«پول نفتمونو از اینا می گیرم!»

کیمیا در زیر نوشته «اینا هر چی دارن از ما دارن» دیدگاهش را این گونه نوشته است:

این که این حرفها رو از یک پیرزن شنیدی خیلی بد نیست. مشکل وقتیه که آدم این حرفها رو با تعصب هزار برار از یک جوان امروزی بشنوه.

این حرف مرا به یاد جوانی 35 ساله می اندازد که در سی سالگی مغازه الکتریکی خود در اهواز را فروخت، به آلمان آمد و درخواست پناهندگی کرد بدون آن که در ایران مورد تعقیب باشد. از آنجایی که اداره آلمانی نیز دیگر به سادگی این چیزها را نمی پذیرد، درخواست پناهندگی او پیاپی رد می شد و او هر بار با استفاده از موردی قانونی و اعتراض به تصمیم اداره و یا دادگاه جلوی اخراج خود را می گرفت و پس از پنج سال هنوز بدون هویت، اقامت یا اجازه کار زندگی می کرد و اجازه ترک محل سکونت خود را در محدوده 50 کیلومتری نداشت. البته مخفیانه ماشین دست دوم خرید و فروش می کرد و از تامین اجتماعی نیز پول می گرفت. وقتی از او پرسیدم که چگونه می تواند بدون پرداخت مالیات و بدون کار از تامین اجتماعی پول بگیرد، با لحنی حق به جانب گفت: آقا، پول نفتمونو از اینا می گیرم.

Advertisements

7 پاسخ

  1. مگرنمی دانید که خرد ما در رندی های ساده دلانه ماست ؟

  2. چه خوب.
    مزنه چنده آقاي نويدار؟ اگه مي‌ارزه كه ما هم بيايم بگيريم؟

    • پیش از شما چند هزار نفری آمده اند و جا را برای شما تنگ کرده اند.اطلاعات بیشتر را باید از آنها بگیرید که خبره این کارها هستند.

  3. It is extremely difficult to teach the individual and refine his character once puberty is passed. By then, as experience hath shown, even if every effort be exerted to modify some tendency of his, it all availeth nothing. He may, perhaps, improve somewhat today; but let a few days pass and he forgetteth, and turneth backward to his habitual condition and accustomed ways.

  4. به حق ملت پرروی هستیم. یکی از چیزهای که در ایران من را آزار میدهد وطن پرستی ما است. نه اینکه بگم کلا این کار بدی است، نه، اما وطن پرستی که نه داخل را درست میکند و نه برای خارج ارزش میگذارد جز همینی که میبینیم هیچ به همراه ندارد.

  5. در کانادا هم از این گونه های نه چندان کمیاب یافت میشود. دیروز از آشنایی شنیدم که کسی را می شناسد که خانه اش را در ایران اجاره داده و اینجا هم در خانه‌ی دولتی زندگی می کند و ولفر هم می گیرد. استدلالش هم دقیقا همین «پول نفتمون را ازشون می گیریم است.»
    البته زندگی با پول ولفر چیزی نیست که بتوان نام زندگی بر آن نهاد. بیشتر زنده ماندن است تا زندگی ولی خوب انجام بعضی کارها گویا نیازمند داشتن ژن خاصی است که بعضی ها دارند و بعضی ها نه. اگر داری مثل آب خوردن ان کار را انجام میدهی بدون ذره ای عذاب وجدان و اگر نداری٬ حتی از گرسنگی بمیری هم ان کار را انجام نمی دهی.

  6. بله همین آدمها رو هم من دیدم که کمک هزینه دانشجویی می گرفتند، شهریه اشونو از دولت قرض می کردند بعد بدون برگردوندن کمترین هزینه ای مدرکشونو گرفتند یا برگشتند ایران یا مهاجر امریکا و کانادا شدند هنوزم به هلند فحش می دن!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: