یکی ما را از شر ایرانسل و تبلیغاتش رها کند

زمانی که همه چارگوشه افق مخابراتی را امواج «شرکت خدمات سیار»، یعنی همین همراه اول کنونی با آن لوگوی ناز بشی (که من هروقت می بینمش یاد کلی شرکت های دیگر می افتم، به جز همراه اول) پر کرده بود، عجب آرامشی داشتیم! آرامشی به پهنای تاریخ باستان! فقط اگر می خواستی جایی را بگیری صبر ایوب لازمت بود تا روانی نشوی وقتی که پس از ده دقیقه شماره گرفتن و بوق اشغال شبکه شنیدن، بشنوی «شماره مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمی باشد» و انگشتانی روان که تا همان شماره را دوباره می گیری، زنگ بخورد اگر شبکه آزاد باشد. دایناسور متکبر جا خوش کرده بود و «همینه که هست. می خوای بخواه، نمی خوای نخواه». برای این که همه این چیزها را هم بشنوی و احساس مشتری بودن بهت دست بدهد، باید بالای یک میلیون تومان پول برای سیم کارت می دادی و چند صدهزارتومان برای یک گوشی. تازه گوشی را هم باید از خودمونی ها می خریدی (یعنی باند مافیایی واردات تلفن همراه که هر که هست و سرش به هر جایی وصل است، می تواند قانون و بخشنامه صادر کند). کار به جایی رسیده بود که اعلام کردند که روشن کردن تلفنی که از خارج از کشور آورده ای با سیم کارت مخابرات غیر قانونی! و جرم است، تازه اگر کار می کرد. چون واردکنندگان خودمونی تنها شماره های International Mobile Equipment Identity (IMEI)  گوشی های خودشان را در سیستم وارد کرده بودند و گوشی های کسی مثل من که هی می رود و می آید، گاهی کار می کردند و یا کار نمی کردند.

مشتری مداریشان هم از نوع «همینه که هست» بود. اول یک نام نویسی می کردند و با چند میلیون ثبت نام، چند میلیاردی پول از مردم می گرفتند و تازه شروع می کردند به فکر که چه جوری (با پول مردم) شبکه را راه بیاندازیم که انشاالله سر خرمن بعدی به مردم سیم کارت بدهیم.  15-14 سال پیش که شبکه را راه انداختند، برای آن که پول جمع شده از مردم بین خودشان بماند و جای دیگر نرود، از همان شعارهای خالی همیشگی دادند که: شبکه را به همت متخصصان داخلی راه می اندازیم (این جمله را با لحن پز و قمپزی بخوانید). همان زمان هایی که خالی بندی های «خودکفایی ملی» حکومتی گوش فلک و ذهن کاریکاتوریست ه را پر کرده بود. ا انگار طراحی شبکه مخابراتی گل لگد کردن است که از متخصصان داخلی برآید (جواب انتقاد احتمالی: می دانم که متخصص خوب هم داریم. خودم هم می شناسم ولی در مدیریت و سیاست گذاری هنوز هم تعیین کننده و کاره ای نیستند. مدیران ما متعهد هستند نه متخصص). در نتیجه همان شد که همه دیدیم. شبکه ای پر از سوراخ رادیویی و گهگاه آنتن هایی که به آسمان نگاه می کردند و برای بالانشین ها امواج می فرستادند و پر از وصله و پینه مخابراتی که اگر طرح نقشه را روی کاغذ می دیدی، یاد لحاف چهل تکه مادربزرگت می افتادی. آخر کار 5-4 سال پیش همان شرکت مشاور انگلیسی که در آن سالها بیرون کرده بودند، را رفتند و آوردند و با خرج چند صد میلیونی و دوباره کاری، با سلام و صلوات شبکه با همت متخصصان متعهد داخلی – انگلیسی کمی بهتر شد و قابل تحمل. یکی از همان انگلیسی ها به من می گفت: شبکه را تقریبا از اول طراحی کردیم. یعنی دوباره کاری اساسی که مغز هر مدیر پروژه ای را به جوش می آورد؛ مثل بسیار کارهای دیگر هر کاری باید دوبار انجام شود تا هوش ایرانی (شاید) به خود آید.

البته هنوز هم ابتدا پول می گیرند و بعد از زمانی کوتاه تر از پیش سیم کارت می دهند. قیمت ها هم به یرکت وجود رقیب شکسته. ولی هر چه بود آن زمان به برکت سکوت گوشی آرامش داشتیم، حیاط خلوتی بود جدا از هیاهوی تکنولوژی در جاهای دیگر دنیا. سکوتی تاریخی در پشت آنجای دنیا.

حالا دیگر آرامش هم نداریم. از کی تا حالا؟ – از وقتی که ایرانسل اومده! اینها آمدند تا رقابت ایجاد شود که البته رقابت هم واقعا ایجاد شده. حالا هر دو اپراتور در وصل نکردن ارتباط و کیفیت پایین با هم رقابت دارند. این یکی تازه از راه رسیده، با آن تبلیغاتش شهر رو هم به زردی کشیده است. برای من هم که مدیر پروژه راه اندازی شبکه از سوی یکی از تولیدکننده ها بودم، دست کم دو مشکل درست شده است.  یکی این که هر کسی مرا می شناخت، زود رفت یک سیم کارت ایرانسل خرید. گویا من شده بودم تابلوی تبلیغاتی ایرانسل! الان هر کی به من می رسد، شاکی است که آقا این دیگه چه شبکه چرندیه که راه انداختین و شبکه هایی که در اروپا و آمریکا راه می اندازین هم اینجوریه و از این حرفها (انگار دوران همراه اول یادشان رفته). دو ساله که کار من توضیح به همگان شده که: شبکه هنوز کامل نیست و این چیزها پیچیده است و 5-4 سال کار دارد تا شبکه کامل شود که البته این حرف هم دیگر فایده ندارد و نمی شود دیگر کیفیت بسیار پایین شبکه ایرانسل را ماله کشی کرد. چون مشکلات ایرانسل نه تنها ناقص بودن شبکه ، بلکه بار بیش از اندازه ترافیک روی شبکه و چیزهای دیگری نیز هست که چندان ربطی به تکنولوژی ندارد. تنها در یک جا قوی هستند و آن هم تبلیغات است که زردیش همه جا را گرفته. مشکل دیگر من هم همین هایی است که همه به عنوان مشترک عادی دارند. برای تقریبا هر مکالمه تلفنی باید سه چهار بار بگیری و هر دفعه بخشی از جمله ات را بگویی به این امید که طرف مقابل همه را شنیده باشد. نیمی از زمان مکالمه هم صرف این می شود که: صدا میاد؟ شنیدی؟ نه، صدای تو میاد. تو بگو! از جات تکون نخور، حالا خوب شد. بذار دوباره می گیرم و از این حرفها!

حالا این تبلیغات پیام کوتاه هم قوز بالای قوز شده. بابا، به چه زبانی بگوییم که ما پیام کوتاه تبلیغاتی نمی خواهیم؟ البته این تقصیر وزارت خانه و دولت محترم و مجلس محترم تر است که قانون ممنوعیت تبلیغ ناخواسته را وضع نمی کنند. این است که اینها هم دستشان باز است. یک مدت که اصلا تعارف نداشتند و نیمه شب و دو صبح و هر وقت می شد آدم را دعوت می کردند که بیاید و پژو 206 رو برنده شود و ببرد که یک بار هم در اینجا نوشتم. الان هم که یک سال است که دیگر در پروژه نیستم، هر کجا که بهشان رسیده ام، همیشه گفته ام بابا، اینقدر مزاحم مردم نشوید. این کارها ضد تبلیغ است و نتیجه منفی می دهد. حالا دیگر شب ها نمی فرستند (دست کم برای من نمی آید) ولی در روز بمبارانت می کنند. آقا جان، من اصلا نمی خواهم کارتم را تا آخر آذر شارژ کنم و 750 تومان هدیه بگیرم. 4 تا پیام کوتاه مجانی هم نمی خواهم (که این روزها هی می آید که: اگر کسی از شبکه دیگر حداقل 5 دقیقه با تو صحبت کند، 4 تا پیام کوتاه مجانی می توانی بفرستی. هر کدام از این تبلیغات را هم چند بار می فرستند، هم به خط فارسی و هم لاتین که دیگر احتمال این که آنها را نبینی به صفر برسد. «رگولاتوری» (در ضمن فارسی رو هم داشته باش!) هم فعلا خواب است که بیاید ارسال تبلیغ ناخواسته را ممنوع کند. این رگولاتوری همان وزارت پست و تلگراف و تلفن سابق است که الان شده وزارت ICT. البته رفتارش همان رفتار زمان تلگراف و تلکس دوران لاک پشت است.

به کادر غیر ایرانی مدیریت ایرانسل از آفریقای جنوبی که تمام پست های مهم را در دست دارند، می نگری، به جز چند نفر، بقیه چیزی که حالیشان نیست، ادب و رفتار متمدنانه است. انگار تا همین حالا بالای درخت زندگی می کرده اند. به قدری بی تربیت و خشن هستند که حد ندارد. علاقه عجیبی به حرف F در زبان انگلیسی دارند و ترکیبات آن را در حالت های مختلف خوشی و عصبانیت به کار می برند. شمار مواردی که به آنها تذکر داده ام بسیار است و در دو مورد هم آنها را از دفتر بیرون کرده ام. یکی از همکاران زن من چند روز پیش تعریف می کرد که دو هفته در آنجا کار کرده و سپس از آنجا استعفا داده است. داستان های عجیب و غریبی هم از فضای کاری آنجا می شنویم که خود می تواند موضوعی جداگانه باشد. مدیر بازاریابی شان که مسئول این مزاحمت های پیام کوتاه است، یکی از موفق ترین انسان های نخستین از آفریقای جنوبی است که لنگه ندارد. البته مدیر بازاریابی باید هم چنین کسی باشد که با پررویی تمام در حالی که شبکه توان این ترافیک را ندارد، باز هم اینگونه تبلیغ کند و با هر سیم کارت اعتباری که می خری، یکی هم مجانی هدیه دهد. آن آدم را باید بشناسی تا بتوانی این رفتار توهین آمیز با مشتریان و مزاحمت های بی پایان پیام کوتاه را توضیح دهی. یکی از دوستان با تعجب می پرسید: «معنی این هدیه دادن سیم کارت چیست؟» برای مشترکان این کار معنی چندانی ندارد به جز این که آن را به کسی در پیرامون خود هدیه دهند تا شاید او نیز به مشترکان ایرانسل بپیوندد یا چون من اکنون دارای 4 سیم کارت باشد که در کشوی میز خاک می خورند. البته ایرانسل با این کار در جای دیگری نیز هدف دارد. اینها آمار صوری مشترکان را بالا می برند و در عرصه بین المللی به این و آن بانک و سرمایه گذار و یا در این یا آن کنفرانس می گویند که ببینید! ما در ایران در طی دوسال شونصد میلیون مشترک گرفته ایم تا یا برای همین شبکه  و یا برای جای دیگری و کار دیگری سرمایه جذب کنند. حالا هر کس این حرفها را باور کند، بدون این که بیاید و آمارهای شبکه را با دقت تخصصی ارزیابی کند، دیگر تقصیر خودش است. دوست دارم در کنفرانسی اینها بیایند و من هم آنجا باشم و چند تا سوال بپرسم.

ولی جدا عجب مکافاتی در ایران داریم! در بازار رقابتی تلفن همراه هم هیچ چیزمان به آدم نمی رود! فعلا که این دو در پخش بوق اشغال شبکه با هم رقابت می کنند.

حالا قرار است که اپراتور سوم هم بیاید. این یکی قرار است شبکه نسل سوم 3G را ارایه دهد که البته هنوز در مرحله مناقصه امتیاز است و تا چند هفته دیگر روشن می شود که کدام شرکت اجازه خواهد یافت که اپراتور سوم شود. در حال حاضر شاهد مذاکرات این با آن و همه با همه برای همکاری و ایجاد کنسرسیوم برای گرفتن امتیاز هستیم. ببینیم اینها چه گلی به سر بازار مخابراتی ایران می زنند و ببینیم ایرانسل و همراه اول با ورود این رقیب جدید چه می کنند. «عمان تل»، «زین»، «اتصالات»، «تلکوم مالزی» و چند تای دیگر گرم رقابت برای جذب شریک داخلی برای گرفتن مجوز هستند.

من فعلا که برگشته ام سراغ همراه اول و تلفن های جدی را در شبکه آنجا انجام می دهم که پس از 15 سال بهتر شده است. سیم کارت ایرانسل تنها برای دلخوش کنک نوستالژیکی روشن است و کماکان با پیام کوتاه مزاحم می شود. همراه اول هم البته مزاحمت هایی دارد از نوع ارشادی و بسیجی و تبلیغات بی هدف الکی و چرند دیگر. ولی حداقل می شود با آن تلفن کرد.

عجب گیری افتاده ایم!

پانوشت: می گویند که تبریک عید یا یک مناسبت مذهبی ثواب فراوان دارد. از این آخوندک ها بپرسی، کلی حدیث برایت ردیف می کنند. قبلا یک نفر، اگر دست بالا بگیری، شاید مثلا عید قربان را به 20 نفر می توانست تبریک بگوید و 20 تا ثواب برایش آن بالا تو حسابش بنویسند. حالا اگر هم می رفت جلوی مسجد می ایستاد، شاید می شد 100 نفر. اما امروز به برکت تکنولوژی مدرن پولی می دهی به ایرانسل یا همراه اول و آنها به اسم تو 5 میلیون پیام کوتاه می فرستند و این همه ثواب هم به اسم تو نوشته می شود و هم به اسم آنها. آخرین تبریکی که تا حالا نمی دانم چند بار آمده، این است: «سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و فاطمه (س) و روز ملی ازدواج جوانان مبارکباد.» («مبارکباد» را خودشان اینجوری نوشته اند.)

یکی از این ارگان های پخش ثواب هم در اصفهان یکی دوسال پیش تابلوی تبلیغاتی عظیمی در خیابان نصب کرده بود که رویش «سالگرد شب زفاف حضرت علی و فاطمه» را تبریک گفته بود. عکسش را حتما در اینترنت دیده اید. شاید به زودی ام ام اس تبلیغاتی اش را بگیریم. سرویس ام ام اس هم که در هر دو شبکه راه افتاده است.