرده هستند. اگر پس از انمتخابات به خانه هایمان برویم و آنها را زیر نظر نداشته باشیم، تغییر چندانی روی نخواهد داد. انتقادهای من به موسوی بر این اساس است. کروبی نیز به اندازه کافی مورد انتقادی دارد. باید مردم اینها را به سوی انجام تمام کارهایی هل بدهند که قولش را داده اند. اینها موتورشان ضعیف است و در غیاب نامزدهای نیرومند به اینجاها رسیده اند. اگر هل ندهید، سر جایشان خواهند ایستاد و به بیراهه خواهند رفت.
    – واژه خاله زنک اگرچه واژه جالبی نیست و من هم با شما موافقم. اما اگر این مناظره ها را با مناظره های درست و حسابی در کشورهای دیگر مقایسه کنید، ان چنان سطح توقع شما بالا می رود که واژه دیگری برای نشان دادن این شکاف به ذهنتان نمی رسد. ما همواره باید با آن معیارها بسنجیم و نه این که بگوییم اینجا ایران است و ما هنوز چون آنها نیستیم و غیره. ایرام همین امروز در عرصه جهانی وجود دارد و باید به همان نگاه به آن نگریسته شود و کسانی باید این کشور را بگردانند که قابلیت پاسخ به این چیزها را داشته باشند.
    – با تمام احترامی که برای شور ایجاد شده برای انتخابات و تغییر قایلم، انتظار ماندلا، هاول یا گورباچف از اینها نداشته باشید.
    شاد باشید

  3. بعد از این مناظره احمدی نژاد اگر بماند، به ترکیب عصبیت و قانون شکنی به چشم برگ برنده خودش برای 4 سال آینده نگاه می کند، و خدا می داند خیابان ها و ادارات و نهادها و همه بنیان هایمان چه سر و وضعی پیدا کنند.
    من هم موافقم که موسوی فرصت خوبی را برای حال دادن اساسی به این هموطن که همفکر هم کم ندارد، از دست داد، ولی توی خیابان ها نگاه کنید! چقدر بی ادب و آدم ناحسابی زیاد شده است، و من می ترسم کروبی ادامه بی پرنسیبی احمدی نژاد باشد صرفاً در جهت دیگری. پرونده او هم می دانیم که سبک نیست، بنابراین ناچارم نگاه کنم کدام یک بیشتر تغییر کرده اند.
    البته انکار نمی کنم بی صبرانه منتظرم مناظره امشب را ببینم که کروبی چطور از پس این رییس جمهور بی قانون، این هموطن بر می آید.
    ===========================
    متاسفانه مشکل شما با آدمهای بی ادب و ناحسابی در خیابان با انتخاب آدم حسابی حل نخواهد شد که این چیزی است که بخشی از فرهنگ مردم است و زمان می خواهد. من نیز از رفتارهای «لاتی» کروبی به هیچ رو خوشم نمی آید.

  4. و دروغ، دروغ به عنوان ساده ترین و دلپذیرترین راه حل، راه حل همه گیر. به ترکیب احمدی نژادی بالا، دروغ شاخدار، دروغی که به وضوح از ضعف آنی حافظه شما برای 30 ثانیه استفاده می کند و می گوید بلر برای ما نامه فرستاده بوده را اضافه کنیم.

  5. […] اره و تیشه با خون آشام ها بوده اند. مرتبط: رای می دهماین قطار خالیمگر انتخاب دیگری هم وجود […]

  6. فکر می کنم مسئله این نیست که موسوی گزینه خوب و ایده آلی نیست، که نیست. مشکل اینجاست که احمدی نژاد زیادی بد است! بیشتر مشکلاتی که ایشان ایجاد کرده مسائلی بدیهی است که موسوی یا بقیه رقبا ادعای بازگرداندن آنها را به موقعیت سابق دارند. مثل احیای سازمان مدیریت و شورای پول و اعتبار، صندوق ذخیره و مواردی از این دست.
    در واقع اکثر مشکلات مملکت ما به مواردی بدیهی و حقوق ابتدایی مردم باز می گردد و تا آشنایی آنها به حقوق ابتدایی شان و مطالبه آنها راه درازی در پیش است. نه فقط عامه مردم که حتی نخبگان و روشنفکران این مملکت هنوز انسجام و هدف مشخص و روشی روشن برای رسیدن به آن اهداف را ندارند. شاید همین برخوردها و حواشی آنها به صورت سعی و خطا، آموزشی باشد برای همه تا بتدریج راه و روش صحیح گام برداشتن بسوی دمکراسی را فرا بگیرند. و البته این روش بسیار زمان بر و پرهزینه است.

