«مویه بر کشته‌های غزه»

این نوشته را از رادیو فردا می آورم که عبدالوهاب مددب، شاعر، مقاله‌نويس و فيلسوف تونسی درروزنامه آلمانی فرانکفورته روندشاو و روزنامه فرانسوی لوموند منتشر کرده است. بهتر از این نمی شد آن چه این روزها گذشته است را بیان کرد.

=======================================================

روزنامه آلمانی فرانکفورته روندشاو و روزنامه فرانسوی لوموند مطلبی را از عبدالوهاب مددب، شاعر، مقاله‌نويس و فيلسوف تونسی، منتشر کرده‌اند که از گفتار رادیویی او در برنامه هفتگی‌اش در راديو Medi-۱ اقتباس شده است.

  • این مطلب، بدون اظهار نظر در باره محتوای آن، صرفا از آن رو ترجمه و در وب‌سایت رادیو فردا منتشر می‌شود که بازتاب دهنده یکی از نگاه‌های موجود در میان مسلمانان به بحران اخیر غزه است.

«سال نو شد؛ با غم و ماتم. با ماتم و غم رويدادهای غزه، رويدادهايی که نشان‌دهنده شرم‌آورترين وجوه بشری است. در برابر چشمانم سر بر می‌آورد با تمامی عريانی‌اش، بيزاری و انزجار مطلق از آنچه بشر قادر به انجام آن است.

انزجار از کسانی که خود را به گونه‌ای تحمل‌ناپذير «قربانی» می‌خوانند.

انزجار از آنانی که از جنگ الکترونيکی و انتزاع آن به گونه‌ای بهره می‌گيرند که جنگ‌افروزان را از گناه مرگ و نيستی که در همه جا می‌گسترانند، تبرئه کنند.

انزجار و نفرت از خودِ اين جنگ، که بررغم گزافه‌ و مبالغه در دقت و ظرافت هدف‌گيری‌ها، پيوسته کودکان و بی‌گناهان در شمار قربانيان‌ آن است.

نفرت و انزجار از حماس، که با اعمال تحريک‌آميز بسيارش آتش‌بس را نقض کرد، با آتش‌بازی راکت‌های بی‌قدرت و بی‌ارزش خود تنها آسيب حداقلی به بار آورد. حماس می‌دانست که اين آتش‌بازی به تلافی و انتقامی وحشتناک منتهی می‌شود، اما هيچ هوشياری و دورانديشی به کار نبست: در همان نخستين روز جنگ، مدرسه پليس حماس برای ۱۵۰ کارآموز خود جشن فارغ‌التحصيلی بر پا کرده بود. بدين ترتيب دشمن به سور خوشامدگويی خود نشست: حمله موشکی که ۶۰ نفر از ۱۵۰ کارآموز را به کام مرگ کشاند.

انزجار و نفرت از اسرائيل که راکت‌های مضحک و احمقانه حماس را بهانه تلافی وانتقام وحشيانه خود کرد. پيشرفته‌ترين فناوری‌ها صرف نابودی دشمنی شد که ابزارهای جنگی‌اش ابتدايی است.عامدانه می‌گويم که آتش‌بازی حماس مضحک بود و ابتدايی و احمقانه که عدد و رقم‌ها خود گويا است: در چند سال گذشته هزاران راکت حماس که به اسرائيل آتش شد ثمری نداشت جز يک کشته و چيزی حدود ۲۰ زخمی.

و من اينجا خود، آلوده اين نفرت و انزجار شده‌ام که می‌بينم دليل‌آوری‌ام همراه با بهره‌گيری از اين عدد و رقم‌های موحش و هولناک است.

نفرت و انزجار بر گفتار نصرالله که به مصر ناسزا می‌گويد که گذرگاه رفح را نگشود، که اگر می‌کرد صحرای سينا به اردوگاه آوارگان فلسطينی بدل می‌شد و صحنه نبرد گسترده‌تر.

انزجار و نفرت دوباره از نصرالله که در نطق‌های آتشين خود پس از شروع عمليات زمينی، از اعضاء حماس می‌خواهد  که برای دست يافتن به «پيروزی الهی» هر چه ممکن است از سربازهای يهودی بکشند. لابد از نوع پيروزی کاذب و ساختگی که منجر به ويرانی لبنان در سال ۲۰۰۶ شد، و خود «خدايی‌اش» خواند.

انزجار و نفرت بر کشورهای عربی ـ مصر، عربستان سعودی، امارات ـ که گروه‌های پزشکی خود را به رفح اعزام کردند تا زخمی‌های فلسطينی را بين خود تقسيم‌ کنند، تا جبرانی باشد بر عجز و ناتوانی‌شان، تا بدون آنکه تلاش چندانی به خرج داده باشند، وجدانی آسوده برای خود دست و پا کنند.»

Advertisements

13 پاسخ

  1. هميشه و هر روز براي خوندن نوشته هاي شما نه بي قرار كه منتظرم!
    تا الان كه اولين باره كه كامنت مي زارم و يه خسته نباشيد بهتون مي گم.
    توشته واقعا تاثر بر انگيزه.
    فقط فكر كنم منظورتون راديو فردا باشه كه اشتباها راديو زمانه نوشتيد.
    موفق باشيد.
    ================================
    بله، اوج یک تراژدی! از تذکر شما هم ممنونم.
    نویدار

  2. نمی دانم اگرجناب شاعر خود در شهرغزه زیر بمبارانها بودند بازهم اینگونه شعرشان می آمد یانه ؟یادم است هنگام بمباران وموشکباران تهران درکوچه ما که خالی شده بود وفقط مامانده بودیم ویک خانواده یک افسر ارشد ارتشی هرچه دور و بر رانگاه می کردم شاعر و ماعری نمی دیدم .

  3. من هم مانند علیرضا اغلب نوشته های شما را می خوانم و لذت می برم. البته در مورد اسراییل و غزه صرفن متفاوت از شما فکر می کنم. نه اینکه انزجار و یا تحلیل و تفسیر شایسته نباشد، بلکه در حالت حاضر چیزی در جهت بهبود نیست. قبول کنید اگر سنجیده نظر ندهیم تنها آثار نامطلوب به بار می آورد. حرف های «کلی» اغلب نتیجه ی منفی بیشتری دارند تا مثبت. و اگر اجازه بدهید، فکر می کنم گفتار شما در این مورد تا حدودی کلی-گویی است.
    ========================================

    البته امیدوارم متوجه شده باشید که این نوشته از من نیست. در باره نوشته های خود، نمی دانم کجایش کلی گویی است. اگر هم باشد، اشکالی هم ندارد، که نیست. تلاش من بیشتر این بود که با کمی فاصله از این رخ دادها دیدگاهم را بگویم. یاد همه بیاورم که حماس با کمک اسراییل بزرگ شده است، که ایران نقش مخرب ایفا می کند و جای دیگر چون در چچن چشمش را بر روی نسل کشی گسترده روسها بسته است و بسیار موارد دیگر.
    هیچ کدام این ها کلی گویی نیست.
    شاد باشید،
    نویدار

  4. ننگ و نفرت بر سرمایه داری جهانی که جهان را به غزه تبدیل کرده است و سلاح های تولیدیش را امتحان می کند. ننگ و نفرت بر صدام ها، طالبان ها و حکومت های اسلامی که مردم را به بهای ناچیزی به سرمایه داری جهانی می فروشند. ننگ و نفرت بر حکومت نژادپرست اسراییل و ننگ بر کسانی که چشمهایشان را بر روی حقایق می بندند.
    شادباشی

  5. اين نقطه كوچك آبي كم رنگ دور افتاده در گوشه اي از كيهان و خاورميانه اي كوچكتر و فلسطين و اسراييلي بسيار ريزتر و اين همه تنش و كشمكش براي 60 سال!!؟ حتي اگر قرار باشد به مسئله به گونه اي ديني نگاه كنيم(همان كاري كه صدا و سيماي ايران مي كند) خدا مطمئنا از انسانها- برترين مخلوقاتش- انتظار بيشتري دارد. مسئله همان روح انسان خاورميانه ايست. سنت شكني مي كنم و براي اولين بار در وبلاگي دو نظر مي دهم (اولي همان پيشنهاد وبلاگ انگليسي بود.) چرا كه مطالب تامل برانگيزتان مرا به نظر دادن وا مي دارد.
    ==================================
    با سپاس! سخن من نیز همین است که از انسان قرت بیست و یکم پیش از اینها انتظار می رود. اگر روزی کمی بیشتر به آرامش برسم، حتما وبلاگ به زبان دیگر را نیز به راه خواهم انداخت.
    شاد باشید

  6. D9F* (G -CHE* A’4J3*J ,EGH1I ‹3
    =============================
    متاسفانه نوشته شما خوانا نیست.

  7. بر دولت ایران ایرادی وارد نیست.
    ایراد از مردم بیسواد، بی اطلاع، چشم و گوش بسته، ظاهربین و نفهم ایرانه.
    یکی از رهبران حماس گفته که بر اسرائیل پیروز میشیم همونطور که یزید بر حسین پیروز شد. اینجا رو بخونید: http://news.gooya.com/politics/archives/2009/01/082140.php

  8. یک نگاهی هم به کمک های ایران به حماس بندازید:

  9. من از اين نوشته شما در اينجا http://cs82.blogfa.com/post-50.aspx استفاده كردم.
    اگه اشكالي داره بفرمائيد بر دارم.

  10. سلام

    انزجار و نفرت بر بی سوادی که باعث می شود عده ای بتوانند سیاه را سفید و سفید را سیاه نشان دهند.
    و انزجار و نفرت بر آنانی که با قدرت طلبی و جاه طلبی به بهانه های واهی به دنبال ایجاد جنگ صلیبی هستند.
    آنچه بر سر مردم غزه می رود واقعاً تاسف انگیز است. آنان قربانیان و سپر گوشتی دین داران بی دین حماس هستند تا دیگرانی نانی به غفلت خورند و سری در سرها در بیاورند.

  11. روزی مردی به قهوه خانه ای رفت و پس از بستن اسبش برای صرف چای بدرون قهوه خانه رفت. در این میان دزدی آمد و اسب او را ربود. وقتی بیرون آمد دید که اسبش نیست و داد و فریاد کرد. هر کسی چیزی گفت، یکی گفت حتما اسبت را خوب نبسته بودی. دیگری گفت چرا حواست نبود. سومی گفت می سپردی به کسی. دیگری گفت چرا طویله نبرده بودی و …. بدین صورت هر کس چیزی می گفت. مرد با شنیدن این انتقادات رو به مردم کرد و گفت مثل اینکه بی گناهترین فرد در این میان خود آقا دزده است!
    با خواندن کامنت ها و نوشته بالا، یاد این حکایت که حکایت امروز مردم ماست افتادم. بیچاره مردمی که از خاکشان بیرون رانده شده و پدران، برادران و فرزندانشان براحتی و در مقابل چشم جهانیان قتل عام شده اند اما کسی آنها را مجاز حتی به پرتاب سنگی به سمت قاتلین خود نمی داند! مگر نه اینکه بیرون راندن انسانها از خانه و کاشانه شان (طبق فرموده خداوند) از کشتن شان هم بدتر است؟ پس چطور افرادی به خود اجازه می دهند چنین اراجیفی را به ذهن خود راه داده و این چنین حق بجانب صحبت کنند؟
    ========================================
    بدون توجه به این که چه کسی چگونه در این باره سخن می گوید، مهم این است که راه حل چیست. آیا شما به جز سنگ و موشک پرت کردن راه دیگری به ذهنتان می رسد؟ بحث این است که با این کارها مشکلی حل نشده. ایا شصت سال برای درک این که با شکوه و خود را قربانی جازدن هیچ نتیجه ای به دست نیامده است، کافی نیست؟ انسان هوشمند باید به نقد بنشیند و هدف از این انتقادها که گویا به مذاق برخی خوش نمی آید، همین است.

  12. با احترام به نظر جنابعالی، با این جمله شما «… شکوه و خود را قربانی جا زدن…» موافق نیستم و حداقل آن را نشانه کم اطلاعی شما از تاریخ منطقه و جریانات اتفاق افتاده در گذشته و حال می دانم. حداقل چیزی که من و شما از این مردم می توانیم یاد بگیریم این است که مردن بهتر از ترک وطن و سپردن آن بدست بیگانه و دشمن است و اگر پدران آنها هم اینگونه عمل کرده بودند فرزندانشان به این بیچارگی و آوارگی نمی افتادند. با شما موافقم که اولین شرط نقد کردن هوشمندی و آگاهی است اما موافق هوشمند بودن بطور خاص نویسنده مقاله فوق الذکر و بطور عام اعراب نیستم!. بلاهت اعراب چیزی است که تقریبا تمام ملل جهان به آن معترفند و باید به آن ترس و بزدلی و راحت طلبی را هم اضافه کرد.
    موفق باشید.
    =========================================
    نمی دانم دسترسی شما به منابع گوناگون چقدر است. ولی پیشنهاد می کنم که با فلسطینی ها مستقیم تماس بگیرید و مواضع آنها را از زبان خودشان و از منبع دست اول بشنوید. در این راستا به دیدگاه های الفتح و دیگر سازمان های عضو سازمان آزادی بخش فلسطین (PLO) بپردازید.
    با کاربرد واژه های کلیشه ای توهین آمیز چون «بلاهت اعراب» و «ترس و بزدلی و راحت طلبی» ابدا موافق نیستم. چنین سخنان را تنها از زبان برخی از ایرانیان می شنوید. گمان نکنم که شما بررسی کرده باشید که نشان دهد که «تقریبا تمام ملل جهان» معترف به چنین چیزی باشند. این حرفها را تنها در ایران می شنوید و نه جای دیگر. من چنین چیزهایی را در جایی به جز ایران نشنیده ام.
    این را نیز توجه داشته باشید که در حال حاضر تمام کشورهای عربی به جز عربستان سعودی از نظر گشایش و رفرم جامعه های خویش و برنامه های اقتصادی از ایران پیش افتاده اند. تنها کافی است که به تک تک این کشورها بنگرید، آنها را با ده سال پیش خودشان مقایسه کنید و همین کار را در مورد ایران نیز انجام دهید. سپس ببینید به چه نتیجه ای می رسید.
    شاد باشید،
    نویدار

  13. فیلمهای هالیوودی، کتابهایی مثل سقوط 79 و برنامه های ماهواره ای کشورهای غیر عرب و مسلمان و … می تونن منبع خوبی برای نوع نگرش غربی ها و غیر عربها به اعراب باشند. نظرات مردم کشورهای مسلمان غیر عرب را هم از خودشون پرسیده ام و جالب اینه که عربها را دزد می دانند! بهر حال با پیشرفت برخی کشورهای عربی مانند امارات در سایه مدیریت صحیح و تکیه بر نیروهای مجرب خارجی هم موافقم. علت عقب ماندگی کشور ما هم که نیازی به گفتن ندارد. اگر منظور شما از رفرم حق آزادی بیان از نوع حکومتی آن (یعنی تعریف از حکومت) در این کشورهاست که ما هم آن را داریم. اما اگر منظور شما آزادی به معنی واقعی کلمه است (حق انتقاد از حکومت، انتخابات آزاد و حق آزادی بیان) فکر نمی کنم در کشورهای خاورمیانه و عربی بجز اسرائیل چنین آزادی وجود داشته باشه.
    گذشته از همه این حرفها من پیشرفت یک کشور را در وحله اول در پیشرفت فرهنگی آن می بینم که با این حساب کشور ما در رده های آخر جهانی قرار می گیرد و بخش بزرگی از عقب ماندگی کشورمان را ناشی از عقب ماندگی تاریخی فرهنگی آن می دانم. پیشنهاد می کنم مقاله مهندس بازرگان را که سال گذشته درباره مشکلات پیش روی دولت دکتر مصدق در مواجهه با ملت ایران در روزنامه شرق برای اولین بار چاپ شده بود بخوانید. این مقاله مربوط به 1335 یعنی 3 سال بعد از کودتای 28 مرداد است اما بخوبی با شرایط حال حاضر کشور ما منطبق است.
    موفق باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: