ارحام صدر، دلتنگی و لودویگ وان بتهوون

رفتم اینجا، آن سوی دیوار، که نوشته زیبای «خداحافظ حَجی آقا » را در مورد ارحام صدر بخوانم. تکه ای از تئاتر وادنگ اورده که: «خواب دیده بود مرده و به دادگاه عدل الهی رفته و همۀ اهل بیت و کاسب های محل را آن جا ملاقات می کند. به قبرکن می گفت: «این چه قبری بود واسه ما کنده بودی؟ انقدر کوتاه بود که پام افتاده بود بیرون، واسه این که سرما نخورم مجبور شدم چهارزانو بمیرم!»

در نوشته زیرش اوورتور اگمونت از بتهوون را با اجرای لئونارد برنشتاین گذاشته که دلتنگی جمعه مان برای یک کنسرت زیبا را تشدید کرد.