  7. الان مناظره کروبی-احمدی نژاد تمام شد. کروبی هم نتونست از فرصتش استفاده کنه. برخلاف انتظارم کروبی نتونست طرفش رو به چالش بکشه. علیرغم اینکه کروبی روحانیست و روحانیها هم خوب حرف میزنن و هم خوب میپیچونن! احمدی نژاد به نظرم مسلط تر به بحثه و میتونه بحث رو به سمت مورد نظرش بکشونه، اونقدر که امروز یکی از همکارا میگفت نظرم از موسوی برگشت به احمدی نژاد!!! (اینقدر تغییر خیلی جالبه!) با وجود اینکه من و امثال من احمدی نژاد رو نمیخوایم ولی واقعا قطار سیاست موسوی خالی خالیست و طرفداراش (به خصوص جوانها) فقط جوزده هستند. امیدی هم به رای آوردن کروبی نیست.
    ==============================
    کروبی اگر اعتباری پیدا کرده یکی به خاطر صراحت و رک گویی اش هست و دیگری به خاطر آنهایی گه پیرامونش گرد آمده اند. او نه سیاستمدار است و نه متخصص چیزی! نه برنامه اش را می تواند خود به تنهایی معرفی کند و نه از این چیزها چیزی سر در می آورد. به بیان خودش، او از بیابان آمده است. اما در میدانی که امثال احمدی نژاد و اربابانش بازی می کنند، گویا تنها یکی مثل خودشان حریفشان می شود. جای تاسف دارد که باید به او رای دهیم!

  8. خوش به حالتون اقاي نويدار كه ايران زندگي نميكنيد
    شما راجع به فن سخنوري و ادب صحبت مي كنيد؟؟؟
    هي روزگاررررر
    حكايت ما حكايت ادماي گرسنه ايه كه فقط غذا ميخوايم واسه زنده موندن وقت نداريم بشينيم فكر كنيم كه اين غذا رو يه گارسون مودب ميده يا بي ادب
    خوش به حالتون كه اينقدر از بالا ما و مسايل رو نگاه ميكنيد
    ميزان تنفر ما از احمدي نژاد به قدريه كه فقط ميخوايم اون رييس جمهور نباشه-حالا هي شما بگيد موسوي اينه موسوي اونه
    احمدي نژاد هم شد براي شما كه فرقي نداره
    ======================
    نه، قضاوت شما درست نیست. من تجربه این که بگویند «هر چی می خواد بشه، از اینی که هست بهتره» را چند بار شاهد بوده ام و هر بار بدتر از پیش بوده. دید انتقادی من به هر کسی که این روزها حرفهای قشنگ می زند، از این روست و از سوی دیگر از همه نیز می خواهم که از فردای انتخابات نیز اجرای همه قولهلیی که داده شده را بخواهند و به خانه نروند. نه من بی تفاوت نیستم. برای همه فرق دارد. کم لطفی نکنید. امشب نیز مناظره احمدی نژاد و کروبی را دیدم و بیش از پیش بر این دیدگاه هستم که اینها را باید هر روز کنترل کرد و هولشان داد.

