… و اصفهان زیباست (3- جلفا و دیدار با اسقف اعظم)

می شود به اصفهان رفت و به جلفا نرفت و کلیساهای آنجا را ندید؟ روز دوم به آنجا رفتیم.vank-church-1 آخرین بار که کلیسای وانک یا «سورپ آمناپرکیج (ناجی همگان)» را دیده بودم، شانزده سال قبل بود. در آن زمان به ما اجازه عکس برداری از داخل کلیسا را دادند. این دفعه همه جا نوشته بود «عکس برداری ممنوع!» و این بود که دیگر نتوانستیم عکسی از نقاشی های داخل کلیسا بگیریم که بسیار منحصر به فرد است. تمام دیوارها از پایین تا سقف پر از نقاشی حکایت های انجیل است. از این رو این عکس را از اینجا برداشتم.

یکی از آلمانی های همراهمان سراغ اسقف اعظم را گرفت و با کمال تعجب همه مان به دفتر کار اسقف اعظم ورژدر ماردیروسیان دعوت شدیم. او که لبنانی الاصل است و فارسی نمی داند، به همراه نماینده سابق ارمنی ها در مجلس و مسئول روابط عمومی کلیسا به گرمی از ما استقبال کردند. چیزی نزدیک به یک ساعت در آنجا بودیم و در مورد مسایل گوناگون، چون زندگی ارمنی ها در ایران و ساختار کلیسا گفتگو کردیم. کلیسای ارمنی های ایران زیر پوشش کلیسای مرکزی لبنان است و اصفهان مرکز ارمنی های آن منطقه و جنوب ایران است. مرکزیت دیگرdscn9805 تهران است.

من همیشه ارمنی های ایران را دوست داشته ام و به نظرم مردمانی با فرهنگ، به نسبت ملایم و بی آزار بوده اند. هر چند که از دید من آنها هیچ گاه نتوانسته اند کامل در جامعه ایران ادغام شوند و همواره دیوارهایی میان آنها و اکثریت مسلمانان وجود داشته است، با این وجود هر جا به آنها برمی خوری، احساس خوشایندی داری. یک درک کلیشه ای نیز میان مسلمانان از ارمنی ها نیز وجود دارد و آنها معتقد هستند که ارمنی ها در کارشان صادق هستند و کلاه سر کسی نمی گذارند. البته هر چند که این یک کلیشه است ولی بیش از آن که در مورد ارمنی ها چیزی بگوید (که می توانند چون هر گروه دیگری بد و خوب داشته باشند)، در مورد گویندگان این حرف فاش می سازد که آنها به خود اطمینان ندارند و شاید خود نیز جورایی قبول دارند که دروغ گوتر از ارمنی ها هستند. از این حرفهای کلیشه ای بگذریم.

به هر رو، از فرصت استفاده کردم و چند سوال را که برایم همیشه مطرح بود از آنها پرسیدم. البته بیشترین پاسخ ها را از ارمنی های ایرانی گرفتم تا از اسقف که نه فارسی می دانست (البته انگلیسی ار خیلی خوب صحبت می کرد) و نه به بیان خودش به مسایل زندگی روزمره آشنایی کافی داشت. آقای نماینده سابق مجلس (با شرمندگی نامش را فراموش کرده ام) معتقد بود که ازدواج میان مسلمان و ارمنی نمی تواند آینده خوبی داشته باشد، چون ازدواج میان دو خانواده است که با هم هیچ گونه وجه مشترکی ندارند. هر چند که این حرف درست است، ولی نشان گر این نیز هست که نه تنها هیچ گونه تلاشی از سوی مسلمان ها ویا از سوی ارمنی ها برای نزدیکی فرهنگی میان این دو انجام نمی گیرد، بلکه اعتقادی نیز به نیاز این کار در دو طرف نیست. آقای نماینده در پاسخ به سوال من که چرا غیر ارمنی ها نمی توانند وارد کلیساهای ارمنی شوند، پس از کلی طفره رفتن از پاسخ روشن و سماجت من با طرح دوباره سوال با واژه های دیگر، گفت: خوب برای چه بروند؟ آنها که زبان ارمنی نمی دانند و چیزی نمی فهمند. چرا وقتی ما نیایش داریم، آنها بیایند؟ برای ما که در اروپا به هر کلیسایی در هر زمانی می توانیم وارد شویم و در هر نیایشی آنجا باشیم بدون آن که کسی کاری داشته باشد، این سخنان غریب است. این گونه سخنان با درکی که در اروپا برای گفتگوی فرهنگی، تفاهم متقابل، ادغام (Integration) و تاثیرگذاری متقابل وجود دارد، در اساس متفاوت است. ارمنی ها و غیر ارمنی ها دست کم چهارصد سال است که در ایران کمابیش مسالمت آمیز در کنار هم ( و نه با هم) زندگی میکنند و کاری به هم ندارند. در واقع هر کدام دیواری به دور خود کشیده اند و کاری به آن یکی ندارند. همیشه احساس می کردم که مقصر این وضع مسلمان ها هستند چون آنها اکثریت و قدرت را دارند و درکشان نسبت به دیگران تبعیض آمیز است. ولی به نظر می آید که در هر دوسوی دیوارهایی وجود دارند. در بچگی به خاطر دارم که در همسایگی خود در آن کوچه کوچک، هم ارمنی داشتیم، هم یهودی و هم بهایی. با وجودی که مشکل ویژه ای میان آنها وجود نداشت، بارها شاهد بودم که مسلمان ها اگر چیزی از بقیه می گرفتند، با اعتقاد به این که نجس شده است، آن را هفت بار می شستند. چقدر این کار زشت است و خجالت آور و هنوز هم چنین چیزهایی را می بینیم.به هرحال گفتگوی بسیار خوبی داشتیم، به ویژه که بدون برنامه ریزی و غیرمنتظره بود. پس از آن به موزه کلیسا رفتیم. در آن موزه چیزهای بسیار جالبی وجود دارد، از جمله سومین ماشین چاپ دنیا پس از گوتنبرگ در این موزه است.dscn9806 اولین چاپخانه‌ی ایران و خاورمیانه در سال 1640 میلادی به همت خلیفه «خاچاطور کساراتسی» در اینجا راه اندازی شد. او خود ماشین چاپ و حروف چاپ را ساخت و در سال 1641 کتابی با مضمون شرح حال پدران روحانی به چاپ رساند . هنوز هم چند نسخه از این کتاب در موزه‌ کلیسای وانک وجود دارد. مجسمه بزرگ او در میدان بیرون کلیسا است که حروف چاپ دردست دارد. در موزه یک انجیل به طول و عرض 1 سانتیمتر وجود دارد . این کوچک ترین انجیل دنیا به هفت زبان نوشته شده است و تنها هفت گرم وزن دارد.

dscn9807

در میان اطرافیان من خانمی است که کاتولیک آشوری است و مرید امام حسین! حال، این که این چیزها با هم چگونه جور در می آیند، مربوط به خودش است.. اما آن چیزی که بسیار شرم آور است این است که او هر سال در عاشورا میان همسایگان خود غذای نذری پخش می کند و همسایه های مسلمان غذا را با نهایت ادب و تشکر از او می گیرند و صبح روز بعد او غذاها را با ظرف در زباله دانی می یابد. این داستان هر سال تکرار می شود.

در جلفا به این هتل نیز برخوردیم که چنین چیزی را بر سر در خود زده بود. آن یکی فروشگاه نیز با آن تابلو و لباس زیر آن دیگر نیازی به تفسیر ندارد.

بخش نخست: … و اصفهان زیباست (1- توفیق اجباری)

بخش دوم: … و اصفهان زیباست (2- هتل عباسی و میدان نقش جهان)

Advertisements

8 پاسخ

  1. چه چادری!
    همه‌چیزمون به همه چیزمون میخوره دیگه!

  2. دوست عزیزم، آن دستگاه چاپ در گوشه ای از انباری کلیسا خاک می خورد، که به همت پدر بنده به موزه منتقل شد. البته من خود متولد تهران هستم، ولی پدرم اصفهانی است و بشدت فعال یوده است. پست زیبایی بود، موفق باشید!

  3. سلام
    نمی دانم نوشتن این توضیح اینجا خوب هست یا نه اما می نویسم حداقل برای آگاهی بیشتر شما. اگر بنظرتان نامربوط آمد پاکش کنید
    من شش سال در نزدیکی این هتل زندگی کردم(دانشجو بودم و ساکن در خیابان پشتی این هتل یعنی خیابان مهرداد) و صاحب این هتل را می شناسم. فکر می کنم نصب این اطلاعیه یا از شگردهای کاسبی بوده است و یا اجبار والا با آن شناختی که من از ایشان دارم، این نوشته با آن تفکرات جور در نمی آید. می توانستم بیشتر توضیح بدهم اما فکر میکنم همین توضیح کافی باشد تا در غیاب کسی توهینی نشده باشد
    ===============================
    اگر شگرد کاسبی باشد که دیگر مشکل اخلاقی با چنین کاری بزرگتر نیز می شود و نشان گر این است که صاحب هتل از هیچ کاری (حتی توهین به همان مشتریانی که قرار است بیشتر شوند) برای جلب مشتری رویگردان نیست.
    نویدار

  4. […] … و اصفهان زیباست (3- جلفا و دیدار با اسقف اعظم) یک درک کلیشه ای نیز میان مسلمانان از ارمنی ها نیز وجود دارد و آنها معتقد هستند که ارمنی ها در کارشان صادق هستند و کلاه سر کسی نمی گذارند. البته هر چند که این یک کلیشه است ولی بیش از آن که در مورد ارمنی ها چیزی بگوید (که می توانند چون هر گروه دیگری بد و خوب داشته باشند)، در مورد گویندگان این حرف فاش می سازد که آنها به خود اطمینان ندارند و شاید خود نیز جورایی قبول دارند که دروغ گوتر از ارمنی ها هستند. […]

  5. […] یک درک کلیشه ای نیز میان مسلمانان از ارمنی ها نیز وجود د… هر چند که این یک کلیشه است ولی بیش از آن که در مورد ارمنی ها چیزی بگوید (که می توانند چون هر گروه دیگری بد و خوب داشته باشند)، در مورد گویندگان این حرف فاش می سازد که آنها به خود اطمینان ندارند […]

  6. با سلام

    من نزدیک 6 سال است که با یک پسر ارمنی دوست هستم ولی متاسفانه به دلایلی که بعضی از آنها واقعا منطقی نیست نمی توانیم ازدواج کنیم و به نظر من واقعاً احمقانه است. چون همه ما به یک خدای واحد ایمان و اعتقاد داریم. در نهایت من فکر نمی کنم که رابطه ها به خاطر دلایل احمقانه و یا سنتها قطع بشود. فقط پنهان می شود و من واقعا برای جامعه ارامنه و مسلمان متاسفم که باعث این پنهانکاری ها می شوند.

  7. این مورد که به مسلمانان اجازهٔ حضور در مراسم کلیسایی‌ داده نمی‌شود به علت ممنوع کردن آن توسط ادارهٔ ارشاد و نیروی انتظامی است ، که مسئولین ارمنی نمیتوانستند صراحتاً به شما بگویند. دولت از ترس گرایش مسلمانان به ادیان دیگر، دربارهٔ حضور آنان در مراسم مسیحیان و زرتشتیان بسیار سختگیری می‌کند.

    • حق با شماست. در این فاصله این را از بسیاری شنیدم که مشکل از حکومت است که از تماس مسلمانان با پیروان دیگر ادیان هراس دارد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: