به بهانه آمنه بهرامی و آنچه بر او رفته است

عاشق هستی آنگاه که به او می اندیشی و تپش قلبت بالا می رود و گویی هزاران پروانه در درونت پر پر می زنند.rose_2

عاشق هستی آنگاه که ساعتی از کنارت می رود و دلتنگی تو آغاز می شود.

عاشق هستی آنگاه که او به تو جواب رد می دهد و تو می گذاری که او راه خود برود، دوست او می مانی، خوشبختی اش را می خواهی و یاریش می دهی که به آنچه و آن کس که می خواهد برسد.

عاشق هستی آنگاه که با دسته گلی در عروسیش حاضر می شوی و خوشبختی اش را آرزو داری.

عاشق هستی آنگاه که خوشبختی اش را می خواهی چه در کنارت باشد و چه آن سوی کره زمین، چه با تو، چه تنها و چه با دیگری.

عاشق هستی آنگاه که می پذیری که او که اکنون در کنار توست، داوطلبانه با توست، آزاد است و هر آنگاه که خواست برود، می تواند راه خود رود. تو یاریش می دهی او را در راهش، دوستش هستی و دلسوزش.

عاشق هستی آنگاه که از او برای هر لحظه زندگیش که او با تو می گذراند، ممنون هستی.

عاشق هستی آنگاه که هیچ توقع نداری و توجه داری، آنگاه که با شادی هایش شادی و با غمهایش غمگین.

عاشق هستی بدون هیچ قید و شرط.

عاشق هستی اگر قید و شرط در فرهنگ واژگانت وجود نداشته باشند.

نوشته ها پیرامون آمنه بهرامی:

وبلاگ پیرامون آمنه بهرامی