  9. چرا باید انتظار داشته باشیم آدم هایی که در چنین سیستم سیاسی و انتخاباتی به عنوان نامزد وجود دارند دیدگاههای خیلی رادیکال و متفاوت از هم داشته باشند؟ وقتی می گوئید موسوی هم به ولایت فقیه اعتقاد دارد کمی تعجب می کنم. نداشته باشد؟ اگر نداشت که نمی گذاشتند وارد گود شود.
    نظر شخصی من این است که قطار سیاست ایران اتفاقا خیلی هم پر است. چون مسافران این قطار را «نامزدها» نمی بینم؛ این قطار پر است چون مردم سوار آن هستند.
    ساده است که نیازهای جوانان به تغییر را «جو گیر شدن» بنامیم. من هم موافقم که هیجان است. اما جوان 16 ساله ای که شال سبز می اندازد و با هیجان اسم موسوی را فریاد می زند کجا در زندگی اش آموخته است که از قدرت تفکر و نقد استفاده کند؟ در خانواده؟ در مدرسه؟ در جامعه؟ و جدا از این، کجا فرصت داشته که هیجانهایش را تخلیه کند تا از این مرحله بگذرد و به یک بلوغ فکری برسد؟
    مردم ما در حال تمرین هستند. و مراحل اولیه ی هر تمرینی همیشه با هیجان همراه است. و این بار من با چشم خودم می بینم و با گوش خودم می شنوم که چقدر خوب دارند تمرین می کنند. با وجود تفاوت ها مردم الان در سطح جامعه دارند با هم گفتگو می کنند. و این جوهر تغییر است. این گفتگو کاری است که ما خوب بلد نیستیم و باید تمرین کنیم.
    در این دوره از انتخابات بچه های کوچک پنج، شش ساله هم درگیر شده اند. شور و هیجانی که من در سن 16 سالگی سر دوره اول انتخاب آقای خاتمی تجربه کردم این بچه ها دارند در این سن پایین تجربه می کنند. پس می توان امیدوار بود که این نسل وقتی به سن بلوغ و رای دادن برسد کمتر هیجانی باشد و بیشتر از عقل و قدرت نقدش استفاد کند.
    میانگین سطح شعور و توانایی های سیاسی و فرهنگی مردم کشور ما همین هست که می بینیم. انتخابات را یک دوره تحریم می کتند، بعد نتایجش را می بینند و بعد هیجان زده می شوند که باید تغییر ایجاد کنند و … در همین آزمون و خطاهاست که مردم کار سیاست یاد می گیرند. البته قیمت این آن را هم می پردازند، از جیب و آسایش و امنیت شان. اما این تمرین را در هیچ کلاس دیگری نمی توان انجام داد. این همه جار و منجل مدرسه ی مردم ایران است. مهم نیست که کاندیداها دارند خرخره ی یکدیگر را می جوند – به جایش مردم در سطح جامعه دارند گفتگو می کنند.

    من تصمیم گرفته ام از ایده آل گرایی کنار بکشم و کمتر خودم را درگیر مفاهیم کلی بکنم.می خواهم به خودم و همه ی آدم های دیگر فرصت بدهم. تغییر زمان می برد و تمرین می خواهد. هر شکست یا پیروزی یک تمرین است. پس به قول دوستی «در این انتخابات هر چه پیش آید خوش آید».
    ممنونم که حرفت را زدی و به من هم این حق و فضا را دادی که در این پیغام حرفم را بزنم.
    به امید رسیدن به نمرین های کم هزینه تر!
    ===============================
    از زاویه ای که تمرین دوکراسی و فرهنگ گفتگو را برای مردم می بینی؛ من هم کاملا موافق هستم. مردم این کشور این تمرین دمکراسی و مدنیت را ندارند و این امری است که زمان می خواهد. همین کمبود است که باعث می شود که چنین کسینی در پهنه سیاست بالا بیایند. قطار سیاست زمانی پر می شود که این شور و شوق که نشان داده ای تبدیل به دانش مدنی شود و بخشی از آگاهی اجتماعی و وجدان اجتماعی. تا آن زمان قطار خالی و پر سروصدا می رود.

  10. با سلام و عرض ارادات و آرزوي سلامتي، مدتي است كه خواننده وبلاگ وزين شما هستم و از مطالعه مطالب خوبي كه مي نويسيد، لذت وافر مي برم.
    به عنوان اولين كامنت مي خواهم پيشاپيش پيروزي ميانه روها را در انتخابات روز جمعه ( كه از نظر من پيروزي موسوي قريب الوقوع است) به شما و ديگر دوستان تبريك عرض كنم. ان شاء الله با توقف قطعي قطار دروغ و فريب، قطار سياست هم پربار خواهد شد.

  11. اين قطار سياست خالي مي ره اما مردم دارند هلش مي دهند اميد دارند به ناكجا ابد حتما

  12. باوجود ولایت وقیح انتخابات یعنی کشک……..بیخود هم خودتون رو سرگرم دعواهای کی بود کی بود من نبودم نکنید …..هیچ کدام از اینا مردم رو نمایندگی نمی کنند و مشروعیتی هم از جانب مردم ندارند تجربه نشان داده است که نظام فاسد جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست …. آخه ادم عاقل از یه سوراخ چند بار گزیده میشود؟؟؟ خیمه شب بازی انتخابات بهترین فرصت است برای اعتراض ….. اعتراض به بی حقوقی انسان…. اعتراض به نبودن آزادی…. اعتراض به آپارتاید جنسی و جحاب اجباری …. اعتراض به دربند کشیدن دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب… اعتراض به بی حقوقی کارگران شریف و زحمتکش…. اعتراض به سه دهه چپاول و جنایت که کارنامه سیاه حکومت جمهوری ننگین و فاسد اسلامی در ایران است…. بیایید این فرصت را از دست ندهیم……… ما زنان به کمتر از آزادی برابری رای نخواهیم داد.

  13. ممنون از پست جالب شما اما
    براي من هنوز جاي سوال دارد كه اگر اين مدعيان اصلاح طلبي يعني موسوي و كروبي اينقدر از احمدي نژاد
    ميترسند چرا يكي از آنها به نفع ديگري كنار نميكشد؟
    اگر راست ميگويند هنوز فرصت بافي است يكي استعفا دهد.
    ترس ام از اين است اين دو دستگي جناح اصلاح طلب برنامه ريزي شده باشد براي پيروزي جناح متحد مقابل.

    به همين جهت به قول قلعه نويي كل يوم! با نظر نازنين موافقم.

    تنها خوشحالي ام در اين دوره اينست كه ملت لااقل اندكي مزه فضاي دموكراسي را در اين دوره انتخابات با اين مناظره هاي داغ چشيدند حرف دل خيلي ها زده شد.

  14. حظ وافري بودم براي خواندن نوشته هايتان در باره انتخابات
    بايد بگم با شما صد در صد موافقم . اگر كسي رييس جمهور مي شه اول تاجي به سر خودش مي گذاره نه مردم البته در ايران
    من مادرم مادر پسري كه الان 18 ماهه است نگرانم از جامعه اي كه فقر و فساد و مواد مخدر بي امنيتي و زياده خواهي مردم گاه در ان بيداد مي كند مملكتي كه هيچ كس ديگر به حق خود راضي نيست .بي قانوني و پشت پا زدن به قانون انقدر بيداد مي كند كه چيزي شبيه به جنگل درست شده .در اين جنگل با چه امنيتي كودكم را ساعتي به خانه دوست و فاميل و كوچه بسپارم تا بزرگ شود بازي كند چگونه به مدرسه بود وقتي صدها انسان خلاف كار سر راهش هستند .تا كي دستش را بگيرم و با هم تاتي تاتي كنم مبادا گزندي به او برسد تا كي تحت حمايت مالي من و پدرش باشد .تا كي براي رسيدن به موقعيت اجتماعي در خور خود بايد بجنگد تا كي بايد صبر كنم ببينم جامعه به ثبات رسيده و امنيت دارد .من از همين نسل انقلابم همان واژه معروف نسل سوخته كودكي در جنگ نوجواني در اختناق و فشار و جواني در مشكلات فراوان اقتصادي و لابد پيري هم درگير مشلات عديده ديروز تا امورز به علاوه … .
    من چگونه به پسرم ياد بدهم در صورت بروز مشكل به پليس مراجعه كند وقتي پليس به من كه مادرش هستم مي گويد خانوم ما هيچ كاره ايم سعي كنيد اگر كسي توي خيابان ناراحتتان كرد بگذريد و با او وارد بحث نشويد مراقب خودتان و اموالتان باشيد !!!!!!!!!!!!!!!وظيفه ما فقط اشتي دادن است .
    در مهد ها مي خوانيدم شبها كه ما مي خوابيم اقا پليسه بيداره
    حالا روزها كه ما مي بيداريم بازهم پليسه خوابه .
    بدنم از ياداوري اينكه پليس به من مي گويد حق با شما است اما نبايد چيزي بگويي !!!!!!!!!!!!!
    مي لرزم از اينكه پسرم را با اين جامعه اشنا كنم مي ترسم از اينكه مفهوم جامعه را برايش توضيح دهم از اين مي ترسم
    كه روزي به من بگويد كو ان جامعه ان قانون ان حق بشريت ان پشتوانه فرهنگي و ان تمدن
    مي ترسم روزي بگويد چرا من را به اين جامعه كثيف اوردي
    براي همين است كه با انجايي كه نوشته بوديد زنان خواهان تغييرند و به موسوي اي مي دهند مخالفم من يك زن مادرم هم ومن به هيچ كس راي نمي دهم مي دانم خانه از پاي بست ويران است چه تفاوت دارد ؟؟؟
    قطار سياست به قول سهراب و شما خالي مي رود اما مردماني سخت ساده لوح هلش مي دهند !!!!!!!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: