گزارش اشترن در باره اعتیاد در ایران وهوچی گری خبرگزاری فارس

هفته نامه آلمانی اشترن در شماره 46 سال 2008 گزارش کامل و پر عکسی را به وضعیت اعتیاد در ایران و مبارزه ایران با اعتیاد منتشر کرده است. متاسفانه لینک این نوشته قابل دسترسی نیست و اشترن لینک این گونه گزارش ها را پس از چند هفته می بندد. در این گزارش اشترن به گستردگی اعتیاد و عواقب آن همراه با عکس هایی از جاهای گوناگون تهران و مصاحبه با معتادان و زنان خودفروش معتاد پرداخته است. هدف من در اینجا پرداختن به محتوای نوشته اشترن نیست چون آن را ندارم (اگر کسی ان را برایم بفرستد، آن را به فارسی بر خواهم گرداند و در اینجا خواهم گذارد). در اینجا می خواهم به هوچی گری خبرگزاری فارس و وبلاگی با نام «روزنامه نگار منتقد» (مریم سلیمی) بپردازم. روشن است که کسی که نام «روزنامه نگار منتقد» را بر خود می نهد، باید انتظار این را نیز داشته باشد که موشکافانه تر به او نگریسته شود. البته چارچوب فکری هردو را تحریف خبر اندیشه و هوچی گری حکومتی تشکیل می دهد و لی موضوع طرح شده در اینجا ارزش و اهمیت آن را دارد که این کار نادیده گرفته نشود، هر چند که یک وبلاگ (چه وبلاگ او یا من) آن بازتاب گسترده چون یک خبرگزاری را نداشته باشد.1

گزارش هفته نامه اشترن با تیتر «ایران: مرداب اعتیاد» آغاز می شود: «هیچ کشوری در جهان به این میزان معتاد ندارد و شرایط به گونه ای اسفبار است که دولت به پخش سوزن تزریق و متادون می پردازد؛ برنامه ای یاری گسترده با نظر موافق ملایان.»

از آنجایی که دسترسی به مقاله نداشتم، تنها نوشته های روی عکس ها را تا آنجا که می شد خواند، برگردانده ام. عکس ها را نیز از همین وبلاگ روزنامه نگار منتقد برداشته ام:

– «خدا را شکر می کنم، اگر کسی فقط تریاک بکشد.»3

– شَهرناز، زن تنهای بچه دار در در اتاق خود گرم تنفس دود «کراک» از درون یک لوله شیشه ای است. شمار معتادان زن رو به افزایش است.

– جنوب تهران بزرگترین منطقه باز معتادان در خاورمیانه است.

از آنجا که هفته نامه اشترن را بسیار خوب می شناسم، می دانم که این گونه گزارش ها بر اساس پژوهش طولانی و با عکس های رنگی بزرگ در چندین صفحه منتشر می گردند. گزارشگر روی یک موضوع تمرکز می کند و آن را از همه جوانب ممکن و قابل دسترسی بررسی کرده، گزارش را می نویسد. همان گونه که روزنامه نگاری حرفه ای2 در یک جامعه دمکراتیک باید باشد.

حالا ببینیم روزنامه نگارهای ما به این گزارش چگونه برخورد می کنند:

خبرگزاری فارس آمده در اینجا خبر را اینگونه نشان داده است:

نخستین تلاش برای وارونه نگاری (آن هم به شکلی بسیار ابلهانه) در این است که پرچم رسمی دولت آلمان را گذارده است که این گونه القا کند که این یک جریان هدایت شده دولت آلمان است. سپس نوشته است: « قطعاً ديدن اين تصاوير، دل هر ايراني را به درد مي‌آورد اينكه چرا هنوز تصاوير فوق دل سفير ايران در آلمان را به درد نياورده و چرا رسانه‌هاي ما نسبت به حركت‌هاي رسانه‌اي مذكور بي‌تفاوتند، سوالي است كه مسئولان بايد به آن پاسخ fars2دهند.» البته تصاویری در این صفحه نیست و معلوم نیست که خبرگزاری فارس کدام تصاویر را در نظر دارد. هیچ لینکی هم به منبع اصلی «روزنامه نگار منتقد» داده نشده است. بقیه نوشته از این وبلاگ است که نام آن را «مخدوش کردن چهره ایرانیان در رسانه های آلمان» گذارده است. هوچی گری خبرگزاری فارس در این عکس و درآمدی است که در ابتدا به نظر می آید که خود نوشته است و از سفیر ایران در آلمان طلبکار شده که چرا ساکت است و این عکس ها دل او را به درد نیاورده است و چرا رسانه های «ما» بی تفاوتند. مسئولان نیز باید به آن پاسخ دهند. البته همین چند خط را نیز از وبلاگ برداشته ولی با گذاردن «خبرگزاری فارس:» آن را صاحب شده است و نویسنده وبلاگ نیز که خود را منتقد می نامد، به این مورد گویا انتقادی ندارد.

خبرنگار هوچی گر و بی نام «سرويس فضاي مجازي» خبرگزاري فارس با همین چند خط (بدون خواندن مطلب وبلاگ) این پیام ها را القا می کند:

دولت آلمان پشت این «حرکت رسانه ای» است. (کافر همه را به کیش خود پندارد)

عکس ها قلابی هستند و یا اغراق شده.

سفیر ایران در برابر توطئه بی تفاوت است. رسانه های «ما» هم بی تفاوتند. یعنی: تنها ما هستیم که دلمان به درد آمده.

مسئولان باید پاسخ دهند که چرا چنین گزارشی (که شاید فکر می کنند دروغ است) در آلمان منتشر شده است. یعنی مثلا سفیر آلمان باید احضار شود و به او تذکر د اده شود.

چهره ایرانیان مخدوش شده است. یعنی مثلا چنین چیزی در ایران وجود ندارد و اگر هم باشد کسی نباید آن را نشان دهد وگرنه چهره ایرانی مخدوش می شود.

حال به هوچی گری اساسی نویسنده وبلاگ «روزنامه نگار منتقد»،مریم سلیمی بپردازیم:

او می گوید: «مجله اشترن … با چاپ تصاويري نامناسب از چهره چند مرد و زن معتاد و يك زن هرزه ، ايران را كشوري معرفي كرده كه هيچ جا به اندازه آن مواد مخدر ندارد. مواد مخدري كه بدون قيمت در اختيار افراد معتادي قرار مي گيرد كه بينشان متادون و سرنگ تقسيم مي شود. اين مجله اينها را الطافي از سوي روحانيت مي داند.«

خانم سلیمی:

این تصاویر مناسب یا نامناسب، همگی واقعی هستند و می توانید صدها برابر آنها را خود در شهر بگیرید. بنابراین گزارش اشترن کاملا درست است.

آن زن «هرزه» (چه واژه زشتی را برای نشان دادن بی تفاوتی و فاصله خود با این پدیده رو به گسترش در ایران به کار برده اید) در جامعه ایران واقعیت دارد و غیر ممکن است خیابان های بیشماری را در تهران بپیمایید و آنها را نبینید. بنابراین گزارش اشترن درست است.

تلاش ارگان هایی از دولت و مددکاران اجتماعی برای کمک به معتادان، کنترل آنها، قطع ارتباط آنها با قاچاق فروشان و کنترل بهداشت آنها از راه پخش سرنگ و متادون و غیره، کاری است کاملا درست، انسانی و در راستای مبارزه با اعتیاد، جلوگیری از گسترش ایدز و غیره. اشترن این کارها را «با نظر موافق ملایان» دانسته است و شما این گونه القا کرده اید که گویا اشترن می گوید روحانیت مواد مخدر پخش می کند. این یعنی هوچی گری درجه یک! منظور از کاربرد واژه «ملایان» حکومت اسلامی است. این را نمی توئان به حساب عدم آشنایی شما به زبان آلمانی گذاشت. اگر رعیت امانت در ترجمه کرده بودید، ملایان را روحانیت ترجمه نمی کردید. روحانیت واژه دیگری دارد.

این جمله «: مجله اشترن … با چاپ تصاويري نامناسب از چهره چند مرد و زن معتاد و يك زن هرزه ، ايران را كشوري معرفي كرده كه هيچ جا به اندازه آن مواد مخدر ندارد. مواد مخدري كه بدون قيمت در اختيار افراد معتادي قرار مي گيرد كه بينشان متادون و سرنگ تقسيم مي شود. اين مجله اينها را الطافي از سوي روحانيت مي داند.» کاملا نادرست است و پرداخته ذهن شماست. اشترن می گوید: «: «هیچ کشوری در جهان به این میزان معتاد ندارد و شرایط به گونه ای اسفبار است که دولت به پخش سوزن تزریق و متادون می پردازد؛ یک برنامه یاری گسترده با توافق ملایان.» بفرمایید کجای این حرف نادرست است؟ و اگر حقیقت دارد کجای این سیاست نادرست است؟

جای دیگر نوشته اید: همچنين در كنار زني كه در حال مصرف مواد است نوشته: وقتي كه يك دود مي گيرم، از خدا تشكر مي كنم.» نخیر خانم سلیمی! آنجا نوشته است: « «خدا را شکر می کنم، اگر کسی فقط تریاک بکشد.» و همانجا توضیح داده است که کسی که این را گفته است، یعنی همان شهرناز، گرم کشیدن «کراک» است. یعنی شما باید این را بخوانید: کسی که به کراک اعتیاد دارد، خدا را شکر می کند اگر کسی را ببیند که فقط تریاک می کشد. ببینید اشترن چه نوشته و شما چه خوانده اید!

سوال پایانی شما نیز جالب است: «حال يك سئوال ديگر: چگونه است كه يك مجله كه خود ادعاي پيشرو بودن در متبلور كردن خلاقيت جوانان آلماني را دارد،‌ به خود اجازه مي دهد كه خلاقيت جوانان ايران را در مصرف مواد مخدر خلاصه نمايد؟»

این برداشت جعل شماست و اشترن چنین کاری نکرده که حال چنین سوالی طرح شود. ذهن باید تخدیر شده باشد که از نوشته ای که پیرامون اعتیاد گسترده در ایران با بالاترین میزان معتاد در جهان تهیه شده است، این نتیجه را بگیرد که گویا هفته نامه اشترن خلاقيت جوانان ايران را در مصرف مواد مخدر خلاصه نموده است.

در وبلاگتان دیدم که 12 سال است که در کار روزنامه نگاری هستید و لیست طولانی از فعالیت ها و جایزه هایتان را نیز آورده اید. کاش برای ما تعریف می کردید که منظورتان از روزنامه نگار منتقد چیست. چگونه می توانید نوشته اشترن را بخوانید و آن را چنین وارونه جلوه دهید، شیپور را از سر گشادش بزنید و خواستار آن شوید که سفیر ایران در آلمان بازخواست شود؟ مگر جامعه آزاد و دمکرات آلمان تیول گروهی بی قانون، اقتدارگرا و مستبد است که بشود رسانه ها را زیر کنترل دولتی برد و یا ممنوع کرد؟

پس از 12 سال دیگر نمی شود گفت که حرف های بچه گانه زده اید. یکی از پایه ای ترین اصول روزنامه نگاری و به ویژه نوع انتقادی آن دوری از قدرت سیاسی و حکومت و استقلال کامل است. در حالی که وبلاگ شما پر است از این چیزهایی که نباید باشد و من هیچ چیز انتقادی در هیچ زمینه ای در آن ندیدم.

دوست دارم در وبلاگ شما نوشته ای از یک روزنامه نگار منتقد در باره مساله اعتیاد در ایران و یا خودفروشی زنان بخوانم. اگر متن کامل نوشته اشترن را دارید، آن را برایک بفرستید تا به فارسی برگردانم و سپس بحث را ادامه دهیم.

======================================================

پانوشت در پنجم ژانویه 2009 (16 دی 1387)

برخی از خوانندگان این نوشته برای من پیام فرستادند که لینکی که در بالا به نوشته خانم مریم سلیمی گذاشته شده، نادرست است. امروز لینک را دنبال کردم و در کمال ناباوری دیدم که خانم سلیمی نوشته خود را بدون هیچ گونه توضیحی برداشته است. اگر این لینک روزنامه نگار منتقد رادنبال کنید، به چاله سیاه خواهید افتاد. انگار نه انگار که در آنجا نوشته ای پر از پیش داوری و هوچی گری و تحریف بود.

نمی خواهم زیاد به او بپردازم که سایر نوشته هایش نیز در همان سطح آن مقاله ای است که به این روش یواشکی بدون توضیح حذف کرده است. به نوشته نوآم چامسکی بنگرید که همه اش را از کتاب و نوشته های این و آن برداشته و یا آخرین نوشته که نامش را «یک گزارش نفتی – تحلیل محتوایی » گذاشته که پیرامون قیمت نفت است. او می گوید: «برای تهیه این گزارش کلیه اخبار نفتی منتشره از ابتدای فروردین تا ۱۱ دی ۸۷ (آخرین روز از سال ۲۰۰۸) را مطالعه کردم و پس از تحلیل محتوای حدود ۵۰۰ صفحه از اطلاعات و اخبار نفتی، آن را در کنار مصاحبه هایی که با کارشناسان و نمایندگان مجلس داشتم ، قرار دادم و با ارائه تحلیلی کلی، به نتایجی در قالب گزارش ذیل رسیدم

چنین چیزی در دو هفته ممکن نیست و یک پایان نامه لیسانس  می تواند باشد. از این رو بدون آن که بگردید، می توانید بگویید که این تنها می تواند انشاء نویسی باشد. خواندن اخبار خبرگزاری فارس، سایت آفتاب و غیره و خلاصه کردن آنها در یک نوشته که گزارش تحلیلی نیست. همان خلاصه نویسی است. البته از آنجا که خبرگزاری فارس هم گویا چیزی نمی گوید، شاید خانم سلیمی برای آنها کار می کند. اگر در اروپا یا آمریکا کسی برای جایی کار کند و بیرون آنجا نتایج کارش را به نام خود منتشر کند، پوستش را می کنند.

به هر رو چیزی که نوشته و منتشر شد، دیگر قابل پس گرفتن نیست. تنها می توان بر آن نقدی نوشت و دیدگاه خود را اصلاح کرد. این راه حرفه ای و اخلاقی است؛ چیزی که بسیار ارزش دارد. این که انسان رشد اندیشه خود را نشان دهد که از کجا به کجا رسیده است. البته چنین کاری شجاعت نیز می خواهد.  برهنه گشتن در برابر دیدگان دیگران کار هر کس نیست. سنگ روی یخ کردن نویسنده وبلاگ «آقا اجازه؟» نیز هنر نیست و همانگونه که می بینید، آسان است.

به هر رو، خانم سلیمی روزنامه نگاری را آن گونه که نباید باشد، به نمایش می گذارد. دوست داشتم اینها را در پیامی خصوصی به او بگویم ولی از آنجا که نوشته ای که پایه نوشته من بود را حذف کرده است، ناچار به توضیح در اینجا شدم. هدف این پانوشت نیز تحریک به اندیشه و تغییر روش است.

Advertisements

13 پاسخ

  1. متشکرم.

  2. اقای نویدار من با نوشته شما کاملان موافقم چیزی که پیدا است این خانم از مطبوعات المان بی خبر است واقعن از این جمله(خواستار آن شوید که سفیر ایران در آلمان بازخواست شودبسیار خندم گرفت. تفکر روزنامه نگاره خاورمیانی را نشان میدهد . خبرگزاری فارس هم که صدای فاشیست مذهبی ایران است انتظاری ازش نیست

  3. موضوع مثل روز براي من روشن است، و با مطالعه اولين پاراگراف تا آخر آن را خواندم كه قرار است چه بنويسيد. گمان مي‏كنم ادامه بحث بعد از ترجمه بي‏فايده باشد. بحث، منطق و استدلال نياز به يك سري حداقل‏هاي دارد كه خبرگزاري فارس و برخي از وبلاگ نويسان از آن برخوردار نيستند. به دليلي كه شما را ارزشمند مي‏دانم، پيشنهاد مي‏كند از بحث پرهيز كنيد تا سيلاب توهين و هوچی گری روانه شما نشود.

    با سپاس

  4. نویدار عزیز من بعد از خواندن نوشته شما و کامنتم برای شما رفتم به سایت خانوم سلیمی باید بگم این خانوم زبان المانی را بلد نیستن. همانطور که بدرستی نوشتید چارچوب فکری این خانم تحریف خبر و هوچی گری حکومتی تشکیل شده و دیگر هیچ

  5. فكر نميكنم جايزه گرفتن از سيستمي كه شريعتمداري و كيهان را برگزيده منتقدان ميداند، جايي براي مباهات كردن داشته باشد.
    اگر هم ايشان جايزه‌اي گرفته باشند، ميشود حدس زد كه از طرف كدام خط فكري بوده.

  6. با این چیز کمی که از مقاله ی مذکور متوجه شدم فکر کنم اگه من میخواستم یه همچین مقاله ای بنویسم نقاط تاریکتری رو هم برای این مقاله داشتم که در موردشون بنویسم.

  7. http://rapidshare.com/files/161229111/stern0846owbls.zip
    این لینک اشترن 46 در سال 2008 هست

  8. با سلام . از وقتي كه براي مطالعه مطلب من و پاسخگويي به آن گذاشتيد متشكرم .
    با سپاس و احترام به نظرات شما
    سليمي

    • با درود،
      بخش دیدگاه های وبلاگ شما بیش از 2000 حرف را اجازه نمی دهد و این بود که دیدگاهم را در همین جا می گذارم.
      نمی دانم آنچه مورد توجه من در “گزارش اشترن در باره اعتیاد در ایران وهوچی گری خبرگزاری فارس” پیرامون روش درست روزنامه نگاری بود، را مورد توجه قرار داده اید یا نه. از چند خطی که نوشته اید، چیزی دستگیرم نشد.
      شما گمان می برید که اگر مجله ای در آلمان در 8 صفحه رنگی به ناهنجاری های جدی ایران بپردازد، پس اهدافی دارد و تبعاتی. اتفاقا روزنامه نگاری درست، مستقل و همه جانبه یعنی همین. گمان کنم شما هرگز خارج از چارچوب تفکر رسمی روزنامه نگاری حکومتی ایران نبوده اید که بتوانید تصور کنید که روزنامه نگاری مستقل و آزاد یعنی چه. شما همسو با دکترین رسمی و دولتی ایران این چیزها را توطئه می پندارید و دنبال کشف اهداف آن هستید و همین شما را به بیراهه می برد؛ همان گونه که تمام رسانه های حکومتی ایران در بیراهه کامل هستند. دلیل آن نیز این است که خود همواره به دنبال توطئه و دروغ پراکنی هستند، از جمله چون به روزنامه نگاری به عنوان کار ایدئولوژیک می نگرند. این است که حقیقت می تواند مورد مصالحه قرار گیرد و تغییر یابد، گفته شود یا نشود یا نیمه گفته شود. نگاهی صادقانه به خبررسانی رسانه های حکومتی ایران پیرامون بحران فلسطین و اسراییل بیاندازید و مدتی آن را مورد موشکافی قرار دهید تا به دستاوردهای جدیدی برسید. مدتی طولانی اخبار را از کانال های مختلف دنبال کنید و همواره همه اخبار را با هم مقایسه کنید.
      امیدوارم این تبادل نظر که شما نیز از آن استقبال کرده اید، شما را به اندیشه اساسی وادارد و اگر می خواهید روزنامه نگاری منتقد باشید، ابتدا به نقد خود بپردازید و در کار خود موشکاف شوید.
      نگاهی بدون غرض به رسانه های آزاد اروپا بیاندازید، عینک توطئه دایی جان ناپلئونی را بردارید. برخی رسانه های اروپایی نیز بعضی اوقات بازی های خود را دارند و اینجا و آنجا نیز موش خود را می دوانند ولی دیدن این چیزها به هیچ رو آسان نیست و روزنامه نگار متوسط ایرانی فرسنگ ها از آن حداقل حرفه ای لازم برای درک چارچوب های موجود در روزنامه نگاری دنیای آزاد به دور است. اگر تاکنون در اروپا نبوده اید و در آنجا زندگی نکرده اید، به هیچ رو قادر نیستید پیرامون روزنامه نگاری آزاد اظهارنظر حرفه ای و جدی انجام دهید که بتواند مورد توجه دیگران قرار گیرد.
      روزنامه نگاری حکومتی ایران را فراموش کنید. در میان آنها روزنامه نگار خوب بسیار کم است. روشهای تحریف و هوچی گریشان نیز از پختگی لازم برخوردار نیست و همیشه به سادگی قابل رویت است، به ویژه برای کسانی که نه تنها روشهای تحریف و سانسور را می شناسند، بلکه برای هر خبری به منابع گوناگونی دسترسی دارند.
      شاد باشید،
      نویدار

  9. سلام دوست عزیز من وبلاگ شما را میخوانم چندین بار مطالبی در نارضایتی از عملکرد گارسونها نوشته اید این یک جور درد دل است نه جواب .
    اقای میم میداند کیفیت خدمات دهی در همه رستورانهای ایران افتضاح است مخصوصا گارسون مودب چیز نایابیست . اقای میم یک زمانی گارسون بود اقای میم هیچ کاری را بدون عشق انجام نداده تا کنون اقای میم توی بهترین رستوران اصفهان . (هتل عباسی) کار کرده و همه از او راضی بودند اقای میم بعدش رفت به یک موسسه تشریفات مراسم و انقدر کارش خوب بود که ظرف چند ماه شد سرپرست . اما اقای میم از ان روزگار بدش میاید اقای میم معتقد است گارسون شدن بزرگترین اشتباه زندگیش بوده اقای میم به خاطر همین شغل عزیز ترین کسش را از دست داد ان عزیز ترین کس گفت که نمیتواند شانش را پایین بیاورد و با یک گارسون باشد اقای میم اگر سرش را هم ببرند در هیچ موسسه این چنینی کار نخواهد کرد (اقای میم دارد حقوق میخواند تا وکیل بشود)اقای میم در مدتی که گارسون بود و حتی ان زمانی که سرپرست بود انقدر رفتار بی ادبانه و توهین دید که از ان شغل متنفر شد اقای میم اواخر دید دیگر نمیتوتند مودب باشد برای همین استعفا داد . اقای میم میداند چرا گارسونها چشم چرانند چون اکثرشان دوست دختر ندارند (کافیست به یک دختر بگویی گارسونی . مواد فروشها حرمت بیشتری دارند)دچار عقده اجتماعی هستند این یک درد است وقتی خودت کسی را نداشته باشی و مرتب مردم خوشحال و خندان را با زوجهایشان ببینی برای همین هم ادب را فراموش میکنی اقای میم از رفتار همکاران سابقش خوشش نمیاید ولی علتش را دقیقا میداند . به گارسونها حقوق کافی نمیدهند (خیلی بدهند روزی ده هزار تومان ان هم هتل عباسی نه این به اصطلاح رستورانها ) مرتب توسط مردم بی فرهنگ وتازه به دوران رسیده تحقیر میشوند . توی اجتماع هیچ حرمتی برایشان قایل نیستند مهم نیست شما چقدر مودب یا با شخصیت باشید یا درکتان بالا باشد . این باعث میشود اگر کسی هم فهم و درک و ادب بالا داشته باشد وقتش را توی این شغل تلف نکند و خیلی زود از این شغل بزند بیرون همان کاری که اقای میم کرد . خداییش شما توقع دارید این ادم مثل کارمندان رستورانهای فرانسه با شما برخورد کند ؟ راستی اصفهان امدید ایمیل بزنید یک شب در محل کار سابقم در خدمتتان باشم من دقیقا میدانم باید چه چیزهایی انجا سفارش داد تا از غذایش لذت برد .

  10. لذت بردم از این خواندن این مطلب. عدم آشنایی به اصول اولیه‌ی روزنامه‌نگاری گریبان خیلی‌ها را در ایران گرفته است!

  11. این کامنت رو توی وبلاگ خودش هم گذاشتم:

    «این کامنت رو اونجا هم میگذارم.
    این جواب بود حالا؟
    «از قدرت رسانه ها غافل نباشیم»
    بله باید این رو به جمهوری اسلامی و حامیانش گفت که از قدرت رسانه هایی که من اسمشون رو میگذارم «رسانه های کوچک کننده جهان»،غافل باشید یا نباشید،اونها حقایق را میگویند و شما هم نمیتوانید جلوی اونها رو بگیرید،و فقط عصبانیت ناشی از رسوایتون در جهان،رو شاید بتونید با مشتی جار وجنجال،که نشان از حقیقت گریزیتوندار،نشون بدید.
    بله،خوشبختانه به برکت رسانه های کوچک کننده جهان، حکومتهایی همچون جمهوری اسلامی، را یارای قایم شدن از دید دیگران نیست.
    اینقدر توی فضای سانسور جمهوری اسلامی و روزنامه هایی که هیچ نمیتوانند بنویسند جز آنچه جمهوری اسلامی بپسندد،زندگی کردی و اخت گرفتی با فضای سانسور، که میای و مجله های یک کشور دیگه رو هم حتی ملزم به رعایت خط قرمزهای جمهوری اسلامی میکنی، برای جلوگیری از رسوا شدن وضع مملکت زیر سیطره جمهوری اسلامی،و جلوگیری از نشر حقایق.
    «ایران و وضع کلی آن را در تنها و تنها در دو ناهنجاری اجتماعی اعتیاد و روسپی گری خلاصه کردن تکنیک بزرگنمایی است که یک مجله قدیمی آن را هدفمند به خدمت گرفته است.»
    قرار نیست که بیاد و تمام اوضاع ایران رو به تصویر بکشه توش.دستش درد نکنه که آنچه را که تو و امثال تو برای رضایتمندی اربابانتون میاید و نمیگید،اون اومده و گفته و با این کارش وضع مملکت زیر سیطره جمهوری اسلامی رو نشون داده.
    «اینکه حقایق ایران در آلمان با چه اهدافی به تصویر در می آید آنهم با چه تبعاتی، نکته ای است که من در نوشته های این دوستان مشاهده نکردم.»
    ملت ایران از اینکه میبینند آنچه رو که در کشور خودشون به دلیل سانسور شدید و عدم آزادی بیان،نمیتونند بیان کنند،دیگران با پخش اونها هم موجب تخریب جمهوری اسلامی میشند،و هم وضع آنچه را که نتوانسته ان خودشون بگند،در سطحی گسترده تر ،به گوش جهانیان میرسانند،خوشحالند.

    خودت هم به سانسور عادت کردی.چون کامنتهای من رو سانسور کردی. ولی باید گفت که سانسورچی ها از حقیقت گریزانند.
    امیدوارم که ناراحت نشده باشی. من رک هستم»

  12. برای من خبر وضعیت اعتیاد خیلی ناراحت کننده تر از تحریف واقعیت توسط خبرنگار بود. واقعا مملکت ما داره به کجا می ره؟ اینهمه معتاد فقیر دارن با زندگیشون چی کار می کنن؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: