… و اصفهان زیباست (1- توفیق اجباری)

در فرصتی که چندی پیش در ایران به دست آمد، به همراه دوستان آلمانی سفری به اصفهان داشتیم. آخرین باری که به اصفهان رفته بودم، در سال 2002 بود که آن نیز توفیقی اجباری بود به این صورت که در زمستان 2002 پرواز لوفت هانزا به تهران به خاطر برف و توفان شدید اجازه فرود در تهران را نیافت و به اصفهان رفت. در آنجا 24 ساعت توقف داشتیم که برای من دیداری دوباره پس از 5 سال بود. خوب، حالا که یاد این توفیق اجباری افتادم، بگذارید همه اش را بنویسم.

هواپیما در آن شب زمستانی سال 2002 آنقدر در آسمان تهران به دور خود چرخ زد و برج مراقبت مهرآبا017nr_121د که امیدوار بود توفان پایان یابد، آنقدر طول داد که خلبان پس از اعلام این که تنها برای یک ساعت بنزین دارد، به اصفهان رفت. خلبان برای آرامش مسافرها نیز گفت که ایران ایر کمک به لوفت هانزا برای این پرواز را بر عهده گرفته است و از همین جا دشواری های ما هم شروع شد.

ساعت 1،5 صبح که به اصفهان رسیدیم، هواپیما را به گوشه ای پرت و دور از ساختمان فرودگاه بردند و اجازه پیاده شده به ما ندادند و گفتند چون پرواز خارجی است کنترل گذرنامه نداریم و باید صبر کنید صبح بشود و ماموران بیایند. چند ماشین پلیس و پاسدار و آمبولانس هم پیرامون هواپیما گذاشتند. انگار با هواپیمای ربوده شده طرفند. ایران ایر نزدیک صبح چیزی شبیه صبحانه برایمان فرستاد و سرانجام ماموران مرزی تشریف آوردند و ما ساعت 8،5 صبح از هواپیما پیاده شدیم.009nr__4 گفتند که ایران ایر ما را به هتل خواهد برد برای استراحت. من نیز چون بار نخست نبود که چنین موردی پیش می آمد، گمان کردم که به هر حال مثل هر جای دیگر دنیا در چنین موقعیتی ما را به هتلی خواهند برد که بتوانیم به خودمان برسیم. بعد با اتوبوسی به جایی نزدیک میدان نقش جهان رفتیم که ظاهرش شبیه هتل بود ولی داخلش شبیه مسافرخانه های مولوی تهران! سپس به هرکدام کلید اتاقی دادند و وقتی که به اتاق رفتیم دیدیم که هر چهار نفر را به یک اتاق فرستاده اند. اتاقی که به من و سه نفر دیگر داده بودند، سطلی در میان اتاق داشت تا آبی که از سقف می چکید، زمین را خیس نکند. هر چه هم تلاش کردیم که مدیری در آن هتل بیابیم، کسی نبود. شاید مدیران مخفی شده بودند که کسی تتواند اعتراض کند. تلفن ایران ایر هم جواب نمی داد. به هررو، قید استراحت و دوش گرم را زدیم و تا آخری012nr__7ن دقیقه به گردش در شهر پرداختیم. البته می دانستم که ایران ایر برای این لطفی که به لوفت هانزا کرده و مسافرانش را جابجا کرده، غذا و هتل! داده، صورت حساب چربی برای لوفت هانزا خواهد فرستاد. برای آن که کارشان راحت شود، از هتل و هر لطفی که ایران ایر کرده بود، عکس تهیه کردم و برای لوفت هانزا فرستادم تا آنها نیز حواسشان به این حقه بازی باشد.

و اصفهان زیبا بود.

عکس ها از بالا به پایین: – هتل منتخب ایران ایر، – زاینده رود زمستانی، – کاخ عالی قاپو

بخش دوم: … و اصفهان زیباست (2- هتل عباسی و میدان نقش جهان)

بخش سوم: … و ااصفهان زیباست(3 – جلفا و دیدار با اسقف اعظم)