نتیجه رفراندم یکشنبه در برلین: مذهب پایه ارزش های اخلاقی نیست

دو روز پیش اتفاقی در برلین افتاد که بسیاری را در آلمان غافلگیر کرد. در یک رفراندم رسمی که با فشار کلیساها و محافل نزدیک به آنها در برلین برگزار شد، مردم شهر بر علیه ارایه مجدد مذهب به عنوان درس اجباری در مدرسه ها رای دادند. در مدرسه های برلین درس مذهب اختیاری شده است و به جای آن از کلاس هفتم تا دهم درس Ethic (علم اخلاق) به عنوان درس اجباری تدریس می شود. در مخالفت با درس اتیک، کلیساها، حزب حاکم دمکرات مسیحی، شخص خانم آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان (که خود کشیش زاده است) و شماری از دیگر شخصیت ها در جنبشی خواهان رفراندم برای اجباری شدن درس مذهب در مدرسه ها شدند. این همه پرسی دو روز پیش، 26 آوریل 2009 برگزار شد و به شکست سنگین و غیر قابل انتظار پیروان آن انجامید. از 2،4 میلیون نفر واجد شرایط تنها %29 شرکت کرده و ز میان شرکت کنندگان در این رای گیری ۳، ۵۱ درصد مخالف این طرح و ۴، ۴۸ با آن موافق بودند. در رای گیری تنها 350 هزار نفر به اجباری سازی درس مذهب در مدرسه رای مثبت دادند. با این حساب کلیسا حتی موفق نشد مسیحی هایی که خود عضو رسمی کلیسا هستند و در برلین تعدادشان به 1،5 میلیون نفر می رسد، را برای دادن رای بسیج کند. و این گویای بسیار چیزهاست.

در فارسی برخی هم اتیک را (از واژه یونانی ethos به مفهوم آداب و رسوم می آید) به «اخلاق» برگردانده اند و هم moral را. در حالی که این دو تفاوت کیفی دارند. اتیک «علم اخلاق» است و شاخه ای است از فلسفه کاربردی. در این راستا اتیک به آنچه که «اخلاق هنجاری» می توان آن را نام نهاد، به آن رفتاری می پردازد که «درست» است و ریشه های جامعه شناختى، زيست شناسى، روان شناسى و تاريخى آن را بررسی می کند. در این راستا اتیک ارزش های نوین بر اساس نیاز جامعه به وجود می آورد یا دست کم پایه های فکری آنها را ترویج می دهد.

Moral بیشتر اخلاق رایج است و آن چه که در هر جامعه ای عرف است و این می تواند در جامعه های مختلف متفاوت باشد. عرف هیچ گاه به ریشه نمی رود، چیزی را به سوال نمی کشد و به ویژه خود را هیچ گاه نقد نمی کند. یک مجموعه از چیزهای «خوب» و «بد» دارد و بسته به فرهنگ محلی «حرام» یا «حلال»، «مستحب» یا «مکروه» هستند. به چرایش کاری ندارد و گاه جلوی زیر سوال بردن آن را نیز می گیرد و این روشی است که همه مذهب ها همواره پیش گرفته اند.

در فرهنگ های اروپایی برخی اوقات moral با اخلاق دوگانه نیز مشابه گرفته می شود و بار منفی پیدا می کند. در حالی که اتیک بار مثبت دارد.

بیش از این نمی خواهم به این تعریف بپردازم که نه جایش اینجاست و نه من مرجع بررسی این مورد. نوشته های بسیار خوبی در باره اتیک وجود دارد که می توان به آنها پرداخت.

انتظار از اتیک این است که به انسان یک نظام ارزشی و یا به بیان دیگر ابزار لازم برای تشخیص «خوب» و «بد»، «درست» و «نادرست» را در رفتارها و دوراهی ها بدهد. این نظام ارزشی نمی تواند و نباید سنگ خارا باشد و باید همواره خود را با نیازها، دستاوردهای تمدن بشری و تعریف های جدید به روز کند. اگر پنجاه سال پیش آلوده سازی محیط زیست و گرمای زمین، مصرف بی رویه ثروت های طبیعی (آب، گاز، نفت، جنگل و غیره) برای کسی اهمیتی نداشت، امروز این چیزها «بد» و «نادرست» و حتی «ممنوع و قابل مجازات» شناخته می شوند. دیگر چیزها چون «حقوق بشر»، دمکراسی»، «کرامت انسان»، «حقوق حیوانات» و بسیاری مقوله های دیگر همگی دستاوردهای اتیک و برپایه تمدن بشری هستند. moral و برگردان فارسی آن به عنوان «اخلاق» چنین دستاوردی نمی تواند نشان دهد.

پایه این ارزش ها را اتیک می نهد و دیگر مدعیان ارزش ها اگر هم در گذشته چنین جایگاهی داشتند (که در آن تردید جدی است)، دیگر جنین جایگاهی ندارند. اتیک به آن ارزش هایی که ادیان به وجود آورده اند نیز می پردازد. اما مذهب ها همگی در تاریخ خود چنان بخش های سیاه و «گناه آلودی» دارند که دوره هایی که یکایک آنها اگر هم در خدمت پیشرفت بوده اند، اکنون رنگ باخته است و انسان امروزی دیگر جایگاهی برای آنها به عنوان مرجع اخلاقی قایل نیست. کلیسای کاتولیک با بیش از هزار سال تاریخ سرکوب اندیشه و علم، جنگهای صلیبی بر علیه مسلمانان و یهودیان، سوزاندن زنان و غیره، کلیسای پروتستان با اندیشه بنیادگرا، کالوینیسم، آنگلیکانیسم، دین یهود با نژادپرستی و تبعیض نهفته در «قوم برگزیده»، اسلام با سرکوب آزادی دگراندیشان، مقاومت با نوگرایی و اصرار بر درستی ارزشهای 1400 سال پیش،  خشونت رفتاری با هرگونه انتقاد و تمام آنچه که امروز شاهد آن هستیم و همه دین های دیگر، هیچ کدام جایگاهی در تعیین ارزشها و هنجارهای اخلاقی مورد نیاز جامعه امروز ندارند، حتی اگر این یا آن رفتار و عقیده مذهبی شان در راستای یک ارزش اخلاقی باشد. آنها به وجود آورنده ارزش های جدید بر پایه نیازهای جامعه امروز نیستند.

برای من روشن است که تا همین جا نیز انتقاد پیروان این دین ها که نام بردم، را به خود می کشم ولی اینها در باره دیگر ادیان و فرقه ها، کلیسای ارتدکس، بهاییت، شاهدان یهوه، آیین زرتشت و آنچه که به عنوان دین های شرقی نامیده می شود، نیز صادق است. همه ادیان و اندیشه های نزدیک به آنها در یک مورد مشترک هستند و آن اصرار بر اصالت گذشته و بهتر بودن آن از حال و آینده است. از دید آنها در گذشته همه چیز بهتر و سالم تر بوده و اخلاق بیشتر حاکم بوده است و همین از جمله دشواری های آنهاست که قادر به نوگرایی نیستند. از این رو اگر هم در گذشته در اینجا یا آنجا به پیشرفت یاری رسانده اند (چون گسترش علوم پایه در اسلام، رشد سرمایه داری در شرایط پوریتانیسم مسیحی، رشد اندیشه دمکراسی در ادیان هندی، رشد برخی از شاخه های علوم درکلیسای کاتولیک و غیره) در آنجا نیز این یاری آگاهانه نبوده بلکه همسویی غیرآگاهانه بوده است. شاید برخی بیایند و ایراد بگیرند که این یا آن تاثیر مثبت را ندیده ای و یکسویه رفته ای. این گونه نیست. ادیان در جاهایی اگر نقش مثبت نیز داشته اند، بر پایه آگاهی و شناخت نبوده بلکه بر پایه «حرام» و «حلال» و «بهشت» و «جهنم» بوده و از اینرو تداوم نداشته و پایدار نبوده است و در بهترین حالت به محدوده جغرافیایی خویش محدود مانده است. وگرنه چرا باید برای حفظ «ارزش» های مذهبی به پلیس و شلاق و خشونت متوسل شد؟ در حالی که همین انسان امروزی که گشت ارشاد و پلیس و متوعین و طالبان و گیس درازان یهودی و مورمون و غیره می خواهند به زور وادارش کنند که به «ارزش» ها حاکمان مذهبی گردن نهد، آزادانه و بدون هیچ گونه کتک و شلاق نگران آب شده یخ های قطبی، آلودگی محیط زیست، صلح جهانی، فقر و گرسنگی، افزایش جمعیت، برابری حقوق بدون توجه به نژاد، جنسیت، دین و اندیشه و ملیت، حقوق حیوانات وغیره است و در همین سالها دستاوردهای بسیار زیادی را سبب شده است (به عنوان نمونه حقوق حیوانات برای زندگی در شرایط مناسب با نوع آنها در قانون اساسی آلمان تضمین شده است. این تفاوت است که باعث شده مذهب اهمیت خود را در جامعه از دست بدهد چون هیچ گونه پاسخی برای این دشواری های بشر امروزی ندارد و در بسیاری جاها حتی خود مانع حل مشکل نیز هست؛ چون ممنوعیت طلاق و ممنوعیت جلوگیری از بارداری در کلیسای کاتولیک که مسبب بدبختی، فقر، فحشاء و افزایش جمعیت در آفریقا، آمریکای لاتین و چند جای دیگر است. برخی از دین ها کار را به جایی رسانده اند که بسیاری راه حل مشکل را در از بین بردن ادیان می بینند.

این بحث را می توان بسیار ادامه داد و کتاب های بسیاری در این باره وجود دارد. در چنین شرایطی چون رفراندم برلین این بحث دوباره آشکار می شود و به روشنی می توان این درگیری فکری مذهب ها با دنیای امروز را دید.

مردم برلین در چنین فضایی در این رفراندم شرکت کردند و این نتیجه را نشان دادند. در برلین درس اتیک کماکان اجباری و مذهب درس اختیاری خواهد بود. این که در فرانسه کاتولیک اکنون بیش از 60% مردم به هیچ دینی اعتقاد ندارند و اسپانیا و ایتالیای جایگاه واتیکان نیز در همین راه هستند، این که همین ایران خودمان از سوی بسیاری از پژوهشگران به عنوان کشوری با درصد سکولاریسم بالا و اعتقادات مذهبی سست نسبت به تمام کشورهای منطقه تخمین زده می شود، هیچ کدام بدون دلیل نیست.

همین امروز، چند ساعت پیش  پاپ اعظم، جناب راتسینگر که بر خود آن نام قلابی و عجیب و غریب «بندیکت شانزدهم» را نهاده است، پس از سه هفته که از زلزله آکیلا در ایتالیا می گذرد، از آنجا بازدید کرد. گمان می کنید او در آنجا به مردمی که همه چیز خود را از دست داده اند، چه گفت؟ گفت: «حضور من در اینجا نشانگر این است که خدا شما را فراموش نکرده است.» چنین تکبری تنها از امثال او می تواند بر آید. حدود دو سال پیش نیز او از «گوسفندان گم گشته» خود خواسته بود که به زیارت «امامزاده» ای در دهی به نام «لور» در فرانسه بروند. او گفته بود که هر کس یک بار به زیارت آنجا برود، تمام گناهانش تا آن لحظه بخشوده خواهد شد. جمکران سلام می رساند.

16 پاسخ

  1. خیلی جالب بود. در مورد این که ادیان در دنیای امروز هیچ نقش مثبتی ندارند و بلکه نقش منفی و بازدارنده هم دارند کاملا موافقم. در مورد این که در گذشته هم هیچ نقش مثبتی نداشتند مطمئن نیستم. به نظرم دین تنها جایگزین بوده برای انسان هایی که هنوز از نظر تکامل عقلی به این نتیجه نرسیده بودند که اخلاق مداری به نفع همه هست. البته در دنیای امروز این دلیل هر روز کمرنگ تر از دیروز میشه و در نتیجه وجود دین معنای خودش را از دست می دهد. به نظر من این سرنوشت حتمی تمام دین هاست که با پیشرفت بشر رو به اضمحلال بگذارند و جای خودشان را به اخلاق بر پایه علوم بدهند.

  2. نویدار عزیز

    باز هم خوشحالم که حرف‌های مرا اینقدر زیبا بیان کردید. کاری که خودم از تنبلی یا ناتوانی پشت گوش می‌‌اندازم. اگر اجازه بدهید چند کلمه به این بحث اضافه کنم:

    یکی‌ دیگر از شباهت‌های تمام ادیان و فرقه‌ها و sect ها، این مرز بندی بین » ما رستگاران» و «آنها» است. جالب این که هر چه یک فرقه کوچکتر است، این مرز بندی قوی تر است.

    اما جای تعجب نیست که عربستان یکه تاز این میدان است: بار اول در برگ درخواست ویزا، جای دین را خالی‌ گذشته بودم. از سفارت پیغام آمد که: بی‌ دین که نمی‌شود! بالاخره یک چیزی هستی‌ دیگر! برای آنها مسلمان زاده، بی‌ شک مسلمان است. بی‌ دین در قاموس آنها معنی‌ ندارد. وقتی‌ که سوار هواپیما به مقصد عربستان میشوی، و این را بین کشور‌های عربی‌ فقط در عربستان دیده ام، لیستی دارند که «جنس» یعنی‌ ملیت تو را، علاوه بر لیست پرواز، در آن پر میکنند. و عجب که هیچ کشوری را قوم پرست تر و نژاد پرست تر از عربستان ندیدم. جایگاه تو در این کشور، جایگاه گذرنامه ت است و همین.

    البته احساس می‌کنم که در یکی‌ دو سال اخیر، قدرت مطوعین (به معنای کسانی‌ که تو را به اطاعت وادار میکنند. بر وزن مصححین) کمتر شده است.

    حرف آخر اینکه ما در بین کشور‌های اروپایی، در یکی‌ از محافظه کار‌ترین آنها زندگی‌ می‌کنیم. حتا من تا آنجا پیش میروم که بگویم جنوب آلمان مثل قم اروپا است. چرا؟

    کمپین اتوبوس ضد خدا (atheist bus campain) از انگلیس شروع شد. در استرالیا، کانادا، اسپانیا و حتا ایتالیا مرکز کاتولیک‌ها هم اجرا شد. اما در آلمان تا به حال همهٔ شرکت‌های حمل و نقل از روی محافظه کاری آن را رد کرده ا‌ند. در جنوب و در شمال.

    بر روی پیراهنی که خریده‌ام نوشته است:

    GOTTLOS GLÜCKLICH : ein erfülltes Leben braucht keinen Glauben

    بی‌ خدا و خوشبخت : یک زندگی‌ موفق نیازی به ایمان ندارد.

  3. این کامنت را بدون نام اصلی‌اَم می‌فرستم که مشکلی پیش نیاید. هر چند که ایمیل را برایتان گذاشته‌اَم.

    جناب نویدار، جدا از خواندن مطلب‌تان لذت بردم. اول از همه توضیح تفاوت ارزش‌های اخلاقی نهادینه شده‌ی امروز، با ارزش‌هایی که دین مدعی آن است بسیار منطقی، مستدل و ساده بود.

    اما راستش را بخواهید کامنت را نوشتم که با همه‌ی کسانی که می‌خوانند درد دلی کرده باشم. در ایران خودمان ( که من هم در آن زندگی می‌کنم ) کم نیستند تعداد آتئیست‌هایی که از روی منطق و استدلال لقب مسلمان‌ را از خود دور کرده‌اند. این نقطه‌ی امیدی‌ست البته. اما می‌دانید برای من و امثال من شاید بزرگترین آرزو و خواسته در زندگی چیست؟ این‌که روزی برسد تا به راحتی و بدون ترس بگویم «من یک ناخداباور هستم». چیزی که این‌قدر دور از ذهن شده برایم که افکاری مانند رفتن و فراموش کردن به ذهنم خطور می‌کند. گاهی با خود فکر می‌کنم چند سال دیگر این روند در مملکت‌مان ادامه خواهد داشت؟ چند ده سال طول خواهد کشید که بدون ترس از این‌همه مسلمان دور و برم بتوانم آزادانه بر اعتقاد خود رفتار کنم، ملزوم نباشم تا نقاب بزنم و هر روز رل بازی کنم. راست می‌گویید، پایه‌های دین این‌جا ضعیف شده. این البته شامل حال عده‌ی کثیری نمی‌شود و راستی می‌دانید متزلزلان چه کسانی هستند؟ مسلما آتئیست‌ها و آگنوستیک‌ها نیستند. کسانی را شامل می‌شد که مذهبی نیستند ( به بیان خود ) اما برای علی ارزش قائلند، کسانی که حتی یک‌بار نهج‌البلاغه را هم نخوانده‌اند. کسانی که به زیارت امام‌رضا می‌روند و ادعا دارند که من طور دیگری او را قبول دارم و الخ. با این‌همه ملتقط آماده به قبول تفکرات امثال شریعتی و سروش و شبستری به کجا برسیم نمی‌دانم!

    و از همه‌ی این‌ها بدتر، وقتی می‌خوانم که در دانمارک مسلمان‌های مهاجر شیشه می‌شکنند و نمی‌دانم تئو ونگوک با خنجری در سینه می‌میرد، وقتی می‌شنوم که فلان مقام انگلیس از ترس آشوب مملکت اجازه‌ی ورود خیرت ویلدرس را نمی‌دهد، همه و همه‌ی این‌ها را که می‌شنوم فقط ترس برم می‌دارد. ترس از این‌که این دنیا به کجا می‌رود؟ نکند به نام احترام به ادیان و احترام متقابل روزی برسد تا هیچ کجا را برای نفس کشیدن پیدا نکنیم. راستش از روند رشد بنیادگرایی و حماقت می‌ترسم.

    بیش‌تر حرفی نزنم. جناب نویدار و دوستانی که هوای آزاد تنفس می‌کنید، قدر این آزادی را بدانید و نگذارید که دست ابلهان به قدرت برسد.

    موفق باشید.
    ========================================
    اگر بپذیریم که مذاهب خود بخشی از فرهنگ جامعه و منطقه و زاییده آن هستند، نمی توانیم آنها را به عنوان چیزی زائد طرد کنیم. منشور جهانی حقوق بشر نیز به انسان متمدن اجازه محدودسازی هیچ اندیشه ای و از جمله اعتقاد مذهبی را نمی دهد. سخن بر سر انحصارطلبی و بنیادگرایی، سخن بر سر انحصار حقیقت برای خود و عدم احترام به دگر اندیشان است، خواه با تکیه بر مذهب باشد خواه با دشمنی با آن. این روزها مذاب هستند که پرچم انحصارطلبی، خشونت و سرکوب را بر دست گرفته اند.
    اگر این اندیشه سکولاریستی مورد توافق جامعه قرار گیرد، مشکلی نیست.

  4. […] Continued here:  نتیجه رفراندم یکشنبه در برلین: مذهب پایه ارزش های اخلاق… […]

  5. خیلی جالب بود. هم نتیجه رفراندوم آلمان و هم توضیح خوبی که در مورد تفاوت ethic & moral دادید. همینطور نگرانیهای یک دوست عزیز رو بخوبی درک می کنم.

  6. بسیار عالی بود عزیزجان
    بسیار بهره بردم و چیزهای زیادی آموختم
    ممنون از شما

  7. فقط احسنت به مردم آلمان به خاطر سیلی‌ای که زیر گوش کلیسا نواختند. حال ضحاکِ کلیسا چند سالی به کنج لانه اش خواهد خزید و لابد چندسال بعد دوباره چنین بساطی راه خواهد انداخت تا بلکه دواره بتواند مغزهای بیشتری برای خوردن و البته پول بیشتری از اعانات پیدا کند.
    چرا درک این نکته که «مذاهب اگر روزگاری کاربردی اجتماعی داشته اند و بر حسب نیاز به وجود امده اند٬ اما امروزه تنها به ابزار سرکیسه کردن مردم تبدیل شده اند و هیچ ارتباطی به اخلاق ندارند.»٬ که هر روز هم واضحتر و روشنتر میشود٬ برای عده ای اینقدر سخت است؟ کدام انسان منصفی پیدا میشود که از نخوت و حماقت شخص پاپ با گفتن این جمله به مردم زلزله زده به خشم نیاید؟ مردک پیر خرفت٬ پول مفت می گیرد و مخارج نجومی زندگی پرتجملش و دم و دستگاه عظیمش بر روی دوش همین مردم بیچاره است و تازه منت حضور هم بر مردم می گذارد؟
    It’s just common sense which is not common anymore.
    =======================================
    البته این همه پرسی تنها در ایالت برلین صورت گرفت و بیان گر جو حاکم بر آلمان نیست. آلمان به خاطر نظام فدرال و تارخ طولانی ملوک الطوایفی خود و جوانی دولت ملی هم از دیدگاه فرهنگی و هم از دیدگاه مذهبی رنگارنگ است. در برابر برلین ایالتی چون بایرن نیز وجود دارد که مذهب در آنجا نقش زیادی در جامعه بازی می کند.

  8. in khabar eshtebah ast…in adad vaghei nist…asle khaba ra mishe inja did…

    English

    http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4208217,00.html

    Farsi

    http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4208188,00.html

    nemiduna tahlil ha ra chetor ghabul konam vaghti ade ha inghadr ghalate…
    ==========================================
    می توان این یا آن برداشت و ارزیابی را از ارقام داشت. البته آن بخشی که باعث این سوء برداشت شده بود را درست کردم. ولی برای ارزیابی درستی یا نادرستی یک تحلیل تنها می توانید به منطق و اندیشه خود رجوع کنید نه این که تحلیل را به درستی یا نادرستی اعداد وابسته کنید؛ مگر این که بخواهید تحلیل مرا بپذیرید بدون آن که روی آن فکر کنید که البته این نیز نمی تواند درست باشد.

  9. […] آقا اجازه: نتیجه رفراندم یکشنبه در برلین: مذهب پایه ارزش های اخلاقی نیست لینک به منبع […]

  10. مذاهب در بدو پیدایش منشا تمدن و فرهنگ بودند ( حساب مذاهبی که برای کلاه برداری اختراع شدهد مثل وهابی و بهایی جداست ). به همین عربستان قبل و بعد از اسلام نگاه کنید . منتها مشکل اینجاست که بعد از درگذشتن بنیانگزاران اولیه یا ادیان منحرف شده اند یا در همان گذشته ثابت مانده اند . مثلاً لباس تمامی روحانیون مذاهب از بودایی و هندو گرفته تا مسلمان و یهودی ؛ دقیقاً همان لباسهای عهد بوق است درحالیکه همان پیشوایان مذهبی مثل حضرت محمد الآن ظهور میکردند لباس مردم امروزی را میپوشیدند . این فقط ساده ترین شکل عقب ماندگی فکری روحانیون مذهبیست . در حوزه ها فلسفه و منطق تدریس میشود اما نمیدانم چرا این فلسفه و منطق که بهترین راه برای تطابق دین و زمان است استفاده نمیشود . و باز در عمل همان دستورات 1400 سال پیش را اجرا میکنیم . و از آنجائیکه روحانیون خود را برتر از همه ملت میدانند از سایر دانشها استفاده نمیکنند . نمونه بارز آن رساله ها و شرایط پاکی و نجسی است . در گذشته شرطی را برای پاکی مشخص کرده بودند که اگر عین نجاست را حذف کنیم و در آب کر بشوئیم پاک میشود . و بروز شده آن این است که آب لوله کشی هم چون به آب سد وصل است پس آب کر بحساب می آید و پاک کننده است . این وسط کسی صحبت از میزان تمییزی در آب کر نکرده که بر اساس آن پاک بودن را بسنجند و صرفاً فکر میکنند این اسم کر بودن موجب پاک شدن است حتی اگر باندازه یک سطل از آب شیر جسم را بشوییم ؛ جالب است که از روحانیون میپرسیم میگویند باید با دست شسته شود درحالیکه اگر با ماشین لباسشویی و با پودر بشوئیم تمییزتر میشود و وقتی چیزی تمییزتر باشه خوب پاکتر هم هست . اما این را قبول ندارند . مثالهای زیاد دیگری هم در ذهنم هست که بیانش به درازا میکشد . فقط فکر میکنم برای روحانیت باید از باهوشترین نفرات جامعه استفاده کرد و فقط از میان کسانی که در رشته های ریاضی تحصیل کرده باشند و اگر تحصیلات دانشگاهی هم داشته باشند که چه بهتر . در هجوم بی امان فعلی به مقدسات این تنها راه نجات شیعه است .

  11. Dear Sir

    It was almost a narrow margin 51.3 versus 48.5 – but it’s majority

    Some research about Dearly Beloved Persia

    Anjuman-i Pazhuhishgaran-I Iran [Association of Iranian Researchers]

    http://www.aciiran.com/English%20Ex%20Sum.pdf
    =================================
    البته تنها %29 از کسانی که می توانستند رای دهند، شرکت کرده بودند.

  12. این نتیجه‌ای که تو عنوانت نوشتی فقط نتیجه‌گیری خودت بوده. کار درستی نبود.
    =================================
    چرا درست نیست؟ نه تنها عنوان بلکه تمام این نوشته تحلیل و نتیجه گیری من از این خبر است. این وبلاگ نیز یک وبلاگ شخصی است و نه یک خبرگزاری. این نوشته نیز خبر نیست بلکه تحلیل خبر است. امیدوارم تفاوت این دو روشن باشد.

  13. مطلب شما را از بالاترین دنبال کردم . خواندم و لذت بردم. از این پس هم مطالب شما را از طریق فید گوگل ریدر دنبال خواهم کرد.
    ممنون خواهم شد مطلبی را هم به تفاوت میان مذهب و معنویت اختصاص دهید. به گمان من مذهب در جهان فعلی میان ابنای بشر اختلاف و تفرقه می اندازدو داستان توراتی نحوه پیدایش زبان های مختلف را یادتان هست؟ که خدا می خواست که میان ابنای بشر تفرقه بیندازد و از این رو زبان های مختلف را آفرید. مذهب هم دقیقا چنین حکمی دارد.
    اما معنویت زبان مشترک انسان هاست. هنر، زیبایی، ارزش های اخلاقی مانند انسان دوستی، حفظ طبیعت، عدالت و برابری و … مفاهیمی هستند که دل هر انسانی که چشمانش از تعصب کور نشده باشد می ربایند.
    پیروز باشید

  14. Morality or social good behavior that you guys are claiming that has not thing to do with religion, is based on religion. This is so wrong that today’s so called educated or philosophers are coming up with this wrong new Godless ideas.
    Human’s history shows that, we never could confirm that there is no God and still no one can! These so called educated people are just fooling themselves. You cannot see a tree and belonging fruits just from the upper portion and claim there is no body or root for that tree and it just happen on it’s won!! This ideas are death wrong no matter where is it coming from.
    Even these so called social good behaviors laws are not working on it own; you can see prove of it just by looking at your daily news paper wherever you are. The only practical way believes the root of all this Good laws and rolls.
    We should not follow this madness. Just because there are so many people are having these wrong ideas in our today’s “modern societies”.
    At the end for those people who wish badly to be and live Godless; Allah is great and does need any of us. I hope you can show you can hold your head up in JUDGMENT day because it’s coming.

  15. زحمتی که میکشی وخوشبختانه به قلمی ناصح واثرگذار منتج میشه برکسی پوشیده نیست .این باور اکثریت خردمندان امروزه که ایده هایی نوتر وخلاقانه تر گره گشای مشکلات امروزند (اگر سیاستمداران وظالمان حاکم کنونی را مخنث و خارج ازگود بیانگاریم) اما این نیز پاشنه آشیل و چشم اسفندیار قشر روشنفکر بمعنای عام آن و در تمام جوامع بشری بوده وخواهد بود که همواره تمایل دارند چیزی راکه خراب است یا خراب شده سریع بکنند وبیاندازند دور ، حال آن راننده ای رادارند که پمپ روغنش خوب کارنمی کند واوبی آنکه ازقبل قطعه یدک تهیه کرده باشه فقط میخواهدهرچه زودتر ازشر قطعه معیوب خلاص بشه . ادیان ومذاهب باهمه زشتکاریها وپلیدیهایشان هنوز عامل نهی بسیاری ازعوام از جرم وجنایت هستند وهنوزجایگزینی برای اینکه این توده سبک مغز وسنگین دل را که بقول نیچه وخیام خودمان (–) هستند پابند عرف اخلاقی کنیم و آنان را از پلیدیهای افزونتر بازبداریم ، نیافته ایم . اینطور نیست ؟ضمنا فکرکنم بهتره حساب کار زرتشت را کمی سبکترکنی که فقط آن سه چیز نیک را ازاوبیاد داریم .
    ==============================
    برخی از ادیان چون برخی از کلیساهای پروتستان و کاتولیک در اروپای مرکزی اکنون نقشی مثبت در جامعه بر عهده گرفته اند که قابل توجه است. آنها بیمارستان، آسایشگاه سالمندان، مدرسه و مراکز مددکاری اجتماعی را می گردانند و این کارها نمی تواند مورد انتقاد کسی باشد. و بحث نوشته من نیز این نیست. این نیز درست است که به هر حال بسیار مردمان هستند که از روی ترس از مجازات الهی دست به کار خلاف نمی زنند و این بر کسی پوشیده نیست. ترس و وحشت از مجازات نشانگر ارزش اخلاقی نیست.
    آوردن نام ادیان در کنار یکدیگر به معنای یکسان دانستن آنها نیست و تنها در همان یک مورد مقایسه که انجام داده ام، جایز است. ادیان شرقی و یا به بیان دقیق تر قلسفه های زندگی شرقی که زرتشت را نیز شامل می شود، را نمی توان با ادیان الهی یا ابراهیمی مقایسه عمومی کرد. این مقایسه تنها در موردهای محدود و تعریف شده ممکن است.

  16. […] –          نتیجه رفراندم یکشنبه در برلین: مذهب پایه ارزش های اخلاق… […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: