ماجراها با کافه ها و رستوران های تهران

راهم افتاد به وبلاگ میز غذا که از غذا فروشی «خانه کوچک» در فاطمی غربی شکایت کرده بود که گارسون هایش بی نزاکت و چشم چران هستند. البته نه بی نزاکتی و نه چشم چرانی در انحصار گارسون های این رستوران است که من نمی شناسم. ولی به نظرم می آید که بسیاری از مردم تهران باید در این رستوران کار کرده باشند.

این نوشته مرا با یاد چند یادداشت خودم انداخت که در مورد تجربه خود به عنوان یک میهمان، یک خارجی یا هرچه که اسمش را بگذارید، به عنوان کسی که از بیرون می نگرد، در تهران و کافه ها و رستوران هایش گردآورده بودم که دیدم بهتر است چند تا از آنها را در اینجا بگویم:

–          ایران کشور چای خورهاست. دست کم از شونصد سال پیش و از زمان گشایش هند و آمدن چای به ایران، چای نوشیدنی ملی ایرانیان است. حالا اگر کسی از خارج بیاید و خیال کند که می تواند به یک کافه برود و چای عالی بنوشد، کور خوانده است. یک روز به هنگام یک تهران گردی از میدان بهارستان تا آخر خیابان خرمشهر در عباس آباد را پیاده رفتیم و گفتیم در اولین کافه یک چای می خوریم و اگر شما در کویر لوت پنگوئن یافتید، ما هم در این مسیر چای گیرمان آمد. دریغ از یک قهوه خانه یا چایخانه! دست آخر به یک «کافی شاپ» رفتیم و یک نسکافه مزخرف شیرین خوردیم.

–          اگر هم جایی چای یافتید، باید خیلی ساده لوح باشید که بروید و چای سفارش دهید. چای خالی به شما نمی دهند. روبروی جام جم در پاساژ جام جم در کافی شاپ طبقه دوم چای در سماور دارند. در آنجا یک خانم متکبر و بی ادب در پشت صندوق به شما خواهد گفت: «چای خالی نمی فروشیم. باید شیرینی هم بخورید.» حالا اگر شیرینی هم خورده باشید و چای دوم بخواهید، او باور نخواهد کرد و باید یک جوری حالیش کنید که دروغ نمی گویید. وگرنه دروغ می گویید. همان گونه که پیش آمد.

–          یک روز ساعت پنج صبح که کسی را در فرودگاه مهرآباد بدرقه کردم، به خود گفتم که پیش از رفتن به دفتر کار، یک جایی پیدا کنم و یک صبحانه خوب بخورم (کاری که در هر کجای اروپا چشم بسته یک کار لذت بخش است). آمدم میدان آزادی وهیچ چیز حتی یک کیوسک قراضه هم که مثلا پیراشکی و چای داغ بفروشد، نبود. جایی که در آن ساعت صبح شاید پنجاه هزار نفر می ایند و می روند. نه شهرداری عقلش رسیده که جایی را باز کند و نه هیچ کس دیگر. حالا در همان ساعت صبح بروید به ایستگاه متروی «ویکتوریا» در لندن و ببینید تفاوت را. سپس به میدان ونک رفتم و تنها یک حلیم فروشی و کله پزی یافتم و دیگر هیچ! دست آخر پس از متر کردن فراوان خیابان گاندی تا باز شدن یک خواروبار فروشی (به فارسی جدید: سوپری)، از آنجا یک نصفه نان بربری و یک خامه پاستوریزه خریدم و صبحانه را پشت میز کارم خوردم.

–          یک بار پس از برگشتن از کوه با چند نفر از همکاران به یک بستنی فروشی در میدان تجریش که گمان کنم روبروی سینما آستارا بود، رفتیم که چند میز و صندلی پلاستیکی داشت (چیزی که در تهران بسیار نایاب است که بشود در یک بستنی فروشی نشست). در آنجا بستنی و فالوده سفارش دادیم که بخوریم و کمی هم گپ بزنیم. شاید بیست دقیقه آنجا بودیم و جز ما هم مشتری دیگری نبود وهنوز نفر آخر گرم فالوده اش بود که صاحب بستنی فروشی که لنگی هم بر دوش داست، آمد و گفت: «آقاجان بستنی تونو خوردین، پاشین برین.»

–          اگر از کنار ساندویچ فروشی رد شوید و تشنه باشید، به شما نوشابه خنک نخواهند داد. باید ساندویچ هم بخرید.

–          همکارانم را برای خداحافظی برای نهار به چلوکبابی نایب در خیابان وزراء دعوت کرده بودم. حدود 23-22 نفر بودیم. هنگام پرداخت صورت حساب دیدم 2-1 نفر ار همکاران که در کنارم بودند، با تردید به صورت حساب می نگرند و می گویند: «اینها خیلی زیاد حساب کرده اند. ریز غذا را بخواهید.»به گارسون می گویم لطفا ریز غذا را بیاورید. می رود و می آید و می گوید: «ریز صورت حساب را نمی توانیم بدهیم.» به پای صندوق می روم. کسی که پشت صندوق است، می گوید: «ما به هیچ کس ریز صورت حساب نمی دهیم.» می گذرم، همان گونه که شاید همه می گذرند و اینها هم روی همین حساب باز کرده اند که کسی که شمار زیادی میهمان دارد، رویش نمی شود در برابر میهمانانش صورت حساب را کنترل کند و هر چه بگویی مجبور است که بپردازد. البته این تجربه را با بسیاری از رستوران های ایرانی در آلمان و هلند نیز دارم. آنها نیز شاگردان همکاران تهرانی هستند. یکی از دیگری دزدتر! اگر کسی مایل است جند رستوران ایرانی در اشتوتگارت، فرانکفورت، آمستردام یا کلن را نام ببرم.

–          رستوران «دیدنی ها» در خیابان ولی عصر روبروی پارک ساعی است. برخی از همکاران در دفتر از آنجا نهار سفارش می دهند. رستوران نیز همیشه تبلیغ می کند که تا فاصله 3 کیلومتر غذا را بدون افزایش بها می آورد (به فارسی جدید می گویند: دلیوری). در تابستان گذشته در میان گوجه فرنگی کباب شده یکی از همکاران کرمی شاید به درازای 10 سانتی متر پیدا شد. وقتی او به مدیر رستوران تلفن کرد، جناب مدیر فرمودند: «آقا مگه من توی گوجه فرنگی رو هم نگاه کردم؟» ایشان پس این سخن احمقانه حتی عذرخواهی هم نکرد. البته پیش از این جریان که گهگاه برای نهار به آنجا می رفتیم، همین آقای مدیر همیشه با پرسشنامه ای می آمد و می خواست که آن را پرکنیم که آیا از کیفیت راضی هستیم یا نه. با وجودی که یک بار از او خواستم که لطفا هنگام غذا مزاحم نشوید و پرسشنامه را بگذارید برای آخر کار، باز هم رفتار او تغییر نکرد. این را بارها در پرسشنامه نوشتم و فایده ای نداشت.

–          همین رستوران «دیدنی ها» دیگر سفارش یک غذا را قبول نمی کند و در تلفن می گویند: «باید بیشتر غذا سفارش دهید تا بفرستیم.» همکاران من که تا آن زمان و پیش از یافتن کرم همیشه از سرد بودن غذا و یا از دیر آوردن غذا (همیشه پس از 1،5 ساعت) شاکی بودند، تازه حرف مرا قبول کردند که می گفتم: اینها تا چندین سفارش را جمع نکنند، بیرون نمی آیند. البته دیگر کمتر کسی از همکاران به آنجا می رود.

–          میهمان از آلمان داشتیم که عاشق خورش فسنجان است و می گوید: «حالم از این همه کباب به هم می خورد. این همه غذاهای عالی دارید. چرا نمی شود در رستوران خورش سفارش داد؟» روزی در غروب پس از تماس تلفنی با کلی رستوران و سپس گشتن از میدان ونک تا تجریش، جایی را نیافتیم که چیزی جز کباب داشته باشند. دست آخر در جایی کسی رستوران «شاطر عباس» را در چهارراه پارک وی معرفی کرد. به آنجا رفتیم و بازهم تنها انواع کباب را یافتیم. تسلیم شدیم و آنجا شام خوردیم و پول کلی چیزها را که سفارش نداده بودیم را نیز پرداخت کردیم. غذایش بد نیست ولی گارسون ها را گویا از سر مزرعه و خیش شخم زنی می آورند. نه طرز حرف زدن می دانند و نه می توانند میز را بچینند. البته این نیز در انحصار این رستوران نیست. بدون اغراق تاکنون در ایران گارسونی را ندیده ام که آموزش این کار را دیده باشد و بتواند میز را درست بچیند و یا درست جمع کند. چه برسد به این که مودب باشد و یا آن ادب ظاهری تملق آمیز را که داد می زند که ریاکاری است را نداشته باشد و صادق باشد.

–          چندی پیش با 50 نفر از همکاران به رستوران نایب (به تبلیغ همه بهترین چلوکبابی تهران) در خیابان ولی عصر دعوت شدیم. باز هم چلوکباب! جوجه کباب مزخرف بود، کباب کوبیده چرب و کباب برگ بسیار عالی بود. از زعفران روی برنج هم که دیگر خبری نیست. قیمت؟ نفری 22 هزار تومان! یعنی یک میلیون و صد هزارتومان در کل! به دعوت کننده گفتم که بهترین چلوکباب سلطانی در لندن، کلن یا فرانکفورت از 18-17 یورو بیشتر نیست. در تهران گویا بسیار چیزها حساب و کتاب ندارد.

–          این رستوران های بالای شهر هم که «کلاس (نمی دانم منظور ایرانی ها از این واژه چیست. وقتی می پرسی خودشان هم درک واحد ندارند ولی استفاده می کنند)» خودشان را دارند. می روی و می خواهی غذا بخوری. باید هفت زبان خارجی بلد باشی تا بتوانی منوی غذا را بخوانی (میهمان نوازی از همین جا آغاز می شود که نتوانی منو(یعنی کارت غذا) را بخوانی). شنیسل (منظور شنیتسل است) دارند و شاتوبریان و کوفت و زهرمار. اول خیال می کنی که خوب اینها همانی است که از جای دیگر می شناسی. بعد می بینی که نه! تو می توانی بزرگ شده اروپا باشی ولی در تهران یاد می گیری که شاتوبریان آنی نیست که در فرانسه می خوری بلکه در تهران است که البته بر خلاف اروپا در اینجا این غذاها با این اسم های عجیب و غریب بیشترشان شبیه هم هستند و مزه مشابه می دهند. فقط قیمت شنیسل تهرانی دو برابر شنیتسل اصل وین است که می توانی آن را با بهترین کیفیت در اتریش بخوری. هر که باور نمی کند، یک سر برود آن رستوران در خیابان ولی عصر که قبلا اسمش «چاتانوگا» بود و هم شاتوبریان سفارش دهد و هم شنیسل. ظاهرش مثل نهارخوری های کارخانه ها می ماند و با چراغ های مهتابی فضای رومانتیک درست کرده است!

–          سال گذشته که در تهران بودم، همکاران ایتالیایی من همیشه شاکی بودند که این چیزایی که ایرانی ها به آن پیتزا یا پاستا (به تهرانی: پستا) می گویند، غذاهای من درآوردی دیگری است و ارتباطی با همنام های ایتالیایی ندارد. یکی از آن یکی مزخرف تر! ولی مگر به خرج این رستوران های قلابی می رود؟

–          یک روز در سال گذشته با همکاران ایرانی و خارجی به رستوران «پستو» (پستوی فارسی نه! Pesto درست است)، مثلا رستوران ایتالیایی است. البته در گروهمان در آن روز ایتالیایی نبود که باز غر بزند که ایرانی ها غذاهای ما را خراب می کنند. به هنگام سفارش یک همکار هندی که چیزی به نام گوردون بلوی مرغ (منظور همان کوردون بلو است که البته اصل اروپایی آن شنیتسل گوساله یا گاو است که در دل آن ژامبون خوک و پنیر می گذارند. در این رستوران سینه مرغ بود که در میانش گوشت گاو داشت) سفارش می داد، از گارسون خواست که گوشت درون گوشت مرغ گوشت گاو نباشد و گارسون سفارش را قبول کرد. همکار هندی به هنگام خوردن غذایش به شدت مشکوک شده بود و گارسون را خواست که: این گوشت چیست؟ و گارسون دروغگو اصرار داشت که گوشت گوسفند است و برای ما آشکار بود که گوشت گاو است. همکار هندی از خوردن غذایش صرفنظر کرد. نه گارسون و نه مدیر رستوران هیچ کدام پاسخ گو نبودند.

–          وای به روزی که در تهران نیاز به توالت پیدا کنید. اگر جایی را یافتید؟ اگر هم یافتید، آیا تمیز بود؟

هر وقت هم که در تهران بگردی، این کافه ها پر هستند از مشتری. برخی از تهرانی های تازه به دوران رسیده و نوکیسه هم که نه می دانند پولهایشان را چه جوری خرج کنند و نه می دانند که چه انتظاری باید داشته باشند، مشتریان این کافه ها با نام لوس  «کافی شاپ» و رستوران ها هستند و دلشان غنج می رود وقتی به جای شیرموز خودمان، «بانانا شیک» نوش جان می فرمایند. انگار در علی آباد سفلی همیشه بزشان بانانا شیک تولید می کرده. یک سر به آن «کافی شاپ» روبروی تتاتر شهر بزنید و ببینید که چیزی از منوی آن می فهمید! استروبری شیک، کوپ بستنی و هزار اسم چرند دیگر. برای من قابل درک نیست که چرا در تهران اسم این چیزها باید اسم خارجکی باشد. مگر زبان فارسی که برای ساخت واژه چون آلمانی، فرانسه یا عربی بسیار قوی است، چه کم دارد که اینها می آیند واژه های عجیب و غریب زبان های دیگر را که بسیاری از آنها از مفهوم خود نیز خارج گشته اند و یا در فارسی معنی دیگری دارند، را برای خوراکی های معمولی و آشنای ایرانی استفاده می کنند؟ چرا باید تهرانی و ایرانی نتواند یک غذای با کیفیت خوب و با آرامش بخورد بدون این که با این کارهای تازه به دوران رسیده ها و آنهایی که می خواهند یک شبه میلیونر شوند، سروکار داشته باشد؟

حالا:

–          بروید به پاریس! بولوار شانزه لیزه که همه شنیده اند و می شناسند. هر که هم که ندیده، می داند که جای بسیار گرانی است. ساعت 9 صبح یک روز زیبای بهاری بروید آنجا و در یکی از کافه های شلوغ آنجا که در پیاده رو میز و صندلی چیده است، بنشینید. تنها یک قهوه سفارش دهید که شاید بشود 3-2،5 یورو (یعنی از چرندیاتی که به نام کاپوچینو یا به قول یکی کاپوچونو در تهران به شما می دهند، ارزان تر). بعد یک روزنامه 150 صفحه ای لوموند هم باز کنید و تا 4 بعد از ظهر آنجا بنشینید و آن را از سر تا ته بخوانید. اگر کسی چیزی به شما گفت؟ بروید به لندن، به کاونت گاردن یا لستر اسکوور! یک چای با شیر یا یک قهوه سفارش بدهید و تا ظهر به همهمه خیابان بنگرید. بروید به مادرید، بروکسل یا هامبورگ. بروید به وین، پراگ، بوداپست یا برلین. فرهنگ میهمان نوازی را در کافه ها و رستوران ها ببینید تا بفهمید که جای میهمان نوازی تهرانی گنده گوی هوچی و حقه باز دروغ گو کجاست.

چقدر می شود هنوز نوشت!

Advertisements

119 پاسخ

  1. خیلی عالی بود.واقعا از خوندن وبلاگتون لذت می برم.

  2. 1- قبول دارم. حقیقت محضه.
    2- جملات تهوع آور: ایرانیان بهترین مردم دنیا. ایرانیان مهمان نواز ترین مردم دنیا. ایرانیان مهربان ترین مردم دنیا. ایرانیان باهوش ترین مردم دنیا و …

  3. تازه این چیز هایی که شما گفتید مربوط به رستوران های معروفی بود. اون هم توی تهران. حالا بماند که توی رستوران های نه چندان معروف و توی شهر های دیگه اوضاع به چه صورت هست.

    • اتفاقا برخی جاها در تهران هست که می روی، یک چلوکبابی گمنام یا ساندویچ فروشی ساده در یک منطقه معمولی تهران و بدون هیچ گونه ادا و اطوار بهترین غذا را می خوری با کمال سادگی و لذت هم می بری. آدمها تا زمانی که خودشان هستند و ادعایی هم ندارند، دلپذیر و یا حداقل قابل تحمل هستند. مشکل از آنجایی آغاز می شود که کسی بخواهد برود توی یک پوست دیگر و به قول تهرانی ها “کلاس” بگذارد.

  4. چقد رستورانا بد بودن. ما که همه جا تا آخر غذامونو می خوریم. غرمون هم می زنیم. کی به کیه.

    • اتفاقا حالا که این را نوشتید یادم افتاد که شبی در شهر کلن در آلمان با چند نفر به چلوکبابی ایرانی پینوکیو رفته بودیم. برنج نیم پخت بود و از آنجایی که دوست نداشتیم شبمان خراب شود، چیزی نگفتیم. هنگام پرداخت یکی از همراهان بسیار دوستانه به دختر خانمی که پای میز آمد، گفت که برنج کمی نیم پخت بود. اودر جواب با لحن بدی گفت: “آره می بینم که بشقاباتون چقدر پره!”
      حالا شما هم که گمنام این را نوشته اید و رفته ایدو شاید هیچ گاه نشود شما را در مورد کیفیت پایین رستوران های ایرانی تهران و در خارج قانع کرد.
      همین رستوران پینوکیو در کلن در مقابل چلوکبابی زرتشت قرار دارد. چند سال پیش این دو که همیشه با هم رقابت دارند، به جای آن که در کیفیت و برخورد خوب با هم رقابت کنند، با چاقو و میز و صندلی در خیابان به جان هم افتادند که ترافیکآن منطقه پر رفت و آمد بند آمد. این جریان چند زخمی بر جای گذاشت و در روزنامه های شهر نیز بازتاب فراوان داشت.

  5. اینها رو که نوشتید واقعن تفاوت المان با تهران روز و شب است البته من ایران یا بهتر بگم تهران را دیگر بعد از انقلاب ندیدم ولی این که شما نوشتید وحشتناک است به خصوص برای منی که با سن کم ایران را ترک کردم و دیگر نیامدم استاندارد من المان است شما خود استاندارد المان را میدانید Der Kunde ist König برخوردی با شما در رستوران یا هر جای دیگر که میروی همیشه با روی خندان از شما استقبال میکنند سرویس بسیار عالی است در اینجا و بسیار موادب هستن واقعن من حالم بد شد از چیزهایی که نوشتتید چطور مردم این وضع را تحمل میکنند

  6. این حرفها را بگذارید کنار ! ما برای دنیا برنامه داریم !!!!

  7. Wow!
    تو چه قدر با تهرانیها مشکل داری!

    • زندگی سخت است دیگر! همان گونه که سخت است آدم ببیند کسی نام گوته را به جای Goethe اینجوری بنویسد: Guteh.
      شاد باشید،
      نویدار

  8. i have nothing to say
    all u said was the truth about Persian people that caused most of them wish tostay in another counrty except their sihitty country!!!

  9. من با خیلی از گفته های شما موافقم!!
    اما اینجا ایران است و هر کشوری طیف خودش را دارد!

  10. خیلی جاها تا اسم و رسمی به هم می زنند دیگه خدا را بنده نیستند ! وقتی هم که میای اعتراض کنی بقیه مشتریهای رستوران یه جوری نگات می کنن که… حالا بد بختها رو همون رستوران چیه کلی میتیغه ها ولی افتخار می کنن که تیغیده شدن و تو را که معترضی و نمی خوای هالو فرض بشی امل می دونن!!

  11. سلام
    تورکها مثلی دارند به این مفهوم که از شتر پرسدندن چرا گردنت کجه گفت کجای من کج نیست؟ شما میتونید یک جایی یا یک شغلی در ایران نشان بدید که متصدی مطابق آداب و رسومش با مردم برخورد می کنه؟ ادب به مفهوم حقوق بشری در ایران وجود خارجی نداره البته کلی انشا و شعر و موعظه و سخنرانی مرتبط هست ولی در عمل خیلی به صفر نزدیک.مثلا یک پزشک با آنهمه تفاوت تحصیل با یک گارسون چقدر تفاوت برخورد با یک مریض محتاج محبت و درمان داره وقتی پول زیر میزیشو نگیره؟و بقیه مشاغل….

  12. سوتی دادی شانزه لیزه نیست «شامپز الیزه» است!
    رضا خیلی قشنگ گفت ایول!
    baba هم جالب گفت اره این گارسونا مخصوصا اگه دخترم باشن که دیگه هیچی! میخواد درسته قورتت بده! انگار از اونجای فیل افتاده!
    چند وقت پیش با رفیقام رفته بودم رستوران سرای تو برلین. آقا نشستیمو بعد یه ربع یکی اومد که نه قیافش و نه لباسش به گارسون میخورد. سفارشو گرفتو غذای آشغالشونو آوردنو. هنوز ده دقیقه از غذا خورنمون نگذشته بود که یه دفعه آهگ عوض شد و رستوران تبدیل شد به دیسکو! یه پیره زنه هم به عنوان رقاص و ….. اومده بود میرقصید حال ما رو بهم زد!ملتم اینجا اونجاش پول میذاشتن! اه اه دیگه بد تر از اون ایرانیای محترمی بودن که اونجا در پوست خودشن نمیگنجیدن!! به غول خودمون غر تو کمرشون گیر کرده بود! از این بساط مذخرفشون که بگذریم! توبت غداشون رسید…
    آقا آشغال آشغال آشغال… همین پلو طعم دود میداد گوجه ش خام بود تازه بعدشم که رفتم یه مدیر رستوران گفتم، حروم زاده میگه نمیشه که هم توش کامل بپزه هم سیاه نشه که! انگار تاحالا ما کباب نخوردیم!
    کبابشم که فک کنم با سویا درست کرده بودن! بیشتر طعم نون میداد تا گوشت!
    ملت خوشحال ما هم به جای اینکه منتظر راه حل باشن یکم مخشونو بکار بندازن بجای این همه سایت دانلود یکی بیاد یه سایت نظر سنجی بسازه اسم تمام رستوراناو مغازه ها رو درج کنه بعد ملت بیان کامنت بدن
    مثل این سایت که البته آلمانیه http://www.ciao.de
    هر کی بیاد گزارششو بنویسه!
    تمام
    ===========================
    ببخشیدا! خواندن زبان فرانسه به سادگی زبان آلمانی نیست که همینطور حروف را دنبال هم بخوانی و درست باشد. به نظر می آید که با قوائد تلفظ نام های خارجی در فارسی نیز آشنا نیستید.
    Champs-Elysées این گونه خوانده می شود:
    /ʃɑ̃/ /elize/ که با liaison به کار رفته میان آنها، به فارسی می شود: شانزه لیزه که نزدیک ترین تلفظ ممکن به زبان فارسی است.
    آن رستوران در برلین که گفتید هم در ردیف همین هاست.
    این سایت ciao.de اگر مشابه فارسی می داشت عالی می بود.
    یک نکته را بیافزایم: بسیاری از رستوران های ایرانی در خارج را کسانی راه انداخته اند که در اصل این کاره نبوده اند و تخصص این کار را نداشته اند و چون کار دیگری از دستشان بر نمی آمده، به این کار پرداخته اند. یک جایی را گرفته اند و کم کم کار را یاد گرفته اند و یا هیچ وقت یاد نگرفته اند و کیفیت پایین مانده است.

  13. آقا همون رستوران پستو که میگی . 2 سال پیش ما رفتیم غذا سفارش دادیم تا غذا رو هم بیاره سالاد کاهو با روغن زیتون سفارش دادیم نصف سالادو که خوردم دیدم یه چیز کرم و قهوه ای کف بشقابه . اوردم با قاشق کنار بشقاب و دیدم به به یک کرم خوشگل بود . صداشون زدم که مسئول اینجا کیه و ….. خلاصه گفتن ماستریل کردیم . خیر سرشون . ما هم اومدیم بیرون و از خیر بیرون شام خوردن اون شب گذشتیم .

  14. سلام
    من نزدیک اشتوتگارت زندگی می‌کنم. در اشتوتگارت دو رستوران ایرانی هست که خیلی از هم فاصله ندارند.
    رستوران نیروان واقع در انتهای خیابان königstrasse
    رستوران زعفران روبروی Rathaus
    هر دو این رستوران‌ها از کیفیت غذای مطلوبی برخوردارند و چه بخواهید و چه نخواهید صورت حساب رو با ریز سفارش در اختیارتون می‌گدارند. هفته پیش بود که در رستوران نیروان به همراه ۲۳ نفر دیگه از دوستانم شام خوردیم و تا ساعت ۱۲:۳۰ بعد از نیمه شب اونجا نشسته بودیم در حالی که رسما رستوران تا ساعت ۱۱:۳۰ شب اجازه فعالیت داشت. کسی هم به ما نگفت رستوران تعطیله بفرمایید برید بیرون! ما خودمون رفتیم بیرون.
    یک بار هم به اتفاق دو تا از همکارهام در مونیخ در رستوران حافظ غذا خوردیم که همکارهام خیلی خوششون اومد. اونجا هم با صورت حساب و کیفیت غذا مشکلی نداشتیم.
    =====================================
    کاش ریز صورت حساب را کنترل می کردید. چون رستوران نیروان در اشتوتگارت در سال 1999 سه بار پشت سر هم همین کار را با من انجام داد و برای گروههای 10 تا 15 نفری، هر سه بار یک یا دو چلوکباب و چند سالاد و نوشابه یا برنج اضافی حساب کرده بود که البته در همه موارد مجبور به بازپرداخت شد. البته کیفیت غذا و بستنی سنتی شان بسیار خوب است. در مورد دیر ماندن، این چیزی است که در همه جای آلمان رایج است و چیزی نمی گویند. شعبه دیگر رستوران نیروان در کلن نیز به زیاد حساب کردن شهرت دارد.

  15. سلام،
    همه حرفها قبول! ولى jesaratan چند نكته را عرض ميكنم.

    1-اينجور مشكلات در همه جاى دنيا كم و بيش پيدا ميشود، ولى نحوه برخورد saheban رستوران خارجى با ايرانى ها فرق دارد.من در خارج از ايران زندگى ميكنم و از اينجور مسائل زياد مى بينم.

    2-برخورد ِ مردم ما هم به اين مشكلات غلط است، ما از hogoogh خود به راحتى ميگذريم، عوضِش ميتونيم به اندازه يك كتاب ghur بزنيم. بدون اينكه راه حالى نشان بديم.

    3-شما آدم بسيار دقيقى هستيد ، فقط مشكلات را مطرح كرديد ، بايد در كنار آن هم چند راه حال ساده را بگيد ، اينطورى ، اصلاح از همين جا شروع ميشه، و farahang سازى ميشه چيزى كه به آن احتياج فراوان است.مثلا: پيشنهاد بشه ، اگر از restorani كسى بد گفت سعى كنيم اونجا نريم، اين خيلى mohm است ، چون وقتى مشترى بيشتر از ظرفيت رستوران است معلوم است كه به اين چيزا توجه نشه و…
    4-در ضمن ديگه نميشه تو shanzelizeh با ۳ يورو قهوه خرد.
    mufavagh باشيد

    • اگر فرهنگ سازی شود، راه حل ها آسان است و نیازی به گفتن من ندارد و از جمله شما گفتید و کاملا درست است.
      کسی نگفت این چیزها در جای دیگر نیست. من کاری به جای دیگر ندارم. من مشکل را در اینجا طرح می کنم که اتفاقا از خیلی جاهای دیگر بیشتر پیش می آید. راه حل را شما بفرمایید.

  16. سلام مجدد
    رستوران نیروان در اشتوتگارت یکی دوسالی هست که مدیریتش عوض شده. امیدوارم دیگه به وضع اسف‌باری که بهش اشاره کردید و قبلا هم از مردم اشتوتگارت شنیده بودم ولی خودم ندیده بودم (در زمان مدیریت قبلی) بر نگرده.

  17. I do agree in some parts but I think you either had no idea where to eat food or have exaggerated your experiences. For example if you are looking for fesenjon or anyother home made food ..you could have simply tried Paradise (Pardis) which is located opposite fereshteh ave. in ValiAsr….quality of food has been always great and infact its always crowded with people looking for alternative food than kebabs…or Hani in Takhte-Tavoos..if you want to have tea there are plenty of options …right from Homa Hotel in Bijan street to seyd mehdi (opposite Bagh Ferdos0
    I have lived abroad for quite sometime and have noticed that even if you go to italian cuisine restaurent in states ..they will serve it in such a way to satisfy americans taste..and that makes sense as their foremost customer are americans and not few italians in states..probably the same logic is applicable when you visit any Indian Restaurent in Australia , US or basically everywhere else except India…as they cant serve spicy indian food as their customers are not used to taste such spices so they have to make it mild…its market and has its own rules..so your argument about Italian food in tehran ,in my opinion, doesnt really stand a point..but I do agree about over priced menus , waiters and fake bills.

  18. خیلی با مزه بود من هم همیشه دستشویی و گارسونهای ایران اذیتم می کنند. گارسون هتلهای شمال یکم بهترند.
    در مورد نوع غذا هم دوست عزیز منوی هر کشور بنا به ذایقه مردم ان کشور نوشته می شود مثلا شما pasta, carbonara که در انگلیس میخورید با اونی که در ایتالیا یا فرانسه میخورید زمین تا اسمان فرق داره همینطور pizza چون هر کشوری بنا به ذایقه مردمش غذا را تغییر میده ولی خوب مواد تشکیل دهنده اش تقریبا در همه کشورها یکی است.
    با احترام

  19. Hi
    I`m agree with you about Restaurant, I must tell you 7 Years I had a restaurant in Tehran and you didn`t have been in my restaurant, but because to many problem that you are not able to find good waitress good quality of material and everything and fighting with Amaken and Health ministry I closed everything and I moved to Dubai.
    But I must tell you there are some restaurant and specially Italian and Chinese that they are not bad, but the problem is that anybody cooking chelokhoresheth gheymeh for Imam hussain think that he is a chef.
    The problem is too much I decided to run a community of chef in Iran but some people told me if you do it we will disturb you and I received some also notice.
    Out side of Iran there is one organization for food and restaurant but in Iran there are 10-11 organization.
    Also I must tell you as a law if you had a restaurant in Iran you are not able to serve tea and desert.
    Also the places look like bouf as a law they are not able to sell ice cream.
    If you want I could tell you more.
    The food and restaurant law is awful in Iran.
    I`m agree that the owner or responsible of restaurant must say sorry for bad food and services but they only think for money and that is it.
    The funny thing was fast food Nader in Saadat Abad,one time a fight with manager and he told me I don`t know what is food!!!,I understand that one of my friends that some time also worked for me was a manager of morning I called him and I told him the problem he told me I`m agree with you forget it this person is crazy and because he is old and friend of owner he is manager and get salary, he doesn`t know what is food and what is restaurant, and he told me I`m so sorry for these things happened for you!!
    I hope one day all of these things will be solved.
    Enjoy it.

  20. پيشنهاد مي كنم يه سري هم به رستوران زيتون در خيابان جردن نزديك شانديز بزنيد – انواع خورشت هاي ايراني رو مي تونيد اونجا پيدا كنيد + رفتار گارسون ها هم مودبانه است من شانسي اوجارو به خاطر دكور شمعداني هاي نماش رفتم .غذاي رستوران كوهسار دربند : ته دربند نزديك اونجا كه راه باريك ميشه و لواشكي سرش داره سمت چپ هم به امتحانش مي ارزه + البته عصرانه و شام داره فقط 🙂 من هم به خاطر مهمان هاي خارجي كشف كردم ايجاهارو

    • مرسی برای این توصیه! در سفر بعدی به تهران حتما به آنجا خواهیم رفت.

  21. What more do you expect.
    In London if you don’t get treated well it would be the last time you go there.
    In Tehran there if you don’t get treated well you can’t find anywhere else to treat you any better.

  22. نوشته عالی. بسیار لذت بردم… فقط یک نکته کوچک. شانزالیزه بولوار نیست، خیابان (Avenue) است.

    • می دانم. ولی شکل آن بلوار است و نامش خیابان!

  23. یه کبابی هست تو میدون تجریش به اسم «توچال»
    جاش کوچیکه ولی من بهترین کباب تهران رو اونجا خوردم
    دوغش یادت نره …

  24. در مورد مطلب شما با بسیاری از نکات موافقم و تنها به ذکر یک نکته در مورد رستوران نایب وزرا می پردازم
    در صورت حساب این رستوران ریز تمامی سفارشات تعداد و قیمت آنها درج می شود. تنها در صورت درخواست فاکتور(tax invoice/reciept) به شما رسیدی ارائه خواهد شد که تنها نشان دهنده کل مبلغ پرداختی میباشد.

  25. mamnun ke harfe dele man ra zadid har bar ke ba hamsare kharejiam dar iran resturan mirawim az nazdik ba in bifarhangiha barkhord ,

  26. mikonam tanha rah inast ke tak take ma ba in mawared barkhord konin wa agar shodeh hezar bar ham tazakor dahim

  27. نوشته های جالبی می نویسید . با این نوشته تون هم موافقم . در مورد پیتزا باید بگم پیتزاهایی که تو ایران پخته میشه به سبک آمریکایی هستش ( حداقل شبیه هستن ) که خمیر کلفت دارن و تک و توک پیتزا فروشی های به سبک ایتالیایی پیدا می کنین که خمیر های نازک دارن .

  28. مهمون های خارجی‌ که من تا حالا تو تهرون گردوندم، از غذا‌های رستوران هانی‌ بیشتر از تمام اون رستوران‌های پر ادا و اصول خوششون اومده. ولی‌ عصر، سر تخت طاووس.

  29. خیلی لذت بردم واقعیت همینه متاسفانه فرهنگ تعداد زیادی از ما ایرانی ها بسیار پایین تر از تمدن ماست

  30. من چند هفته پیش پس از مدتها رفتم ایران و از تک تک رستورانهاش و غذاهای عالیش لذت بردم. از پیتزا ساندویچ های پر و پیمونش که قابل مقایسه با ساندویچ های پاریسی و سوسیس های آلمانی و غذا های تو دیوار هلندی و آشغالهای ساب وی نیست تا چلو کبابهای به قول شما چربش و آبگوشتهای ایرانشهر ، آب زرشک ملک. همبرگرهاش رو هم که اصلا نگو و نپرس!‌محشر!‌ در بهترین رستورانهای امریکا و کانادا هم همبرگر فست فودهای تهران رو پیدا نمی کنید. اما در مورد سرویس با شما کاملا موافقم. اصولا برخورد کاملا ایرانیه!‌و چون ما ((خارجی ها)) اصولا همه چیز رو با خط کش غربی خودمون می‌سنجیم، اذیت می‌شیم. انگار یک اصل انکار ناپذیر همیشه درست بنام غرب هست که هرچی باهاش نخونه بده!من وقتی ایران می رم فکر نمیکنم باید سرویس پاریس رو بگیرم. اگرچه گارسن های پاریسی هم به بد اخلاقی و بی ادبی معروفن.

  31. با سلام
    عرض به خدمتتون که اولا خیلی لذت بردم از نگارشتان
    دوم اینکه تجربه بنده در سوییس هم گفته شما را تایید میکند ولی این چند ماهی که در مالزی مقیم شده ام به من نشان داد که نه فقط اروپا که حتی در اسیا هم فرهنگ همین است که فرمودید
    اینجا هم اولین چیزی که در روزهای اول ما را متعجب میکرد همین سنت مهمان نوازی در فروشگاه کافی شاپ رستوران و غیره بود
    همین دیروز در مرکز تفریحی جنتینگ خانمی را دیدم که در استاربورگ کافی معروف و شلوغ روی مبل لم داده و خوابیده بود…حتی کسی مزاحم خوابش هم نمیشد!
    اما سوم اینکه تنها موضوعی که در مورد رستورانهای تهران با شما مخالفم کیفیت است و چند برابر حساب کردن…
    چون هم جای با کیفیت در تهران سراغ داریم و هم این چند برابر حساب کردن را در دولی فرانس اینجا هم تجربه کرده ایم!
    بهر روی لذت بردیم

  32. سلام:
    اینجا هم به مدد فیلیپینی ها ولبنانی ها و….(نه عربهای خلیجی ِ تن پرور وپرمدعا) توی رستورانها به خوبی پذیرایی میشی.البته اندک رستوران ایرانی اینجاهست که درمقایسه با سایر رستورانها خیلی بهترنیست.اما یه کبابی بنام کبابی الحجه داره که غوغاست چه از نظرمشتری چه کیفیت چه قیمت.من توی تهران وکرج وشمال هم چنین کبابی ندیدم.یه سربیایید کویت.

  33. مطلب جامع و کاملی بود. همه شو تا ته + کامنت ها خوندم. فکر کنم با کمترین انحراف معیار بشه همه شو تائید کرد. مثلاً خودم یه بار شاطر عباس رفتم کاری کردند که دیگه وس نون داغ کباب داغ اونجا رو نکنم. هنوز نصفی از غذامون مونده بود که آروم آروم اومدن و بشقاب و نون و اینا رو از رو سفره جمع کردند که یعنی پاشین برین!!

  34. Irani ha balad nistan Restaurant dari konan. aghayan wa khanomha be restaurant haye iranie por tawaghoe kolah bardar narin. hala hatman bayad cholo kabab bokhorin?

  35. سلام
    مطلبتان خیلی جالب بود . ولی یک پیشنهاد
    در ایران فقط در گیلان غذا خوردن در رستوران ارزش دارد
    هانی در تهران هم بد نیست ( سر تخت طاووس) متفاوت است

  36. همین نایب را من رفتم و واقعن شوکه شدم! غذایش که کاملن معمولی بود، برخوردشان بسیار بد و سرویس هم که ضعیف…من نمی‌دانم چرا اینقدر ملت دنبال اسم می‌روند؟

  37. ممنون از مطلبتون.
    چقدر سریع کامنتهای این پست زیاد شده؟
    موفق باشید

  38. «نه می توانند غذای بد به خورد مردم بدهند و نه گران. چون دیگر اینجا با تیشان فیشان دخترخانمهای از فرنگ برگشته طرف نیستند.غذا بد باشد بدون سوال و جواب بشقاب خورده است توی سر صاحب رستوران. خلاصه اینکه اگر با مردم واقعی و آنها که ادای فرنگی مآبی در نمی آرند طرف باشید مشکلی نیست. ولی امان از دست این طبقه تازه به دوران رسیده تهرانی با آن ادا اصولشان.»

    میم عزیز،خیلی جالب بود.خندیدم.
    حیف ناشناسید

  39. توی تهران باید بلد باشید کجا برید. این رستورانها و کافی شاپهایی که ادا و اصول فرنگی در می اورند همینطور است که شما می گویی. مثلاً چای ندارند. چون چای بی کلاسی است و مال کاگر هاست. شما باید قهوه و کافه گلاسه بخوری. بقیه غذاها هم همینطور. برای چای باید بروی یک قهوه خانه معمولی کارگری. نه حتی قهوه خانه سنتی که برای توریستها ساخته اند. میدان فردوسی یکی هست که توی زیر زمین هم هست و همه مشتری هاش کارگرند. رستورانهای کارگری هم همینطورند. نه می توانند غذای بد به خورد مردم بدهند و نه گران. چون دیگر اینجا با تیشان فیشان دخترخانمهای از فرنگ برگشته طرف نیستند. غذا بد باشد بدون سوال و جواب بشقاب خورده است توی سر صاحب رستوران. خلاصه اینکه اگر با مردم واقعی و آنها که ادای فرنگی مآبی در نمی آرند طرف باشید مشکلی نیست. ولی امان از دست این طبقه تازه به دوران رسیده تهرانی با آن ادا اصولشان.

    • تجربه من نیز مشابه همین است و معمولا غذای خوب را در رستوران های معمولی و گمنام در جاهای پر رفت و آمد خورده ام. از دید من بهترین کباب را می شود در بازار، میدان انقلاب، خابان فردوسی و جاهای مشابه یافت؛ جاهایی که هر گاه نامشان را می بری، تهرانی های مدرن تازه به دوران رسیده بینی شان را می گیرند که: چه بی کلاس! در مقابل یادم می آید که یک بار در یک ساندویچ فروشی در پل رومی که جای نشستن هم نداشت، به ما کاپوچینو در لیوان کاغذی دادند و 2700 تومان حساب کردند. البته آنجا پر بود از همین تهرانی های مدرن و پولدار که مشکلی هم با لیوان کاغذی، نبود جای نشستن و قیمت بالا نداشتند.

  40. As far as i know, Amsterdam is not located in Germany!

    • مرسی برای روشن گری!

  41. دیوانه کننده بود، یعنی بی‌نظیر بود. فکر نمی‌کنم حتی در حد یک کلمه یا حتی «حرف» با این نوشته‌ات مخالف باشم.

    بخندیم به خودمان یا گریه کنیم؟

  42. […] ماجراها با کافه ها و رستوران های تهران راهم افتاد به وبلاگ میز غذا که از غذا فروشی “خانه کوچک” در […] […]

  43. از ماست كه بر ماست

  44. تنها رستورانی که در «ایران» من دیدم که به معنی واقعی کلمه گارسون های حرفه ای داشت. رستوران کوه سنگی در جزیره کیش بود. جنب هتل صدف که بهترین پذیرایی را از من و 12 مهمان کردند.
    قیمت هم نسبت به رستوران های تهران با همان ادعا مناسب بود.
    امیدوارم هنوز همچنان خوب باشد.

    • چیزی که در کیش توجه مرا بسیار جلب کرد، ادب بالای مردم آنجا بود که خود را هم در رفتار اجتماعی و هم در رانندگی نشان می دهد. البته ابن را در مردم بومی آنجا و هم در مهاجران جنوبی دیدم نه در تهرانی های مهاجر.

  45. متاسفانه همون طور كه گفتيد در ايران چيزي به عنوان چايخانه يا همون قهوه خانه ها كه قديم ها بودند و صبحانه نهار شام داشتند و چاي و … داشتند ديگه نيست. كلا به جز چند كافه كه كمتر از انگشتان دست هستند هيچ جاي تر وتميزي وجود نداره كه صبحونه داشته باشه.
    كافي شاپ هاي جديد هم كه پول خون باباشون رو ميگيرن از آدم.

  46. سلام
    جالب بود ولی خوشبختانه بنده تا حالا گذرم به هیچ رستورانی نیفتاده البته به غیر از دیزی غذا غذای خانگی
    موفق باشید .

  47. man ba khondan e khane kochak omadam inja
    chon 2 3 sali mishe dige naraftam saresh bezanam

    kheili maghale khobi neveshti, to linkam linkesh kardam

    age joori mineveshti ke be sitashon ham link midadi khob mishod, shayad komak mikard dige onja ha naran

    vali khob karish nemishe kard dige
    hamine to iran

  48. بسی لذت بردیم … این چیزا به عمر من و شما و بچه و حتی تا ندیده هم درست بشو نیست … راستش من از طریق اشتراک فید ها این پستتو خوندم و هنوز بقیه نوشته ها رو ندیدم ولی به نظرم خیلی خوب می شه در چند مورد دیگه هم از این مقایسه ها داشته باشی مثل : خرید و فروش ؛ رانندگی ؛ تفریح ؛ بازی ؛ پوشاک ؛ پلیس و شاید هر چیزه دیگه ای که به نظرت می رسه … سعی می کنم از این به بعد نوشته هاتو دنبال کنم

  49. آقا مثل همیشه مطلبتون عالی بود 🙂

    در مورد گذاشتن این اسم های خارجکی و چرت و پرت همونطور که خودتون اشاره کردید هدف جلب نظر همان قشر نوکیسه ای است که ترجیح میدهند به اسم دیگری مثلاً همان شیرموز خودمان رو سفارش دهند . همین چند وقت پیش آشنایی داشتیم که از ایتالیا آمده بود و اتفاقی داشت منوی یک فست فود رو میخوند و یهو زد زیرخنده گفتیم چی نوشته گفتش نوشته : پیتزا با سس فراتلو ! و جالب اینکه فراتلو به معنای برادر در زبان ایتالیایی می باشد .

    پیتزا با سس برادر !

  50. با سلام
    میتوانید برای یک صبحانه لذیذبه رستوران blue duck(تجریش-مجتمع تندیس)وغذای محلی وانواع کبابواستفاده ازخدمات گارسونهای مودب به رستورانهای گیلانه وشاندیز (جردن-بلوار صبا)و استفاده ازغذاهای فرنگیبه رستوران اسکان(ساختمانهای اسکان)رفته وطعم غذاهای لذیذوسالم را بچشید.
    نوش جان

    • از اینهایی که گفتید تنها شاندیز را می شناسم که غذایش خیلی خوب است، ولی آن قیمت ها نیز می توانند مدعی رکورد جهانی باشند.

  51. نرسيده به شهر رامسر ساعت يازده و نيم شب و در يك مغازه فسقلي (نهايتا» 30 متر بود) با مودب ترين رستوران دار ايراني ملاقات كردم و خوشمزه ترين چلوكباب عمرم را خوردم .
    تعارف هاي تصنعي و بيربط گارسون ها در رستوران هاي معروف وحشتناك است.

  52. …فقط یه نکته بهش اضافه کنم برای توضیح بیشتر اونم فقط تو یه زمینه تا مقیاسی بدست شما بیاد. تو ایتالیا کشوری که اگرچه قهوه در اصل مال اونجا نیست ولی به قهوه معروفه قیمت قهوه تو کافه ها و رستوران ها کاملاْ تحت نظارت دولته و هر شهر به شهر فرق می کنه ولی حداکثر از ۲.۵ یورو تجاوز نمی کنه…

  53. سلام
    ممنون از اين نوشته و به نظرم روي نكته جالبي دست گذاشتين
    موافقم با اون دوستي كه گفته بود ماها هميشه اينقدر مشغوليم كه حتي به اين چيزاي ساده دور و برمون دقتي نميكنيم،‌فقط ميريم و غذايي ميخوريم و خوب و بد پولش رو حساب ميكنيم و ميايم بيرون
    اما واقعا چيزي يه اسم كيفيت و يا برخورد خوب توي اون رستورانا ميبينيم؟ من كه به تجربه شخصي خودم از 10 تا رستوران و كافي شاپ كه رفتم (به اقتضاي سنم كه يه جوون 24 ساله گذارم زياد اينجاها مي افته!) متاسفانه 5-6 تاشون فقط اسم يه رستوران رو يدك ميكشيدن يا بهتر بگم كه ميخواستن با اسمهاي دهن پر كن يا ادا اطوارهاي عجيب غريب خودشون رو رستوران جا بزنن
    در حاليكه فكر كنم همگي موافق باشيم كه به عنوان يه مشتري براي همه مون كيفيت و تميزي و برخورد خوب از همه چي مهمتره حتي اگه جايي كه ميريم يه ليست غذاي ساده داشته باشه، يا با انواع و اقسام گياهان بامبو و نميدونم لامپ هاي ريز و درشت تزيين نشده باشه…

  54. یه روز باید بیای ببرمت تبریز . تامتوجه بشی غذای ایرونی چجوریه و ادب مهمانداری یعنی چی .

    تهران شهر هفت اقلیمه . مثل لوس آنجلس.
    باید جاش رو پیدا کنی .

    • ار لطف شما ممنونم. این را می دانم که باید جای درست را یافت. انگیزه این نوشته این نبود که من جایی را در تهران بلد نیستم. من در تهران بزرگ شده ام. انگیزه اصلی من طرح مشکل رفتار نامناسب با مشتریان در تهران و بزخی از ناهنجاری های رفتاری تهرانی ها و احیانا بخشی از ایرانیان است. کسی که در خارج از ایران زندگی می کند، دایم در حال مقایسه و تحلیل تفاوت ها و به دنبال یافتن دلیل برخی چیزهاست که در اینجا طرح می کنم برای ایجاد فضای تبادل نظر و گفتگو.

  55. […] ماجراها با کافه ها و رستوران های تهران […]

  56. در مورد Goethe: متاسفانه یا اون موقع من سواد نداشتم یا اکانت قبلا گرفته شده بود.
    این رستوران البرز تو سهروردی را برو ببین رفتار کارکنانش استاندارده یا نه؟ ما که هیچ وقت خونه خودمون را از بیرون ندیدیم تا بفهمیم چه قدر خرابه. البته این البرز خوب پول می گیره. ولی عوضش شعبه نداره. نایب افتضاحه. بی خودی اسم در کرده. این رستورانها معروف با شعبه های مختلف همه بدون استثنا بی خودند. تبریز رستوران هایش بد نیست. اگر رفتی حتما آبگوشت کافه رامسر سه راه ولیعصرش را بخور. من تو عمرم آبگوشت یه این خوشمزگی نخوردم. به «دلستان» کنار جام جم روبروی دانشگاه سر بزن. پیده زبان و یا ساندویچش زبانش را هم امتحان کن. خیلی خوشمزه هست. بقیه غذاهاش هم خویه. با این که یک فست فود شلوغه. هیچ کس کاری باهات نداره. من جایی تو تهران ندیدم که موقع شلوغی نیان سراغت.البته تبریزیها می گویند گرونه ولی در مقایسه با تهران مناسبه. تو تبریز تو تابستونها تو پیاده رو صندلی می گذارند، خیلی باحاله. تو شاهگلی چیزی سفارش نده. غذاهاش گرون و بی کیفیته. روبروی همون شاهگلی، اونور میدون، آش دوغ های خوبی داره. اونها هم صندلیهاشون تو پیاده رو هستش. آش دوغ را می خوری یک چایی هم سفارش میدی سیگار را روشن می کنی، جلویت هم شاهگلیه، تو یک شب تابستون خنک که اگر شانس بیاری خلوت هم باشه.(می تونی خرداد بری که خلوته). خیلی آرامش بخشه. کلا این تبریزیها غذاهاشون خوبه. {بر عکس خودشون}
    این تهرانیها را هم به بزرگی خودتون ببخشید. چه قدر باید از شما فحش بخورند؟

    • از آنجایی که خودم تهرانی هستم، از خودم که می توانم انتقاد کنم، مگر نه؟ (با استفاده از کنایه ابراهیم نبوی به همشهری های خودش!) بنابراین می توان این گونه همشهری های عزیز را کمی نوازش داد.
      البته بالاتر هم نوشتم که بهترین غذا را در تهران باید در رستوران های معمولی، بی نام و نشان و پر رفت و آمد خورد. البته سرویس و برخورد کارکنان تقریبا همه جا سطحی پایین و از نظر ادب و کار حرفه ای مشکل دار است.
      “دیزی” در خیابان ایرانشهر بسیار خوب است. همانطور که از نامش پیداست، تنها دیزی دارند. جای کوچکی است و اگر “بدموقع” بروی، باید در صف طولانی جلوی در بایستی.
      در اصفهان نیز چندی پیش غذاهای خوبی خوردیم. تبریز را متاسفانه تنها در کودکی رفته ام و دیگر نمی شناسم.

  57. جانا سخن از زبان ما می گویی.
    خیلی عالی بود.
    من که فکر نمی کنم عمر ما قد بده که ایران رو جور دیگه ای ببینیم!
    با اجازه شما رو لینک کردم.
    موفق باشید.

  58. harchi goftin eine hagigate o bas .bazam goli be gosheie jamale shoma ke ino be in vozoh onvan kardid

  59. شما این دفعه که خواستی غذاهای خونگی بخوری یه راست برو موبی دیک 🙂 سلف سرویسه عین کارخونه ها ولی غذاهای

  60. ببخشید گل ببو پرید روی کی بورد:))) داشتم میگفتم غذاهاش همه خونگی و خورشتی و غیر خورشتی هستن . خیلی هم تمیزن. اصلن هم کاری به کارت ندارن کجا بشینی کی بری کی بیای قیمتهاش هم همه ریز شده و دقیقه . البته موبی دیک یه رستورانه ماله عهد قلقلک میرزا در خیابون سپهبد قرنی ولی به صد تا جای با کلاس به قول شما می ارزه …مشکل ماها آخه اینه که غذاهه رو می خوریم و می دونیم طرف داره سرمون کلاه میزاره یا بهمون بی احترامی می کنه یا آشغال به خوردمون داده ها، ولی بازم هیچوقت صدامون در نمیاد. میخوایم محترم باشیم خودمونم!!! امان ازین سکوتهای احترام آمیز که باعث میشه دیگران ازش سواستفاده کنن.!!!

  61. حقیقتش من چون تا به حال اروپا نبوده ام نمی توانم در مورد رستوران های فرنگ اظهار نظر کنم. اما در مورد اینجا موافقم. هر قدر دک و پز رستورانها بهتر میشود ، کیفیتشان و نحوه ی برخوردشان با مشتری بدتر میشود. با تمام این صحبتها با توجه با آنچه که در این شهر تجربه کرده ام شدیدن بر این باورم که رستورانهای خوب هم در این شهر کم نیستند. رستورانهایی که گارسون های حرفه ای دارند. مشتری ها را می فهمند و میدانند چه بکنند که مشتری راضی از رستورانشان بیرون برود. موفتار با فیله استیک های خوشمزه اش. رستوران صحرای خیابان طالقانی ، رستوران هندی تندر پشت سفارت سابق آمریکا ، رستوران فرید ، حتی پیتزا هیزمی گاندی که صد در صد بلدی .خورش مخواستی ، خب میرفتی سلف سرویس موبی دیک یا همان هانی معروف که دیگر همه جا شعبه زده. اوففففف. باور کن رستوران خوب توی همین خراب شده هم خیلی کم نیست.
    قبول کن قدری داری سخت میگیری

  62. جالبه. میبینم که شخص قبلی هم موبی دیک رو بهت پیشنهاد کرده!
    ===================================
    مرسی برای همه اینها! بالاتر هم گفتم که انگیزه این نوشته برای این نیست که جایی رو بلد نبودم. من هم در تهران بزرگ شدم و خیلی جاها رو بلدم. بلکه می خواستم به اشکال های همیشگی اشاره کرده باشم. ولی با کامنت هایی که همه اینجا گذاشتند، کلی به اطلاعات من و شاید هم دیگران اضافه شد.

  63. همشهريهاي من از تبريز و غذاهاش گفتن
    تا حدي هم راست ميگند
    غذا فقط تو آذربايجان ميتوني پيدا كني
    البته رستوران هاي اونجا هم تعريفي نداره
    تهران و تبريز و اصفهان و … نداره همه جاي ايران يه .وخه

    آقا كدوم كارمون درسته كه ارتباطاتمون و رفتارمون درست باشه؟

  64. خيلي خوشحالم كه با وبلاگ شما آشنا شدم و خوشحالم كه يه نفر داره به خوبي به فرهنگ‌سازي نويني در ايران مي‌پردازه. خيلي دوست دارم در مورد شغلتون بدونم.
    موفق باشيد

  65. دست مريزاد! باز هم از دل ما سخن گفتيد.

  66. ای ای ای گفتی !
    چند وقته این بحث رو با دوستام دارم !
    یکی گفت وقتی تورم میزنه بالا و پول کارگر و موادغذایی و اجاره مغازه نجومی میشه , طرف نمیتونه قیمت رو یهو 3 هزار تومن اضافه کنه که مشتری از دست بده … میاد کیفیت رو میاره پایین
    یه رستوران هست به نام lamzi تو ولیعصر بالای پارک وی ( بوف سابق ) آقا سبک رستوران Fast Food محیطشم همینطور فقط سفارش رو میان جلو میز میگیرن و غذاتو میارن فرقش اینه ! پیشنهاد میکنم نرید ! اگه رفتید منو رو باز کردید یاد حرف من بی افتید که باید کمه کم 15 هزار تومن پول یه غذا تو یه جای مسخره بدین که اصلا پولش به جاش و غذاش نمیخوره !
    اما اون بی شرف جایی مغازه داره که حداقل هر کی یه بار گذرش بی افته اونجا براش کافیه تا بکنه تو پاچه ملت !
    دخترام که ماشااله باهاشون بری عادت دارن 10 تا چیز سفارش بدن و از هر کدوم یه نصفه قاشق بخورن و … نرید آقا نرید مجبور نیستید که !

  67. من تا بحال ندیدم کسی بره هانی و از سرویس بد و بی ادبی خدمه هانی و غذای معمولیش گله نکنه. فقط موندم که چطوره بعد از این همه وقت نارضایتی مدامی که می شنوم (حد اقل در چهارسال اخیر؛ چون خودم چهارسال پیش هم که به آنجا رفتم مشابه همین بی ادبی ها را دیدم و بی کیفیتی غذا) چطور هنوز شلوغ هست و به عنوان بهترین شناخته می شه؟

    چندی پیش یک جایی دیدم یک وبلاگی راه انداخته بودند دوستان که توش هرکس از جایی شکایت داره بیاد بنویسه و هدف این بود که کسی که سرویس خوب می خواد بیاد و داستانها رو ببینه و بدونه که حداقل کجاها نره. بلکه به مرور کم شدن مشتری باعث تجدید نظر رستوراندارها هم بشه. راستش نمی دونم عاقبت وبلاگه چی شد. ولی به نظرم کار جالبی کرده بودند.

  68. از رستوران هایی که من امتحان کرده ام چند تا شون که غذای خوب و برخورد مناسب داشتن اینا هستن : پیتزا پاشا توی خیابون مطهری – رستوران اروند کنار در خیابان ولیعصر روبروی پارک ساعی – کبابی ریحون در جردن .

  69. وقتی ایران رو با کشوری که الان ساکنش هستم، مقایسه می کنم، اولین چیزی که به نظرم می یاد اینه که ما ایرانی ها در مکان های عمومی بسیار بی ادبیم. روزی نبود که تو تهران شاهد فحاشی و رد و بدل شدن زشت ترین الفاظ از سوی تمام اقشار (غنی-فقیر، باسواد-بی سواد، دانشگاهی-بازاری، زن-مرد، فروشنده-مشتری، پلیس-متهم و غیره) نباشم. شاهد عدم احترام به نوبت بقیه، شاهد چشم چرانی علنی و متلک پرانی های گستاخانه، شامل بی احترامی بی دلیل دخترهای جوان به پسرها و هزار و یک مورد دیگه. ولی باور کن در یکسالی که اینجا بودم حتی یک مورد (به خدا حتی یک مورد) دعوای لفظی (فیزیکی که بماند!) ندیدم. تازه این شامل آخر شبهاست که خلق الله مست و پاتیل تو کوچه ها تردد می کنند و به قولی از حال خودشون خبر ندارند. باور کن که مزاحمت مثلا برای دخترها توسط مردهای مست خیلی خیلی خیلی کمتر از تهرانه. خوب طبیعیه که وقتی اینجا بری رستوران احتمال مودب بودن گارسون ها بسیار بیشتر از بی ادبی اونهاست (هر چند که گارسون بی ادب هم دارند)، و خوب طبیعه وقتی تهران بری رستوران احتمال اینکه گارسون ها آدمهای بی ادبی باشند خیلی بیشتره (هر چند که گارسون مودب هم تو تهران پیدا می شه.) اما همین ما ایرانی ها در محیط های خصوصی شور ادب و احترام رو در می یاریم. به عبارت دیگه ما ایرانی ها (حداقل به نظر من) در محیط های خصوصی آدم های مودبی هستیم. دلیل اینکه ما چرا وقتی در محیط های عمومی قرار می گیریم اینقدر از خودمون بی خود می شیم رو نمی دونم

  70. جناب بردیا با اجازه شما میخوام چند جمله عرض کنم . ایرانی ها در محیطهای خصوصی هم آدمای مودبی نیستن بلکه آدمای تعارفاتی وریاکارین که برای منافع شخصی خودشون طرف مقابلو تحویل می گیرن و تعارف می کنن ولی بلافاصله بعداز خروج طرف از محیط شروع به بدگویی از اون می کنن. اصولا این مردم که از شروع مدنیت اجتماعی اون (ارتباط با ملل دیگر) بزحمت حدود صد سال میگذره خیلی با تمدن واقعی و درک حدود و حقوق اجتماعی فاصله دارن.(لطفا از تمدن دروغین 2500 ساله قصه نگین که دوره باورکردنش تمام شده)

  71. اروند کنار که رضا اشاره کرد و ریحون رو من قبول دارم مخصوصا اروند کنار در ولیعصر پایینتر از پارک ساعی ! اما هانی تعریفی نداره و پاشا هم ازدحام جمعیت و تذکر های مسخره که آقا اینجا وای نسا و اونجا وای نسا رو اعصابه و من خوشم نمیاد

  72. […] نوشت 2: این  مطلب از دیزرتر  , این و این مطلب از وبلاگ آقا اجازه , این حرف دل از یولیرجین , […]

  73. اتفاقاً تبریز از تهران تراژیک تره…این قر و اطوارای تازه به دوران رسیدگی اونجا بیشتر رواج داره. من قبل اومدنم یک سال تبریز بودم.ملت تا وقت می کنن پشت سر فارس ها مزخرف می گن…فارس ها شیادن , فارس ها اصالت ندارن…اما تو همین باکلاس بازی ها همه نگاهشون به تهرانه…بدیش اینجاست که وقتی یه رستوران باز میشه تو تبریز اولش مودب و خوبن..تا اسم و رسم پیدا کردن باز می شن مصداق این پست شما.هم کیفیت غذا شون افت می کنه هم رفارشون.من تو تیریز یک پیتزا مترو رو دوست داشتم اونم چون یه جای خیلی پرت بود کارش نمی گرفت کیفیتشو خوب نگه داشته بود.

  74. من که سر در نمییارم …خوب که چی؟ ما ایرانی ها چقدر بدیم خیلی خیلی فارغ از شعوریم چه در امور رستوران داری،چه مملکت داری،چه اظهارنظرکنی،چه تربیت و خانواده داری، کلن به هیچ لطایف الحیلی نمی شود تحمل مان کرد…خوب که چی؟ چرا هر کسی از الف تا سر پل حافظ به هر موضوعی که بند می شود و می نویسد باید من بیایم در هزار ویک بلاگ،نظراتی مشابه را در مورد هزار و یک موضوع ببینم ..از هر جایی که بگویی و بنویسی …هفتاد ملیون آدم شروع به اظهار نظر در مورد هیچ چیز نداری ایرانی و ایرانیان و از این حرف های صد من یک غازی…می کنند. خب که چه؟ اگر مثل کلاس زبان و استخر و دانشگاه دولتی،در زندگی تان به گذراندن چند کورس ادبیات انتقادی فقط در باره ی بی مقداری خودمان نیاز دارید،لطف کنید پیش خودتان نگه دارید…هر چقدر هم که آدم شوخ و ظریفی باشم که هستم نمیتوانم از پس خندیدن به این حماقت دسته جمعی بربیایم…اه اصلن اینهمه چرند برای چی نوشتم؟ حرص ام گرفت یکی راجع به رستوران و کیفیت خوراک می نویسد و شسصد نفر در پاسخ از دودمان بی شعورمان و نزاکت نداشتن های تاریخی و قبل انقلاب و بعدش و سیر نزولی و دامن گیر اخلاق و این جور ترهات نوشتند…
    ========================================
    خوب حالا چرا آنقدر برافروخته شدید؟ تا خواستم جواب بدهم دیدم خود در انتها جواب خود را داده اید. ولی نگفتید چه اشکالی دارد که اشکال هایی که می بینیم را بگوییم؟ اگر نگوییم چه راه دیگری را شما توصیه می کنید؟ یا این که فکر می کنید هیچ اشکالی مردممان ندارند؟ سر در نیاوردم آخرش! مشکا اینجاست که این مردمان آنقدر به تعریف و تمجید و تملق از خودشان عادت کرده اند که تحمل کوچکترین انتقاد معمولی را ندارند.
    شاد باشید،
    نویدار

  75. درسته که رستورانداری و مهمان گردانی و هتل داری و خیلی کارهای دیگه در ایران بدون آموزش تخصصی انجام می شن, حق دارید, ولی چرا اینقدر برافروخته؟ آدم رو یاد مجری کانالهای ایرونی مخالف رژیم می ندازید که به همه بدو بیرا می گن! همش هم که» ایرونی ها» سوم شخص بودن و خودتون قاطیشون نبودین! باشه به قول «ما ایرونی های امروز» تو خوووووبی بابا! خارج دیده! تو همه کافه ها و رستورانا غذا و کافی خورده! می گم خودمونیم ولی اسم همه رستورانای تهران و گفتی ولی فقط به اشاره اسم خیابونای خارجی کفایت کردیا! ای شیطوووووووووووون
    =============================
    من برافروخته ننوشتم. شما برافروخته خوانده اید. ولی جای دیگر هم نوشته ام. مردمی که عادت دارند همیشه تعریف بشنوند و خودشان از خود تعریف کنند، کوچکترین انتقادی که جای دیگر کاملا معمولی و طبیعی است را به حساب توهین و خودباختگی و دیگر واژه های افراطی تلقی می کنند. حتات شما که زیاد هم تند ننوشته اید. ولی کلا کاری هم نمی توان کرد تا ا ین که این مردم برایشان فرهنگ انتقاد ارزشمند تر از تمجید و تملق شود.

  76. ای دمت گرم که خوب گفتی. نه تو ایران نه تو خارج این ملت رفتار با مشتری رو بلد نیست.
    دختر خاله‌ام یکبار که ایران بودم من رو به اون رستوران دیدنیها که ذکر خیرش رو هم کردی دعوت کرد. داشت سفارش می‌داد گفت دو تا سالاد، گارسون صاف برگشت گفت یه سالاد بستونه. ما چشامون چهار تا شد و دخترخاله‌ام گفت هرچی شما بفرمایید. البته حق با گارسون بود چون سالاد اونقدر بزرگ بود که یه دونه رو هم نتونستیم بخوریم ولی این چه طرز حرف زدنه؟

    اون پینوکیو و زرتشت کلن هم که واقعا گندش رو درآوردن. توی پینوکیو که انگار کارشون براشون کسر شان داره و از مشتری ارث پدرشون رو طلبکارن. زرتشت هم که دیگه انقدر کارش کساده که وقتی دو تا مشتری دارن چهار چشمشون به مشتریه و چهار گوششون هم کلمه به کلمه‌ی مکالمات رو دنبال می‌کنه! رستورانهای ایرانی شهرهای دیگه هم یکی از یکی بدتر. آرزو به دلمون موند که یک رستورانی بریم که حرفه‌ای باشن و کارشون رو درست انجام بدن.

  77. اینم بگم و رفع زحمت کنم: یکبار در ایران فامیلها باز من رو به یک رستوران به اصطلاح عالی و با کلاس دعوت کردن و واقعا هم همه چی عالی بود تا اون لحظه‌ای که من مجبور شدم برم توالت. چشمتون روز بد نبینه، من وارد جزئیات نمی‌شم. من موقع رفتن به مدیر رستوران گفتم شما که رستوران به این خوبی دارین یه خورده هم به وضع اون قسمت برسین، حیفه. بعد فامیلهام گفتن اوووووه تو چه حوصله‌ای داری. و در جواب من که می‌گفتم آخه اگر کسی چیزی نگه که چیزی عوض نمی‌شه گفتن ما اگر بخوایم تذکر بدیم از صبح تا شب باید هزار بار تذکر بدیم، بدتر اعصاب خودمون خورد می‌شه.

  78. خوب شد که از این درد مشترک گفتید. دو ساله که دانشجو شدم و دلم لک زده برای اینکه یه بار بتونم بعد از کلاس ها برم یه کافه با قیمتهای معقول و چند ساعت بشینم اونجا و به کارهام برسم!

  79. […] مقایسه کنم می تونم بگم به مراتب از نایب بهتره (نایبها: اینجا خوندم که در نایب وزرا از دادن ریز فاکتور به مشتری […]

  80. […] مقایسه کنم می تونم بگم به مراتب از نایب بهتره (نایبها: اینجا خوندم که در نایب وزرا از دادن ریز فاکتور به مشتری […]

  81. به پست شما در آدرس

    http://www.e-gasht.com/newsblog/2009/01/blog-post_3935.html

    لینک داده شد. در صورت عدم علاقه شما به درج مطلبتان در وبسایت، لطفا با ما تماس بگیرید تا آن را حذف نماییم.

  82. سلام.منم قبلآ يه چنين چيزايي شنيده بودم ولي باورم نشده بود.تو اصفهان فقط يه جا پيتزاي واقعي ميده كه البته به علت گروني من هنوز به اونجا سر نزدم!وضعيت اصفهان كمي بهتر از تهرانه ظاهرآ

  83. بعد از مدتهاست كه ميخوانم… دلم تنگ شده بود براي خواندن نوشته هاي زيبا. ممنون از قياس بينظيرتان.

  84. من همین تابستان ِ 78 به یک چلوکبابی ِ کثیف نزدیک ِ میدان ِ ولی عصر رفتم. تازه برق هم قطع بود و خودتان اوضاع را تصور کنید. ولی غذایش خیلی خیلی خوشمزه بود و چسبید… و تجربه هم نشان می دهد که این جاهای ِ گمنام غذاهای ِ بهتری می دهند.

  85. این تقصیر مردم هم هست که خیلی راحت برای غذاهایی که فقط اسمای قلمبه سلمبه دارن حاضرن کلی بیشتر پول بدن. برای همین همه ی اسما خارجی یا عجیب غریبه چون مردم پول می دن برای این اسما!!

  86. salam

    hameye harfat dorost vali hichi kababaye tehran nemishe man inja kolli restoorano emtehan kardam vali
    hich kodoom kababe nayeb ya alborzo nadare

    ba tashakor
    Ali Kababi az London

  87. شما می تونید هر وقت تشریف آوردید ایران بجای رفتن به تهران بیاید بوشهر! تا از خوردن انواع خورش ها و قلیه ها به دست پخت مادر بنده لذت ببرید و از طرف دیگه اینقد به جون ملت غر نزنید!

  88. نقد خوبی بود! ممنونم! لینکتون کردم!

  89. salam,,moshkel injast ke mardom ma vaghty az 1 restauran narazi hastand aslan be modire restauran shekayat nemikonand,,,,

  90. Salam…matlabe jalebi bod goya ke harfe dele mano khailihaye dige hast…vali behtare haghighatam bebinim ke khode mardom baesesh shodan…vaghty to har coffeeshop ya restauran pa mizari ke be zaher marof hast va bar khalaf barkhorde va farhange bala va hata keifiat bala ke azash tavagho dari ba harjor barkhorde dige robero mishi va hamegan sokot mikonan, tavaghoyi bishtar az in nemishe raft. shayad agar yad gerefte bodim joz por kardane shekam va keifiat ghaza(ke hata onham tarifi nadare) baramon mohem bashe che barkhordi bahamon mishe va hoghoghemon zire pa mire alan dochare in vaz nabodim

  91. متن این پست شما به من ایمیل شد. بدون اینکه آدرسی و اسمی از شما باشه. خیلی خوشحالم که به تصادف، تونستم مطلبتون رو تو وبلاگ خودتون بخونم.

  92. خیلی خوب و جالب و دقیق نوشته بودید
    لذت بردم
    ولی واقعا گاهی به ساندویچی معمولی یا رستوران نه چندان مشهوری میروی و از خوردن غذایت واقعا لذت میبری

  93. ey baba ina zamany many peida mikonan ke to ye jameeeiee madany zendeghi konim….
    too iran vaghty moadabane raftar koni,avalin chizy ke be zehne adam nomaha mirese ine ke zod be harimet tajavoz konan…akhe mese baghie dado bidad nemikonio fohsh nemidi….
    (((az tamame dostan be khatere inke farsy naneveshtam ozr mikahm,belakhare daneshjoye computer hamine dighe)))

  94. تجربه انسانی بخوبی نشان داده آنهایی که ازعملکرد اداره ها وبنگاه ها یا ازاعمال آدمها فقط جنبه بدش را می بینن وبه بقیه گزارش میدن وقتی خودشون هم در اون موقعیتها باشن همون رفتارهارو دارن واز خودشون هم ممکنه رفتارهای بدتری رو هم به اونها اضافه کنن و البته عکسش هم واقعیت داره و اگه چیزای خوب بگن وقتی خودشون مصدرکارهابشن خوبترش هم می کنن امیدوارم نرنجی جناب نویدار
    =========================================
    نه، چرا باید برنجم؟ البته عجب «تجربه انسانی» جالبی است که همه موارد و همه احتمال ها را در همه جنبه ها نشان داده. اینطور نیست؟

  95. این جمله ی «نایب بهترین کباب تهران را دارد» رو اصلن جائی نشنیده بودم! یعنی نظریه ی مرسومی نیست. لاقل تو پنج سال اخیر که اینطور نبوده و ما که تهرانیم همچین عقیده ای نداریم. در حال حاضر کباب شاندیز جردن و البرز معروف و بهترینند که همین شاندیز قیمتهاش دور و بر پرسی چارده هزار تومنه که در مقایسه با اروپا منصفانست.
    البته که در مورد سرویس و برخورد گارسونا حق با شماست و هیچ کدوم قابل قبول نیستند. اما در مورد کیفیت غذا تو تهران میشه رستورانهای خوب پیدا کرد. مثلن زمونی که برای رفیقتون از تجریش تا ونک دنبال فسنجون میگشتین، همون بالاتر از پارک وی رستوران پردیس هست که همه جور خورشتی هم داره.
    راجع به پیتزاهای تهران هم خوب مگه چه اشکالی داره که پیتزا رو با ذائقه ی ایرانی تغییر داده باشند و متفاوت از پیتزای ایتالیایی باشه؟ گرچه رفقای ایتالیاییتون اگه دقت کنند متوجه میشند که تو همین تهران پیتزاهای با عنوان «پیتزای ایتالیایی» پیدا میشه که با تقریب خوبی مشابه همون پیتزاهای ایتالیاست. مثلن پیتزای معروف دهکده توی گیشا یا همین پیتزاهای پستو و یا رستوران ایتالیایی داوینچی توی هتل استقلال. اما اونچه که به صورت عام تو پیتزافروشیای سطح شهر هست پیتزای متفاوتیه که ادعای ایتالیاایی بودن و اصیل بودن هم نداره و اتفاقن خیلیها این مدل پیتزای ایرانیزه شده رو میپسندند.
    ==============================
    به به! این نوشته باعث شد که کلی جاهای خوب را به ما معرفی کنند.
    شاد باشید
    نویدار

  96. چای جزء لاینفک زندگی است. پستی داشتم در همین خصوص. لینک اش رابرایت می فرستم رفیق.

  97. مممنون از نوشته پر احساست

    اگه بخواهيم زشتي ها را فقط ببينيم با كليه حرف هات و بسياري نظرها موافقم مخصوصا اين آخري ارشيناز

    منم معتقدم بايد رستوران منطبق با فرهنگ ايراني رو پيدا كرد و گرنه گير اين با كلاس ها ميافتيد.

    البته وقتي در ايران هستيد به خاطر اينكه كيفيت خدمات همه محصولات پائين است رستوران ها مثلا نسبت به خدمات اتومبيل عالي ارزيابي ميشوند!
    كسي تجربه داره فرم هاي نظرسنجي مشتريان در تهران و خارج چند درصد رضايت رو نشون ميده؟ به نظرم زياد نبايد فرق داشته باشه چون سطح انتظارات مردم ايران همين اندازه است و حاضر نيستند مثلا پول بيشتري بدهند تا كمي بيشتر بتوانند در رستوران بنشينند يا سرويس بهتري بگيرند.
    جالب است سايت نظر سنجي رستوران هاي تهراني را هم بررسي ميكردم به اين نتيجه رسيدم اغلب رستوران ها كيفيت غذاها بسيار بالاتراز كيفيت سرويس است.
    البته يك مشكل ديگر هم دارند رستوران هاي ايراني كه فضاي داخل آن است كه معمولا مثل هما جا براي نشستن كم است.

    تجربه من تو بروكسل و ونكوور و لندن با غذاهاي خارجي هم ميگه كيفيت غذا معمولا پائين تر از حد انتظار است اما سرويس و موقعيت رستوران و فضا و پاركينگ خوبه!

    در خارج بازم بعضي غذاهاي چيني رو ترجيح ميدم.

    تو استانبول هم بهترين غذاها رو در رستوران هايي كه توريستي نيستند و محلي هستند پيدا كردم …

    من غذاهاي ارگانيك رو بيشتر ميپسندم به خاطر مزش و سلامتي كه در ايران (كمتر در تهران) پيدا ميشه

    و بعد اينكه غذاهاي چرب و پركالري ايراني ديگه با مذاق ما آدمهاي كم فعاليت جور نيست در انتخاب بايد شرايط فرد رو در نظر گرفت تا غذا بهش مزه بده.
    الان ديگه بيشتر آش و سالاد ميخورم و غذاهاي محلي و دريايي

    اما رستوران ها:
    من بهترين غذا ها رو تويه مسير دركه خوردم وقتي كه خسته اي از كوهنوردي چند ساعته بهت ميچسبه
    رستوران قاسم با انواع غذاهاي ايراني و مخصوصا آش از نظر كيفيت غذا و رستوران آب ذغال چال از نظر موقعيت حرف ندارند. سرويس و اخلاق كاركنان هم خوب است.

    اينو پيرمردهايي كه دنيا رو گشتن و ميان اونجا هم تاييد ميكنند.

    به نظرم داخل تهران هم موبي ديك و هم پرديس بالاي پارك وي بهترين گزينه غذاهاي ارگانيك و خانگي هستند.
    تنها جاهايي هستند كه با ميل ميرم

    هاني فقط خوشمزه است.

    نارنجستان سعادت آباد به درد مهموني ميخوره.

    كباب كوبيده ريحون عالي است البته شلوغه

    پيتزا هم فقط از پپروك سفارش بديد بيارند يا نخوريد.

    تو رستوران هاي سنتي چيز به درد بخوري نديدم فقط سرم از موسيقي صداي بلند و آشفته آنها درد ميگيره. از آذري راه آهن گرفته بيا بالا تا اسفنديار و اسپيدو دركه و دشت بهشت
    هر بار هم مهمان خارجي داشتيم برديدم اينجور جاها زود پاشديم اومديم . فضاي آنها هم بيانگر سنت ايران نيست.
    فقط يك بار تجربه خوبي از باغ گيلاس ولنجك داشتيم ظهر تابستون خوبه اما موسيقي نداره.

    آبگوشتي خيابان ايران شهر هم خوب بود.

    فست فود هاي تهران رو ديگه نمي رم.

    به عنوان يك توصيه كلي وقتي تهران هستيد جاي شيك نريد از برخي تهيه غذاها مانند صفا سعادت آباد و فارسي شريعتي و برخي شعب نايب و هاني تجريش و رضا يوسف آْباد سفارش بديد بيارن خونه يا محل كار بهتره چون در آن صورت هم كيفيت را داريد هم خدمات خوب با خودتان!

    تو نزديك هاي بازار هم مواظب باشيد چاق نشويد غذاها خوشمزه اما احتمالا ناسالم است.

    تو شهرستان ها هم من فقط غذاهاي سنتي و آشهاي همان محل را ميخورم.

    گيلان و اردبيل و سراب و تبريز اروميه و مشهد و … همه جاهاي خوبي دارند بايد بگرديد و بپرسيد.

    اما حرف آخر… دلم براي آش هاي مامان تنگ شده.
    ===========================
    خیلی جالب بود. مرسی!

  98. با شما بسیار موافقم. من که سالی یکی دوبار میام ایران از 5 سال پیش به این طرف صد برابر بدتر شده و هر بار که میام بیشتر به چشمم میاد. هرچی سعی میکنم که زیادتر بیام که کمتر اذیت بشم بازم همونه! نایب 7-8 سال پیش هم تعریفی نداشت. قیمت چلوکباب البرز با رستوران بهشت در لندن برابری میکند در حالیکه من کیفیت رستوران بهشت لندن و سرویس کارکنان را قابل قیاس نمی بینم از بس که با ادب و مهمان نوازند. در تهران فست فود که میخوری انگار شن میخوری نه طعمی نه کیفیتی نه بهداشتی و نه ارزش غذایی. آخرین فست فودی که هنوز هی بدک نبود کالیز برگر در ستارخان بود که الان مطمئن نیستم چه بر سرش آمده باشد ولی مک ماشاءالله را میتوان در بدترین ها رده بندی کرد. من برخلاف بعضی از دوستان از رستورانهای اصفهان و ادب کارکنانشان لذت بردم متاسفانه مدت اقامت کم بود و من هم اسامی زیادی بخاطر ندارم. غذا خوردن در طرقبه و شاندیز مشهد برای من وقت و پول تلف کنی بود و مطمئنا دوباره تجربه اش نمیکنم! رستورانهای اردبیل و آذربایجان کباب های خوبی دارند ولی سرویس مزخرف و پیازهای کهنه و دوغ یا نوشابه نطلبیده و پول سرویس نفس گیر چه بخواهی و چه نخواهی! در تهران آبگوشت خیابان سهند که قیمتش شده است خدا تومن یک صف 4 کیلومتری دارد و بدست مشتریان پیجر میدهند (فکر نکنم کسی در حال مرگ باشد که آبگوشت شفایش دهد) خلاصه هر جور حساب میکنم میبینم غذای خانگی که عشق هم چاشنیش باشد با هیچ چیز قابل مقایسه نیست… بقول یکی از خوانندگان دلم برای آشها ی مامان تنگ شده.

  99. تو تهران مجموعه باغ بهشت تو اتوبان لشگر یه رستوران عالی هست به اسم شومینه که خیلی گرونه ولی هیچ ایراد دیگه ای نداره. یه رستوران کوچولو هست به اسم نارلی پشت برج آفتاب که اصلا عجیبه از ادب و تربیت کارکنان و فضا و غذا .. من اصلا باورم نمی شه که تو تهران باشه. تو فست فود ها هم یه جای جدید باز شده به اسم تیتو تو خیابون دفینه تو میرداماد که تو استاندارد فست فود توی تهران بی نظیره و غذاش خیلی خوشمزه است و کارکنانش هم با ادبن و رستوران و دستشویی ها هم واقعا تمیزن. بقیه جا ها تو تهران رو کاملا با شما موافقم. از همه نظر… 🙂

  100. Awesome info! I was honestly just thinking about something similar to this the other day… Thanks for the article!

  101. | WE SUCK |

  102. من این تجربه رو در استالیا هم داشتم. اینکه بسیاری از اغذیه فروشیها برای صبحانه باز هستند؛ معمولا همه دارای صندلی برای نشستند هستند و اگر مدتها آنجا بنشینی کسی اعتراض نمیکند که آنجا را ترک کنی, رفتار مؤدبانه و بسیار مشتری محوری که هم در این گونه مراکز هست و هم در مراکز خرید، اهمیتی که برای پاسخگویی به مشتری قائل هستند و… را هم من در اینجا بسیار دیده ام

  103. آی گفتی . حرفت یه کلمه غیر حساب توش نیست
    مرسی و خدا نگهت داره که اینقدر زیبا دیدی و زیبا نوشتی . کشور ما یه نگاه هایی مثل شما نیاز داره
    دلم گرم شد
    حوندنی بود این مطلب و می رم که مطلب های دیگه ازت بخونم

  104. نویدار جان فقط گم نام بودن رستوران باعث خوب بودن ان نمیشود . قشر ادمهایی که به انجا رفت امد میکنند و واکنش انها نسبت به غذای بد و گران خیلی مهم است . نمونه واضحش تفاوت باور نکردنی کیفیت غذاهای رستوران های بین راهی جاده های هراز و فیروز کوه است . اولی از همان قشر نو کیسه مشتری دارد و دومی از راننده تریلی ها حالا جرات داری جلو راننده تریلی غذای بد بزار . اصفهان ما هم به همین علت غذا هایش ( به استسنا چند رستوران توریستی که غذای افتضاح دارند ) خوب است چون کسی بخواهد گران فروشی یا اشغال فروشی کند اصفهانی ها پدرش را در میاورند . تشریف اوردید نزدیک میدان امام رستوران مارال را توصیه میکنم اگر اردو خراب نشده باشد سرشان بی نظیرند هم در ادب و احترام واقعی هم در غذای خوب و ارزان . اطراف خواجو و 33 پل هیچ رستوران خوبی نیست . نروید . رستوران اتشگاه غذایی میپزد که منی که کارم برگذاری عروسی و مجالس است تا کنون جایی نخوردم حتما امتحان کنید . رستوران هتل جلفا و هتل اسپادانا را هم امتحان کنید . چای هم خواستید زیر زمین پاساژ عالی قاپو یک قوری بزرگ چای و نبات به شما میدهند 1500 تومان . من تقریبیا هفتهای یکی دو بار میروم انجا .

  105. مشکل ناهنجاری های اجتماعی در تهران از تهرانی های اصیل (که اتفاقأ بسیار هم آدم های با فرهنگی هستند )نیست.بلکه از بعضی مهاجرین است که از همه جا به تهران سرازیر شده اند و به اصطلاح با نوکیسگی تازه به دوران رسیده اند و ادای انسانهای متمدن را در می آورند ولی متآسفانه کمتر با فرهنک وادب وآداب معاشرت و بطور کلی با فرهنگ و تمدن آشنائی دارند. چند نمونه آن:عدم رعایت قوانین رانندگی(مشهور است که اگر می خواهید فرهنگ یک ملت را بشناسید به رانندگی آنها توجه کنید)-با تکبر به دیگران برخورد کردن و به اصطلاح خود را فوق دیگران و بخصوص شهرستانی ها تصور کردن وحال آنکه خودشان هم از اصل ونصب غیر تهرانی هستند ولی در شآن خود نمی دانند که خود را شهرستانی معرفی کنند. نمونه اش را من سراغ دارم که بستگان نزدیک فردی در فلان شهرستان جنوبی با بستگان بنده همسایه اند ولی جناب ایشان که در حال حاضر در رسانه ملی مسؤلیتی دارند به صرف اینکه چند سالی در تهران بوده اند خود را تهرانی می دانند و هرگونه قرابتی را با آن منطقه رد می کنند(غافل از اینکه اصالت تمدن آن منطقه بسیار بیشتر از تهرانی است که تا زمان قاجاریه بعنوان دهی در مجاورت شهر ری بوده!).از موضوع دور نشوم مثلأ همین غذا خوردن در ملأ عام که در صف طولانی فست فود می ایستند و پس از دریافت غذا تو گوئی هند را فتح کرده با خوشحالی تمام غذا را بر روی کاپوت ویا سقف ماشین گذاشته می خورند و اشغال آنرا هم هرجا که دلشان خواست و جلوی هر خانه ای پرت می کنند. یا اینکه همین طور که در ماشین لم داده و در خیابان حرکت می کنند بعضآ صدای پخش ماشین را هم آنقدر بلند کرده که گوئی کنسرت سیار براه انداخنه البته بیش از آنکه حواسش به آهنگ باشد به جلب توجه برای دیگران است و مرتبآ ته سیگار خود را هم به بیرون میریزد و هر آشغالی را هم در حال حرکت به بیرون پرت می کند.یا از کسانی بگویم که لباسشان و دکور خانه و ماشینشان و خلاصه همه کار هایشان برای نظر و خوشایند دیگران است و به همان شدت هم در کار دیگران کنجکاو و فضول باشی (بر خلاف ملل دیگر که سرشان در کار خودشان است و برای خود زندگی می کنند و نه برای حرف دیگران این موضوع را کسانی که چند سالی در کشور های دیگر اقامت داشته اند و یا حتی سفر های کوتاه مدت به خارج کشور دشته اند تجربه کرده اند) به قولی اگر تمدن چند هزار ساله را یدک می کشیم ولی کم کم داریم از بعضی ملل دیگر که تا چند دهه قبل بادیه نشین بوده اند ولی در سال های اخیر با ثروت نفت اگر پولدار شده اند ولی حداقل با نگاه به کشور های متمدن سعی در اصلاح رفتار و کردار و عادات خود داشته اند بشدت عقب می مانیم.مضافآ رفتار های ناپسند و سخیف و دون شآن بعضی ها در خارج کشور که فقط سر افکندگی برای ایران و ایرانی ها بدنبال دارد که برای خود من تجربه شده که اگر در آنجا خود را عرب معرفی کنی بیشتر به شما احترام می گذارند تا بگوئی ایرانی ام (قصد بی احترامی به اعراب ندارم)

  106. ای آقا این که چیزی نیست شما برو میدان میوه وتره بار جلوی چشمات میوه رو قالب میکنن . اون میوه خوبا درشت ها رو جلو می چینه تا جلب توجه مشتری بشه حالا شما که میری سفارش بدی نایلون رو دو دستی باز میکنه میزنه از عقب اون خراب گندیده ها رو میریزه توو نایلون شما هم که رفتی خونه میبینی نصف خرابه گندیده نصفش یا میوه کوچیکه یا کاله نرسیدست بعد از آشپزخونه رستورانی که ندیدی چی کار می کنن چه انتظاری داری

  107. سالی یه بار مامور بهداشت میره سر میزنه اونم با زیر میزی مشکل حله اون کارگرها هم که کسی بالا سرشون نیست عطسه میکنن سرفه می کنن دست توو دماغ می کنن هزار تا کثافت کاریه دیگه من بار ها به صاحبکار خودم گفتن که آدم بره یه تن ماهی باز کنه می ارزه تا از این رستورانها غذا بگیره . توو کوچه پشتی ما طرف آشپزخونه راه انداخته به اسم آشپزخونه کوثر هر کی ندونه فکر می کنه اینا از آب زمزم استفاده می کنن . ریشاشو نمی زنه انقدر این مرد کثیفه یه بار کباب کوبیده سفارش دادیم حالمون بهم خورد نگو آقا سویا چرخ کرده به اسم کباب کوبیده جا زده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: