دست مریزاد جناب موسوی! دزدی فرهنگی به این آشکاری؟

یکی از دوستان لینکی را در YouTube برایم فرستاد و آن چه که در آنجا دیدم چنان حیرت زده ام کرد که هنوز هم که این نوشته را می نویسم نیز باور ندارم که کسی تا این میزان ساده لوح یا وقیح باشد و حافظه مردم را ضعیف بداند. سرود «آفتابکاران»  (که آن را با نام «سرود کوهستان» و یا «آفتابکاران جنگل» نیز می شناسند) و متعلق به «سازمان چریکهای فدایی خلق ایران» و همه طیف پس از آن است و در سالهای انقلاب در کوچه و بازار پخش می شد، را برداشته اند و روی یک کلیپ تبلیغاتی برای میرحسین موسوی گذارده اند که در آن خورشید با میر حسین موسوی برآمده و برمی آید. این سرود را همه کسانی که در سالهای انقلاب دست کم نوجوان بوده اند به همراه بسیار سرودهای انقلابی دیگر در گوشه و کنار شنیده اند. چطور می شود به این روشنی آن را دزدید و برای خود کلیپ تبلیغات انتخاباتی درست کرد؟ باورش سخت است که ستاد تبلیغات انتخاباتی میرحسین موسوی و شخص او تا این میزان مبتدی باشند و نفهمند که چنین کاری تف سربالا خواهد شد؛ آنهم در دوره انتخابات که همگان و حتی احمدی نژاد هم تلاش دارند که چهره خوب از خود نشان دهند، آنگاه اینها بیایند و سرود مشهور یک سازمان چپ را که خودشان در سرکوب همه طیف آن در سالهای ۶۰ دست داشته اند و جناب میرحسین موسوی هم نخست وزیر سرکوب تشریف داشتند، بردارند و برای خود کلیپ تبلیغاتی بسازند. حتی باور این نیز سخت است که این کار بدون آگاهی میرحسین موسوی و ستاد تبلیغاتی اش انجام شده باشد. اگر اکنون سروصدای اعتراض بالا گیرد، باید روی این نیز حساب کنیم که بیایند و تکذیب کنند که این کلیپ را آنها ساخته اند که دیوار تقیه بلند است و صاف.

با وجودی که هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی را شایسته ریاست جمهوری نمی دانم و انتظارم از سطح اخلاقی آقایان بسیار پایین است ولی این کار چنان ابتدایی و وقیح است که انسان با دیدن این کلیپ احساس توهین می کند که او را کودن پنداشته اند.

کسی که این سرود را بشناسد و کلیپ موسوی را ببیند، حالش  از این همه ریاکاری و دورویی بد می شود. آنهایی که در سینه هایشان یک جنگل ستاره داشتند در دوران شما، جناب آقای موسوی، در سال ۱۳۶۷ دسته جمعی کشتار شدند. این سرود مال آنهاست و نه شما. مال آنهایی است که در گورستان خاوران در دولت شما در گورهای دسته جمعی به خاک سپردنشان و این نیز بس نبود و همین چند روز پیش استخوانهایشان را نیز از آنجا برداشتند و به جایی دیگر بردند. شما نخست وزیر بودید جناب موسوی، آنگاه که اوباش رنگارنگ و چماقدار حزب الله در دهه ۶۰ به دانشجویان، زنان و دگراندیشان از هر گروه و اندیشه و مذهب و حزب هجوم می آوردند. در آن سالها بود که زندان ها را پر کردند و در آن سالها بود که زندانیان سیاسی که بخشی از آنها دوران محکومیت خود را گذرانده بودند و در انتظار آزادی بودند، را قتل عام کردند. شما بودید آقای موسوی! شما در آن زمان نخست وزیر بودید. شما نمی توانید دست خود را بشویید و بگویید من نبودم و آن یکی بود. شما نمی توانید!

اگر با این سرود می خواهید بگویید که امروز زمستان است و با شما «سر اومد زمستون، شکفته بهارون»، از شما کسی این را نخواهد پذیرفت. شما هیچ گونه صلاحیت اخلاقی ندارید که در این باره سخنی برانید، بدون آن که در باره گذشته خود به مردم توضیح دهید. اکنون و درست پیش از انتخابات زمان آن است که ناگفته های سالهای ۶۰ را بگویید و نه این که به میراث آزادی خواهان دستبرد زنید. مردم آنقدر نیز فراموشکار نیستند. شما بگویید که در خرداد ۱۳۶۰ کجا بودید، چه می اندیشید و چه می کردید. آن زمان که دانشگاه ها را برای سه سال بستند شما کجا بودید؟ یادتان هست که بخشی از همین چپ ها که توهم عدالت و برابری اجتماعی از شما و حکومت شما داشتند، به جبهه های جنگ نیز رفتند؟ بخشی را عراقی ها کشتند و بخشی را نیز یاران شما از پشت زدند. یادتان هست؟

۷۰% مردم ایران که سنشان زیر ۳۰ سال است و شما را از کتاب ها و یا گزارش های تروتمیز شده می شناسند، باید این چیزها را بدانند و باید از شما اینها را بپرسند. باید تصویرشان از شما کامل شود حال که آمده اید و نوید سرآمدن زمستان را می دهید. حال که آمده اید و دلتان برای کشورتان می سوزد، باید بدانند که زمستانی که شما در احمدی نژاد نشان مردم می دهید را شما آورده بودید. بگذریم از این که همین هفته پیش به هفته نامه اشپیگل گفتید که تفاوت پایه ای با احمدی نژاد ندارید. کاش این حرفها را در رسانه های ایران نیز بگویید.

دست مریزاد جناب موسوی!

————–
پانوشت: در اینجا می توانید سرود کوهستان را با اجرای اصلی و با صدای خواننده توانمند آن بشنوید که قابل مقایسه با صدای خواننده بی مایه کلیپ موسوی نیست.اگر کسی نام این خوتننده را می داند، در اینجا پیام بگذارد. صاحب این صدا حیف است ناشناس بماند.

پانوشت: این را پس از انتشار این نوشته و دیدن دیدگاهها می نویسم.

۱) سخن در اینجا این نیست که موسوی خوب است یا بد. کسی نیز نگفته است که موسوی در آنچه که در سالهای ۶۰ گذشت، مسئول بوده یا نه، اگر بوده تا چه میزان. ما که این را نمی دانیم و برای همین است که می پرسیم. قضاوت قضایی کار ما نیست. اما ما حق داریم این پرسش ها را بپرسیم و همین الان نیز باید بپرسیم. این درس دمکراسی است. نمی توان گفت که الان زمانش نیست. همین الان باید آقای موسوی برای مردمی که (از دیدگاه من به نادرستی) او را با خاتمی مشابه می دانند، در باره سالهای ۶۰ توضیح دهد. اگر آقای موسوی بتواند مردم را قانع کند که او به راستی از آن تجربه ها و از گذشته درس گرفته و اکنون مسیری تازه را به سوی جامعه باز و دمکراسی در پیش گرفته است کدام انسان عاقلی است که از او حمایت نکند؟ هر کسی این راه را بخواهد برود باید مورد حمایت قرار گیرد می خواهد نامش احمدی نژاد باشد یا موسوی یا جنتی یا خاتمی یا هر کس دیگر! حالا نیاییم سر این نامها بحث کنیم و من بر سر هیچ کدام توهمی ندارم. ولی در اساس هر کسی در این راه گام نهد من حامی اش هستم.

۲) این کلیپ آن گونه که برخی در اینجا نوشته اند، در همایش چندی پیش «موج سوم» در سالن همایش برج میلاد پخش شده است. از این رو آقای موسوی و ستاد انتخاباتی اش در جریان این کلیپ بوده اند (حال اگر در ساخت آن نیز دست نداشته باشند).

دانلود سرود اصلی با فرمات MP3 از اینجا!

دیگر نوشته ها در این زمینه:

– این روزهای پر تب و تاب انتخاباتی و پرسش های بی پاسخ مانده

انتخابات و قطار خالی سیاست ایران

در انتخابات بی تفاوت نباشیم!

– انتخابات، کیش شخصیت، اسطوره پرستی و شیره ایرانی

خاتمی، پادشاهی یک چشم در سرزمین کوران

استیضاح کردان و اتفاق امروز در مجلس: دروغ و تقلب دولت احمدی نژاد و سقوط اخلاقی جامعه

زبان بدن مرد ایرانی و دیگر چیزها

احمدی نژاد و روح انسان خاورمیانه ای

Advertisements

78 پاسخ

  1. درود نویدار عزیز، ما که البته تعجبی نمی‌کنیم از این‌همه وقاحت آقایان. 4 سال پیش همین احمدی‌نژاد هم یار دبستانی را به نفع خود تغییر داد. اما این یکی دیگر خیلی وقیح‌تر بود. گاه نوشته‌هایی در دفاع از موسوی می‌بینم که می‌مانم بخندم یا داد بزنم. موسوی هنرمند، موسوی نواندیش (!)، موسوی طرفدار اصلاحات (!؟).

  2. Aghayoon harfetoon kamelan manteghye. ama movazeb bashid toro khoda. alan vaghte in harfa nist. alan faghat bayad movazeb bashim ke ahmadinezhad dobare rais jomhoor nashe. be khoda alan vaghte in harfa nist.

  3. این که مشخص است تخریب است و بسیجی ها ساخته اند و در یوتیوب گذاشته اند. شما دیگر چرا خام می شوید.

  4. البته اینکه موسوی چند صد برابر احمدی نژاد هنرمند است و با هنر سر و کار داره را که هیچ کس شک نداره .

  5. سلام دوست عزیز
    نمی دونم شما کجا زندگی می کنید
    فقط می دونم که ایرانی هستید ایرانی که انگار زیاد هم به ایرانی بودن خود مفتخر نیست ایرانی که هر صدایی رو که از ایران می شنوه یاوه و دروغ می دونه
    من هم مثل شما ایرانی ام من ایران زندگی می کنم و افتخار می کنم به ایرانی بودنم و در ایران زندگی کردنم
    دوست عزیز من شعار نمی دم اما اگر وضعیت ایران هزاران بار از این هم بدتر بشه خاک کشورم رو به هیچ جای دنیا عوض نمی کنم و اگر حکومت کشورم بدترین حکومت دنیا هم بشه باز هم یک ثانیه اون رو با قدرتمندترین حکومتهای خارجی عوض نمی کنم
    شما چقدر در جریان قتلهای سال 67 بودید؟
    با چه دلیل و مدرکی انگ قاتل بودن را به موسوی می زنید؟
    من از کشتار و قتل حمایت نمی کنم اما شما چنان از چپ آن روزها می گویی که گویا از فرشتگان مخلص خدا سخن می گویی که پاک بودن و معصوم و بی گناه!
    شما درست می گویید مردم همه چیز را می فهمند برای این هم است که بعد از 30 سال گذشتن از انقلاب هنوز مجاهدین خلق منفورترین گروه و حزب سیاسی همین مردم است حزب وطن پرستی که در جنگ هشت ساله وطن پرستی خود را با آتش گشودن بر روی مردمش به بهترین وجه نشان داد!
    دوست عزیز امور مردم را به مردم بسپارید و از زبان مردم سخن نگویید که مردم می دانند چه چیز را فراموش کنند و چه چیز را به خاطر بسپارند

    • 1 – طوری از موسوی دفاع میکنید که انگار موسوی خداست!!!

      2 – این چه حرفیست؟؟ «اما شما چنان از چپ آن روزها می گویی که گویا از فرشتگان مخلص خدا سخن می گویی که پاک بودن و معصوم و بی گناه»
      لابد خمینی و خامنه ای و موسوی فرشتگان مخلص خداوند هستند، که جوانان زندانی مملکت را قتل عام کردند!!!

  6. dorod bar shoma,
    ghadri tond mezaji kardid, avvalan in taranaro har farde agheli midune khode mirhossein shakhsan na inkaro karde, na dasture inkaro dade, va na shayad hatta ettela dashte bashe, ba in ghesmate ghazie mokhalefam, dar ghesmate digar shoma mifarmaid 67, man be shoma migam faghat be 2 sale gozashteye khod negahe kutahi bendaz, hamin, 3 dar bakhshi migid ba ahmadi nejad ekhtelafe paye i nadare,,avvalan musavi adame miyane roi hast, 2 maslehate siasi dar in borhe az zaman ijab mikone ingoone sokhan bege, 3 man be shakhse un shuri ke bayad azash begiram nemigiram, bekhatere harfhaye incheninish amma gozineshe ma mahdud be mirhosseino ahmadi nejade, bayad hemayatesh kard age be fekre mardomi hasti ke goje farangi nadaran bezaran sare sofrashun bokhoran,che resad be mano shoma ke internet midanim chi hast,taze agar dorost bedanim, un ahangam man ba ye serche google in adreso darovordam, ke migoft az fardi bename monfared zadas,dorosto ghalatesh paye gooyandye matlab, axi azash ham montasher karde,painhaye safhe http://forum.persiantools.com/t59360-post1805321.html moaffagh bashi

  7. هر چی میگذره ، کیفیت نوشته هات میاد پایین تر. من الان یک ساله بلاگت رو می خونم. بار اول کل کارای قبلیت رو یک جا خوندم … ولی نوشته های اخیرت واقعا ضعیف و غیر قابل مقایسه هستش با کارای قبلیت. من که unsubscribe کردم بلاگت رو. چون چیزی که زیاده هوچی گر موج سواره بی منطقه. حالا از هر مسلکی می خواد باشه.
    ==============================
    چرا گمان می برید که هر چه من می نویسم باید برابر با میل شما باشد و اگر نبود ضعیف و بی منطق است؟ از سوی دیگر به نظر می آید که موج سواری در ایران این است که غرق تمجید از شخصیتی شویم و او را پاک پاک پاک بدانیم و به کسی اجازه سوالهای نامطبوع ندهیم و بگوییم الان زمانش نیست. بگذاریم برای بعد.
    اجازه بدهید وبلاگ مورد علاقه تان زمانی هم برابر میل شما نباشد و با اندیشه شما متفاوت باشد. شاید دیدگاه شما تغییر یافت و یا دیدگاه من برابر با دیدگاه شما شد. فرصت دهید!

  8. گیرم دوتا جوون یه همچین خطایی کردن شما به بزرگواری میرحسین و کظم الغیظ بودن احمدی نژاد اونهم در این زمان تنگ که مجبور شدن به جای آمریکای لاتین سر از قزوین و در ادامه سفرهای استانی تبلیغاتی درآورند ببخشیدشون تورو خدا

  9. چهار سال آینده اگر بدتر از چهار سال قبل نشود، بهتر هم نمیشود. من که هیچ امید ندارم. به نظر میرسد که خانه از پای بست ویران است. هنوز میبینم که ایرانیان عزیز با چشم و گوش بسته و اندیشه به نا کجا آباد فرستاده و استدلالهای چوبین میخواهند برای آینده تصمیم بگیرند. نه! هنوز خام و اسیریم.

    من کوچکتر از آن هستم که بخواهم درباره آن سالها نظر بدهم. اما سوال میتوانم بپرسم.

    آقای «محسن» جناب موسوی نخست وزیر بوده. یعنی ایشان نباید متوجه میشده که چه چیزی در جریان است؟ آیا بعد از جریان خونبار آن زمان ایشان به نشانه مخالفت اعتراض کردند؟ وقتی کسی در نظام جمهوری اسلامی وارد بازی سیاست میشود و مثلا رئیس جمهور میشود، بالاترین مسئولیت دارد. و فکر میکنم باید از همه چیز خبر داشته باشد. اگر جریان نقشه یک کشتار را نخست وزیر نداند، پس پست و مقامش به چه درد میخورد؟ راستی آقای «محسن» گیریم که آقای نویدار اشتباه کردند و زود قضاوت کردند. شما از کجا میدانید که چنین نبوده؟ شما از کجا میدانید که آقای موسوی نقشی نداشته؟ فقط از لحاظ منطق عرض میکنم که حرفهای آقای نویدار درست تر است! تاریخچه این سی سال، نوع حکومت ایران، تفکر بالاترین ردهای حکومتی و هزار مسئله که خودتان بهتر میدانید، دلایل خوبی برای این پرسش در ذهن من می‏آورد که آیا آدمها در نظام حکومتی ما همه سر و ته از یک کرباس نیستند؟
    ==============================
    روح نوشته مرا پرسش تشکیل می دهد. من این پیش فرض را دارم که کسی که در آن سالها نخست وزیر بوده از این چیزها نمی تواند بی اطلاع باشد. پیش داوری من تا این میزان است و بقیه اش را از آقای موسوی و دیگران می خواهم که توضیح دهند. به ما بگویند که چگونه نخست وزیر نمی توانست از این چیزها بی اطلاع بوده باشد و ما را قانع کنند. اگر هم آگاهی داشته اند چه کاری انجام داده اند. این را برای ما بگویند. کسی در اینجا خواستار محاکمه کسی نشده است. ما تنها یک سوال پرسیده ایم.

  10. اين که مي نويسم يک نقد است و نه توهين يا جسارت و با شناختي که از شما از طريق همين وبلاگتان پيدا کرده ام يقين دارم که تفاوت اين ها را مي دانيد.

    اين عبارت شما که مي فرمائيد «آنگاه اینها بیایند و سرود مشهور یک سازمان چپ را که خودشان در سرکوب همه طیف آن در سالهای 67 دست داشته اند و جناب میرحسین موسوی هم نخست وزیر سرکوب تشریف داشتند،» به گمان من حرف خردمندانه اي نيست و نشانه هايي از عصبيت عوامانه در آن وجود دارد.

    مطابق اين استدلال هر کسي که در دهه ي شصت به هر نحوي در دستگاهي حکومتي (اعم از دولتي يا غير دولتي) در ايران داراي مسئوليت بوده است، امروز بايد بابت کشتارهاي سال شصت و هفت محاکمه شود. کشتاري که توسط جرياني خاص در دستگاه قضايي طراحي و انجام شد و آن قدر با سرعت اجرا شد که مخالفين حکومتي آن هم فرصت تلاش براي توقف آن را نيابند، بسيار بي مهابا توسط شما به همه تعميم داده مي شود. به نظرم بهتر است به جاي آميختن همه چيز به هم، از هر کس بابت چيزي که مسئولش بوده و انجام داده است پاسخ بخواهيم. نخست وزير سرکوب به گمان من يعني انتساب تمام خطاهاي خونبار دهه ي شصت به مسئول اجرايي دولت در آن سال ها که به گمان من چندان منصفانه نيست. و البته اين حرف من منافاتي با پاسخ خواستن از تمام فعالين سياسي امروز بابت آنچه در گذشته مرتکب شده اند و مسئولش بوده اند نيست.

    • آخرین جمله شما دقیقا آنچه را بیان می کند که من با نوشته خود هدف داشته ام. سخن بر سر این است که همه کسانی که در هرجایی دست اندر کار بوده اند برای مردم آن روزها را توضیح دهند. همین! کسی ادعا نکرده است که آقای موسوی باید محاکمه شود و غیره. تعیین جرم و محاکمه در صلاحیت من و دیگران نیست بلکه کار دستگاه قضایی است. اینها دست اندرکار بوده اند و می توانند به جای گمانه زنی های شما و من فضای داخل حکومت را برای ما توضیح دهند. بیش از این از آنها نخواسته ایم.

  11. خب، بنظر میرسه که وبلاگ شما هم به پروسه عمومی حمله های نظری و غیره داره گرفتار میشه. عده ای ساده لوحانه ترین شکل ابراز نظر رو در اینجا وارد می کنند تا اصلاً مضمون آن چیزی که بدان اشاره کرده اید، توجه کسی رو بر نیانگیزه. اینکه موسوی نخست وزیر – در آن زمان بالاترین مقام اجرائی بوده و رئیس جمهور یک نقش تشریفاتی داشته و بگذریم از خمینی و لابی گسترده ای که بدون هیچگونه مبانی حقوقی، بر راس امور بودند مثل احمد خمینی و کارهایی که انجام دادند و بعداز اتمام تاریخ مصرفشان، سکته کردند و یا فلان و بهمان و از صحنه خارج شدند – موسوی حتی اگر در قبال محاکمات نقش نداشته باشه، در قبال زندانیانی که در زندانهای جمهوری اسلامی بی هیچ امکان عادی زندگی نگهداری میشدند، مسئول بود. البته طلب مسئولیت امری است که انگار نه حق مردم هست و نه درچارچوب مسئولیت مسئولین.
    نکته دیگر، تملک یک جریان سیاسی، یک گروه هنرمند به کاری هنری است که مضمونی کاملاً مغایر با آن چیزائی دارد که امثال موسوی در ذهن و رفتار و اهداف دارند. کسی که خود قوانین ابتدائی حقوقی دیگران را چنین آشکار نقض میکند، آیا قادر خواهد بود بالاترین مقام حقوقی و اجرائی جامعه باشد؟ اینکه عده ای برایش کلاه دوخته اند و غیره، تا مثلاً باعث بی آبروئی وی شوند، خب بردارد و این کار را افشاء و دست اندرکاران را تحت تعقیب قانونی قرار دهد. اگه یکی دست موسوی رو در کلیپی اینگونه در قتل ها نشان میداد، قطعاً یک لشکر سرباز و امنیتی میریختند و همه سوراخ سنبه ها را جستجو میکردند.
    و اما این سرود رو تا آنجائی که من یادمه، فکر کنم خواننده ای بنام » داوود » خوانده بود که با گروه آفتابکاران جنگل همکاری داشت.
    در پایان اشاره کنم که یک خواست بسیار بسیار ناچیز هم که شده میتوان از آنهائی داشت که خود را کاندید بالاترین مقام اجرائی کرده اند و آن اینکه در قبال گذشته و حال و رفتارهای آتی خود، بطورشفاف صحبت کرده و توضیح دهند و مسئول باشند.
    =============================
    تمام سخن من همین است. همان گونه که در قبال آن سالها نمی خواهند پاسخ گو باشند اکنون نیز این کلیپ که خیلی هم حرفه ای طراحی شده و کار دو جوان احساساتی نیست را نیز کسی نمی خواهد پاسخ گو باشد که هیچ نمی خواهند بگذارند که حتی پرسشی که در ذهن ما طرح می شود، را نیز بپرسیم.
    این که اینجا نیز بشود عرصه تاخت و تاز حمله های سیاه و سفید و این که اگر انتقاد کردی پس دشمن هستی، چیزی است که بخشی از فرهنگ عمومی ایرانی در ایجاد کیش شخصیت و پرستش آن است. فرهنگی که آن چنان در خودشیفتگی غرق شده که چنین جسارت هایی را بر نمی تابد که کسی بیاید و این پرسش های نامطبوع را بپرسد.
    زیاد دور از ذهن نخواهد بود که کسی بیاید و در اینجا بنویسد که آقا این حرفها جایش الان نیست و شما اگر موسوی را زیر سوال ببری به احمدی نژاد خدمت کرده ای. چقدر از این چیزها شنیده ایم، آنگاه که خواسته اند سرمان کلاه بگذارند؟

  12. جانا سخن از زبان ما میگویی! اتفاقا برعکس بقیه دوستان من صد در صد با شما موافقم .انگار حرف های تو گلو گیر کرده من بود .من هم معتقدم که اینها همشون سرو ته یه کرباسن ! من نمیدونم چرا اینقدر ما مردم زود احساساتی میشیم و گول میخوریم. یکدفعه کسی مثل خاتمی میاید و با مردم فریبی هشت سال روند پیشرفت و دمکراسی رو تو این مملکت به تاخیر می اندازه…کاش اون موقع همون اقای ناطق نوری رییس جمهور میشد !مضافا بر عکس شما من فکر میکنم ایشون مخصوصا این سرود رو انتخاب کرده که مثلا بگه ما از مبارزان قدیمی هستیم و به نوعی شور انقلابی تو مردم ایجاد کنه ! مردم ما هم که قربونشون برم همه احساساتی …باز فکر که میکنم میبینم احمدی نژاد از همشون بهتره چون حداقل شمشیرشو از رو بسته و تکلیف این مملکت رو زودتر مشخص میکنه …(بخوانید زودتر ….!) ضمنا من کتاب سرود کوهستان رو داشتم و تو اون سالهای شوم از ترس سوزوندمش …

  13. جناب نویدار – من تصور می کنم شما دچار نوعی بدبینی شدی و همه چیزو سیاه و سفید می بینی . شما که تاریخ رو خوب می دونی و من قصد ندارم توجیه گر خیلی کارا باشم اما ایا بعد از فروپاشی شوروی همین مقامات حزب کمونیست که خون مردومو تو شیشه کرده بودند دوباره به قدرت نرسیدند . ایا امثال گورباچف یا یلتسین و یا همین آقای پوتین از اوپوزوسیون بودند؟ به هر حال ما باید در درون همین سیستم دنبال افرادی بگردیم که تلاش کنند ضعف های سیستم رو برطرف کنند . نمی شه که رفت از بیرون آدم آورد برای اداره کشور . می شه؟
    =========================
    اتفاقا نه! تمام نیروی من مقابله با سیاه و سفیدنگری است. برای همین است که با این پرسش ها می آیم و توضیح می خواهم. من مخالفتی ندارم که آقای موسوی بیاید و نسیمی تازه به وزش درآید. برای همین ابتدا باید به این پرسش های از این دست پاسخ دهد. اگر موسوی نقشی را بر عهده گیرد که گرباچف برعهده گرفت چه کسی می تواند مخالف باشد؟ البته تاکنون نه موسوی نه خاتمی و نه هیچ کس دیگر یک هزارم شهامت گرباجف و هم فکرانش را نشان نداده است.
    اگر احمدی نژاد نیز بیاید و بخواهد چنین نقشی را بازی کند کدام انسان عاقل می تواند مخالف باشد؟ تنها باید پرسش هایی از این دست را پاسخ گو باشد.

  14. راستش با مطلبتون اصلن موافق نیستم ولی چیزی که منو وا داشت اینو بنویسم اون به قول دوستمون عصبیت عوامانه‌ایست که از توضیحتون راجع به «خواننده توانمند» آهنگ اصلی و «صدای خواننده بی مایه کلیپ موسوی» برداشت میشه. نگاه با تعصب به مسایل همون تفکر نسل انقلابه که جلوی دید منطقی رو میگیره و اتفاقن باعث مسایل از این دست میشه اونطور که میشه حتا در نهایت خواننده رو هم به جرم اینکه برای موسوی خونده بی توجه به هنرش قضاوت کرد.

    • نه اینگونه نیست. اگر خواننده توانمندی آن را برای آقای موسوی خوانده بود من او را توانمند می خواندم. خودتان هر دو را بشنوید و قضاوت کنید. از زاویه هنری این اجازه را دارم به کسی که کیفیت صدایش شبیه من است بگویم بی مایه. از زاویه سیاسی شما چیزی را به حساب من می گذارید که اندیشه من نیست. من هیچ گونه دشمنی با آقای موسوی ندارم و اگر مردم به او رای دهند من نیز می پذیرم و شاید خود نیز در این کورآباد بدون نور مجبور شوم به او یا یکی چون او رای دهم. اما من رای دهنده آسان و بی دردسری نیستم. رای می دهم و توقعم بسیار بالاست و هیچ حرکتی را نادید نمی گیرم و فراموش نمی کنم. این درس دمکراسی است که امیدوارم آن را خوب فرا گرفته باشم.

  15. نویدار جان دستت درد نکنه به خاطر این مطلب، در پاسخ به کامنتی نوشته‌ای:
    «از سوی دیگر به نظر می آید که موج سواری در ایران این است که غرق تمجید از شخصیتی شویم و او را پاک پاک پاک بدانیم و به کسی اجازه سوالهای نامطبوع ندهیم و بگوییم الان زمانش نیست.»
    دقیقاً این گونه موج‌سواری‌ها خواسته و ناخواسته تشویق هم میشه، روزی محسن نامجو نقل محافل است، یک روز همگی به تعریف از اوباما می‌نشینند، فردا نوبت تمجید تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی است و روزی دیگر نوبت به‌به چه‌چه موسوی می‌شود. البته شک ندارم که بخشی از این موج‌سازی‌ها و موج‌سواری‌ها هدایت شده است. ما هم که کافیست ببینیم از چیزی یا کسی در 100 تا وبلاگ تعریف شده، یکباره عقل و منطق رو به کناری می‌زاریم به مبلغان بی جیره و مواجبش تبدیل می‌شویم.
    و چقدر خوبه افرادی مثل تو و دکتر گوشزد و … باشن که در میان این پروپاگاندا، برخلاف جهت جریان حرکت کنند تا شاید، تنها شاید تلنگری به چند نفری بخورد.

  16. درود بر شما دوست عزیز
    1- سرودی که شما یاد کردید را کنفدراسیون سراسری دانشجویان خارج از کشور (امیدوارم اسمش را درست به یاد داشته باشم) ساخته بود و البته گروه های چپ بیشتر از آن استفاده می کردند. ولی مال گروه اقلیت نبود.
    2- بله، در این کورآباد باید دنبال روزنه امید گشت. بلای احمدی نژاد را که فراموش نکرده اید. من شخضا از زخم خورده های همان سال شصت هستم ولی نمی خواهم بی تفاوت بنشینم و دوباره این چهار سال اخیر تکرار شود.

    • کنفدراسیون یک اتحادیه دانشجویی گسترده در خارج از کشور بود با گرایش چپ که همه نیروهای سیاسی در آن بودند (البته با درگیری های ویژه آن زمان). سازمانی که نامش در سالهای انقلاب “چریکهای فدایی خلق ایران” بود، هنوز یک سازمان واحد بود و گرایش غالب بر کنفدراسیون را تشکیل می داد. همه آنهایی که بعدها اقلیت و اکثریت و غیره نام گرفتند، همگی هنوز در آن سازمان بودند. بعدها در میانشان بر سر رد یا تایید جنگ چریکی و حمایت یا مخالفت با جمهوری اسلامی انشعاب شد. برخی نامشان را تغییر دادند و گمان کنم یکی دوتا از آنها، از جمله “اقلیت” کماکان با نام “چریکهای فدایی خلق” ادامه دادند. اکثریت این سازمان از جمهوری اسلامی حمایت کرد (دلیلش را خودشان باید توضیح دهند) و حکومت نیز ریاکارانه از این حمایت برای ایجاد تفرقه بیشتر استفاده کرد و سرانجام نوبت آنها نیز رسید و بقبه ماجرا را دیگر همه می دانیم. آنها نیز زندانی و اعدام شدند و یا ناچار به تبعید. و آقای موسوی آن زمان نخست وزیر تشریف داشتند. این سرود متعلق به همه آنهاست و پس از آن، متعلق یه همه ایرانیانی است که با آن شور و امید برای بازسازی کشورشان از استبداد شاهنشاهی به پاخاسته بودند. کاری به این که چه می خواستند و چه شد نداریم. اما کسانی که خود بخشی از فریب بزرگی بودند که بر سر مردم ایران پس از سرنگونی نظام شاهنشاهی آمد، صلاحیت اخلاقی سوار شدن بر موجی که این سرود تداعی آن است را ندارند. دست کم، تا زمانی که به بسیاری از پرسش ها پاسخ نداده اند، این صلاحیت را ندارند.

  17. دوست دارم از زاويه ديگري به اين مسئله نگاه كنم. سوالاتي اساسي و كلي كه ابتدا مرا كنجكاو ميكرد اما اكنون رنجم مي دهد:
    چرا بايد در قبال جايي كه دوستش ندارم احساس مسئوليت كنم؟! چرا بايد به جايي كه در خاكش متولد شده و با وجود آشنا و بومي بودن هنوز هم از لحاظ فرهنگي با آن غريبه ام توجه نشان دهم؟! چرا بايد به خاطر نامي كه هر بار با عضو شدن در سرويس هاي گوناگون اينترنتي و ياد آوري آن احساس حقارت ميكنم افتخار كنم ؟! اين حس ميهن پرستي براي من هيچ مفهومي ندارد (اين هيچ توهيني به دوستان ميهن پرست دربر ندارد و عقيده شخصي است.) اما واقعا چرا بايد به زور به خاكي كه در آن قدم هاي اول برداشته ميشوند معتقد بود و از آن دفاع كرد؟! چرا بايد به جامعه اي نامطيع – مالتي رو! و …. كه هر بار كه براي مدت 45 دقيقه تا 1 ساعت در متن آن حركت ميكنم از نظر رواني مرا از عالي ترين حد به به پايين ترين حد سوق ميدهد علاقه مند باشم.
    من انسان هاي بزرگ زيادي در اين سرزمين ميشناسم اما واقعيت اينست كه آنها هم از نوعي ديگرند و تحت تاثير اين مردم و اين فرهنگ قرار نگرفته اند. پس به چه چيز واقعا اين قدر مي باليم؟ در پستي مطلبي به اين مضمون نوشته بوديد كه وطن جاييست كه انسان در آن احساس آرامش كند و در اين حالت فكر كنم در ايران وطنم خانه ام باشد چون بيرون از آن…
    از نوشته هايتان لذت ميبرم اما مسئله حداقل بخشي (شايد معدودي) از جوانان واقعا تفاوت موسوي و احمدي نژاد نيست مسئله ما خود كشور ايران (مجازا جامعه عام ايراني) است كه واقعا اعتقادي از ته قلبم به آن ندارم.
    چون توان اصلاح جامعه را ندارم(راستش را بخواهيد علاقه اي هم به اين كار ندارم!) من هم مانند آن خيلي هاي ديگر انتخابات اينجا را دنبال نمي كنم. (انتخابات آمريكا را به خاطر جاذبه فضاي دموكراتيكش از سال 2006 دنبال ميكردم!) چرا كه آينده من كه هر چه باشد بي شك در اينجا رقم نخواهد خورد و ايران براي من تنها فنرايست كه به زور مي فشارمش براي پرتاب خود و رهايي! 

  18. آنهایی که در سینه هایشان یک جنگل ستاره داشتد
    البته من طرفدار هیچکدام نیستم
    ولی تا انجا که می‌دانم مجاهدین هم قدرت را می‌خواستند و برای آن دست به مبارزه مسلحانه زندند و یعد هم شکست خوردند و خبری از سینه پر از جنگل نبود
    =====================================
    ارتباط مجاهدین با این سرود و جنگل را نفهمیدیم.

  19. «يك گرفتاری با رندان حق‌پرست اين است كه به هيچ اصلی تن نمی‌دهند مگر اينكه دارای نفع فوری و شخصی باشد، و فقط به طور موقت تا اولين فرصت كه بتوان زيرش زد.»
    http://mghaed.com

  20. مطمئن باشید دوستان. اگرچه تعدادی از طرفداران رژیم بسیار پر سر وصدا هستند ولی واقعیت اینه که هر روز در کوچه و خیابان میبینیم. همه بیزارند. همه نالانند. و هیچ کدام از دوستانمان حال و حوصله شرکت دوباره در این مسخره‌بازی بی‌ثمر رو ندارند. پس وقت شورش کم کم فرارسیده.

  21. ایران، سرزمین روشنفکران عقب مانده…

  22. […] پی نوشت: این شعر اساسا متعلق به چریکهای فدایی بوده است. ارسال شده توسط رامین Filed in Uncategorized ·برچسب‌ها: فدایی, مبارز سیاسی, چریک, گل گل, تفنگ گندم, عشق سیاسی بدون نظر » […]

  23. این آهنگ که به وضوح در مورد چریکهای چپ گراست که تو کوه پناه گرفتن و با تفنگ! می یان که گل بکارن، اونم گل سرخ! یعنی آقای موسوی مبارزه مسلحانه رو حمایت می کنه؟ بابا این شعر که تابلو در ستایش چریک ها و مبارزه مسلحانه است! خیلی خنده داره به خدا! مسئله به نظر من وقاحت نیست حماقته که حتی تشخیص نمی دن معنی یه شعر چیه و مناسبتش چیه.

  24. بله موسوی یک آزادیخواه سرسپرده و خون دل خورده نیست

    اما شما رو به خدا ، حداقل شما کمی آزاد اندیش باشید

    از او به اندازه خودش بخواهید

    ولی بخواهید … شرکت کنید و به او فرصت بدهید

    هم وطن من کمی منطقی باش …

    اولا بهتر است که ما مردم ایران هم نظرمان را در مورد گروههای مانند همین چریکهای خلق به صراحت بیان کنیم

    تاریخ را که خوانده اید
    همین تاریخ پیر کهن دیار خودمان را
    هر بار که شورشی اتفاق افتاده ، هر بار که انقلابی صورت گرفته حتی همین انقلاب سال 57 ، چیزی به جز عقب افتادگی و خود درگیری برای ایران نداشته است
    در سال 57 همه گروهها و اکثریت مردم به هر حال تصمیم به سزنگونی حکومت وقت گرفته بودند
    و این کار به هر حال صورت گرفت
    ولی بعد از آن به علت ادامه همین هیاهو تمرکز متفکران از بین رفت و انسانهای آشوب گر عنان امور را در دست گرفته اند
    با وجود اینکه رهبر آن انقلاب خود تمایل به افراد معتدل و میانه رو مانند مهندس بازرگان داشت ولی عدم درک ( به اصطلاح )احزاب سیاسی آن زمان و از آن مهمتر مردم از دموکراسی منجر به حوادث غیر اصولی و به طور خاص درگیریهای خونین شد

    مردم و احزاب قدرت هضم دموکراسی را نداشتند ( همانطور که اکنون )

    کار به آشوب کشید
    گروهای مانند مجاهدین هر فکر مخالف خود را ترور می کردند
    (پدرم برایم می گوید که چگونه با صدای گلوله از خواب پریده است و بعد که به خیابان رفته دیده است که سید محل را که واقعا انسان درستکاری بود را فقط به جرم مذهبی بودند ترور کردند و پدرم جان دادن آن مرد و گریه های فرزندان آن مرد را به یاد دارد )

    و گروه چریکهای فدای خلق که آنها هم بعد از اینگه دیدن این انقلاب آنی نشد که می خواستند چیزی به جز گلوله و جنگ مسلحانه صدایشان را تنین انداز نمی کرد آن هم در کوهستانهای کردستان

    و گروههای دیگر که خط مشی مشابه داشتند

    در چنین آشفته بازاری
    بازرگان که می دانست نباید حماقت فریاد گلوله را با گلوله جواب داد که دیگر تاب نیاورد

    و کم کم کسانی آمدند که برای آرام کردن اوضاع مملکت و سر کوب مخالفان راهی جز آن سرکوبها و اعدام ها را ندیدند

    آری کار بسیار وحشتناکی بود
    ولی اول ببینیم که ریشه کار از کجا بود و چرا بود

    و حال نقش موسوی

    موسوی آخرین کسی بود که بیشتر بوی همان انقلاب و فکرهای ترور شده را میداد نه کسانی که بعد از آنها همه چیز را به نفع خود تحریف کردند

    فراموش نکنیم که محدوده اختیارات یک نخست وزیر تا چه حدی است

    و بخوانیم و ببینیم سخنان خود موسوی در مورد مقابله با آن آشوبها که چقدر نقش داشت و اصلا نقش داشت ؟؟

    و اگر نداشت چرا نداشت ؟ و چرا مقابله نکرد ؟

    موسوی نخواست مثل بازرگان زیاد از حد «پسر خوب » باقی بماند
    هر صورتی که بود به هر حال با این اوضاع داخلی
    با آن جنگ و اضاع خارجی
    با آن آدمهایی که برایتان تعریف کردم
    ماند و کار کرد و نان داد به مردم بی گناه که زندگییشان قربانی این جنگ قدرت نشود

    و حال در مورد اصل مطلب شما و این کلیپ وسرود

    در ستاد موسوی هر کسی ساز خودش را می زند

    باور کنید که در آنجا هم همین بیماری وجود دارد که ایرانی در انجام کار گروهی هنوز نا وارد است

    و مطمئن باشید که موضوع را اینطور ندیده اند که شما می بینید

    بله اعتراض وارد است از نظر من هم

    ولی خیلی چیز های دیگر را هم باید ببینیم

    به جز این یک کلیپ که بر خلاف تصور مبتکر بی خردش هیچ موج مثبتی ایجاد نمی کند
    این ضعف است اما نا آنچنان که به خود موسوی نسبت دادید و باعث شدید در بالاترین داغ شود این موضوع

    که باز هم ما اصل را فواموش کرده ایم

    چیزی که وظیفه من است این است که بخوانم و بشنوم و ببینم

    و بعد تصمیم بگیرم که به کدامیک رای بدهم برای بهتر شدن دموکراسی کوچک ایران
    برای تغییر وضع پیش آمده به خاطر ضعف مشهود آقای رئیس جمهور

    من تا به حال در چند سخنرانی میر حسین از نزدیک شرکت کردم
    با موسوی و همسرش رهنورد آشنا شده ام تا حدود زیاد
    و خیلی امید وارم

    دوست من
    دیدنیها کم نیست
    من و تو کم دیدیدم
    ================================
    چرا گمان می برید هر کسی که با دیدگاه شما مخالف باشد، چون شما «کم دیده است»؟ اگر شما کم دیده اید، چگونه می توانید کم دیدن دیگران را ببینید؟ کمی با تناقض از این آهنگ فرهاد استفاده کرده اید.

  25. bebinid 4 sale pish migoftan sherkat nakonid aslan entekhabe ahamdynejad bayes mishe in nezam zoodtar soghot kone ma ke fagaht mibinim to kheyaboon to in 4 sal behemon bishtar gir midan na khabary az enghelabe na khabary az mobareze hame danehsjohaham ke felan setaredar az dneshgah ekhraj hala in enghelab key gahrare berese khoda midone

    bazyha migan agar sherkatam bokonid ona har ki ro bekhan dar miyaran khob baba farz begirim nakardim agar har ki ro bekhan dar biyaran mitonan har chegahdram deleshon khast began to entekhabat sherkat kardan kary barashoon naddre migan ahmadynejad barandeye entekhabat ba 40 million ray pas mashroyateshon payin nemiyad aslan biyad payin ona megar ahamiyat midan

    man fekr mikonam kasy to iran zendegy mikone mifahme dorane ahmadynejad zendegy be marateb sakhtar shode kasahy khareje keshvar neshastan khahesh mikonam beran iran bad noskhe bepishan ke entkhebat sherkat nakonim , enghelab konim az in chiza

    ye sar lotfan be shahrestanha bezanid ta bebinin in ahmadynejade mozakhraf chegahdr tarafdar dare to roya zendegy nakonid bishtare mardom hanooz nemifahman in ahmadynejad che adamiye va shanse ray ovordanesh ziyade agar ma ray nadim

  26. بازهم درود برتو وآفرین برای تعمقی که باقلمی شیوا به ژرفای دل دلسوختگان انداخته ای . آفرین برای آن که آنچنان منطقی داری که ازسی ساله انقلاب درس درست گرفته ای ومی دانی که حتی باتغییر وارتقای شخصی همچون احمدی نژاد نیز می شود مسیر ناگزیر تاریخ وانقلاب را به سمت درست تری کشاند کاری که با گلوله های آتشین چریکهای فداکار یا هیاهو وجنجال نابخردان خودمردم پندار نیز نتوان به انجام رساند . به نظر من نوشته هایت بطور محسوسی رو به تکامل و ارتقا دارد . ازصحبت منفی گرایان و نومید شدگان رنجور مباش زیرا بسیاری را نومیدی بیشتر خوش آید تاحقیقت !

  27. […] 10, 2009 روی 10:46 ب.ظ (غم و غصه, کمی تا قسمتی سیاسی) خوندن نوشته‌ی نویدار (وبلاگ آقا اجازه) درباره‌ی انتخابات و موسوی بدجوری […]

  28. اقای محترم و خانم گرام از این حرفها و وعد ووعیدهای
    کاندیداها که بگذریم بین دو گذینه بد و دبتر داریم که باید یکی را انتخاب کنیم
    پس انهایی که میگن ما رای نمیدیم اشتباه بزرگی میکنن
    عرض میکنم خدمتتون چرا
    من هم در دوره قبل اینچنین نظری داشتم ما رای ندادیم چون اون فرد مورد نظر ما یا نبود یا اون طوری که ما میخواستیم نظرمان را جلب نمیکرد . در نتیجه اون بدتره انتخاب شد پس اگر من به اون بده رای میدادم حداقل اون بدتره انتخاب نمیشد
    پس رای خودمـــــــــــــــــــون رو خراب نکنیم
    من این دوره به امید خدا به اقای میــــــــــر حســـــین موســــــــــــوی رای خوهم داد
    چرا که با اینکه به احمدی نزاد در دوره قبل رای نداده بودم
    نتوانست حرفهای گفته شده در روزهای اول را انجام دهد
    روابت خارجی ایران را با اروپا خراب کرد
    تورم و گرانی بیشتر شد
    حقوق کارکنان دولتی اعم از لشکری و کشوری تغییری نکرد
    مردم را متاسفانه گدا صفت بار اورد
    و…..

  29. با میرحسین شاید نتوان به قله صداقت و پیشرفت صعود کرد ولی مطمئنن میتوان از سقوط بیشتر کشور به انحطاط و … جلوگیری کرد . بنظر من شما از بزرگ جلوه دادن خطایی که شاید مقصر اصلی ان کاسه های داغتر از اش(که همه جا حضور دارند) باشند بیش از انکه قصد انتقاد از یک کاندیدا را داشته باشید . هدفتان تشویق به تحریم انتخابات است . در اینصورت بهتر است در همین راستا استدلال فرمایید تابدانیم که اینبار نسخه کهنه و امتحان پس داده و بی نتیجه تحریم چه معجزه ای قرار است که بکند و ما بیخبریم . وگرنه اینهمه شرح و تفسیر برای خطای عملکرد عده ای در یک ستاد تبلیغاتی(که بجای خود مذموم است) چه راه روشنی در فرارویی این مردم خواهد گذاشت ؟
    ===================================
    زود قضاوت کرده اید! من به دنبال تحریم نیستم و در این مورد دیدگاهم با شما یکی است. تلاش من برای بالابردن آگاهی مدنی و گسترش اندیشه دمکراسی است. این چیزی است که ایجاد و تداوم دمکراسی را تضمین می کند. این تجربه ای است که از دنیای دمکراتیک آموخته ایم. اگر توانستید اکنون و از همین الان از موسوی یا هر نامزد دیگری حمایت کنید ولی انتقاد خود را نیز همین الان طرح کنید و برای حمایت شرط بگذارید، پهنه تقلب و زدن زیر قول را برای او تنگ می کنید. رای دهنده همیشه هشیار و بیدار است که تضمین آن چیزی اسن که برایش رای داده است و نه آن نامزد به تنهایی. هر جا که سوء استفاده ای انجام گرفته، اگر دقت کنید، رای دهند و یا ارگانی را می بینید که خوابش برده بوده است.
    و از این رای دهندگان و ارگان های خواب آلود در ایران فراوان داریم. رخوت و خواب آلودگی خصلت تاریخی این سرزمین شده است.

  30. یکی از دوستام گفت: بد نیست اگر دوباره احمدی نژاد رئیس جمهور بشه، تکلیف مملکت زودتر معلوم میشه.!

    به نظرم دوستم بد نگفت! در طول سی سال گذشته هیچ چیز درست نشده که هیچ، بدتر هم شده. اگر کسی طرفدار نظام جمهوری اسلامی باشه، این حرف برایش درست است که با سر کار بودن احمدی نژاد نظام رو به سقوط و انحطاط میرود. در غیر اینصورت، یعنی اگر موافق نظام نیستیم تازه باید خوشحال باشیم.

    انتخاباتی که از پایه خراب است و باعث ایجاد مشروعیت کاذب برای رژیم میشود؛ تحریم هم دارد. مگر تا به حال انتخاب بد از بدتر چه گلی به سر ما زده؟

    اشتباه از یک کاندید رئیس جمهوری به سادگی قابل بخشش نیست. اگر در زمان خدمت ایشان هم اشتباهی صورت بگیرد، باز هم میگوییم دلیلش کاسه داغتر از آش است؟ ایشان میتوانستند در این باره توضیح دهند. فکر نمیکنم این کارها در سیستم انتخاباتی ما جایی داشته باشد.

  31. جناب طاها بذری , موسوی هنرمند به خاطر اینه که ایشون آرشیتکت هستند و فعالیت های هنری هم داشتند , لطفاً بیهوده به چیزی که نمیدونید چی هست نخندید!!!

  32. سلام
    جانا سخن از دل خسته ی ما میگویی
    من از طرف خانومچه جان باهاتون آشنا شدم
    البته قبلا هم اومده بودم اینجا و پستتون در باره ی کار تو امارات و قضایای رستوران های تهران رو خونده بودم و لذت بردم

    در کل عزیز جان ادامه بدین
    وقتی همه باهاتون موافق باشن باید شک کرد مخصوصا تو محیط ایزولیشن شده ایران

    بادبادک همیشه در اثر باد مخالف اوج میگیره
    ادامه بدین

    خیلی مونده تا مغز ها فکر کردن رو یاد بگیرن

    قربانت

  33. به محمد :

    هر آدم خوبی میتونه مسلمان باشه
    ولی هر مسلمانی نمیتونه آدم خوبی باشه

    این مساله رو تعمیمش بدین به هنر مند بودن !
    بحث فرد خاصی نیست
    کلی گویی گردم.

  34. نمیدانم شما مجاهدین مخلص و تحریمی های وطن پرست چرا اون زمانی که احمدی نژاد اومده بود و اصل و نسب فکریش هم از قبل مشخص بود زبان به انتقاد باز نکردید؟ هر وقت که یک نفر از طیف اصلاح طلب به صحنه میاد یک دفعه به یادتون میاد که تمومی پستی ها و رذالت ها و تمامی کشتارهای واقعی و خیالی را به اون نسبت بدید؟ دیروز نوبت خاتمی بود و امروز نوبت موسوی!!
    =============================
    ادبیاتی که به کار برده اید، برای بسیاری در این کشور آشناست. به ویژه در همان سال های 60.

  35. آقا اجازه ؟(سهراب جون بگو رستمت بیاد)
    من میخوام جواب بدم ……
    1- اول از سهراب خان میخوام که اصلاح طلب هستن کمی ذهنیتشون رو اصلاح کنند. لطفا !

    «مجاهدین مخلص »

    سئوال1 : شما چه مدرکی دارید که این برچسب رو ثابت کنید ؟
    سئوال 2:دوما اگر کسی در رابطه با دین اسلام یا همجنسگرایان اطلاعات خوبی داشته باشه و تحقیق کرده باشه مثل ولتر فرانسوی باز هم بهش میگین مسلمان با اخلاص ؟!
    یا به استاد دانشگاهی که درباره ی همو تحقیق کنه میگین همجنس گراست ؟

    *اگر اون زمان هرکسی به طرف هر مرامی میرفت نه به خاطر این بود بود که میخواد بورسیه از طرف لابی امریکا بگیره !
    نه به خاطر اینکه راحت وارد دانشگاه بشه
    نه به خاطر اینکه پول های کلان به جیب بزنه
    به خاطر عشقی بود که وطن داشتند / عشق به تغییر شرایط
    تغییر از حال بد به حال خوب
    عشقی که در اثر احساس نیاز شکل گرفته بود
    حال هرگروه که نظریات قابل تاملی داشت و بیشتر سازنده به نظر میرسید بیشتر مورد توجه قرار میگرفت
    افرادی هم بر حسب جو آن دوران به سمت حزب ها فکری کشیده میشدند مثلا وقتی میدیدند فردی رو از زندان شاه تو شهرشون آزاد کرده بودن و شکنجه شده بود به عشق اون فرد مثلا فدائی میشدند.

    در کنار اینها هرچه بود در راه وطن بود و بر این شکی نیست
    خون جوانانی که بهترین سطح علمی رو داشتند و میتونستن الان تو کالیفرنیا راحت زندگیشون رو بکنن ولی مبارزه میکردن
    اثبات این ادعاست.
    حال هر اشتباهی که رهبران گروهی انجام داده اند رو نمیشه به حساب عضو هاش ریخت.جوانان اون زمان که با دلی پاک رفتن

    **توجه : من از هیچ گروهی طرفداری نمیکنم فقط نظرم رو میگم

    اپیزود دوم :
    «تحریمی های وطن پرست»»

    سئوال 1: شما چرا وقتی کسی مخالف حزب شماست رو به وطن فروشی سوق میدین؟(کمی منطق بخونین معنی حرفتون رو میفهمین که این میشه )

    آقای نویدار واقعیت ها رو میگن . (هرکسی رو تو تابوت خوش میزارن)
    ایشون میگن من از ایشون این سئوال ها رو دارم نه چیز دیگه !
    شما اگر عاقلانه به سمت مرام ایدئولوژیکی رفته باشین با دید نقادانه به مرامتون نگاه میکنین تا بسازینش نه اینکه دیگران رو بکوبین !

    2-تحریمی ها : حتی در اروپای غربی و کشور های هم سطح
    این مسائله هست که شاید فقط 50% شرکت کنند
    فرق اونها و ما میدونین چیه؟
    اونا فکر میکنن آگاهانه رای میدن و به نتیجه ی رایشون ایمان دارند
    ما نگاه میکنیم ببینیم تو اون روز انتخابات کدومش بر سر زبونهاست یا اسمش ساده تر هست اونو بنویسیم
    به ستاد هرکدوم که میریم طرفدار لحظه ای میشیم !!
    فقط به خاطر اینکه میگیم شاید این نشد اونیکی شد کارام لنگ نمونه …….
    کدوم یک چلوکباب جوجه مرغ میده

    ماشالا مردم ما هم که احساساتی غلط وار و شکننده

    3-در رابطه با اینکه » اصل و نسب فکریش هم از قبل مشخص بود زبان به انتقاد باز نکردید»
    اولا اونزمون اصلا چهره ی شناخته شده ای نبودند
    دوما مردم تو خواب هم نمیدیدند که انتخاب بشه
    سوما از میزان حجم مالی شهرداری بی خبر بودیم !

    چهارمن : اصلا اهمیتی نمیدادند جز روستایی ها که در اثر فقری که داشتند سر اینکه محصولاتشون رو به مفت میخریدند و اینا
    و سیب زمین هایی که بین مردم پخش میشد عاشق دو آتیشه بودن
    و تو این کشور هم تر و خشک باهم میسوزن!

    در آخر ما نمیدونستیم پیک رو نگه داشتن دست آخر رو کنند !!!

    پنجمن: یه سری به 50000 کروبی فکر میکردن
    یه سری به دکتر معین که از ارزش فکر کردن داشت..
    یه سری هم در اثر تبلیغات گسترده ی مالی و قدرت دوم به….
    یه سری هم به بقیه …..

    «»خاتمی بود و امروز نوبت موسوی»»

    اگر اون حرف هایی رو که خودتون گفتین هم نباشند این رو بدونین
    یک سوپاپ اطمینانن واسه یک بمب مردمی اند….

    عزیز من سعی کن همیشه سیاستمدار باشی نه سیاسی

    شاد باشین
    نویدارجان ببخشین پرحرفی کردم…

  36. در آخر واسه اینکه بعضیا فکر نکنن من هم یه فعال سیاسی دهه 60 70 هستم باید بگم من فقط 20سالمه
    =====================
    من که غافلگیر شدم.

  37. اول اینکه من نگفتم اعدام های دهه 60 کار خوبی بود. آیا چنین حرفی زدم؟

    دوم اینکه من هم در انتظار ارائه مدرکی مستدل مبنی بر دخالت موسوی در این اعدام ها هستم.

    سوم اینکه کشور من از بسیاری از گروه های زیر مجموعه چریک های فدایی خلق، روی خوشی ندیده. بسیاری از اون ها بعد از انقلاب دست به ترور و خشونت زدند و بسیاری دیگر در زمان جنگ با صدام و بر ضد مردم و کشور خودشون همراه شدند. صدام که با مردم خودش این چنین خونخوارانه برخورد میکرد در صورت پیروزی در جنگ با ایران عزیزمان چه میکرد؟ نمیتوان گفت عده ای فقط جو گیر شدند و واقعیت ها را ندیدند.واقعیت ها در آن روزگار در ویترین چیده شده بود. البته همانطور که گفتم من در مورد اعدام ها نظری ابراز نمیکنم چون نمیدانم که چند درصد از اون افراد واقعا در گروه های چریکی عضو بودند یا درصدد کودتا بودند ولی فراموش هم نمیکنم که متن بالا در مورد اون ها نوشته شده بود.

    چهارم اینکه من در دفاع از حزبی صحبت نکردم بلکه در حمایت از یک تفکر پاسخ دادم. من از ایدئولوژی خاصی حمایت نمیکنم چرا که دموکراسی و اصلاح طلبی یک ایدئولوژی نیست، بلکه یک تفکر توصیفی است که مقصد از پیش تعیین شده ای را دنبال نمیکند. یک اصلاح طلب با توجه به شرایط کنونی، برای خود اهدافی تعریف میکند و با تغییر شرایط، اهداف خود را بازتعریف مینماید.

    پنجم اینکه من کسی را وطن فروش خطاب نکردم بلکه نگاهی را که رای ندادن را وطن پرستی میداند نقد کردم و اگر بخواهید بدبینانه فکر کنید این طرز تفکر را به سخره گرفتم. افرادی میگویند ما وطن پرستیم،تاریخی گرانبها داریم، کورش و منشور حقوق بشر داریم ولی در سرنوشت میهنشان منفعلانه و غیر فعال هستند. حتی بعضی به خود جسارت می دهند و سایرین را که برای انتخاب فردی شایسته تر تلاش میکنند را عمال حکومت و حقوق بگیر مینامند.

    ششم در پاسخ به اینکه شما با شهروندان غربی چه فرقی میکنید باید بگویم کشور آن ها در آستانه مخاطره قرار نگرفته. هرچند باز هم رفتار این افراد و بی توجهی نسبت به سرنوشت کشورشان قابل دفاع نیست. در هر حال عملکرد ضعیف بعضی از افراد، توجیهی برای عملکرد ضعیف ما نیست.

    هفتم اینکه درک روش و عملکرد هر شخصی که پا به عرصه ریاست جمهوری میگذارد با کمی صرف وقت و پرسش مشخص میشود. میتوان فهمید چه کسانی از فردی خاص حمایت میکنند و چه کسانی با وی درگیر هستند و آبشخور فکری هر گروه کدام است.

    هشتم اینکه مردم ما طرز تفکر درستی از انتخابات ندارند و طرفدار لحظه ای میشوند کاملا درست است ولی این به معنی اتمام وظیفه ما نیست بلکه رسالت ما را سنگین تر میکند

    و در نهایت نهم اینکه آقای موسوی در دوران نخست وزیری خودش پیوسته زیر فشارهای گروه های مخالف خودش قرار داشت و تنها کاری که میتوانست در آن دوران انحام دهد این بود که صبح ها به جای واکس زدن پوتین عراقی ها، کفشهای خودمون را تمیز کنیم و با زبان فارسی و نه عربی با هم حرف بزنیم و نام کشورمان ایران را با آزادی تمام بر زبان آوریم. آیا این دستاورد کوچکی برای آن دوران سخت است؟

    واقعا به خاطر درازای کلامم متأسفم و عمیقا از صاحب این صفحه و خوانندگان عذرخواهی میکنم.

  38. […] ۱۳۵۸: لطفا از بردن اسلحه به داخل سینما خودداری نمایید!دست مریزاد جناب میرحسین موسوی! دزدی فرهنگی به این آشکار…فیلترینگ ام ام اس: شوخی طبیعت با بنیادگرایان یا آنگاه […]

  39. من یک فرهنگی بازنشسته و زخم خورده ام هم آن نظام و هم این نظام هم روشنفکران چپ کمونیستی وهم مجاهد خلق کل مجموعه های بقول خودشان سرمه داران مذهبی و غیر مذهبی و خود در همان زمانها یک فعال ایرانی بودم که دوست داشتم جانم رابدهم که همه حرفشان رابزنند و هنوز هم چوب این اندیشه را که در وجود همه مردم جهان بخصوص هموطنان خوب وفهمیده ام هست شتایش می کنم زیرا ایمان دارم هر کس به اندازه خردش می فهمد و دوست دارد با همان خردش حکم کند اگر باو اجازه دهند و نخواهند قیم و وکیلش در زندگی او باشند راستی دعوا و جنگ و جدل ما برای چیست؟؟؟؟؟!!!!!من نمیدانم چرا من بخود حق می دهم دیگران را نادان و خود رادانای کل بدانم و از ایده و عقیده ای که خوشم نیامد انگ بزنم ؟؟راستی چرا ما ایرانیان که خود روزی صادر کنننده فرهنگ و هنر و دانش به جهان بودیم اینقد ر به جان هم افتاده ام از تازیان عقب مانده کمونیست های نوکر صفت و دزد ایدلوژی از غرب وامپریالیست جهانخور مایه می گزاریم ؟؟؟آیااین همان عدم ایمان و خود گم کردگی نیست؟؟؟؟این همان تقلید شیعی بنوعی دیگر نیست؟؟؟؟؟به ایران فکر کنیم واجازه دهیم هموطنانمان هم به ایران فکر کنند و با خردخود اندازه گیری کنند زیرا سواد فهم نمی اورد مردم رادست کم

  40. اين شخص كه اين بهتانها را نوشته زن و بچه اش را در راه احمدي نژاد فروخته ما همه مي دانيم كي به كيه

  41. من تازه دو آهنگ رو شنیدم ولی به نظرم آهنگ باز سازی شده خیلی دلنشین تر بود. در ادامه خیلی هم ناراحت نباشید شاید اکثریت مردم هیچ اطلاعی از این موضوع نداشتند. میر حسین در جهت ترویج افکار شما فدم برداشت. حداقل برای شما خیلی خوب شد خیلی ها اطلاع پیدا کردند.

  42. سلام.من به عنوان یک نوجوان ایرانی فکر کردم که رایی که میخوام به صندوق بندازم مسولیت زیادی داره به همین دلیل به وبسایتهای مختلفی سر زدم وتا حدودی هم روزنامه خوندم.چیزی که تا اینجا دستگیرم شده اینه که موسوی همش سعی کرده همسنای منو بازرق وبرق تبلیغاتش جذب خودش کنه ماهایی که امسال اولین باره اسمشو شنیدیم.وهیچی راجع به گذشتش نمیدونیم.ولی بیشتر افرادی که دردوره ریاست جمهوریش حضورداشتند نظر+درموردش ندارند.به نظر من بیشتر جوونا عاشق تنوع تبلیغاتش شدندحتی خود من که اصلانمیشناختمش دلم میخواست پارچه ی سبز به دستم ببندم عده ای هم بخاطرتیپش قبولش دارند.من نمیدونم چرا همه ی طرفداراش پیروزی جنگ رو به اون میچسبونن به نظر اگرهم خدا لطفی در حق ملت ایران کرده بخاطر ایمان مردم بوده نه ریاست موسوی.

  43. […] است سرود جنجالی «آفتابکاران جنگل» بدون توجه به واکنشهای صورت گفته دوباره پخش […]

  44. این کار بر اساس ملودی ترانه ی نوای چوپان به خوانندگی منوچهر همایون پور ساخته شده است . این سرود قبل از انقلاب بیشتر در جمع گروهی از زندانیان سیاسی و مبارزین آن روزها خوانده می شد و اولین بار به صورت کاست در مجموعه ای با نام آفتابکاران جنگل در اوایل انقلاب منتشر شد که البته نام اصلی سرود ، خون ارغوان ها بود . این ترانه با صدای خواننده ای به نام داوود و گروه کر با یک پیانو اجرا شد .

  45. از این تخریب ها چه چیز نصیبتان می شود
    بهار نزدیک است
    یاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا حسین
    میر حسین موسوییییییییییییییییییییییییییییی

  46. در پاسخ azam

    اگر گمان میکنید پیروزی در جنگ فقط با ایمان امکان پذیر است، بهتر است همین فردا با ایمان حمله کنیم به اسرائیل و آمریکا و انگلیس و …

    دوست عزیز؛ ایمان در جنگ مهم است ولی ایمان بدون مدیریت، مانند گل بدون گلبرگ است

  47. وقتی قرار است از بین بد و بدتر انتخاب کنیم بهتر است بد را انتخاب کنیم تا بدتر 4 سال دیگر نیاید روی کار
    اگه هنوز فرق بد و بدتر رو نمی دونی بپرس تا بهت بگم

  48. عزیز من همه چیز ها دست نخست وزیر نبوده که شما این حرفهارو میزنید…الان تو این اوضاع از مرد چه انتظاری داری؟؟؟
    انتظار داری به احمدی نژاد رای بدن؟؟؟
    علت دوام این نظام ملت جوات ما هستن…
    وقتی یه روستایی 80 تومن میگیره اونم تو یه هفته مونده به انتخابات اینقدر فهم نداره درک کنه که این کار این اقا واسه خریدن رایه…یا همین فرهنگی های بیچاره ما حقوقشون یه خورده رفته بالا تو همین هفته پیش و بن خرید کالا گرفتن…با همین کار خیلیاشون طرف دکتر و گرفتن…
    شما اول سعی کن مردم و ازین اشتباه های بچه گانه اگاه کنی بعد یقه اقای میر حسین و بگیر که 20 سال پیش چه خبر بوده…که اونم خود شما نمیدونی درسته یا نه؟
    ===================================
    تنها چیزی که ما از آقای موسوی، کروبی و رضایی انتظار داریم، این است که پاسخ این پرسش ها را بدهند. کسی اینجا محکوم نشده است. اکنون که آقایان برای جای گزینی آبروریزی به نام احمدی نژاد به میدان آمده اند، تنها پرسش ها را پاسخ دهند.

  49. Anche lazem ast darbareye moosavi bedanim!? hatman bekhanid

  50. چهار میم
    چهار میم آمد به دشت کارزار
    میم میر است، دلها را قرار
    میم مهدی میم مهر است و وفا
    میم محمود است نا اهلان اسیر
    ملت ما را همه کرده فقیر
    ای امان از دست این مردم فریب
    از چه روئی این شده ما را نصیب
    دست حق چون میر حسین را یاور است
    خلق را بر پاکی او باور است
    روز و شب در جنگ با کفر و نفاق
    انتخابش را مخوان یک انتخاب
    غیرت مردان مرد آید بجوش
    یک صدا آگاه و با جوش و خروش
    رای ما فردا گواه محشر است
    میر حسین موسوی افضل تر است
    سید ناصر هاشمی

  51. با سلام

    چند سوال از شما دارم:
    1- اگر شما در همان سالهای 60-67 که به قول شما کشتار زندان سیاسی انجام مسشد به جای آقای موسوی نخست وزیر بودید چه میکردید؟
    به نظر شما در آن سالها که بسیاری از کشورها علیه ایران و براندازی این کشور بسیج شده بودند چه میشد کرد. به فرض که آن سالها میر جسین می آمد و افشا میکرد و استعفا میداد نتیجه اش چه؟؟ جز این بود که اغتشاش و ناامنی ایجاد میشد، فعالیتهای سیاسی و قومی و قبیله ای زیاد میشد، مملکت تکه تکه میشد و سرانجام زنان و دختران ما همان میشد که در عراق و افغانستان شاهدیم

    2- فرض کنید که این دولت سرکار نمی آمد و همان چریکهای فدایی خلق و مجاهدین و حزب توده و … همه کاره این مملکت میشدند، آیا آنها با مخالفان خود بهتر و دوستانه تر برخورد میکردند. آیا اعدام و زندانی سیاسی نداشتند، آیا وضعیت مردم و کشور بهتر از اکنون بود؟

    3- یادمان باشد بسیاری از ما ایرانیها زمان قضاوت برای خودمان قاضیان منصفی هستیم و وقتی میخواهیم درباره دیگران قضاوت کنیم بدون عدل و اطلاعات درست و دقیق رای محکومیت قطعی صادر میکنیم.
    منصف باشیم، آن سالها سالهای جنگ بود و اغتشاش. چه بسا اگر خود شما- مخصوصا با این طرز فکر تند و ناعادلانه_ کاره ای بودید نصف مردم ایران را به گلوله میبستید…

    به امید رهایی مردم از دروغهای احمدی نژاد
    به امید دومین دوم خردادی دیگر و پیروزی موسوی
    =========================
    خوب، می شود در مورد سوال های شما فکر کرد و این یا آن دیدگاه را داشت. اما همه اش بحث ذهنی خواهد بود که آیا این می شد یا آن می شد، بهتر می شد یا بدتر. بحثی بی پایان!
    آن قضاوت خشنی که بدون شناخت در مورد من کرده اید، نیزانسان را دلگیر می کند.

  52. سلام
    اومدم نظر بدم اگه کسی نظرم رو بخونه. چون این روز ها همه روی موج سوارن و نظرات موج سوارها رو می خونن. کسایی که از حمایت از موسوی دم می زنند، کسایی که از عدم نتیجه گرفتن تحریم انتخابات حرف می زنند حرفشان خریدار داره. حالا سواله من اینه که ما چی می خوایم از رای دادن یا از رای ندادن؟ چه هزینه ای می کنیم برای رای دادن یا رای ندادن؟ مشکل ما منتهی به همین 4 ساله؟ برای کاری که می کنیم (رای دادن یا رای ندادن) چه قدر فکر کردیم؟ اصلا فکر کردن هم بلدیم؟ مطالعه روچی ؟ اونو بلدیم؟ بلدیم خواسته ها مون رو بنویسیم؟ اهدافمون رو بنویسیم؟ اونهایی که میگن ما صفرو صدی نیستیم بلدین اهداف سطح 10 تون رو بنویسین؟
    می دونین 100 چیه که 10 باید در همون راستا باشه؟
    آیا رای دادن به میر حسین ما رو 10 درصد می بره بالا یا یک رای ندادن همه جانبه؟
    شما الان دنبال جمع کردن 60 در صد آرا برای میر حسین هستید ولی اگه 60 در صد مردم رای ندن می دونید چی میشه؟ می دونید به جای 10 درصد به 40 درصد اهدافتون دست پیدا کردید؟
    یک خواهش دارم
    چه می خواید رای بدید چه مه بهش فکر کنید و مطالعه

  53. دوست عزیز. ما جوانان زیر 30 سال امروز 60 درصد جمعیت ایران را تشکیل می دهیم. اینکه می گویید این آهنگ را سی و اندی سال پیش عده ای استفاده می کردند چه ربطی به ما دارد؟؟

    ما به میر حسین موسوی رای می دهیم این آهنگ را هم دوست داریم. مملکت دارد توسط احمدی نژاد و دار و دسته اش به ویرانی می نشیند آنگاه شما نگران یک آهنگ هستید؟!

    سهم ما در خلیج فارس از 50 درصد به 12 درصد رسید صدایتان در نمی آید.

    تشخیص اولویت ها فکر نمی کنم کار سختی باشد!
    ===========================
    اگر کسانی چون من ما این هشدارها را می دهعند، برای این است که شما نسل پس از ما بشنوید و سپس تصمیم خود را بگیرید. ما که اولویت ها را بنا به تجربه خود می دانیم. آنهایی که چهار سال پیش به احمدی نژاد رای دادند، در آن زمان اولویت هایی داشتند و حاضر نبودند به صداهای هشداردهنده گوش فرادهند. اگر بگردید شاید در پیرامون خود کسانی را بیابید که در آن زمان به او رای دادن و اکنون سکوت می کنند. دیگر چهار سال پیش، سی سال نیست که برای شما بخشی از تاریخ باشد.

  54. در جواب دوست عزیز فوق (محمد)

    لطفا بخوانید:

    بله دوست خوبم، بلدیم بنویسیم و بلدیم مطالعه کنیم!

    اگر 60 درصد مردم رای ندهند همه ی تلاش ها و خون های ریخته شده که از قبل از مشروطه تا امروز برای مبارزه با استبداد و رسیدن به آزادی و پیشرفت مورد بی مهری و بی توجهی قرار خواهند گرفت و فردای آن روز صدا و سیما به خاطر مشت محکمی که بر دهان آمریکا خورده از مردم تشکر خواهد کرد.

    cnn, bbc, france24 و سایرین هم یک یا نهایتا سه روز به شرکت پایین مردم در انتخابات می پردازند و بعد فراموش می شود. france24 اخیرا پیرامون انتخابات هند گزارشی پخش کرد و نشان داد با هفت هزار دلار می توان یک حوزه ی انتخابی را با همه ی مامورانش خرید!!!! دو روز بعد هم برنده ی انتخابات را اعلام کرد و تمام!!! و امروز «مانموهان سینگ» رییس جمهور رسمی هند است. واقعا فکر می کنید دنیا نمی داند که عوض کردن اسم یک حکومت از شاهنشاهی به جمهوری اسلامی یک شبه ما را به دموکراسی نمی رساند؟ و ایران کشور دموکراتیکی نیست!! اگر این اتفاق در غرب بیفتد مهم است ولی نه جهان سوم. واقعا فکر کرده اید برای دنیا غیر از منافع اقتصادیشان چیز دیگری مهم است؟؟ نباید هم باشد!!! وظیفه ی آنها نیست به ما کمک کنند. چه تاثیری به حال من و شما در داخل ایران دارد؟!

    پس به نظر من شرکت نکردن ما را شاید به 1 درصد اهدافی که شما گفتی برساند. ولی می دانیم رییس جمهور ایران حدود 40 تا 50 درصد قدرت کشور را در دست دارد. و اگر آقای موسوی 50 درصد ایده آل باشد (که به نظر من بیشتر است) باز هم رییس جمهور شدن او حدود 20 تا 25 درصد مناسب است.

    گرچه اینگونه درصدی حرف زدن بیشتر شبیه حرف زدن دولت مردان دولت نهم است و جالب نیست ولی مراد من از این درصد ها استلال کردن نیست بلکه فهم راحت تر و ارتباط معنایی با نوشتار دوست خوبم محمد است!

    مگر در عربستان انتخابات دارد؟! مگر برای دنیا مهم است؟ مگر حکومتش فروریخت؟! مگر مردمش آزاد هستند؟! با امریکا هم متحد است.

    به نظر من مشکل شما این است که مقایسه تان در چارچوب مناسبی نیست. ایران را نباید با غرب، مثلا فرانسه که 300 سال قبل انقلاب کرد و امروز یک کشور دموکراتیک است، مقایسه کنید بلکه با کشور های منطقه که مثل ما سابقه ی تاریخی و فرنگی استبداد را دارند مقایسه صورت گیرد.

    دموکراسی یک پروسه ی سیاسی اجتماعی است که از پایین به بالاست (از مردم به حکومت) و مانند همه ی پروسه های دیگر به زمان نیاز دارد. واقعیت این است که به احتمال قریب به یقین فرزندان یا نوه های جوانان امروز طعم دموکراسی ایرانی را خواهند چشید!! اینکه شما نخواهید این واقعیت را بپذیرید اصل واقعی بودن این مساله را عوض نمی کند.

    اصلاحات دینی امروز جناب آقای خاتمی با همه ی نواقص آشکارش امروز برای مردم اکثرا مذهبی ایران کم هزینه ترین و در نتیجه سریع ترین راه برای رسیدن به دموکراسی ایرانیست. (فراموش نشود من و شما که کار با کامپیوتر را بلد هستیم در ایران امروز جزء اقلیت هستیم!) در ضمن منظور از دموکراسی ایرانی هم خود داستان مفصلی است که الان حوصله ندارم راجع به آن بنویسم!!!
    هه هه !!!

    امروز ظرفیت جامعه ی ما «مردم سالاری دینی» است چون دموکراسی غربی است و حکومت(و اکثر مردم) چیزی که غربی باشد و البته غیر اسلامی باشد نمی خواهند. من شخصا با بکار گیری واژه ی «مردم سالاری» به جای دموکراسی که به صورت کلان توسط آقای خاتمی مطرح شد موافق هستم!! ولی چون تعاریف نامتعارفی از آن توسط بعضی شده که بعضا با روح آزادی نیز در تضاد است از آن کمتر استفاده می کنم. چون می دانید که آقایان استاد عوض کردن تعاریف کلمات دهن پرکن هستند و بعد خود آن را مصادره می کنند و دیگران هم نسخه ی خود فروش و بیگانه پرست آن می نامند بدون توجه به اینکه چه کسی این کلمه را وارد ادبیات سیاسی ایران کرد..

    و کلمه ی اسلامی هم متاسفانه به لطف آقایان نماد دروغگویی و ریا و سوء استفاده ی شخصی شده و خیلی ها از جمله من را نسبت به این کلمه حساس کرده است. در صورتی که دین باید نماد پرهیزکاری و صداقت باشد. اصلا فلسفه ی شکل گیری و کاربرد دین همین بوده و هست!!! و بیبینیم در غرب این مساله وجود دارد. (که خود داستان مفصلی است)

    پس همه بیایید با رای دادن به موسوی در درجه ی اول به اصلاحات برای رسیدن به دموکراسی رای بدهیم و در درجه ی دوم به تحجر تاریخی فرهنگ مان که امروز احمدی نژاد نماد آن است و فردا دیگری خواهد بود رای منفی بدهیم و یادمان نرود :

    رای ندادن = رای به احمدی نژاد و تحجر و فاندامنتالیسم مطرح در مسیحیت!!

    رای به موسوی برای من رای شیرین و دلچسبی خواهد بود چون می دانم در مسیر درست گام بر می دارم. گر چه وی با ایده آل های من فاصله ی زیادی دارد.

    ممنون از محمد عزیزم که یقین دارم مثل من دلسوز وطنش است.

    محمد!! اگر چه من و تو اختلافاتی جزیی داریم. ولی امروز بگذار اشتراکاتمان یعنی عشق به ایران ما را به هم نزدیک تر کند و به پا خیزیم!! چون افرادی با اختلافات فاحش با ما هم وجود دارند! که بر خلاف من و تو سربلندی ایران عزیز برایشان مهم نیست و ایران زمین را ملک شخصی خود و هم پیاله هایشان می دانند.

    «زنده باد مخالف من!»
    22 خرداد فراموش نشود!!!

    ببخشید زیاده گویی کردم و در ضمن من رشته ام ریاضی است و زیاد اهل ادبی نوشتن نیستم. الان هم بعد از مدت ها نوشتم چون قلبم برای هم وطنانم به درد آمد!! و حیف است این فرصت تاریخی هم سوخت شود.
    بزرگواران غلط های ادبی و دستوری و شاید دیکته ای را ببخشند.

  55. در مازبینی متوجه شدم نوشته ام «“مانموهان سینگ” رییس جمهور رسمی هند است»

    منظورم نخست وزیر بود. sorry

    جواب محمد را الان دیدم چه جالب!! آن لاین هستید!! میگم که من زیاد اینکاره نیستم!! جالب بود!!

    من شب دوباره سر می زنم نظرت را بخوانم محمد جان.

    tace care

  56. سلام
    من دنبال دانلود آفتابکاران میگشتم به وبلاگ شما رسیدم .
    عزیز دلم عموی من اعدامی است و بدون ریختن یک قطره خون وبی گناه فقط به خاطر اعتقاداتش در سن 19 سالگی اعدام شد.
    اما خدا را شاکرم که امروز میتوانم با خیال راحت آفتابکاران را گوش کنم امیدوارم کم کم به جایی برسیم که ازادانه از آرمانهای آفتابکاران حمایت کنیم وبه اعتادات آنها افتخار.(کاری به رهبران نامردشان ندارم)

  57. همه ماميدانيم كه اين ترانه و آهنگ متعلق به چه زمان و به چه مناسبتي است . و ميدانيم كه آقاي موسوي و ديگران نيز همانقدر در ايجاد انقلاب نقش داشتند كه توده اي ها . چپ ها . كمونيست ها و … در مورد اعدام هاي سال 67 اكثرا ميدانند كه وقتي قائم مقام رهبري اعتراض كرد او را بركنار كردند . شايد بپرسيد آقاي موسوي چرا سكوت كرد و اعتراضي نكرد . اگر اين را در مورد مير حسين بپرسيد بايد در مورد ديگران هم بپرسيم . آقاي خاتمي نيز در آن دوران وزير بودند . و اين را هم فراموش نكنيم كه ماجراي اعدام ها تا مدت ها مسكوت بود . چه بسا كه خيلي از دو لتمردان هم پس از چند سال از آن با خبر شدند . و از همه اينها گذشته اكنون سال 1388 است و صحبت از حال است و آينده نه به اين معني كه گذشته فراموش شود . اما آينده را نبايد فداي گذشته اي كنيم كه تنها خدا از واقعيت ان خبر دارد و هيچ كدام از ما در مقام قضاوت نيستيم .در جريان اعدام ها اگر كسي بايد بازخواست شود قاضي ان دوره است كه اين حكم را داد و بعد از اعدام ها با وقاحت كامل فرمود : (هر كسي بي گناه بود رفت به بهشت و هر كس گنا هكار بود رفت به جهنم ) در مورد اين سرود هم بگويم كه گاه محتواي يك ترانه در زمان ها و مكان ها و مناسبت ها ي مختلف كاربرد دارد و بي ارتباط نميتواند باشد . من خودبا صداي بلند اين سرود را ميخوانم براي آقاي موسوي براي همه شهيدان . جانبازان و همه آنها كه جنگيدند و مقاومت كردند تا ذره اي از خاك مملكت ما دست بيگانه نيافتد و فراموش نكنيم اگر امروز ما در اندكي آرامش زندگي ميكنيم مديون همه آنهايي هستيم كه در جبهه ها جنگيدند .

  58. سلام
    من اصلا از سیاست خوشم نمیاد اما در مورد انسانیت فکر می کنم
    وقتی در مورد کشتار اون زمان می شنوم گرچه نبودم و چیز زیادی هم نشنیدم اما خوب می دونم که زمانی که انقلاب میشه و هرج و مرج خیلی اتفاقا میفته که بسیار ناراحت کننده است. خیلی از جوانها و نوجوانها تحت شرایط اون زمان جذب گروههای مختلف میشن که ممکنه عمیقا قبول داشته باشن یا نه همینطوری جذب شدن
    توی اون زمان یه سری افراد جذب مجاهدین شدن یه سری جذب گرههای دیگه یا مثلا بسیجیان یا نمی دونم…
    سر این بحث نمی کنم که این کشتار یا قتل عام های دیگه کار درستی بود یا نه. و می دونم که توی هر کشوری و توی هر انقلابی یه سری اتفاقها میفته یا تنروی ها میشه
    اما خوب میدونم که اگه فرضا گروه های دیگه می تونستن پیروز بشن و سر کار بیان خانواده بسیجیان دلشون می خواست حداقل جنازه مرده هاشون رو بگیرن. دلشون می خواست سر مزارشون برن.
    اصلا اگه وانا آدمای بدی بودن شاید خانواده هاشون اینطوری نبودن. اونا حق دارن
    من تعجبم از اینه که حالا دیگه چرا؟
    آیا واقعا به صورت دسته جمعی دفنشون کردن؟ آیا واقعا هنوز برای رفتن خانواده ها سر مزار مشکل ایجاد می کنند؟ آیا استخوان های باقیمانده رو هم از اونجا جمع کردن و بردن؟
    مگه این خانواده های شهدای مفقودالاثر رو ندیدن چه حالی دارن؟
    کجای دین ما اینو گفته؟ کجا ما از روایات در مورد ائمه اینطور رفتار رو با مخالفین اسلام شنیدیم؟ مگه نه حضرت علی در مورد قاتل خودش گفت فقط در حد یک ضربه او را قصاص کنید؟
    اصلا کجای این جامعه اسلام داره پیاده میشه؟ چقدر ائمه و پیامبران براخلاق اصرار داشتند! چقدر بر انجام وظیفه و درست و کامل کار کردن و زحمت کشیدن اصرار داشتن! چقدر بر حق الناس!
    حالا به تنها چیزی که توجه نمیشه همیناست!
    همه به ظاهر توجه می کنند!!!!!!!!! حجاب درست باشه! چادر اجباری باشه! هیچ دختری با پسری حرف نزنه! از دیوار مردم بالا نرین! نماز رو آشکارا بخونین!
    چند جای قرآن از حجاب حرف زده؟ چند جای قرآن از حق الناس؟
    اونوقت توی جامعه هیچ کس خوب کار نمی کنه! هیچ کس حقوق خوبی نمی گیره تا بتونه خرج زن و بچه اش رو دربیاره! توی هر اداره میری کار انجام نمیدن! همش پاس میدن یا طوری برخورد می کنن انگار که یه عالمه کار رو سرشون ریخته اما…! کار پیدا کردن فقط بر اساس پارتیه! اداره پست گاهی اصلا نامه ها رو نمی رسونه! همه با بداخلاقی کار می کنن و بی احترامی می کنن! هیچ کس حوصله نداره! بلیط قطار یا گیر نمیاد یا اینکه تاخیر داره! پروازها تقریبا همیشه با تاخیر انجام میشه! توی هواپیما از شدت گرما مجبور شدیم تا برسیم خودمون را باد بزنیم! بلیط به سختی گیر میاد! حقوق افراد به سختی حتی کفاف کرایه خونه رو میده! برای خلافی یه ماشین که اشتباها رد شده مجبوری کلی خرج کنی و بری و بیای و کلی ناسزا بشنوی آخرش هم ترجیح میدی بی خیال بشی! ….
    فکر می کنم هرکس بتونه کلی به این لیست که نوشتم اونم خیلی چیزای مهمتر از این اضافه کنه!
    اما به هر حال هر از گاهی حس می کنم چرا این مردم از جمله خودم اغلب حوصله نداریم و وجدان کاری نداریم و یا شاید چرا اینقدر از نظر اقتصادی در تنگنا هستیم که هیچ حوصله ای برایمان نمی ماند؟
    حالا بحث می کنیم که رئیس جمهور فلانی باشد یا فلانی…

    ناراحت میشوم وقتی از یکی از افراد فامیل می شنوم که موافق احمدی نژاد است چون امسال حقوقش زیاد شده است! و البته از نظر مالی مشکل هم داشته! من مخالف یا موافق احمدی نژاد یا بقیه نیستم اما این دلیل، مرا به تعجب وا میدارد آن هم وقتی توی قبض برق هر ماهمان قیمت بدون یارانه را می بینم!
    ** بهتر است در آخر این را هم بنویسم که به کسی بر نخورد! من خودم تا جایی که بشود به خصوص در مواقعی که خانه خودمان باشم هر روز به مسجد می روم. و اصلا هم اهل آرایش و … نیستم. کسی که به فکر بهبود اخلاق و رفتار خودش است و تلاش می کند که رفتارش با مادرش خوب باشد!! یک فارغ التحصیل بیکار هستم که از کلمه سیاست خنده ام میگیرد! و گاهی وبگردی می کنم تا کمی از اخبار سر در بیاورم!!!

  59. سلام
    نمیدونم با حجم زیاد نوشته های ارسالی برای شما و همچنین پرکاری و فعالیت خودتان آیا صدای من به گوشتان خواهد رسید یا خیر . من امیدوارم نوشته من را وقت کنید و از نظر بگذرانید.

    متاسفانه بنده شناختی از شما ندارم و حتی نمیدونم داخل ایران تشریف دارید یا خارج از کشور . ولی حدس میزنم هم از بنده سنتان بیشتر باشد و هم سابقه فعالیتهای سیاسی داشته باشید . بنابراین نتیجه میگیرم هم اشراف شما به مسائل سیاسی بیشتر از امثال بنده هست و هم اشرافتان به مسائل ایران چون قطعا بیش از من در ایران زندگی کرده اید.

    و اما اصل حرف :

    کسی که این سرود را اجرای مجدد کرده یک همسن و سال من است. با بینشی نه به کاملی شما و دانشی نه به کمال شما . و مسلما با تجربه ای نهایتا در حد جوانی شما .
    اما دردناک این است که شما به دنبال اسمش میگردید به عنوان یک خائن و حکومت هم به دنبال اسمش میگردد به عنوان به قول خودشان منافق !

    جایی هم برای پناه آوردن ما باقی بگزارید . آنها که سالهاست شیوه شان همین بوده ! شما چرا ؟
    ===========================
    فکر کنم با دقت پایین نوشته مرا نخوانده اید. من به دنبال نام خواننده سرود اصلی سی سال پیش بودم نه سرود انتخاباتی ستاد آقای موسوی. ممن تنها یک اشکال به این کار طرح کرده ام و همین. کسی به دبنبال نام کسی نیست و خواننده هم سن شما هم کار خلافی نکرده است که کسی بخواهد این همه فانتزی برایش بتراشد. انتقاد را هیچ گاه دلیل دشمنی ندانید.

  60. دوران این نوع تخریب ها سر آمده.
    سیاسیت اشتباه آن مردک ِ رییس جمهور را پیش نگیرید.
    اولا نه میرحسین اینقدر بیکار است که برای خودش کلیپ بسازد، و نه گفته است این آهنگ مال من است.
    ثانیا این راهش نیست جناب.
    بین دو گروه کروبی و موسوی، فقط طرفداران کروبی هستند که به شدت به دنبال خراب کردن چهره دیگری اند.

  61. با سلام وتشکر از این مطالب ..اولا با بگم مطالعه در هر زمینه ای خوبه چه برسه در مورد سرگذشت آدمایی که میشینیم و در موردشون جبهه گیری میکنید من با نظر نویسنده این مطالب موافقم ..دوستان عزیز کاش یه سری به خاطرات آقای منتظری بزنید ..کسی که این نظام اگه ایشون نبود الان نبود ..تازه باید به خدمتتون عرض کنم تنها حزب چپ ما تو تابستون سال 67 اعدام نشدند حدود 2800تا 12000 هزار نفر رو توی اون سال از احزاب کارگر وتوده و کمونیست و… در گورستان خاوران و بهشت زهرا گور دست جمعی کردند حالا میگید نفر سوم کشور هیچ کاری نمیتونست بکنه …باشه اون موقع نتونست حالا چی از زهرا بنی یعقوبها ..آقاجاری ها دفاعی کرد …اولش منم مثل اکثر شما میگفتم باید رای داد سن من ام به کشتار اون سال نمی خوره اما با بررسی جوانب دیدم موسوی احمدی نژاد سبز رنگ است و باید همه کسانی که در کشتار اون سال بودند وسکوت کردند باید پاسخگو باشند ..خدا به مارحم کند کسانی را از یاد میبریم که خواهان آزادی بیان بودند

  62. انشاالله هاليه سبز رئيس جمهور اين بار هم بتواند ميليونها نفر مردم احمق و كشنه را بپاي صندوق راي بكشاند و براي 4سال مردم كور ما پلك نزنند

  63. به هر حال دليل نمي شود موسوي چون ترانه دزد است و زمان او كشتار مجاهدان انجام شده آدمي مثل شما روي بياورد به كروبي!

    توجه كنيد كروبي هم ترمز زد روي اصلاحات
    با تمكين حكم رهبري در مجلس در زمان تصويب قوانيني مثل اصلاح قانون مطبوعات

    تجربه دوران خاتمي نشان داد راه بهبود و اصلاح بسته شده و نياز به دگرگوني و تحول واقعي است. از ديگ اين نظام آبي براي مردم گرم نخواهد شد.

    رژيم در ايدئولوژي به تضاد رسيده تضاد در تفكر منجر به بن بست در عمل ميشود كه آمار و فجايع نشان ميدهد اينگونه است. به مناظره ها دقت كنيد ببينيد چه خبر است.

    سي سال گذشت چند سال ديگر هم بايد هم صبر كنيم اين نظام اصلاح شود؟
    =====================================
    شما هم پاسخی ندارید که چند سال دیگر باید صبر کنید. صبر نباید کرد. عمل نیاز است و یا انفعال و بی عملی به هر دلیلی که می خواهد باشد، نتیجه اش همین می شود که آدم نه می داند چکار باید انجام دهد و نه می تواند آنچه را که دیگران انجام می دهند، بپذیرد. به دنبال راه حل کوتاه مدت نگردید که نتیجه اش همین می شود که سی سال است که شاهدش هستید.

  64. بعد چرت و پرت گویی های یکی از نمایندگانشون که اومده بود دانشگاه قزوین (جلایی پور) هم این کلیپشون پخش شد!!!!
    آقای موسوی واقعا طبل تو خالین

  65. اين سرود يه آشتي بود با همه ي كساني كه اعدام شدند….

  66. به نظر من جوان ایرانی ، هر آهنگ و هر ترانه ای که با روح انسان قرین باشد زیباست حال این آهنگ رو مایکل جکسون آمریکایی خوانده باشد یا آقای افتخاری یا کمونیست یا لیبرالیست یا صهیونیست یا مسلمان شیعه یا سنی یا آیه ای از قرآن یا تورات یا انجیل باشد . مهم نیست که این آهنگ را چه کسی خوانده است یا برای که خوانده است مهم این است که با روح آزادیخواهان و روح بشری با روح آدم و حوا و من ایرانی قرین است . عارف قزوینی در زمان خود شعرهایی می گفت که الان وصف حال من است اما او برای زمان خود و من برای زمان خود آنها را می پسندم همانطور که شعرهای خسرو گلسرخی را دوست دارم هر چند می گویند که او کمونیست بوده است اما آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
    من سیاسی نیستم و تنها حرف دلم را زدم تا از هر وسیله ای برای تخریب هر کسی چه احمدی چه موسوی و چه … استفاده نشود . انسانها را با اعمالشان می سنجند و دنیا مزرعه آخرت است لطفا کمی به هوش باشیم ، من ایرانی دوست ندارم به دیار باقی که می روم هموطنانم و دوستانم را به خاطر بت پرستی اشان در عذاب ببینم همه ما انسانیم و خداوند از دم خود در ما دمیده ست و زمانی که در ما دم خود را میدمید ما را از هم جدا نکرد تا در برخی دیگر دم دیگری بدمد همه ما مثل همیم و در بین ما جزء معصومان عالم که 14 تنند معصوم دیگری وجود ندارد ابراهیم آمد که بتها رابشکند لطفا حداقل در خلوت خودتان بت شکن باشید نه همانند عموی ابراهیم که بت می ساخت و می پرستید.

  67. من این آهنگ رو نشنیدم و کلیپ مهندس رو هم ندیدیم اما شاید توی همین وضعیت هم آقای مهندس موسوی با تغییر این شعر می خواسته به یاد مردم چیزهایی رو بیاره برای این که حتی من نوعی اگه شهر یار دبستانی رو تغییر هم بدم باز یاد آور اصل شعر خواهم بود زمانی از نظام اسلامی بود که هیچ کسی نمی توانست حرفی بزند باز هم دست آقای خاتمی درد نکنه که بعد از اومدنش حداقل باعث شد عوام هم نسبت به روش زندگی خودشون یه کم فکر بکنند که قبل از اون حتی دولتمردان هم نمی تونستند چیزی بگند و تنها باید سکوت می کردند نباید زود قضاوت کرد در گذشته خیلی ها در مورد خیلی کارها سکوت کردند .

  68. اینقدر سریع و ناگوار گذشت این روزها که جایی برای این پرسشهای اصولی فعلا نمانده است، منتظر روزهایی آرام تر و شفاف تر باید ماند، من دنبال لینک دانلود این ترانه با صدای اصلیش بودم که به این صفحه برخوردم.

  69. آقای احمدی نژاد هم برداشته سرود ملی ایران «ای ایران ای مرز پر گهر» رو تحریف کرده و انصافا یک جنایت فرهنگی انجام داده.
    این دزدی نیست؟
    چرا حقایق رو نمیبینید؟
    به فکر آخرت هم باشد

  70. من فقط همین یک پستت رو خوندم
    میخواستم بقیه بقیه پست هات رو بخونم ببینم چه مرامی داری!
    اما این کار اشتباهه
    و همینجا بدون خوندن بقیه وبلاگت اولین نظر رو میدم!

    جمهوری اسلامی در کل استاد تحریف کردن و محرف کردنه!
    چنان تحریف میکنه که دختر چه گوارا رو هم فریب میده و تا ایران میکشونه
    هرچند فرزندان چه گوارا (کمونیست نیستند) در آخرین لحظات جواب فریب رو با محکمی میدن و جلوی صد ها پاسدار و بسیجی اصلا منکر خداباوری چه گوارا میشن (در سخنرانیه چه مثل چمران!!!)

    در شبکه 2 لنین رو موجود کثیفی میخونه که مساجد رو به نفع کارگرها مصادره میکنه!!!! و در شبکه چهار فیلم لنین در قطار رو نشون میده برای تحریک حس ضد امپریالیستیه جوان ها (اگر داشته باشند!!!) در زمانی که احمدی نژاد در حال گدایی از کشورهای مثلا چپ بود (هیچ کشوری کمونیستی نیست)

    دوستان خودشون رو فریب میدن با این نظرات!
    البته بعضی ها هم در صدد فریب دادن هستند

    نمیدونم تبلیغ حس کثیف ناسیونالیسم در این کامنت ها چه ربطی به پست داشته؟
    ناسیونالیسم کثیف باعث کشتار هزران بیگناه شده

    من در ایران به دنیا اومدم اما اصلا خودم رو ایرانی نمیدونم
    اگر در آمریکا یا هر جای دیگه هم به دنیا میومدم خودم رو با اون خاک نمینامیدم
    اصلا مسخره است این حس
    ….
    مرگ بر موسوی
    مرگ بر احمدی
    مرگ بر کسایی که مردم رو فریب میدن با اسم اتحاد سبز LOOOOOOOOOOOOL

  71. […] دست مریزاد جناب میرحسین موسوی! دزدی فرهنگی به این آشکار… […]

  72. چیه یه آهنگ که اونهم توسط طرفداران موسوی مونتاژ شده اینهمه حرف و حدیث باید داشته باشه اونوقت اینهمه دروغ و دزدی علمی(بعنوان مثال پروژه اتاق امن)و دزدی ثروتهای این کشور و مردم فریبی احمدی نژاد برجسته نباشد واقعا تاسف آور است.

    • تاریخ نوشته را ندیده اید. نسبت به آنچه که در این میان روی داده است، این نوشته خیلی قدیمی است. بقیه نوشته های وبلاگ را هم بخوانید تا تصویر همه جانبه دستتان آید.

  73. اصل آهنگ از یک ترانه قدیم ارمنی با نام sari sirun yar گرفته شده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: