گفتگویی پیرامون حق نشر و حفظ آثار معنوی و دستبرد به وبلاگ ها

با سلام،

نامه شما را دریافت کردم.

این پاسخ را به شکل عمومی بدون اشاره به شما یا دیگران در وبلاگ نیز گذارده ام. چون علاقه دارم در این راستا بحث به راه افتد و حساسیت عمومی بالاتر رود. به رسوایی دیگران هیچ علاقه ای ندارم و بیشتر مایل هستم که فرهنگ عمومی بالاتر رود و کاش روزی دولت ایران نیز موافقت نامه کپی رایت را امضا کند و جهان دیگر از این راستا به ما به عنوان ملت سارق آثار دیگران ننگرد. من تنها با صرف چند ساعت بیش از 40 سایت را یافتم که نوشته های مرا بدون هیچ گونه اشاره ای برمی دارند و این لیست «کوتوله های زبل»  که دیده اید، همه را شامل نمی شود. اگر سایتی را دیده ام که به نظر می آمد جوانی کم تجربه باشد، او را در ا ین لیست نیاورده ام. این کار را نیز پس از نزدیک به یک سال انجام دادم و پیش از آن زمان زیادی را به تذکر به این و آن صرف می کردم. برخی نیز طلبکار شدند که حالا چه شده مگر! خوب بله، مگر چه شده؟ در فرهنگی که احترام به مالکیت معنوی دیگران نه وجود خارجی دارد و نه در قانونش تعریف شده، در فرهنگی که در تاریخ درازش پدیده ای  زشت به نام  مصادره اموال دیگران وجود دارد و کاری عادی است، چه شده است مگر؟

گمان نمی بردم نوشته های من قابل کپی باشند چون من بیشتر شخصی می نویسم و نمی شود به آسانی آنها را جای دیگر آورد. اما ترجمه ها و کارهای پژوهشی به راحتی کپی می شوند واکنون  می بینید که نوشته ها و تجربه های شخصی مرا نیز برمی دارند و با نام خود و تجربه خود منتشر می کنند.

شما در کشوری زندگی می کنید که دزدی آثار دیگران در آن کاملا رایج و کاری عادی است و کسی احساس شرم نمی کند. از این رو است که بسیاری از تذکر من تعجب می کنند و اعتراض می کنند که حالا مگر چه شده است و مگر آسمان به زمین آمده است! شما در کشوری زندگی می کنید که در فروشگاه هایش نرم افزارهای دیگران را با ارزش میلیاردها دلار به بهای هر CD هزار تومان می فروشند و روی آن کپی رایت به نام خود می زنند، کتاب های گران بهای دانشگاه های معتبرو انتشارات بزرگ بین المللی  را دوباره چاپ می کنند (به گفته خودشان افست می کنند)، نام انتشارات ایرانی را بر آن گذارده و تهدید به شکایت می کنند اگر کسی آن را کپی کند. کتاب های پزشکی، واژه نامه های آکسفورد، کتاب های تخصصی،  داروهای گرانبها، کالاهای صنعتی، موسیقی، فیلم و هر چه را که گیرشان آید، را کپی می کنند و می فروشند.

آیا شاهد آن نیستید که صنعت سینمای ایران در حال ورشکستگی است؟ آیا اعتراض و التماس هنرمندان ایرانی را ندیدید که از مردم خواستند که فیلم های کپی شده را نخرند و فرهنگ سینما را به خطر نیاندازند؟ ولی هیچ اتفاقی نیفتاد و کماکان می توانید «علی سنتوری» را بخرید در حالی که این فیلم به هر دلیل هنوز روی صحنه نیامده است ولی کپی اش را می توانید در میدان های شهر بخرید.

شما در کشوری زندگی می کنید که وزیر کشورش با مدارک قلابی با نهایت بی شرمی تا روز آخر ایستاد و حاشا کرد تا این که با اردنگ بیرونش انداختند ولی هنوز هم راست راست می گردد و هیچ دادستانی هنوز به سراغش نرفته است. ازمردم عادی کوچه و خیابان تا چنین مقامات حکومتی، برای همه شان دزدی آثار معنوی دیگران، نشستن در جایگاهی که شایسته اش نیستند و نشان دادن خود با آنچه که نیستند، امری عادی است، زرنگی و زبلی به حساب می آید و هیچ مشکل اخلاقی نیز حس نمی کنند. این که کار مرا برخی سختگیری بیش از حد می نامند، شاید بیشتر نشان گر این است که زشتی این کار دیگر برای بسیاری نمایان نیست و برایشان عادی شده است.

تا آنجا که به این ویلاگ بر می گردد، برخی نوشته ای را برمی دارند و به جای گذاردن لینک فعال، تنها نام وبلاگ مرا بدون لینک می آورند. نمادی از کوته نظری بی مرز که نمی خواهند خوانندگانشان با نویسنده اصلی آشنا شوند و مثلا جلوی اعتراض نویسنده را هم بگیرند که بله، اسم شما را گذارده ایم. این نیز یک گونه زبلی است. وقتی می بینم که ناگهان تعداد زیادی در گوگل به دنبال «آقا اجازه؟» یا «نویدار» می گردند، به خود می گویم باز کسی در جایی این گونه زبلی به خرج داده است. یک نمونه  روزنامه «فرهنگ آشتی» است که این کار را انجام داد. برخی دیگر نیز پای نوشته کپی شده نام مرا بدون لینک و بدون نام وبلاگ می گذارند و من به ناگاه می شوم نویسنده سایت آنها! در چند سایت نژادپرستان بنیادگرای ترک که ترجمه مرا از نوشته هفته نامه اشپیگل به نام  منشور حقوق بشر کوروش کبیر «یاوه بزرگ»؟ را خیلی دوست دارند، این کار را کرده اند. برای برخی نیز من شده ام آجر بالا انداز. نوشته مرا برمی دارند و هر چه می خواهند از آن حذف می کنند و یا در میان آن تفسیر خود را می افزایند و یک چیز جدید از آن می سازند. به عنوان نمونه سایت «وزارت خارجه اسراییل» و روزنامه «فرهنگ آشتی» را در خاطر دارم که این گونه کار کرده اند و دست آخر نام مرا نیز پای ملغمه جدید می گذارند. حال نامه هایی که برای من می آید و می گویند چرا در سایت وزارت خارجه اسراییل می نویسی، چرا برای جدایی خواهان ترک می نویسی و غیره، به کنار!

با دوستان وبلاگ نویس که سخن می گویم، آنها نیز همین دشواری ها را دارند. چه کنیم؟

یکی از دوستان جریان گفتگو با شما و تذکر به شما را برایم فرستاد. البته من در جریان کار آقای پورپیرار هستم. او نخستین کسی بود که این کار را کرد و دلیلی که پس از تذکر من آورد این بود که نوشته را کسی برای او با ایمیل فرستاده بوده است و در آن لینک جای دیگری بوده است. به هر حال از کسی که مدعی پژوهش در تاریخ است، چنین خطایی پذیرفته نیست. شما نیز که می گویید نوشته را از سایت آقای پورپیرار برداشته اید، نمی توانستید بدانید که این نوشته متعلق به آقای پورپیرار نیست ولی از آنجایی که گمان می بردید این نوشته مال اوست، باید لینک او را بالای آن می گذاشتید. در حالی که در سراسر آن صفحه ای از وبلاگ شما که نوشته در آنجاست، هیچگونه اشاره ای به این نشده است که این نوشته راچه کسی  به فارسی برگردانده است و این خطای شماست. به هررو، راه درست از دید من این است که بالای نوشته و زیر تیتر، لینک و منبع اصلی را آورده، توضیحی نیز بر شرح این جریان تاکنون بگذارید.

 بیایید با هم برای گسترش فرهنگ احترام به حقوق معنوی دیگران تلاش کنیم.

با درود،

نویدار

Advertisements

10 پاسخ

  1. یکی از عیب هایی که عدم رعایت کپی رایت برای ما داره اینه که در ایران کسی به ارزش واقعی و محتوایی نرم افزارها(حوزه خودم) توجه نمی کنه و خوشحاله که مجانی اونها رو بدون هیچ محدودیت به دست میاره در حالی که خبر نداره این مجانی بودن باعث میشه فرق محصولات مختلف و تلاش هایی مثل جنبش نرم افزارهای متن باز رو درک نکنه و همیشه سطحی نگر بمونه.

  2. مثلا همین وردپرس که وبلاگ شما روی اونه پلتفرمش رو تحت مجوز آزاد و متن باز منتشر کرده و هر کسی می تونه روی هاستهای دیگر با وردپرس وبلاگ راه بندازه اما آیا کسی که در ایران چشم بسته فقط کپی می کنه آیا ارزش این حرکت و این فرهنگ رو درک می کنه؟ این فرهنگی که خیلی هم به دموکراسی نزدیکه و شکل جدیدی از همکاری رو بین افراد و کاربران به وجود میاره؟ نه! کاربری که یک نرم افزار پولی رو مثل یک نرم افزار اوپن سورس استفاده می کنه اصلا ارزش های هیچ کدوم رو درک نمی کنه.

  3. سلام نويدار عزيز
    واقعا جاي تاسف داره كه بعضيا اينجوري بتونن از مطالب بقيه استفاده كنن (به چندتا از سايتايي كه توي «كوتوله زبل» معرفي كرده بودي سر زدم) و اصلا به روشون نيارن كه منبعي كه دارن ازش استفاده ميكنن چي و كي بوده؟!
    درضمن كه فكر كنم كه درواقع تا توي جامعه ما اين قانون كپي رايت جا نيفته و ماها از زحمتي كه ديگران در درست كردن يا نوشتن يه مطلب، يه برنامه و يا هرچيز ديگه كشيدن بدون هيچ قيمتي استفاده (بهتره بگيم سواستفاده) ميكنيم،‌داستان اداه خواهد داشت.

  4. جناب نویدار٬ حال با همه ی این تفاسیر و تذکرهای به راستی مهم٬ تصور کن که همین نوشته‌اَت را هم بر‌می‌دارند و در باب اهمیت کپی‌رایت به نام خود چاپ می کنند!
    ==============================
    اگر این کار سبب شود که حساسیت پیرامون حقوق معنوی دیگران بالاتر رود، اشکالی نیست.
    شاد باشی،
    نویدار

  5. در همین رابطه از وبلاگ باران در دهان نیمه باز

  6. اگر این کار سبب شود که حساسیت پیرامون حقوق معنوی دیگران بالاتر رود، اشکالی نیست.
    شاد باشی،
    نویدار
    ———————————–
    خب این درباره ی موارد دیگه هم میتونه صادق باشه؟چرا؟

    آیا تا به حال شده شما هم کپی رایت رو رعایت نکنید؟اگه آره، آیا شده گندش هم در بیاد؟اگه آره، شما چه توجیهی داشتید؟

    ایکاش علاوه بر موعظه، کمی در رابطه با قانون مالکیت های فکری و ابعاد فلسفی و حقوقیش توصیح می دادید چون من فکر می کنم هنوز خیلی ها این موضوع و حق رو درک نکردند.
    ===========================
    قانون مالکیت های معنوی چیز جدیدی نیست و گمان نکنم کسی دست در این کارها داشته باشد و نداند جریان چیست. کمی در اینترنت بگردید و به اندازه کافی اطلاعات خواهید یافت و نیازی به این نیست که من بیایم در باره ابعاد فلسفی و حقوقی آن توضیح بدهم. موعظه نیز کار من نیست و من تنها از این که نوشته های من به سرقت می روند، ابراز ناخرسندی کرده ام. چه چیزی باعث شده که شما این را موعظه بدانید؟

  7. سلام

    من با کلیت حرفتون (یعنی مخالفت با دزدی از مطالب وبلاگ ها) موافقم. فقط یک نکته در مورد مسئله دزدی فیلم.
    خواهر من و تعدادی از دوستانم در سینمای ایران فعال هستند و تقریبا همه شان می گویند بعد از آن برنامه سینماگران ایرانی و درخواستشان از مردم که «فیلم دزدی نخرید» ماجرای فروش سی دی فیلم ها سر چهارراه ها خیلی خیلی کمتر شد. شاید حتی به کمتر از ده درصد رسید.
    نمی گویم که مردم در اثر درخواست سینماگران دیگر فیلم دزدی نخریدند. نکته این بود که بعد از آن ماجرا نیری انتظامی یک عملیات گسترده انجام داد و ماجرا را جمع کرد.

    قربان شما
    =============================
    حالا جالب اینجاست که ما قانون ملی کپی رایت داریم. یعنی کالاهای داخلی تحت حمایت هستند و با این وجود کپی های گسترده از کالاهای داخلی صورت می گیرد. حال نرم افزارها و کالاهای خارجی کاملا بی پناه مانده اند و کپی آنها کاملا آزاد است.

  8. جناب نویدار ایکاش ابتدا به سوال هایم پاسخ می دادید، مخصوصا اولین سوال، چون حس کردم خودتان هم در این باره دچار خلا هستید.
    منظورم هم از موظه این بوده که، می توانستید بیشتر روی ذهن مخاطب هایتان تاثیر بگذارید.
    ===============================
    از کجا ابن را حس کردید؟ علم غیب دارید؟ به جز این، پاسخ من هر چه باشد، باز هم هیچ فرقی نمی کند. اگر بگویم من هم چیزی کپی کرده ام، احیانا خواهید گفت: پس اول یک سوزن به خود … اگر بگویم تاکنون این کار را نکرده ام، شاید بگویید مگر می شود؟ و باز بر می گردیم جای اول که الان نیز هستیم.
    نخیر دوست عزیز، سرقت آثار معنوی دیگران زشت است. حال چه من یا شما این کار را کرده باشیم چه نکرده باشیم. فرقی نمی کند. بپذیریم که این کار نادرست است و بکوشیم که آگاهی عمومی بالا رود.
    در ضمن واژه موعظه نابجاست و پاسخی برایش ندارم. اگر شما بهتر می توانید روی دیگران تاثیر بگذارید، بفرمایید. هر چه دوست دارید در این راستا بگویید.

  9. سوال اول را به خاطر جوابی که به دوست دیگرمان دادید، پرسیدم.
    «اگر این کار سبب شود که حساسیت پیرامون حقوق معنوی دیگران بالاتر رود، اشکالی نیست.
    شاد باشی،
    نویدار»
    از سوال دوم هم قصد دریافت چنین برداشتی که شما عنوان کردید نداشتم و فقط می خواستم از بیان پاسخ، خوانندگان از واقیعتی تاثیر گذار بهرمند شوند که… . من خودم بار ها قانون کپی رایت را نقض کرده ام البته نه در مورد محصولاتی که خرید و استفاده از آنها در داخل کشور امکان پذیر است.
    بنده اگر می توانستم حتما چنین کاری می کردم. اما نمی توانم چون نه قلم شما را دارم و نه تجربه شما را. من با پیشینه ای که از نوشته های شما در این وبلاگ دیده ام، چنین در خواستی از شما داشتم، حالا نمی دانم چرا از من رنجیده اید.
    پیروز باشید
    ===================================
    نه من از شمانرنجیدم.
    آن پاسخ را تنها و تنها در رابطه با نوشته خود دادم که به من تعلق دارد و می توانم تصمیم بگیرم که ایا کسی آن را کپی کند یا نه. در باره آن چه که به دیگران تعلق دارد، چنین دیدی ندارم.
    در باره سوال دوم نیز همان گونه که گفتم، کپی آثار دیگران زشت است حالا هر کسی چون من این کار را کرده باشد یا نکرده باشد. واقعیت تاثیرگذاری هم در این نیست. هدف تلاش برای بالابردن این آگاهی و حساسیت است که به مالکیت معنوی دیگران احترام گذارده شود.

  10. navidar aziz, az tarigh in site rahat tar mitooni peygir

    dozdihaye adabi bashi:

    http://www.copyscape.com/

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: