رادیو زمانه، عباس معروفی و مشکلاتش

دوست عزیزم، عباس معروفی، در وبلاگش در مورد بحران کنونی رادیو زمانه نوشته ای دارد که همه اش را می توانید در اینجا بخوانید. من با یک بخش کوچک آن کار دارم که در اینجا می آورم:

» هميشه به اين فکر بوده‌ام که ما آدم داريم، فکر داريم، طرح داريم، ولی چرا سرمايه‌دارهای ايرانی از آدم‌های ما و از فکرهای ما حمايت نمی‌کنند؟ اگر ايران را دوست دارند، اگر برای ارتقای شعور و ادب و فرهنگ و تاريخ ايرانی‌ها دل‌شان می‌تپد و حرفش را می‌زنند يا شعارش را می‌دهند چرا دستی بالا نمی‌زنند که ما يک راديو يا تلويزيون مستقل داشته باشيم؟ پارلمان هلند يکبار به ما لطف کرد و بودجه‌ای در اختيار روشنفکران ما قرار داد تا برای خودشان رسانه‌ای دست و پا کنند، چرا سرمايه‌دارهای ايرانی چنين همتی ندارند؟

عباس عزیز! این هم جواب این همه سول:

– ما آدم نداریم.

ما فکر نداریم.

ما طرح نداریم.

سرمايه‌دارهای ايرانی از آدم‌های ما و از فکرهای ما حمايت نمی‌کنند. چون به درد آنها نمی خورد.

آنها ايران را دوست ندارند. برای ارتقای شعور و ادب و فرهنگ و تاريخ ايرانی‌ها دل‌شان نمی‌تپد و حرفش را نمی‌زنند يا شعارش را نمی‌دهند و دستی بالا نمی‌زنند که ما يک راديو يا تلويزيون مستقل داشته باشيم.

پارلمان هلند یک بار لطف کرد. سرمایه دارهای ایرانی چنین همتی ندارند.

راستی، یادت هست یکی دو سال پیش در یک کنسرت ایرانی میز کتاب گذاشته بودی؟ ورودی آن کنسرت از 30 یورو به بالا بود. بیش از 15 هزار نفر ژیگول پیگول آنجا بودند. بهای یک لیوان کوکاکولا 5 یورو بود، یک لیوان آبجو 4 یورو، یک ساندویچ اولیویه 6 یورو، ساندویچ کباب 8 یورو وغیره. آنهایی هم که از شهر های دیگر برای کنسرت آمده بودند، برای هتل باید شبی 100 تا 120 یورو می پرداختند. آن شب کتاب زیادی نفروختی چون کتابهایت را گران می فروختی، مثلا 10 یورو یا 15 یورو. شاهد بودم که چند نفر که تا آن لحظه شاید بالای 100 یورو خرج کرده بودند، می گفتند: «آقا کتابهایتان گران است.» آن هم در کشوری که بنجل ترین کتاب 300 صفحه ای از 20 یورو به بالا است.

انتظارت زیادی است. واقعیت این است که جامعه ایرانی در خارج از کشور توان پاسخ به این انتظارها را ندارد. همان گونه که جامعه ایرانی شهر برلین که نخستین شهر اروپایی است که از 1310، از دوران رضاشاه به بعد میزبان روشنفکران ایرانی بوده و یکی از مراکز مهم فعالیت فرهنگی ایرانیان در خارج از کشور است و کسانی چون بزرگ علوی را داشته است، ظرفیت آن «خانه هدایت» که راه انداخته ای را ندارد.

به هزارو یک دلیل!

این نوشته را به بالاترین بفرستید Balatarin

Advertisements

5 پاسخ

  1. توهمات خودبزرگ بینی وهمین داستانهایی که روزمره از رسانه ها میشنویم…ولی میدونیم واقعیت وحقیقت چیز دیگه ایه. یکیش همینه که بهش اشاره کردی

  2. نويدار عزيز، مشکل فقط از طرف سرمايه‌داران ايرانی نيست. مارکتينگ و بازاريابی برای يک رسانه احتياج به تخصص داره. شما تشريف ببريد و ببينيد چند درصد از سرمايه‌داران آلمانی همينجوری محض رضای خدا و عيسی پولشون رو توی حلق پروژه‌های فرهنگی ريخته‌اند. تعدادشون خيلی کمه، به خصوص اگه صحبت بچهء بيمار يا بچهء جهان سومی با مف آويزون و چشمان درشت يا قربانيان بلايای طبيعی و خلاصه يه چيز غم‌انگيز و تأثيرگزار نباشه = وجههء مثبت. به عبارت ديگه، سرمايه‌دار سرمايه‌گزاری ميکنه، نه بذل و بخشش. در ازای سرمايه‌اش سود ميخواد، حالا پابليسيتی يا چيز ديگه. اين قانون ساده دربارهء پروژه‌های رسانه‌ای و فرهنگی هم صادقه. اين همه راديوی خصوصی در سراسر دنيا از کجا پول درميارند که تازه علاوه بر رتق و فتق امور درآمد مازاد هم دارند؟
    اگر از من ميپرسيد، همه‌اش تقصير نگاه عارفانه و درويش‌مسلک و زهدآميز مسئولان اين رسانه‌ها و فرار از مسائل مادی و تمرکز بر مسائل معنويه. اين نگاه غيرمنطقی هميشه گريبانگير ايرانيان اهل فرهنگيه که ميخوان رسانه راه بندازند، اما خودشون رو به مسائل کثيف و چرکينی مثل پول و اقتصاد و سود و زيان درگير نکنند. شمع روشن کنند و حافظ و مولوی زمزمه کنند و اين بشه يه رسانهء موفق. بعد که سرشون به سنگ خورد، ميندازند تقصير ايرانی خسيس ضدفرهنگ که زورش مياد کيسه کيسه پول بياره و حق درويش رو بده. ميبينيد که ايرانيها طبق مثال خودتون برای مسائل مورد علاقه‌اشون مثل موسيقی و تفريح خوب هم پول خرج ميکنند، اما برای چيزی که احتمالاً ميخوان محض پز بخرند مثل کتاب، ناخن‌خشکی به خرج ميدند. اين رو بايد به عنوان يه واقعيت، بدون هيچ گريه و زاری و مرثيه‌سرايی پذيرفت و استراتژی رو بر همين مبنا پی ريخت. سرنا رو نميشه از سر گشادش زد. کجا و برای کدوم پروژه به سرمايه‌داران ايرانی يه پيشنهاد خوب و جالب از طرف رسانه‌ای شده که برای هر دو طرف سود مشخص داشته باشه و اونها گفته باشند نه؟
    =====================================
    پانته آی عزیز،
    حرف شما کاملا درست است و زبان کنایه آمیز نوشته من نیز به همین سو می رود. میزان کسانی که امکانات مالی گسترده دارند و به پروژه های فرهنگی کمک می کنند بسیار کم است و ایران در این راستا جدا از دیگران نیست. اما ما دست کم دو دشواری دیگر نیز داریم:
    1) تعداد کتاب خوان های ما بسیار کم است و شاید بتوان گفت که مردم ما اصلا کتاب و حتی روزنامه نیز نمی خوانند.
    2) بسیاری (و نه همه) از فرهنگیان ما دوست دارند بنشینند و بنویسند و همانگونه که خود نیز درست گفته اید، با حافظ و مولانا کیف کنند و کار نکنند.
    البته همه اش تقصیر فرهنگیان ما نیز نیست. با پول انتشار کتاب هزینه خورد و خوراکت در ایران نیز در نمی آید. اگر مردم ما کتاب خوان بودند و حاضر بودند برای کتاب همان بهایی را بپردازند که برای یک بستنی، آن وقت نویسندگان ما نیز درآمد درخور کار خود را داشتند همانگونه که بسیار نویسنده های خوب اروپایی زندگی مرفهی دارند.
    در تهران بهای یک کاپوچینوی مزخرف که تنها اسمش شبیه مشابه ایتالیاییش است، در لیوان کاغذی در یک کافی شاپ خیابان ولی عصر از یک کتاب خوب 300 صفحه ای بالاتر است. تیراژ متوسط کتاب پیرامون 3000 جلد است و بسیاری از ناشران پول انتشار کتاب را از پیش از خود نویسنده می گیرند تا حال با فروش آن کتاب، آن پول شاید با سود برگردد. برخی از ناشران نیز مثلا کتاب را در 5000 نسخه چاپ می کنند و رویش می زنند 2000 تا. کدام نویسنده می تواند کنترل کند که چند جلد چاپ شده و به فروش رفته است؟
    دشواری های ویژه این کشور یکی دوتا نیست.
    شاد باشی

  3. hi
    i guess you are the first person in all iranian people that i know that said the problems for living in tehran. tehran is the biggest village in the world. thanks for your thoughts and keep up the good work

  4. […] های دل زمانه نوشته شده در نوامبر 2, 2008 با dermine این پست حرف دل من هست. با جواب آن همه سوال کمابیش موافقم. و می […]

  5. باعث خوشحالیه. این پست رو نمی گم البته، کامنت شما.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: